صفحه اصلی|اخبار|درس خارج فقه نظام سیاسی اسلام|تماس با ما
منو اصلی
اوقات شرعی
ورود
نام کاربری :   
کلمه عبور :   
عضویت
تسخيرى - محمد على
تسخيرى - محمد على تاریخ ثبت : 1390/11/27
طبقه بندي : خبرگان ملت دفتر اول ,
عنوان : تسخيرى - محمد على
آدرس فایل PDF : <#f:86/>
مولف : <#f:89/>
نوبت چاپ : <#f:90/>
متن :

|135|

تسخيرى - محمد على

نام: محمد على

شهرت: تسخيرى

نام پدر: على اكبر

زادگاه: نجف

سال تولد: 1323شمسى

مسئوليّت: دبير كلّ سابق مجمع جهانى اهل بيت، رياست سازمان فرهنگ
و ارتباطات اسلامى، عضويّت در شوراى عالى مجمع جهانى تقريب بين
المذاهب الاسلاميّه، مشاور عالى مقام معظّم رهبرى در امور فرهنگى
جهان اسلام، نمايندگى مجلس خبرگان رهبرى در دوره سوم از استان
گيلان، نمايندگى جمهورى اسلامى ايران، عضويّت در هيئت مجمع
جهانى اسلامى - جدّه و... .


|137|

تسخيرى - محمد على




تولد و دوران كودكى

اين‏جانب در 27 مهر 1323 در خانواده‏اى مذهبى در شهر مقدّس نجف اشرف
ديده به جهان گشودم. پدر بزرگوارم حضرت حجّة الاسلام و المسلمين حاج على
اكبر تسخيرى تنكابنى از اهالى شهرستان رامسر و مادر مرحومه‏ام انسيه بيگم از اهالى
نجف اشرف(اصفهانى الاصل) بود.

در كودكى به آموزش قرآن كريم - نزد زنى مؤمن و مردى پارسا در شهر مقدّس
نجف- روى آوردم كه اثر بسيار مثبتى را در شكل‏گيرى شخصيّتم بر جاى گذاشت.


دوران تحصيل

تحصيلات ابتدايى را در مدرسه «منتدى النشر» كه به وسيله جماعتى اسلامى و به
رياست مردى دانشمند و كم نظير (آية اللّه شيخ محمد رضا مظفر(ره) صاحب
كتاب‏هاى اصول الفقه و المنطق) اداره مى‏شد طى كردم و از محضر اساتيدى چون: شيخ
محمد صالح دُجيلى، شيخ محمود دجيلى، سيّد هادى فيّاض، شيخ محمد رضا مظفر،
استاد الغبان و شيخ عبدالمهدى مطر كسب فيض نمودم و اين دوران در رشد فكرى‏ام
بسيار سودمند و مفيد بود.

در ادامه تحصيلات وارد دبيرستان شبانه «خورنق» شدم، ضمن اين‏كه به توصيه
پدر بزرگوارم روزها را در نزد يكى از كسبه محترم شهر نجف به كار مشغول شدم.


|138|

در اين سال‏ها شوق و علاقه خاصّى به شعر و ادبيّات پيدا كردم و طبع شاعرى را در
خود مشاهده كردم. معلمان من نيز به ترغيب و تشويق بنده پرداختند و زمينه
پيش‏رفت را برايم مهيّا كردند.

از سويى با الهام گرفتن از شعراى بنام آن زمان و نيز با شركت در مناسبت‏ها و
مراسم مختلف ادبى و شعرخوانى و هم‏چنين مطالعه كتب بزرگانى چون: شهيد
صدر، سيّد قطب، شيخ محمد امين زين الدّين و اشعار سيّد مصطفى جمال الدّين و
شيخ احمدوائلى و غيره...استعداد خود را در زمينه ادبى شكوفا نمودم.

همه اين عوامل در شكل‏گيرى شخصيّت فرهنگى،ادبى بنده مؤثر واقع شد.

با به پايان رساندن دوره دبيرستان در سال 1341شمسى وارد دانشكده فقه شده و
به تحصيل در رشته زبان عربى و علوم اسلامى پرداختم، ضمن اين‏كه در همان سال‏ها
به تحصيل دروس حوزوى نيز اشتغال داشتم.

سال‏هاى تحصيلى در دانشكده با ورود به عرصه سياسى، فصل جديدى در
زندگى‏ام گشوده شد.


