صفحه اصلی|اخبار|درس خارج فقه نظام سیاسی اسلام|تماس با ما
منو اصلی
اوقات شرعی
ورود
نام کاربری :   
کلمه عبور :   
عضویت
گفتار اول مفهوم حاكميت ملى
گفتار اول مفهوم حاكميت ملى تاریخ ثبت : 1390/12/06
طبقه بندي : مبانى حاكميت در قانون اساسى جمهورى اسلامى ايران ,
عنوان : گفتار اول مفهوم حاكميت ملى
آدرس فایل PDF : <#f:86/>
مولف : <#f:89/>
نوبت چاپ : <#f:90/>
متن :

|120|

گفتار اول مفهوم حاكميت ملى




الف. ملت[1]

واژه ملت واژه‏اى عربى و به معناى راه و روش است. در قرآن نيز در همه موارد[2] به همين
معنا است. تأكيد فراوان قرآن به «ملة ابراهيم»
[3]يا «ملة ابيكم ابراهيم» [4] يا «ملة آبائى ابراهيم
و اسحق و يعقوب»
[5] تأكيد بر پيروى از راه و دين ابراهيم(ع) مى‏باشد. «ملت» امروزه در زبان
فارسى و در اصطلاح حقوقى - سياسى، مفهومى كاملاً متفاوت با معناى اصلى خود پيدا كرده
است و به يك واحد اجتماعى اطلاق مى‏گردد كه عوامل پيوند دهنده مادى و معنوى مردم آن
را به هم مرتبط ساخته است.

از آن‏جا كه عوامل متعدى در شكل‏گيرى ملت دخالت دارند و تأثير اين عوامل در ملل
مختلف متفاوت بوده است، در قرن نوزهم دو بينش در زمينه مفهوم ملت بيش‏تر مورد توجه
قرار گرفت:

1. بينش آلمانى: متفكران آلمانى بيش‏تر بر عوامل قومى و نژادى، زبان و مذهب در
شكل‏گيرى ملت تكيه مى‏كنند.

2. بينش فرانسوى: انديشمندان سياسى فرانسه، انعقاد ملت را بر اساس اراده زيست
دسته جمعى مى‏دانند. اين مكتب عوامل قومى و نژادى، زبان و مذهب را در شكل‏گيرى ملت


(1). nation .

(2). «ملة» ده مورد، «ملتهم» دو مورد، «ملتكم» يك مورد و «ملتنا» دو مورد.

(3). بقره (2) آيات 130 و 135؛ آل عمران (3) آيه 95؛ نساء (4) آيه 125؛ انعام (6) آيه 161 و نحل (16) آيه 123.

(4). حج (22) آيه 78.

(5). يوسف (12) آيه 38.


|121|

انكار نمى‏كند اما به عناصر معنوى و فرهنگ و تمدن يك مجموعه انسانى كه باعث هويت
ملى آنان است نيز توجه ويژه‏اى معطوف مى‏دارد.[1]

با جمع ميان اين دو بينش مى‏توان چنين نتيجه گرفت كه: ملت بر مشتركات زبانى،
نژادى، تاريخى و فرهنگى تكيه دارد و بر پايه اراده زيست جمعى شكل مى‏گيرد و عبارت از
جمعيتى است كه ساكنان يك كشور و جامعه سياسى را تشكيل مى‏دهند.


ب. حاكميت ملى

حاكميت در مفهوم نوين خود نخستين بار در اواخر قرن شانزدهم و با اشاره به پديده
جديددولت سرزمينى تدوين شد. اين مفهوم در قالبى حقوقى به واقعيت‏هاى سياسى
اين‏دوره يعنى ظهور قدرتى مركزى كه اقتدار خود را در زمينه قانون‏گذارى و اجراى
قانون‏درداخل سرزمينى مشخص اعمال مى‏كرد، اشاره داشت.[2] مدت‏ها بعد از اين،
مفهوم‏حاكميت كه جوهره سياسى داشت، تعبيرى حقوقى شد. «ظهور مفهوم حاكميت با
كليه‏ابعاد و وجوه امروزين، متعلق به دوره‏اى است كه در اثر سير تحول اجتماعى جوامع،
نظام‏فئوداليته فرو مى‏پاشد و قدرت فئودال از شكل پراكنده و پخش شده آن، در
شبكه‏پيچيده‏اى از روابط سياسى، به سوى تمركز و تجلى در حكومت مركزى حركت
مى‏كند.در نظام فئودالى هيچ واحد قدرتمندى نمى‏توانست در برابر واحد ديگرى ادعاى
حاكميت داشته باشد... سلسله مراتب موجود بين واحدها، معنى حاكميت واحدى را بر واحد
ديگر نداشت.»[3]

