صفحه اصلی|اخبار|درس خارج فقه نظام سیاسی اسلام|تماس با ما
منو اصلی
اوقات شرعی
ورود
نام کاربری :   
کلمه عبور :   
عضویت
بخش اول مقدمات و كليات بحث
بخش اول مقدمات و كليات بحث تاریخ ثبت : 1390/12/04
طبقه بندي : مديريت از منظر كتاب و سنت ,
عنوان : بخش اول مقدمات و كليات بحث
آدرس فایل PDF : <#f:86/>
مولف : <#f:89/>
نوبت چاپ : <#f:90/>
متن :

|23|

بخش اول مقدمات و كليات بحث




فصل اول كليات


هدف از مباحث مديريت اسلامى

1. تدوين اصول مديريت

2. الگو سازى يك سازمان مطلوب

3. ارائه الگوى مدير و كارگزاران نظام اسلامى و ضد آن

4. تعميم نظريه مديريت اسلامى

5. توجه جدى مراكز علمى فرهنگى كشور به تحقيق به عنوان پايه، براى دست‏يابى به
نظريات اسلام در باره مديريت.

6. معطوف كردن توجه محققان و دانش‏پژوهان و متخصصان علم اداره و مديريت، به
نظريه مديريت در اسلام و طرح استدلالى آن، در مطالعات تطبيقى و توجه به تمايزات
اساسى بين مديريت اسلام و شرق و غرب.

7. دعوت به هم‏كارى صاحب‏نظران و محققان اسلامى، به ويژه فقيهان بزرگ حوزه
علميه، براى ارائه الگوى مديريت در اسلام.

8. ايجاد زمينه تلاش بيش‏تر و جدى‏تر براى يافتن راه‏كارهاى علمى، در جهت اجرايى
كردن نظريات فراگير مديريت اسلامى، كه جوهره حكومت اسلامى را در خود دارد، با توجه به


|24|

رهنمودهاى قرآنى و دست‏آوردهاى بشرى و نقش زمان و مكان.[1]


ضرورت و اهميت بحث نظريه مديريت در اسلام

در لابه‏لاى آثار مديريت‏پژوهان مسلمان، به مواردى از ضرورت پى مى‏بريم:

1. ظهور انقلاب اسلامى و استقرار حكومت دينى در ايران اسلامى، لزوماً بحث مديريت
را در پى دارد؛ زيرا حكومت، بدون مديريت امكان ندارد.

2. جامعيت و خاتميت مفروض دين اسلام، مستلزم داشتن نظاماتى مانند نظام
ادارى‏است.

3. كاستى‏هاى مكاتب مديريتى غيردينى و غيراسلامى، كه در عمل نشان داده شده و
بعضاً مورد اعتراف خود غربى‏ها است، ما را بر آن مى‏دارد كه در نظام مديريتى اسلام
جست‏وجو كنيم.

4. معرفى اسلام در همه ابعاد، به جهان پرسش‏گر از مبانى نظرى و عملى نظام اسلامى.

5. نمى‏توان حكومت دينى را با مديريت غيردينى هدايت كرد. اين امر باعث شكست و
تعارض و تناقض در نظام اسلامى خواهد شد.

6. عدم تناسب مديريت‏هاى رايج با فرهنگ و تمدن اسلام و تفكر مستقل انقلابى.

7. سيره انبيا و اوليا در اِعمال مديريت، حاكى از وجود اصول مديريتى دينى است كه بايد
كشف شود.

8. نياز فراوان نظام اسلامى به مديرانى كه متخلق به اخلاق اسلامى و مسلح به دانش
مديريت باشند.

9. لزوم ارائه الگوى مديريتى اصيل به مديران اسلامى كه نقش مهمى در پيش‏برد اهداف
نظام اسلامى دارند و نقش فرهنگ سازى نيز در جامعه بر عهده آنان است.