آغاز فعّاليّت‏هاى سياسى

پس از انقلاب سال 1337شمسى(1958 ميلادى) در عراق به دست عبدالكريم
قاسم بر ضدّ رژيم شاهنشاهى فيصل الثانى، جنبش‏هاى سياسى در عراق شور و
هيجان فراوانى پيدا كرد و احزابى چون حزب كمونيست عراق (الحزب الشيوعى) و
ملّى گراها - كه تهاجم شديد بر ضدّ مقدّسات اسلامى داشتند - و هم‏چنين تحرّك
جماعت اسلامى علما فعّال شدند.

بنده در آن زمان با مطالعه نشريّات اسلامى جماعت العلما نجف اشرف در جريان
اهداف و برنامه‏هاى آنان قرار مى‏گرفتم و به طور جدّى در سال 1343شمسى (1964
ميلادى) در عرصه سياسى وارد شدم(در حزب الدّعوة عراق كه آن زمان تحت


|139|

رهبرى مرحوم آية اللّه صدر بود مبارزات سياسى را آغاز كردم) و با سرودن اشعارى
به زبان فصيح و عاميانه بر ضدّ رژيم وارد عمل شدم.

از اتفاقات مهم آن دوران، ممانعت رژيم از ورود مردم به صحن مطهّر
اميرالمؤمنين على(ع) بود كه منجر به باز شدن درها به شكلى معجزه‏آسا و ورود مردم
به صحن مطهّر گرديد. اگر در آن زمان برنامه‏ريزى و سازماندهى درست و نيز رهبر و
هدايتگر توانايى در رأس امور قرار مى‏گرفت، اميدى براى پيروزى انقلاب وجود
داشت.

در دوازدهم محرّم 1347شمسى(1968 ميلادى) از سوى رژيم بعث عراق در
رابطه با اشعارى كه بر ضدّ رژيم سروده بودم، دستگير و به زندان سخت بغداد
(قصرالنهايه) منتقل شدم و پس از تحمّل شكنجه‏هاى فراوان سرانجام با ميانجيگرى
علماى نجف كه در طليعه آن‏ها مرحوم حضرت امام(ره) بودند از زندان آزاد شدم.

سپس مدتى (9ماه)به كويت رفته و در مدرسه جعفريّه مشغول به تدريس شدم،
ضمن اين‏كه با علماى آن‏جا در فعّاليّت‏هاى تبليغى و سخن‏رانى در محافل و مجالس
فرهنگى، دينى همكارى داشتم.

در سال 1347شمسى(1968 ميلادى) موفق به دريافت مدرك ليسانس زبان عربى
و علوم اسلامى از دانشكده با رتبه ممتاز شدم. موضوع پايان‏نامه‏ام در باره استحسان
مقايسه‏اى و زير نظر دكتر عبدالرزاق محى‏الدّين تهيّه شده بود. از اساتيد بزرگوارم
مى‏توان به آية اللّه محمد تقى حكيم، شيخ عبدالمهدى مطر، شيخ محمد كاظم
شمشاد، شيخ محمد تقى ايروانى، دكتر عبدالرزاق محى الدّين، دكتر ضياءالدّين
ابوالحب، دكتر احمد محمد عبدالرحيم و دكتر عناد غزوان اشاره كرد.

پس از پايان دانشكده به طور جامع و مستمر نسبت به تحصيل علوم دينى در
حوزه نجف اشرف اقدام كردم. دوره سطح را در نجف اشرف به پايان رساندم و مدّت
دو سال نيز در آن‏جا بحث خارج فقه را خواندم. و از محضر عالمانى هم‏چون: شيخ


|140|

جواد تبريزى، شيخ كاظم تبريزى، سيّد محمد رجائى و شيخ صدرا بادكوبى (در
كفايةالاصول)، شيخ مجتبى لنكرانى (در مكاسب و رسائل)، سيّد محمد تقى حكيم (در اصول
فقه و بحث خارج فقه)، آية اللّه العظمى سيّد خوئى (در فقه و اصول و بحث خارج
فقه)، آية اللّه العظمى شهيد سيّد صدر (در اصول فقه و بحث خارج) كسب فيض
نمودم.

سرانجام در سال 1349شمسى(1970 ميلادى) به ايران تبعيد شدم. پس از ورود
به ايران در شهر مقدّس قم سكنا گزيده و شروع به ادامه تحصيل دروس حوزوى
نمودم.

