صفحه اصلی|اخبار|درس خارج فقه نظام سیاسی اسلام|تماس با ما
منو اصلی
اوقات شرعی
ورود
نام کاربری :   
کلمه عبور :   
عضویت
فصل چهارم منبع شناسى
فصل چهارم منبع شناسى تاریخ ثبت : 1390/12/04
طبقه بندي : مديريت از منظر كتاب و سنت ,
عنوان : فصل چهارم منبع شناسى
آدرس فایل PDF : <#f:86/>
مولف : <#f:89/>
نوبت چاپ : <#f:90/>
متن :

فصل چهارم منبع شناسى


|61|

فصل چهارم منبع شناسى




1. منابع اصلى بحث


1. قرآن كريم

قرآن كريم، كه مجموعه وحيانى و اصلى‏ترين منبع هر جستار علمى و دينى است، چند
مديريت را ارائه مى‏دهد كه همگى اسوه و راه‏گشايند:


الف. مديريت خداوندى

اين مديريت، مبتنى بر ربوبيت خدا است. علامه طباطبايى «ربّ» را به معناى «مالك
مدبّر» معنا مى‏كند؛ يعنى خداوند غير از آفرينش جهان و انسان، تدبير و مديريت نيز دارد و
على‏رغم نظريه اعتزال، عالم را به حال خود رها نكرده است. نوع مديريت خداوند، از آيات
فراوانى قابل استنتاج است و بر اساس قاعده «تخلّقوا باخلاق الله»
، اقتباس از آن، ممكن،
بلكه لازم است.

اخيراً برخى مديريت‏پژوهان، نظريه «مديريت رحيمانه» را بر اساس صفات خداوند ارائه
كرده‏اند كه در آينده به آن خواهيم پرداخت. مديريت دستگاه عظيم فرشتگان، سازمان‏دهى و
تقسيم كار گسترده آنان، نظارت و پى‏گيرى كار آنان، نوع گزينش و انگيزش آنان، از جلوه‏هاى
مديريت خداوندى است. هم‏چنين از اين قبيل است اداره طبيعت، به گونه‏اى كه همه چيز،


|62|

مانند ساعت يا ماشين، به فعاليت مشغول است. اين مديريت بايد شناسايى شود و به
الگويى وحيانى براى مديران و مريدان تبديل گردد.


ب. مديريت پيامبران

1. مديريت پيامبران (غير از رسول خدا(ص)) مانند حضرت سليمان، موسى، هارون، داود و
يوسف(ع) كه در قالب قصص زيبا ارائه شده و قواعد عام مديريتى از اين سيره‏هاى مديريتى
قابل استنباط و استفاده است.

2. مديريت رسول خدا(ص) كه بخشى از آيات قرآن را (در سوره‏هاى احزاب، انفال،
حجرات، نور و...) به خويش اختصاص داده است و به بيان چگونگى مديريت رسول خدا(ص)
در ابعاد نظامى، اجتماعى، اخلاقى و ادارى مى‏پردازد.

3. مديريت صالحان: خداوند در قرآن به بيان ويژگى‏هاى شخصيت‏هاى صالحى مانند
حضرت خضر، ذوالقرنين و مادر و خواهر حضرت موسى و نيز ملكه سبا مى‏پردازد كه اين
تقرير قرآن بر سيره آنان مى‏تواند ما را به اصولى از مديريت راهنمايى كند.


2. سنت

مراد از سنت، تفسير رايج آن است كه قول و فعل و تقرير معصوم است، هر چند على
القاعده، ابتناى نظام مديريت اسلام بر فعل معصوم، آشكارتر است؛ به ويژه سيره نبوى و
علوى كه بيان‏گر دو تجربه حكومتى و مديريتى معصومانه در دو مقطع حساس صدر اسلامند.

در اين ميان، سيره نبوى و حتى سيره علوى مى‏توانند داراى دو بخش متمايز باشند:
بخش اول سيره‏اى است تشكيل دهنده شأن نزول آيات، كه ويژگى وحيانى و اتقان بيش‏ترى
دارد. بخش دوم، اين ويژگى را ندارد، هر چند اعتبار هر دو سيره، براى كاوش‏گران، در جاى
خود اثبات شده است.

