صفحه اصلی|اخبار|درس خارج فقه نظام سیاسی اسلام|تماس با ما
منو اصلی
اوقات شرعی
ورود
نام کاربری :   
کلمه عبور :   
عضویت
موسوى تبريزى - سيّد محسن
موسوى تبريزى - سيّد محسن تاریخ ثبت : 1390/11/27
طبقه بندي : خبرگان ملت دفتر اول ,
عنوان : موسوى تبريزى - سيّد محسن
آدرس فایل PDF : <#f:86/>
مولف : <#f:89/>
نوبت چاپ : <#f:90/>
متن :

|459|

موسوى تبريزى - سيّد محسن

نام: سيّد محسن

شهرت: موسوى تبريزى

نام پدر: سيّدعبدالجبّار

زادگاه: تبريز

سال تولد: 1329شمسى

مسئوليّت: مسئوليّت در كميته‏هاى انقلاب اسلامى تبريز، مسئوليّت در
كميته‏هاى انقلاب اسلامى بخش‏هايى از استان خراسان، حاكم شرع
هيئت هفت نفره استان خراسان، حاكم شرع دادگاه‏هاى انقلاب استان
خوزستان و شهرهاى اروميّه، اردبيل، گنبد، خمين، ملاير و نهاوند،
نمايندگى مجلس خبرگان رهبرى در دوره‏هاى اوّل و سوم از استان
آذربايجان شرقى، مسئوليّت امور اهل سنّت استان خراسان، مدرّس
حوزه علميّه قم، نمايندگى قائم مقام رهبرى و مسئوليّت كميته فرهنگى و
معارف اسلامى دانشگاه شهيد بهشتى تهران.


|461|

موسوى تبريزى - سيّد محسن




تولد و دوران كودكى

اين‏جانب در روز جمعه چهارم اسفند 1329 برابر با شانزدهم جمادى‏الاولى
1370 در تبريز ، ميان خانواده‏اى روحانى و آگاه به مسائل سياسى ديده به جهان
گشودم. پدرم سيّد عبد الجبّار موسوى كمارى، از تحصيل كرده‏هاى حوزه علميّه
تبريز در حدّ سطح و از دوستان و علاقه‏مندان جناب آيةاللّه ميرزا فتّاح شهيدى،
صاحب حاشيه مكاسب (هداية الطالب إلى اسرار المكاسب) بود. او زندگى خود را با
مغازه‏اى كه در بازار تبريز داشت، مى‏گرداند و هيچ يك از مشاغل روحانى را نپذيرفت.

از جمله ويژگى‏هاى مرحوم پدرم، زندگى زاهدانه و بى اعتنايى‏اش به دنيا و
مظاهر آن بود. از نظر سياسى، فردى آگاه و حسّاس به عملكرد حكومت و علماى دين
بود و پيوسته و آشكارا با رژيم شاهنشاهى و شاه و با علمايى كه روحيّه مبارزه با رژيم
طاغوت را نداشتند به مخالفت بر مى‏خواست و از آنان انتقاد مى‏كرد. وى پس از
وفات آيةاللّه العظمى آقا سيّد ابوالحسن اصفهانى(ره) از آيةاللّه العظمى حكيم(ره) تقليد
مى‏كرد و پس از وفات ايشان، به تقليد از امام خمينى(ره) پرداخت.

مادرم كه - الحمد للّه - هنوز در قيد حيات هست، از جمله بانوان صبور و مقاومى
است. او با اين‏كه وظيفه تربيت دَه فرزند را بر دوش مى‏كشيد، در مقابل حوادث
زندگى و خصوصاً مشكلات سياسى كه گاهى براى فرزندان او به وجود مى‏آمد، نه
تنها مقاومت مى‏كرد، بلكه حتى از اين ناگوارى‏ها استقبال مى‏كرد؛ مثلاً زمانى كه سه


|462|

نفر ازپسرانش هم‏زمان در تبعيد و زندان بودند، با كمال آرامش خاطر و صبر و
حوصله به‏طور مرتّب، حتى احياناً به تنهايى، براى ملاقات ايشان به تبعيدگاه و يا به
زندان رهسپار مى‏شد.

دوران تحصيل

الف) وضعيّت تحصلى و مواد درسى

به توفيق خداى سبحان از دوران كودكى علاقه خاصّى به تحصيل علوم دينى و
حوزوى داشتم. از اين رو، پس از دوران تحصيل ابتدايى، در سال 1341شمسى، به
حوزه علميّه تبريز وارد شدم و در عين حالى كه دروس حوزه را مى‏خواندم،
درس‏هاى دبيرستان را هم به صورت مطالعه ادامه دادم.

