صفحه اصلی|اخبار|درس خارج فقه نظام سیاسی اسلام|تماس با ما
منو اصلی
اوقات شرعی
ورود
نام کاربری :   
کلمه عبور :   
عضویت
امينيان - مختار (محمد على )
امينيان - مختار (محمد على ) تاریخ ثبت : 1390/11/27
طبقه بندي : خبرگان ملت دفتر اول ,
عنوان : امينيان - مختار (محمد على )
آدرس فایل PDF : <#f:86/>
مولف : <#f:89/>
نوبت چاپ : <#f:90/>
متن :

|93|

امينيان - مختار (محمد على)

نام: مختار (معروف به محمد على)

شهرت: امينيان

نام پدر: عبدالحسين

زادگاه: روستاى فتيده از توابع لنگرود

سال تولد: 1305 شمسى

مسئوليّت: رياست دادگاه انقلاب، نمايندگى ولى فقيه در دانشگاه گيلان،
امامت جمعه موقّت رشت، امامت جمعه آستانه اشرفيه، مدرّس حوزه و
دانشگاه، نمايندگى مجلس خبرگان رهبرى در سه دوره متوالى از استان
گيلان.


|95|

امينيان - مختار (محمد على)




دوران تولد و كودكى

اين‏جانب در سال 1305شمسى در روستاى فتيده، از توابع لنگرود در خانواده‏اى
متديّن و مذهبى ديده به جهان گشودم. پدرم از خرده مالكين روستا بود و از راه
كشاورزى و محصول مختصرى كه از زارعين به عنوان اجاره مى‏گرفت، امرار معاش
مى‏كرد. دوران رضاخان كه طرح تملّك املاك حاصلخيز شمال كشور در دستور كار
او قرار گرفت، بسيارى از كشاورزان و صاحبان زمين در شمال به خصوص گيلان
مجبور به فروش زمين‏هاى خود شدند كه پدرم نيز از اين قاعده مستثنا نبود و با از
دست دادن املاك با دوازده سر عائله، زندگى پر مشقّتى را اداره مى‏كرد. روستاى
فتيده روستايى بزرگ، پر بركت و عالم پرورى بوده و هست. در گذشته نه چندان دور،
مدرسه علميّه‏اى در اين روستا داير بوده كه متأسّفانه اكنون ساختمان آن نيز از بين
رفته، در دوران طفوليّت قسمتى از آثار باقى‏مانده آن را ديده بودم. از اين روستا
عالمان فرزانه‏اى از جمله: آيةاللّه شيخ على اكبر فتيدهى، آيةاللّه حاج شيخ (مطلق)
آيةاللّه آقا شيخ عيسى لنگرودى فتيدهى، كه علاوه بر علم و اجتهاد به زهد و داشتن
كرامات شهرت داشت، برخاسته‏اند.


دوران تحصيل

تحصيلات ابتدايى را از مكتب خانه آغاز كردم و آن‏گاه در مدرسه‏اى كه در چهار


|96|

كيلومترى روستاى ما قرار داشت وارد شدم و با سختى فراوان اين دوره را گذراندم.
پس از مدتى با توجّه به فضاى مذهبى‏يى كه بر خانواده‏ام حاكم بود، تمايل شديدى
نسبت به تحصيلات علوم دينى پيدا كردم. اين دوران مصادف با اشغال ايران به دست
متفقين بود كه همه مردم از اين بابت در وضعيّت بسيار سختى از لحاظ مادى، معنوى
و اجتماعى قرارداشتند.

با تشويق خانواده‏ام در اوايل سال 1323شمسى براى تحصيل علوم دينى به شهر
مقدّس قم آمدم. در پاييز همين سال، در حالى كه مشغول فراگيرى مقدّمات بودم،
مرحوم حضرت آيةاللّه العظمى بروجردى(ره) به قم تشريف فرما شدند و من نيز با
شوق زايد الوصفى افتخار استقبال از ايشان را داشتم.