10. توسعه اين رشته، تا عمق مديريت خانواده، مديريت و رهبرى خويشتن، و حجم بسيار
احكام و اخلاق‏اسلامى در اين موارد، صاحب‏نظريه بودن اسلام در مديريت را آشكارمى‏سازد.


(1). فصل‏نامه مصباح، ش‏19، ص‏112.


|25|

11. نقش بسيار مهم مديريت اسلامى در تحقق اهداف انقلاب اسلامى، در پيش‏رفت و
توسعه همه‏جانبه كشور.


روش‏شناسى تحقيق در مديريت اسلامى

1. گروهى از محققان و مديريت‏پژوهان با ضعف شناخت از مديريت غربى و با توجه
صرف به مديريت در اسلام، مديريت غربى را به كلى نفى كرده و وارد موضوع نشده‏اند، در
حالى كه بايد مديريت را يك علم دانست تا بتوان با آن به درستى روبه رو شد؛ همان گونه كه
پيشينيان ما با فلسفه يونان رفتار كردند.

2. گروهى ديگر با خوب و درست فرض كردن مديريت غربى كوشيده‏اند با توجيه اسلامى
مديريت غربى، آن را به نوعى اسلاميزه كنند. در اين گروه، عده‏اى مرعوب آن نظريات شده و
همه آن را پذيرفته‏اند و برخى نيز با برخوردى انتقادى، براى تصحيح و تكميل آن كوشيده‏اند.
دسته دوم سعى كرده‏اند با كالبدشناسى و تقسيم‏بندى مديريت، به انسانى و مواد، يعنى
مديريت منابع انسانى و توليد، مباحث ارزشى را از غيرارزشى جدا كنند و با پذيرش بخش دوم،
صرفاً موضوع انسان را در مديريت بررسى كنند.

3. از يك ديدگاه مى‏توان مجموعه تحقيقات مديريت اسلامى را به چند دسته تقسيم كرد:
دسته‏اى توسط متخصصان مديريت بدون تخصص اسلامى تنظيم شده است و دسته‏اى
ديگر توسط متخصصان اسلامى بدون تخصص و شناخت مديريتى نگارش يافته است و چه
بسا دسته سومى توسط نويسندگان فاقد هر دو تخصص به رشته تحرير در آمده است. در اين
ميان، جاى خالى تحقيق و جستارى كه داراى هر دو نوع تخصص باشد، خالى است.

4. در آثار مديريتى از سه شيوه استفاده شده است:

الف) روش قياسى (مستقل): مراجعه به منابع اصيل اسلام و استخراج ارزش‏ها و اصول
مديريتى از آن‏ها.

ب) روش استقرايى (تطبيقى): مراجعه به منابع مديريت روز و مطالعه نظرياتى كه در آن


|26|

مطرح است و شناخت پيش‏فرض‏ها و اصل نظريات و قضايايى كه از آن نظريات استفاده
مى‏شود. سپس مطالعه‏اى تطبيقى انجام شود تا مثلاً مشخص گردد كه آيا مكتب اسلام اين
نظريات را امضا مى‏كند يا كنار مى‏گذارد.

ج) انتخاب برخى كليد واژه‏ها از متون مديريت علمى و پيدا كردن معناى آن در منابع
اسلامى، كه در حقيقت، از مديريت روز فقط به شكل يك فهرست استفاده شود.

در اين تحقيق، فهرست مباحث از متون مديريت علمى گرفته شده است. هم‏چنين در هر
مبحث، نخست نظريات و اصطلاحات مديريت نوين تشريح شده است و سپس نظريه
مديريت اسلامى يا رحمانى در خصوص آن مبحث، از قرآن و سنت استخراج گرديده و تطبيق
آن بر عهده خوانندگان گذاشته شده است. در پايان، پرسش‏هايى مطرح شده و پاسخ آن‏ها با
استفاده از منابع اسلامى داده شده است. تلاش بر اين بوده است كه پرسش‏هايى طرح شود
كه مديريت‏نويسان امروزى با آن‏ها رو به رو بوده و پاسخى براى آن‏ها نداشته‏اند و يا اگر پاسخ
داده‏اند، مانع از پاسخ‏گويى خاص مديريت اسلامى نبوده است.


