صفحه اصلی|اخبار|درس خارج فقه نظام سیاسی اسلام|تماس با ما
منو اصلی
اوقات شرعی
ورود
نام کاربری :   
کلمه عبور :   
عضویت
هاشمى رفسنجانى - اكبر
هاشمى رفسنجانى - اكبر تاریخ ثبت : 1390/11/27
طبقه بندي : خبرگان ملت دفتر اول ,
عنوان : هاشمى رفسنجانى - اكبر
آدرس فایل PDF : <#f:86/>
مولف : <#f:89/>
نوبت چاپ : <#f:90/>
متن :

|555|

هاشمى رفسنجانى - اكبر

نام: اكبر

شهرت: هاشمى رفسنجانى

نام پدر: حاج ميرزا على

زادگاه: روستاى بهرمان از توابع رفسنجان

سال تولد: 1313شمسى

مسئوليّت: عضويّت در كميته سوخت و اعتصاب شوراى انقلاب،
عضويّت در شوراى انقلاب، سرپرستى وزارت كشور پس از استعفاى
دولت موقّت، نمايندگى مجلس شوراى اسلامى و رياست آن، امامت
جمعه موقّت تهران، نمايندگى امام در شوراى عالى دفاع، جانشينى
فرماندهى كلّ قوا در دوران جنگ تحميلى، رياست جمهورى اسلامى
ايران در دو دوره متوالى، رياست مجمع تشخيص مصلحت نظام،
نمايندگى مجلس خبرگان رهبرى در سه دوره متوالى از استان تهران،
عضويّت در شوراى بازنگرى قانون‏اساسى.


|557|

هاشمى رفسنجانى - اكبر




كودكى و بالندگى

اين‏جانب در سال 1313شمسى در روستاى بهرمان از توابع شهرستان رفسنجان
در يك خانواده مذهبى و كشاورز به دنيا آمدم. پدرم مرحوم حاج ميرزا على هاشمى
مورد احترام و اعتماد اهالى روستا بود و به نوعى مرجعيّت امور اجتماعى و مذهبى
آنان را به عهده داشت. مادرم مرحومه ماه بى‏بى صفريان بود كه علاوه بر تدبير امور
خانه در كارهاى كشاورزى نيز ياور همسر خود بود.

در پنج سالگى وارد مكتب خانه سيّد حبيب اللّه شدم. در آن جا علاوه بر خواندن
كتاب‏هاى رسمى مدرسه بخش‏هايى از قرآن، گلستان، نصاب الصبيان و... را نيز آموختم. در
پاييز 1327در چهارده سالگى به پيشنهاد پسر عمويم (محمد) تصميم گرفتم كه براى
تحصيل علوم دينى به قم هجرت نمايم.

پس از استقرار در قم و پيش‏رفت در دروس حوزه، طى نامه‏اى به آية اللّه
العظمى‏بروجردى اظهار كردم كه اشعار الفية بن مالك، متن تهذيب المنطق و يك
جزو و نيم ازقرآن مجيد را حفظ كرده‏ام و آمادگى دارم در محضر شما امتحان دهم.
پس از حضور درمحضر آية اللّه بروجردى و موفقيّت در امتحان، به دستور ايشان
شهريّه‏اى به من پرداخت‏مى‏شد.

پس از چند سال اقامت در منزل حضرات آيات اخوان مرعشى در قم، در حوالى
سال‏هاى 1335شمسى به بعد موفق شدم در مدرسه حاج سيّد صادق حجره‏اى با


|558|

هفت نفر ديگر به دست آورم. با همكارى دوستان به ويژه شهيد دكتر باهنر مكتب
تشيّع را بنا نهاديم و نخستين شماره اين نشريّه را در اردى‏بهشت 1338 منتشر كرديم.
اين نشريّه با طرح مطالب مختلف سياسى، عبادى و اجتماعى اسلام، ضمن آماده
كردن افكار مردم، شبكه ارتباطى منظّمى را به وجود مى‏آورد كه در صورت نياز بتوان
از آن بهره‏بردارى كرد.

از نخستين روزهاى هجرت به قم موقعيّتى به دست آمد كه زمينه‏ساز آشنايى
بيش‏تر من با حضرت امام خمينى(ره) شد، بدين قرار كه محلّ سكونتم مقابل بيت امام
بود و مى‏توانستم هر روز در مسير رفت و آمد امام ظاهر شوم و چشم به چهره جذّاب
و پر هيبت ايشان بدوزم و سؤالى را بهانه تقرّب قرار دهم. رفته رفته اشخاص ديگرى
نيز به طريق فوق خود را به امام، نزديك كردند به طورى كه پس از مدتى درس و بيت
امام پاتوق هميشگى احرار حوزه شد كه در ايّام عزا و عيد در آن‏جا جمع مى‏شدند.
سابقه آشنايى‏ام با آية اللّه خامنه‏اى نيز باز مى‏گردد به درس خارج فقه مرحوم آيةاللّه
داماد كه براى نخستين بار با هم آشنا شديم و به علّت اين كه هر دو جوان بوديم، خيلى
زود با هم انس گرفتيم و اين دوستى با يك سفر مشترك به عتبات عاليات مستحكم‏تر
شد و نيز در دوران مبارزه به علّت هم فكرى كامل و همكارى مبارزاتى، عميق‏تر شد
و اين روابط دوستانه با شركت در جمعيّت سرّىِ موسوم به «اصلاح حوزه» به اوج
رسيد.

آمدنم به قم تقريباً با اوج نهضت ملّى شدن صنعت نفت مصادف بود. اشتياق بسيار
زيادم به مسائل سياسى باعث شد كه به مباحث سياسى روز از جمله فعّاليّت جبهه ملّى
و فدائيان اسلام علاقه‏مند شوم. محرّم سال 1337شمسى را در همدان به سر مى‏بردم،
در روز عاشورا ضمن اشاره به سرنوشت نظام سلطنتى عراق - كه در همان سال
سرنگون گرديده بود - از نظام سلطنتى پهلوى انتقاد كردم كه بلا فاصله پس از پايان
سخن‏رانى، به وسيله ساواك همدان دستگير شدم. اين نخستين دستگيرى سياسى‏ام


|559|

بود كه با وساطت عدّه‏اى از علما و معتمدان شهر، آزاد شدم.

