چاپ        ارسال به دوست

در وبینار تخصصی مرکز تحقیقات علمی حکومت اسلامی بررسی شد؛

حکومت اسلامی و دلالت های صلح امام حسن(ع)

وبينار تخصصی با موضوع «حکومت اسلامی و دلالت های صلح امام حسن(ع)»، از سوی مرکز تحقیقات علمی حکومت اسلامی برگزار شد.

در این وبینار علمی که به مناسبت سالروز صلح تاریخی امام حسن مجتبی(ع) برگزار گردید، حجت الاسلام والمسلمین دکتر جواد سلیمانی، پژوهشگر تاریخ و عضو هیئت علمی موسسه آموزش عالی امام خمینی(ره)، يکي از مسائلي که در بحث هاي سياسي از زبان رجال سياسي براي توجيه صلح با امريکا به آن استشهاد شده است را مسئله صلح امام حسن(ع) خواند و ابراز داشت: برخي معتقدند که امام حسن(ع) در صلحي با معاويه، راي اکثريت را معيار قرار داده و بر اين اساس صلح کردند. در برخي از عبارت هاي امام حسن(ع) در برابر کساني که با صلح مخالفت کردن آمده است که چون اکثر مردم صلح را مي خواهند بنابراين من صلح مي کنم.

برای تحلیل یک پدیده تاریخی نمی توان تنها به یک گزارش بسنده کرد

وی استناد به گوشه اي از يک گزارش را براي تحلیل يک پديده تاريخي ناصحیح دانست و یادآور شد: همچنان که در آيات قرآن کريم برخي از آيات به صورت مطلق آمده و برخي ديگر آنرا مقيد کرده است، در تاريخ نيز وقتي که ما يک گزارش تاريخي پيرامون يک موضوع داريم، بايد درباره همه گزارش هاي پيرامون آن موضوع تحقيق و بررسي کنيم تا با برداشتي صحيح آن واقعه را به درستي تحليل کنيم. امام حسن(ع) اين جمله را فرمود اما در کنار آن جملات ديگري دارد که اگر ما به آنها توجه کنيم برداشت ما از اين موضوع عوض خواهد شد.

آیا صلح امام حسن(ع) به دلیل خواست اکثریت مردم بود؟

این پژوهشگر تاریخ ادامه داد: دیدگاه آن کساني که مي گويند چون امام حسن(ع) فرمودند اکثريت مردم صلح را مي خواهند و من صلح را مي پذيرم، پس هر وقت اکثريت مردم چيزي را خواستند، وليّ جامعه بايد نظرش را تغيير دهد و مطابق ميل اکثريت مردم انجام دهد،  دارای این نقض تاریخی است که در زمان امام علي(ع)و بعد از جنگ صفين و پذيرش حکميت اکثريت مردم نسبت به جنگ بي ميل شده بودند. امام علي(ع) مي فرمود خدايا اينها از جنگ خسته شده اند و من نيز از ايشان خسته شدم. در آن شرايط که اکثريت مردم جنگ را نمي خواستند چرا امام علي(ع) با معاويه صلح نکرد؟ اگر معيار پذيرش صلح با نظام سلطه و مستکبران و دشمن راي و خواست اکثريت مردم است، امام علي عليه السلام مي بايست بعد از آنکه مردم را دعوت مي‌کند به جنگ به آنها به حرفه اعتنا نمي کنند با معاويه صلح کند. اين شواهد نقض ديدگاهي است که مي‌گويد اگر اکثريت مردم در جامعه اسلامي با صلح با دشمن موافق باشند، ولي جامعه و نظام اسلامي بايد آن را بپذيرد.

