صفحه اصلی|اخبار|درس خارج فقه نظام سیاسی اسلام|تماس با ما
منو اصلی
اوقات شرعی
ورود
نام کاربری :   
کلمه عبور :   
عضویت
صابرى همدانى - احمد
صابرى همدانى - احمد تاریخ ثبت : 1390/11/27
طبقه بندي : خبرگان ملت دفتر اول ,
عنوان : صابرى همدانى - احمد
آدرس فایل PDF : <#f:86/>
مولف : <#f:89/>
نوبت چاپ : <#f:90/>
متن :

|295|

صابرى همدانى - احمد

نام: احمد

شهرت: صابرى همدانى

نام پدر: غياثعلى

زادگاه: روستاى بيوك آباد از توابع همدان

سال تولد: 1302شمسى

مسئوليّت: عضويّت در شوراى مديريّت حوزه علميّه، نمايندگى مجلس
خبرگان رهبرى در دوره دوم و سوم از استان همدان و عضويّت در
جامعه مدرّسين حوزه علميّه قم.


|297|

صابرى همدانى - احمد




تولد و دوران كودكى

اين‏جانب فرزند غياثعلى پسر هاشم‏على پسر صفر على پسر جعفر پسر شيخعلى
جان، در سال 1302شمسى در روستاى بيوك آباد همدان در خانواده روستايى نسبتاً
متمكّن به دنيا آمدم. اين روستا همواره از وجود علماى دين بهره‏مند بوده و عارف
بزرگ و فقيه زاهد حاج محمد جعفر مجذوب نيز در اين روستا مى‏زيسته است و
كتاب‏خانه نفيس او تا چندى پيش در اين محلّ وجود داشت كه در حال حاضر، اين
گنجينه بزرگ علمى به كتاب‏خانه غرب همدان انتقال يافته است كه در جلد اوّل تاريخ
مفصّل همدان در ضمن بيان كتاب‏خانه‏هاى همدان و در كلمه بيوك‏آباد به آن اشاره
شده است.


دوران تحصيلى

از طرف پدر و اجداد پدرى كسى را نيافتم كه در لباس روحانيّت باشد، تنها جدّ
پنجم من نامش شيخعلى‏جان بوده نمى‏دانم كه تنها اسم او شيخ بوده يا واقعاً روحانى
هم بوده؟ امّا يكى از اجداد مادرى‏ام به نام محمد شفيع بيوك آبادى رساله‏اى در عرفان
و سلوك نوشته كه نسخه‏اى از آن در كتاب‏خانه غرب همدان نگه‏دارى مى‏شود.

وقتى ششمين بهار زندگى را آغاز كردم، جدّ مادرى‏ام كه شخص موقّر و تا حدّى با
سواد بود، مرا به معلم و مكتب‏دار آن زمان سپرد. نخستين جمله‏اى را كه از آن معلم


|298|

عارف و با تقوا شنيدم اين بود:

اوّل كارها به نام خدا پس مبارك بود چو فرّهما

حافظه و استعداد من، حيرت و تعجّب معلمم را بر مى‏انگيخت. بارها مى‏گفت:
«اگر اين بچه، پسر من بود او را به خارج مى‏فرستادم تا درس بخواند». هر چه بود تا
قسمتى از دوران متوسّطه را در همان محلّ گذراندم. كتاب‏هاى فرائدالادب ،گلستان،
كليله و دمنه و نظاير اين‏ها را خوب آموختم.

در سال 1319شمسى به قصد تحصيل علوم دينى به همدان رفتم و در مدرسه
آخوند وارد شدم. وقتى كه اوّلين سطر كتاب امثله را خواندم؛ يعنى اين جمله شريف
را: «اوّل الدّين معرفة الجبّار و آخر الدّين تفويض الأمر إليه» ديدم كه با اوّلين جمله
معلم مكتب ما بسيار تناسب دارد.

سطوح اوّليّه را نزد علماى مورد توجّه و با تقواى همدان فرا گرفتم.


عزيمت به مشهد و حوزه علميّه قم

به علّت تعطيلى زياد و عدم توجّه كافى برخى اساتيد، تصميم گرفتم به حوزه
مشهد مقدّس سفر كنم؛ بدين منظور، استاد بزرگوارم حاج ميرزا محمد على دامغانى
نامه‏اى به مرحوم حاج شيخ كاظم دامغانى - كه از مجتهدان بزرگ مشهد بود - نوشت تا
بنده در مدرسه ايشان ادامه تحصيل دهم. مرحوم شيخ كاظم وقتى كه نامه استاد را
خواند، مرا مورد احترام قرار داد، ولى گفت: «من مشهد را براى شما مناسب نمى‏دانم،
حوزه علميّه قم براى ترقّى شما مناسب‏تر است». به زيارت مرقد منوّر امام هشتم(ع)
رفتم و متوسّل شدم كه در قم وسايل ماندن من فراهم آيد. در اين ميان، مدتى در مشهد
ماندم تا مقدّمات سفرم به قم فراهم شود. در اين مدّت از محضر درس اصول حاج
شيخ هاشم قزوينى استفاده مى‏كردم.