پس از رحلت آية اللّه العظمى بروجردى، رژيم كه از روحانيّت منسجم، قوى و
تحت يك‏زعامت خوف داشت، سعى نمود با ايجاد تفرقه بين مراجع ، حوزه علميّه
قم را تضعيف‏كند. بنابراين، با اين گمان كه روحانيّت ضعيف شده است، لايحه
انجمن‏هاى ايالتى وولايتى را به تصويب رساند. حضرت امام جلسه‏اى در منزل
آيةاللّه حائرى با حضورعلماى طراز اوّلِ قم تشكيل داد و بنا شد علما با صدور
اعلاميه‏هايى به اين تصويب‏نامه اعتراض كنند. اعلاميه حضرت امام را كه از همه
تندتر بود رابطين مكتب تشيّع در سراسر كشور تكثير و پخش كردند. هم‏چنين امام
مجمعى از فضلاى قم را گردآورد و براى تبليغ به اقصى نقاط كشور فرستاد و در اين
ميان مأموريّت من، عزيمت به استان‏هاى يزد و كرمان بود.

دوران مبارزه

الف) سال‏هاى 1342 - 1344شمسى

سال 1342شمسى به دنبال تحريم جشن‏هاى نوروزى از سوى امام خمينى(ره) سال
تيره‏تر شدن روابط روحانيّت و هيئت حاكمه بود، رژيم در واكنش به تحريم عيد
نوروز در اردى‏بهشت 1342 فرمان اعزام طلّاب قم به سربازى را صادر كرد.

در بين طلّاب اعزامى به پادگان‏ها تعدادى از نزديك‏ترين ياران امام بودند. من نيز
در 21 فروردين 1342 دستگير شدم و از نخستين طلّابى بودم كه به سربازى اعزام
شدم. علاوه بر فعّاليّت در پادگان، از بيم اين كه امام براى رهايى طلّاب امتيازى به
رژيم بدهد، طى نامه‏اى به حضرت امام خاطر نشان كردم كه پادگان براى طلّاب،
دنياى جديدى است و هيچ مشكلى وجود ندارد و اگر طلّاب به طور گسترده در
سرباز خانه‏ها شركت كنند، ارتش عوض خواهدشد.

با رسيدن اخبار قيام پانزدهم خرداد، احساس كردم كه نهضت وارد مرحله


|560|

جديدى شده است. در 21 خرداد 1342 از پادگان خارج شدم و ديگر مراجعت
نكردم. هنگامى كه علماى سراسر كشور براى درخواست آزادى بى قيد و شرط امام
به تهران سفر مى‏كردند من هم به نمايندگى از علماى رفسنجان به تهران رفتم.

پس از ترك پادگان، از بيم دستگيرى به زندگى مخفى مجبور شدم. اقامت در
تهران، قم و رفسنجان برايم امكان نداشت. چاره‏اى جز مراجعت به نوق (زادگاهم)
نديدم. در همين ايّام بود كه ترجمه كتاب سرگذشت فلسطين را به اتمام رساندم.

به دنبال تصويب لايحه موسوم به كاپيتولاسيون در نيمه دوم سال 1343شمسى
توانستم با تهيّه صورت مذاكرات لايحه مزبور ، امام را در جريان مسائل قرار دهم.
امام نيز به شدّت، شاه و آمريكا و اسرائيل را مورد حمله قرار داد كه متعاقب آن در نيمه
شب سيزدهم آبان 1343 امام دستگير و به تركيه تبعيد شدند. پس از تبعيد امام، همراه
دوستان ديگر، ابتدا نشريّه بعثت و بعدها نشريّه انتقام را در جهت مخالفت با رژيم
پهلوى منتشر كرديم. در 29 بهمن 1343 همراه جمعى از علما و فضلا براى اعتراض
به جوّ اختناق و تبعيد حضرت امام خمينى(ره) نامه سرگشاده‏اى به نام نخست وزير
وقت (هويدا) تهيّه و منتشر ساختيم.

در سال 1343شمسى كتاب سرگذشت فلسطين (كارنامه سياه استعمار) را ترجمه
و منتشر ساختم - كه افشاگر نحوه تشكيل دولت صهيونيست با حمايت دول
استعمارى به ويژه انگليس است.

در پى اطلاع ساواك از اين كتاب، بلافاصله مطالب كتاب را زيان‏بخش تشخيص
داده و اقدامات خود را شروع كرد. آن چه بيش از همه ساواك را نسبت به انتشار اين
كتاب حسّاس كرده بود، مقدّمه‏اى بود كه در آغاز كتاب آورده بودم. از نظر ساواك،
كتاب در خدمت مقدّمه بود، نه مقدّمه در خدمت كتاب.

گفتنى است بر حسب يك قانون نانوشته، مؤلفان و ناشران كتب مذهبى در قم از
مراجعه به مميّزى وزارت فرهنگ وقت براى دريافت مجوّز چاپ و توزيع مستثنا


|561|

بودند كه من نيز با استفاده از اين موقعيّت، موفق شدم كتاب خود را چاپ و توزيع
نمايم. اين كتاب سبب شد تا رژيم بر شدّت مميّزى و سانسور خود بيفزايد و قم را از
مستثنا بودن خارج كند.

ساواك كه از فعّاليّت‏ها و اقدامات شاگردان حضرت امام به خشم آمده بود، در
دوازدهم اسفند 1343 به اتّهام اقدام عليه امنيّت كشور مرا دستگير و روانه زندان كرد و
به مدّت پنج ماه تحت بازجويى و شكنجه قرار داد؛ ولى سرانجام در تاريخ چهاردهم
تير 1344 با فشار علما و مراجع بزرگ از زندان آزاد شدم.


