صفحه اصلی|اخبار|درس خارج فقه نظام سیاسی اسلام|تماس با ما
منو اصلی
اوقات شرعی
ورود
نام کاربری :   
کلمه عبور :   
عضویت
درّى نجف‏آبادى - قربانعلى (حسينعلى)
درّى نجف‏آبادى - قربانعلى (حسينعلى) تاریخ ثبت : 1390/11/27
طبقه بندي : خبرگان ملت دفتر اول ,
عنوان : درّى نجف‏آبادى - قربانعلى (حسينعلى)
آدرس فایل PDF : <#f:86/>
مولف : <#f:89/>
نوبت چاپ : <#f:90/>
متن :

|203|

درّى نجف‏آبادى - قربانعلى (حسينعلى)

نام: قربانعلى (حسينعلى)

شهرت: درّى نجف‏آبادى

زادگاه: نجف آباد

نام پدر: اسداللّه

سال تولد: 1324شمسى

مسئوليّت: مسئوليّت در كميته انقلاب اسلامى اراك، امامت جمعه و
نمايندگى امام خمينى(ره) در استان چهارمحال و بختيارى، دادستان
انقلاب اسلامى استان چهارمحال و بختيارى، نمايندگى مجلس شوراى
اسلامى در دوره‏هاى متوالى نمايندگى مجلس خبرگان رهبرى در دوره
دوم از ايلام و دوره سوم از تهران، عضويّت در مجمع تشخيص
مصلحت نظام، وزير اطلاعات، رياست ديوان عدالت ادارى و عضويّت در
شوراى‏عالى مجمع جهانى اهل البيت(ع).


|205|

درّى نجف‏آبادى - قربانعلى (حسينعلى)




تولد و دوران كودكى

اين‏جانب قربانعلى (حسينعلى) درّى نجف آبادى فرزند مرحوم حاج اسداللّه، در
آبان 1324 در نجف آباد اصفهان، پا به عرصه وجود نهادم.


دوران تحصيل

دوران ابتدايى و سال اوّل دبيرستان را در مدارس معمول آن زمان به تحصيل
پرداخته و به سبب علاقه وافر به علوم دينى، در سال 1338شمسى به حوزه علميّه
نجف آباد (مدرسه مرحوم رياضى) راه يافتم. و از محضر بزرگانى مانند: مرحوم
آيةاللّه حاج شيخ عبّاس ايزدى، حاج شيخ غلامحسين منصور، حاج سيّد محمود
مدرّس و ديگر بزرگان حوزه علميّه نجف آباد بهره بردم.

در سال 1340شمسى و هم‏زمان با رحلت مرحوم آيةاللّه بروجردى(ره)
درحالى‏كه‏مشغول دوره سطح بودم، به حوزه علميّه قم مشرّف شده و از محضر
آيةاللّه حاج شيخ‏غلامرضا صلواتى، حاج شيخ حسين شب زنده‏دار، حاج شيخ
ابراهيم امينى وآيةاللّه مفتّح دروس جلدين لمعه، قوانين، منظومه، منطق و حكمت را
فرا گرفتم.

رسائل و مكاسب را در محضر آيات: سبحانى، صالحى نجف آبادى، منتظرى،
حاج شيخ على پناه اشتهاردى و فاضل لنكرانى استفاده بردم.


|206|

كفايه را نيز در محضر مرحوم آيةاللّه حاج سيّد باقر سلطانى و ديگر بزرگان
فراگرفتم.

از سال‏هاى 1343 و 1344شمسى در درس خارج اصول و اجتهاد و تقليد و نيز
كتاب الصلوة مرحوم آيةاللّه محقق داماد شركت جستم و هم‏زمان نيز در درس‏هاى
طهارت مرحوم آيةاللّه گلپايگانى(ره) حضور يافتم. از حوزه درسى مرحوم آية اللّه
حائرى، آيةاللّه فانى اصفهانى، آيةاللّه اراكى و نيز دو سال تابستان‏ها از حوزه درسى
مرحوم آيةاللّه سيّد على بهبهانى(ره) بهره بردم.

جلد سوم اسفار را در محضر مرحوم علّامه طباطبائى(ره) و جلد اوّل را در محضر
آيةاللّه امينى و جلد دوم و ششم را در محضر آيةاللّه جوادى آملى فرا گرفتم. قسمتى
از الهيّات شفا و قواعد ابن تركه و فصوص و مصباح را نيز از محضر آيتين عَلَمين جوادى
آملى و حسن زاده آملى فرا گرفتم.

در مباحث فلسفى و جلسات خصوصى آيةاللّه شهيد مطهّرى(ره) نيز حضورى
فعّال داشته‏ام.