در اين ميان از هر فرصتى براى تبليغ علوم دينى استفاده مى‏كردم (سفر به اهواز در
سال 1350شمسى، سخن‏رانى در شهر تهران و قم، شركت در جلسات معاودين
عراقى و ايراد سخن‏رانى براى آنان و ارائه مقاله در مجلّه الهادى).

در سال‏هاى زندگى در قم از محضر اساتيد و حضرات آيات عظام: گلپايگانى (در
درس فقه)، وحيد خراسانى(در درس اصول و فقه)، كسب فيض نمودم و در مجموع
حدود ده سال در دروس بحث خارج فقه مشغول تحصيل بودم. البته بيش‏تر از
محضر درس آية اللّه وحيد خراسانى سود بردم. در شهر مقدّس قم علاوه بر تحصيل
به تدريس علوم دينى نيز مشغول بوده و در موضوعاتى از قبيل: تدريس كتب المنطق و
اصول الفقه مرحوم مظفر، رسائل و حلقات فى علم الاصول شهيد صدر، اصول فقه مقارن آيةاللّه
محمد تقى حكيم، مكاسب و رسائل شيخ اعظم انصارى، اقتصادنا و فلسفتنا مرحوم صدر، الفية
ابن مالك، و شرح ابن عقيل را در مراكز و مؤسّسات آموزشى از قبيل: دارالتبليغ قم،
مدرسه رضويّه امام خمينى(ره)، مدرسه علميّه آية اللّه گلپايگانى، مؤسّسه در راه حق و
...مشغول بودم.

سال 1357شمسى كه مصادف با اوج‏گيرى مبارزات ضدّ رژيم شاهنشاهى در
ايران بود، بنده نيز به صف مبارزان پيوستم و در مناسبت‏ها و اجتماعات مختلف به


|141|

ايراد سخن‏رانى بر ضدّ رژيم شاه اقدام مى‏كردم.

در بهمن 1357 به تهران آمدم و در مراسم تحصن و تظاهراتى كه از سوى
دانشگاهيان ترتيب يافته بود، حضور داشتم. بنده در همه حوادث و جرياناتى كه از
دوازدهم تا 22 بهمن 1357 به وقوع پيوست و در نهايت به پيروزى انقلاب منجر شد،
حضور فعّال و مستمر داشتم.


فعّاليّت‏هاى فرهنگى

پس از پيروزى انقلاب در جبهه فرهنگى، در سازمان تبليغات اسلامى به عنوان
مبلّغ به شهرهاى مختلف سفر نمودم؛ از جمله مدتى در دانشگاه گيلان مشغول
تدريس بودم. و در جبهه سياسى، به سازماندهى و هدايت معاودين عراقى مشغول
كار و تلاش شدم.

در ادامه فعّاليّت‏هاى تبليغى، فرهنگى مدتى در سال 1359 شمسى نيز به جبهه
رفتم.

فعّاليّت‏هاى فرهنگى، سياسى اين‏جانب به طور متمركز و گسترده از اوايل سال
1360شمسى آغاز شد، ضمن اين‏كه پيش از آن نيز در مجامع و محافل علمى،
فرهنگى و بين‏المللى شركت فعّال داشتم.

در سال 1369شمسى با حضور نمايندگان و شخصيّت‏هاى جهان تشيّع و پيروان
اهل بيت شوراى عالى مجمع جهانى اهل بيت(ع) تشكيل و اين‏جانب از سوى
شوراى‏عالى‏به‏عنوان‏دبيركلّ‏مجمع‏جهانى‏اهل‏البيت(ع) معرّفى شدم.

در سال 1372شمسى جمعى از شخصيّت‏هاى فرهنگى، سياسى كشور با هدف
تمركز بخشيدن به فعّاليّت‏هاى فرهنگى خارج از كشور، پيشنهاد تشكيل سازمان
فرهنگ و ارتباطات اسلامى را به مقام معظّم رهبرى حضرت آية اللّه خامنه‏اى ارائه
دادند كه مورد موافقت معظّم‏له قرار گرفت و حضرت ايشان اعضاى شوراى عالى


|142|

سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامى را منصوب و سپس شوراى عالى، بنده را با
اكثريّت آرا به رياست سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامى تعيين نمودند.