ب) سال‏هاى 1344 - 1346شمسى، جنگ و گريز با ساواك

پس از آزادى از زندان به دليل اين كه ممنوع المنبر بودم، به تشكيل جلسات
هفتگى خارج از عرفِ وعظ و منبر، مبادرت ورزيدم؛ از جمله جلساتى كه در سال
1344شمسى تشكيل داديم مى‏توان به جلسات هفتگى مسجد موسى بن جعفر(ع)،
كانون نشر حقايق علوى، مكتب الحسين(ع)، مكتب هدايت، مكتب جعفرى و
جلسات هفتگى لباس فروشان اشاره كرد. در اين جلسات، كه همواره با ساواك جنگ
و گريز داشتم در مورد روشن كردن عملكرد استعمار بيش از هر چيزى اهتمام داشتم.

در ششم دى 1344 وارد نجف آباد شدم و در نهم همان ماه در اين شهرستان
على‏رغم ممنوع المنبر بودن، به منبر رفتم و در پايان موعظه خود براى سلامتى امام
خمينى(ره) دعا كردم كه بلافاصله پس از منبر از سوى شهربانى دستگير و به ساواك
تحويل داده شدم. هم‏چنين در سال 1345شمسى ساواك با دست‏يابى به اساس‏نامه
انجمن سرّى اصلاح حوزه، كه در واقع اسم حوزه پوشش آن بود، به نام مؤسّسان آن
پى برد و اين سبب شد كه من زندگى مخفيانه را از سر گيرم. به جا است يادآور شوم كه
در نيمه سال 1344شمسى نيز اقداماتى عليه رژيم انجام دادم، از جمله طرح مواضع
انتقادى عليه رژيم در جلسات هفتگى مسجد موسى بن جعفر(ع) و مكتب


|562|

الحسين(ع). تهيّه و توزيع اعلاميه‏اى تحت عنوان «عزايى به نام جشن» در محكوميّت
جشن‏هاى تاج‏گذارى كه همين امر باعث شد در دوازدهم آبان 1346 به اتّهام اقدام
عليه امنيّت كشور بازداشت شوم كه پس از هفتاد روز بازداشت، چون ساواك
نتوانست اتّهامى عليه من به اثبات برساند، آزاد شدم.


ج) سال‏هاى 1346 - 1351شمسى

پس از آزادى، روشنگرى در جلسات هفتگى را ادامه دادم. بحث‏هاى ارائه شده
در اين جلسات كاملاً حساب شده و در برگيرنده مسائل روز بود. در جلسات تفسير
قرآن آياتى را انتخاب مى‏كردم كه به نوعى مرتبط با مسائل روز جامعه بود؛ از جمله
بحث‏هاى محورى‏ام مى‏توان به قانون، تبيين مفهوم درست آزادى، استعمار،
آميختگى دين و سياست، تقبيح غرب پرستى، سفارش به ايجاد كتاب‏خانه، مسجد،
كتاب‏خوانى و ...اشاره كرد.

در سال 1348شمسى به مجلّه زن روز به علّت توهين به حجاب اعتراض كردم و
در ضمن يك سخن‏رانى، متديّنان را تشويق كردم كه با تلفن و ارسال نامه، انزجار و
ناراحتى خويش را به گوش مسئولان مجلّه برسانند.

امير كبير يا قهرمان مبارزه با استعمار، نام يكى از آثارم است كه در اسفند 1346
منتشر گرديد.

اين كتاب خيلى زود مؤثر واقع شد؛ زيرا كوشيده بودم انديشه‏هاى اصلاحى امير
كبير در ايران و نياز كشور به تحوّل و از ميان بردن مفاسد را در اين كتاب مطرح نمايم.

مقدّمه كتاب اميركبير هم‏چون كتاب سرگذشت فلسطين به افشاگرى عليه استعمار
پرداخته است. ساواك در سال 1348شمسى با آن‏كه بيش از يك سال از انتشار آن
گذشته بود، شديداً به اين كتاب حسّاس شد.

رژيم گمان داشت حوزه تأثير فعّاليّت‏هاى روحانيان منحصر در قشر به اصطلاح


|563|

سنّتى و مذهبى جامعه است، ولى در سال 1349شمسى با حضور موفق روحانيان در
دانشگاه‏ها غافلگير شد. در آذر 1349 در دانشكده فنّى دانشگاه تهران حضور يافتم.
در اين جلسه استعمار را به شدّت مورد حمله قرار دادم و از دانش‏جويان خواستم با
درس خواندن ، ايران را از وجود كارشناسان خارجى بى‏نياز كنند، هم‏زمان در حسينيّه
ارشاد هم در باره عدالت اجتماعى سخن گفتم كه بعدها ساواك به شدّت مرا مؤاخذه
كرد.

با نزديك شدن زمان برگزارى جشن‏هاى 2500 ساله، رژيم چون آزادى عمل مرا
مصلحت نمى‏ديد، در تاريخ چهاردهم مهر 1350 به بهانه اين كه به امام نامه‏اى
فرستاده‏ام به دستگيرى‏ام مبادرت كرد. پس از پايان جشن‏هاى 2500 ساله با فشار
علما در تاريخ پنجم اردى‏بهشت 1351 آزاد شدم. پس از آزادى، گروه‏هاى مختلف
در منزل از من ديدن كردند، امّا ديرى نپاييد كه بار ديگر حكم دستگيرى‏ام صادر شد،
كه البته ساواك نتوانست اين بار به من دست يابد.

سرانجام ساواك مرا در رفسنجان دستگير كرد و به تهران فرستاد و در تاريخ
چهاردهم شهريور 1351 مرا به زندان قزل قلعه سپردند. ساواك گمان داشت حلقه
ارتباط حضرت امام خمينى(ره) با مبارزان من هستم، ولى هرگز نتوانست اين برداشت
خود را به اثبات برساند. به‏هررو، ساواك با التزام عدم خروج از حوزه قضايى تهران و
پرداخت مبلغ پنج‏هزار ريال مرا در تاريخ نوزدهم شهريور 1351 آزاد كرد.


