صفحه اصلی|اخبار|درس خارج فقه نظام سیاسی اسلام|تماس با ما
منو اصلی
اوقات شرعی
ورود
نام کاربری :   
کلمه عبور :   
عضویت
طاهرى خرّم آبادى - سيّد حسن
طاهرى خرّم آبادى - سيّد حسن تاریخ ثبت : 1390/11/27
طبقه بندي : خبرگان ملت دفتر اول ,
عنوان : طاهرى خرّم آبادى - سيّد حسن
آدرس فایل PDF : <#f:86/>
مولف : <#f:89/>
نوبت چاپ : <#f:90/>
متن :

|305|

طاهرى خرّم آبادى - سيّد حسن

نام: سيّد حسن

شهرت: طاهرى خرّم آبادى

نام پدر: سيّد حيدر

محلّ تولد: خرّم آباد

سال تولد: 1317شمسى

مسئوليّت: عضويّت در جامعه مدرّسين حوزه علميّه قم، عضويّت در
مجلس خبرگان قانون‏اساسى از استان لرستان، نمايندگى امام در سپاه
پاسداران انقلاب اسلامى، نمايندگى امام و سرپرستى حوزه‏هاى علميّه
پاكستان، نمايندگى مجلس خبرگان رهبرى در سه دوره متوالى از استان
لرستان، عضويّت در شوراى بازنگرى قانون‏اساسى، عضويّت هيئت رئيسه
مجلس خبرگان رهبرى، مدرّس حوزه علميّه قم، امامت جمعه موقّت
تهران.


|307|

طاهرى خرّم آبادى - سيّد حسن




تولد و دوران تحصيل ابتدايى

اين‏جانب، طبق آن‏چه كه در شناسنامه ثبت شده است روز اوّل خرداد سال
1317شمسى در شهرستان خرّم آباد متولد شدم.

در دوران دبستان، من اصرار داشتم با لباس روحانى به مدرسه بروم و فاميل هم
همين انتظار را داشتند، ولى رئيس فرهنگ و بعضى از آموزگاران جديدى كه
مى‏آمدند و براى آن‏ها اين موضوع تازگى داشت، شديداً مخالفت مى‏نمودند. دراين
ميان مرحوم عمويم، حجّة الاسلام و المسلمين حاج سيّد احمد طاهرى، در مقابل
آن‏ها مى‏ايستاد و گاهى مجبور مى‏شد خودش به مدرسه بيايد و با فردى كه در اين
موضوع اصرار داشت، مقابله كند و يا به اداره فرهنگ برود و با رئيس فرهنگ مذاكره
نمايد. تنها مرحوم آقاى حسن كشميرى مدير مدرسه و بعضى ديگر از آموزگارانى كه
روحيّه مذهبى داشتند و به روحانيّت و لباس آن علاقه داشتند يا از سوابق من و
مرحوم ابوى آگاه و اهل خرّم آباد بودند كاملاً طرف‏دارى و كمك مى‏كردند. در طول
پنج سال تحصيل تا پايان كلاس ششم اين درگيرى و كشمكش با تعويض رئيس
فرهنگ و يا وارد شدن آموزگاران جديد و ناآشنا وجود داشت؛ با اين حال، تمام
كارنامه‏ها و مدرك پايان تحصيلات ششم اين‏جانب با عكس روحانى است و در كنار
بعضى از كارنامه‏ها هم مرحوم كشميرى تقدير نامه‏اى از انضباط و اخلاق اين‏جانب
نگاشته است.


|308|

از خاطرات دوران دبستان اين است كه گاهى مناظره و مباحثه‏اى بين من و بعضى
ديگر ترتيب مى‏دادند؛ مثلاً من به طرف‏دارى از علم و ديگرى به طرف‏دارى از ثروت
مناظره مى‏نموديم. گاهى نماز جماعت ترتيب داده مى‏شد و من امام جماعت
مى‏شدم. در مواردى هم مقاله‏هايى در مسائل اخلاقى مى‏نوشتم و در مقابل صفوف
دانش‏آموزان دبستان مى‏خواندم.