آن‏گاه در سال 1325شمسى وارد حوزه علميّه قم شدم.


|299|


اساتيد


الف) در حوزه علميّه همدان

در حوزه علميّه همدان از عالمان بزرگوار و با تقواى فراوانى بهره‏مند شدم كه نام
آنان در ذيل مى‏آيد:

حاج سيّد مصطفى هاشمى، حاج ميرزا محمد على دامغانى، حاج شيخ محمد
حسين بهارى، حاج ميرزا ابوالقاسم ربّانى شاهنجرانى، حاج ميرزا اسداللّه حجّت و
حاج شيخ على انصارى - رحمهم اللّه.


ب) در حوزه علميّه قم

زمانى كه وارد قم شدم، به دنبال استادان خوب بودم تا اين كه اساتيد بزرگوارى
چون: حضرت امام(ره)، مرحوم آية اللّه العظمى گلپايگانى(ره)، مرحوم محقق داماد(ره) و
مرحوم آية اللّه سلطانى(ره) و علّامه طباطبائى(ره) را معرّفى نمودند.

از بدو ورود استادنا الأعظم آقاى بروجردى(ره) به قم تا پايان عمر شريفش، همواره
در درس اصول و فقه ايشان شركت مى‏كردم؛ ولى به دليل تعطيلى زياد درس معظّم‏له،
از درس اصول حضرت امام(ره) و سيّد محمد محقق داماد نيز استفاده مى‏كردم.

هم‏چنين از محضر بزرگانى چون: آية اللّه العظمى حاج سيّد احمد خوانسارى(ره) و
مرحوم آية اللّه العظمى بهاء الدينى(ره) نيز استفاده كردم.


عوامل مؤثر در شكل‏گيرى شخصيّت علمى و اخلاقى

در ابتداى ورود به حوزه علميّه همدان، استادى نصيب من شد كه توجّه و عنايت
بسيارى به دعا و تهجّد و نماز و زيارت داشت. اين حالت افراطى وى، مرا به صورت
موجودى درآود كه جز توجّه به باطن و معنا و خواندن درس به چيزى ديگر
نمى‏انديشيدم.


|300|

يادم هست روزى در مدرسه آخوند وقتى خنديدم، بعضى از طلبه‏ها گفتند:
«صابرى هم خنديد!»

حضور در مجلس وعظ آية اللّه آخوند ملّا على همدانى در مدّت اشتغال در حوزه
علميّه همدان و نيز شركت در درس اخلاق دو شخصيّت بزرگ حوزه علميّه قم آيات
عظام: حاج آقا حسين قمى و حاج سيّد رضا حاج سيّد صفى(بهاءالدينى) - كه
خصوصى محضر ايشان را درك مى‏كردم - و نيز استفاده كردن‏هاى موردى از علّامه
طباطبائى، حضرت امام(ره) و استاد بزرگوار گلپايگانى از عوامل مؤثر ديگر در اين
زمينه‏اند.

وقتى به حوزه علميّه قم آمدم و ارتباط بيش‏ترى با بزرگان و فضلا پيدا كردم،
دريافتم كه من سرباز امام زمان(عج) هستم و بايد در جبهه‏ها و سنگرها بجنگم و از
حريم قرآن و دين و مكتب اهل بيت(ع) دفاع كنم. ازاين‏رو، انزوا و گوشه‏گيرى را تا
حدّى رها كردم و معلومات خود را در رشته تاريخ ادبيّات و مسائل اجتماعى توسعه
دادم.

عامل ديگرى كه در شكل‏گيرى شخصيّت علمى - اخلاقى بنده مؤثر بود، ارتباط با
آية اللّه شهيد مدنى بود. ايشان در تابستان‏ها به قم و گاهى به همدان مى‏آمد. بيش‏تر
اوقات در قم در مدرسه دارالشّفا به حجره ما تشريف مى‏آورد. آن هنگام مرحوم نوّاب
صفوى و واحدى هم براى زيارت ايشان به حجره ما مى‏آمدند كه در نتيجه، ارتباط من
با فدائيان اسلام هم برقرار شد. مخصوصاً مرحوم واحدى كه در همسايگى ما حجره
داشت و با يكى از هم‏حجره‏اى‏هاى من (مرحوم صالحى) ارتباط سياسى داشت.