د) سال‏هاى 1351 - 1357شمسى

هم‏زمان با آزادى‏ام، ساواكِ مركز، طى بخش‏نامه‏اى در اواسط شهريور 1351
ضمن اعلام خبر آزادى‏ام از ساواك كلّ كشور - چون همه گروه‏هاى ضدّ پهلوى را به
گونه‏اى با من مرتبط مى‏دانست - خواست دقيقاً مراقب من باشد.

پس از آزادى بار ديگر موضوع ممنوعيّت منبر را ناديده گرفتم و به دليل شدّت


|564|

عمل ساواك ثقل فعّاليّت را از مساجد و منابر به جلسات هيئت انصار الحسين منتقل
كردم. با رونق گرفتن اين جلسات، ساواك مرا احضار كرد و به دليل ناديده گرفتن
ممنوعيّت منبر و ايراد سخنان تحريك آميز به من هشدار داد.

در سال 1352 و 1353شمسى چون ساواك به شدّت مراقب من بود، در ضمن
نمى‏خواستم بدون يك ضربه كارى به رژيم بازداشت شوم سخن‏رانى‏ها را تعطيل
كردم، البته در اين مدّت به خارج سفرى كردم و در باره معارف اجتماعى نهج‏البلاغه
تحقيق كردم و براى مبارزان فلسطينى و خانواده زندانيان اعانه جمع مى‏كردم. ساواك
كه سكوت مرا غير منتظره و مرموز مى‏ديد، بارديگر مرا دستگير كرد و تا پاييز 1357
در زندان ماندم.

دوران طولانى زندان به من اين فرصت را داد تا به يكى از آرزوهاى بزرگ خود كه
تدوين كليد واژه‏اى براى قرآن بود، جامه عمل بپوشانم. فيش‏هاى نوشته شده به وسيله
همسرم از زندان منتقل مى‏شد. مجلّداتى از اين يادداشت‏ها تحت عنوان
تفسير راهنما منتشر شده است.


پيروزى و تثبيت انقلاب و جنگ

پس از آزادى از زندان به فعّاليّت‏هاى مختلفى پرداختم، از جمله: مشاركت در
تشكيل رسمى جامعه روحانيّت مبارز در اواسط سال 1357شمسى؛ حضور در كميته
سوخت و اعتصاب شوراى انقلاب، كه با حكم امام خمينى(ره) به سرپرستى مهندس
بازرگان به آبادان رفتم و ضمن ديدار با اعتصاب كنندگان، اعتماد آن‏ها را جلب كردم و
بدين ترتيب تأمين مشكل سوخت داخل كشور حلّ شد. در اين دوران حسّاس كه
انقلاب به اوج خود مى‏رسيد، حضرت امام شوراى انقلابى براى هم‏آهنگى، حفظ و
كنترل امور كشور و جهت دهى مبارزات مردمى تشكيل دادند كه من هم در اين شورا
عضويّت داشتم.


|565|

پس از پيروزى انقلاب نزد امام رفتم و عنوان كردم كه نداشتن حزب يك نقص
اساسى است. در نتيجه امام با تشكيل حزب موافقت فرمود و از آن پس «حزب
جمهور اسلامى» تأسيس شد.

هنوز چهار ماه از پيروزى انقلاب اسلامى نگذشته بود كه در تاريخ چهارم خرداد
1358 مورد سوء قصد قرار گرفتم كه با مداخله به موقع و سريع همسرم سيّده عفت
مرعشى نافرجام ماند. حضرت امام طى پيامى مرا مورد لطف خود قرار دادند و جمله
«هاشمى زنده است، چون نهضت زنده است.» در آن پيام آمده بود.

از سوى حضرت امام خمينى(ره) مأمور قرائت حكم نخست وزيرى آقاى بازرگان
شدم. پس از اشغال لانه جاسوسى آمريكا و استعفاى دولت موقّت، امور انقلاب بر
عهده شوراى انقلاب قرار گرفت. شوراى انقلاب نيز براى اجراى فرامين امام،
سرپرستى وزارت‏خانه‏هاى مهم و حسّاس را به اعضاى خويش واگذار كرد. در اين
ميان، حسّاس‏ترين وزارت خانه، يعنى وزارت كشور بر عهده من گذاشته شد.

در وزارت كشور، هم‏زمان با تهيّه مقدّمات انتخابات رياست جمهورى، يك طرح
ضربتى براى مقابله با ترور و اغتشاش را با همكارى سپاه پاسداران و كميته‏هاى
انقلاب اسلامى اجرا كردم. هم‏چنين نخستين انتخابات رياست جمهورى را - كه
منجر به انتخاب بنى صدر شد - برگزار كردم و پس از آن به دليل نامزدى اوّلين دوره
مجلس شوراى اسلامى از سرپرستى وزارت كشور استعفا دادم.

در انتهاى سال 1359شمسى و اوايل سال 1360شمسى كه كشور وضعيّت بسيار
بحرانى و حسّاسى داشت، من به علّت خالى بودن كابينه دولت از وزير امور خارجه
براى جلوگيرى از قطع پيوندهاى فرهنگى و سياسى كشور با ساير كشورها به چهار
كشور الجزاير، ليبى، سوريه و لبنان مسافرت كردم. اين سفرها دست‏آوردهاى مؤثرى
در زمينه شناساندن اهداف انقلاب به كشورهاى مذكور در برداشت. در پى طرح
موضوع بى‏كفايتى سياسى بنى‏صدر در مجلس و تصويب آن، روند ترور و انفجار در


|566|

كشور رو به صعود گذاشت كه ترور حضرت آية اللّه خامنه‏اى، انفجار دفتر مركزى
حزب جمهورى و انفجار نخست وزيرى از نمونه‏هاى سنگين آن هستند. در اين
دوران با كمك ياران انقلاب، مديريّت كشور را براى خروج از بحران به عهده گرفتم.
امام خمينى(ره) طى حكمى مرا به امامت موقّت جمعه تهران منصوب كرد. در همين
ايّام با شهادت دكتر چمران، به نمايندگى امام در شوراى عالى دفاع و فرماندهى ستاد
جنگ‏هاى نامنظّم، منصوب شدم.