پيشينه بحث در بين دانشمندان شيعى

مديريت اسلامى موضوعى است كه سابقه آن، در بين شيعه، محدود به دوران پس از
انقلاب اسلامى نمى‏شود، بلكه از ديرباز مورد توجه بوده است. هر چند نخست در ضمن
مباحث كلامى جاى داشت، ولى در دوران پيدايش مديريت، به شكل يك دانش مستقل،
اولين اثر را مى‏توان در اواخر سال 1340 جست‏وجو كرد كه استاد شهيد مطهرى با تنظيم و
تقديم دو مقاله، تحت عنوان «مديريت و رهبرى در اسلام» و «رشد» پيش‏تاز طرح اين
مباحث شد.[1] مقاله نخست متن سخنرانى استاد شهيد است كه چند سال پيش از انقلاب،
هم‏زمان با ايام بعثت در مدرسه عالى مديريت كرمان ايراد گرديده است.[2] اين متن، نخستين
متن مديريت در اسلام است كه با استفاده از مفاهيم اسلامى نوشته شده است و شيوه


(1). فصل‏نامه مصباح، ش 19، ص 100.

(2). همان، ص 101.


|27|

استنباط مفاهيم مديريتى از متون اسلامى را به ما مى‏آموزد. هم‏چنين روش‏هاى تحقيق
مديريت در اسلام را به‏طور مشخص بيان مى‏كند و نمونه‏هايى از انجام آن را ارائه مى‏دهد. از
ويژگى‏هاى اين اثر، گرايش عمومى و بنيادى آن در استخراج مديريت از منابع اسلامى است.
روش تبيين مقاله، قياسى بوده و در حوزه مديريت عام و بيش‏تر، مديريت عمومى تنظيم
گرديده و به هر حال، پايه‏اى ارزش‏مند و معتبر است.[1]

در ميان دانشمندان عرب، محمد باقر شريف القرشى حدود 35 سال پيش، كتاب نظام
الحكم و الادارة فى الاسلام را نوشته است. ايشان كه از محققان برجسته اهل نجف است، حدود
25% اين كتاب را به مباحث اداره اختصاص داده است.[2] در چند سال اخير، ضمن تحقيقى كه
توسط گروه مديريت پژوهشكده علوم انسانى دانشگاه امام‏حسين(ع) انجام گرفت، مشخص
شد كه طى سال‏هاى آخر دهه چهل تا اوايل دهه هفتاد، يعنى حدود ربع قرن، تقريباً 160 اثر،
اعم از كتاب، مقاله، پايان‏نامه و جزوه آموزشى، در اين زمينه ارائه شده است. سپس اين آثار،
در قالب يك طرح تحقيقى، تلخيص، تنظيم و ارزيابى شد و دست‏مايه اوليه و سنگ بناى يك
كار علمى مشترك ميان حوزه و دانشگاه قرار گرفت.[3]

اين مجموعه، به تفكيك شامل 60 كتاب، 21 مقاله، 13 پايان نامه و 53 جزوه
كمك‏درسى است كه چهار عنوان آن، پيش از انقلاب نگاشته شده است. آمار نشان مى‏دهد كه
در طى 25 سال، هر سال هشت عنوان در باره مديريت اسلامى چاپ شده است كه در مقايسه
با دنياى غرب، كه فقط در باره مديريت منابع انسانى، هر روز يك كتاب و 86 مجله تخصصى
به چاپ مى‏رسانند، اندك است. بررسى‏ها نشان مى‏دهد كه طى چهار دهه گذشته، از ميان سه
گروه علماى حوزه، دانشگاه و ديگر محققان، از هر گروه حدود سى نفر به نگارش مطالبى در
باره مديريت اسلامى پرداخته‏اند.[4]

بررسى‏هاى تفصيلى در باره محققان حقيقى و حقوقى نشان مى‏دهد كه:


(1). همان.

