صفحه اصلی|اخبار|درس خارج فقه نظام سیاسی اسلام|تماس با ما
منو اصلی
اوقات شرعی
ورود
نام کاربری :   
کلمه عبور :   
عضویت
حسينى (ارسنجانى) - سيّد محمد حسين
حسينى (ارسنجانى) - سيّد محمد حسين تاریخ ثبت : 1390/11/27
طبقه بندي : خبرگان ملت دفتر اول ,
عنوان : حسينى (ارسنجانى) - سيّد محمد حسين
آدرس فایل PDF : <#f:86/>
مولف : <#f:89/>
نوبت چاپ : <#f:90/>
متن :

|175|

حسينى (ارسنجانى) - سيّد محمد حسين

نام: سيّد محمد حسين

شهرت: حسينى (ارسنجانى)

نام پدر: سيّد محمد حسن

زادگاه: ارسنجان

سال تولد: 1301 شمسى

مسئوليّت: امامت جمعه شهرستان فسا، عضويّت درشوراى سرپرستى
بنياد مسكن و مدتى مسئوليّت آن، عضويّت در شوراى سرپرستى كميته
امداد امام خمينى، عضويّت در هيئت علمى دانشگاه آزاد اسلامى و استاد
دانشگاه و حوزه.


|177|

حسينى (ارسنجانى) - سيّد محمد حسين




تولد و دوران تحصيل

اين جانب سيّد محمد حسين حسينى - مشهور به ارسنجانى - فرزند سيّد محمد
حسن از سادات قاضى ارسنجان و از نواده‏هاى شهيد بزرگوار قاضى نور اللّه
شوشترى از سادات مرعشى هستم. نسب اين سلسله به حسينِ اصغر از فرزندان امام
چهارم حضرت زين‏العابدين(ع) منتهى مى‏شود. بر طبق آن چه در شناسنامه‏ام آمده
است در ششم بهمن(دلو) 1301 در شهرستان ارسنجان متولد شدم. مادرم به نام
سكينه از سادات موسوى ارسنجان مى‏باشد. در پنج سالگى پدرم مرا به مكتب فرستاد
و در طى چهار ماه روخوانى قرآن را فرا گرفتم. از هفت سالگى به خواندن كتاب‏هاى
فارسى و نوشتن مشغول شدم. پس از تأسيس مدارس جديد در ارسنجان به مدرسه
ابتدايى رفتم و تا پايان كلاس چهارم در آن‏جا تحصيل كردم. سپس در مدرسه علميّه
ارسنجان - كه از زمان سلاطين صفوى در اين شهرستان بنا شده است - به طلّاب علوم
دينى پيوستم و در صدد فراگيرى و حفظ كتاب نصاب الصبيان بر آمدم؛ امّا به دليل كمى
درآمد و تنگى معيشت، از مسافرت به شيراز و ادامه تحصيل، محروم شدم.

تا اين‏كه در سال 1320شمسى بار ديگر توفيق يافتم به ادامه تحصيل بپردازم. از
اين‏رو، به شيراز مسافرت كردم و در مدرسه آقا بابا خان - كه از مدارس خوب آن زمان
به شمار مى‏رفت- نزد مرحوم آيةاللّه آقاى حاج شيخ محمد على شيخ موحّد - كه از
اساتيد بسيار خوب و دل‏سوز و مشوّق بود - مشغول تحصيل شدم. با تشويق زياد آن


|178|

مرحوم و جدّيّت و تلاش خستگى ناپذير در مدّت چهار سال دروس سطح را تا آخر
كتاب كفايةالاصول فراگرفتم. هم‏زمان با تحصيل در شيراز به تدريس مقدّمات نيز اشتغال
داشتم و چندين مرتبه مقدّمات را تا كتاب معالم الاصول تدريس كردم.

پس از فراغت از دروس سطح عالى حوزه در اوايل سال 1325شمسى براى ادامه
تحصيل به قم مسافرت نموده و در درس خارج مرحوم آيةاللّه العظمى بروجردى
شركت كردم. طولى نكشيد كه مورد لطف و مرحمت زياد آن مرحوم قرار گرفته و
جزو مستشكلين درس ايشان شدم. هم‏چنين از محضر درس مرحوم آيةاللّه العظمى
آقاى حاج سيّد محمد تقى خوانسارى و آيات عظام: حجّت، حاج سيّد محمد محقق
داماد و حاج سيّد محمد رضا گلپايگانى(ره) نيز بهره‏ها بردم و همواره مورد تشويق و
توجّه زياد آن‏ها بودم؛ مخصوصاً مرحوم آيةاللّه العظمى حاج سيّد محمد تقى
خوانسارى كه بارها مرا از خارج شدن از حوزه مقدّس قم منع و به ادامه اقامت در
حوزه و تحصيل و تدريس امر مى‏فرمودند.

در سال 1335شمسى به سبب درخواست مكرّر اهالى فسا از مرحوم آيةاللّه
العظمى بروجردى مبنى بر لزوم مهاجرت اين جانب به آن‏جا، ايشان با اجازه و
نمايندگى خودشان اين جانب را به فسا فرستادند كه تاكنون در اين شهر اقامت دارم.


