صفحه اصلی|اخبار|درس خارج فقه نظام سیاسی اسلام|تماس با ما
منو اصلی
اوقات شرعی
ورود
نام کاربری :   
کلمه عبور :   
 
متن تصویر:
عضویت
فتنه‌های اجتماعی و راهکارهای برون‌رفت از آن با تأکید بر روایات نبوی
فتنه‌های اجتماعی و راهکارهای برون‌رفت از آن با تأکید بر روایات نبوی تاریخ ثبت : 2016/08/09
طبقه بندي : ,246,
عنوان : فتنه‌های اجتماعی و راهکارهای برون‌رفت از آن با تأکید بر روایات نبوی
مولف : رضا مهدیان­فر
دریافت فایلpdf : <#f:70/>
متن :
|139|

فتنه‌های اجتماعی و راهکارهای برون‌رفت از آن با تأکید بر روایات نبوی

دريافت: 18/6/94

تأييد: 16/1/95

رضا مهدیان­فر*

چکیده                                                               

فتنه در حوزه اجتماعی به معنای اضطراب، اختلاف و دودستگی، درگیری و کشتار می‌باشد. به فرمودة قرآن کریم، فتنه از قتل هم شدیدتر و  بزرگ‌تر است. برپایه آیات و روایات، جهان اسلام  فتنه‌هایی را تجربه خواهد کرد که خدای سبحان و رسولش راه‌های برون­رفت از آن را نیز یادآور شده‌اند. ازاین­رو، با نگاه تاریخی به موضوع فتنه، ریشه‌ فتنه‌های اجتماعی را می‌توان نزاع بر سر حکومت و جانشینی رسول خدا(ص) دانست که آیات و روایات، نسبت به پی‌آمدهای ناگوار آن هشدار داده‌اند. برای برون­رفت از این فتنه‌ها گریزی از بازگشت به قرآن و عترت نیست. اقتدار حاکم اسلامی، شناخت ظرفیت‌های جامعه اسلامی به منظور رویارویی با فتنه همچون علما، رؤسای عشایر، سازمان‌های مردم­نهاد و مانند اینها، روشن‌گری علما، بصیرت و روشن‌بینی نسبت به توطئه‌های دشمن و آگاهی صحیح از اعتقادات و اندیشه‌های سایر فرق اسلامی از راه‌کارهایی هستند که با هدف رویارویی و برون­رفت از فتنه‌ها با تدبر در آیات و روایات فریقین با رویکرد توصیفی ـ استنباطی و به روش کتابخانه‌ای در پژوهش حاضر بدان دست یافتیم.

واژگان كليدي

فتنه­های اجتماعی، فتنه در قرآن، فتنه در روایات، ریشه­های فتنه


* استادیار دانشگاه علوم و معارف قرآن کریم: Rezamahtab52@yahoo.com .


 

|140|

مقدمه

آیات و روایات اسلامی، فتنه را در دو گسترة فردی و اجتماعی مورد توجه قرار داده‌ و در رابطه با پی‌آمدهای ناگوار آن به مسلمانان هشدار داده‌اند. به روایت قرآن کریم، فتنه از قتل هم شدیدتر و بزرگ‌تر است (بقره(2): 191و217)؛ زیرا قتل و کشتار، خود از نتایج فتنه است که البته درخور توجه ویژه است. بروز فتنه در جوامع دینی، مجال فزون‌تری می‌یابد؛ چون زمینة هماوردی حق و باطل و نیز ترکیب این دو با هم از سوی جاهلان و سودجویان در این جوامع فراهم می­شود. لذا فتنه در فضایی شکل می‌گیرد که گروهی حق را به باطل آمیخته و به دنبال هوای خویش، گمراهی افکار عمومی را سبب می‌شوند؛ چنانکه رخدادهای پس از رحلت رسول خدا(ص) گواه این ادعاست. روشن است در تاریکی فتنه‌ها، گاه تشخیص حق از باطل چنان دشوار می‌نماید که نخبگان را نیز در تاریکی خود فروبرده و رهایی از آن را تا به مرز محال می‌رساند و رهاورد آن فرسایش جامعه اسلامی و سلب آرامش و آسایش از مسلمانان خواهد بود. ازاین‌رو، تلاش در پرهیز از غلطیدن جامعه به دامن فتنه‌ها بسی آسان‌تر از نجات جامعة فرورفته در فتنه‌ها خواهد بود. اما از آنجا که برپایه روایات و بنا به دلیل پیش‌گفته، در جامعه اسلامی امکان وقوع فتنه‌ها، بسیار محتمل است، پی‌جویی راه‌های برون‌رفت از آن بسی ضروری است؛ زیرا تداوم فتنه،‌ فروکاهی قدرت و شوکت مسلمین را به دنبال داشته و جامعه را با  بحران‌ها و انحطاط روبه‌رو می‌نماید و روح امید و مجال تلاش را از جامعه باز می‌ستاند. امیر مؤمنان(ع) تداوم فتنه را از بزرگ‌ترین محنت‌ها می‌داند (آمدی،1366، ص464). بر این اساس، اصل وجود و وقوع فتنه در میان مسلمانان قابل پیش بینی است،[i] ولی با هم‌اندیشی و بازنگری دور از تعصب مذهبی و سوگیری قومیتی، می‌توان جامعه اسلامی را از آسیب‌های فتنه در امان نگه داشت یا از وقوع آن پیشگیری کرد. برای مهار فتنه، به فهم درست و واقع‌گرایانه از فتنه نیاز است و گام نخست در این مسیر، تعیین اصول راهنما است. بازخوانی آیات و روایات فتنه، دوری­جستن از تعصبات قومی و مذهبی، تبادل اندیشه، ارتباط علمی


[i]. چنانکه رخدادهای تاریخ اسلام و به ویژه فتنه‌های عصر حاضر، گواه روشن این ادعاست.


 

|141|

دانشمندان و اندیشمندان جهان اسلام، روشن‌بینی و درک درست از رخدادها و عوامل پشت پرده، هوشیاری نسبت به آسیب‌های فتنه و شناسایی ظرفیت‌های جهان اسلام برای مقابله با آن از جملة این اصول هستند. این اصول می‌توانند به مهار فتنه و کاهش آسیب‌های آن کمک جدی کنند. واکاوی روایات آخرالزمان و ملاحم و فتن برای بازشناسی فتنه‌ها، مجال فزون‌تری می‌طلبد. شایسته است دانشمندان و پژوهش‌گران جهان اسلام در این خصوص که نیاز نخست جامعه اسلامی است، کوشش بیشتری داشته باشند. این نوشتار به وسع مقاله‌ای مختصر با واکاوی حقیقت فتنه در آیات و روایات و ریشه‌یابی آن در کلام وحی و گفتار غیبی نبوی و تأمل در زوایای پنهان گفتار مفسران و حدیث‌شناسان جهان اسلام به دنبال پاسخ به این پرسش اساسی است که حقیقت فتنه چیست و راه‌‌های رهایی از تنگناهای فتنه کدام است.

ازاین‌رو، با بازشناسی ریشه‌های فتنه از رهگذر آیات و روایات و حوادث تاریخی جهان اسلام به راهکارهای برون‌رفت از فتنه‌ها دست خواهیم یافت که امروزه دامنگیر جامعه اسلامی شده و فروکاهی شوکت و قدرت مسلمانان و تقویت جبهه استکبار و دشمنان جامعه اسلامی را به دنبال داشته است. بدین منظور، ناگزیر از بررسی توصیفی ـ تحلیلی ریشه‌های فتنه در جامعه اسلامی خواهیم بود. فتنه در طول تاریخ اسلام مورد توجه و پژوهش اندیشمندان و دانشمندان بسیاری بوده است. پس از هشدار خدا و رسولش به این آسیب اجتماعی در قرون اولیه، ابتدا حدیث‌پژوهان به موضوع فتنه توجه ویژه‌ای داشته و بابی در کتب حدیثی با نام «کتاب الفتن» را به این موضوع مهم اختصاص داده­اند. همزمان با آن و پس از آن، کتاب‌های مستقلی از سوی دانشمندان اسلامی؛ مانند «الفتنه و وقعة الجمل»، «سیف­بن­عمر» (متوفای200ق)، «کتاب الفتن»، «نعیم­بن­حماد» (متوفای 288ق)، «الملاحم و الفتن»، «سیدبن­طاووس» (متوفای664ق) و در عصر حاضر، کتاب‌هایی، مانند «معالم الفتن»، «سعید ایوب»، «فتنة التکفیر»، «محمدناصرالدین آلبانی» به رشته نگارش در آمد. در این میان می­توان به «فتنه از نگاه قرآن و سنت» نوشته «علی­اصغر یساقی» اشاره کرد که نسبت به سایر پژوهش‌ها در این حوزه از نوآوری برخوردار بوده و افزون بر معناکردن واژة فتنه از نگاه واژه‌پژوهان و


 

|142|

مفسران فریقین، به فتنه بنی‌امیه، ویژگی‌ها و خاستگاه‌های فتنه نیز اشاره داشته‌اند. واکاوی حقیقت فتنه و ریشه‌ها و راهکارهای برون‌رفت از تنگنای فتنه‌ها با نگاهی ویژه[i] از وجوه تمایز این پژوهش با تحقیقات همسان است. پژوهش حاضر با رویکرد توصیفی و تحلیلی و به روش کتابخانه‌ای با استناد به آیات و روایات به ویژه روایات اهل سنت، به منظور روشن­ساختن زوایای فراموش­شده در آیات و روایات، به این مهم پرداخته است. در این رویکرد، با وانهادن جهت­گیری‌های مذهبی و قومیتی بازشناسی ریشه‌ها و از رهگذر آن، راه‌های رهایی از تنگنای فتنه روشن خواهد شد. واداشتن دانشمندان و اندیشمندان جهان اسلام به بازنگری در آیات و روایات مربوط به فتنه و بازشناسی حقیقت و موارد فتنه از اهداف عمدة این نوشتار است؛ زیرا به رغم وجود خاستگاه‌های فتنه در جوامع اسلامی، منابع دینی مسلمانان، سرشار از علوم وحیانی و اخبار غیبی رسول خدا(ص) است که بازگشت به آنها و بازشناسی به دور از سوگیری و پیش‌داوری، به آسانی امت طوفان‌زده را به ساحل امن خواهد رساند.

اهمیت و ضرورت پژوهش

امروزه جامعه اسلامی با فتنه‌هایی روبه‌روست که هر روز با گسترش دامنه خود به یکی از کشورهای اسلامی، پی‌آمدهای زیان‌باری را بجا می‌گذارد. چاره‌اندیشی برای مهار فتنه‌ها، مانع از پیشرفت آنها و بازگرداندن روح امید به جامعة خسته از فتنه‌هاست. کشتار توحش‌گونه مسلمانان در سوریه، عراق، یمن و به صورت پراکنده در سایر کشورهای اسلامی از سوی گروه‌هایی که با نقاب دین هر روز در حال گسترش هستند، باید هر مسلمان آزاداندیشی را به دور از هرگونه تعصب مذهبی یا قومی به چاره‌اندیشی وادارد. اهمیت این پژوهش زمانی بیشتر رخ می‌نماید که بدانیم افزون بر عوامل درونی جامعه اسلامی، دشمنان اسلام، بازیگران پشت پرده این فتنه‌ها هستند. آنان از این رهگذر، بدون این که هزینه‌ای برای مبارزه با مسلمانان بپردازند، به دست خود مسلمانان سبب ازمیان­رفتن قدرت‌ جهان اسلام می‌شوند. قرآن کریم از پی‌آمدهای فتنه، این چنین یاد می‌کند: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ... ...وَلاَ تَنَازَعُواْ فَتَفْشَلُواْ وَتَذْهَبَ رِيحُكُمْ


[i]. برای نمونه، اشاره به بعضی از راهکارهایی که از نگاه پژوهشگران مغفول مانده است؛ همانند بهره­جستن از ظرفیت‌های جامعه اسلامی به منظور برون‌رفت از تنگنای فتنه، نگاه ویژه این پژوهش است.