پس از تحصيل ادبيّات فارسى و عربى حدود سال 1343شمسى به حوزه علميّه قم
وارد شدم. تحصيلات حوزوى (سطح متوسّط، سطح عالى، خارج فقه، اصول و
دروس فلسفه، عرفان، تفسير و...) را ادامه دادم. البته از همان سال‏هاى اوّل ورودم به
حوزه علميّه قم توفيق تدريس هم حاصل شد. دروس و كتاب‏هايى كه در طول
سال‏هاى متمادى به تحصيل و شركت در جلسات درسى آن‏ها توفيق حاصل شده به
قرار زير است:

ادبيّات عرب: جامع المقدّمات، البهجة المرضيه، شرح جامى، مغنى و مطوّل.

منطق: الحاشيه، المنطق، منظومه، شرح شمسيه و برهان شفا.

كلام: حادى عشر و شرح تجريد.

فلسفه: نهاية الحكمه، شرح منظومه، شرح اشارات، اسفار، شواهد الربوبيه و
شفا(قسمت الهيّات).

عرفان نظرى: كلمات مكنونه فيض، تمهيد القواعد ابن تركه، شرح فصوص
قيصرى و مصباح الأنس.


|463|

فقه و اصول دوران سطح: معالم، قوانين، رسائل، حلقات‏الاصول، اصول العامة
للفقه المقارن، جلدين لمعه، مكاسب و كفاية الاصول.

خارج اصول: دو دوره.

خارج فقه: خارج مكاسب شيخ انصارى به‏طور كامل، خارج حج به طور كامل،
خارج زكات، اجاره، غصب، قضا، شهادات، حدود، ديات، امر به معروف و نهى از منكر،
مضاربه، صلاة الجماعة، صلاة القضاء، صلاة المسافر، اجتهاد و تقليد، قسمتى از
طهارت و دوره كامل ولايت فقيه.

تفسير، حديث، نهج البلاغه، رجال، و درس‏هاى ديگر به طور متفرّقه.


ب) اساتيد

درس‏هاى مذكور از اساتيد بزرگوار زير استفاده شده است:

فقه و اصول و رجال: آيةاللّه خوئى (نوار)، آيةاللّه اراكى، آيةاللّه مرعشى، آيةاللّه
شيخ مرتضى حائرى، آيةاللّه فانى اصفهانى، آيةاللّه منتظرى، آيةاللّه بهجت و آيةاللّه
شيخ جواد تبريزى.

تفسير، فلسفه و عرفان: آيةاللّه سيّد مرتضى مستنبط، آيةاللّه علّامه استاد شهيد
مطهّرى، آيةاللّه حسن زاده آملى، آيةاللّه جوادى آملى و آيةاللّه مشكينى.


فعّاليّت‏هاى علمى


الف) تأليفات

بخشى از آن‏ها به قرار زير است:

1. فقهى و اصولى: قضا، شهادات و حدود، اجتهاد و تقليد، تعارض ادلّه و تعادل و
تراجيح (اين‏ها همه تقرير مباحث درس خارج خود بنده هستند). تعليقه بر قسمتى از
عروةالوثقى و تحريرالوسيله، حاشيه و تعليقه بر قسمتى از جواهر الكلام، رساله‏هايى


|464|

در تقيه، ولايت فقيه، و حيل ربا؛

2. فلسفى: تعليقه بر شواهد الربوبيّه، تعليقه و شرح بخشى از اسفار و نيز مقالاتى
كه در برخى كنگره‏ها به چاپ رسيده است؛

3. كلام: شرح و تعليق قسمت الهيّات شرح تجريد؛

4. عرفان: حاشيه و تعليقه شرحى بر كتاب شريف مصباح الاصول و شرح
فصوص قصيرى؛

5. تفسير: تحقيق و تعليق بر تفسير قيّم، المحيط الأعظم سيّد حيدر آملى(ره)؛

6. رجال: يك دوره رجال با مقدّمه‏اى مفصّل در قواعد و مبانى رجاليّه؛

7. چند كتاب و مقاله ديگر در زمينه‏هاى مختلف از جمله: آثار تقوا در تربيت
انسان، اسرار حج در قرآن و حديث، ولايت و امامت از ديدگاه كتاب و سنّت، مباحث
فلسفى الميزان، رساله‏اى در معرفة النفس، رساله‏اى در ديپلماسى پيامبر
عظيم‏الشّأن(ص).