نكته درخور توجهى كه بايد در باره سيره بيان شود، اهتمام اهل سنت به تنظيم سيره
نبوى است پيش از آن‏چه در ميان عالمان شيعى انجام گرفته است. هر چند بنابر نظر جرجى


|63|

زيدان، كه از سيوطى پيروى كرده است، نخستين مورخان دوره اسلام، دو نفر هم‏عصر
يكديگر بوده‏اند: يكى محمد بن اسحاق مطلبى كه از موالى عين‏التمر و شيعى است و ديگرى
عروة بن زبير كه نَسب او به زبير بن العوام، صحابى معروف مى‏رسد، ولى علامه سيد حسن
صدر ثابت كرده است كه اولين تاريخ را در دوره اسلام، عبيد الله بن ابى رافع، كاتب
اميرالمؤمنين(ع) نوشته است كه نسب او به قبط مى‏رسد و مصرى است. كتابى كه او تأليف
كرده است، در باره نام افرادى از صحابه است كه حضرت على(ع) را در دوره خلافت همراهى
كرده‏اند. سيره ابن‏هشام، كه همان سيره ابن اسحاق است و شرح آن است.

لزوم بهره‏گيرى از سنت پيامبر(ص): اگر فرض كنيم كه به طور مستقل هيچ كس توجه به
رويددهاى تاريخى نداشت، به راحتى مى‏توانيم بپذيريم كه جزو اساسى‏ترين وظايف محدثان
(كسانى كه كار شناخت سنت گفتارى و رفتارى پيامبر(ص) را انجام مى‏دادند) توجه و ثبت
رفتارهاى پيامبر(ص) براى بهره‏گيرى در فقه و اخلاق بوده است. كتاب‏هاى مختلفى كه به
جمع‏آورى احاديث پرداخته‏اند، چه آن‏ها كه به صورت مسند است و چه آن‏ها كه به شكل
سنن و به طور موضوعى نگارش يافته، حاوى بخش بزرگى از تاريخ پيامبر اسلام با تأكيد بر
جنبه‏هاى دينى اين نقل‏ها است. اين مجموعه‏ها از رواياتى ساخته شده كه پس از رحلت
پيامبر(ص) توسط مسلمانان و به ضرورت دين‏شناسى، به‏تدريج گردآورى شد.[1]

نكات تاريخى، كه در بيش‏تر ابواب فقه و در لابه‏لاى نقل‏ها آمده است، اما «كتاب
الجهاد» يا «كتاب السير» نزديك‏ترين باب فقهى است كه دقيقاً با مغازى رسول خدا(ص)
ارتباط دارد. در اين باب است كه به طور عمده، مسائل تاريخى جنگ‏ها به ضرورت دانستن
احكام آن‏ها آمده است. كتاب السير ابواسحاق قرارى كه اخيراً يافت شده و به چاپ رسيده
است، به وضوح نشان بر توجه تاريخى محدثان است؛ چنان‏كه محمد بن حسن شيبانى نيز
كتاب السير الكبير داشته است. كتاب السير به عنوان جزئى از كتاب‏هاى حديثى در همه اين
مجموعه‏ها آمده است. پيامبر(ص) به عنوان يك شخصيت برجسته مى‏توانست نقش تاريخى


(1). رسول جعفريان، تاريخ سياسى اسلام، ج اول، ص‏7.


|64|

ويژه‏اى را براى خويش در اذهان مسلمانان به وجود آورد. نگرش مسلمانان به پيامبر(ص)
به عنوان اسوه، مستلزم بررسى دقيق و موشكافانه از زندگى آن حضرت بوده است. از اين رو،
اكنون ريزترين گزارش‏ها را در باره شخصيت پيامبر(ص) در دست داريم. مقايسه آن‏ها با ثبت
همين جزئيات از زندگى ديگر شخصيت‏هاى اسوه، در دوره‏هاى بعد، نشان‏گر تأثير تاريخى و
تاريخ‏نگارى آن در ميان مسلمانان بوده است.[1]

دكتر محمد سعيد رمضان السيوطى در كتاب نقد السيره هدف از بررسى سيره نبوى را
تحليل كرده است. وى معتقد است كه غرض از بررسى اين سيره و فهم آن، صِرف وقوف بر
برخى وقايع تاريخى نيست، بلكه هدف آن است كه فرد مسلمان، حقيقت اسلام را در قالب
يك شخص نمونه تصور و تصوير كند و مطالعه سيره نبوى، موجب شناخت شخصيت رسول،
يافتن يك الگوى كامل در همه شؤون حيات فاضله، فهم درست قرآن كريم، آشنايى عملى با
فرهنگ و معارف اسلامى و الگوى تربيت و تعليم مى‏شود. شخصيت چند بعدى رسول
خدا(ص) براى جوانان، دولت‏مردان، رهبران و سياست‏مداران، الگويى كامل است.[2]