دوستان

از جمله رفقاى من در دوران تحصيل، مرحوم آيةاللّه العظمى محقق داماد، آيات
عظام: مرحوم شهيد بهشتى، شهيد مفتّح، امام موسى صدر، حاج ميرزا حسين نورى،
مكارم شيرازى، حاج سيّد موسى زنجانى، حرم‏پناهى و... بوده‏اند. در ضمنِ ده سال
تحصيل در قم، درس‏هاى مرحوم آيةاللّه العظمى بروجردى و آيات عظام ديگر كه از
آن‏ها نام برده شد را به رشته تحرير درآورده بودم كه متأسّفانه قبل از چاپ و طبع آن‏ها
در اثر هجوم شبانه دشمنان كوردل به منزل اين‏جانب، تمام آن‏ها از بين رفت و


|179|

زحمات چندين ساله‏ام را از بين بردند. ان‏شاءاللّه اين زحمات در نزد خالق از بين
نخواهد رفت.


فعّاليّت‏هاى اجتماعى و سياسى

1. ايراد سخن‏رانى در منابر شهر و روستاهاى نزديك از بدو ورود در فسا تاكنون؛

2. دعوت از مبلّغان قم، اصفهان، يزد و شيراز براى ايّام تبليغى و اعزام آنان به
روستاها و مساجد فسا در قبل و بعد از پيروزى انقلاب اسلامى و مركز قرار دادن
منزل خود براى مبلّغان دعوت شده كه از جمله آنان آياتى چون: هاشمى رفسنجانى،
ربّانى املشى، حاج شيخ حسن صانعى، شهيد حقّانى، شهيد دكتر محمد جواد باهنر،
حاج شيخ حسين مظاهرى، سيّد احمد امامى، سيّد كمال، سيّد جلال فقيه(ايمانى)
اصفهانى، مصباح يزدى و نيز تعدادى از ائمّه جمعه كنونى مى‏باشند؛

3. مقابله با دستگاه طاغوت؛ پيش از سال 1341شمسى رژيم كه دستور كشف
حجاب در مدارس را صادر كرد، ما با برخورد شديد با استاندار وقت، آقاى دكتر
پيراسته و فرماندار فسا و رئيس آموزش و پرورش وقت به مقابله با اين عمل
پرداختيم به طورى كه تلگراف‏هاى زيادى به مراجع ارسال كرديم و طومارهاى
فراوانى را تهيّه نموديم و سر انجام در ماه مبارك رمضان آن سال (1337شمسى) به قم
مشرّف شدم و به محضر حضرت آيةاللّه العظمى بروجردى رسيدم و از اين كار
جلوگيرى شد.

امتناع از حضور در مجالس دعاى شاه و عدم شركت در هنگام آوردن قرآن مجيد -
كه به قرآن آريامهر معروف بود - از نمونه‏هاى ديگر مبارزه با رژيم ستم‏شاهى بود.
درگيرى شديد ما با نظام شاهنشاهى از بدو قيام حضرت امام خمينى تا پيروزى
انقلاب اسلامى هم‏چنان ادامه داشت و در اين رابطه چندين بار به ساواك احضار
شدم. در سال 1346شمسى در دادگاه بدوى نظامى پس از چند روز زندانى شدن به سه


|180|

سال زندان محكوم شدم تا اين‏كه در سال 1349شمسى در دادگاه تجديد نظر اصفهان
با تلاش‏هاى زيادى كه از سوى حضرات آيات: مرحوم آيةاللّه العظمى گلپايگانى،
آيةاللّه العظمى محلّاتى، خطيب شهير جناب آقاى فلسفى و علماى اصفهان انجام
گرفت، تبرئه شدم. بارها ممنوع‏المنبر شدم و يا تحت تعقيب قرار گرفتم. در سال
1356شمسى بعد از سخن‏رانى در مسجد جامع به مناسبت چهلم شهداى قم مرا به
زندان فسا بردند و از آن‏جا به زندان عادل آباد منتقل كردند و پس از چندى با قيد
صدهزار تومان ضمانت آزاد شدم، سرانجام بعد از محاكمه در دادگاه بدوى نظامى و
دادگاه تجديد نظر نظامى تبرئه شدم. البته اين بار فرزندم سيّد محمد حسن حسينى و
چند نفر ديگر هم همراه من به زندان افتادند و تا پايان تشكيل دادگاه تجديد نظر، در
زندان بودند.

4. كمك رسانى به عشاير و مهاجران جنگى؛ كمك رسانى به حدود دو هزار نفر از
عشاير منطقه به مدّت چهار ماه متوالى در سال 1350شمسى كه سخت در مضيقه
بودند و كمك‏رسانى به مهاجران جنگى قبل از تشكيل سازمان مهاجران جنگى،
مختصرى از فعّاليّت‏هاى اجتماعى اين‏جانب قبل از انقلاب و بعد از انقلاب است. از
فعّاليّت‏هاى سياسى‏ام در دوران انقلاب، راه‏انداختن كاروان حدود دويست نفرى
براى استقبال از حضرت امام و شركت در جلسه سران انقلاب در مدرسه شماره يك
علوى و تصميم‏گيرى در مورد مهلت دادن به بختيار و شركت در مراسم استقبال و
ملاقات حضرت امام در مدرسه رفاه است.