 

|143|

وَاصْبِرُواْ إِنَّ اللّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ» (انفال(8):46-45)؛ ای اهل ایمان... با يكديگر نزاع و اختلاف مكنيد كه سست مى‏شويد و قدرت و شوكت‌تان از ميان مى‏رود و شكيبايى ورزيد؛ زيرا خدا با شكيبايان است‏.امیر مؤمنان علی(ع) می‌فرماید: «به جان خودم سوگند در آتش فتنه، مؤمن هلاک می‌شود و غیر مسلمان سالم می‌ماند» (آمدی، 1366، ص464). استکبار و صهیونیزم جهانی در این میان با ایجاد فتنه در جهان اسلام، به دنبال انحراف افکار عمومی مسلمانان از مسأله فلسطین و تأمین امنیت رژیم اشغالگر صهیونیست هستند. مبارزه با گروه‌های افراطی و تکفیری و مصروف­داشتن توان جامعه اسلامی به برخورد فیزیکی با گروه‌های فتنه‌انگیز و غافل­شدن از ریشه‌های فتنه، در واقع مبارزه با شاخ و برگ و فراموش­کردن ریشه فتنه است. شکی نیست که این راهکار لازم است، اما کافی نیست؛ چون با وجود ریشه‌های فتنه و با حذف این گروه، گروه دیگری جایگزین خواهد شد. ازاین‌رو، اندیشیدن به راهکارهای رهایی از تنگناهای فتنه با عنایت به ریشة فتنه بسیار راهگشا خواهد بود. تدبر در آیات و روایات نیز ما را به این مهم رهنمون می‌نماید؛ زیرا در آیات و روایات، بدون نام­بردن از افراد و گروه‌ها، به ریشه‌ها و ویژگی‌ها توجه ویژه‌ای شده است تا جامعه اسلامی در افراد و گروه‌ها محدود نشده و با ریشه‌ها آشنا شوند و فتنه را از ریشه خشک کنند.

مفهوم‌شناسی فتنه

فتنه در لغت از ريشه «فتن» به معناي ذوب­كردن طلا و نقره در آتش به منظور جداكردن خوب و بد آن است (ابن منظور، 1405ق، ج13، ص317). ولي واژه­پژوهان افزون بر اين، معاني گوناگوني براي اين واژه نوشته‌اند كه آزمايش، ابتلا، عذاب، قتل، جنگ و كشتار، سوزاندن با آتش و... از جمله اين معاني هستند (ابن منظور، 1405ق، ج13، ص317؛ فراهیدی، 1409ق، ج8، ص128-127). البته معنای آزمون در این واژه معمولاً با سختی و تلخی همراه است. «ابن منظور» در ادامه می­گوید:

«الفتنة ما يقع بين الناس من القتال [الحروب]» (ابن منظور، 1405ق، ج13، ص319؛ فراهیدی، 1409ق، ج8، ص128). ابن منظور در ادامه، روايت نبوي را در


 

|144|

همين راستا معنا مي­كند:

و اما قول النبي(ص): «اني اري الفتن خلال بيوتكم. فانه يكون القتل و الحروب و الاختلاف الذي يكون بين المسلمين اذا تحزبوا» (ابن منظور، 1405ق، ج13، ص319)؛ به طور قطع فتنه­ها را در ميان خانه­هاي شما مي­بينم. اين فتنه­ها كشتار و جنگ و اختلاف ميان مسلمانان است، هنگامي كه گروه گروه مي­شوند.

برخی از مفسران و واژه‌پژوهان معاصر، در معنای فتنه می‌نویسند: «آنچه موجب اختلال و اضطراب گردد، «فتنه» نامیده می‌شود که دارای مصادیقی است؛ همانند اموال، اولاد، اختلاف در دیدگاه، عذاب و...» (ابن عاشور، بی تا، ج9، ص71؛ مصطفوی، 1374، ص24).

به نظر می‌رسد این معنا به دلیل شمول آن نسبت به سایر معانی و این که گفته شده بعضی از معانی، معنای اصلی واژه نبوده و از لوازم معنای اصلی هستند، از استواری بیشتری برخوردار است.

اما در اصطلاح علوم، «فتنه» در حوزه علوم سیاسی می‌گنجد که  معادل sedition  به مفهوم تحریص آشکار اهالی کشور(از طریق سخنرانی، نشریات چاپی، وسایل سمعی و بصری و عمل) به منظور برهم­زدن اساس حکومت یا شیوه­های غیر قانونی و اعمال خشونت برای تغییر حکومت است (آقابخشی و افشاری راد، 1386، ص613). اما واقعیت این است که این واژه به گونه‌ای جدی وارد ادبیات علوم سیاسی نشده و بیشتر، ریشه در فرهنگ واژگان سیاسی دینی دارد. تأمل در کاربردهای این واژه در فرهنگ آیات و روایات، ما را به این حقیقت می‌رساند که فتنه در اصطلاح دینی به معانی گوناگونی هم‌سان با معانی لغوی به کار رفته است که  فتنة اجتماعی به معنای ايجاد آشوب و نابسامان­كردن جامعه است؛ به­گونه­اى كه حق با باطل مشتبه شود و مغرضين بتوانند فكر و راه خود را به عنوان حق با باطل بیآمیزند سازند و يا تلاش نمايند فكر و راه خود را به عنوان حق به جامعه بقبولانند؛ چنانکه گفته‌اند: «فتنه در اصطلاح، به حوادث پیچیده‌ای می‌گویند که ماهیّت آن روشن نیست و ظاهری فریبنده


 

|145|

دارد و باطنی مملوّ از فساد که جوامع انسانی را به بی‌نظمی، تباهی، عداوت، دشمنی، جنگ، خونریزی و فساد در اموال و اعراض می‌کشاند» (مکارم شیرازی، 1381، ص238). در اين پژوهش، به دنبال معنايي از اين واژه هستيم كه به آشوب­ها و درگيري­هاي اجتماعي اشاره دارد؛ چنانکه در روايات اسلامي، از اين مفهوم با عناويني چون «الملاحم و الفتن» ياد شده است.

 فتنه از نگاه قرآن

در موارد گوناگونی از آیات، به فتنه اشاره و نسبت به آن هشدار داده شده است. در قرآن کریم، این واژه افزون بر معنای امتحان و آزمودن (عنکبوت(29):2)، برای بستن راه و بازگرداندن از مسیر حق (مائده(5):49)، شرک و کفر (بقره(2):193)، افتادن در معاصی و نفاق (حدید(57):14)، اشتباه­گرفتن و تشخیص­ندادن حق از باطل (انفال(8):73)، گمراهی (مائده(5):41)، کشتار و اسارت (نساء(4):101)، تفرقه و اختلاف میان مردم (توبه(9):47) و... به کار رفته است.[i] بعضی از این معانی به فتنه فردی و شماری به مفهوم اجتماعی آن اشاره دارند.

فتنه در جهان اسلام

نخستین­بار خدای سبحان از وقوع فتنه‌های اجتماعی در جامعه اسلامی خبر داده و با هشدار نسبت به پی‌آمدهای آن از فروافتادن در آتش فتنه‌ها تحذیر داده است «وَاتَّقُواْ فِتْنَةً لاَّ تُصِيبَنَّ الَّذِينَ ظَلَمُواْ مِنكُمْ خَآصَّةً وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ» (انفال(8): 25). آیه شریفه از فتنه‌ای فراگیر زنهار می‌دهد که نه از جانب کفار و مشرکان که از درون جامعه اسلامی برخاسته، دامنة آتش‌افروزیش به ستم‌پیشگان از جامعه اسلامی محدود نبوده و عموم مسلمانان را گرفتار خواهد کرد. تدبر در شریفه مذکور ما را به این نکته رهنمون می­کند که ظلم ستمگران، سرآغاز فتنه بوده و کوتاهی سایر امت در نهی ظالمان، فراگیری آن را سبب خواهد شد. شماری از مفسران، فتنه در آیه را به گمراهی، اختلاف و تفرقه و ظهور بدعت‌ها و کشمکش و رویارویی گروهی از مردم با گروه دیگر تفسیر کرده‌اند (طبرسی،1406ق، ج4، ص821؛ طبری، 1412ق، ج6، ص287؛ ابن ابی حاتم،


[i]. برای توضیح بیشتر به کتاب، فتنه از نگاه قرآن و حدیث، نوشته علی­اصغر یساقی مراجعه شود.


 

|146|

1419ق، ج5، ص1681؛ بیضاوی، 1418ق، ج3، ص55؛ ابن عاشور، بی­تا، ج9، ص71) و به طور مشخص می‌توان گفت مقصود از فتنه در آیة یادشده اختلاف امت در موضوع حکومت است که به عموم امت مربوط می‌شود، ولی شماری از مسلمانان، به ناحق و از روی ظلم، زمام امور را به دست گرفته و احکام قطعی کتاب و سنت دربارة حکومت را پایمال کرده‌اند (طباطبایی، 1393ق، ج9، ص51). در چنین وضعیتی همة مسلمانان وظیفه دارند تا ظالمان را نهی کنند و در صورت سهل‌انگاری به دام فتنه‌ای پرشمول و سخت خواهند افتاد. بر این اساس، جهان اسلام فتنه‌هایی را تجربه خواهد کرد که پس از رحلت رسول خدا(ص) دامن جامعه اسلامی را فرا خواهد گرفت. رسول خدا(ص) می‌فرماید:

از پروردگارم سه مطلب خواستم که دو تای آن را برآورده ساخت و سومی را از من بازداشت. از پروردگارم خواستم تا امتم را به قحطی هلاک نکند [در بعضی نقل‌ها به سنت هلاک اقوام پیشین هلاک نکند]، این خواسته را برآورد. از او خواستم تا دشمنی از غیر آنان از مشرکان را بر آنان مسلط نکند [در بعضی نقل‌ها آنان را بر اثر غرور و فریب هلاک نکند و در روایتی آنان را با غرق­شدن هلاک نکند]، این خواسته را نیز پذیرفت. از او خواستم که خشم آنان را متوجه خودشان نسازد [در بعضی نقل‌ها آنان را متفرق و گروه گروه نسازد]، اما این خواسته را از من بازداشت (مسلم، بی­تا، ج8، ص171-170؛ احمدبن­حنبل، بی­تا، ج1، ص182؛ هیثمی، 1402ق، ج7، ص222-221). «عمروبن­ابی­عاصم» طرق مختلف حدیث را آورده و جز یک طریق، سایر طرق را صحیح دانسته است (شیبانی،1413ق، ص126). برابر این روایت و روایات فراوانی که از فراگیری فتنه‌ها در جامعه اسلامی خبر داده‌اند، جهان اسلام ناگزیر از رویارویی با فتنه خواهد بود (همان، ص126-125). این گفتارهای غیبی، هشداری است به عموم جامعه اسلامی به ویژه اندیشمندان و فرهیختگان تا در برابر فتنه چاره‌جویی کنند و کشتی امت را به ساحل نجات رهنمون سازند.