البته در اعتبار سيره علوى، دغدغه آن‏چنانى براى پژوهش‏گران شيعى وجود ندارد. آن‏چه
هست، رسيدن سيره نبوى، عموماً از طريق اهل سنت است، هر چند شيعيان هم در حد خود
به اين مهم پرداخته‏اند. مؤلف مجموعه تاريخى فروغ ابديت، كه مبتنى بر سيره نبوى رسيده از
سيره‏هاى اهل سنت تأليف شده است، هر جا تعارضى با اصول و عقايد شيعه پيدا مى‏شود، با
استدلال مناسب به رفع تعارض مى‏پردازد؛ ولى اين روند، فقط در نقل بخشى از سيره نبوى
ديده مى‏شود كه خود حاكى از آن است كه سيره نبوى، بيش‏تر قابل استناد است ؛ به ويژه كه
در نقل سيره مديريتى، انگيزه تحريف و تصحيف بسيار اندك است. از اين رو، تكيه فراوان
اين تحقيق بر سيره نبوى و سرمايه‏گذارى روى آن، بر اعتبار نتايج تحقيق خدشه‏اى وارد
نمى‏كند؛ زيرا فراوانى قراين و نقل مكرر يك سيره، از قلم و زبان چند سيره‏نويس، بدون
منافات داشتن با اصول شيعى، مانع از محروم شدن محقق از اين ذخيره بزرگ، كه حاوى
ادبيات و قواعد ادارى بسيارى است، مى‏شود؛ به‏ويژه كه قرار گرفتن درصد بيش‏ترى از اين


(1). ر.ك: همان.

(2). محمد سعيد رمضان السيوطى، نقد السيره، ص‏17.


|65|

سيره، در چهارچوب شأن نزول آيات قرآن، ابعاد وحيانى آن را نيز تأمين مى‏كند.

در تحقيق ارزش‏مندى كه در مركز تحقيقات علمى دبيرخانه مجلس خبرگان رهبرى انجام
يافته،[1] اعتبار منابع قوانين اداره حكومت و جامعه در اسلام به بحث گذاشته شده است و با
مراجعه و مطالعه دقيق آن، ضمن آشنايى با نوع منابع فقهى و اصولى و حقوقى، به عنوان
پشتوانه مباحث حكومتى اسلام از ديدگاه صاحب‏نظران شيعه و سنى، اعتبار آن‏ها نيز محك
خورده است. در اين تحقيق آمده است كه صاحب‏نظران شيعه، در تدوين نظام حكومت در
اسلام، بيش‏تر به كتاب و سنت تمسك جسته، بلكه به ندرت به غير اين دو منبع مراجعه
كرده‏اند. ضرورت عقل، كه حاوى قطع به رضايت شارع باشد، يا بناى عقلا و نيز مصلحت
نظام، عناصر ديگرى هستند كه غير از قرآن و روايات، مورد استنادند. البته شايد علت اين
باشد كه هدف آنان بيان اركان حكومت و اصول و كليات آن از ديدگاه اسلام بوده است كه
حداكثر به گستردگى دايره حقوق اساسى از ديدگاه اسلام مطرح مى‏شود. از اين رو، تنها اصول
و كلياتى از قوانينى را كه معمولاً پاياتر هستند و از كتاب و سنت به دست مى‏آيند،
بيان‏كرده‏اند.


سنت ديگر معصومين(ع)

در ميان ديگر معصومين(ع) رويارويى با حكومت شش‏ماهه امام حسن(ع) و حركت
عاشورايى امام حسين(ع) و سيره امام رضا(ع) در دوران ولايتعهدى، مى‏تواند مورد توجه قرار
گيرد؛ به‏ويژه كه اخيراً در برخى تحقيقات، بر مديريت عاشورايى، به عنوان نمونه كاملى از
مديريت توسعه و توسعه مديريت توجه شده است.

