صفحه اصلی|اخبار|درس خارج فقه نظام سیاسی اسلام|تماس با ما
منو اصلی
اوقات شرعی
ورود
نام کاربری :   
کلمه عبور :   
عضویت
مقتدايى - مرتضى
مقتدايى - مرتضى تاریخ ثبت : 1390/11/27
طبقه بندي : خبرگان ملت دفتر اول ,
عنوان : مقتدايى - مرتضى
آدرس فایل PDF : <#f:86/>
مولف : <#f:89/>
نوبت چاپ : <#f:90/>
متن :

|423|

مقتدايى - مرتضى

نام: مرتضى

شهرت: مقتدايى

نام پدر: محمود

زادگاه: اصفهان

سال تولد: 1314 شمسى

مسئوليّت: قاضى دادگاه‏هاى انقلاب اسلامى، عضو و سخن‏گوى شوراى
عالى قضايى، رياست ديوان عالى كشور، رياست دادسراى ديوان عالى
و دادستانى كلّ كشور، عضويّت در جامعه مدرّسين، عضويّت در
شوراى عالى سياست‏گذارى حوزه علميّه، نمايندگى مجلس خبرگان
رهبرى در دوره دوم و سوم از استان اصفهان.


|425|

مقتدايى - مرتضى




تولد و دوران كودكى

اين‏جانب در روز سيزدهم ماه رجب، روز ولايت با سعادت مولى الموحّدين و
امام المتّقين حضرت مرتضى على(ع) مطابق با سال 1314 شمسى در محلّه مسجد
حكيم شهر اصفهان به دنيا آمدم.

پدرم مرحوم آية اللّه حاج ميرزا محمود مقتدايى از افاضل معروف اصفهان بود و
از استاد بزرگش مرحوم آقا سيّد محمد نجف آبادى اجازه اجتهاد داشت و مدّت
كوتاهى هم در قم از درس مرحوم حاج شيخ عبدالكريم حائرى استفاده نموده بود و
جلسات مشتركى با مرحوم امام(ره) و مرحوم آقاى داماد و مرحوم آقاى زنجانى
داشته‏اند و جدّ ايشان مرحوم آخوند ملّا محمد باقر - كه از علما و زهّاد زمان خويش
بوده - در خوراسگان كه آن موقع روستايى در پنج كيلومترى اصفهان قرار داشته
متوطّن بودند و قبر ايشان در حرم امام‏زاده اسحاق برادر امام رضا(ع)در همان محلّ
مى‏باشد و به خاطر دارم در زمان طفوليّتِ من، به مرحوم پدرم خبر دادند كه در حال
تعمير امام‏زاده و سنگ فرش حرم مطهّر، قبر آخوند خرابى پيدا كرده و جنازه كاملاً
سالم مشهود است كه پدرم بالاى قبر حاضر شده و جنازه را تازه مثل اين‏كه همان
وقت دفن كرده باشند حتى خضاب محاسن را مشاهده كرده بودند.

مادرم حاجيه خانم فاطمه كلباسى عالمه صالحه متهجّده مواظبت بر عبادات و
مستحبات و مداومت بر زيارت عاشورا داشت. وى فرزند مرحوم آية اللّه العظمى


|426|

حاج ميرزا جمال الدّين كلباسى فرزند مرحوم آميرزا ابوالمعالى پسر مرحوم حاجى
كلباسى بود. مرحوم حاج ميرزا جمال الدّين و برادرشان مرحوم حاج ميرزا كمال هر
دو از علماى بزرگ اصفهان و معروف به زهد و تقوا بودند تا آن‏جا كه به سلمان و اباذر
شهرت يافته‏اند.

در سال 1324 شمسى در سفرى همراه مرحوم پدرم به قم مشرّف شدم. به محضر
مرحوم آية اللّه بروجردى - كه هنوز به مرجعيّت نرسيده بود - رسيديم و ايشان شرح
مبسوطى از علم و تقوا و زهد اين دو برادر و پدرشان نقل كردند و فرمودند:

«من نزد اين دو برادر رسائل خواندم.»

و سپس در درس خارج پدرشان مرحوم آميرزا ابوالمعالى شركت كردم.