آزادسازى خرمشهر ايران را در موضع نظامى برتر قرار داد. ازاين‏رو، براى خنثى‏
كردن فعّاليّت حاميان صدام و بهره‏گيرى سياسى مناسب از دست آورد بزرگ
رزمندگان اسلام، مجموعه‏اى از اقدامات سياسى را در دستور كار خود قرار دادم، از
جمله موضوع امنيّت خليج فارس را به صورت يك ديپلماسى تهاجمى مطرح كردم و
گفتم: در صورت امن نبودن خليج فارس براى ايران، براى هيچ كس امن نخواهد بود.
پس از آزاد سازى خرمشهر، عمليّات‏هاى سرنوشت ساز ديگرى در جبهه‏ها به وقوع
پيوست كه عبارت‏اند از: عمليّات و الفجر هشت، كربلاى چهار و پنج، والفجر ده. در
دوران سرنوشت‏ساز جنگ تحميلى از سوى حضرت امام به عنوان قائم مقام
فرماندهى كلّ قوا منصوب شدم كه از سنگين‏ترين مسئوليّت‏هاى من در دوران
انقلاب بود.

با پايان يافتن دوران جنگ در دو دوره متوالى رياست جمهورى، امر مهم
بازسازى و سازندگى را در نظام جمهورى اسلامى ايران پذيرا شدم.


دوران سازندگى

آن‏چه در تمامى ارزيابى‏ها از اين دوران هشت ساله مشترك است، تثبيت اقتدار و
عزّت نظام جمهورى اسلامى در عرصه‏هاى بين المللى، تغيير چهره كشور و
دگرگونى كيفيّت زندگى در ايران است. رهايى از اقتصاد وابسته به نفت و تكيه بر


|567|

صادرات غير نفتى و موفقيّت‏هاى حاصله در اين راه از افتخارات دوران سازندگى
است. هم‏چنين برنامه ريزى براى ايران در سال 1400شمسى افق روشنى از اميد،
ثبات و پيش‏رفت ارائه داده است. حاصل تدوين و اجراى دو برنامه اوّل و دوم
توسعه، صرف نظر از موفقيّت‏هاى سياسى در عرصه‏هاى داخلى و خارجى به خوبى
در آمار و ارقامِ وضعيّت كشور، آشكار است. مرور اين آمار در زمينه‏هاى ذيل نشان
دهنده اين مدّعا است:


1. رشد بودجه تحقيقاتى

نسبت اعتبارات تحقيقاتى دولتى به توليد ناخالص داخلى از سال 1368شمسى
رشد چشمگيرى را نشان مى‏دهد و در اين رابطه نسبت محققان كه در سال
1368شمسى، 82 نفر به نسبت يك ميليون نفر بود در سال 1375شمسى به 450 نفر
افزايش يافته است. طرح‏هاى پژوهشى پايان يافته در فاصله هفت ساله 1367 تا
1374شمسى با ده هزار طرح، 330% رشد داشته است. در اين رابطه نسبت بودجه
تحقيقات به بودجه عمومى كشور از 17/1% در سال 1368شمسى به 35/1% در سال
1375شمسى رشد نشان مى‏دهد. هم‏چنين پيش‏بينى 53/1074 ميليارد ريال اعتبار
براى فصل تحقيقات در بودجه عمومى سال 1376شمسى با رشد 75% نسبت به سال
1375شمسى نشان دهنده توجّه جدّى به امر تحقيقات است.


2. آموزش و پرورش

اين بخش در واقع با تربيت آينده‏سازان كشور بيش‏ترين تأثير را بر رشد و توسعه
كشور دارد در سال‏هاى اخير تحوّلات چشمگيرى داشته است.

تعداد دانش آموزان از چهارده ميليون نفر در سال 1368شمسى به 9/18 ميليون
نفر در سال 1375شمسى افزايش يافته است. در سال 1375شمسى تعداد 200/13


|568|

كلاس در مقطع ابتدايى، راهنمايى و متوسّطه و تعداد پانزده مركز آموزش فنّى و
حرفه‏اى به بهره‏بردارى رسيده است.

اعتبارات اين بخش در لايحه بودجه سال 1376شمسى مبلغ 5/8978 ميليارد ريال
پيش‏بينى شده كه 4/44% نسبت به اعتبار سال 1375شمسى رشد داشته است. در
همين راستا به منظور رفع مشكلات ناشى از كمبود فضاهاى آموزشى، اعتبارات
عمرانى اختصاص يافته به بخش آموزش و پرورش به 7/1166 ميليارد ريال بالغ شده
كه نسبت به رقم مشابه سال 1375شمسى بيش از 6/34% افزايش دارد.


3. آموزش عالى

تعداد دانش‏جويان دانشگاه‏هاى دولتى وغير دولتى از حدود 447 هزار نفر در
سال 1368شمسى به بيش از 3/1ميليون نفر در سال 1375شمسى افزايش يافته و
پيش‏بينى مى‏شود اين نسبت در سال 1376شمسى به 45/1 ميليون نفر برسد كه به اين
ترتيب شاخص تعداد كلّ دانش‏جويان در هر يك‏صد هزار نفر از 830 نفر در سال
1368شمسى به 2203 نفر در سال 1376شمسى افزايش يافت.

تعداد اعضاى هيئت علمى تمام وقت در دانشگاه‏هاى دولتى از چهارده هزار نفر
در سال 1368شمسى به بيش از بيست هزار نفر در سال 1375شمسى رسيده و با
استخدام 2300 نفر عضويّت در هيئت علمى در سال 1376شمسى به 22300 نفر
افزايش خواهد يافت، آمار فوق، شامل اساتيد دانشگاه‏هاى آزاد نمى‏شود.

اعتبارات اين بخش با افزايش 8/35% به رقم 7/2345 ميليارد ريال در سال
1376شمسى بالغ مى‏شود.


