صفحه اصلی|اخبار|درس خارج فقه نظام سیاسی اسلام|تماس با ما
منو اصلی
اوقات شرعی
ورود
نام کاربری :   
کلمه عبور :   
عضویت
مؤمن - محمد
مؤمن - محمد تاریخ ثبت : 1390/11/27
طبقه بندي : خبرگان ملت دفتر اول ,
عنوان : مؤمن - محمد
آدرس فایل PDF : <#f:86/>
مولف : <#f:89/>
نوبت چاپ : <#f:90/>
متن :

|497|

مؤمن - محمد

نام: محمد

شهرت: مؤمن

نام پدر: عبّاس

زادگاه: قم

سال تولد: 1316شمسى

مسئوليّت: مسئوليّت تعيين و اعزام قضات شرع دادگاه انقلاب اسلامى
سراسر كشور از سوى حضرت امام، رياست دادگاه عالى انقلاب،
عضويّت در شوراى عالى قضائى، عضويّت در شوراى نگهبان، نمايندگى
مجلس خبرگان رهبرى در دوره اوّل و دوم از استان سمنان، مدير حوزه
علميّه و عضويّت در شوراى عالى حوزه علميّه.


|499|

مؤمن - محمد




تولد و دوران كودكى

اين‏جانب محمد مؤمن، فرزند عبّاس، در روز پنج‏شنبه دهم ذى‏القعدة الحرام
1356 برابر با 23 دى 1316 در خانواده‏اى كشاورز و مذهبى در شهرستان قم پا به
عرصه وجود نهادم. پدرم مرحوم حاج عبّاس مؤمن تا پايان عمر به كشاورزى اشتغال
داشت و شخصى سرشناس و مورد اعتماد بود و نزديك به صد سال زيست و
سرانجام در تاريخ يك‏شنبه هفدهم ربيع الاوّل 1419 برابر با 21 تير 1377 درگذشت.
مادرم نيز زن مؤمنه‏اى بود، و حدود چهار سال پيش‏تر از پدرم، از دنيا رحلت كرد.


دوران تحصيل

تحصيلات مقدّماتى‏ام را نخست از مكتب خانه آغاز كردم. آن‏گاه به دبستان ملّى
اسلامى رفتم و تا سال سوم دبيرستان ادامه تحصيل دادم و سپس از حدود سال 1332
شمسى به تحصيل علوم دينى روى آوردم. دو سالِ اوّل تحصيلم را، ادبيّات عرب،
معالم الاصول و بخش زيادى از مطوّل را خواندم كه به دليل تنگى معيشت خانواده، به
شغل آموزگارى مشغول شدم؛ ولى براى خواندن شرح لمعه و قوانين الاصول، پدرم
موافقت فرمودند كه تنها به تحصيل علوم دينى بپردازم و هيچ كار ديگرى نكنم و من
نيز توانستم جلدين شرح لمعه - به استثناى كتاب حدود و ديات - و قوانين را در طى
يك سال و مكاسب و رسائل شيخ انصارى(ره) را در طى دو سال فرا گيرم. در ششمين


|500|

سال تحصيلم، زمانى كه جلد اوّل كفايه را نزد مرحوم آيةاللّه سلطانى(ره) مى‏خواندم،
در درس اصول حضرت امام خمينى(ره) نيز شركت مى‏جستم و دو سه‏ماهى هم در درس
فقه مرحوم آيةاللّه بروجردى(ره) حضور پيدا كردم. سپس به درس خارج فقه
حضرت امام(ره) كه مكاسب محرّمه را شروع فرموده بودند شركت كردم و تا زمانى كه
ايشان در قم مشرّف بودند، در درس خارج فقه(مكاسب محرّمه و بيع) و اصول ايشان
- به جز چند ماهى كه بحث فقهشان نرفتم - مرتّب شركت مى‏كردم و بحمده تعالى
اساس و پايه فكر استنباطى فقه و اصولم را از آن بزرگوار فرا گرفتم.

پس از گرفتار شدن آن حضرت در سال 1342شمسى و سرانجام تبعيد آن جناب
به تركيه و نجف اشرف، باقى مانده دوره اصول و نيز مباحث فقهى را در نزد مرحوم
آيةاللّه محقق داماد آقاى حاج سيّد محمد يزدى (داماد مرحوم آيةاللّه العظمى آقاى
حاج شيخ عبدالكريم حائرى مؤسّس حوزه مباركه علميّه قم) شركت كردم تا اين كه
در سال 1347شمسى آن بزرگوار نيز در اثر كسالت قلبى دار دنيا را وداع كرد و بعد از
آن مرحوم، از درس خارج فقه مرحوم آيةاللّه آقاى حاج آقا مرتضى حائرى(ره) استفاده
بردم.