البته اين مسائل در سال‏هايى بود كه هنوز رژيم پهلوى دوم، توانمند و مسلّط نشده
بود و امكان اين نوع فعّاليّت‏ها در مدارس وجود داشت، ولى بعد از سلطه محمد رضا
شاه امكان انجام چنين برنامه‏هايى وجود نداشت و اوضاع به گونه‏اى ديگر شد. البته
در همين ايّام، دوران تحصيل ابتدايى بنده نيز خاتمه يافته بود.


دوران تحصيل علوم دينى

پس از سپرى شدن دوران تحصيل ابتدايى راهى مدرسه علميّه كماليّه كه آن زمان
تحت سرپرستى مرحوم آيةاللّه كمالوند قرار داشت، شدم و در طى دو سال كتاب‏هاى
جامع المقدّمات و سيوطى را خواندم. گفتنى است در طول مدّت تحصيل در دبستان
و دو سال تحصيل در مدرسه علميّه، سرپرستى مادى و معنوى من با عمويم بود. پس
از گذشت دو سال تحصيل در مدرسه علميّه كماليّه، مقدّمات رفتنم به قم، به وسيله
عمويم، فراهم گشت و من به همراه مادرم به قم آمدم. چون سرپرستى و تكفّل همه
امورم با عمويم بود، ايشان خودش همراه ما به قم آمد و دو اتاق جهت اسكان ما اجاره
نمود و وسايل مختصرى هم تهيّه كرد.

از خاطرات شيرين نخستين روزى كه به قم وارد شدم اين بود كه پس از ورود به
قم، اثاثيه را در انبار گاراژ گذاشتيم و براى خواندن نماز و زيارت وارد صحن مطهّر
حضرت معصومه(س) شديم. من در حالى كه در كنار حوض صحن بزرگ مشغول
وضو گرفتن بودم قيافه جذّاب يك آقاى بزرگوارى مرا به خودش جلب نمود كه در


|309|

حال بازگشت از حرم بود و با يك دنيا طمأنينه و وقار از صحن خارج مى‏شد؛
بى‏اختيار از يكى از آقايان طلّاب كه در كنار حوض بود، پرسيدم: اين آقا كيست؟ او در
جواب گفت: «آقاى حاج آقا «روح‏اللّه خمينى» است. از همان ديدار نخست، شيفته او
شدم و علاقه و محبّت او در دلم جاى گرفت و خودم هم نمى‏دانستم كه چرا به اين آقا
علاقه پيدا كردم.

البته قبلاً نام ايشان را از عمويم شنيده بود، ولى تا آن روز او را به اين نام
نمى‏شناختم، ولى بعدها به يادم آمد كه در سفرهاى زيارتى مكرّر اين آقاى بزرگوار را
در مدرسه فيضيّه ديده بودم، ولى نمى‏دانستم كيست.

در هر حال، در همان روزهاى اوّل اگر در حرم و يا مجالس آقاى حاج آقا روح اللّه
خمينى آن روز و امام امروز را مى‏ديدم به قيافه او خيره مى‏شدم و به نزديك او
مى‏رفتم. خيلى علاقه داشتم كه از نزديك با او آشنايى پيدا كنم، ولى فاصله خيلى زياد
بود، من يك طلبه غريب تازه واردى كه مغنى و سيوطى مى‏خواندم و او مدرّس خارج
و از فضلاى بزرگ حوزه، چگونه مى‏شد بتوانم با او سخن بگويم و به او نزديك شوم!
اصلاً چيزى كه به فكرم نمى‏رسيد اين بود كه او روزى به من توجّهى نمايد و از من
احوالى بپرسد، ولى طولى نكشيد كه موجباتى براى اين امر فراهم گرديد. امام مرحوم
پدرم را مى‏شناخت و مى‏فرمود: «ايشان(پدرم) خيلى با ما رفيق بود» و براى پدرم
طلب رحمت مى‏نمود. بعد از آن در برخورهايش از من هم احوال‏پرسى مى‏كرد و از
درس خواندنم سؤال مى‏فرمود.