برگزارى سلسله همايش‏هاى وحدت اسلامى در تهران كه در جريان تأسيس
مجمع جهانى تقريب بين المذاهب اسلامى شكل گرفت، از فعّاليّت فرهنگى
اين‏جانب به شمار مى‏آيد و اكنون نيز عضو شوراى عالى مجمع جهانى تقريب بين
المذاهب الاسلاميه و عضو هيئت علمى دانشگاه تقريب بين المذاهب الاسلاميّه
مى‏باشم.

برگزارى سلسله همايش‏هاى مجمع جهانى اهل البيت(ع) و مجمع التقريب بين
المذاهب اسلامى در جريان برگزارى كنگره عظيم حج مكه مكرّمه. هم‏چنين
مسئوليّت معاونت بين الملل بعثه مقام معظّم رهبرى را تا سال 1377شمسى بر عهده
داشته‏ام.

مسئوليّت دبيرى سلسله همايش‏هاى انديشه اسلامى در تهران طى سال‏هاى
1361 - 1369شمسى(ده دوره) را بر عهده داشتم.


مسئوليّت‏هاى از سال 1360شمسى به بعد

مشاور مقام معظّم رهبرى در امور فرهنگى جهان اسلام(در حال حاضر)؛ معاونت
بين الملل دفتر مقام معظّم رهبرى(طى سال‏هاى 1377 - 1379شمسى)؛ معاونت بين
الملل سازمان تبليغات اسلامى (طى سال‏هاى 1360 - 1370شمسى)؛ مشاور بين
الملل وزير فرهنگ و ارشاد اسلامى(در وزارت آقاى لاريجانى)؛ عضويّت در
شوراى‏عالى فرهنگ مؤسّسه اميركبير(طى سال‏هاى 1360 - 1365شمسى)؛ عضويّت
در هيئت امناى شوراى بين الملل و شوراى كتاب سازمان تبليغات اسلامى(در سابق)؛
عضويّت در شوراى‏عالى تبليغات اسلامى خارجى(در سابق)؛ عضويّت در هيئت امنا
و هيئت مديره سازمان دفاع از حقوق كودكان(كافل)؛ عضويّت در شوراى چاپ قرآن


|143|

ويژه جمهورى اسلامى ايران؛ مسئوليّت كميته آموزش طلّاب خارجى در داخل و
خارج از كشور؛ عضويّت در هيئت امناى چند دانشگاه از جمله دانشگاه اصول الدّين
علّامه عسكرى؛ مشاور عالى امور بين الملل بعثه مقام معظّم رهبرى.


تأليفات

1. در باره قانون‏اساسى جمهورى اسلامى ايران؛ 2. درس‏هايى در اقتصاد اسلامى؛
3. مبارزه انقلاب اسلامى بر ضدّ مفاسد اخلاقى؛ 4. ديدگاه اسلام در باره صلح
تحميلى؛ 5. ماهى و سرچشمه (در قالب شعر براى كودكان)؛ 6. اى مسلمانان، به سوى
وحدت؛ 7. روايات مشترك سنّى و شيعه در باره نماز جمعه؛ 8.روايات مشترك در
باره روزه؛ 9. شناخت حقيقت؛ 10. به سوى خدا؛ 11. اميد با مقايسه اسلام و ديگر
مكاتب در باره آن؛ 12. تعادل در اسلام؛ 13. نظام عبادات در اسلام؛ 14. نظام كيفرى
در اسلام؛ 15. از زندگانى اهل بيت(ع)؛ 16. هدف‏هاى حج و نقش آن در زندگى
مسلمانان؛ 17. نظام دولت اسلامى؛ 18. امت و مناسبت‏ها؛ 19. مقدّمه بحثِ حول
المهدى مرحوم صدر؛ 20. تفسير قرآن كريم (كار مشتركى با حجّةالاسلام نعمانى)؛
21.دست‏آوردهاى سياسى انقلاب اسلامى ايران؛ 22. دست‏آوردهاى اقتصادى
انقلاب اسلامى ايران؛ 23. دست‏آوردهاى فرهنگى انقلاب اسلامى ايران؛ 24. كاربرد
اجتماعى زكات؛ 25.حكومت اسلامى از ديدگاه احاديث شيعه؛ 26. احكام حكومتى؛
27. حج و آثار آن در زندگى اجتماعى؛ 28. حقوق بشر از ديدگاه منشورهاى اسلامى
و بين المللى؛ 29. روابط بين المللى در قرآن؛ 30. فعّاليّت‏هاى فقهى در مجمع الفقه
جهانى (دو جلد)؛ 31. بيدارى اسلامى و تبليغات؛ 32. نورهايى به سوى وحدت
اسلامى؛ 33. نزديكى اسلام و مسيحيت.