در لابه‏لاى كلمات معصومين، مانند امام صادق(ع) مديريت‏نامه‏اى خطاب به نجاشى،
حاكم اهواز نوشته شده كه مورد توجه است. رساله حقوق امام سجاد(ع) حاكى از بيان
مناسبات انسانى در مديريت اسلامى است كه باعث شده تحقيقى به همين نام در اوايل
انقلاب صورت گيرد.


(1). منابع قانونگذارى در حكومت اسلامى، سيف‏الله صرامى.


|66|

مجموعه گفتارهاى معصومين(ع) در جوامع روايى منبع ديگرى براى اين تحقيق‏است.

بنابراين، تلاش شده است از مجموعه ذخاير و خزاين گران‏سنگ اسلام بهره‏گيرى شود تا
هر چه بيش‏تر، بر عمق و غناى تحقيق افزوده شود، هر چند بيش‏تر تكيه ما بر قرآن و سنت
نبوى و سپس سيره علوى است.


2. منابع پيرو

1. كتاب‏هاى نظام الحكم، كه قبلاً به حجم انبوه آن‏ها اشاره شد به عنوان نسلى ارزش‏مند
توسط انديش‏مندان اهل سنت گردآورى شده‏اند.

2. كتاب‏هاى مديريت اسلامى، كه در طى چهل سال اخير و بيش‏تر پس از انقلاب
اسلامى نگاشته شده‏اند. اين نسل، كه حاصل تلاش دانشمندان شيعى و انقلابى ايرانى و
غيرايرانى هستند، راهنمايى ارزش‏مند خواهند بود.

3. كتاب‏هاى مديريت علمى يا علم مديريت، كه فراوانند و بيش‏تر ترجمه بوده و توسط
دانشگاهيان تنظيم شده‏اند. برخى آثار غير ترجمه‏اى نيز وجود دارد كه به مديريت به عنوان
يك علم و ابزار نگريسته و فارع از هرگونه آرمان‏گرايى و ديدگاه دينى نگريسته‏اند. اين منابع،
براى فهرست سازى بحث، آشنايى با پرسش‏هاى فنى و محورهاى مهم قابل بحث و
هم‏چنين آشنايى با تعاريف و واژه‏ها و اصطلاحات و ادبيات مديريتى متداول و نيز براى
تحليل مقارنه‏اى بين علم و دين، در بُعد مديريت مفيدند. اين تحقيق، از اين نسل بهره وافى
را برده است.

منابع ياد شده، در دو قالب پايه و پيرو، مجموعه ارزش‏مندى براى كشف نظريه مديريت
در اسلام هستند.


معرفى مطالب

با توجه به اين‏كه اصلى‏ترين منبع اين تحقيق، سيره مديريتى و حكومتى نبوى و علوى
است و اين دو سيره، بيان‏گر مديريت دو حاكم اسلامى در سطح كلان و در حقيقت،


|67|

نمايش‏دهنده مديريت دو دولت هستند كه امروزه از آن به عنوان مديريت دولتى ياد
مى‏شود، بنابراين، حقوق اساسى را در نظام سياسى معرفى مى‏كنند و على‏القاعده از اين چهارچوب
خارج نمى‏گردند؛ اما كشف نظام ارزشى مديريت اسلام، از درون نظام سياسى كلان، امرى
طبيعى است؛ زيرا بين دو نظام سياسى و ادارى، تلازم بر قرار است. براى ما روش مديريتى
پيامبر(ص) مهم است، هر چند در قالب يك حاكم، در سطحى كلان قرار گرفته باشد. به هر
حال، حاكم بايد مديريت جامعه را انجام دهد و اين مديريت، مبتنى بر معيارها و ملاك‏هايى
ارزشى است كه مقصود ما را در تحقيق فراهم مى‏كند.

آن‏چه مطلب بالا را تأييد مى‏كند، عناصر تشكيل‏دهنده حقوق اساسى در يك نظام
سياسى است كه عبارتند از: اهداف نظام اسلامى، شرايط حاكم و اختيارات او، رابطه حاكم با
مردم، حقوق متقابل دولت و مردم، چگونگى حكومت كردن و مانند آن. با دقت و مقايسه
معلوم مى‏شود كه بيش‏تر عناصر ياد شده، در ديدگاهى خاص، تشكيل‏دهنده نظام ادارى
هستند؛ مثلاً شرايط حاكم، همان شرايط مدير در سطح كلان است. چگونگى حكومت كردن،
كيفيت مديريت جامعه را نشان مى‏دهد و روابط متقابل حاكم و مردم، بيان‏گر نوع ايجاد ارتباط
بين مدير و مُدار و بين بالادست و زيردست است. بنابراين، بين دو نظام سياسى و ادارى،
ارتباطى وثيق وجود دارد. پس نظام ادارى يا مديريتى اسلام، در اين تحقيق، در سطح كلان
به بحث گذاشته مى‏شود.