حدود نه سال دروس سطح (شامل كتب جامع المقدّمات، سيوطى، حاشيه، شرح
شمسيه، مطوّل، شرح لمعه، قوانين، شرح تجريد الاعتقاد، رسائل، مكاسب، شرح
منظومه سبزوارى و كفاية الاصول) را با دقت و وسواس زياد به پايان بردم. با
هم‏بحث‏هاى خود آيةاللّه حاج شيخ محمد ايمانى و آيةاللّه حاج شيخ محمد على
فيض لاهيجانى عهد كرده بوديم تا اتمام كامل دروس سطح حوزه در درس خارج
حاضر نشويم. خوش‏بختانه اتمام سطح مصادف بود با آغاز درس خارج فقه (كتاب
الطهارة) آيةاللّه العظمى بروجردى(ره) و درس خارج اصول حضرت امام خمينى(ره)
كه حدود ده سال از محضر اين دو وجود پربركت، فيض بردم. هم زمان را نزد علّامه
طباطبائى(ره) تلمّذ مى‏كردم.

برخى از اساتيدى كه در دوران تحصيل در حوزه علميّه قم از محضر درس آنان
بهره برده‏ام عبارت‏اند از: آيةاللّه محقق داماد، آيةاللّه سيّد محمد رضا گلپايگانى،
آيةاللّه مرعشى نجفى، آيةاللّه شريعتمدارى، آيةاللّه حاج شيخ عبدالنّبىّ عراقى،
آيةاللّه سيّد مرتضى مرتضوى گيلانى لنگرودى، آيةاللّه ميرزاهاشم آملى و حضرت
آيةاللّه بهجت گيلانى كه‏حدود دو سال و نيم مكاسب محرّمه را به صورت سطح و


|97|

خارج از محضر ايشان درس‏گرفتم.

در كنار درس و بحث با توجّه به زمينه‏ها و علاقه‏اى كه به تدريس داشتم، تمامى
دروس سطح را به دفعات در مدارس خصوصى حضرت آيةاللّه گلپايگانى(ره) و
مدرسه حقّانى كه در آن دوره مجمع طلّاب مستعد و خوش فكر بود، تدريس مى‏كردم
و بحمداللّه كلاس‏هاى پربار و مفيدى بودند و شخصيّت‏هاى برجسته‏اى از آن ميان
تربيت شدند كه اكنون به خدمت‏گزارى به اسلام و انقلاب مشغول هستند.

يادآورى نام برخى از هم مباحثه‏ها و دوستان دوران تحصيل خالى از لطف نيست
حضرات آيات: حاج شيخ محمد محمدى گيلانى، حاج شيخ عبّاس محفوظى، حاج
شيخ حسين شريعت ناصرى، حاج شيخ عبد اللّه جوادى آملى، حاج شيخ محمد
يزدى، حاج شيخ حسين مظاهرى، حاج سيّد محمد حسين مرتضوى لنگرودى، حاج
سيّد حسن مرتضوى لنگرودى و... كه خداوند همواره به آنان توفيق خدمت به اسلام
و مسلمين و سلامتى عطافرمايد.


آثار و تأليفات

تحقيق و تأليف از توفيقات الهى بوده است كه در طول تحصيل و تدريس قريب
به پنجاه سال همراه و ياورم بوده و هست و اين توفيق عظيم را شكرگزارم. ثمره عمر
و فعّاليّت‏هاى علمى‏ام تأليفاتى است كه برخى از آن‏ها به چاپ رسيده و متأسّفانه
مقدار زيادى از دست نوشته‏هايم در حادثه ناگوار آتش سوزى منزلم در رشت به
سال‏1368شمسى از بين رفته است. عناوين و موضوعات برخى از اين تأليفات
عبارت‏اند از:

1. تقريرات درس خارج فقه آيةاللّه العظمى بروجردى(ره)؛ 2. تقريرات درس
خارج فقه و اصول حضرت امام خمينى(ره)؛ 3. كتاب تلخيص المنطق مرحوم مظفر كه به
درخواست شهيد بزرگوار آيةاللّه قدوسى نگاشته‏ام؛ 4. كتاب فاعول كه شامل


|98|

كلماتى است كه در عربى بر اين وزن آمده است.