وی وجود این شواهد تاریخی را دلیلی بر رد معیار انحصاری پذيرش يا عدم پذيرش مردم براي صلح دانست و خاطرنشان کرد: شرايط ديگري در اينجا وجود دارد که اگر آن شرايط محقق شد، آن وقت صلح کردن يک ضرورت است و اگر آن شرايط نباشد، صلح کردن نه تنها لازم نيست؛ بلکه عمل خلاف است. آنچه از بيانات سيدالشهدا(ع) به دست مي‌آيد، صلح با بني اميه مساوي با نابودي اسلام است و به شدت از آن پرهيز مي کنند و آن را نوعي ذلت ميخواند. همين ديدگاه را امام حسن(ع) نيز دارد؛ اما معتقد است که بايد صلح انجام شود؛ از اينجا مشخص مي شود که شرايط تعیین کننده ديگري نیز وجود دارد.

دلایل صلح امام حسن(ع)

سخنران وبینار در ادامه به تبیین دلایل صلح امام حسن(ع) پرداخت و اذعان داشت: از فرمايشات امام حسن عليه السلام فهميده مي شود که ايشان چرا به سمت صلح رفتند. در شرايطي که مردم نسبت به جنگ با معاويه بي ‏ميل بودند امام حسن(ع) در عبارتي مي فرمايند: «ما اردت بمُصالحتي معاويه الا ان ادفع عنکم القتل»؛ من اين مساله را نپذيرفتم مگر به خاطر اينکه شما را از مرگ و نابودي نجات دهم. يا در جاي ديگر فرمودند اگر نبود اين که من به اين نتيجه رسيدم که اگر صلح کنم شيعيان از بين خواهند رفت، صلح نمي‌کردم. يا خطاب به مالک بن حمزه مي فرمايد که من وقتي که ديدم مردم ميدان جنگ را رها کردند و موافق با جنگ نيستند به سمت صلح رفتم نه به خاطر اينکه مردم مايل به جنگ نيستند؛ بلکه ترسيدم در اين فضا اگر بجنگم هيچ شيعه اي بر روي کره زمين نخواهد ماند و قصد من از صلح ماندن انسان هايي بر روي زمين باشد که منادي دين باشند.

 

 امام حسین(ع) نیز صلح با معاویه را نقض نکرد

وی ادامه داد: از اين عبارات فهميده مي شود که بي ميلي مردم نسبت به جنگ تنها دليل صلح امام حسن(ع) با دشمن نبوده است بلکه چون اين بي ميلي در ظرفي در حال تحقق است که جنگ در آن ظرف موجب نابودي تشيع و اسلام خواهد شد امام از جنگ پرهيز مي‌کنند. اما امام حسين(ع) در ظرفي است که گرچه مردم موافق جنگ نيستند؛ اما حضرت مي بينند اگر با يک عده کمي به ميدان جهاد با بني اميه برود، حتي اگر همگي شهيد بشوند و زنان و کودکانشان به اسارت بروند، دين پابرجا خواهد ماند و ماهيت بني اميه براي مردم روشن می شود. بهترين دليل بر آن اين است که چندين سال قبل از اينکه يزيد بر روي کار بيايد در زمان معاويه بعد از اينکه او مفاد صلح نامه را نقض کرد، شيعيان به امام حسين(ع) نامه نوشتند که ما حاضريم با شما بيعت کنيم، اما حضرت فرمود تا زماني که معاويه زنده است دست به قيام نزنيد زيرا معاويه اين قدرت را داشت که قيام هاي ارزشي را قلع و قمع کرده و پيام آنها را تحريف کند. کاري که با حجر بن عدي کرد؛ هم او را به شهادت رساند و هم نگذاشت پيام قيام او منتشر شود.

