صفحه اصلی|اخبار|درس خارج فقه نظام سیاسی اسلام|تماس با ما
منو اصلی
اوقات شرعی
ورود
نام کاربری :   
کلمه عبور :   
عضویت
مظاهرى - حسين
مظاهرى - حسين تاریخ ثبت : 1390/11/27
طبقه بندي : خبرگان ملت دفتر اول ,
عنوان : مظاهرى - حسين
آدرس فایل PDF : <#f:86/>
مولف : <#f:89/>
نوبت چاپ : <#f:90/>
متن :

|413|

مظاهرى - حسين

نام: حسين

شهرت: مظاهرى

نام پدر: حسن

زادگاه: اصفهان

سال تولد: 1312شمسى

مسئوليّت: عضويّت در جامعه مدرّسين حوزه علميّه قم، مدرّس
حوزه‏هاى علميّه قم و اصفهان، رياست حوزه علميّه اصفهان، نمايندگى
مجلس خبرگان رهبرى در دوره دوم و سوم از استان اصفهان.


|415|

مظاهرى - حسين




تولد، دوران تحصيل و اساتيد

اين‏جانب به سال 1312شمسى در خانواده‏اى وارسته و مذهبى متولد شدم. پس از
گذراندن تحصيلات غير حوزوى، در سال 1326شمسى، براى تحصيل علوم دينى،
وارد حوزه علميّه اصفهان شدم.

حوزه اصفهان، چنان‏كه مى‏دانيد، سابقه كهن و درخشانى دارد. در سال
1326شمسى، وضع حوزه علميّه اصفهان، گرچه همانند صد سال پيش نبود، ولى
تقريباً از لحاظ درس و بحث، حوزه گرمى بود. من در مدرسه مسجد سيّد اصفهان - كه
مقبره مرحوم حجّة الاسلام على الاطلاق، يعنى سيّد شفتى هم در آن جا است و
مسجد، منتسب به ايشان است - حجره گرفتم و مشغول تحصيل شدم.

ادبيّات را خدمت دو اديب بزرگ ،مرحوم حاج آقا جمال خوانسارى و حاج آقا
احمد مقدّس، فرا گرفتم. عمده دروس سطح را خدمت حضرات آيات: خادمى،
فيّاض، طيّب و اديب(ره) خواندم. منظومه حاجى سبزوارى را در محضر مرحوم آية اللّه
مفيد(ره) خواندم. اين اساتيد، مردان بزرگى بودند و حق بسيارى هم بر ذمّه من دارند.
خداوند همه آنان را غريق رحمت خود فرمايد.

در سال 1331شمسى براى ادامه تحصيل به قم آمدم. مقدارى از كتاب شريف
مكاسب و كتاب ارزش‏مند كفايةالاصول را نزد مرحوم آية اللّه حاج شيخ عبدالجواد
جبل عاملى و مرحوم آية اللّه العظمى مرعشى نجفى و مرحوم آية اللّه حاج شيخ


|416|

مرتضى حائرى(ره) تلمّذ كردم. آن‏گاه بيش از هشت سال در خدمت حضرت آية اللّه
العظمى بروجردى(ره) (از درس فقه‏ايشان)، ده‏سال در خدمت‏حضرت‏امام(ره) (از دروس
فقه و اصول ايشان) و بيش از دوازده سال در خدمت آيةاللّه العظمى محقق داماد(ره) (از
دروس فقه و اصول ايشان) بهره بردم. هم‏چنين اسفار ملّا صدرا و شفاى بوعلى و
دروس تفسيرى و اعتقادى را از محضر استاد بزرگوار، علّامه طباطبائى(ره) فرا گرفتم.


عوامل موفقيّت

اگر لطف خداوند متعال و توجّهات ائمّه معصوم(ع)، به ويژه حضرت ولى
عصر-ارواحنا فداه- نبود، هيچ كس توفيقى نمى‏داشت. اگر من هم توفيقى كسب
كرده‏ام، به لطف خدا بوده است. در عين حال، سعى كرده‏ام امورى را در تحصيل
رعايت كنم كه آن هم اگر انجام پذيرفته ، به لطف خداوند متعال و عنايت اهل‏بيت(ع)
بوده است؛ از جمله آن امور است:

1. انتخاب اساتيد خوب؛ استاد، نقش تعيين كننده‏اى در سرنوشت انسان دارد،
مرحوم علّامه طباطبائى، از استادشان مرحوم حضرت آقاى قاضى، نقل فرمودند: «اگر
نصف عمر طلبه در طلب استاد بگذرد، جا دارد».

