صفحه اصلی|اخبار|درس خارج فقه نظام سیاسی اسلام|تماس با ما
منو اصلی
اوقات شرعی
ورود
نام کاربری :   
کلمه عبور :   
عضویت
بخش سوّم وظايف مديريت
بخش سوّم وظايف مديريت تاریخ ثبت : 1390/12/06
طبقه بندي : مديريت از منظر كتاب و سنت ,
عنوان : بخش سوّم وظايف مديريت
آدرس فایل PDF : <#f:86/>
مولف : <#f:89/>
نوبت چاپ : <#f:90/>
متن :

|337|

بخش سوّم وظايف مديريت




مقدمه

موضوع بخش نخست اين تحقيق، «مديريت منابع انسانى» بود. بخش دوم، از وظايف يا
اصول مديريت بحث مى‏كند. تفاوت اين دو مبحث مشخص است. مديريت منابع انسانى، از
مديريت امورى بحث مى‏كند كه به انسان منتهى مى‏شود؛ مانند گزينش فرد، آموزش، حقوق و
دست‏مزد، پاداش و تنبيه او؛ اما در مبحث وظايف مديريت، مستقيماً از انسان بحث نمى‏شود،
بلكه از امورى بحث مى‏شود كه وظيفه مدير است؛ مانند برنامه‏ريزى و كنترل برنامه‏ها،
سازماندهى و بودجه بندى.

البته بخش سومى نيز از مباحث مديريت، تحت عنوان «رفتار سازمانى» مطرح است كه
موضوعاتى هم‏چون انگيزش، رهبرى و قدرت در آن مطرح مى‏شود؛[1] ولى اين تحقيق به
همان دو بخش اكتفا مى‏كند؛ زيرا آن دو را براى ايفاى حق، كافى مى‏داند.


وظايف مديريت چيست؟

مقدمه: مكاتب مديريت، شامل دوران‏هاى زير مى‏شود:[2]

الف. دوران قبل از مديريت علمى


(1). سعادت، رفتار سازمانى، ص.

(2). هرسى بلانچارد، مديريت رفتار سازمانى، ص‏73.


|338|

ب. دوران مديريت‏هاى كلاسيك

ج. مكتب روابط انسانى

د. تركيبى از ب و ج.[1]

دانش مديريت و فن اداره، مانند هر انديشه ديگر، در حال تطور و تكامل است. در دوران
پيش ز مديريت‏هاى علمى، مديريت‏ها به شكل فطرى و بدون فرمول‏هاى مدون و مبين
بود؛ مانند واحدهاى تجارى در زمان چينيان و روميان[2] كه داراى يك نوع بينش مديريتى
ساده بودند. با ظهور فردريك تيلور، دوران مديريت علمى آغاز شد،[3] كه به پدر مديريت علمى
معروف شد و در اوايل قرن حاضر، نوشته‏هايش در باره نظريه مديريت، خوانندگان بسيار
داشت. مبناى مديريت وى بر اساس فناورى بود. به گمان وى بهترين راه افزايش بازده، بهبود
فنون و روش‏هايى بود كه كارگران به كار مى‏برند. او افراد را ابزار مى‏دانست و در طرح او
بيش‏تر به نيازهاى سازمانى توجه مى‏شد، نه به نيازهاى افراد.[4]

بعدها التون مايو ظهور كرد و نهضت «روابط انسانى» را در فاصله سال‏هاى 1920 تا
1930 ميلادى مطرح و جانشين آراى تيلور كرد. او و پيروانش مى‏گفتند كه غير از اين‏كه بايد
بهترين روش‏هاى فناورى را براى افزايش بازده مورد توجه قرار داد، بايد به روحيات و امور
انسانى نيز توجه كرد. آنان ادعا مى‏كردند كه روابط انسانى بر روابط فناورى و كارى ترجيح دارد
و اين را از آزمايش‏هاى معروف به «هاتورن» به دست آورده بودند.[5]

پيش از التون مايو و پس از فردريك تيلور، دوران مكاتب نظرى مديريت بود كه حدود
پنجاه سال به درازا كشيد و بوروكراسى وبر و اصول‏گرايى فايول، شاخص‏ترين آن‏ها است.[6]

برخى تكنوكراسى فردريك تيلور را از زمره اين مكاتب شمرده‏اند.[7]

ولى به نظر مى‏آيد كه نظريات مديريت، بسيار بيش‏تر و نامنظم‏تر از اين باشد، به گونه‏اى


(1). مديريت رفتار سازمانى، ص‏73.

(2). اصول مديريت، ص‏15.

(3). حسن ستارى، مديريت منابع انسانى، ص‏17.

(4). مديريت رفتار سازمانى، ص‏73.

(5). همان.

(6). على محمد اقتدارى، سازمان و مديريت، ص‏17.