تولد من در زمان اوج قدرت جهنّمى رضا شاه بود. او با مسئله كشف حجاب و
ممنوع كردن پوشيدن لباس روحانى وضع سختى را ايجاد كرد. مرحوم پدرم با اين كه
جزء معدود كسانى بود كه در امتحانات رسمى آن زمان شركت كرده و اجازه تدريس
و پوشيدن عمامه را داشت؛ يعنى مدرك رسمى جواز مدرّسى و عمامه را گرفته بود،
در عين حال از شهر به روستاى خوراسگان محلّه پزوه كه زادگاه ايشان بود مهاجرت
كرد و در آن محلّ به نماز جماعت و منبر و امور شرعى و عرفى ارباب رجوع اشتغال
داشت.

و من در آن محلّ به مدرسه ابتدايى رفته و تا كلاس ششم ابتدايى ادامه تحصيل
دادم و سپس در منزل نزد پدرم شرح نصاب، جامع المقدّمات، سيوطى، منطق كبرى‏ و
قسمتى از شرح نظّام راخواندم.

وضعيّت و موقعيّت خانوادگى ما، از طرف پدر و مادر روحانى و مورد احترام و
داراى اعتبار اجتماعى بودند. زندگى ما بسيار ساده و بى آلايش و شايد از حد متوسّط
آن زمان هم پايين‏تر بود. مراجعات روزانه به پدرم در منزل زياد بود. برخى مراجعان
سؤالات دينى و مسائل شرعى مطرح مى‏كردند و برخى براى پرداخت وجوهات و


|427|

حساب سال و عقد نكاح و حتى حلّ اختلافات و نزاع‏هاى خانوادگى و غيره و امضا و
تصديق معاملات - كه آن موقع پس از امضا و تأييد ايشان به منزله سند رسمى و داراى
اعتبار تلقّى مى‏شد - مراجعه مى‏كردند و نيز مراجعه روزانه ارباب حاجت و اخذ
كمك‏هاى مالى و مقررى هفتگى و ماهيانه و... نيز معمول بود.

ويژگى مرحوم پدرم اين بود كه به هيچ وجه از سهم مبارك امام و وجوهات شرعيّه
در زندگى خود و خانواده‏اش مصرف نمى‏كرد با اين‏كه هميشه مبالغ زيادى نزد ايشان
بود و به مصارف مقرّر شرعى مى‏رساند.

در خاطر دارم زمانى را كه ايشان نياز به پول خرد داشت، يك اسكناس پنج تومانى
به من داد تا خُرد كنم و اين در حالى بود كه ديدم در كيف پولشان اسكناس‏هاى يك
تومانى و بيست ريالى موجود است. پرسيدم: چرا از اين‏ها بر نمى‏دارى؟ فرمود:
اين‏ها سهم مبارك امام است، من تصرّف نمى‏كنم.


دوران تحصيل

در سال 1331 شمسى وارد حوزه اصفهان شدم و ادامه مقدّمات و بعد دروس
سطح را نزد اساتيد معروف و بنام اصفهان فرا گرفتم؛ مثل مرحوم حاج شيخ محمد
حسن نجف آبادى كه از شاگردان مرحوم آخوند خراسانى و معروف به زهد و تقوا
بود و مرحوم آقاى فيّاض و شهيد شمس آبادى، و درس منظومه منطق و منظومه
حكمت را نزد مرحوم حاج شيخ ميرزا رضا كلباسى و تفسير، نهج البلاغه و اخلاق را
نزد مرحوم حاج ميرزا على آقاى شيرازى و خلاصة الحساب و تشريح الافلاك را نزد
آقاى مجد العلما فرزند مرحوم حاج شيخ محمد رضا نجفى مسجد شاهى و مكاسب
شيخ انصارى(ره) را نزد مرحوم آية اللّه خادمى (كه در همان موقع تدريس خارج فقه و
اصول داشتند و از جهت عنايتى كه به اين‏جانب داشتند پذيرفتند و درس سطح
مكاسب را در مدرسه صدر اصفهان در حجره خود من مى‏فرمودند و جمعى از


|428|

افاضل شركت مى‏نمودند) و دو سال هم در درس خارج فقه و اصول ايشان شركت
نموده و در سال 1338شمسى موفق به ورود به حوزه مقدّسه قم گرديدم.