در نخستين ملاقاتم با مرحوم نوّاب صفوى - كه به ديدار آية اللّه مدنى در مدرسه
دارالشّفا آمده بود - مطالبى از ايشان و آية اللّه مدنى در ارتباط با ترور احمد كسروى -
كه به مقدّسات مذهب توهين مى‏كرد - شنيدم. سخنان مهيّج و شجاعانه آن مرحوم
تأثير به سزايى در من داشت و شايد اين‏گونه سخنان و ارتباطات بود كه مرا از انزوا و


|301|

درون‏گرايى تا حدّى بيرون آورد.

در جوانى به نهج البلاغه روى آوردم و خطبه‏هاى فراوانى را حفظ كردم كه اكنون
نيز بخشى از آن در حافظه‏ام باقى مانده است. اشعار فارسى و عربى زيادى را حفظ
بودم. خيلى از اوقات با جناب آقاى شبيرى زنجانى مشاعره مى‏كرديم. در آن موقع
سرگذشت زندگانى علماى بزرگ و شعرا و ادباى مشهور را مطالعه مى‏كردم. در اين
رشته از كتاب‏خانه، آية اللّه مرعشى نجفى - كه آن‏وقت شخصى بود - استفاده
مى‏كردم. زمانى كه كتاب رياض العلماى ميرزا عبداللّه، تنها نسخه منحصر به فرد آن نزد او
بود، ماه‏ها به عنوان امانت و عاريه در دست‏رس من قرار مى‏گرفت. در نوشتن تاريخ
همدان و معاريف و مشاهير آن شهر مرا تشويق و ترغيب مى‏كرد.

فعّاليّت‏هاى علمى

الف) تدريس

خدا را شكر كه از ابتداى تحصيل، فعّاليّت‏هاى درسى من قابل توجّه و عنايت
اساتيد بود، كتابى را كه شروع مى‏كردم، در مدّت كمى آن‏را تمام مى‏نمودم و به ياد
دارم در همدان كه بودم با وجود كمى سن، براى طلبه‏هاى بزرگ‏تر از خود صرف و
نحو و منطق تدريس مى‏كردم و با اين‏كه معمّم نبودم، براى شاگردان معمّم درس
مى‏گفتم.

هنگامى‏كه به حوزه قم آمدم به تدريس لمعه، رسائل و مكاسب پرداختم. و براى
برخى از آقايان (در سن بالا) خصوصى كفايه درس مى‏گفتم.


ب) تبليغ

پس از سه سال حضور در درس خارج و ازدواج، پاى به منبر گذاشتم. طبق معمولِ
سنّتى حوزه، در ماه رمضان و محرّم براى تبليغ، مسافرت مى‏نمودم و به بسيارى از


|302|

شهرها و قصبات بزرگ در داخل كشور براى تبليغ سفر كردم. در برخى از مناطق
تبليغى با همّت مؤمنان منطقه، اقدام به ساختن مسجد و حسينيّه نمودم. هم‏چنين
توفيق داشتم كه براى تبليغ به كشورهاى استراليا، تركيه، باكو و... نيز سفر كنم و اكنون
نوار سخن‏رانى‏هاى من در داخل و خارج كشور موجود است.


ج) تأليفات


1. آثار فارسى

1. محمد و زمامداران؛ 2. از فيضيّه 47 تا فيضيّه 57 (در اين كتاب حادثه خونين
فيضيّه در سال 1342شمسى با سبكى حماسى به رشته تحرير در آمده به گونه‏اى كه هر
خواننده را شديداً متأثر مى‏سازد)؛

اين كتاب نخست به محضر مرحوم آية اللّه گلپايگانى(ره) داده شد، ايشان با ديدن آن
سخت متأثر شدند. سپس به محضر حضرت امام(ره) تقديم داشته شد و مدتى در نزد
ايشان بود كه در حمله ساواك به منزل ايشان جزء كتاب‏هاى شخصى به تاراج رفت.
وقتى از امام پرسيدم، فرمودند: «همه را ساواك برد». نسخه ديگرى از اين كتاب را كه
در منزل داشتم، يكى از بستگان موقعى كه من به تركيه رفتم آن را از ترس ساواك نابود
كرد. پس از بازگشت حضرت امام(ره) به ايران بار ديگر از آن نسخه‏اى كه خدمت ايشان
بود جويا شدم، جواب همان بود كه فرموده بودند؛ امّا وقتى در ميان نوشته‏هاى خود
گشتم، مسودّه كتاب را يافتم و پس از تصحيح در قم به وسيله چاپ‏خانه عربستان به
چاپ رساندم و در مدّت كمى پنج بار تجديد چاپ شد؛ 3. زندگى‏نامه مدرّس
مازندرانى و جمعى از علماى طبرستان و حادثه بابى‏ها در بابل؛ 4. الطريق الملوك فى
حكم اللباس المشكوك (تقرير درس آقاى بروجردى)؛ 5. ادب الحسين (مشتمل
برنامه‏ها و خطبه‏ها و بسيارى از كلمات آن حضرت و اشعار منسوب به ايشان
باديوان)؛ 6. كتاب الحج (تقرير درس استادنا الاعظم آية اللّه‏العظمى حاج سيّد