ب) تدريس

به خواست خداى سبحان، توفيق تدريس دروس حوزوى را از همان سال‏هاى
اوّل حضور در حوزه علميّه قم داشته‏ام و تاكنون بارها تدريس كرده‏ام. پس از سال‏ها
تدريس در مقطع سطح، از قبيل: شرح لمعه، رسائل، مكاسب و كفايه، از سال
1368شمسى به تدريس خارج‏فقه و اصول اشتغال دارم. عناوين كتب فقهى كه
تاكنون در درس خارج تدريس شده، به قرار زير است:

قضا، شهادات، حدود، اجاره، صلاة المسافر، صلاة الجماعة، صلاة القضاء،
مضاربه، اجتهاد و تقليد. الحمدللّه غالب اين دروس را يا اين‏جانب نوشته‏ام و يا
بعضى از فضلاى شركت كننده در درس تقرير كرده‏اند.

هم‏چنين برخى كتاب‏هاى كلامى(شرح تجريد)، فلسفى (منظومه حكمت،


|465|

شواهد الربوبيّة، شرح اشارات، اسفار و شفا) و عرفانى (تمهيد القواعد، شرح فصوص
قيصرى و مصباح الأنس) را نيز تاكنون تدريس كرده‏ام.

ضمناً بيش‏تر سال‏ها در ايّام تعطيلى به تدريس تفسير، صحيفه سجّاديه و رجال
مشغول بوده‏ام و در سال تحصيلى 1374- 1375شمسى نيز در لبنان به تدريس خارج
فقه و اصول و فلسفه به زبان عربى اشتغال داشتم.

در سال‏هاى 1361 - 1365شمسى در دانشگاه شهيد بهشتى تهران ضمن
مسئوليّت امور فرهنگى و دروس معارف اسلامى دانشگاه و تشكيل حدود 150
كلاس در هفته در علوم انسانى و معارف اسلامى با استفاده از حدود 35 نفر از فضلاى
حوزه علميّه قم، خود نيز به تدريس موضوعات و عناوينى از قبيل: دولت و سياست
در اسلام، ولايت فقيه، ديپلماسى پيامبر اسلام(ص)، تربيت انسانى بر اساس تقوا،
فطرت و فكرت، نهضت‏هاى صد ساله أخير، اقتصاد اسلامى، مبانى فقهى قانون‏اساسى
جمهورى اسلامى ايران، در مقطع كارشناسى و كارشناسى ارشد پرداخته‏ام و متن
همه آن دروس به صورت مكتوب موجود است.


فعّاليّت‏ها و مبارزات سياسى و خدمات اجتماعى


الف) پيش از پيروزى انقلاب اسلامى

به توفيق الهى از همان دوران كودكى و نوجوانى از رفتار و گفتار مرحوم والد و نيز
از مجالس و محافل مذهبى، كه به طور مرتّب شركت مى‏كردم، با مسائل اجتماعى و
سياسى و مبارزات آشنا شدم. از اين رو، در جريان نهضت اسلامى حضرت امام
خمينى(ره) در سال‏هاى 1341 - 1342شمسى و مبارزات و تظاهرات و مجالس
سخن‏رانى‏هاى آن سال‏ها، با آن‏كه بيش‏تر از دوازده سال نداشتم به‏طور فعّال شركت
مى‏كردم و با بسيارى از مسائل و اشخاص آشنا بودم. اين امر، پيوسته تداوم داشت و
در تمام مدّت دوران نهضت اسلامى و مبارزات سياسى تحت رهبرى حضرت امام(ره)


|466|

تا پيروزى انقلاب اسلامى فعّال و به طور جدّى و معتقدانه، انجام وظيفه مى‏كردم.

فعّاليّت‏ها غالباً به صورت پخش اعلاميه‏ها ، نوارها، و رساله حضرت امام(ره) و
تبليغ اعلميّت و دعوت مردم به تقليد از ايشان و تشكيل جلسات مختلف و
سخن‏رانى در تهران و شهرهاى مختلف، و تهييج و روشنگرى طلّاب و احياناً بعضى
از فضلا و مدرّسان آن زمان و برنامه‏ريزى و شركت در مجالس و تظاهرات و اقدام
عليه رژيم طاغوت در حوزه علميّه قم و بعضى از شهرهاى ديگر انجام مى‏گرفت؛
مثلاً تلاش در به وجود آوردن جريان قيام مقدّس 29 بهمن 1356 تبريز از جمله
فعّاليّت‏هاى مهم اين‏جانب بود، جريان اين رويداد مهم را در طى گزارشى مفصّل به
مركز اسناد انقلاب اسلامى قم ارائه داده‏ام.