2. انتخاب هم مباحثه خوب؛ پس از تبعيد حضرت امام(ره)، بيش از ده سال، بحث
جمعى با حضرات آيات: محمدى گيلانى، مصباح يزدى، حاج شيخ محمد يزدى و
حاج سيّد على اكبر موسوى يزدى داشتم كه بسيار ثمربخش بود.

3. تلاش بر مانع نبودن امور دنيوى در تحصيل؛ از اين رو، به لطف خدا و اعتقادى كه به
اين راه داشته‏ام، روزانه، بيش از ده الى دوازده ساعت، مشغول تحصيل بوده‏ام.

4. منظّم بودن؛ استاد بزرگوار ما، حضرت امام(ره)، افزون بر اين كه خود منظّم بودند،
از اين كه شاگردى بى نظم به درس حاضر مى‏شد، به شدّت ناراحت مى‏شدند و
مى‏فرمودند: «من نمى‏گويم به درس من بياييد، ولى اگر مى‏خواهيد بياييد، منظّم


|417|

بياييد». نظم، بسيار خوب است، به عمر انسان، بركت مى‏دهد. يك طلبه با نظم،
بازدهى‏اش، چند برابر طلبه بى نظم است.

5. خوب درس خواندن؛ اين كه بعضى از طلبه‏ها ده بيست سال درس خارج
مى‏روند، ولى به جايى نمى‏رسند، براى اين است كه دروس پايه به ويژه ادبيّات را
خوب و دقيق، نخوانده‏اند.


تدريس

از آغاز تحصيل، مقيّد بودم به تدريس هم بپردازم. از اين‏رو، هنگامى كه سيوطى
مى‏خواندم، صمديه را تدريس مى‏كردم. در اصفهان كه بودم، ادبيّات را تدريس
مى‏كردم و وقتى به حوزه علميّه قم آمدم، تدريس سطح را شروع كردم. از سال
1356شمسى تاكنون به تدريس خارج فقه و اصول مشغول‏ام. شرح‏منظومه، نهايه و
قسمت‏هايى از اسفار را نيز، چندين مرتبه تدريس كرده‏ام.

پيش از آن كه به حوزه بيايم، به مسائل اخلاقى و مجالس موعظه، علاقه‏مند بودم.
يادم هست در دوران كودكى در ايّام محرّم، در مجالس وعظ حاضر مى‏شدم و از
منبرهاى اخلاقى و مفيد، بهره مى‏بردم. پس از ورود به حوزه علميّه، اين ذوق و شوق
نسبت به مسائل اخلاقى در من تشديد شد. حضرت امام، روزهاى شروع درس و
پايان آن، مطالب اخلاقى مى‏فرمود. اين روزها براى من شادى آفرين بود. خيلى به
وجد مى‏آمدم.

پس از تبعيد حضرت امام به تركيه، گروهى از طلّاب، اصرار كردند كه درس
اخلاق را شروع كنم. من نپذيرفتم؛ زيرا خود را شايسته آن نمى‏دانستم. تا اين كه يك
روز، براى خواندن نماز ظهر به مدرسه فيضيّه رفتم، آقايى از فضلاى محترم آمد،
استخاره‏اى خواست. استخاره گرفتم، خيلى خوب آمد. فرداى آن روز - كه پنج‏شنبه
بود - تعدادى از طلّاب آمدند و گفتند: «اعلاميه‏اى پخش شده كه شما شب جمعه،


|418|

درس اخلاق مى‏گوييد!». سپس ادامه دادند: «ما هر چه اصرار كرديم، شما نپذيرفتيد،
استخاره كرديم، خوب آمد، اعلاميه را پخش كرديم».