حقیقت فتنه

بازشناسی حقیقت فتنه‌ای که خدا و رسولش و جانشینان به حق رسول خدا از وقوع


 

|147|

آن زنهار داده‌اند، در جستن راهکار برون­رفت از فتنه‌ها بسیار ضروری است؛ زیرا فتنه‌گران، فضا را برای افکار عمومی مسلمانان تاریک نموده و از جهل و بی‌خبری آنان به سود خویش بهره جسته و کار خویش را کاملاً مشروع جلوه داده و بلکه بر وجوب آن پا می‌فشارند. مفسران، محدثان و شارحان حدیث اهل سنت، غالباً به معناکردن واژگانیِ فتنه بسنده کرده و از بیان مصادیق آن خودداری کرده‌اند و شماری از آنان نیز با تطبیق آیه 25 سوره انفال که بارزترین آیه در هشدار نسبت به فتنه اجتماعی است، بر مواردی چون اصحاب بدر، جنگ‌های جمل، صفین، نهروان، قتل عثمان و حادثه عاشورا و ... اکتفاء کرده‌اند. اما برخی با ژرف‌نگری در سیاق آیات، فتنه را به ظهور بدعت‌ها، اضطراب و اختلال در نظام اجتماعی، احزاب سیاسی و مذهبی، جنگ قدرت و نزاع بر سر حکومت، به دلیل نافرمانی از دستورات خدا و رسول معنا کرده‌اند (مراغی، بی­تا، ج9، ص188؛ زحیلی، 1411ق، ج9، ص292؛ حجازی، 1413ق، ج1، ص818؛ ابن عاشور، بی­تا، ج9، ص71).

با تأمل در آنچه اهل سنت در ذیل این آیه و آیه 63 سورة نور «فَلْيَحْذَرِ الَّذِينَ يُخَالِفُونَ عَنْ أَمْرِهِ أَن تُصِيبَهُمْ فِتْنَةٌ أَوْ يُصِيبَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ» نقل کرده‌اند، به آسانی می‌توان حقیقت فتنه و بازه زمانی آن را یافت و به ریشه‌های فتنه در جهان اسلام آگاه شد. بازشناسی مخاطبان آیه، زمان وقوع فتنه در گفتار صحابه، مقصود از ظلم و ظالمان و گناهانی که پی‌آمدهای فراگیر آن شایسته زنهار الهی است، کوشش‌های ما در تفسیر آیه را قرین توفیق خواهد ساخت.

««قرطبی» از «ابن عباس» نقل کرده است که آیة «وَاتَّقُواْ فِتْنَةً لاَّ تُصِيبَنَّ الَّذِينَ ظَلَمُواْ مِنكُمْ خَآصَّةً وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ» (انفال(8): 25)، درباره اصحاب پیامبر(ص) نازل شده است (قرطبی، 1405ق، ج7، ص291). بر پایة این نقل، شریفة مذکور به اصحاب هشدار می‌دهد تا از فتنه‌ای که دامن‌گیر همگان خواهد شد، اجتناب کنند. روشن است مصداق آیه، اعم از ظالم و غیر ظالم نیز اصحاب پیامبر خواهند بود. «قتاده» گفته است: «هنگامی که آیه 25سوره انفال نازل شد، به خدا قسم خردمندان اصحاب محمد(ص) دریافتند به زودی فتنه‌هایی برپا خواهد شد» (سیوطی، 1365ق، ج3، ص177). تحذیر


 

|148|

صحابه به مفهوم این است که خود، شاهد چنین فتنه‌ای خواهند بود؛ چنانکه عقلای ایشان نیز دریافتند. اما برخی از مفسران اهل سنت کوشیده‌اند تا مقصود آیه را به فراگیری گناهان در جامعه تفسیر کنند که این تفسیر با مقصود آیه همخوانی ندارد. روشن است هر گناهی چنین پی‌آمدی ندارد که آثار بد آن به همة افراد جامعه تسری کند و خدای سبحان نسبت به فراگیری آن هشدار دهد. بنابراین، باید گناه ویژه‌ای باشد که آیه شریفه این‌گونه از آن پرهیز می‌دهد. تدبر در خود آیه ما را به این نکته رهنمون می­سازد که اولاً: مقصود از آن، ظلم است و ثانیاً: این ظلم از سوی عدة خاصی از مخاطبان آیه سر خواهد زد (ابوزهره، بی­تا، ج6، ص3100). البته آن هم نه هر ظلمی، بلکه ظلمی که پی‌آمدهای آن، دامن عموم افراد جامعه را فراخواهد گرفت. ناگزیر چنین ظلمی باید از قبیل چیرگی و تسلط بر حکومت حقة اسلامی و تلاش برای پایمال­نمودن و ازبین­بردن احکام قطعی کتاب و سنت باشد که دربارة حکومت حقه بیان گردیده است و هر چه باشد، در فتنه‌هایی که در صدر اسلام روی داده مواردی وجود دارد که آیه کاملاً و به روشنی بر آنها منطبق است؛ زیرا وحدت دینی به وسیلة این فتنه‌ها از بین رفت و تفرقه و اختلاف آشکار شد و شوکت و قدرت اسلام به سبب کشتار، اسارت‌ها، غارت‌ها و هتک حرمت‌ها و ... درهم شکست و کتاب خدا مهجور و سنت پیامبر متروک ماند و از جملة مفاسد شوم این فتنه آن است که مردم پس از آن که از آن آگاهی یافته و متنبه شدند، به سبب کردار ناشایست خویش و کوتاهی در فرمان خدا توان خروج از عذاب دردناکی را که فتنه به بار آورده ندارند (طباطبایی، 1393ق، ج9، ص52)؛ چنانکه تأمل در سیاق آیات نیز ما را در بازیابی این معنا کمک می‌کند. در آیه پیشین، سخن از اجابت دعوت خدا و رسول است که مایة حیات است و در آیات بعدی از نعمت یاری مهاجران و پناه­دادن و امنیت‌بخشی به آنان سخن به میان آمده است. سپس مؤمنان را از خیانت به خدا و رسول و امانت‌های خویش پرهیز می‌دهد. «ابن عاشور» در تفسیر آیه می‌گوید:

اگر مسلمانان در فرمانبرداری از دستور خدا و رسولش یک‌پارچه و متحد نباشند، میان آنان اختلاف خواهد افتاد و وضعیت‌شان را به پریشانی و


 

|149|

اضطراب خواهد کشاند و نظام جامعة‌شان به سبب اختلاف در دیدگاه‌ها و نظریات، از هم خواهد گسست و این چیزی است که با لفظ «فتنه» از آن تعبیر شده است و حاصل معنای فتنه به پریشانی اندیشه‌ها و دیدگاه‌ها و اختلال در حرکت و بروز بیم و هراس و پرهیز و گریز در جان مردم باز می‌گردد (ابن عاشور، همان، ج9، ص71).

بر این اساس، فتنه ظالمان نتیجه محتوم نافرمانی خدا و رسول در یک امر بسیار مهمی است که مفاسدش به لایه‌های گوناگون جامعه سرایت خواهد نمود. «مراغی» در تفسیر فتنه می‌نویسد: «مانند فتنه‌های قومیتی که در میان امت‌ها در نزاع بر سر مصالح عمومی چون فرمانروایی، حکومت، تفرقه در دین و شریعت و انقسام به احزاب سیاسی و دینی و مانند این‌ها از ظهور بدعت‌ها و ... رخ می‌نماید، تحذیر می‌دهد». سپس در ادامه ضمن برشمردن فتنه‌هایی که در جهان اسلام پدید آمدند، می‌گوید:

ببزرگ‌ترین فتنه، فتنه خلافت و فرمانروایی و فتنه آراء و مذاهب دینی و سیاسی بود که در قرن اول هجری در میان مسلمانان پایه‌گذاری شد و در نسل‌های بعدی با امتزاج فتنة مذاهب با فتنه سیاسی بر سر خلافت و حکمرانی تداوم یافت (مراغی، بی­تا، ج9، ص190-188؛ حجازی، 1413ق، ج1، ص818؛ زحیلی، 1411ق، ج9، ص292). اختلاف کلمه، شدیدترین ظلم است به ویژه از بزرگانی مثل اینها [صحابه] (آلوسی، 1415ق، ج5، ص182). این معنا در کنار روایاتی از رسول خدا(ص)روشن‌تر می‌شود. رسول خدا به «حذیفه» فرمود: «من پیش از شما به حوض [کوثر] وارد می‌شوم و با اقوامی منازعه می‌کنم و بر آنان غالب می‌شوم. آنگاه می‌گویم پرودگارا! اصحابم؟ گفته می‌شود نمی‌دانی پس از تو چه کردند؟» (ابن ابی شیبه، 1409ق، ج8، ص602؛ حنبل، بی­تا، ج1، ص384). «بخاری» نیز از بزرگانی؛ چون «ابن عباس»، «ابوسعید خدری» و «انس» همین مضمون را نقل می‌کند (بخاری، 1401ق، ج5، ص192-191و240؛ ج7، ص195و208-206؛ ج8، ص87)؛ چنانکه «مسلم» نیز از «ابوهریره»، «عایشه»، «ام سلمه»، «عبدالله» (ابن مسعود یا ابن عباس)، «انس بن مالک»، همین معنا را نقل کرده است (مسلم، بی­تا، ج1، ص150؛ ج7، ص70-67 و71-68؛ ج8، ص157). مقصود از


 

|150|

«ما احدثوا بعدک»؛ پس از تو چه کردند. در این روایت، نمی‌تواند گناه عادی که ممکن است از هر انسان غیر معصومی سر بزند باشد. بنابراین، از پاسخ به دست می‌آید که باید گناه بزرگی، چون مسأله خلافت و بدعت و مانند اینها باشد؛ چنانکه بخاری افزون بر باب‌های دیگر در «کتاب الفتن» پس از ذکر آیه شریفه 25 انفال، این روایات را از راویان گوناگون آورده است. وی در همانجا نقل می‌کند: «اصحاب، پس از پیامبر(ص) به قهقری برگشتند» (بخاری، 1401ق، ج8، ص87-86). امیر مؤمنان علی7 با اشاره به فتنه‌ها و ملاحم پس از رحلت رسول خدا(ص) به صراحت فرموده‌اند:

و چون خدا فرستاده خود را نزد خويش برد، گروهى به گذشته برگشتند و با پيمودن راه‌هاى گوناگون به گمراهى رسيدند و به دوستانى كه خود گزيدند پيوستند و از خويشاوند گسستند. از وسيلتى كه به دوستى آن مأمور بودند، جدا افتادند و بنيان را از بن برافكندند و در جاى ديگر بنا نهادند. معدن هرگونه گناهند و هر فتنه­جو را درگاه و پناه. از اين سو، بدان سو سرگردان، در غفلت و مستى به سنّت فرعونيان يا از همه بريده و دل به دنيا بسته و يا پيوند خود را با دين گسسته و این همان چیزی است که باری‌تعالی نسبت به آن هشدار داده است: «وَمَا مُحَمَّدٌ إِلاَّ رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَفَإِن مَّاتَ أَوْ قُتِلَ انقَلَبْتُمْ عَلَى أَعْقَابِكُمْ‏»[i] (آل عمران(3):144؛ نهج البلاغه، خطبة150).