(2). ر.ك: قدسى، نظام ادارى اسلام، ص‏6.

(3). فصل‏نامه مصباح، ش 19، ص‏100.

(4). همان، ص‏105.


|28|

1. برخى نويسندگان به طور اتفاقى يا الزامى يك بار در باره موضوع قلم زده‏اند.

2. تقريباً همه آثار، كارهاى فردى است و كم‏تر اثرى را مى‏توان يافت كه به شكل گروهى
تأليف يا تدوين شده باشد.

3. بررسى محتواى آثار نشان مى‏دهد كه برخى از مؤلفان محترم، بدون مراجعه به ادبيات
مديريت در زبان فارسى و يا حداكثر بدون مراجعه به ادبيات مديريت و رهبرى در اسلام و
صرفاً با تكيه بر اطلاعات عمومى و شخصى خود، بدون توجه به آراى ارائه شده ديگر
محققان، نوشته خويش را به چاپ رسانده‏اند.

البته روند توجه به مديريت اسلامى، رو به تقويت و تكامل است؛ ولى كارنامه اين بحث
مهم، از مطلوبيت برخوردار نيست. جالب است كه در نخستين درس‏هاى حقوق ادارى، كه در
ايران برگزار شده است، به اين نكته اشاره گرديده است كه مأخذ و مبناى حقوق ادارى در
ايران، تعليمات حضرت اميرالمؤمنين(ع) است؛ از جمله، تعليمات حضرت امير در باره انتخاب
افراد و عمال دولتى و حقوق و مواجب آنان. به علت اهميت اين موضوع، كتابى كه اين
درس‏ها در آن گرد آورى شده، با بخشى از دستورالعمل مشهور امام على(ع) به مالك اشتر
آغاز مى‏شود «ثم لا يكن اختيارك...و حسن الظن بذلك»
. حتى به علت توجه ويژه به اين امر،
يكى از پرسش‏هاى امتحانى (حقوق ادارى عملى در كشورهاى مختلف)، تعليمات حضرت
امير در باره رفتار حكام در انجام اعمال ادارى و صلاحيت ايشان بوده است.

معلوم مى‏شود كه زمينه اين كار، همواره وجود داشته است؛ اما به علت وجود موانعى كه
بيان مى‏شود، كار عميقى انجام نگرفته است.[1]


موانع تحقيق در باره مديريت در اسلام

1. تبليغ فراوان مديريت رايج غربى.

2. عدم حاكميت اسلام در قرون اخير.


(1). ر.ك: نظام ادارى اسلام.


|29|

3. دين‏زدايى پس از رنسانس.

4. وضعيت فلاكت‏بار مسلمانان.

5. مقايسه وضعيت مسلمانان با كشورهاى پيش‏رفته.

6. عدم تحول اساسى و انقلابى در ساختار علمى كشور، اعم از حوزه و دانشگاه.

7. غرق شدن در روزمرگى‏ها و باورنداشتن توانايى‏هاى خود.

8. عدم توجه چند قرنه به اسلام، به عنوان مكتبى كه چهارچوب عمل اجتماعى را
مشخص مى‏كند.

9. بى‏توجهى به نظام ادارى يا حقوق ادارى، مانند ديگر رشته‏هاى حقوق عمومى.[1]


پيشينه مباحث مديريتى اسلام در بين دانشمندان اهل سنت

تدوين نظام ادارى اسلام در ميان فرهيختگان اهل سنت، مانند بسيارى از تحقيقات
اجتماعى و حكومتى و سياسى ديگر، پيشنه‏اى طولانى‏تر دارد. اين دانشمندان، نسلى از
كتاب‏هاى «نظام الحكم و السياسة» را بر مبناى كتاب و سنت پديد آورده‏اند كه به دلالت
تضمنى يا التزامى، نظام مديريتى اسلام را نيز معرفى كرده‏اند. در اين ميان، بعضى آثار
يادشده، بالمطابقه به مباحث ادارى اسلام پرداخته‏اند.