تازه آشكار شد كه آن استخاره روز گذشته براى چه چيز بوده است. خلاصه اين‏كه
مرا در برابر عمل انجام شده‏اى قرار دادند. از اين‏رو، به ناچار شب به مدرسه فيضيّه
آمدم و در مدرّس زير كتاب‏خانه - كه محلّ درس اخلاق در نظر گرفته شده بود -،
درس اخلاق را شروع كردم. مدتى درس ادامه يافت. جمعيّت زيادى شركت
مى‏كردند و استقبال خيلى خوبى شد. تا اين كه ساواك ، ما را از مدرسه فيضيّه بيرون
كرد. به مدرسه حجّتيّه رفتيم؛ از آن جا هم ما را بيرون كردند؛ به حسينيّه ارك رفتيم و
بعدها هم به مسجد اعظم منتقل شديم.

پس از انقلاب هم، اين درس ادامه يافت و بحمد اللّه جمعيّت خوبى شركت
مى‏كردند. يكى از علماى بزرگ فرمود: «به امام عرض كردم، فلانى درس اخلاق
مى‏گويد. جمعيّت زيادى شركت مى‏كند. امام، آن قدر خوش‏حال شد كه سه مرتبه
فرمود: ,,الحمد للّه ربّ العالمين‏``. اين، نشان‏دهنده اهتمام ايشان به علم اخلاق و لزوم
برگزارى جلسات درس اخلاق است. بنابراين، درس اخلاق من، خود به خود پيش
آمد و تمايل ذاتى و ذوق من هم كمك كار شد كه بتوانم آن را ادامه دهم.

به لطف الهى تلاش فراوانى كردم كه اين درس‏ها براى خودم و شنوندگان مفيد
باشد. البته درس اخلاق، درسى انسان‏ساز و كارى بسيار مشكل است. به تعبير
حضرت امام كه مى‏فرمود: «مى‏گويند: ملّا شدن چه آسان، آدم شدن، چه مشكل؛ امّا
شيخ ما مى‏فرمود: ملّا شدن چه مشكل، آدم شدن، محال است». واقعيّت هم، همين
است. كار بسيار طاقت فرسايى است.


فعّاليّت‏هاى سياسى و اجتماعى

از الطاف الهى نسبت به بنده اين بود كه از همان آغاز ورود به قم، در محضر


|419|

حضرت امام بودم. ايشان ، من را به شاگردى پذيرفتند. بودن من در خدمت حضرت
امام، خواه ناخواه، من را در مسير حركت سياسى - انقلابى امام قرار مى‏داد.

بنده و جمعى از دوستان ، از همان سال 1340 - 1341شمسى در خدمت انقلاب
بوده‏ايم و تاكنون هم، به لطف الهى توانسته‏ايم به اندازه وسع خود، از اين انقلاب و
نظام حمايت كنيم. قبل از انقلاب و در زمان مبارزه، در تشكيل برخى جلسات مهمّ و
برنامه‏ريزى و هم‏چنين امضا و انتشار اطلاعيه‏ها و بيانيّه‏هاى علما در دفاع از حضرت
امام(ره) و عليه نظام طاغوت، و هم‏چنين بعد از انقلاب، با انجام فعّاليّت‏هاى حوزوى و
حضور مستمر در جامعه مدرّسين و تصميم‏گيرى‏هاى اين جامعه محترم در مقاطع و
مسائل حسّاس، سعى كرده‏ام در خدمت نظام اسلامى باشم. اين را از امام عزيزمان
آموخته‏ايم كه «خدمت به اين نظام، واجب عينى است». تذكر اين نكته را لازم مى‏دانم
كه همان‏طورى كه امام بزرگوار فرمود: «حفظ اين نعمت و امانت الهى از اصلِ به
دست آوردن آن، بسيار مشكل‏تر است». از اين رو، بايد با نهايت دقت و احتياط، از
اين نظام ارزش‏مند حفاظت كرد. هر كسى به اندازه وظيفه خود و به اندازه وسع خود،
بايد در خدمت انقلاب و آرمان‏هاى اسلامى آن قرار گيرد و سپاس‏گزار و قدردان اين
نعمت بزرگ باشد.