در تاريخ غرب صور مختلفى از حاكميت كه عبارت بودند از حاكميت مطلق، حاكميت مردم
و حاكميت ملت پديد آمد.[4] تئورى حاكميت ملى (در برابر حاكميت مردم) در قرن


(1). رك: ابوالفضل قاضى، همان، ص 205 - 207

(2). ر.ك: هانس جى. مورگنتا، سياست ميان ملتها، ترجمه حميرا مشيرزاده، ص‏495.

(3). ابوالفضل قاضى. همان، ج 1، ص‏188 - 189.

(4). ر.ك: همان، ص‏191.


|122|

شانزدهم‏همزمان با پذيرش دولت ملى مطرح گرديد به گونه‏اى كه مى‏توان اين دو را همزاد
باهم دانست. ژان بُدن، اقتصاددان و متفكر فرانسوى ظاهراً اولين كسى است كه در اثر
خود«شش كتاب در باب جمهورى» اصطلاح حاكميت را به كار برد.[1] او را «پدر تئورى
جديدحاكميت»[2] لقب داده‏اند. بُدن واژه «ملت» را به جاى واژه «امت» كه تا آن زمان
متداول‏بود قرار داد و كتاب خويش را بر خلاف زبان رايج آن زمان (زبان لاتين) به فرانسه
نوشت و با اين عمل علاقه خود را به مليت نشان داد. بُدن در نظريه خويش، اختيارات را از
كليسا سلب مى‏كند و به شخصى از درون ملت مى‏دهد و معتقد است كه اين حاكم بايد
حاكميت داشته باشد. حاكميت در يك مجموعه به نام دولت ملى استقرار مى‏يابد نه در
توده‏هاى مردم.[3]

انعكاس رسمى اين نظريه در اواخر قرن هيجدهم (بين سال‏هاى 1789 - 1791) پديدار
گشت. در ماده 3 اعلاميه حقوق بشر و شهروند سال 1789 اعلام گرديد: «ريشه هر حاكميتى
اساساً در ملت قرار دارد.» «هيچ هيأت يا فردى نمى‏تواند اقتدارى را كه ناشى از ملّت نباشد
اعمال كند، لذا حاكميت متعلق به كليتى است به نام ملت. ملت شخصيت حقوقى و متمايز از
كسانى است كه آن را تشكيل مى‏دهند. موجودى واقعى است متفاوت از افراد، گروه‏ها و
طبقات، انتراعى است از جمعيت ساكن در قلمرو يك دولت - كشور كه حاكميت از آنِ اوست و
توسط نمايندگان او اعمال مى‏گردد.»[4]

خلق مفهوم «ملت» در برابر «مردم» موجب گرديد تا در قانون اساسى سال 1791 ويژگى
حاكميّت ملى به طريق زير بيان گردد: «حاكميت، واحد، بخش‏ناپذير و غير قابل انتقال است و
به ملت تعلق دارد. هيچ بخش از مردم و هيچ‏كدام از افراد نمى‏توانند اعمال آن را به خود


(1). همان، ص 190 و هوشنگ عامرى، اصول روابط بين‏الملل، ص‏142.

(2). ر.ك: هوشنگ مقتدر، سياست بين‏الملل و سياست خارجى، ص‏52.

(3). ر.ك: هوشنگ عامرى، همان، ص 148 - 149.

(4). ر.ك: ابوالفضل قاضى، همان، ص 195.


|123|

اختصاص دهند.»[1]


(1). همان، ص 196.


تعداد نمایش : 1586 <<بازگشت
 

 فهرست مجلات فصلنامه حکومت اسلامی بصورت فایلهای PDF

 

 

 فهرست کتاب ها 

 

 

درس خارج
«فقه نظام سیاسی اسلام»
استاد: حضرت آیت‌الله محسن اراكی دام‌عزه

         کلیه حقوق برای مرکز تحقیقات علمی دبیرخانه خبرگان مجلس محفوظ است.

صفحه اصلی|اخبار|راهنمای تنظیم و ارسال مقالات|کتاب ها|فصلنامه|درباره ما