متأسّفانه اين آثار كه به صورت دست نوشته در كتاب‏خانه شخصى‏ام نگه‏دارى
مى‏شد در حادثه آتش سوزى طعمه حريق شدند كه تلاش دارم برخى از آن‏ها را احيا
و بازنويسى نمايم.


آثار منتشره:

برخى از كتب و رساله‏هايى كه به طبع رسيده و در مجامع علمى و دانشگاهى مورد
استفاده قرار مى‏گيرد عبارت‏اند از:

1. مبانى اخلاق اسلامى؛ 2. مبانى فلسفه اسلامى؛ 3. از اسلام تا ارتداد؛ 4. قرةالعين
در نماز.


آثار غير منتشره:

ميزان انديشه؛ حسن الختام يا دروس فى الكلام؛ رساله‏اى در سنخيّت؛ عناوين
ثانويه (در مورد احكام اوّلى و ثانوى و موضوعات مختلفى چون: تقيّه، روابط
اجتماعى دختران و پسران، شركت زنان در فعّاليّت‏هاى اجتماعى، مسائل مستحدثه
پزشكى)؛ تفسير آيات منتخبه.


فعّاليّت‏هاى سياسى و اجتماعى

چنان‏كه در بخش‏هاى گذشته آمد، در حوزه علميّه قم در درس حضرت امام
خمينى(ره) حاضر مى‏شدم و از مكتب انقلابى و اخلاقى ايشان بهره‏مند مى‏گشتم. با
توجّه به عشق و ارادتى كه به ايشان داشتم در طول مبارزات ضدّ رژيم شاه از سال
1341شمسى به خصوص پس از وفات حضرت آيةاللّه العظمى بروجردى(ره) از دور
و نزديك انقلاب را دنبال مى‏كردم و قلبم همواره با امام بود. در روستا و شهر با وعظ و
تبليغ وظيفه خود را در قبال دين و مردم انجام مى‏دادم و در تمامى اعلاميه‏ها و
اطلاعيه‏هايى كه در شهر قم و در سطح استان گيلان براى حمايت از حضرت امام و


|99|

مبارزات ايشان يا بر ضدّ رژيم پهلوى صادر مى‏شد، از پيش‏گامان بودم. به خصوص
بعد از اوج‏گيرى مبارزات مردمى در سال‏هاى 1356 و 1357شمسى در به صحنه
آوردن مردم روستاى فتيده و گرم كردن تظاهرات مردمى در لنگرود فعّاليّت زيادى
داشتم و غالباً پايان اين راه‏پيمايى‏هاى باشكوه، سخن‏رانى و اعلام مواضع انقلابى و
خواست مردم برعهده اين‏جانب بود. براى همين اقدامات نيز بارها از جانب ساواك
تهديد شدم، امّا خوش‏بختانه با امواج خروشان انقلاب اسلامى و ضعف رژيم و
نهادهاى سركوبگر آن اين تهديدات جامعه عمل نپوشيد.