چند نفر از طلاب جوان و فاضل قم در تابستان همان سال به اصفهان آمده بودند و
در حجره من در مدرسه صدر اقامت داشتند. وقتى از وضعيّت درس و بحث و
تدريس‏هاى من اطلاع حاصل نمودند مرا تشويق كردند براى انتقال به قم و از
ويژگى‏هاى درس حضرت امام(ره) بيان كردند و اين‏كه جديدا دوره دوم خارج اصول و
خارج مكاسب را شروع نموده‏اند. توضيحات به نحوى بود كه من عاشق درس امام(ره)
شدم و تلاش نمودم موافقت ابوين را كه غير از من و يك خواهر كه به خانه شوهر
رفته بود و فرزند ديگرى نداشتند، جلب كنم. در قم به غير از درس فقه و اصول
حضرت امام(ره) و درس مرحوم آية اللّه بروجردى هم شركت مى‏كرديم. ايشان در
صحن مطهّر حضرت معصومه زير ساعت مقابل ايوان آيينه و زمستان در مسجد بالا
سر، بحث خمس مى‏فرمودند. و نيز اسفار را خدمت علّامه طباطبائى خواندم و پس
از تبعيد حضرت امام(ره)، در درس فقه و اصول مرحوم آقاى محقق داماد شركت نمودم
و پس از فوت ايشان تا پس از پيروزى انقلاب، در درس مرحوم آقاى گلپايگانى و
مرحوم آقاى اراكى شركت كرده و - بحمد اللّه - استفاده نمودم.

از اوّل ورود به حوزه علميّه اصفهان در ضمن تحصيل، شروع به تدريس نمودم و
در اصفهان تمام كتب مقدّمات تا معالم، لمعه و منظومه منطق را تدريس نمودم و در
حوزه قم نيز تدريس داشتم. محلّ تدريس ما هم نخست مدرسه مرحوم آية اللّه
گلپايگانى - كه تحت برنامه قرار داشت - و بعدها در مدرسه حقّانى بود - كه با مديريّت
مرحوم آقاى قدّوسى اداره مى‏شد.

در سال 1340 مرحوم دكتر بهشتى كه سرپرستى دبستان و دبيرستان دين و دانش
را در قم به عهده داشت، كلاس‏هايى از فيزيك و شيمى و حساب و زبان انگليسى در
شب‏هاى پنج‏شنبه و جمعه و عصرهاى جمعه برگزار كرد و تعدادى از فضلاى بنام


|429|

حوزه را انتخاب كرد تا در آن كلاس‏ها شركت نمايند و بنده نيز بيش از سه سال در آن
كلاس‏هاى، شركت كردم. البته مدرك و امتحان نداشت، ولى براى برخوردارى آقايان
از علوم جديد برگزار مى‏شد.


معاشران و دوستان

در اصفهان بيش‏تر دروس را با جناب آقاى حاج آقا حسن امامى و آقاى حاج شيخ
صفر على شريعت فلاورجانى بحث نموديم و در قم درس مرحوم آية اللّه بروجردى
را با آقاى عبوديّت و آقاى حاج آقا كمال فقيه ايمانى و درس حضرت امام(ره) را نخست
با آقاى فاضل هرندى و درس مرحوم داماد را مدتى با آقاى علوى گرگانى، سپس
مدتى فقه و اصول را با آقايان مؤمن قمى، طاهرى خرّم‏آبادى و حسن تهرانى و درس
مرحوم آقاى اراكى را با آقايان ابوالحسن مصلحى، الهى قمى و حسن شريعتى بحث
مى‏نموديم و درس مرحوم آقاى گلپايگانى را با آقايان الهى قمى و سيّد عبدالاحد
رضوى بحث مى‏نموديم.


عوامل مؤثر در شكل‏گيرى شخصيّت علمى و اخلاقى

وضعيّت تربيت خانوادگى مخصوصاً تشويق‏هاى محسوس وغير محسوس
پدرم و سپس توجّهات ويژه جمعى از اساتيد كه از سوابق پدر و اجداد من آشنايى
داشتند؛ مثلا، در اصفهان در مدرسه صدر همراه مرحوم پدرم بودم، مرحوم آقاى حاج
ميرزا على آقاى شيرازى كه از اوتاد دهر بودند رسيدند، موقعى كه مرا شناختند،
خوش‏حال شدند و فرمودند:«نسب از دو كس مى‏برد اين نيك مرد».