اين سه بزرگوار (امام بزرگوار، محقق داماد و حاج شيخ مرتضى حائرى) اساتيد
مهم و اساسى بنده بودند. گرچه حدود دو يا سه ماه هم از درس فقه حضرات آيات
عظام: گلپايگانى و اراكى(ره) و نيز از درس اصول مرحوم آيةاللّه آقاى حاج آقا حسن
فريد اراكى(ره) استفاده بردم و حدود شش ماه هم در اواخر سال 1342شمسى و اوايل
سال 1343شمسى به نجف اشرف مشرّف شده و در بحث خارج فقه حضرات آيات
عظام: خوئى و حلّى(ره) و نيز در درس خارج اصول مرحوم آيةاللّه آقاى حاج سيّد
محمود شاهرودى(ره) شركت كردم.

اين خلاصه‏اى از تعلّم فقه و اصولم بود.

در قسمت حكمت الهى و فلسفه بخش زيادى از شرح منظومه سبزوارى را نزد


|501|

مرحوم آيةاللّه آقاى حاج آقا مصطفى خمينى(ره) فرا گرفتم. سپس الهيّات شفا و
هم‏چنين قسمت عمده اسفار را خدمت استاد بزرگوار و علّامه عالى‏قدر، مرحوم
آيةاللّه آقاى حاج سيّد محمد حسين طباطبائى(ره) تلمّذ كردم. ضمن اين‏كه چند سالى
هم توفيق حضور در درس تفسير آن بزرگوار(ره) را پيدا كردم.

آن‏چه عرض شد مربوط به بخش تلمّذ و حضور در محضر اساتيد بزرگوار(ره) بود.

بحمده تعالى توفيق يافتم كه تقريباً تمام مباحث اصول لفظيّه را با جمعى از
دوستان فاضل و خوش‏فكر مباحثه كرده، عمده آن‏را يادداشت نمايم، هم‏چنين
الهيّات بالمعنى الاعمّ اسفار، الهيّات بالمعنى الاخصّ و سفر نفس آن را با برادران
بزرگوار و محققى بحث نمايم.

اين تلمّذ و مباحثات تا سال 1353شمسى به طول انجاميد.


اشتغالات تدريسى

پس از فراگيرى يك دوره كامل اصول، موفق شدم چند دوره رسائل مرحوم
شيخ‏انصارى(ره)، مقدارى از مكاسب آن بزرگوار، شرح تجريد الاعتقاد،
بدايةالحكمه، نهايةالحكمه، بخشى‏از اسفار و عرشيه راتدريس كنم.

پس از پيروزى انقلاب اسلامى، بعد از اين‏كه مقدارى از حجم مسئوليّت‏هاى
اين‏جانب كم شد، در سال 1362شمسى به تدريس خارج اصول فقه پرداختم كه يك
دوره كامل آن، نُه سال به طول انجاميد و اكنون نيز مشغول ادامه دوره دوم آن هستم.
هم‏چنين توفيق يافتم كتب متعدّدى از معاملات تحريرالوسيله حضرت امام خمينى(ره)
و هم‏چنين كتاب قضا و شهادات و عمده حدود آن را به صورت درس خارج فقه
تدريس كنم. از كارهاى ديگرم در زمينه تدريس اين بود كه توفيق داشتم چند سالى
مسائل مستحدثه را به صورت بحث خارج فقه و نيز كتاب قضا را بار ديگر مفصّل‏تر از
دوره پيش تدريس نمايم و بحمده تعالى اكنون نيز به تدريس خارج فقه اشتغال دارم.


|502|


تأليفات

قسمت مهمى از تقريرات درس‏هاى اصول، مكاسب محرّمه و بيع حضرت امام
خمينى(ره) را به رشته تحرير درآوردم و آن‏گاه نظريّات خودم را به صورت پاورقى
مطرح كردم، هم‏چنين قسمتى از تقريرات بحث صوم و صلات مرحوم آيةاللّه داماد(ره)
را به همان سبك تقرير كردم.