سرانجام اواخر سال 1356شمسى پس از ايراد نيروهاى سخن‏رانى‏هايى در
شهرستان گنبد كه سبب حركت و بيدارى بيش‏تر مردم آن سامان شد، ساواك به منزل
بنده در قم هجوم آورده و مرا دستگير و به شهرستان تربت جام تبعيد كردند. پس از
چند ماه اقامت اجبارى در آن سامان، در اثر فعّاليّت‏هاى مبارزاتى در حال تبعيد،
حركت فوق‏العاده‏اى در آن شهر و اطراف به وجود آمد، آن‏چنان كه ديگر ساواك و
شهربانى نتوانستند تحمّل كنند. از اين رو، بار ديگر دستگير و به شهرستان سقّز - در
استان كردستان - تبعيد شدم و در آن جا نيز فعّاليّت‏هاى من به طور جدّى ادامه يافت و
حتى با هم‏آهنگى بعضى از فرهنگيان و جوانان، دو بار تظاهرات عظيمى به راه
انداختيم كه منجر به دستگيرى و بازداشت بنده در زندان ساواك سقّز و سنندج شد.
سپس مرا به زندان كميته تهران منتقل و پس از بازجويى و حدود دو ماه حبس
انفرادى، به زندان قصر منتقل كردند.

سرانجام در نوزدهم بهمن 1357 (سه روز پيش از پيروزى انقلاب اسلامى) به
خواست و عنايت الهى از زندان آزاد شده و در مدرسه علوى همراه حضرت استاد
علّامه شهيد مطهّرى، به حضور امام عزيز رسيده و گزارشى از زندان، به


|467|

محضرشان‏ارائه دادم.


ب) پس از پيروزى انقلاب اسلامى

پس از پيروزى انقلاب اسلامى نيز به صورت‏هاى گوناگون در راستاى خدمت به
انقلاب و نظام مقدّس جمهورى اسلامى، به انجام وظيفه پرداخته‏ام. برخى از
فعّاليّت‏ها عبارت‏انداز:

1. تدريس مستمر در حوزه علميّه قم؛

2. تحقيق و تأليف؛

3. تبليغ و سخن‏رانى و شركت در بعضى سمينارها و كنگره‏هاى علمى براى ايراد
سخن‏رانى يا ارسال مقاله؛

4. مسئوليّت كميته‏هاى انقلاب تبريز در اوايل سال 1358شمسى؛

5. مسئوليّت كميته‏هاى انقلاب و كلّيّه امور سياسى و اجتماعى قسمتى از
شهرهاى استان خراسان؛

6. مسئوليّت و حاكم شرع هيئت هفت نفره استان خراسان؛

7. حاكم شرع دادگاه‏هاى انقلاب استان خوزستان و شهرهاى اروميّه، اردبيل،
گنبد، خمين، ملاير و نهاوند؛

8. نمايندگى مجلس شوراى اسلامى در دوره اوّل از شهرستان تبريز؛

9. نمايندگى مجلس خبرگان رهبرى دوره اوّل از استان آذربايجان شرقى؛

10. نمايندگى قائم مقام رهبرى و مسئوليّت كميته فرهنگى و معارف اسلامى
دانشگاه شهيد بهشتى تهران از سال 1365-1361شمسى؛

11. مسئوليّت امور اهل سنّت استان خراسان از ابتداى انقلاب اسلامى تا زمان
رحلت امام خمينى(ره)؛

12. حضور حدود دو سال به طور متفرّقه در جبهه‏هاى دفاع مقدّس.

تعداد نمایش : 1508 <<بازگشت
 

 فهرست مجلات فصلنامه حکومت اسلامی بصورت فایلهای PDF

 

 

 فهرست کتاب ها 

 

 

درس خارج
«فقه نظام سیاسی اسلام»
استاد: حضرت آیت‌الله محسن اراكی دام‌عزه

         کلیه حقوق برای مرکز تحقیقات علمی دبیرخانه خبرگان مجلس محفوظ است.

صفحه اصلی|اخبار|راهنمای تنظیم و ارسال مقالات|کتاب ها|فصلنامه|درباره ما