روشن است در سیر قهقرایی و بازگشت به گذشته، ارزش‌های جاهلی و مادی جایگزین ارزش‌های الهی شدند و سنگ بنای این کار با دگرگونی حقیقت و معیارهای جانشینی پیامبر آغاز شد که با مخالفت با دستور خدا و رسول خدا انجام پذیرفت؛ چنانکه برخی از مفسران اهل سنت نیز یادآور شده‌اند، پی‌آمدهای ناگوار این فتنه تا به امروز دامنگیر جامعه اسلامی شده است که در ادامه به نمونه‌هایی اشاره خواهد شد. از آنچه گذشت، به دست آمد ‌که برخی کوشیده‌اند تا سبب نزول آیه25 سوره انفال را بر موارد خاصی چون اصحاب بدر و جمل و مانند اینها محدود نمایند. افزون بر بی‌پایه­بودن آن، با کلیت آیه نیز هم‌سویی ندارد (طنطاوی، 1412ق، ج6، ص77). در


[i] . «...حتّى إذا قبض اللّه رسوله9 رجع قوم على الأعقاب و غالتهم السّبل و اتّكلوا على الولائج‏  و وصلوا غير الرّحم و هجروا السّبب الّذي أمروا بمودّته و نقلوا البناء عن رصّ أساسه فبنوه في غير موضعه معادن كلّ خطيئة و أبواب كلّ ضارب في غمرة  قد ماروا في الحيرة و ذهلوا في السّكرة على سنّة من آل فرعون من منقطع إلى الدّنيا راكن أو مفارق للدّين مباين‏» ( نهج البلاغه، خطبه150).


 

|151|

آیة63 سوره نور نسبت به مخالفت با امر رسول خدا هشدار داده، گرفتاری به فتنه را پی‌آمد آن می‌داند: «قَدْ يَعْلَمُ اللَّهُ الَّذِينَ يَتَسَلَّلُونَ مِنكُمْ لِوَاذًا فَلْيَحْذَرِ الَّذِينَ يُخَالِفُونَ عَنْ أَمْرِهِ أَن تُصِيبَهُمْ فِتْنَةٌ أَوْ يُصِيبَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ‏» (نور(24):63)؛ خداوند كسانى از شما را كه پشت سر ديگران پنهان مى‏شوند و يكى پس از ديگرى فرار مى‏كنند مى‏داند! پس آنان كه فرمان او را مخالفت مى‏كنند، بايد بترسند از اينكه فتنه‏اى دامنشان را بگيرد يا عذابى دردناك به آنها برسد. «سید قطب» در تفسیر آیه می‌نویسد:

باید کسانی که به مخالفت با رسول برمی‌خیزند، برحذر باشند از فتنه‌ای که در آن، اندازه‌ها دگرگون شود، میزان‌ها و معیارها پریشان گردد، نظام جامعه در هم شکند و در نتیجة آن، حق و باطل به هم آمیزند و پاکی و پلیدی در هم فرو ریزند و کارهای انسان‌ها و زندگی آنان به تباهی کشد. پس هیچ کس بر جان خویش ایمن نباشد و بر حدود خویش واقف نگردد و در آن خیر و نیکویی از هم متمایز نشود و ... و این هنگامه‌ای دشوار برای همگان است (سید قطب، 1400ق، ج4، ص2535).

پپیامبر اکرم(ص) با الهام از پرودگار و نزول آیاتی از این دست، نیک دریافته بود که به زودی فتنه‌ای میان مسلمانان سایه خواهد ‌افکند (بخاری، 1401ق، ج8، ص88) و خاستگاه این فتنه از میان همین کسانی است که در اطراف او گرد آمده‌اند. ازاین‌رو، همواره آنان را از ورود در چنین فتنه‌ای برحذر می‌داشت و راهکارهای برون­رفت از آن را یادآور می‌شد. بر این اساس، مقصود از فتنه در آیات شریفه، دگرگونی ارزش‌ها و معیارها در جامعه اسلامی از سوی شمار خاصی از اصحاب پیامبر است که پس از رحلت ایشان با انحراف در مسیر خلافت و  غصب سکانداری اسلام از دست افراد شایسته و سپردن آن به افراد ناشایست، بدعتی را پایه‌گذاری کردند که در طول تاریخ اسلام، چنددستگی و پریشانی و اختلال در نظام دینی، سیاسی و اجتماعی را به ارمغان آورد. تأمل در روایاتِ «کتاب الفتن» در «صحیح بخاری» به روشنی این حقیقت را اثبات می‌نماید. بر این اساس فرموده است: «بر امت خویش از ائمه گمراه­کننده می‌ترسم» (حنبل، بی­تا، ج5، ص278). امام صادق(ع) می‌فرماید: «بعد از رحلت رسول


 

|152|

خدا فتنه‌ای مردم را فراگرفت و علی(ع) را رها کرده و با غیر او بیعت کردند. این همان فتنه‌ای است که دچار شدند؛ در حالی که رسول خدا آنان را به پیروی از علی(ع) و اوصیای وی فرمان داده بود» (عیاشی، بی­تا، ج2، ص53). نتیجه این‌که نزاع بر سر حکومت با نافرمانی رسول خدا که یکپارچگی مسلمانان را هدف قرار داده و اختلاف و اضطراب و دودستگی را به همراه داشته باشد، در هر زمان و مکانی بارزترین معیار بازشناسی فتنه است./p>

پی‌آمدهای فتنه در جهان اسلام

پیش‌تر به بعضی پی‌آمدهای ناگوار فتنه اشاره شد که از آن میان، اختلاف و دودستگی مذهبی و سیاسی، عمده‌ترین پی‌آمدی است که سایر پی‌آمدها را به دنبال دارد. اجتماع سقیفه، آغازین تجمعی بود که شکاف در صفوف یکپارچة مسلمانان را سبب شده و با دگرگونی در ارزش‌ها، جامعه اسلامی را به سیر قهقرایی وادار ساخت. شماری از صحابه، پس از رحلت پیامبر(ص) با گردآمدن در «سقیفة بنی‌ساعده» و انتخاب جانشین پیامبر به نافرمانی خدا و رسولش برخاستند و معیار گزینش خلیفه را از ملاک‌های آسمانی به ملاک‌های زمینی تنزل دادند. بی‌شک برای آرام­نگه­داشتن جامعه اسلامی و مطیع­ساختن افراد، ناگزیر از جعل روایت در فضیلت‌تراشی برای اشخاص، عدالت عموم صحابه، توجیه خطاهای فاحش صحابه با قاعده تصویب(خطا و صواب در اجتهاد صحابه و مأجوربودن در هر دو صورت)، فرمانبرداری از حاکم عادل و فاسق و مهدورالدم­بودن معترضان به حاکم فاسق، هدایت‌یافتگی با تأسی به هر یک از صحابه و ده‌ها نمونه از این بدعت‌ها نتیجة محتوم نافرمانی دستور خدا و رسولش در سقیفه بود که تا به امروز جامعه اسلامی از پی‌آمدهای آنها در امان نیست.

چچنانکه شماری از صحابه و در رأس آنان علی بن ابی طالب(ع) از بیعت با خلیفة منتخب در سقیفه خودداری کردند. خودداری این گروه از صحابه بزرگ پیامبر(ص)، نشان از نامشروع­بودن چنین انتخابی دارد. به ویژه خشم و نارضایتی پارة تن رسول خدا(ص) از «ابوبکر»، در حالی که تنها چند روز از رحلت پیامبر سپری نشده بود،


 

|153|

تأکید بیشتری بر مشروع­نبودن خلافت اوست. بزرگان اهل سنت؛ مانند بخاری و مسلم نقل کرده‌اند رسول خدا(ص) فرمود: «فَاطِمَة بَضْعَة مِنِّى فَمَنْ أَغْضَبَهَا أَغْضَبَنِى» (بخاری، 1401ق، ج4، ص212-210و219)؛ فاطمه پارة تن من است. هر کس او را به خشم آورد، مرا به خشم آورده است. در بعضی نقل‌ها دارد هر آنچه او را بیازارد مرا آزرده است و هر چه او را خشنود سازد، مرا خشنود ساخته است. بخاری در صحیح خود آورده است: «فَوَجَدَتْ فَاطِمَة عَلَى أَبِى بَكْرٍ فِى ذَلِكَ فَهَجَرَتْهُ فَلَمْ تُكَلِّمْهُ حَتَّى تُوُفِّيَت‏» (همان، ج5، ص82)؛ فاطمه در حال خشم، ابوبكر را ترك نموده و بر او همچنان غضبناك ماند و با او حرف نزد تا وفات نمود. آیا این روایات نشان از ناخشنودی رسول خدا و خشم ایشان بر ابوبکر ندارد؟ آیا با این خشم و ناخشنودی، می‌توان گفت پیامبر به جانشینی چنین فردی رضایت می‌دهد؟ بی‌شک در طول تاریخ اسلام، بخشی از جامعه اسلامی به تأسی از امیر مؤمنان(ع)، حضرت زهرا(س)، حدیث غدیر (حنبل، بی­تا، ج1، ص84 و118؛ ج4، ص281، 370و372؛ ج5، ص366-347)، حدیث ثقلین (مسلم، بی­تا، ج7، ص123؛ حاکم نیشابوری، 1406ق، ج3، ص148؛ حنبل، بی­تا، ج3، ص17-14) و با اعتقاد به آسمانی­بودن امر جانشینی رسول خدا، سقیفه را نافرمانی خدا و رسولش دانستند و برابر سفارش پیامبر، قرآن و عترت را معیار رستگاری دانستند. هم ازاین­رو، بنیانگذاران سقیفه، اضطراب، اختلاف و دودستگی و چنددستگی را در جامعه اسلامی بنیان نهادند. فریاد «حسبنا کتاب الله» (بخاری، 1401ق، ج5، ص138-137 و ج7، ص9؛ مسلم، بی­تا، ج5، ص76)، جداسازی جامعه از عترت و محروم­کردن مسلمانان از معدن علم و ناگزیر، فضیلت‌تراشی برای دیگران را سبب شد. روشن است زمانی که رفتار هر صحابی با استناد به حدیث نبوی حجت شرعی شود، هر رفتاری قابل توجیه بوده و معیار واحدی برای سنجش اعمال نخواهد بود؛ زیرا صحابه به لحاظ غیر معصوم­بودن و تفاوت‌های فردی از رفتارهای گوناگون و گاهی متناقض برخوردارند. برخی سلوک زهد و شماری شیوة اشرافی‌گری را پیش گرفتند. عده‌ای در عدالت، مَثَل شدند و گروهی به سبب رفتارهای ناعادلانه، شورش عمومی جامعه را سبب شدند. برخی از عالمان و فقیهان سرشناس و نام‌آور، ناقل یک روایت


 

|154|

هم نشدند. این در حالی است که گروهی از مسلمانان بر پایة حدیث «ثقلین» و آیه «تطهیر» و مانند اینها به عصمت اهل بیت(ع) باور داشته و آنان را هم‌سنگ قرآن ‌پنداشتند. افزون بر آیات و روایات، سیرة اهل بیت پیامبر(ص) در طول تاریخ، دلیل روشنی بر جویندگان حقیقت است. هیچ رفتار متناقض و مخالف با کتاب و سنت نبوی از اهل بیت مشاهده یا گزارش نشده است. 

راه‌کارهای برون‌رفت از فتنه

تحذیر مسلمانان از قرارگرفتن در تنگناهای فتنه و هشدارهای فراوان به پی‌آمدهای آن از سوی خدا و رسولش نشان از اهمیت چاره‌جویی برای برون‌رفت از فتنه دارد. ازاین­رو، با تدبر در آیات و روایات می‌توان به راهکارهایی در این خصوص دست یافت که در زیر به مهمترین آنها اشاره می‌شود:

1. بازگشت به قرآن و عترت

رسول خدا(ص) امت اسلامی را به هنگام رو‌آوردن فتنه‌ها به قرآن ارجاع می‌دهد.