هم چنين فعّاليّت‏هاى ديگرى بعد از پيروزى انقلاب اسلامى داشتم كه عبارت‏اند
از: تشكيل كميته انقلاب اسلامى؛ دستگيرى و زندانى كردن رئيس شهربانى و گروهى
از افسران و پرسنل شهربانى و رفتار كاملاً اسلامى و سازنده با آن‏ها؛ برقرارى
انتظامات شهر به وسيله نيروهاى مردمى؛ سرپرستى موقّت شهردارى كه شهردار
سابق آن فرارى شده بود؛ تشكيل شوراى شهر و فعّاليّت در آن به عنوان رئيس شورا؛


|181|

مبارزه سازنده و اسلامى با گروهك منافقين، آرمان و ساير گروهك‏ها؛ اقامه نماز
جمعه با حكم نمايندگى كلّى از سوى حضرت امام در امور شرعيّه - كه از سال
1342شمسى به اين‏جانب واگذار شده بود - تا سال 1359شمسى كه بعدها رسماً به
امامت جمعه منصوب شدم و تاكنون در اين منصب باقى هستم و انجام وظيفه
مى‏نمايم؛ نمايندگى مجلس خبرگان رهبرى در دوره دوم و سوم از استان فارس؛
عضويّت در شوراى سرپرستى بنياد مسكن و مدتى هم مسئوليّت آن؛ عضويّت
درشوراى سرپرستى كميته امداد امام خمينى فسا از بدو تشكيل تاكنون؛ عضويّت در
هيئت علمى دانشگاه آزاد اسلامى فسا؛ تدريس معارف اسلامى در دوره‏هاى
كارشناسى و كارشناسى ارشد در دانشگاه؛ مدرّس حوزه علميّه كه به تدريس رسائل،
مكاسب و خارج فقه اشتغال دارم؛ هم‏چنين احداث سه مدرسه علميّه، مصلّى‏ و
چندين مسجد در شهر و نوسازى برخى مساجد ديگر؛ كمك‏رسانى به جبهه‏هاى
جنگ تحميلى و تبليغ در جبهه‏هاى جنوب در طول جنگ كه خداوند قبول فرمايد.


فعّاليّت‏هاى علمى

گفتنى است اين جانب از سوى مراجع مختلف داراى اجازه اجتهاد هستم كه
عبارت‏اند از:

1. حضرت آيةاللّه العظمى آقاى حاج سيّد عبداللّه شيرازى در زمان اقامت ايشان
در نجف اشرف(بيستم ذى‏القعده 1384)؛

2. حضرت آيةاللّه العظمى محلّاتى؛

3. حضرت آيةاللّه العظمى گلپايگانى در يازدهم جمادى الاوّل 1393؛

4. آيةاللّه العظمى صافى در هيجدهم ذى‏القعده 1416؛

5. آيةاللّه العظمى مكارم شيرازى در پانزدهم شعبان 1416؛

6. اجازات در امور حسبيّه، روايت و حديث و اخذ وجوه شرعيّه، از سوى كلّيّه


|182|

مراجع تقليد در مدّت اقامتم در فسا پس از مرحوم آيةاللّه العظمى بروجردى مانند:
مرحوم آيةاللّه العظمى آقاى سيّد محسن حكيم، شاهرودى، خوئى، حضرت امام،
آيةاللّه العظمى گلپايگانى، آيةاللّه العظمى نجفى و اراكى(ره).


تأليفات

تاكنون تنها دو كتاب از من به چاپ رسيده است: 1. نشانه‏هاى پرهيزكاران كه شرح
خطبه همّام نهج البلاغه است. (اين كتاب محصول برخى از خطبه‏هاى نماز جمعه
است كه از نوار پياده شده و در سال 1366شمسى به چاپ رسيده است)؛

2. تربيت در خانواده كه در سال 1376شمسى به چاپ رسيده است.

البته تأليفات ديگرى نيز دارم كه يا ناتمام مانده و يا موفق به چاپ آن نشده‏ام، مانند:
قسمتى از حواشى عروةالوثقى، تفسير جزء 29 قرآن مجيد، تفسير اوّل قرآن مجيد تا
سوره مائده و مطالب زيادى كه در باره علم الحديث نوشته‏ام. از خداوند توفيق اتمام
و چاپ آن‏ها را مسئلت مى‏نمايم.

29/2/1379
تعداد نمایش : 1605 <<بازگشت
 

 فهرست مجلات فصلنامه حکومت اسلامی بصورت فایلهای PDF

 

 

 فهرست کتاب ها 

 

 

درس خارج
«فقه نظام سیاسی اسلام»
استاد: حضرت آیت‌الله محسن اراكی دام‌عزه

         کلیه حقوق برای مرکز تحقیقات علمی دبیرخانه خبرگان مجلس محفوظ است.

صفحه اصلی|اخبار|راهنمای تنظیم و ارسال مقالات|کتاب ها|فصلنامه|درباره ما