قیام امام حسین(ع) و افشای ماهیت بنی امیه

حجت الاسلام والمسلمین سلیمانی با اشاره به اینکه پس از قيام امام حسين(ع)، مردم مدينه و بسياري از جاهاي ديگر بيدار شده و ماهيت حقيقي بني‌اميه را شناختند، اظهار داشت: اما در زمان امام حسن(ع) مردم تصور مي‌کردند که دعوا بر سر قدرت و خلافت است؛ لذا مي گفتند: «با اينکه شما اهل بيت(علیهم السلام) بر خلافت محق هستيد، اما بگذاريد چند صباحي بني‌اميه نيز خلافت کند. چرا اينقدر بر طبل جنگ مي کوبيد، بگذاريد حکومت نيز مقداري دست اينها باشد». مردم نمي دانستند که بني اميه به دنبال قلع و قمع کردن شيعيان و نابودي اسلام هستند؛ بلکه تصور مي کردند اينها دنبال تعامل هستند و مقام را دوست مي دارند. امام حسن(ع) عليه السلام فهميد که تلقي مردم از جنگ صحيح نيست و دشمن قدرت استحاله کردن دين و براندازي اسلام را دارد و اگر خون خود را در اين راه بدهد، مردم مي گويند ايشان خون خود را در راه لجاجت از دست دادند؛ اما در

زمان امام حسين(ع) ماهيت بني‌اميه برای مردم روشن شد.

 

 میزان در صلح با دشمن چیست؟

وی ميزان اصلی در صلح با دشمن را در خطر افتادن مصالح اسلام و امت اسلامي در سايه جنگ خواند و تاکید کرد: پس خواست اکثريت، ذات علت صلح نبوده است بلکه مصلحت بقاي امت علت غايي صلح امام حسن(ع) است. اما نکته مهمی که در خصوص صلح امام حسن(ع) مطرح می باشد اين است که آيا شرايط کنوني ما با زمان امام حسن عليه السلام يکسان است؟

عضو هیئت علمی موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی(ره) افرادی که گمان می کنند معيار پذيرش صلح امام حسن(ع) راي اکثريت مردم است را دچار اشتباه در فهم تاريخ دانست و افزود: اشتباه و تحريف ديگر آنان این است تصور می کنند اگر اکثريت مردم در زمان امام حسن(ع) صلح را خواستند، اکثريت مردم ايران نیز در زمان حاضر به دنبال صلح و مذاکره با دشمن هستند و ما بايد مثل امام حسن(ع) آن را بپذيريم؛ در حاليکه اين تطبيق، تطبيق ناروايي است.

وضعیت امت در زمان امام حسن(ع)

وی در ادامه به تشریح وضعیت امت در زمان امام حسن(ع) پرداخت و گفت: امت در زمان امام حسن(ع) چند دسته شده بودند. برخي از آنها اقليتي بودند که شيعه وفادار به امام بودند و دسته اي نیز افراد شکاکي بودند که نمي دانستند آيا صلح بهتر است يا جنگ. شک داشتند که جنگ با اهل قبله صحيح است يا خير و اينها از زمان امام علي(ع) تحت عنوان جريان اعتزال که در رأس آنها ابوموسي اشعري، سعدبن ابي وقاص، عبدالله بن عمر و اسامة بن زيد بودند که مي گفتند جنگ کردن با اهل قبله در هيچ شرايطي جايز نيست.  البته معلوم شد که بسياري از آنها دنبال احتياط ديني و شرعي نبودند، بلکه در پشت صحنه به امام علي(ع) نامه نوشتند و گفتند اگر حقوق ما را از بيت المال زياد کني، ما در جنگ طرف تو را خواهيم گرفت و وقتي امام علي(ع) به آنها جواب رد داد، گفتند جنگ با اهل قبله جايز نيست! اينها در جامعه اسلامي شک ايجاد کردند که اين شک تا زمان امام حسن(ع) نیز ادامه داشت.

سخنران وبینار ادامه داد: دسته سوم کساني بودند که اهل شورش و فتنه و آشوب و اهل درگيري بودند. دسته چهارم کساني بودند که فکر و انديشه اي نداشتند و از روساي قبايل شان پيروي مي کردند و روساي قبايل نيز اهل معامله و زد و بند بودند. در اين شرايط، امام حسن(ع) چگونه می توانست با اين افراد به جنگ با معاويه برود؟! آيا واقعا امروز شرايط کشور ما اينگونه است و مردم کشور ما اين شرايط را دارند و داراي اين دسته بندي ها هستند؟ 