4. تغييرات اساسى در بخش فرهنگ و هنر

تغيير شاخص‏هاى اصلى در اين بخش‏ها از شروع برنامه اوّل تا حال قابل تأمّل و


|569|

حايز اهمّيّت است. عناوين كتاب‏هاى منتشره در سال 1368شمسى از 7700 عنوان به
حدود يازده هزار عنوان در سال 1375شمسى افزايش يافته و در اين رابطه ظرفيّت
كتاب‏خانه‏هاى عمومى از حدود دوازده ميليون نفر در سال 1368شمسى به بيش از
هفده ميليون نفر در سال 1375شمسى رسيد. هم‏چنين تيراژ كتاب از 57 ميليون نسخه
به 71 ميليون افزايش پيدا كرد.

توليد برنامه در شبكه‏هاى مختلف سيما از 5308 ساعت در سال 1368شمسى به
حدود 23 هزار ساعت در سال 1375شمسى افزايش نموده است.

در اين راستا و طبق برنامه ريزى به عمل آمده 72 كتاب‏خانه عمومى جديد و 46
مركز و مجتمع فرهنگى و هم‏چنين بيست فرستنده راديويى، 26 فرستنده پُرقدرت و
67 فرستنده كم قدرت تلويزيون و 250 ايستگاه زمين ماهواره‏اى طى
سال‏1376شمسى به بهره‏بردارى رسيد.

اعتبارات بخش فرهنگ و هنر با افزايش بيش از 49% نسبت به سال 1375شمسى
به نُه‏صد ميلياردريال در سال 1376شمسى رسيد.


5. تربيت بدنى و امور جوانان كشور

تعداد اماكن ورزشى از 4900 باب در سال 1368شمسى به 6670 باب و ظرفيّت
آن‏ها از 739 هزار نفر در روز به 1/1 ميليون نفر در روز در سال 1375شمسى افزايش
يافته است.

در هشت ماهه اوّل سال 1375شمسى موفق به كسب 327 مدال شديم كه در
مقايسه با كسب پنجاه مدال در سال 1368شمسى و 245 مدال در سال 1374شمسى
نشان از اعتلاى ورزش قهرمانى كشور دارد. اعتبارات بخش تربيت بدنى و امور
جوانان با 29% رشد نسبت به سال 1375شمسى به 36/544 ميليارد ريال افزايش يافته
است.


|570|


6. عمران شهرى و مسكن

عملكرد بخش مسكن در سال 1368شمسى در مناطق شهرى حدود 115 هزار
واحد بوده كه به 230 هزار واحد مسكونى در سال 1375شمسى افزايش يافته است.
زيربناى توليد شده، از 8/17 ميليون متر مربع در سال 1368شمسى به 31 ميليون متر
مربع در سال 1375شمسى افزايش يافته و ميانگين مساحت از 155 متر مربع در سال
1368شمسى به 140 متر مربع در سال جارى(...) تقليل يافته است.

در زمينه پرداخت يارانه و تسهيلات بانكى به بخش‏هاى مختلف مبلغى معادل
650 ميليارد ريال از اعتبارات عمرانى سال 1375شمسى جهت تأمين بخشى از سود
تسهيلات اعتبارات اعطايى به بخش مسكن اختصاص يافته است. در اين رابطه
اعتبارات بخش تأمين مسكن در بودجه عمومى با افزايش 5/123% به 4/592 ميليارد
ريال در سال 1376شمسى افزايش يافته است.


7. بهداشت و درمان

برنامه‏هاى بهداشتى كشور طى سال‏هاى 1368 تا 1375شمسى نشان دهنده توفيق
در اجراى اكثر سياست‏هاى پيش بينى شده اين بخش است. ميزان دست‏رسى
روستاييان به آب آشاميدنى سالم 87% افزايش يافته است و در سال 1375شمسى نيز
تعداد هفت‏صد روستا از اين نعمت بهره‏مند شده‏اند.

هم‏چنين در سال 1375شمسى بيش از يك هزار خانه بهداشت، سيزده مركز
بهداشتى - درمانى روستايى و شهرى و يك هزار تخت بيمارستانى ايجاد گرديد و در
اين رابطه ميزان مرگ و مير اطفال زير يك‏سال به 31 در هزار كاهش يافته است.

نرخ دست‏رسى جمعيّت به مراقبت‏هاى اوّليّه بهداشتى در سال 1368شمسى
معادل 56% بود؛ امّا اين رقم در حال حاضر براى مناطق شهرى و با در نظر گرفتن


|571|

بخش خصوصى به 100% و براى مناطق روستايى به 80% افزايش يافته است. در
مجموع 90% از كلّ جمعيّت كشور به مراقبت‏هاى اوّليّه بهداشتى دست‏رسى پيدا
كرده‏اند.


8. فقرزدايى

پيش از انقلاب اسلامى بيش از 47% جمعيّت كشور زير خطّ فقر بودند كه با
اقدامات انجام شده پس از انقلاب مخصوصاً ابتداى برنامه پنج‏ساله اوّل تاكنون اين
نسبت به 17% كاهش يافته است. با اين حال، يكى از اقدامات اساسى دولت در سال
1375شمسى تهيّه لايحه فقرزدايى و تأمين منابع لازم براى تأمين دريافت حدّاقل
دست‏مزد اقشار آسيب پذير همراه با تأمين شغل و مسكن و تعميم بيمه براى آنان
بوده است.

در اين لايحه 2200 ميليارد ريال اعتبار براى فعّاليّت‏هاى مذكور از ابتداى سال
1376شمسى پيش بينى شده است.


9. محروميّت زدايى

اقدامات انجام شده در زمينه محروميّت زدايى طى سال‏هاى پس از انقلاب
اسلامى، موجب بهبود شاخص‏هاى مربوطه شده است. به طورى‏كه تا سال
1374شمسى با رشد 770% نسبت به پيش از انقلاب 33328 روستا از نعمت برق
برخوردار شده‏اند. در سال 1375شمسى بيش از 2500 روستا و در سال 1376شمسى
حدود 2700 روستا برق‏دار شده‏اند. هم‏چنين تاكنون 31600 روستا با پوشش بيست
ميليون نفر از آب آشاميدنى سالم برخوردار شده و بيش از 14600 خانه بهداشت در
روستاها ايجاد شده است.