پس از انقلاب اسلامى با دعوت مردم براى اقامه نماز و وعظ و تبليغ در مسجد
گلشن رشت به اين شهرستان نقل مكان كردم، البته حكم برخى از مراجع به خصوص
حضرت امام(ره) براى پذيرش اين دعوت بسيار كارساز بود. پس از چندى در حالى كه
گروهك‏هاى محارب و ضدّ انقلاب جايگاهى در گيلان و به خصوص رشت پيدا
كرده بودند، براى اقامه نماز جمعه دعوت شدم. فرصت مناسبى بود تا از تريبون نماز
جمعه براى افشاى چهره منافقين و ضدّ انقلاب به عنوان پايگاهى مكتبى و انقلابى
بهره ببرم و بحمدللّه پس از مدّت كوتاهى سنگر مستحكمى عليه ضدّ انقلاب و
جريان نفاق متشكّل از جوانان حزب اللّهى، بسيجى و پيرو خطّ امام از طريق نماز
جمعه و ارتباطات مستمر با مردم به وجود آمد و با همين تشكّل، مبارزه سختى عليه
گروهك‏هاى نفاق، ملحد و محارب آغاز شد. به ياد دارم كه در مورد گروهك‏هاى
ملحد و اعضاى آنان خطبه‏اى در مورد ارتداد و احكام مرتد در اسلام خواندم كه
موجى در جوانان و مردم انقلابى رشت به وجود آورد كه پس از نماز جمعه دفاتر و
كتاب‏فروشى‏هاى گروهك‏هاى ملحد و محارب را به آتش خشم انقلابى و اسلامى
خود برچيدند. پس از اين حادثه كه شايد انقلابى بزرگ در آن دوره در رشت
محسوب مى‏شد، استاندار وقت شهيد انصارى و دادستان دادگاه انقلاب شهيد كريمى
لاهيجانى و حاكم شرع استان و فرمانده سپاه گيلان به عنوان تشكر و سپاس نزد من


|100|

آمدند و پس از تشريح فعّاليّت‏هاى مخفى و آشكار گروهك‏هاى ضدّ انقلاب در
سطح استان اظهار داشتند كه در جلسه شوراى تأمين استان به دنبال راه حلّ مناسبى
جهت ممنوعيّت فعّاليّت‏هاى اين گروهك‏ها و پاك‏سازى شهر از دفاتر و
كتاب‏فروشى‏ها و مراكز آن‏ها بوديم، ليكن به سبب مسلّح بودن بسيارى از اين
گروهك‏ها و دارا بودن تشكيلات نظامى فكر مى‏كرديم بدون خون‏ريزى و درگيرى
اين عمل امكان پذير نخواهد شد كه با اين حركت مذهبى و خودجوش مردم از پايگاه
نماز جمعه اين مسئله پر خطر و مهم اين‏چنين آسان و بى‏زحمت حلّ و فصل شد.


مناصب و مسئوليّت‏ها

پس از تبعيد حضرت امام خمينى به تركيه و سپس به عراق، مرحوم آيةاللّه
العظمى گلپايگانى سرپرستى امتحانات طلّاب علوم دينى را به عهده گرفت و به
گروهى از روحانيون از جمله اين‏جانب مأموريّت داد تا امتحانات طلّاب را سامان
دهيم. در آن زمان براى امتحانات حوزه‏اى سه رتبه وجود داشت؛ رتبه اوّل،
كتاب‏هاى مقدّمات تا شرح لمعه و قوانين؛ رتبه دوم، رسائل و مكاسب شيخ انصارى و رتبه
سوم، كفايةالاصول آخوند خراسانى و دروس خارج بود. در ابتدا مسئوليّت امتحانات
رتبه اوّل به عهده گروهى از جمله: آيةاللّه حاج حسن تهرانى، آيةاللّه بنى فضل
تبريزى و بنده نهاده شد كه هم امتحانات كتبى و هم شفاهى را سامان مى‏داديم. پس از
چند سال به رتبه دوم و سپس به رتبه سوم ارتقا يافتيم و تا نزديكى پيروزى انقلاب
اسلامى اين مسئوليّت را به عهده داشتيم، البته بزرگان ديگرى چون حضرات آيات:
اشتهاردى، ستوده و صلواتى نيز در زمينه امتحانات فعّاليّت داشتند.

پس از پيروزى انقلاب اسلامى با حكم حضرت امام مسئوليّت دادگاه انقلاب به
اين‏جانب واگذار شد. به اين دليل كه خود را براى اين منصب خطير و پرمسئوليّت
قابل نمى‏دانستم و ميل باطنى نيز به اين امور نداشتم، پس از دوره كوتاهى از


|101|

مسئوليّت كناره گرفتم و اين مسئوليّت به عهده ديگران نهاده شد. مسئوليّت بعدى
اين‏جانب كه مسئوليّتى فرهنگى و در ارتباط با نسل جوان بود، نمايندگى ولى فقيه در
دانشگاه گيلان كه در زمان حضرت امام به اين جانب واگذار شد و حدود چهارده سال
است كه اين وظيفه را بر دوش مى‏كشم و همه تلاشم در اين مسئوليّت، حركت به
سوى يك دانشگاه اسلامى است كه از اهداف انقلاب فرهنگى نيز بوده است.