كتابى در اصول نگاشته‏ام كه يك دوره كامل اصول فقه استدلالى است و
تسديدالاصول نام دارد؛ هم‏چنين رساله‏هاى متعدّد ديگرى در باره مسائل مستحدثه
دارم كه به صورت استدلالى نوشته شده و بيش از ده رساله آن با نام كلمات سديده به
چاپ رسيده است؛ رساله نسبتاً مفصّلى در موضوع ولايت امام و پيامبر بزرگوار -
سلام اللّه عليهم - بر امر قانون‏گذارى كلّى و نيز ولايت امر آنان بر جامعه اسلامى به
طور مبسوط نگاشته‏ام كه بيش‏ترين بخش آن (در حدود 350 صفحه) در مجموعه
آثار چاپ شده كنگره دوم جهانى حضرت امام رضا(ع) (جلد دوم) به چاپ رسيده
است؛ و نيز رساله‏هاى ديگرى به كنگره جهانى مذكور تقديم داشته‏ام كه چاپ شده
است و هم‏چنين شرح نسبتاً مختصرى بر كتاب قضا، شهادات و حدودِ تحريرالوسيله
- تا آخر بحث سرقت - نوشته‏ام كه إن شاء اللّه تعالى به زودى در دو جلد منتشر
مى‏شود؛ يك جلد از تقريرات صلات مرحوم آقاى داماد(ره) و نيز برخى از رساله‏هاى
فقهى ديگرم نيز به چاپ رسيده است؛ بر اسفار و شواهد الربوبيه نيز حاشيه زده‏ام.


مسئوليّت‏ها در طول مبارزات و انقلاب اسلامى

در ايّام مبارزات به حقّ مردم مسلمان كشورمان در كنار روحانيان معظّم و صف
فعّال آنان شركت داشتم، مخصوصاً در جلسات جامعه محترم مدرّسين حوزه علميّه
قم مرتّب حضور مى‏يافتم تا اين‏كه سرانجام در فروردين 1353 دستگير و به سه سال


|503|

اقامت اجبارى - در شهداد كرمان و بعداز هفت يا هشت ماه در تويسركان - محكوم
شدم و سرانجام در نوزدهم فروردين 1356 به قم بازگشتم.

پس از پيروزى و تأسيس جمهورى اسلامى از همان ابتداى پيروزى انقلاب به
ويژه پس از منصوب شدن مرحوم شهيد آيةاللّه قدّوسى(ره) به دادستانى كلّ انقلاب،
بنده نيز مسئوليّت تعيين و اعزام قضات شرع دادگاه انقلاب اسلامى سراسر كشور را
به امر حضرت امام(ره) عهده‏دار شدم و سپس مسئوليّت گسترده‏ترى را نيز كتباً به بنده
محوّل فرمودند. از اوايل سال 1359شمسى به سمت رياست دادگاه عالى انقلاب
منصوب شدم و به همراه مدرّسان و فضلاى عظام به پرونده‏هاى ارسالى، رسيدگى و
نظارت مى‏كردم. حدود يك سال در شوراى عالى قضايى عضويّت داشتم تا اين‏كه در
تير 1362 از سوى حضرت امام(ره) به عنوان يكى از شش فقيه به عضويّت در شوراى
نگهبان قانون‏اساسى در آمدم و در سال 1368شمسى - پس از ارتحال حضرت امام(ره)
از سوى مقام معظّم رهبرى - دام‏ظلّه - در همان منصب ابقا شدم و تاكنون نيز كه دوره
سوم است، در جلسات شوراى نگهبان شركت دارم . البته تاكنون دو دوره به عضويّت
خبرگان رهبرى نيز برگزيده شده‏ام.

لازم به ذكر مى‏دانم كه از سال 1371شمسى به مدّت سه سال مديريّت حوزه علميّه
و عضويّت در شوراى عالى حوزه علميّه را به عهده داشتم و بحمده تعالى‏ تنظيمات و
مقرّرات خوبى را براى آموزش و تحصيل علوم دينى طلّاب محترم شهرستان قم و
شهرستان‏هاى ديگر كشور اسلامى‏مان تهيّه و تصويب نموديم كه پس از اتمام دوره
مديريّت اين‏جانب نيز آن مقرّرات پى‏گيرى و بلكه كامل‏تر شده است. اميد آن كه هر
چه بهتر گردد.

24/7/79
تعداد نمایش : 1360 <<بازگشت
 

 فهرست مجلات فصلنامه حکومت اسلامی بصورت فایلهای PDF

 

 

 فهرست کتاب ها 

 

 

درس خارج
«فقه نظام سیاسی اسلام»
استاد: حضرت آیت‌الله محسن اراكی دام‌عزه

         کلیه حقوق برای مرکز تحقیقات علمی دبیرخانه خبرگان مجلس محفوظ است.

صفحه اصلی|اخبار|راهنمای تنظیم و ارسال مقالات|کتاب ها|فصلنامه|درباره ما