از سال‏هاى 1346 - 1347شمسى به بعد به صورت مستقل به مباحثه
جواهر،كفايه، فقه، اصول و اسفار پرداخته و ضمناً به تدريس سطوح مختلف
همّت‏گماردم.

از جمله درس‏هايى كه در آن سال‏ها در حوزه مقدّس قم و نجف آباد براى طلّاب
و دانش‏جويان دل‏پذير بود، آشنايى با نهج البلاغه شريف بود كه همواره مورد توجّه
اين‏جانب بوده و به اين كار غالباً ممارست داشته‏ام.


فعّاليّت‏هاى علمى

از آغاز طلبگى، تحصيلِ توأم با تدريس داشته‏ام و نوعاً چند مباحثه را دنبال
مى‏كرده‏ام. بسيارى از دروس سطوح مختلف مانند: كفايه، مكاسب، منظومه حكمت،


|207|

نهاية الحكمه، بدايه، المنطق و اصول الفقه مرحوم مظفر، بخشى از اشارات و مباحث
فراوان ديگرى را مباحثه نموده‏ام.

در مدارس كرمانى‏ها، قديريّه و رضويّه نيز دروس گوناگون ادبيّات (سطح يك)
تفسير قرآن كريم و نهج البلاغه شريف را ارائه نموده‏ام.

پس از پيروزى انقلاب اسلامى نيز على‏رغم اشتغالات فراوان در امر تدريس در
حوزه علميّه قم و يا دانشگاه‏هاى كشور، كم و بيش در حدّ توان انجام وظيفه كرده‏ام و
توفيق تدريس مباحثى هم‏چون: آيات و احكام اقتصادى، اقتصاد اسلامى، ولايت
فقيه، مبانى سياست اسلام در نهج‏البلاغه، فقه سياسى اسلام، را در دانشگاه‏هاى تربيت
مدرّس، امام صادق(ع)، مدرسه عالى شهيد مطهّرى و...داشته‏ام و چندين رساله
دانش‏جويى را راهنمايى نموده و يا مشاوره داده‏ام و در منزل نيز به تدريس مكاسب
اشتغال داشته‏ام.

در اين سال‏ها در حوزه‏هاى علميّه و مدارس مختلف علوم دينى نيز به درس و
بحث اشتغال داشته‏ام؛ از جمله اين كه در حوزه علميّه شهر كرد، مدرسه مباركه حجّتيّه
براى طلّاب غير ايرانى، مدرسه امام حسين(ع) (ميدان امام حسين تهران)، مدرسه
مروى، حوزه‏هاى علميّه خواهران و برادران و مسجد جامع حجّت غرب تهران
مسئوليّت داشته و تدريس داشته‏ام.


تأليفات

در كنار فعّاليّت‏هاى علمى و اجتماعى،تأليفاتى نيز داشته‏ام كه برخى به چاپ
رسيده‏اند نظير: انسان، اسلام و بهره‏ورى در اسلام، استراتژى دراز مدّت جمهورى
اسلامى ايران، فرهنگ و توسعه از ديدگاه حضرت امام خمينى(ره)، مقدّمه‏اى بر ماليه
عمومى در اسلام، حكومت اسلامى در نهج‏البلاغه، انديشه‏هاى اقتصادى شهيد
مدرّس(ره)و مقالات متعدّد علمى ديگر.


|208|


فعّاليّت‏هاى تبليغى

كار تبليغ و ارشاد و دعوت به خير، از برنامه‏هاى اصلى و وظايف مهم روحانيّت
بوده كه اين‏جانب نيز به لطف خداوند متعال از سال 1342شمسى همواره در ايّام
محرّم و ماه رمضان و نيز ديگر ايّام تبليغى به اين مهم همّت گماشته و در حدّ توان به
انجام وظيفه پرداخته‏ام و از روستاهاى دور افتاده اليگودرز مانند: اردودر، خانى‏آباد
تا راويز رفسنجان و كشكوئيه چهار محال و بختيارى و نيسانك و لار و سروستان
فارس و بندرعبّاس و اهواز و رامهرمز و بندر امام و بندر ماهشهر، نجف‏آباد، اصفهان،
مناطق اطراف تهران، كرج و....بابل، قزوين، بندر انزلى، سنقر، ايلام و نقاط ديگر
كشور به اين امر پرداخته و در ارشاد و هدايت و تبليغ و ترويج شريعت و مبارزه و
افشاگرى عليه رژيم ستم‏شاهى و بيان افكار و فتاوى بلند امام راحل(ره) به اندازه قدرت
اداى وظيفه نموده‏ام.