هرگاه کارها چون شب ظلمانی و تاریک برایتان مشتبه و تاریک گردید بر شما باد به قرآن؛ زیرا قرآن شفاعت­کننده­ای است که شفاعتش پذیرفته و گواهی است که تصدیق شده است. هرکس که او را رهبر خویش گزیند او را به بهشت رهنمون سازد و هرکس بدان پشت پا زند او را به جهنم سوق دهد. قرآن روشن­ترین راهنما به سوی بهترین راههاست... (کلینی، 1375، ج2، ص598).

ببرابر این روایت، فتنه‌ها همچون پاره‌های شب تاریک، مسلمانان را فرا می‌گیرد که در چنین حالتی تشخیص حق از باطل بسیار دشوار می‌نماید. قرآن بهترین چراغی است که در سایه روشن‌گری‌هایش ما را به ساحل امن و نجات، رهنمون می‌­سازد. چنانکه اشاره شد، اساساً فتنه واژه‌ای قرآنی است و بازشناسی آن در سایه‌سار وحی دست­یافتنی است. ریشه فتنه‌ها را باید در دوری مسلمانان از حقیقت قرآن جستجو کرد. بازگشت به قرآن به مفهوم بازگشت به اسلام حقیقی است که به سبب دوری از آن، فتنه‌ها مجال


 

|155|

بروز می‌یابند. قرآن منشور هدایت است و عترت رسول خدا تبیین­کننده آن. به فرمودة قرآن، رسالت رسول خدا(ص) خارج­نمودن مؤمنان شایسته‌کردار از تاریکی‌ها به سوی نور است: «رَّسُولًا يَتْلُو عَلَيْكُمْ آيَاتِ اللَّهِ مُبَيِّنَاتٍ لِّيُخْرِجَ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ» (طلاق(65):11)؛ رسولی به سوی شما فرستاده که آیات روشن خدا را بر شما تلاوت می­کند تا کسانی را که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده­اند، از تاریکی­ها به سوی نور خارج سازد. تداوم این رسالت با عترت امکان‌پذیر بوده و جستن آن در غیر آنان گام­نهادن در وادی هلاکت و نابودی است. رسول خدا(ص) می‌فرماید:

«إنّي تاركٌ فيكم أمرين إن أخذتم بهما لن تضلّوا ـ كتاب اللّه عزّ و جلّ و أهل بيتي عترتي أيّها النّاس اسمعوا و قد بلّغت إنّكم ستردون عليّ الحوض فأسألكم عمّا فعلتم في الثّقلين‏ و الثّقلان كتاب اللّه جلّ ذكره و أهل بيتي فلا تسبقوهم فتهلكوا و لا تعلّموهم فإنّهم أعلم منكم» (کلینی، 1375، ج1، ص294)؛ همانا من در میان شما دو چیز بجا می­گذارم، اگر آن دو را بگیرید (تمسک کنید) هرگز گمراه نخواهید شد ـ کتاب خدای عزّوجلّ و عترت من ـ ای مردم! گوش فرا دهید و من رساندم که قطعاً شما در حوض بر من وارد خواهید شد، آنگاه از آنچه دربارة ثقلین انجام داده­اید، از شما خواهم پرسید و مقصود از ثقلین، کتاب خدا و اهل بیتم می­باشد. از آنان پیشی نگیرید که هلاک می­شوید و به آنان چیزی یاد ندهید که آنان از شما داناترند‏.

در روایات اهل سنت نیز در کنار سفارش به قرآن، سه بار توصیه به اهل بیت تکرار شده است (مسلم، بی­تا، ج7، ص123؛ حنبل، بی­تا، ج4، ص367). در نقل دیگری آمده است: عن النبی(ص) قال:

««انی اوشک ان ادعی فاجیب إنّي تاركٌ فيكم الثّقلين أحدهما أكبر من الآخر كتاب اللّه حبل اللّه ممدودٌ من السّماء إلى الأرض و عترتي أهل بيتي و انّ اللطیف الخبیر أخبرنی أنهما لن يفترقا حتّى يردا عليّ الحوض فانظرونی بم تخلفونی فیهما» (حنبل، ج3، ص17)؛ نزدیک است پروردگارم مرا به سوی


 

|156|

خویش بخواند و من اجابت کنم. در میان شما دو چیز گرانبها بجا می­گذارم که یکی از دیگری بزرگتر است. کتاب خدا که ریسمان خدای سبحان است که از آسمان به سوی زمین کشیده شده است و عترتم که اهل بیتم هستند. همانا پروردگار لطیف آگاه به من خبر داد، قطعاً آن دو از هم جدا نمی­شوند تا در حوض (کوثر) بر من وارد شوند. بنگرید پس از من چگونه با آنان رفتار می­کنید.

بر پایه این روایت، رسول خدا برای پس از رحلت خویش، به قرآن و عترت که از هم جدایی‌ناپذیرند، سفارش و نسبت به چگونگی رفتار با آن دو هشدار می‌دهد. حدیث ثقلین از احادیث متواتر میان شیعه و سنی است که بی‌نیاز از بررسی سند می‌باشد (حلی، 1379، ص236 پاورقی2؛ قزوینی، 1387، ج1، ص168). علی­بن­ابی­طالب(ع) رستگاری مسلمانان را در همراهی و پیروی از اهل بیت پیامبر(ص) می‌داند:

به خاندان پیامبرتان بنگرید و بدان سو که می‌روند بروید و پی آنان را بگیرید که هرگز شما را از راه رستگاری بیرون نخواهند کرد و به هلاکت‌‌تان باز نخواهند آورد. اگر ایستادند، بایستید و اگر برخاستند برخیزید. بر آنان پیشی مگیرید که گمراه می‌شوید و از آنان پس نمانید که هلاک می‌شوید (نهج البلاغه، خطبة97).

ددر خطبه 120، راههای دین را یکی دانسته که در نزد اهل بیت است. هر که آن را پیش گیرد به مقصد رسیده و کسی که در آن نرود گمراه شده و پشیمان می‌شود. امام باقر(ع) می‌فرماید: «به شرق یا به غرب عالم بروید، هرگز علم صحیحی را پیدا نخواهید کرد، مگر آن چیزی را که از ناحیة ما اهل بیت خارج شده باشد» (کلینی، 1375، ج1، ص399). برابر این روایات، روح جامعه اسلامی، قرآن و عترت است. جدایی­انداختن میان این دو و جستن دانش از غیر این دو، ثمری جز هلاکت نخواهد داشت. جامعه اسلامی برای رهایی از تنگنای فتنه‌ها چاره‌ای جز بازگشت به این دو یادگار گران‌سنگ رسول خدا و دریافت اسلام اصیل از این دو منبع الهی و آسمانی ندارد. قرائت اهل بیت از اسلام، قرائت یکسانی است که بی هیچ اختلافی روایتگر بیان رسول خدا است. این در حالی است که شماری از صحابه با طرح ایده «حسبنا کتاب الله» ضمن مخالفت با رسول خدا(ص) بستر طرح قرائت‌های گوناگون از دین را


 

|157|

پایه‌گذاری کردند. ازاین­رو، با طرح «اجتهاد صحابه» به ایده‌پردازی پرداختند تا واقعه سقیفه را توجیه نمایند. به روایت قرآن «أَأَرْبَابٌ مُّتَفَرِّقُونَ خَيْرٌ أَمِ اللّهُ الْوَاحِدُ الْقَهَّارُ» (یوسف(12):39). قطعاً قرائت‌های گوناگون، اختلاف و اضطراب در جامعه را دامن زده و هم‌بستگی و وحدت کلمه را از میان خواهد برد. روشن است درگیری و کشمکش، نتیجه محتوم چنین فضای آشفته‌ای خواهد بود؛ چنانکه واقعیت‌های تاریخی جهان اسلام گواه روشن این ادعاست. از سوی دیگر، ایده‌های پیش‌گفته بستر رویش گروه‌های فتنه‌گر است که ازمیان­برداشتن آنها جز با طرد این ایده‌ها و بازگشت به قرآن و عترت امکان‌پذیر نخواهد بود. قرآن شریف، به شدت با سلطه کافران بر مؤمنان برخورد کرده و آن را نفی می­کند: «وَلَن يَجْعَلَ اللّهُ لِلْكَافِرِينَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ سَبِيلاً» (نساء(4):141)؛ و خدا هرگز هيچ راه سلطه‏اى به سود كافران بر ضد مؤمنان قرار نداده است. شریفه مذکور هرگونه سلطه کافران بر مؤمنان را؛ خواه در دنیا و خواه در آخرت نفی می‌کند؛ چنانکه فقهاء با استناد به همین آیه گفته‌اند خدای سبحان حکمی که زمینه تسلط کافر بر مؤمن را فراهم آورد، تشریع نکرده است (مغنیه، 1981م، ج2، ص467-466؛ حسینی شاه­عبدالعظیمی، 1363، ج2، ص 615؛ کاشانی، 1336، ج3، ص139). حال آن‌که فتنه‌ها زمینه سلطه کافران بر جامعه اسلامی را هموار می‌کند. در آیه‌ای دیگر می‌فرماید: «وَلاَ تَهِنُوا وَلاَ تَحْزَنُوا وَأَنتُمُ الأَعْلَوْنَ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ»‏ (آل عمران(3):139)؛ و [در انجام فرمان‏هاىِ حق و در جهاد با دشمن‏] سستى نكنيد و [از پيش­آمدها و حوادث و سختى‏هايى كه به شما مى‏رسد] اندوهگين مشويد كه شما اگر مؤمن باشيد، برتريد. به فرمودة آیة شریفه، ایمان سبب برتری بوده و صدرنشینی از نتایج محتوم آن است. به روایت قرآن، مسلمانان باید نیروی خویش را در برابر دشمنان قدرت ببخشند. «وَأَعِدُّواْ لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ وَمِن رِّبَاطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدْوَّ اللّهِ وَعَدُوَّكُمْ وَآخَرِينَ مِن دُونِهِمْ لاَ تَعْلَمُونَهُمُ اللّهُ يَعْلَمُهُمْ وَمَا تُنفِقُواْ مِن شَيْءٍ فِي سَبِيلِ اللّهِ يُوَفَّ إِلَيْكُمْ وَأَنتُمْ لاَ تُظْلَمُونَ» (انفال(8):60)؛ و در برابر آنان آنچه در قدرت و توان داريد از نيرو [و نفرات و ساز و برگ جنگى‏] و اسبان ورزيده [براى جنگ‏] آماده كنيد تا به وسيله آنها دشمن خدا و دشمن خودتان و دشمنانى غير ايشان را كه نمى‏شناسيد، ولى خدا آنان را مى‏شناسد،


 

|158|

بترسانيد و هر چه در راه خدا هزينه كنيد، پاداشش به طور كامل به شما داده مى‏شود و مورد ستم قرار نخواهيد گرفت.

