صفحه اصلی|اخبار|درس خارج فقه نظام سیاسی اسلام|تماس با ما
منو اصلی
اوقات شرعی
ورود
نام کاربری :   
کلمه عبور :   
 
متن تصویر:
عضویت
نگاهى به «بحران انديشه سياسى اسلامى در دوران معاصر»
نگاهى به «بحران انديشه سياسى اسلامى در دوران معاصر» تاریخ ثبت : 2012/02/01
طبقه بندي : ,12,
عنوان : نگاهى به «بحران انديشه سياسى اسلامى در دوران معاصر»
مولف : <#f:72/>
دریافت فایلpdf :

pdffileبرای دریافت فایل  PDF کلیک نمایید.

متن :
|249|

نگاهى به «بحران انديشه سياسى اسلامى در دوران معاصر»

 

سيد حسن اسلامى

نگاهى به «بحران انديشه سياسى اسلامى در دوران معاصر»

عوامل بحران انديشه سياسى

راه‏هاى حل بحران

نقد و ارزيابى

 


 

|250|
كه مخالف مبانى و فتاواى اصحاب ما
باشد، يا منسوخ است و يا نيازمند
تأويل». اين جمود، به قرن چهارم
محدود نماند بلكه چنان بر انديشه شيوخ
الازهر خيمه زد و در روحشان ريشه
دواند كه در قرن نوزدهم - درست در
زمانى كه شيخ محمد عبده مى‏كوشيد
الازهر را اصلح (و در حقيقت بيدار)كند
فتوا به تحريم ترجمه قرآن و دعوت قبايل
ابتدايى به اسلام كردند. اين جمود چنان
دامان مصريان را آلوده كرده بود كه
بزرگ‏ترين و بهترين فرصت براى تدوين
و تنظيم حقوق مدنى بر اساس اسلام را از
آنان گرفت. مولف در اين باره از كتاب
«الاسلام بين جهل ابنائه و عجز علمائه»
نقل مى‏كند كه خديو اسماعيل از عالمان
الازهر خواست تا مجموعه حقوق مدنى
كشور را بر اساس احكام اسلام تدوين
كنند. اما اختلافات فرقه‏اى چنان نيرومند
و منافع صنفى چنان حياتى بود كه آنان را
از همكارى براى تأليف چنين مجموعه‏اى
بازداشت و حاكمان را نااميد و راه را بر
اقتباس از حقوق مدنى فرانسه و
رويگردانى از فقه اسلامى باز كرد.

|251|
بيت القصيده نظريه مولف در اين باب
آن است كه حديث جمود و زندگى در
گذشته همچنان ادامه دارد و مانع باز
انديشى در تفكر سياسى مى‏شود.

 

دومين عامل پيدايش بحران انديشه
سياسى، وجود حكومت‏هاى جبار در
طول تاريخ اسلامى ا ست. به نظر مؤلف
در دوران خلفاى راشدين آزادى عقيده و
اظهار نظر مخالف، كاملا آزاد بود و از
زمان معاويه بود كه استبداد و بريدن
صداى مخالفان آغاز گشت و حكومتى
سلطنتى پايه گذارى شد.

 

اگر چه عباسيان در امور علمى، آزادى
فراوانى به عالمان مى‏دادند ليكن اين آزادى
تا جايى بود كه كم‏ترين خدشه‏اى به مبانى
حكومت آنان وارد نكند و اگر كسى در باره
حكومت و حاكم نگاهى نادرويشانه
داشت، سروكارش با قيد و بند و حسابش با
كرام الكاتبين بود؛ محنت احمد حنبل و
مالك بيش از آن كه به سر مسائل علمى
باشد، ناشى از موضع سياسى آنان بود.

 

اين اختناق تا جايى بود كه «ماوردى»
اجازه نداد كتاب «الاحكام السلطانيه» خود
را در زمان حياتش چاپ كنند و نتيجه اين

|252|
كرد؛ براى مثال پيامبر اكرم(ص) با توجه به
شرايط و مصالح خاصى فرمود: «به آن
كس كه خواستار مسئوليتى باشد يا براى
به دست آوردنش حرص بزند. آن را
نخواهيم سپرد» و مودودى، با استناد
به اين حديث هرگونه نامزدى براى به
دست آوردن مناصب دولتى يا عضويت
در پارلمان را رد مى‏كند. حال آن كه اين
گفتار پيامبر(ص) بى‏گمان ناظر به شرايط
خاصى و ملاحظات معينى است.

 


نكته ديگر در اين باب آن است كه براى
تدوين حقوق اساسى اسلامى، نمى‏توان
از اخبار آحاد استفاده كرد و تواتر يا شهرت
آن‏ها لازم است؛ زيرا نمى‏توان مسائل
مهم حكومتى را با خبرى كه گاه يك ناقل
بيشتر ندارد و او هم به فرض صداقت،
احتمال خطا در نقل دارد، استوار كرد.