سپس فرمودند: «من نزد پدر مادر تو درس خوانده و استفاده برده‏ام مى‏خواهم
تلافى‏كنم».

و قبول فرمودند درس فقه كتاب شرايع را براى من بفرمايند.


|430|

همين مناسبت موجب شد كه حدود پنج سال من با ايشان مأنوس بودم و از فضايل
اخلاقى و روحى و معنوى ايشان در خلوت و جلوت بهره بردم، گاهى به ايشان
خدمت كردم و نماز جماعت يك‏نفره با ايشان مى‏خواندم و توصيه‏هاى فراوانى از
ايشان دارم و علاوه بر فقه در درس تفسير و نهج البلاغه و اخلاق ايشان هم شركت
نمودم.

پس از ورود به حوزه علميّه قم و شركت در درس حضرت امام(ره) علاقه ما نسبت
به امام(ره) در حدّ عشق رسيد و سال‏ها پس از درس اصول نزديك مغرب از مسجد
سلماسى (محلّ تدريس) به منزل ايشان مى‏رفتم و نماز مغرب و عشا را با ايشان
مى‏خواندم. گاهى با حضور ده الى بيست نفر تشكيل مى‏شد و بعضى اوقات پس از
نماز از نصيحت‏ها و مواعظ مختصر و پر استفاده ايشان استفاده مى‏كرديم و اين
لحظات را هيچ‏گاه فراموش نمى‏كنم كه از روحيّه عالى و معنويّت و خلوص امام(ره)
بهره مى‏گرفتيم.


فعّاليّت‏هاى علمى

از ابتداى شركت در درس خارج فقه و اصول، برنامه من اين بود كه درس‏ها را
مى‏نوشتم و به صورت تقريرات درس استاد جمع آورى مى‏نمودم، جزوه‏اى از درس
خمس مرحوم آية اللّه بروجردى را دارم و نيز از درس فقه و اصول آن‏چه در درس
حضرت امام(ره) شركت نمودم، نوشته‏هاى آن موجود است و نيز درس مرحوم آقاى
داماد و آقاى گلپايگانى را مرقوم داشته‏ام، ولى همه اين‏ها به صورت جزوه‏هاى خطّى
است كه چاپ آن‏ها نياز به مرور و اصلاح دارد كه تاكنون توفيق نيافته‏ام.

پس از پيروزى انقلاب اسلامى كه به عضويّت در شوراى‏عالى قضايى درآمدم و
مجبور به سكونت در تهران شدم، از سال 61 تاكنون اوّل صبح‏ها پيش از وقت ادارى
دروس حوزوى را تدريس مى‏كنم. و تا به حال يك دوره كامل مكاسب محرّمه، بيع و


|431|

خيارات مكاسب مرحوم شيخ و جلدين كفايه را تدريس نموده‏ام. و از چند سال قبل
تاكنون در مدرسه مروى‏صبح‏ها قبل از ساعت ادارى، تدريس خارج قضا و شهادات
را دارم و در رشته‏تخصّصى قضا در قم از سال گذشته تدريس شروع نموده و كتاب
القضا، حدود و قصاص را تدريس نموده‏ام كه ادامه دارد و همه آن‏ها را نوشته‏ام كه به
صورت جزوه‏هاى خطّى موجود است.


فعّاليّت‏هاى اجتماعى

بعد از فوت مرحوم پدرم در سال 1343شمسى براى ماندن دايم در محلّ
(خوراسگان) با اصرار اهالى روبه‏رو شدم و با نظر مشورتى مرحوم امام(ره) و حضرت
آية اللّه گلپايگانى، قرار بر اين شد كه تمام تعطيلات رسمى قم را به آن محلّ مسافرت
و به اداره امور شرعى آن‏ها بپردازم.