خخدای سبحان از کشتار مسلمانان به بهانه‌های واهی که ریشه در دنیادوستی دارد، به شدت نهی می‌کند: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ إِذَا ضَرَبْتُمْ فِي سَبِيلِ اللّهِ فَتَبَيَّنُواْ وَلاَ تَقُولُواْ لِمَنْ أَلْقَى إِلَيْكُمُ السَّلاَمَ لَسْتَ مُؤْمِنًا تَبْتَغُونَ عَرَضَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا فَعِندَ اللّهِ مَغَانِمُ كَثِيرَةٌ كَذَلِكَ كُنتُم مِّن قَبْلُ فَمَنَّ اللّهُ عَلَيْكُمْ فَتَبَيَّنُواْ إِنَّ اللّهَ كَانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيراً» (نساء(4):94). کشتن فردی که اظهار اسلام می‌کند یا به سبک مسلمانان سلام می‌کند جایز نمی‌باشد. چنین کشتاری بازگشت به دوران جاهلیت است که رسیدن به مال دنیا انگیزه جنگ‌های جاهلی بود. براساس آیه شریفه، جنگ‌هایی که امروزه شماری از افراد نادان با نقاب دین در جهان اسلام به راه انداخته‌اند جنگ جاهلیت است. بررسی سیره و سخن اهل بیت پیامبر(ع) در برخورد با فتنه‌های اجتماعی، مجال فزون‌تری می‌طلبد که در اینجا به اجمال به آن اشاره می‌شود. بی‌شک سیره و سخن علی‌بن­ابی­طالب(ع) به ویژه در دوران حکومت خویش که با انواع فتنه‌های اجتماعی روبه‌رو بود، بسیار راهگشاست؛ چنانکه دوران امامت اهل بیت از دوره‌های پر آشوب تاریخ اسلام است که شیوه برخورد ائمه اهل بیت(ع) با این آشوب‌ها و فتنه‌ها و نوع تعامل‌شان با دستگاه خلافت، چراغ فروزان پویندگان حقیقت است. از آن میان، می‌توان به سیرة امام صادق(ع) که دوره بسیار ملتهبی را تجربه کرد، اشاره نمود که به رغم مورد توجه­بودن از سوی بسیاری از مردم عصرش، بینش سیاسی و دورنگری عمیقی از خود نشان داد و چون می‌دانست که جریان حوادث در مسیر دیگر و بر خلاف مقاصد واقعی اسلام و [مسلمین] است، خود را از فتنه‌ها و آشوب‌های زمانه دور نگاه داشت و مشعل فروزان امامت و علم را از خاموشی در امان داشت (زریاب، 1375، ج2، ص359) و نتیجه‌اش خاموش­ساختن فتنه‌های بزرگ‌تری بود که جامعه اسلامی را تهدید می‌کرد. سایر ائمه اهل بیت نیز به رغم تصدیق­نکردن مشروعیت دستگاه خلافت از همراهی با قیام‌های مسلحانه خودداری می‌کردند.‌


 

|159|

2. اقتدار حاکم اسلامی یا حاکمیت   

جامعه انسانی ناگزیر از پذیرش حکومت است؛ خواه حاکم دادگر باشد و خواه حاکم فاجر. رسول خدا(ص) می‌فرماید:

برای مردم چاره‌ای جز داشتن امارت (حکومت) نیست؛ خواه امارت نیکو (امارت صالحان) و خواه امارت فاجر (فرمانروایی فاسقان) باشد. ... حکومت و فرمانروایی، بهتر از هرج و مرج است و در پاسخ از چیستی هرج و مرج، فرمودند: کشتار و دروغ است (متقی هندی، 1413ق، ح14755).

در گفتار علوی نیز آمده است: «مردم را ناگزیر از امیر نیک یا فاجر است و برقراری امنیت راه‌ها و مبارزه با دشمن را از دلایل ناگزیری از حکومت فاجر دانسته است» (نهج البلاغه، خطبة40). چنانکه در روایتی تصریح می‌فرماید: «والٍ ظلومٍ[ غشوم] خیر من فتنه تدومُ» (مجلسی، 1403ق، ج72، ص359؛ آمدی، 1366، ص464، ح10672)؛ فرمانروای ستمگر بهتر از فتنه همیشگی است. بر اساس این روایت، وجود والی؛ هرچند ظالم باشد، از فتنه‌ها جلوگیری می‌کند. نباید فراموش کرد که این گفتار شریف، به مفهوم رضایت به پذیرش ولایت ظالم نیست؛ چون امام در مقام بیان طبیعت حکم اسلامی نیست، بلکه در صدد بیان ضرورت حکم در برابر ادعای خوارج است (شمس­الدین، 1360، ص124). بی‌شک حاکم اسلامی هرچه اقتدار و شوکت داشته باشد و در میان امت از جایگاه والایی برخوردار باشد؛ به‌گونه‌ای که مردم فرمانبردار او باشند، در برقراری امنیت، به‌ویژه در برخورد با فتنه‌ها توفیق بیشتری خواهد داشت؛ زیرا فتنه‌گران، گروهی از جامعه را با خود همراه ساخته و با درهم‌آمیختن حق با باطل، حقیقت را بر افکار عمومی مشتبه می‌سازند. در چنین فضای غبارآلودی، وجود حاکمی مقتدر و با درایت، بهتر می‌تواند کشتی طوفان‌زده امت را به ساحل نجات رساند. برخورد قاطع امیر مؤمنان در برابر خوارج، گواه روشن این ادعاست.

««أيّها الناس! فإنّى فقأت عين الفتنه ولم يكن ليجترى‏ء عليها احد غيرى بعد أن ماج غيهبها واشتدّ كلبها» (نهج البلاغه، خطبة93)؛ اى مردم! اين من بودم كه چشم فتنه را در آوردم و كسى جز من جرأت چنين كارى را نداشت. آنگاه


 

|160|

كه امواج تاريك فتنه در همه جا گسترده و به آخرين درجه شدت رسيده بود. 

ااز آنجا که فتنه‌گران در جامعه اسلامی با نقاب دین به فتنه‌گری و آشوب دامن می‌زنند، وجود رهبری الهی برای خنثی­کردن توطئه آنان بسیار ضروری است. ازاین‌رو، در دیدگاه شیعه، پس از توحید، اعتقاد به ولایت از ارکان و  اصول اعتقادات شمرده می‌شود. امام معصوم، عمود خیمه دین است. با وجود او، امت به گرد او جمع شده و اتحاد صفوف را سامان می‌دهند. در پرتو روشن‌گری‌هایش مدعیان دروغین، مجال جولان و در صورت ظهور و بروزشان در برابر اقتدار او، تاب مقاومت نخواهند داشت. در روایتی از امام رضا(ع) به این حقیقت اشاره شده است که حضرت از دچارشدن مردم به فتنه‌ای شدید به سبب غیبت ولی عصر(عج)، خبر می‌دهد (سیدبن­طاووس، 1416ق، ص354). آشوب‌گران از خلأ ظهور ولیّ خدا مجال جلوه‌گری یافته و با مشتبه­ساختن امر بر عوام، ادعای خلافت می‌کنند. از آنجا که صراط مستقیم حق، یکی بیش نیست، در ولایت ولیّ خدا جز او کسی نمی‌تواند ادعای ولایت کند. ولی کثرت و تعدد راه باطل، زمینه را برای مدعیان دروغین فراهم ساخته و در زمان واحد، افراد گوناگون به خیال خویش، پرچم توحید برافراشته و همگان را به خویشتن دعوت می‌کنند. تجربه حکومت‌های چندگانه در زمان واحد در طول تاریخ اسلام و به ویژه در عصر حاضر، گواه روشن این ادعاست. در عصر حاضر، گروهی به گرد «ایمن الظواهری» و گروهی دیگر به اطراف «ابوبکر بغدادی» و شماری به دنبال فرد دیگری، سودای تشکیل حکومت اسلامی و احیای خلافت را در سر می‌پرورانند. آیا صراط حق بیش از یکی است؟ کدامیک از اینان در ادعای خویش راستگو هستند؟ آیا جز این است که این ادعاها برخاسته از هوای نفس است؟ پاسخ این پرسش‌ها در رفتارهای این گروه‌های افراطی و خشونت‌گرا قابل بازیابی است. حاصل این‌که اگر امروز مسلمانان به گرد حاکمی مقتدر (امام معصوم یا فقیه جامع­الشرائط که نیابت از امام دارد) جمع شوند و دست بیعت به او دهند، می‌توانند آتش فتنه‌ها را خاموش کنند. در عصری که دنیای غرب با درک اهمیت وحدت و یکپارچگی به دنبال ایجاد ایالات متحده و


 

|161|

اتحادیه اروپا و اتحادیه‌هایی از این دست می‌باشد، شایسته نیست دنیای اسلام به سوی تجزیه و پراکندگی که توطئه استعمار است پیش رود؟ یادآور می‌شود؛ هرچند امکان ایجاد کشوری واحد برای مسلمانان به لحاظ شرایطی که در دنیا حاکم است فراهم نیست، ولی امکان ایجاد اتحاد در میان کشورهای اسلامی با سپردن سکان‌داری حکومت به دست شایستگانی که در دامن فرهنگ اصیل قرآن و عترت ـ به دور از هرگونه قرائت خشن از دین ـ پرورش یافته‌اند؛ هرچند به ظاهر پیرو مکتب اهل بیت نباشند، وجود دارد که حتی­المقدور نتیجه‌اش اقتدار حاکمیت جامعه اسلامی است.

بصیرت در فتنه‌ها

فتنه‌گران با نقاب دین‌داری ظهور کرده و با مشتبه­ساختن حقیقت بر دین‌داران به آشوب در جامعه اسلامی می‌پردازند. امیر مؤمنان علی(ع) در حدیثی به این حقیقت اشاره می‌فرماید: «انّ الفتنة اذا أقبلت شبهت»؛ زمانی که فتنه رو آورد [حقیقت] را مشتبه می‌سازد (قمی، 1414ق، ج7، ص25)‏. ازاین‌رو، روشن‌بینی و بصیرت، کارآمدترین سلاح برای رویارویی با آنها و مانعی برای توسعة دامنة آتش‌افروزی‌های آنان خواهد بود. علی(ع) که خود اسوه‌ای نیکو در مبارزه با فتنه است می‌فرماید: «كُنْ‏ فِي‏ الْفِتْنَةِ كَابْنِ اللَّبُونِ لَا ظَهْرٌ فَيُرْكَبَ وَ لَا ضَرْعٌ فَيُحْلَب» (نهج البلاغه، حکمت1)‏؛ در هنگام فتنه و آشوب، چون بچه شتر دوساله باش كه نه بار كشد و نه شير دهد. «ابن لبون» كه معناى تحت اللفظى آن «پسر شيردهنده» است، بچه­شتر نر دوساله يا بچه­شتری که پا در سه سال گذاشته را گویند؛ به اعتبار اين كه مادرش بعد از آن، بچة ديگری زایيده و شير مى‏دهد؛ يعنى اين قدر شده كه مادرش بتواند زایيده باشد و شير دهد (خوانساری، 1366، ج4، ص607).

««ابن­ابی­الحدید»، فتنه را به جنگ و دشمنی میان دو رئیس گمراه که هر دو به گمراهی دعوت می‌کنند تفسیر کرده است. با این تفسیر از فتنه، مفهوم گفتار حضرت را به کناره‌گیری و ناشناخته­ماندن و ضعیف­بودن معنا کرده تا هیچ یک از طرفین فتنه از جان و مال او  برای اجرای مقاصد خویش استفاده نکنند و او آنها را یاری نرساند (ابن­ابی­الحدید، 1404ق، ج18، ص83).