و هم‏چنين:

مقدّمه نويسى كتاب التوازن بين الدنيا و الآخره؛


|144|

مقدّمه نويسى و تجديد نظر بر كتاب الولاية فى القرآن الكريم؛

تجديد نظر در كتاب الحكومة الاسلاميّه؛

مقدّمه نويسى كتاب من حكم و احكام اهل البيت(ع)؛

مقدّمه نويسى كتاب الوديعة فى المصارف الاسلاميّه (دكتر حسن امينى)؛

مقاله مفصّل در كتاب ابعاد زندگانى پيامبر اكرم(ص)؛

مقدّمه نويسى ديوان آية اللّه سيّد محمد جمال هاشمى؛

لازم به توضيح است بيش‏تر تأليفات بنده به عربى است، ولى به ديگر زبان‏هاى
زنده دنيا ترجمه شده است (فارسى، انگليسى، فرانسه، اردو، هندى، تركى، كردى،
بنگالى و...).


تقريرات

1. تقرير درس مرحوم آية اللّه العظمى خوئى (در فقه)؛ 2. تقرير درس مرحوم آية
اللّه العظمى صدر(تقريباً يك دوره اصول كامل)؛ 3. تقرير درس مرحوم آية اللّه
العظمى گلپايگانى؛ 4. تقرير درس آية اللّه وحيد خراسانى(تقريباً يك دوره اصول
كامل)؛ 5. تقرير درس آية اللّه وحيد خراسانى(در فقه)؛ 6. تقرير درس مرحوم آية اللّه
ميرزا هاشم آملى؛ 7.تقرير درس مرحوم آية اللّه مطهّرى (در فلسفه)؛ 8. تقرير درس
آية اللّه سيّد محمدتقى‏حكيم.


كتاب‏هاى ترجمه شده به عربى

1. علل گرايش به مادّيگرى (شهيد مطهّرى)؛ 2. پيامبر امّى (شهيد مطهّرى)؛ 3.
انسان و سرنوشت (شهيد مطهّرى)؛ 4. جهان بينى (در راه حق)؛ 5. تئورى شناخت
(آية اللّه مصباح يزدى)؛ 6. زندگانى پيامبر و اهل البيت(ع) (مؤسّسه در راه حق)؛
7. بازشناسى خود جهت بازسازى (آية اللّه مصباح يزدى)؛ 8. درس‏هايى در اصول دين


|145|

(مؤسّسه در راه حق)؛ 9. تكامل اجتماعى انسان(شهيد مطهّرى)؛ 10. قرآن و طبيعت
(دكتر گلشنى)؛ 11.آرمان‏هاى زندگى انسانى(شهيد مطهّرى).

ضمناً نمايندگى جمهورى اسلامى ايران در بيش از 150 كنفرانس اسلامى در
كشورهاى گوناگون جهان را به عهده داشتم.

در ده‏ها مجلّه و روزنامه جهان مقاله نوشتم و اشراف مستقيم بر مجلّه‏هاى: الهادى،
التوحيد و رسالة الثقلين دارم. در دانشگاه‏هاى تربيت مدرّس و امام صادق(ع) تدريس
نموده و حدود بيست تز دانشگاهى را هدايت كردم.

در سال 1378شمسى مبتلاى سكته مغزى شدم كه خيلى فعّاليّت‏ها را كاهش داد.
از خداوند متعال طلب عفو مى‏كنم.


تعداد نمایش : 1878 <<بازگشت
 

 فهرست مجلات فصلنامه حکومت اسلامی بصورت فایلهای PDF

 

 

 فهرست کتاب ها 

 

 

درس خارج
«فقه نظام سیاسی اسلام»
استاد: حضرت آیت‌الله محسن اراكی دام‌عزه

         کلیه حقوق برای مرکز تحقیقات علمی دبیرخانه خبرگان مجلس محفوظ است.

صفحه اصلی|اخبار|راهنمای تنظیم و ارسال مقالات|کتاب ها|فصلنامه|درباره ما