در سال 1353 شمسى موفق به تأسيس صندوق قرض الحسنه حجّة بن الحسن
العسگرى(عج) با همراهى جمعى از دوستان شدم كه تاكنون توفيقات بالايى در كمك
به محرومان منطقه داشته است.

و نيز ايجاد انجمن ايتام در همان محلّ، از بدو تأسيس تاكنون صدها و هزارها
خانواده را، از نظر هزينه زندگى و ازدواج و تحصيلات، حتى تحصيلات دانشگاهى
تحت پوشش قرار داده و ايتام را به سامان رسانيده و هنوز هم ادامه دارد.

تأسيس بناى مدرسه علميّه امام صادق(ع) كه قبل از پيروزى انقلاب شروع به
ساختمان گرديد و چند سال اوّل انقلاب وقفه در آن ايجاد سپس تكميل شد و فعلاً
حدود يازده سال است كه افتتاح گرديده و حدود 180 نفر طلبه دارد و تحت برنامه
منظّم اساتيد سر ساعت معيّن با ماشين تهيّه شده، آورده مى‏شوند و پس از خاتمه
درس، مراجعت داده مى‏شوند و يك وعده غذاى گرم ظهرها نهار داده مى‏شود و تا
پايان رسائل ومكاسب فعلاً طلبه‏مى‏پذيرد. و ازسال 1375شمسى بااصرار ودرخواست


|432|

خواهران، حوزه خواهران به‏نام جامعه فاطمةالزهرا(س) در همان محلّ تأسيس و فعلاً
متجاوز از 220 نفر طلبه خواهر دارد آن‏هم به مديريّت يكى از خانم‏ها كه از شاگردان
مرحومه بانوى مجتهده ايرانى و اساتيد ديگر از خواهران اداره مى‏شود.


مبارزات سياسى

از زمان قيام امام(ره) و شروع نهضت اسلامى به علّت ارتباط نزديك به آن حضرت -
كه هر روز در درس صبح و عصر و نماز مغرب و عشا با ايشان بوديم - علاقه فراوانى
در حدّ عشق به ايشان داشتيم به نحوى كه پيروى از راه و خطّ ايشان را برخود لازم
دانسته و نمى‏توانستيم از آن جدا يا منحرف شويم. در نشر اطلاعيه‏ها توزيع رساله
عمليّه و بيان فتاواى ايشان و تجليل و تعظيم در سخن‏رانى‏ها از ايشان و حضور در
جلسات معظّم‏له را كوتاهى نمى‏كردم. حتى قبل از رفراندوم شاه كه علما شركت مردم
را تحريم نموده بودند و امام اطلاعيه‏اى صادر كرده بودند، پيام كتبى امام را به دستور
ايشان به علماى اصفهان خدمت مرحوم آقاى خادمى اصفهانى و آقاى ارباب بردم كه
در نتيجه به عنوان اعتراض به رفراندوم، بازار اصفهان تعطيل شد و منتهى به بازداشت
يك روزه مرحوم آقاى خادمى گرديد.

هميشه تحت مراقبت ساواك بودم، لكن نحوه عمل من هيچ‏گاه منجر به دستگيرى
و زندان نگرديد.

بعد از پيروزى انقلاب به مجرّد مراجعت امام(ره) از فرانسه به ايران در جمع ياران و
علاقه‏مندان به ايشان و خدمت‏گزاران به اسلام قرار گرفتم و خدمت ايشان
مى‏رسيديم و مقدّر من ظاهراً چنين بوده كه در بخش قوّه قضاييّه خدمت‏گزار باشم.
ازاين‏رو، در همان اسفند 1357 يعنى كم‏تر از يك ماه از پيروزى انقلاب اسلامى، ابلاغ
قضايى براى من از سوى بعضى از بزرگان اعضاى جامعه مدرّسين حوزه علميّه قم
براى قضاوت در دادگاه‏هاى انقلاب سراسر ايران صادر گرديد و در فروردين 1358


|433|

ابلاغ از سوى حضرت امام(ره) براى من صادر شد كه براى امر قضا به خرمشهر و آبادان
و نيز ملاير و زنجان اعزام گردم و در دادگاه‏هاى انقلاب تهران و قم و ديگر
شهرستان‏ها به‏طور موقّت در دادگاه‏هاى انقلاب كار كردم.