(7). همان.


|339|

كه به نظر بعضى از صاحب‏نظران علم مديريت، جنگلى از نظريه‏ها است[1] و به نظر بعضى،
از علوم ناموفق است.[2] حال چگونه مى‏توان در اين جنگل نظريه و علم ناموفق، به اصولى ثابت
دست يافت كه مورد اتفاق باشد تا بتوانيم از آن‏ها به عنوان اصل موضوعى استفاده كنيم؟ بايد
گفت كه رهبر اصول‏گرايان، كه كارش تأسيس اصل در علم مديريت و سازمان است و اصول
او در اين علم، معروف است و او را پدر اصول‏گرايان اين علم مى‏دانند، يعنى هنرى فايول
مى‏گويد كه من دراطلاق كلمه «اصل »ترديد دارم و اين اصول، راهنماى عمل است، نه قانون.
او مى‏افزايد كه اصول مديريت، بيش‏تر از قوانين طبيعى، در معرض تغيير و تبدل قرار دارند و
تا زمانى قابل پيروى هستند كه بر اساس منطقى صحيح و قابل توجيه، از آن روى
گردانده‏شود.[3]

وقتى رهبر اصول‏گرايان، چنين عقيده‏اى در باره اصول دارد، پس دل بستن به اين جنگل
و به چنگ آوردن اصل از آن، روا نيست؛ اما با وجود اين، به اصول او توجه مى‏كنيم. فايول
ضمن بيان اين واقعيت كه هيچ چيز در مديريت، مطلق نيست، روش‏ها و فنونى را كه در
تجربه بدان‏ها رسيده بود و آن‏ها را در تقويت پيكره سازمان يا انجام وظايف مديريت، مفيد
مى‏دانست، به عنوان اصول چهارده گانه مديريت ارائه داد:

تقسيم كار، اختيار، انضباط، وحدت فرماندهى، وحدت مديريت، وابستگى منافع فردى به
هدف كلى، جبران خدمات كاركنان، تمركز، سلسله مراتب، نظم، عدالت، ثبات، ابتكار عمل و
احساس يگانگى.[4]

او اصول بالا را در سال 1916 ميلادى در كتابى به نام اصول فن اداره اعلام كرد.[5] بعدها
افرادى مانند ارويك و گيوليك به آرايش اصول ياد شده پرداختند و هم از تعداد آن‏ها كاستند و
هم براى آن‏ها علامت اختصارى قرار دادند.[6] واژه «POSDCROB» نشانه هفت عنوان


(1). مديريت رفتار سازمانى، ص‏13.

(2). همان، ص‏11.

(3). نگرشى بر مديريت اسلام، ج‏1، ص‏101.

(4). همان، ص‏98؛ اصول مديريت، ص‏12.

(5). سازمان و مديريت، ص‏17.

(6). اصول مديريت، ص‏15.


|340|

(برنامه‏ريزى، سازماندهى، كارگزينى، هدايت، هماهنگى، گزارش‏دهى و بودجه‏بندى)
است. دانشمندان امروزين مديريت، بر سه اصل معتقد و متفق شده‏اند كه عبارتند از: برنامه‏ريزى،
سازماندهى و كنترل. وى مى‏افزايد كه هماهنگى، ركنى از سازماندهى است و استقلالى در
عرض آن ندارد و از اين رو، نيازى به ذكر آن به عنوان يك اصل نيست؛ زيرا مديريت، همان
هماهنگى است.[1]

برخى به اين اصول، انگيزش يا رهبرى را نيز افزوده‏اند.[2] از مجموع آن‏چه گذشت، دانسته
شد كه اتفاق و اتحادى در زمينه اصول مديريت و تعداد آن‏ها وجود ندارد. با وجود اين، در يك
جمع‏بندى نهايى شايد بتوان وحدتى را براى عناوين پنج گانه زير تصويركرد:

برنامه‏ريزى، سازماندهى، هماهنگى، رهبرى (انگيزش) و كنترل (نظارت). بيش‏تر علماى
مديريت، به اين اصول پاى‏بند هستند.[3] نويسنده نيز با پژوهشى كه كرده است، اين امر را
تأييد مى‏كند و معتقد است كه در يك روند كلى، از دوران بى‏اصلى به اصول‏گرايى انبوه و
سرانجام، به اصول تقريباً متسالم بالا رسيده است كه مى‏توان بر آن، تكيه و اعتماد كرد. اين
اصول، در حقيقت، وظايف مديريت هستند كه بخش دوم اين تحقيق را تشكيل مى‏دهند.
البته وظيفه هماهنگى، در ذيل سازماندهى طرح مى‏شود.


(1). سازمان و مديريت، ص‏62.

(2). همان.

(3). همان، ص‏62.

تعداد نمایش : 1587 <<بازگشت
 

 فهرست مجلات فصلنامه حکومت اسلامی بصورت فایلهای PDF

 

 

 فهرست کتاب ها 

 

 

درس خارج
«فقه نظام سیاسی اسلام»
استاد: حضرت آیت‌الله محسن اراكی دام‌عزه

         کلیه حقوق برای مرکز تحقیقات علمی دبیرخانه خبرگان مجلس محفوظ است.

صفحه اصلی|اخبار|راهنمای تنظیم و ارسال مقالات|کتاب ها|فصلنامه|درباره ما