فعّاليّت‏هاى حوزوى

غير از تدريس و مسائل درس و بحث، در امر نظام دادن به وضع حوزه‏ها هم
درحدّ توان، با لطف الهى تلاش‏هايى انجام داده‏ام. در حوزه علميّه قم پيش از انقلاب
به همراه حضرات آيات: مصباح، خرّازى و حجّة الاسلام و المسلمين دكتر احمدى
مؤسّسه در راه حق را تأسيس كرديم كه بركات بسيار عظيمى به همراه داشت. بعد از
انقلاب براى تشكيل شوراى مديريّت حوزه علميّه، با چند نفر از بزرگان، خدمت
حضرت امام(ره) رفتيم. در آن جلسه به ايشان عرض كردم: آقا! حوزه را از نظر علمى در


|420|

مخاطره مى‏بينيم. ايشان با خون‏سردى فرمود: «غم اين كه حوزه در مخاطره است را
نخوريد. در زمان رضا شاه، وضع به قدرى بد بود كه طلبه‏ها، روزها مى‏رفتند بيرون
از حوزه و به باغ‏هاى اطراف شهر پناه مى‏بردند و شب به حوزه بر مى‏گشتند. در عين
حال، حوزه حفظ شد و از خطر، نجات يافت».

بعد در باره تشكيلات مديريّت فرمود: «فكر كنيد كه چه بايد كرد. اگر چيزى به من
مربوط شد ، اقدام مى‏كنم». آن‏گاه به بنده فرمود: «برو خدمت آقاى گلپايگانى، از
ايشان نظرخواهى كن». شب، با آية اللّه مصباح يزدى، خدمت آية اللّه العظمى
گلپايگانى(ره) رفتيم. در محضر ايشان هم، من از وضعيّت علمى حوزه، اظهار نگرانى
كردم. از قضا، ايشان هم فرمود: «نگران نباشيد، حوزه صاحب دارد». ايشان هم مانند
امام، به سختى‏ها و رنج‏هاى دوران رضاشاه اشاره كردند و سرانجام با پى‏گيرى‏هاى
جامعه مدرّسين، شوراى مديريّت قم به آن صورت اوّليّه كه متشكّل از نمايندگان
حضرت امام و آية اللّه العظمى گلپايگانى و جامعه مدرّسين بود تشكيل گرديد. در
حوزه علميّه اصفهان هم بعد از آن‏كه در پاييز 1374 (رجب 1416) به دعوت علما و
بزرگان آن حوزه و با تأكيدى كه رهبر معظّم انقلاب داشتند از قم به آن‏جا هجرت
كردم، خدماتى به لطف الهى انجام شد كه اهمّ آن تأسيس مركز مديريّت حوزه علميّه
اصفهان و استقلال اين حوزه بزرگ و كُهن در كنار حوزه علميّه عظيم‏الشّأن قم و
حوزه علميّه مقدّسه مشهد، و هم‏چنين، تأسيس مركز خدمات حوزه علميّه اصفهان با
بخش‏هاى مختلف بيمه، مسكن، قرض‏الحسنه و...، تأسيس مركز تحقيقات رايانه‏اى
حوزه علميّه اصفهان - كه در عمر كوتاه خود تاكنون دو نرم‏افزار كامپيوترى مهم يكى
در خصوص قرآن كريم و يكى در خصوص نهج‏البلاغه به مناسبت سال امام على(ع) و
هم‏چنين چند برنامه ديگر توليد كرده است، و نيز تأسيس مركز آموزش‏هاى
تخصّصى حوزه علميّه اصفهان كه فعلاً داراى سه گروه تخصّصى فقه و اصول، تفسير
و تبليغ مى‏باشد، تأسيس مركز رسيدگى به امور مساجد استان اصفهان كه هر كدام از


|421|

اين پنج مركز تأسيس شده كه در حقيقت براى احياى حوزه علميّه اصفهان و نظام
بخشيدن به آن تشكيل و تأسيس شده، داراى عملكردهاى تفصيلى هستند كه
اميدواريم در فرصت مناسب، اين عملكردها و نتايج ثمر بخش آن منتشر شود و
مورد توجّه قرار گيرد. و غير از اين‏ها موارد ديگرى است كه همه‏اش الطاف خداوند
متعال و عنايات حضرت بقيّة اللّه الاعظم - ارواحنا فداه - است. و الحمدللّه رب
العالمين.