چنان‏كه در بخش‏هاى گذشته آمد، اوايل انقلاب، نماز جمعه در شهرستان رشت را
به عنوان امام جمعه موقّت اقامه مى‏كردم، پس از مدتى در سال 1361شمسى، از سوى
دفتر حضرت امام(ره) حكم امامت جمعه شهرستان آستانه اشرفيه به نام اين‏جانب
صادر شد، كه تاكنون ادامه دارد. از اوّلين اقدامات فرهنگى‏ام در آستانه اشرفيه فعّال
كردن حوزه علميّه آن‏جا بود. برخى دروس سطح را شخصاً در اين حوزه تدريس
مى‏كردم. به ساخت و ساز و تكميل مساجد و مدارس بسيار اهتمام مى‏ورزيدم، كه
مسجد جامع روستاى فتيده و مسجد اهل البيت(ع) آستانه اشرفيه از آن جمله هستند.

پس از زلزله بزرگ شمال كشور، با كمك مردم و مسئولان، بيش از پنجاه باب منزل
مسكونى احداث كرديم و در اختيار زلزله زدگان قرار داديم و كمك‏هاى مالى‏يى نيز
در حدّ توان به مردم خسارت ديده كرديم كه اميدوارم اين فعّاليّت‏ها ذخيره خوبى
براى آخرتم باشد.

در طى سه دوره از حوزه انتخابيه استان گيلان به عنوان نماينده مجلس خبرگان
انتخاب شدم و در اين مسئوليّت سنگين و پر اهمّيّت اداى وظيفه نمودم و افتخار دارم
كه در جريان انتخاب رهبر معظّم انقلاب اسلامى پس از ارتحال جان‏سوز حضرت
امام خمينى(ره) در مجلس خبرگان رهبرى حضور داشتم. چند نكته در جريان تشكيل
مجلس خبرگان پس از ارتحال حضرت امام قابل توجّه بود، حزن شديد نمايندگان و
ابهام در مورد رهبرى آينده كه نام بسيار از علما و بزرگان به ميان آمد و نقاط مثبت و
منفى هر يك بررسى مى‏شد؛ امّا توافق و اتفاق نظر در مورد يك فرد حاصل نشد. پس


|102|

از اين مرحله، بحث شوراى رهبرى مطرح شد كه آن هم مورد اتفاق قرار نگرفت. در
اين حال، رهبرى حضرت آيةاللّه خامنه‏اى با توجّه به سفارشات حضرت امام(ره) در
مورد شخص ايشان مطرح شد كه اتفاق نظر خوبى ميان همه نمايندگان به وجود آمد و
على‏رغم ميل باطنى معظّم‏له با رأى قاطع به رهبرى برگزيده شدند و با عنايت
پروردگار و توجّهات حضرت ولى عصر(عج) موضوعى با اين اهمّيّت ظرف چند
ساعت خاتمه پيدا كرد و همه بر اين حسن ختام شكر گزار بودند.

تعداد نمایش : 1761 <<بازگشت
 

 فهرست مجلات فصلنامه حکومت اسلامی بصورت فایلهای PDF

 

 

 فهرست کتاب ها 

 

 

درس خارج
«فقه نظام سیاسی اسلام»
استاد: حضرت آیت‌الله محسن اراكی دام‌عزه

         کلیه حقوق برای مرکز تحقیقات علمی دبیرخانه خبرگان مجلس محفوظ است.

صفحه اصلی|اخبار|راهنمای تنظیم و ارسال مقالات|کتاب ها|فصلنامه|درباره ما