 

|162|

اما به نظر، فتنه در معنای پیش­گفته محدود نبوده و دامنه آن پرشمول‌تر از مفهوم سیاسی و نزاع میان دو تن می‌باشد و مقصود روایت، دعوت به گوشه‌گیری و غفلت نیست. در این صورت، حضرت به همکاری­نکردن با دعوت­کنندگان به فتنه و یاری­نکردن آنان در مقاصد شوم‌شان دستور می‌دهد (خویی، 1348، ج21، ص8). بر پایه این روایت، یاری­نکردن و به تعبیری قرارنگرفتن در بازی فتنه‌گران از زمرة راهکارهای برون‌رفت از فتنه خواهد بود. روشن است این مهم در سایه بصیرت دینی و روشن‌بینی اجتماعی حاصل خواهد شد. بازخوانی سیره و سخن ائمه اهل بیت(ع) در سده‌های اول در برخورد با آسیب‌ها و آشوب‌هایی که در جامعه رخ می‌داد و نشان از بینش عمیق و درایت سیاسی ائمه دارد، بهترین اسوه برای جامعه آشوب‌زده امروز است (مسعودی، 1409ق، ج 3، ص 254).

روشن‌گری علما

رسول خدا(ص) فرمود: «زمانی که بدعت‌ها پدید آمدند، عالم باید علم خویش را آشکار کند و هر کس این کار را نکند، پس لعنت خدا بر او باد» (کلینی، 1375، ج1، ص54؛ متقی هندی، 1413ق، ج1، ص179). به این همزادی فتنه‌ها و بدعت‌ها در کلام نورانی امیر مؤمنان علی(ع) اشاره شده است: «قد خاضوا بحار الفتن و اخذوا بالبدع دون السنن و توغلوا الجهل...» (خوانساری، 1366، ج4، ص487)؛ در دریاهای فتنه‌ها فرو رفتند و بدعت‌ها را جایگزین سنت‌ها کرده و به سوی نادانی شتافتند.

ببر اساس روایت، نباید از وظایفی که در دین به هنگام ظهور بدعت‌ها بر عهدة علمای دین گذاشته شده است، غافل شد. بر کسی پوشیده نیست که روشن‌گری علما نقش بسیار برجسته‌ای در خنثی­سازی توطئه‌ها دارد. اما با تأسف بی‌پایان، علمای وهابیت برخلاف این نقش خویش عمل نموده و خود بر دامنه این آتش‌افروزی‌ها می‌افزایند. آنان با قلبی آکنده از کینه نسبت به تشیع، از همة امکانات؛ همچون سایت‌ها، شبکه‌های ماهواره‌ای، تلویزیون، اینترنت و تریبون‌های نماز جمعة مسجد الحرام و مسجد النبی(ص) و سایر مساجد، بر طبل جنگ در سوریه و عراق کوبیدند و


 

|163|

شکل‌گیری فتنه‌ای بزرگ، چون داعش را سبب شدند؛ گروه فتنه‌گری که به هیچ اصلی از اصول اسلام پایبند نبوده و با قرائتی خشن از دین، به هر خشونتی دست می‌­زنند. خشونت‌ها و آشوب‌های این گروه فتنه‌گر به جایی رسید که امروز، وهابیت ضمن اعلام انزجار از داعش، از آنان به عنوان خوارج عصر یاد می‌کنند. رفتارهای این گروه، مستقیم یا غیر مستقیم به فتوای وهابیت مستند است؛ زیرا چنانکه اشاره شد، در ابتدا با پشتیبانی وهابیت شکل گرفت و سپس به فتوای کسانی که در دامن وهابیت و با اندیشه‌های سلفی‌گری آنان پرورش و جرأت فتوا را از آنان دریافت کرده بودند، به آشوب‌های خود ادامه داد. امروز برای خاموش­ساختن آتش این فتنه که هر روز با بدعت‌های خود چهرة زیبای اسلام را مخدوش و نام پرآوازه‌اش را بدنام می‌نمایند، چاره‌ای جز اتحاد جهان اسلام نیست و این مهم جز با کوشش علما میسور نمی­باشد. ادعای خلافت با استناد به روایات نبوی و کشتن انسان‌های بی‌گناه و تحمیل دیدگاه شخصی خویش به دین، گوشه‌ای از بدعت‌های این گروه فتنه‌گر و گروه‌های مشابه آن است. بنابراین، بر علماست که با برملاساختن بدعت‌های اینان از پیوستن مسلمانان ساده‌اندیش به گروه‌های فتنه‌گر جلوگیری نمایند و دامن اسلام را از رفتارهای آنان مبرا بدانند. واکاوی روایات پیامبر و اهل بیت طاهرین ایشان(ع) در خصوص فتنه‌ها که در منابع روایی با عنوان «الملاحم و الفتن» گردآوری شده‌اند، بسیار راهگشا خواهد بود. روشن است این امر وظیفه‌ای بر دوش علماست. خطبه رسول خدا در حجة­الوداع در منی، روشن‌ترین چشم‌انداز علما و فقهای اسلامی است تا بر اساس آن بر حرمت کشتار مسلمانان و غارت اموال‌شان فتوا دهند. حضرت در این خطبه فرمودند:

ای مردم! همانا خون و مال شما بر شما مردم تا روزی که خدا را ملاقات کنید حرام است؛ همچنانکه این ماه که شما در آن هستید از ماههای حرام است و مسلّماً شما با خدای خود ملاقات می­کنید و او از کرده­های شما می­پرسد و محققاً من به شما رسانیده‌ام (مسلم، بی­تا، ج4، ص41).

ددر فتاوای فقهاء باید روشن شود برای امر به معروف و نهی از منکر نمی‌توان جان و مال مسلمانان را غیر محترم شمرد؛ چنانکه هر اقدامی که امنیت جامعه را به مخاطره


 

|164|

می‌اندازد، باید بر اساس دستوری از دین که از سوی فقهای عادل وارسته تبیین می‌شود، انجام پذیرد (شهید اول، بی‌تا، ج2، ص207-205). در شرایط کنونی چاره‌‍‌ای جز استفاده از تمام ظرفیت‌های هنری، فرهنگی و تکنولوژی عصر حاضر؛ مانند سینما، تلویزیون، رسانه‌های جمعی، روزنامه‌ها و مجلات و ... نیست. باید از این ابزارها به صورت هوشمندانه و بجا، برای رویارویی با اندیشه‌های فتنه‌جویانه استفاده شود. 

5. شناسایی ظرفیت‌های جهان اسلام برای رویارویی با فتنه

گگاه فتنه‌ها و آشوب‌های اجتماعی چنان با سرعت و شتاب در جامعه می‌تازند و فراگیر می‌شوند که مجال اندیشة رویارویی فیزیکی، به منظور منع از گسترش دامنه آتش‌افروزی‌های آن برای مهار فتنه را از جامعه اسلامی باز می‌ستاند. منع از گسترش فتنه قابل انکار نیست، اما نباید فراموش کرد که در چنین فضایی پیشنهاد قرآن، نه تهدید به جنگ و کشتار که تلاش برای ایجاد صلح و ثبات در جامعه اسلامی است (حجرات(49):10-9). برای مهار فتنه باید با بهره‌گیری از ظرفیت‌های موجود در جامعه اسلامی، محور وحدت تشکیل داد. بسیاری از گروه‌ها و دانشمندان و اندیشمندان مسلمان با فتنه‌های پیش‌آمده در دنیای اسلام موافق نیستند. درگیری گروه‌های اهل سنت با فتنه‌گران در عراق و سوریه و سایر کشورهای اسلامی، گواه روشنی بر این ادعاست. لکن این گروه‌ها از نبود محور وحدت میان خود رنج می‌برند. ازاین­رو، شایسته است گروه‌های صلح­دوست، از میان اندیشه‌وران مسلمان، رنج سفر را بر خویش رواداشته و در جای جای جهان اسلام به شناسایی این پتانسیل بپردازند و هرچه زودتر با تشکیل محور وحدت در برابر فتنه، به مهار آن دست بزنند. جای بسی تأسف خواهد بود، دینی که پیروان ادیان دیگر را به گرد محور وحدت فرا می‌خواند، پیروانش توان گردآمدن بر این محور را نداشته باشند. لذا راه حل‌های سیاسی و دیپلماتیک با محوریت سران کشورهای اسلامی و قدرت‌های جهانی به هیچ روی قرین توفیق نخواهد بود؛ زیرا ایجاد فتنه و آشوب از برنامه‌ها و توطئه‌های برخی از آنان در جوامع اسلامی است، چگونه آنان می‌توانند در برون­رفت از این فتنه‌ها نقش مؤثر ایفاء


 

|165|

کنند؟! بنابراین، باید با عبرت از تجربه‌های تاریخی، با مذاکره با علما، اندیشمندان، رؤسای عشایر و سازمان‌های مردم­نهاد در جهان اسلام، محور وحدت تشکیل داد تا با قدرت برتر، به رویارویی با فتنه پرداخت.[i] بی‌شک جنگ و کشتار، راهکار مناسبی برای برون­رفت از فتنه‌ها نبوده و امکان استفاده از راهکارهای مسالمت‌آمیز را نیز با دشواری روبه‌رو می‌سازد. بنابراین، شایسته است با شناسایی ظرفیت‌های پیش‌گفته که ریشه در سیره و سخن رسول خدا و اهل بیت طاهرین ایشان(ع) دارد، به مقابله با فتنه‌ها برخاست.

6. آگاهی صحیح از اعتقادات و فرهنگ مسلمانان

امیر مؤمنان علی(ع) می‌فرماید: «الناس أعداء ما جهلوا» (نهج البلاغه، حکمت174)؛ مردم دشمنند آنچه را ندانند. تاریکی جهل، بستر دشمنی‌ها و خوف و وحشت است؛ چنانکه کودکان و افراد ضعیف العقل از تاریکی شب هراس داشته و همه چیز را در وهم خویش دشمن می‌پندارند. افراد جاهل نیز در فضای ظلمانی جهل، نسبت به آنچه جهل دارند هراس داشته و دشمنی‌ها را شکل می‌دهند. هرچه شناخت ما از طرف مقابل کمتر باشد، دشمنی عمیق‌تر می‌شود و شرایط، برای فتنه‌انگیزی و سوء تفاهم و سوء ظن و موفقیت فتنه‌گران و وسوسه‌انگیزان فراهم‌تر می‌شود. گاه دشمنان سودجو و دوستان نا‌آگاه نیز از این فرصت بهره فراوان برده و آتش این دشمنی را فزون‌تر می‌کنند. ازاین­رو، بسی ضروری است تا در مراکز و حوزه‌های علمی مسلمانان، اعتقادات و مبانی فکری همة مذاهب اسلامی و ویژگی‌های قومیتی و فرهنگ عمومی مسلمانان در همه جای دنیای اسلام آموزش داده شود. اندیشمندان دنیای امروز، با هوشیاری تمام، پیام این روایت را دریافت کرده و با گسترش دانش و فرزانگی، به دنبال زدودن جهل و پی‌آمدهای ناگوار آن باشند. در سایه‌سار نور علم، بسیاری از ابهام‌ها برطرف شده و حق از باطل برای جویندگان آن روشن می‌شود. در دنیایی که سخن از گفت‌وگوی تمدن‌ها به یک گفتمان غالب محافل علمی بدل شده است، چرا نباید از گفت‌وگو میان پیروان دینی که خود مبتکر این ایده است بهره برد؟


[i] ایجاد سازمان تقریب مذاهب اسلامی از سوی آیةالله بروجردی و استقبال رئیس الازهر مصر و برخی از دانشمندان اهل سنت از آن و کوشش‌های بی‌دریغ امام موسی صدر در ایجاد یکپارچگی در میان پیروان ادیان و مذاهب در لبنان، نمونة روشن این ادعا هستند.