آثار و تأليفات

الف) كتب اخلاقى

1. دراسات فى الاخلاق و شؤون الحكمة العلميّة(جلد اوّل)؛ 2.عوامل كنترل
غرائز در زندگى انسان؛ 3.جهاد با نفس(چهارجلد)؛ 4.اخلاق فرماندهى؛ 5.اخلاق در
خانه(دو جلد)؛ 6.اخلاق در اداره؛ 7.تربيت فرزند؛ 8.جبهه و جهاد اكبر؛ 9.خانواده در
اسلام؛ 10.به سوى حق؛ 11.ويژگى‏هاى معلم خوب؛ 12.شرح و تفسير اخلاقى
دعاى كميل(سه جلد)؛ 13.شرح و تفسير اخلاقى دعاى سحر(دوجلد)؛ 14.شرح و
تفسير اخلاقى مناجات شعبانيّه(دو جلد).


ب) كتب اقتصادى

1. احكام اقتصادى اسلام در مورد زمين؛ 2. مقايسه‏اى بين سيستم‏هاى
اقتصادى(سه جلد)؛ 3.التوازن الاسلامى بين الدنيا و الآخره (با همكارى آيات:
خرّازى، مصلحى، شهيد سلطانى و استادى).


ج) كتب اعتقادى

1. معارف اسلام در سوره يس؛ 2. معاد در قرآن؛ 3. الامامة و الولاية فى القرآن
الكريم، (با همكارى آيات: مصباح، محمدى گيلانى، يزدى و موسوى يزدى).


د) كتب متفرّقه


|422|

1. چهارده معصوم؛ 2. الحكومة الاسلاميّة فى احاديث الشيعة الامامية(با همكارى
آيات: خرّازى، مصلحى ، شهيد سلطانى و استادى).

علاوه بر آثار مذكور، كتاب‏هاى ديگرى در باره فقه و اصول(اعم از تأليفات و
تقريرات) و نيز مباحث اخلاقى به رشته تحرير درآورده‏ام كه هنوز به زيور طبع
آراسته نشده‏اند، از جمله حدود بيست رساله كوچك و بزرگ در ابواب مختلف فقه
به صورت تأليف و سه رساله تفصيلى در علم اصول فقه و هم‏چنين تقريرات دروس
فقهى و اصولى اساتيد بزرگوار حضرات آيات عظام: بروجردى، امام خمينى و محقق
داماد در پانزده رساله مختلف، و نيز متجاوز از 25 حوزه مختلف در مسائل مربوط به
علم اخلاق يا عرفان اسلامى و بيش از هشت رساله در تفسير، چهار رساله در اقتصاد
و نيز هشت رساله در كلام و اعتقادات و بسيارى نوشته‏هاى متفرّقه كه البته همه اين
موارد از الطاف و فضل خداوند است و اميد است به حال آيندگان نافع و ذخيره‏اى
براى روز رستاخيز باشد «يوم لا ينفع مالٌ و لا بنون الّا من أتى اللّه بقلب سليم»[1].

و الحمدللّه على جميع نعمه و آلائه و الحمدللّه ربّ العالمين. والسلام على جميع
عباداللّه الصالحين و رحمة اللّه و بركاته.


(1). شعراء (26) آيه 89.

تعداد نمایش : 1583 <<بازگشت
 

 فهرست مجلات فصلنامه حکومت اسلامی بصورت فایلهای PDF

 

 

 فهرست کتاب ها 

 

 

درس خارج
«فقه نظام سیاسی اسلام»
استاد: حضرت آیت‌الله محسن اراكی دام‌عزه

         کلیه حقوق برای مرکز تحقیقات علمی دبیرخانه خبرگان مجلس محفوظ است.

صفحه اصلی|اخبار|راهنمای تنظیم و ارسال مقالات|کتاب ها|فصلنامه|درباره ما