 

اما چهارمين عامل كم اقبالى تفكر
سياسى، سوء استفاده از دين است. اين
پديده در همه اديان ديده مى‏شود علاوه بر
آن يهوديان در طول تاريخ اسلامى در
ميان مسلمانان نفوذ كرده و مروج عقايد
خود بوده‏اند. معتزله از حربه دين براى
فرو كوفتن مخالفان خود و نفوذ در مأمون
عباسى بهره‏ها بردند و مخالفانشان نيز
از اين حربه نيك استفاده كردند و ...

 

مؤلف با اشاره به چند عامل فرعى
بحران تفكر چون بى‏توجهى به اصل
تخصص و نپرداختن به مباحث فقه
سياسى اين بخش را به پايان مى‏برد و
بخش دوم را مى‏آغازد و راه‏هايى براى
برطرف كردن بحران ارائه مى‏دهد.

راه‏هاى حل بحران


بى‏شك نخستين راه حل، گشودن در بسته
اجتهاد است، به ويژه آن كه عوامل بستن
باب اجتهاد ترس از هرج و مرج از ميان
رفته است. وانگهى سد باب اجتهاد با
اصول شريعت اسلامى مغايرت دارد. پس
با توجه به پيامدهاى منفى سد باب اجتهاد،
بايد اجازه اجتهاد به عالمان داده شود و آنان
با در نظر گرفتن اصول لازم و ضوابط
خاص اين اصل فراموش شده را احيا كنند.

 

تنها گشودن باب اجتهاد كافى نيست،
بلكه بايد اجتهاد زنده باشد؛ يعنى تابع
تفسيرى درست. و اين دومين راه حل است.

 

تفسير نصوص بايد در پرتو واقعيت‏ها
و فهم مقاصد اصلى شريعت و در جهت

|253|
ناپذير و تابع اصل نفوذ فرهنگ‏ها. نمى‏توان
يكسره از غرب بريد و نبايد دربست تسليم آن
شد. پس چه بايد كرد اى اقوام شرق؟ بايد
برخى مسائل را از آنان فرا گرفت و به بعضى
ديگر پشت كرد و به داشته‏هاى خود اكتفا
نمود. مواردى كه نبايد در آن‏ها از غرب
تقليد كرد، ناظر به فرهنگ روحى و اخلاقى
است. ما بهترين الگوهاى اخلاقى را داريم
و در اين زمينه هيچ نيازى به غرب نداريم. به
گفته اقبال: « اروپا از ساختن مدنيتى انسانى
ناتوان است.» نظريات فلسفى و سياسى
غرب چون ماركسيسم و سوسياليسم نيز
پذيرفتنى نيست و بايد آن‏ها را كنار گذاشت.

 

ليكن ما نبايد خود را از دستاوردهاى
درست غرب محروم كنيم. ما مى‏توانيم
در زمينه‏هاى علمى، تجربه سياسى و
سازمان‏هاى سياسى از غرب اقتباس
كنيم، بى‏آن كه اصول و مبانى خود رااز
دست بدهيم.

 

اما پنجمين و آخرين مسأله در اين
زمينه، مسأله خشونت است. آيا احزاب
سياسى- دينى مانند اخوان المسلمين-
مى‏توانند براى كسب قدرت از خشونت
استفاده كننده. بى شك اين شيوه شكست

|254|
خورده است و براى كسب قدرت بايد از
اصلاح و تغيير فرهنگ حاكم و تبليغات و
كار تدريجى شروع كرد.آنچه شيخ
محمد عبده در اين زمينه آغازيد درست‏تر
از عملكرد ديگران بود.

 

پيروزى احزاب سياسى در گرو داشتن
آرمانى روشن و رهبرانى فرهيخته و
درستكار است، نه اقدامات خشن براى
كسب قدرت.

 

كتاب با اشاره به مسأله فقر اقتصادى،
به عنوان مسأله‏اى فرعى پايان مى‏يابد.

نقد و ارزيابى


مهم‏ترين امتياز كتاب شواهد و ارجاعات
فراوان آن است؛ تقريباً در هر صفحه‏اى
شاهدى براى ادعاى خود آورده است و مؤلف
از مطالعات فراوان خود بهره‏ها گرفته و
كوشيده عصاره آن‏ها را در اين وجيزه بياورد و
نهايتاً در طرح مطلب موفق باشد.

 

اما مهم‏ترين اشكال مؤلف فقر تفكر
سياسى نوشته خودش است.

 

مؤلف بدون چهارچوب سياسى
مشخص، ندانسته پا به ورطه‏اى مى‏گذارد
كه در آن هزاران كشتى فرو شده است؛ به

ويژه در مباحث تاريخى مؤلف كم‏ترين
خصلت نقادى ندارد و گفته‏ها و نظريه‏ها را
بى آن كه به محك خرد بسنجد نقل مى‏كند.