اولين و قديمى‏ترين پژوهش در اين زمينه، مربوط به على بن محمد بن مسعود خزاعى
(متوفاى 789ق.) است كه تحت عنوان تخريج الدلالات السمعية على ما كان فى عهد رسول
الله(ص) للحرَف و الصنائع و العمالات الشرعية در فاصله سال‏هاى 776 تا 786، از 66 تا 76
سالگى نگاشته است. خزاعى كه به قول دكتر محمد عماره،[2] غواص ماهر اقيانوس سنت و
معمار سازمان دولت شامخ دينى است، اين هنر را نشان داد كه نظام ادارى اسلام را، كه در
كتاب‏هاى مختلف سيره و مغازى پراكنده و مانند دانه‏هاى تسبيح، از هم گسيخته بود، به


(1). ر.ك: فصل‏نامه مصباح، ش‏11، ص‏19.

(2). محمد عماره، الدولة الاسلامية بين‏العلمانية و السلطة الدينية، ج‏1، ص‏217.


|30|

شكل‏پيوسته عرضه كرد. پانصد سال بعد، رفاعه طهطاوى (متوفاى 1290ق) اين كتاب را
تلخيص كرد و جزئى از كتاب نهاية الايجاز فى سيرة ساكن الحجاز قرار داد.

ابن ادريس كتانى، عالم مغربى نيز از كتاب خزاعى به اعجاب آمده، بر آن تعليقه زده و به
اجزا و فصول آن افزود و اثرى را تحت عنوان تراتيب الاداريه پديد آورد. البته نسخه‏اى كه
كتان به آن دست يافت، فاقد جزء دهم (آخرين جزء كتاب خزاعى) و ناقص بود.

فاصله چند قرنه بين خزاعى و طهطاوى و كتانى نشان مى‏دهد كه در دوره‏اى طولانى،
كتاب كتانى ناشناخته بوده است. البته اكنون كتاب تراتيب، از كتاب تخريج شهرت
بيش‏ترى‏دارد.

اين آثار فقط نشان‏گر وجود مجموعه حرفه‏ها و صنايع و اعمال و نصب مسؤولان و
متخصصانى براى آن‏ها توسط رسول خدا(ص) است و از اصول و كليات مديريت خالى است،
كه در حقيقت، بيان گر وجود سازماندهى و تقسيم كار در حكومت و مديريت رسول خدا(ص)
است بدون اين‏كه قواعد مديريتى استخراج شود.

البته پيش‏گامى نامبردگان در مباحث ادارى اسلام، در ميان اهل سنت و نيز سابقه بيش‏تر
دانشمندان اهل سنت از شيعه، نكاتى است كه از موارد فوق به‏دست مى‏آيد. بعدها اين سيره
تكامل يافت و تاكنون ادامه دارد. نكته مهم، تكيه قابل توجه پژوهش‏هاى اهل سنت بر سيره
نبوى است، در حالى كه دانشمندان و مديريت‏پژوهان شيعى، بر سيره علوى در مديريت تأكيد
كرده‏اند. در اين ميان، جاى مجموعه‏اى كه شامل سيره نبوى و علوى به‏طور كامل و قبل از
آن، آيات قرآن به شكل مبنايى و سخنان معصومين(ع) به شكل ارشادى باشد، در سلسله
مباحث مديريت اسلامى كاملاً خالى است.

تعداد نمایش : 2832 <<بازگشت
 

 فهرست مجلات فصلنامه حکومت اسلامی بصورت فایلهای PDF

 

 

 فهرست کتاب ها 

 

 

درس خارج
«فقه نظام سیاسی اسلام»
استاد: حضرت آیت‌الله محسن اراكی دام‌عزه

         کلیه حقوق برای مرکز تحقیقات علمی دبیرخانه خبرگان مجلس محفوظ است.

صفحه اصلی|اخبار|راهنمای تنظیم و ارسال مقالات|کتاب ها|فصلنامه|درباره ما