 

|166|

نتیجه‌گیری

از آنچه شرحش گذشت، به دست می‌آید که فتنه در فرهنگ قرآنی و روایی، به معنای اضطراب، اختلاف و دودستگی، شبهه‌افکنی، دگرگونی و کشتار است. ازاین­رو، خدای سبحان در آیاتی از قرآن، مسلمانان را از افتادن در چنین فتنه‌ای و پی‌آمدهای آن تحذیر می‌دهد. رسول خدا از مسیر وحی دریافته بود که ریشه‌های فتنه از هم­اکنون شکل گرفته است و در آینده‌ای بسیار نزدیک، اضطراب، آشفتگی و دگرگونی در ارزش‌ها و بازگشت به جاهلیت را سبب خواهد شد. به همین دلیل، همواره به ریشه‌های این فتنه توجه داده و حقیقت آن را بازگو می‌نمود. با بازخوانی آیات و روایات، در می‌یابیم حقیقت فتنه به نافرمانی خدا و رسولش در مسأله جانشینی رسول خدا برمی‌گردد و ریشة فتنه را باید در حوادث پس از رحلت رسول خدا جست که با دگرگونی در ارزش‌ها، جامعه اسلامی را به قهقرا بردند. فتنه‌های امروز جامعه اسلامی نیز ریشه در همان حوادث دارد. بنابراین، بر پایة روایات رسول خدا و اهل بیت(ع)، راهکار رهایی از فتنه را باید در بازگشت به قرآن و عترت که روح جامعه اسلامی است، جستجو کرد. اقتدار حاکمیت ـ که الهی­بودن حاکم، شرط اساسی آن می‌باشد ـ ، روشن‌گری علما، آگاهی از اعتقادات و فرهنگ سایر مسلمانان، شناسایی ظرفیت‌های جهان اسلام از جمله راهکارهای رویارویی و رهایی از تنگنای فتنه‌های اجتماعی است.

توجه به ریشه‌های فتنه و بازگویی حقیقت آن با ژرف‌نگری در آیات و روایات و روشن­ساختن زوایای فراموش­شده در آیات و روایات؛ به ویژه روایات نقل­شده از سوی اهل سنت و توجه­دادن دانشمندان و اندیشمندان جهان اسلام به آن و دست‌یابی به راهکارهای برون‌رفت از فتنه‌های اجتماعی که دامن‌گیر جامعه اسلامی است، از وجوه تمایز این پژوهش با پژوهش‌های مشابه است.

ببا توجه به اهمیت موضوع و نقش فتنه در فروکاستن توان و شوکت مسلمین، پیشنهاد می‌شود علمای فریقین در حوزه‌های علمیه، موضوع فتنه در آیات و روایات را مورد بررسی دقیق قرار داده و بدون جهت­گیری مذهبی و قومیتی، نتیجة آن را در اختیار جامعه اسلامی قرار دهند. با برگزاری کرسی‌های آزاداندیشی در دانشگاه‌ها و مراکز علمی و همایش‌ها و کنفرانس‌ها در گسترة ملی و بین المللی، انجام پروژه‌های تحقیقی در پژوهشگاه‌ها و مؤسسات تحقیقاتی، ساختن برنامه‌های تلویزیونی در سطح شبکه‌های محلی، ملی و ماهواره‌ای و استفاده از پتانسیل موجود در اینترنت و شبکه‌های اجتماعی و حتی ارسال پیامک‌های تلفن همراه، به آگاهی‌بخشی افکار عمومی پرداخته شود. از همه مهمتر، پیشنهاد می‌شود مراکز علمی دینی و علمای شیعه و سنی از تبادل دانش و اندیشه، دور نمانده و موانع وحدت را روز به روز از میان بردارند.


 

|167|

منابع و مآخذ

          1.     قرآن کریم.

          2.     نهج البلاغه.

          3.     آقابخشی، علی­اکبر و افشاری‌راد، مینو، فرهنگ علوم سیاسی، تهران: نشر چاپار، 1386.

          4.     آلوسی، محمود، روح المعانی، به كوشش عبدالباري، ج5، بيروت: دار الكتب العلمية، 1415ق.

          5.     آمدی، عبدالواحد، تصنیف غرر الحکم و دررالکلم، به کوشش مصطفی درایتی، قم: بوستان کتاب، 1366.

          6.     ابن ابی­حاتم، عبدالرحمن­بن­محمد، تفسیر ابن ابی حاتم، به كوشش اسعدمحمد، ج5، بيروت: المكتبة العصرية، 1419ق.

          7.     ابن ابی­شیبه، ابوبکر عبدالله­بن­محمد، المصنف، به كوشش سعيدمحمد، ج8، بیروت: دارالفكر، 1409ق.

          8.     ابن عاشور، محمدبن­محمدطاهر، التحریر و التنویر، ج9، بیروت: مؤسسة التاريخ، بی­تا.

          9.     ابن منظور، محمدبن­مکرم­بن­علی­الانصاری، لسان العرب، ج13، قم: ادب الحوزه، 1405ق.

       10.     ابن­أبي­الحديد، عبدالحميدبن­هبةالله، شرح نهج البلاغة، ج18، قم: کتابخانه آیةالله مرعشی(ره)، 1404ق.

       11.     ابوزهره، محمد، زهرة التفاسیر، ج6، بیروت: دارالفکر، بی­تا.

       12.     بخاری، صحیح بخاری، ج7،5،4و8، بيروت: دارالفكر، 1401ق.  

       13.     بیضاوی، ناصرالدین­عبدالله، تفسیر بیضاوی(انوار التنزیل)، به كوشش مرعشلي، ج3، بيروت: دار احياء التراث العربي، 1418ق.

       14.     حاکم نیشابوری، محمدبن­عبدالله، المستدرک، به كوشش مرعشلي، ج3، بيروت: دار المعرفة، 1406ق.

       15.     حجازی، محمدمحمود، التفسیر الواضح، ج1، بيروت: دار الجيل، 1413ق.

       16.     حسینی شاه­عبدالعظیمی، حسین، تفسیر اثنی عشری، ج2، تهران: میقات، 1363.

       17.     حلی، محمدبن­مطهر، نهج الحق و کشف الصدق، ترجمة علیرضا کهنسال، تهران: تاسوعا، 1379.

       18.     حنبل، احمدبن­محمد، مسند احمد، ج4،3،1و5، بيروت: دار صادر، بی­تا.

       19.     خوانسارى، محمدبن­حسين، شرح غرر الحكم و درر الكلم، به کوشش جلال­الدین ارموی محدث، ج4، تهران: دانشگاه تهران، چ4، 1366.

       20.     خویی، میرزاحبیب­الله، منهاج البراعة (شرح نهج البلاغه)، ج21، تهران: المكتبة الاسلاميه، 1348.

       21.     زحیلی، وهبه، التفسیر المنیر، ج9، بيروت: دار الفكر المعاصر، 1411ق.

       22.     زریاب، عباس،  «امام صادق7»، دائرة المعارف تشیع، ج2، تهران: نشر سعید، 1375.

       23.     سیدبن­طاووس، سیدرضی­الدین­ علی­بن­موسی­بن­جعفر­بن­طاووس، الملاحم و الفتن، اصفهان: صاحب الامر، 1416ق.

       24.     سیدقطب، فی ظلال القرآن، ج4، القاهره: دار الشروق، 1400ق.

       25.     سیوطی، جلال­الدین، الدر المنثور، ج3، بيروت: دارالمعرفة، 1365ق.

       26.     شمس­الدین، محمدمهدی، دراسات فی نهج البلاغه، بی­جا: دار الاسلامیة، 1360.

       27.     شيباني، عمربن­ابي­عاصم، کتاب السنة، به كوشش محمدالباني، بيروت: المكتب الاسلامي، 1413ق.

       28.     طباطبایی، سیدمحمدحسین، المیزان، ج9، بيروت: اعلمي، 1393ق.

       29.     طبرسی، فضل­بن­حسن، مجمع البیان، ج4، بيروت: دار المعرفة، 1406ق.

       30.     طبری، محمدبن­جریر، جامع البیان، ج6، بيروت: دار المعرفة، 1412ق.

       31.     طنطاوی، محمد، التفسیر الوسیط، ج6، قاهره: دارالمعارف، 1412ق.

       32.     عاملی(شهید اول)، محمدبن­مکی، القواعد و الفوائد، تحقیق السیدعبدالهادی الحکیم، ج2، قم: منشورات مکتبة المفید، بی­تا.

       33.     عیاشی، ابونصرمحمدبن­مسعود، تفسیر العیاشی، به كوشش رسولي محلاتي، ج2، تهران: المكتبة العلمية الاسلاميه، بی­تا.

       34.     فراهیدی، احمدبن­خلیل، العین، به كوشش المخزومي و السامرائي، ج8، بی­جا: دار الهجرة، 1409ق.

       35.     قرطبی، ابوعبدالله محمدبن­احمد انصاری، تفسیر قرطبی، ج7، بيروت: دار احياء التراث العربي، 1405ق.

       36.     قزوینی، ملاخلیل، صافی در شرح کافی، ج1، قم: دار الحدیث، 1387.

       37.     قمى، عباس، سفينة البحار، ج7، قم: اسوه، 1414 ق.

       38.     كلينى، محمدبن­يعقوب، الكافي، به كوشش علی­اکبر غفاري، ج1و2، تهران: دار الكتب الاسلاميه، 1375.

       39.     کاشانی، ملافتح­الله، منهج الصادقین، ج3، تهران: کتابفروشی علمی، 1336.

       40.     متقی هندی، علاءالدین­علی­بن­حسام، کنزالعمال، به كوشش السقاء، ج1، بيروت: الرسالة، 1413ق.

       41.     مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج72، بيروت: داراحياءالتراث­العربي، 1403ق.

       42.     مراغی، احمدمصطفی، تفسير المراغي، ج9، بیروت: دارالفكر، بی­تا.

       43.     مسعودی، علی­بن­الحسین، مروج الذهب، به کوشش داغر، ج3، قم: دار الهجرة، 1409ق.

       44.     مسلم، صحیح مسلم، ج1، 4، 5، 7و8 ، بيروت: دارالفكر، بی­تا.

       45.     مصطفوی، حسن، التحقیق فی کلمات القرآن، تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، 1374.

       46.     مغنیه، محمدجواد، التفسير الكاشف، ج2، بيروت: دار العلم للملايين، 1981م.

       47.     مکارم شیرازی، ناصر، پیام امام امیر المؤمنین7، تهران: دارالکُتُب العلمیّه، 1381.

       48.     هیثمی، احمد­بن­حجر، مجمع الزوائد، ج7، بيروت: دار الكتاب العربي، 1402ق.

 


 

تعداد نمایش : 1156 <<بازگشت
 

 فهرست مجلات فصلنامه حکومت اسلامی بصورت فایلهای PDF

 

 

 فهرست کتاب ها 

 

 

درس خارج
«فقه نظام سیاسی اسلام»
استاد: حضرت آیت‌الله محسن اراكی دام‌عزه

         کلیه حقوق برای مرکز تحقیقات علمی دبیرخانه خبرگان مجلس محفوظ است.

صفحه اصلی|اخبار|راهنمای تنظیم و ارسال مقالات|کتاب ها|فصلنامه|درباره ما