پس از شهادت مرحوم دكتر بهشتى و مرحوم شهيد قدّوسى كه دو نفر از اعضاى
شوراى‏عالى قضايى وقت بودند با انتخاباتى كه از سوى قضات سراسر كشور صورت
گرفت به عضويّت شوراى‏عالى قضايى در سال 1360شمسى درآمدم. در آن شورا در
جهت تصفيه قضات ناصالح و جذب نيروهاى جديد و كارآمد از حوزه‏هاى علميّه
قم و شهرستان‏ها و تهيّه لوايح قضايى بر طبق قوانين اسلامى و ايجاد تشكيلات
صحيح در نظام قضايى تلاش فراوانى نمودم و به عنوان سخن‏گوى شوراى‏عالى
قضايى عمل مى‏كردم و تا سال 1368 زمان بازنگرى قانون‏اساسى و تمركز مديريّت
در قوّه قضاييّه و انحلال شوراى‏عالى قضايى خدمت كردم. سپس در سمت رياست
ديوان‏عالى كشور به مدّت پنج سال، يعنى يك دوره قضايى رياست ديوان‏عالى و
مديريّت در اداره ديوان‏عالى و سامان بخشيدن به آن، تلاش بى وقفه داشتم و پس از
اتمام دوره، مصمم به استعفا و مراجعت به حوزه علميّه قم بودم كه مجدّدا با اصرار
زياد و موافقت استخاره پست رياست دادسراى ديوان‏عالى و دادستانى كلّ كشور را
پذيرفتم كه هنوز ادامه دارد. در سال 1358شمسى با پيروزى انقلاب اسلامى ايران و
تجديد فعّاليّت جامعه مدرسين حوزه علميّه قم به عضويّت در آن جامعه درآمدم و در
سال 1374شمسى با پيشنهاد اعضاى جامعه مدرّسين و تصويب و تأييد مراجع عظام
قم و مقام معظّم رهبرى به عضويّت در شوراى‏عالى حوزه علميّه درآمدم كه هنوز
ادامه دارد.


نمايندگى مجلس خبرگان رهبرى

در دوره دوم مجلس خبرگان رهبرى از حوزه انتخابيه اصفهان به عضويّت در آن


|434|

مجلس انتخاب گرديدم.

در آن مجلس در كميسيون‏هاى اصل 107 و اصل 109 قانون‏اساسى و نيز در
كميسيون تحقيق با آراى نمايندگان به عضويّت درآمدم و در كميسيون اوّل به عنوان
منشى، صورت مذاكرات جلسات را براى طرح در اجلاس عمومى سالانه مجلس
خبرگان و تصويب آن‏ها تنظيم مى‏نمودم.

و در دوره سوم مجلس خبرگان نيز از همان حوزه انتخابيه اصفهان مجدّداً به
نمايندگى مردم استان اصفهان در مجلس انتخاب گرديدم.

از خداوند متعال توفيق خدمت به نظام جمهورى اسلامى ايران و تلاش براى
تحكيم اساسى و بنيه اين حكومت حقّه الهيّه و برقرارى آن تا ظهور حضرت مهدى -
عجّل اللّه تعالى فرجه الشّريف - و برقرارى حكومت عدل و حق آن حضرت را
خواستاريم.

اميد است اين خدمات مورد توجّه حضرت بارى - عزّ اسمه - و مورد رضاى امام
عصر - ارواحنا فداه - باشد و طول عمر و بقاى مقام معظّم رهبرى و رحمت و غفران و
علوّ مقام براى روح مطهّر امام را خواستارم.

و السلام.
تعداد نمایش : 1557 <<بازگشت
 

 فهرست مجلات فصلنامه حکومت اسلامی بصورت فایلهای PDF

 

 

 فهرست کتاب ها 

 

 

درس خارج
«فقه نظام سیاسی اسلام»
استاد: حضرت آیت‌الله محسن اراكی دام‌عزه

         کلیه حقوق برای مرکز تحقیقات علمی دبیرخانه خبرگان مجلس محفوظ است.

صفحه اصلی|اخبار|راهنمای تنظیم و ارسال مقالات|کتاب ها|فصلنامه|درباره ما