اشتغالات علمى، تحصيل، تدريس و تبليغ در عصر ستم‏شاهى، باعث كناره‏گيرى
اين‏جانب از فعّاليّت‏هاى سياسى نشد، بلكه پس از رحلت مرحوم آيةاللّه سيّد
عبدالهادى شيرازى(ره) جزء اوّلين پيروان و مقلّدان حضرت امام خمينى(ره) درآمده و
در جهت ترويج و تبليغ افكار نورانى و انقلابى آن بزرگوار هم‏چون ديگر ياران ايشان
در صحنه حوزه و جامعه حضورى فعّال داشته و به علّت فعّاليّت‏هاى سياسى و
افشاگرى و روشن‏گرى چندين بار به وسيله شهربانى احضار و تحت تعقيب قرار
گرفته‏ام.

در دوران انقلاب اسلامى نيز با سخن‏رانى در شهرهاى مختلف از جمله در قم،
نجف آباد، اصفهان، خمينى‏شهر، تهران، اهواز، بندرعبّاس، ماهشهر، بندر امام،
رامهرمز، بابل و غيره مردم را به فعّاليّت عليه نظام ستم‏شاهى و مبارزه با آمريكا و
اسرائيل تهييج و تحريك نموده كه از جمله مى‏توان به سخن‏رانى‏هاى محرّم سال


|209|

1357شمسى در نجف آباد و خمينى‏شهر كه منجر به سرنگونى مجسّمه شاه
گرديد اشاره كرد.

در دوران انقلاب به سبب تحت تعقيب بودن، عازم خوزستان گرديده و در آن
استان به فعّاليّت‏هاى خود ادامه دادم.

در زمان ورود حضرت امام در سال 1357شمسى، از اعضاى ويژه ستاد حفاظت از
امام(ره) بودم و پس از چند روز خدمت در روابط عمومى ستاد مدرسه رفاه، با تأييد
حضرت امام جهت پى‏گيرى مسائل انقلاب، عازم بندرعبّاس شدم.


مسئوليّت‏هاى دوران انقلاب

از جمله مسئوليّت‏هاى اين‏جانب در دوران انقلاب مى‏توان به موارد ذيل اشاره
نمود:

- مسئوليّت كميته انقلاب اسلامى در اراك؛

- امامت جمعه و نمايندگى امام در استان چهار محال و بختيارى؛

- دادستان انقلاب اسلامى در استان چهار محال و بختيارى؛

- نمايندگى مجلس شوراى اسلامى در دوره اوّل از چهار محال و بختيارى (اردل،
فارسان و كيار)و عضويّت در كميسيون برنامه و بودجه، و دوره دوم، چهارم و پنجم از
تهران و رياست كميسيون برنامه و بودجه و رياست كميسيون خاص رسيدگى به
لايحه برنامه پنج ساله اوّل؛

- دبير هيئت عالى گزينش(مستقر در رياست جمهورى)؛

- عضويّت در ستاد قرارگاه خاتم الانبيا؛

- نمايندگى رياست جمهورى وقت(حضرت آيةاللّه خامنه‏اى) در سركشى به
رزمندگان اسلام و مناطق آسيب ديده در اثر جنگ تحميلى؛

- نمايندگى ستاد پشتيبانى جبهه و جنگ تهران؛


|210|

- رياست هيئت مديره و دبير هيئت علمى مركز جهانى علوم اسلامى قم(منصوب
از سوى مقام معظّم رهبرى)؛

- عضويّت در شوراى عالى مجمع جهانى اهل بيت(ع) (منصوب از سوى مقام
معظّم رهبرى)؛

- امامت جمعه موقّت شهر رى؛

- مسئوليّت مجمع مشورتى بازسازى كشور پس از پذيرش قطع‏نامه؛

- نمايندگى مجلس خبرگان از استان ايلام و تهران؛

- عضويّت در بعثه حضرت امام(ره) و مقام معظّم رهبرى در حج؛

- معاونت اقتصادى و تكنولوژى مركز تحقيقات استراتژيك رياست جمهورى؛

- عضويّت در كميته تنظيم بازار ارز و عضويّت در شوراى پول و اعتبار؛

- عضويّت در مجمع تشخيص مصلحت نظام؛

- وزير اطلاعات جمهورى اسلامى ايران؛

- مشاور اقتصادى رئيس جمهورى؛

- رياست كميته اقتصادى شوراى‏عالى امنيّت ملّى؛

- رياست ديوان عدالت ادارى.


تعداد نمایش : 1511 <<بازگشت
 

 فهرست مجلات فصلنامه حکومت اسلامی بصورت فایلهای PDF

 

 

 فهرست کتاب ها 

 

 

درس خارج
«فقه نظام سیاسی اسلام»
استاد: حضرت آیت‌الله محسن اراكی دام‌عزه

         کلیه حقوق برای مرکز تحقیقات علمی دبیرخانه خبرگان مجلس محفوظ است.

صفحه اصلی|اخبار|راهنمای تنظیم و ارسال مقالات|کتاب ها|فصلنامه|درباره ما