|303|

محمدرضا گلپايگانى(ره) در سه جلد)؛ 7. المهدى على لسان الحسين (رواياتى كه
ازامام حسين(ع) در باره حضرت مهدى نقل شده در اين كتاب گرد آمده)؛
8.شخصيّت امام صادق در اسلام و مذهب او؛ 9. راه اهل بيت(ع) در اسلام؛ 10. روز
شهيدان؛ 11. امامت و خلافت در اسلام؛ 12. مسيحيت كنونى؛ 13. سلاحى كه هرگز
نمى‏پوسد.


2. آثار عربى

1. مسند الامام اميرالمؤمنين(ع)؛ 2. مسند الامام الحسين بن على(ع)؛
3.نخبةالاشارات فى أحكام الخيارات (تقريرات درس استاد بزرگوار آية اللّه
گلپايگانى)؛ 4.كتاب الصلوة (تقريرات درس سيّدنا الأعظم آية اللّه العظمى
بروجردى)؛ 5. نصايح الآباء للأبناء (شامل نصايح پدران به پسران)؛ 6. طوبى
الأخبار؛7. جواهر الأخبار (شامل روايات اجتماعى و اخلاقى)؛ 8. قاعده
لاضرر(تقريرات‏درس استاد آية اللّه محقق داماد(ره))؛ 9. الهداية الى من له الولاية
(درولايت‏فقيه)؛ 10. أحب الأعمال؛ 11. زندگى بلال حبشى؛ 12. رساله‏اى در
مفاهيم‏ونهى در عبادات(تقريرات درس آية اللّه العظمى بروجردى)؛
13.رساله‏اى‏در فرق‏بين حكم و حق(تقريرات درس حضرت امام(ره))؛
14.تاريخ‏مفصّل همدان (دوجلد)؛ 15.زندگى‏نامه عبدالجبّار (قاضى‏القضات
اسدآبادى معتزلى صاحب كتاب‏المغنى...فى الامامه)؛ 16. ترجمه كتاب السبعين
فى‏فضائل اميرالمؤمنين (تأليف‏عارف بزرگ مير سيّد على همدانى)؛ 17. رساله‏اى
درباره امام زمان(عج).

هم‏چنين مقالات زيادى از بنده به زبان‏هاى مختلف عربى، فارسى، تركى آذرى،
تركى عثمانى، لاتين و كربل در روزنامه‏ها و مجلّه‏ها به چاپ رسيده است و نيز دو
مقاله در باره رهبرى و خبرگان نوشته‏ام كه در مجلّه حكومت اسلامى به چاپ رسيده
است.


|304|


مسئوليّت‏هاى اجتماعى

1. مسئوليّت رسيدگى به وضع طلّاب غير ايرانى؛

2. عضويّت در شوراى مديريّت حوزه علميّه قم (كه جزء شش نفر منتخبان از
سوى امام(ره) و آقاى گلپايگانى بودم)؛

3. نمايندگى مجلس خبرگان رهبرى در دوره‏هاى دوم و سوم از استان همدان.

و اكنون نيز مسئوليّت اداره مدرسه جعفريّه را - كه خودم تأسيس نموده‏ام - بر
عهده دارم و عضو جامعه مدرّسين هستم. اللّهم اصلح عواقب امورنا خيراً.

تعداد نمایش : 1522 <<بازگشت
 

 فهرست مجلات فصلنامه حکومت اسلامی بصورت فایلهای PDF

 

 

 فهرست کتاب ها 

 

 

درس خارج
«فقه نظام سیاسی اسلام»
استاد: حضرت آیت‌الله محسن اراكی دام‌عزه

         کلیه حقوق برای مرکز تحقیقات علمی دبیرخانه خبرگان مجلس محفوظ است.

صفحه اصلی|اخبار|راهنمای تنظیم و ارسال مقالات|کتاب ها|فصلنامه|درباره ما