سيماى مناطق محروم و روستاهاى دور افتاده كشور با اجراى طرح‏هاى برنامه


|572|

اوّل و دوم توسعه تاكنون با تحوّلى عظيم تغييرى چشمگير يافته است. بر اساس
تبصره يازدهم قانون برنامه دوم در سال 1375شمسى مبلغ شش‏صد ميليارد ريال
براى اجراى طرح‏ها و پروژه‏هاى مختلف عمرانى به اين مناطق اختصاص يافت.
بااين اعتبار جمعاً 6023 پروژه در مناطق محروم فعّال شده و در سال 1376شمسى
همين سياست تعقيب مى‏شود.


10. بهزيستى و تأمين اجتماعى

تعداد افراد تحت پوشش برنامه خدمات حمايتى در سال 1368شمسى، حدود
8/2ميليون نفر بود كه اين رقم در سال 1375شمسى با گسترش امكانات و
توسعه‏فعّاليّت‏هاى حمايتى به 8/3 ميليون نفر و در سال 1376شمسى به 6/4 ميليون
نفررسيد.

پوشش بيمه درمان كاركنان دولت از چهار ميليون نفر در سال 1368شمسى به
حدود 1/5 ميليون نفر در سال 1375شمسى رسيده و در سال 1376شمسى،
2/5ميليون نفر تحت پوشش بيمه‏هاى درمانى قرار گرفتند.

تعداد افراد تحت پوشش بيمه‏هاى مشمول قانون تأمين اجتماعى در سال
1368شمسى معادل 8/11 ميليون نفر بوده و در سال 1375شمسى معادل 2015
ميليون نفر و در سال 1376شمسى معادل 22 ميليون نفر برآورد مى‏شود. اعتبارات
بخش بهزيستى و تأمين اجتماعى با افزايش 69% به رقم 4/6024 ميليارد رسيده است.


11. بازرگانى

اعتبارات اين بخش از محلّ بودجه عمومى با 3/46% افزايش نسبت به سال گذشته
به رقم 3/265 ميليارد ريال رسيده است.

يارانه پرداختى كه در سال 1368شمسى برابر 5/162 ميليارد ريال بود در سال


|573|

1376شمسى به مبلغ 6088 ميليارد ريال براى كلّيّه كالاهاى اساسى افزايش يافته
است. عمليّات ساخت سيلوهاى جديد براى ذخيره سازى گندم با ظرفيّت 425 هزار
تن طى سال‏هاى 1369 تا 1372شمسى به پايان رسيده است و با بهره‏بردارى از
سيلوهاى جديد تا پايان سال 1375شمسى ظرفيّت ذخيره سازى گندم به حدود 1/1
ميليون‏تن‏رسيده‏است‏و درسال‏1376شمسى‏ازهفت‏سيلوى‏جديد به ظرفيّت 451
هزار تن و از شانزده باب انبار مكانيزه گندم به ظرفيّت 280 هزار تن بهره‏بردارى شد.


12. كشاورزى در مسير رشد و توسعه همه جانبه

توليد محصولات كشاورزى در فاصله سال‏هاى 1368 تا 1375شمسى از رشد
چشمگيرى برخوردار بوده است؛ به عنوان مثال، توليد گندم آبى و ديم از شش ميليون
تن به بيش از ده ميليون تن و توليد برنج از حدود 9/1 ميليون تن به 7/2 ميليون تن و
توليد چغندر قند از 5/3 ميليون تن به 5/4 ميليون تن و توليد پنبه از 394 هزار تن به
شش‏صد هزار تن افزايش يافت.

در زمينه پرورش دام و طيور نيز طى سال‏هاى 1368 تا 1375شمسى به
موفقيّت‏هاى‏شايانى دست يافتيم به‏طورى كه توليد گوشت قرمز از 560 هزار تن به
68 هزار تن رسيده و توليد شير از 8/3 ميليون تن با 23% افزايش به 7/4 ميليون تن بالغ
شده است.

توليد گوشت مرغ از 330 هزار تن به 680 هزار تن و توليد تخم مرغ از 280 هزار
تن به 490 هزار تن افزايش يافته است.

اراضى داراى سيستم‏هاى آبيارى تحت فشار از دو هزار هكتار در سال
1369شمسى به 120 هزار هكتار در سال 1375شمسى افزايش يافته است و در اين
رابطه مجموع اعتبارات بخش كشاورزى و منابع طبيعى با 5/46% افزايش به رقم
5/1606 ميليارد ريال بالغ گرديده است.


|574|


13. صنعت و معدن

شاخص‏هاى بخش صنعت در سال 1375شمسى در مقايسه با سال 1368شمسى
از رشد چشمگيرى برخوردار بوده است؛ به عنوان مثال، توليد فولاد از 6/1 ميليون
تن به شش ميليون تن، توليد مس از 43 هزار تن به 95 هزار تن و توليد آلومينيوم از
36هزار تن به نود هزار تن افزايش يافته است. توليد خودروى سوارى از پنج‏هزار
دستگاه در سال 1368شمسى به بيش از شانزده برابر آن يعنى 81 هزار دستگاه در سال
1375شمسى افزايش يافته است.

صادرات بخش صنعت كه در سال 1368شمسى در حدود 154 ميليون دلار بود،
در سال‏1375شمسى به ده برابر افزايش نمود و از 5/1 ميليارد دلار تجاوز كرد.
هم‏چنين در سال‏1376شمسى نيز طرح‏هاى بسيارى از جمله هفت طرح سيمان با
ظرفيّت توليد 100/19 تن در روز، فاز اوّل فولاد كرمان ، چوب و كاغذ مازندران،
كوير تاير، ماشين‏هاى الكتريكى سنگين و موتورهاى ديزلى سنگين به بهره‏بردارى
رسيده است. در اين رابطه از مجموع پروژه‏هاى قابل بهره‏بردارى در سال‏هاى 1375
و 1376شمسى، 372 ميليون دلار صرفه جويى ارزى شده است.