از همان سال‏هاى اوّل با مرحوم آيةاللّه العظمى گلپايگانى، كه مدتى در همان
محلّه‏يزدى‏ها در بازار در نزديكى منزل ايشان سكونت داشتم، آشنا شدم. گاهى كه
صبح‏هابراى خواندن نماز صبح به حرم مى‏رفتم و ايشان نيز جهت اقامه نماز صبح به
حرم‏حضرت معصومه(س) مشرّف مى‏شد همراه ايشان مى‏رفتم و از محضر ايشان
استفاده‏مى‏كردم.


|310|

در هر حال، سال اوّل ورود به قم، كتاب مغنى، حاشيه و مقدارى از سيوطى كه
باقى‏مانده بود فراگرفتم. در سال دوم، كتاب معالم و مقدارى شمسيه كه در منطق است
و باقى‏مانده كتاب مغنى را فراگرفتم. در سال سوم، جلد اوّل كتاب لمعه، قوانين و
مطوّل را خواندم. در سال چهارم، باقى‏مانده جلد اوّل و جلد دوم لمعه را به آخر
رساندم و در سال پنجم، رسائل و مكاسب را شروع نمودم و در ظرف سه سال، اين دو
كتاب به اضافه جلد اوّل كفاية الاصول را خواندم و جلد دوم را همراه با درس خارج
فقه امام(ره) شروع نمودم.

در درس خارج مقدارى از بحث قضا را محضر مرحوم آيةاللّه العظمى‏بروجردى
استفاده نمودم، ولى طولى نكشيد كه ايشان دار فانى را وداع كرد و حوزه علميّه و همه
مسلمان‏ها در فقدان آن مرجع بزرگ به سوگ نشستند. هم‏زمان با درس معظّم‏له از
درس فقه كتاب مكاسب بيع حضرت امام استفاده كردم و تا ايشان در قم بود، بحث
اساسى مورد استفاده اين‏جانب كه از هر جهت براى من لذت بخش و پربار و پرثمر
بود، بحث ايشان بود. بعد از تبعيد امام، عمده اساتيدى كه از ايشان استفاده مى‏كردم
مرحوم آيةاللّه داماد و آيةاللّه حاج آقا مرتضى حائرى يزدى بود. از سال 1343شمسى
باحضرت آيةاللّه مؤمن و بعضى دوستان ديگر بحث خارج را مباحثه مى‏كرديم و
سال‏ها اين بحث ادامه داشت، ولى گاهى در دوران انقلاب موقّتاً تعطيل مى‏گرديد و
بعد در فرصت مناسب شروع مى‏شد.

هم‏زمان با تحصيل، به تدريس دروس سطح نيز اشتغال داشته‏ام. هم‏چنين در ايّام
تبليغ به سفرهاى تبليغى، در حدّى كه به دروس حوزوى صدمه وارد نياورد،
مى‏رفتم.


فعّاليّت‏ها و مبارزات سياسى

خاطرات دوران انقلاب و برنامه‏هاى مختلفى كه در اين راستا وجود داشته است،


|311|

خود نوشتارى جداگانه نياز دارد، ولى همين قدر بايد دراين زمينه بگويم كه از
نخستين روزهايى كه امام در قضيّه انجمن‏هاى ايالتى و ولايتى به شاه تلگراف كردند
و وارد مبارزه شدند، در خدمت امام و صحنه‏هاى انقلاب حاضر بوده‏ام و عشق به
امام كه از روزهاى نخست حضورم در قم در وجودم بود، خواه ناخواه من را به سوى
برنامه‏هاى امام هدايت مى‏كرد. بعد از پيروزى انقلاب اسلامى در جامعه مدرّسين
حوزه علميّه قم عضويّت داشتم. البته جامعه سال‏ها قبل از پيروزى انقلاب اسلامى با
نام مدرّسين و فضلا، جلسات و فعّاليّت‏هاى سياسى واجتماعى داشت و اعلاميه‏هاى
دوران انقلاب راصادر مى‏نمود و اين‏جانب نيز ازهمان سال‏هاى قبل از پيروزى
انقلاب اسلامى مخصوصاً از 1356شمسى به بعد از اعضاى فعّال آن بودم. نام جامعه
و تشكّل و رسميّت آن بعد از پيروزى بود.