 


مؤلف، هر چند پر معلومات است،
توان ارزيابى ندارد. لذا از تحليل
واقعيت‏ها و رسيدن به بايدها ناتوان است
و از رهنمودهايى كه براى حل بحران
مى‏دهد بوى خامى مى‏آيد.

 


نخستين عامل بحران تفكر سياسى به
نظر مؤلف بستن باب اجتهاد در قرن چهارم
بود. حال آن كه اين مسأله خود نتيجه بحران
تفكر سياسى و راه حل تفرق و تمذق جامعه
اسلامى آن روزگار بود. حق آن است كه
مؤلف به زمان‏هاى پيشتر باز مى‏گشت و
ريشه اين بحران را در جاى ديگرى
مى‏جست؛ براى مثال دوران خلافت دوم
عباسى با حاكميت تركان و سردارانى چون
«وصيف» و «بغا» همراه است. همان‏ها كه
خليفگان عباسى را چون لعبتك و عروسك
خيمه شب بازى به حركت و طوطى صفتانه
به سخن وا مى‏داشتند به گونه‏اى كه پگاه
كسى را به خلافت بر مى‏نشاندند و شامگاه
در چشمش ميل مى‏كشيدند و به گدايى وا
مى‏داشتند و از نهاد خلافت جز نامى


|255|

|256|
نياز به نقد دارد مى‏پرهيزد. در اين جا به
اختصار برخى اظهارات و استشهادات
تاريخى مؤلف را صرفاً براى نشان دادن
بى‏توجهى به نگرش تاريخى ايشان نقل
و نقد مى‏كنيم تا روشن شود كه بى گذر
از اين فرهنگ ديگر ساخته و قالب تنگ
تاريخى نمى‏توان حال را آن گونه كه
هست ديد و بى محك زدن گذشته روزگار
معاصر سنجيدنى نيست:

 


1. مؤلف اختلاف حضرت على(ع) با
معاويه را ناشى از دو ديدگاه در باره رأى
دهندگان و انتخاب كنندگان خليفه
مى‏داند؛ يعنى اين مسئله كه آيا تنها اهل
مدينه حق انتخاب خليفه دارند؟ يا همه
مسلمانان؟(ص‏98) آيا حقيقتاً تن زدن
معاويه از بيعت با اميرمومنان و جنگ صفين
ناشى از اين تفاوت دو ديدگاه و بر سر
تفسير يك مسئله بود؟ پس چرا معاويه در
برابر خلفاى پيشين كه همه به نوعى تنها
بيعت اهل مدينه را معتبر مى‏دانستند-
سكوت كرد و از بيعت تن نزد و چرا در
برابر اميرمؤمنان بيعت خود را مشروط به
امارت شام كرد؟ اين اظهارات تنها گوياى
جهل- يا تجاهل- مؤلف است و بس،

|257|
نيز نادرست است و نشان جهل- يا تجاهل-
مؤلف. واقعيت آن است كه به گواهى
نصوص تاريخى سلسله جنبانان شورش بر
ضد عثمان دو تن از صحابيان بزرگ
بودند: طلحه و زبير؛ كه هر دو از اعضاى
شورا و عشره مبشره به شمار مى‏رفتند!

 

4. معتزله نيز از تهمت يهود زدگى
بى‏نصيب نمى‏مانند و مولف آرا و كردار
آنان را متأثر از نفوذ يهوديان مى‏داند. بى
شك معتزله خطاهايى داشتند و حرمت و
حريم مخالفانشان را رعايت نكردند. اما
خطاهايشان تنها به بزرگى خطاى
مخالفانشان ؛ يعنى اشاعره بود. ليكن آيا
ديدگاه‏شان متأثر از يهوديت بود؟ آيا
مؤلف حاضر است اين نسبت را به اشاعره
بدهد؟ چرا؟ در اين تحليل‏ها جا به جا
تئورى توطئه به چشم مى‏خورد كه از
ارزش علمى نوشته مولف مى‏كاهد.

 

5. گاه مؤلف با دين برخوردى
ماركسيستى دارد و اين تحليل او را مخدوش
مى‏كند؛ در مبحث سوء استفاده از دين
از مبازران لهستانى و ايرلندى نام مى‏برد كه
براى استقلال، متدين به دينى جز دين
حاكمان مى‏شوند؛ مثلا ايرلندى‏ها از آن

تعداد نمایش : 3258 <<بازگشت
 

 فهرست مجلات فصلنامه حکومت اسلامی بصورت فایلهای PDF

 

 

 فهرست کتاب ها 

 

 

درس خارج
«فقه نظام سیاسی اسلام»
استاد: حضرت آیت‌الله محسن اراكی دام‌عزه

         کلیه حقوق برای مرکز تحقیقات علمی دبیرخانه خبرگان مجلس محفوظ است.

صفحه اصلی|اخبار|راهنمای تنظیم و ارسال مقالات|کتاب ها|فصلنامه|درباره ما