14. صنعت نفت و گاز

توان توليد نفت خام كشور در سال‏هاى برنامه اوّل و دوم به شكل قابل توجّهى
افزايش يافته است. متوسّط ظرفيّت توليد واقعى نفت خام كشور از 6/2 ميليون بشكه
در روز به بيش از 9/3 ميليون بشكه در پايان شهريور ماه سال 1375شمسى رسيد كه
بيانگر تحقق 98% هدف برنامه پنج‏ساله دوم است.

تعداد شهرهاى داراى لوله كشى گاز از 114 شهر در سال 1368شمسى به 211
شهر در سال 1375شمسى افزايش يافت و لوله‏كشى 55 شهر نيز در سال


|575|

1376شمسى حال اجرا بوده‏است.

ميزان مصرف گاز طبيعى در شش ماهه اوّل سال 1375شمسى حدود 96 ميليون
متر مكعب به طور متوسّط در روز بوده كه اين رقم در سال 1376شمسى افزايش
چشمگيرترى داشته است. هم‏چنين ميزان توليد مواد مختلف به وسيله شركت‏هاى
تابعه شركت صنايع پتروشيمى در سال 1374شمسى معادل 52/8 ميليون تن بود كه
99% اهداف برنامه را محقق ساخته و از اين مقدار 2/1 ميليون تن صادر شده است.
توليد مجتمع‏هاى پتروشيمى در سال 1376شمسى معادل 8/13 ميليون تن برآورد
شده است.


15. پست و مخابرات

در زمينه پست تعداد كلّ مرسولات صادره از دويست ميليون مرسوله در سال
1376شمسى با رشد متوسّط سالانه 9/15% به 650 ميليون مرسوله در سال
1375شمسى رسيده است. شاخص‏هاى بخش مخابرات در حدّ قابل توجّهى بهبود
يافته به طورى‏كه كلّ تلفن دايرى از 87/1 ميليون شماره در سال 1368شمسى با رشد
متوسّط سالانه 2/15% به حدود شش ميليون در سال 1375شمسى رسيده و انتظار
مى‏رود در سال 1376شمسى به هفت ميليون شماره برسد.


16. گسترش شبكه راه‏هاى كشور

در اوايل برنامه پنج ساله اوّل طول كلّ شبكه راه‏هاى كشور تحت نگه‏دارى وزارت
راه و ترابرى معادل 095/74 كيلومتر بوده است كه در آغاز سال 1375 شمسى به
حدود 84هزار كيلومتر رسيده و در همين دوره حدود 37 هزار كيلومتر به طول
راه‏هاى روستايى كشور افزوده شده است . در سال 1376شمسى معادل 6639
كيلومتر آزاد راه، بزرگ‏راه، راه اصلى و راه فرعى از طرح‏هاى ملى و 6303 كيلومتر


|576|

راه فرعى منطقه‏اى(استانى) و حدود 4051 كيلومتر راه روستايى احداث شده است.

در سال 1376شمسى، يازده فرودگاه مشاركتى احداث شد و قرار شد فاز اوّل
فرودگاه بين‏المللى امام خمينى به بهره‏بردارى برسد كه به اين ترتيب ظرفيّت پذيرش
مسافر هوايى به بيست ميليون نفر افزايش يافت.

در سال 1368شمسى ظرفيت قابل بهره‏بردارى از بنادر بازرگانى كشور حدود
شانزده ميليون تن بود كه اين رقم در سال 1375شمسى معادل 5/31 ميليون تن برآورد
شده است و پيش بينى مى‏شود در سال 1376شمسى به 5/32 ميليون تن در سال برسد.

اعتبارات بخش راه و ترابرى با افزايش 31% نسبت به سال 1375شمسى به رقم
3545 ميليار ريال در سال 1376شمسى افزايش يافته است.

هم اكنون رياست مجمع تشخيص مصلحت نظام را بر عهده دارم و دوره ديگرى
از فعّاليّت‏هاى خود را در خدمت نظام جمهورى اسلام ايران سپرى مى‏كنم.

در سه دوره مجلس خبرگان، نماينده مردم تهران در اين مجلس بودم و در شوراى
بازنگرى قانون‏اساسى نيز حضور داشتم.


تأليفات

در طول دوره زندگى خود، على رغم اشتغالات و فعّاليّت‏هاى فراوان، تأليفاتى
داشته‏ام كه عبارت‏اند از:

1. انتشار مقالات در مجلّه‏هاى مكتب تشيّع، بعثت و انتقام؛ 2. سرگذشت فلسطين
يا كارنامه سياه استعمار؛ 3. اميركبير يا قهرمان مبارزه با استعمار؛ 4. جهان در عصر
بعثت (با همكارى شهيد باهنر)؛ 5.بحث‏هاى عدالت اجتماعى (خطبه‏هاى نماز
جمعه تهران)؛ 6. نطق‏هاى ايراد شده در مجلس؛ 7.مجموعه خطابه‏ها، مصاحبه‏ها و
سخن‏رانى‏ها؛ 8. يادداشت‏هاى علمى از درس‏هاى اساتيد در دوران تحصيل؛
9.تفسير راهنما(تاكنون سيزده مجلد آن به طبع رسيده است).

تعداد نمایش : 1984 <<بازگشت
 

 فهرست مجلات فصلنامه حکومت اسلامی بصورت فایلهای PDF

 

 

 فهرست کتاب ها 

 

 

درس خارج
«فقه نظام سیاسی اسلام»
استاد: حضرت آیت‌الله محسن اراكی دام‌عزه

         کلیه حقوق برای مرکز تحقیقات علمی دبیرخانه خبرگان مجلس محفوظ است.

صفحه اصلی|اخبار|راهنمای تنظیم و ارسال مقالات|کتاب ها|فصلنامه|درباره ما