از جمله مسئوليّت‏هاى محوّل شده به اين‏جانب، عضويّت مجلس خبرگان
قانون‏اساسى به نمايندگى از طرف مردم لرستان بود و نيز نمايندگى امام(ره) در سپاه و
بعد هم نمايندگى امام در پاكستان و سرپرستى حوزه‏هاى علميّه پاكستان
بود.مسئوليّت بعدى، نمايندگى مجلس‏خبرگان‏رهبرى‏از طرف مردم لرستان است كه
تا به امروز هم ادامه دارد. هم‏چنين از طرف حضرت امام به عضويّت در شوراى
بازنگرى قانون‏اساسى تعيين گرديدم. اكنون نيز علاوه‏بر نمايندگى در مجلس‏خبرگان
رهبرى و عضويّت در هيئت رئيسه مجلس خبرگان، در حوزه علميّه قم مشغول به
تدريس خارج فقه و اصول هستم.


تأليفات

آن‏چه تاكنون خداوند توفيق داده است كه به رشته تحرير آورده شود به قرار زير
است:

1. رسالة فى صلة الرحم و قطعيتها؛ 2. رسالة فى مقدار المهر؛ 3. مسئلة ولاية الفقيه


|312|

فى كلام الشيخ الانصارى؛ 4. اسلام و مسائل اجتماعى؛ 5. ولايت فقيه و حاكميّت
ملت؛ 6. جهاد در قرآن؛ 7. رساله‏اى در عموم حجّيّت بيّنه.


آثار چاپ نشده:

1. رسالة فى ذبايح اهل الكتاب؛ 2. المنابع المالية للحكومة الاسلاميه؛ 3. الجهاد؛ 4.
الحكومة الاسلامية و ولاية الفقيه؛ 5. اصول بحث الفاظ از اوّل صحيح و اعم تا مباحثى
از مطلق و مقيد؛ 6. مقدار زيادى از بحث خمس كه پس از مباحثه با عدّه‏اى از دوستان
به عربى تدوين شده است؛ 7. مقدارى از بحث صوم كه درحوزه علميّه جامع المنتظر
پاكستان تدريس شده است؛ 8. تقريرات بحث بيع امام(ره) از اوّل بيع تا مقدارى از
مباحث فضولى كه بعد از آن، امام را تبعيد نمودند؛ 9. تقريرات مباحثى از صلات از
بحث مرحوم آيةاللّه داماد(ره)؛ 10. مباحثى از طهارت تقريرات بحث مرحوم آيةاللّه
حاج آقا مرتضى حائرى يزدى؛ 11. مسائل متفرّقه‏اى از مباحث فقه و اصول كه به
صورت ناقص از بحث‏هاى امام و آيةاللّه حاج شيخ مرتضى حائرى تقرير شده است؛
12.مباحثى پيرامون تحريف قرآن، زيارت قبور، ساختن بنا براى قبور، شفاعت
خواهى از پيامبر و ائمّه، شرك در عبادت، و مسائلى كلّى امامت، تفسير بعضى از
سوره‏هاى كوچك قرآن كه در ضمن چندين سال در ماه رمضان در پاكستان مطرح
شده است و بسيارى از آن‏ها از نوار پياده شده است، ولى تاكنون توفيق نشر آن را
نيافته‏ام.

تعداد نمایش : 1213 <<بازگشت
 

 فهرست مجلات فصلنامه حکومت اسلامی بصورت فایلهای PDF

 

 

 فهرست کتاب ها 

 

 

درس خارج
«فقه نظام سیاسی اسلام»
استاد: حضرت آیت‌الله محسن اراكی دام‌عزه

         کلیه حقوق برای مرکز تحقیقات علمی دبیرخانه خبرگان مجلس محفوظ است.

صفحه اصلی|اخبار|راهنمای تنظیم و ارسال مقالات|کتاب ها|فصلنامه|درباره ما