آیا ملت مسلمان ایران شعار صلح با دشمن سرمی دهد؟

وی با اشاره به سال ها مقاومت مردم قهرمان ایران در برابر مستکبران جهان، تصریح کرد: مردم کشور ما هشت سال با نظام سلطه به رهبري آمريکا جنگيد. آمريکا داعش را در منطقه مسلط کرد، اما همين امت در سوريه و شامات صف کشيد و ثبت نام کردند و درخواست کردند که با تروريست‌ها بجنگند و موفق هم شدند و داعش را در سوريه و عراق نابود کردند و نفوذ آمريکا را در سوريه و عراق و منطقه را درهم شکستند. اينها ملت ما هستند که پس از اينکه امريکا حاج قاسم سليماني را به شهادت رساند، در خيابانها شعار انتقام‌سخت از آمريکا را سر دادند.

قياس شرايط نظامی جمهوری اسلامی ایران با عصر امام حسن(ع) مع الفارق است

حجت الاسلام والمسلمین سلیمانی، تطبيق نارواي دوم در باره زمان امام حسن(ع) و عصر حاضر را مقایسه قوه نظامي در اختیار آن حضرت با قوه نظامي جمهوری اسلامی ایران برشمرد و خاطرنشان کرد: در زمان امام حسن(ع)، ايشان از دراختیار داشتن يک ارتش نظامي جنگاور محروم بود و نه از لحاظ عِده و نه از لحاظ عُده از آمادگی برخوردار نبود. اما آيا ما نيز اين طور هستيم؟ امروز جمهوري اسلامي در منطقه قدرت نظامي برتر است و تنها کشوري است که جرات کرد پايگاه نظامي امريکا را موشک باران کند ولي آمريکا جرات عکس العمل نداشت؛ پهپاد گران قيمت امريکايي را مي زند ولي امريکا جرات عکس العمل ندارد. پس قياس شرايط نظامی فعلي ما با شرايط امام حسن(ع) قياس مع الفارق و باطل است.

دستاوردهای صلح امام حسن(ع)

وی در بخش پایانی سخنان خود به بررسی دستاوردهای صلح امام حسن(ع) پرداخت و ابراز داشت: صلح امام حسن(ع) اولاً حزب شيعه را حفظ کرد و پس از اين سلسله اهل بيت(علیهم السلام) به دنبال اين رفتند که کادر شيعيان که متلاشي شده بود را احيا و منسجم کنند. ثانياً اين صلح زمينه را براي افشای ماهيت معاويه و بني اميه فراهم کرد. پس از این صلح، معاويه تصور مي کرد که همه چيز تمام شده و بر همه امور مسلط شده و در روز قرائت صلح نامه آمد و صراحتا گفت جنگ نکردم با شما که شما به نماز و روزه پايبند باشيد، من با شما جنگ کرده ام براي اينکه بر شما مسلط بشوم و بر شما فرمانروايي کنم. پس از آن، نامه را زير پا قرار داد و گفت به اينها عمل نخواهم کرد و مفاد آن را نقض کرد و امام حسن عليه السلام را به شهادت رساند و براي خود جانشين تعيين کرد. پس از اين بود که مردم متوجه شدند معاويه پايبند به هيچ تعهد نيست و انسان غير قابل اعتماد است؛ اما اگر صلح امام حسن عليه السلام اتفاق نمي افتاد، قيام امام حسين(ع) و افشاي ماهيت حقيقي بني اميه هرگز محقق نمی شد.

 


١٦:٢٣ - پنج شنبه ٦ آذر ١٣٩٩    /    شماره : ٣٧٨    /    تعداد نمایش : ١٩٥


نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 





اخبار > حکومت اسلامی و دلالت های صلح امام حسن(ع)

 

 

 

 

نسخه چاپی ©2019 rcipt.ir
آموزش

سامانه آموزش

پژوهش

سامانه پژوهش

کتابخانه

کتابخانه دیجیتال

نشریه

فصلنامه حکومت اسلامی