نكته ديگر اين‏كه اجراى مديريت اسلامى، ملازم با استقرار حكومت دينى و نظام سياسى
اسلام نيست، بلكه در مقام كشف و ثبوت، تلازم دارند؛ به اين معنا كه ملاكات نظام ادارى، از
درون نظام سياسى نبوى و علوى به دست مى‏آيد؛ اما در مقام اثبات، مديريت اسلامى
مى‏تواند بدون وجود حكومت اسلامى در جامعه، به اجرا در آيد؛ مثلاً در حكومت غيردينى در
جامعه اسلامى، فلان مجموعه انسانى، براى اداره مطلوب مى‏تواند از اين نظريه و پارادايم
بهره گيرد.

مطالب اين كتاب، علاوه بر بخش اول مقدمات و كليات در دو بخش اصلى ديگر


|68|

ارائه‏مى‏شود:

بخش دوم ، مديريت منابع انسانى

بخش سوم، اصول و كليات مديريت (وظايف مديريت)

«مديريت منابع انسانى» يعنى شناسايى، انتخاب، استخدام، تربيت و پرورش نيروى
انسانى به منظور نيل به اهداف سازمان. منظور از منابع انسانى يك سازمان، همه افرادى
است كه در سطوح مختلف يك سازمان مشغول به كارند. در تقسيم‏بندى سازمان، مديريت
منابع انسانى، در رديف مديريت توليد، مديريت مالى و غيره قرار گرفته و انجام امور مربوط به
آن، بر عهده حوزه‏اى معين گذاشته شده است.[1]

در حقيقت، موضوع اين بخش، انسان‏ها هستند كه از بدو ورود به يك سازمان تا زمان
خروج از آن، در يك فرآيند قرار مى‏گيرند كه مراحل گزينش، پرورش، آموزش و انگيزش آنان
مباحث ظريفى را تشكيل مى‏دهد. نظريه اسلام در باره مديريت منابع انسانى، اين بخش از
تحقيق را تشكيل مى‏دهد. ان‏شاءالله در مقدمه بحث، در جاى خود به تفصيل در باره
تاريخچه، ماهيت و جايگاه آن، سخن خواهيم گفت.

بخش سوم، كه مبانى و وظايف مديريت است، در باره اصولى هم‏چون هماهنگى،
برنامه‏ريزى، نظارت و سازماندهى بحث مى‏كند و به دنبال كشف نظر اسلام درباره آن‏هااست.

البته اين تحقيق، دو تكمله و ضميمه نيز دارد كه در ادامه آن ارائه مى‏شود.

1. طرح تهيه شده، براساس نظام ارزشى مديريت اسلام و معيارهاى كليدى اتحاد امارت و
امامت و مركزيت مساجد، تهيه و تنظيم شده است و در حقيقت، جلوه كاربردى آن خواهد بود.

2. پيش‏نهاد دانشگاه فقه حكومتى يا مديريت اسلامى، كه فرآورده‏هاى آن، حاكمان و
مديران جامعه اسلامى و حكومت دينى خواهند بود و در حقيقت، تربيت مدير اسلامى را در
يك فرآيند علمى و دقيق بر عهده دارد.


(1). اسفنديار سعادت، مديريت منابع انسانى، ص‏1.

تعداد نمایش : 2006 <<بازگشت
 

 فهرست مجلات فصلنامه حکومت اسلامی بصورت فایلهای PDF

 

 

 فهرست کتاب ها 

 

 

درس خارج
«فقه نظام سیاسی اسلام»
استاد: حضرت آیت‌الله محسن اراكی دام‌عزه

         کلیه حقوق برای مرکز تحقیقات علمی دبیرخانه خبرگان مجلس محفوظ است.

صفحه اصلی|اخبار|راهنمای تنظیم و ارسال مقالات|کتاب ها|فصلنامه|درباره ما