صفحه اصلی|اخبار|درس خارج فقه نظام سیاسی اسلام|تماس با ما
منو اصلی
اوقات شرعی
ورود
نام کاربری :   
کلمه عبور :   
عضویت
يثربى - سيّد مهدى
يثربى - سيّد مهدى تاریخ ثبت : 1390/11/27
طبقه بندي : خبرگان ملت دفتر اول ,
عنوان : يثربى - سيّد مهدى
آدرس فایل PDF : <#f:86/>
مولف : <#f:89/>
نوبت چاپ : <#f:90/>
متن :

|577|

يثربى - سيّد مهدى

نام: سيّد مهدى

شهرت: يثربى

نام پدر: سيّد محمد رضا

زادگاه: كاشان

سال تولد: 1304شمسى

مسئوليّت: نمايندگى ولى فقيه و امامت جمعه كاشان با حكم حضرت
امام، نمايندگى مجلس خبرگان رهبرى در سه دوره متوالى‏از استان
اصفهان و... .


|579|

يثربى - سيّد مهدى




تولد و دوران كودكى

اين‏جانب آخرين فرزند مرحوم آية اللّه سيّد محمد رضا كاشانى در
ذى‏الحجه‏1344 برابر با 1304 در كاشان به دنيا آمدم. چون در اوان كودكى پدرم از
دنيارفت تحت كفالت برادرم مرحوم آية اللّه العظمى مير سيّد على يثربى(ره)
قرارگرفتم.


تحصيلات

با گذراندن تحصيلات ابتدايى كه مصادف با پايان دوران طغيان رضاخانى بود
(شهريور 1320) به فراگيرى مقدّمات و ادبيّات پرداختم. پس از مهاجرتى كوتاه به قم
مجدّداً در كاشان و در حوزه‏اى كه به امر مرحوم آية اللّه يثربى(ره) در كاشان تأسيس شده
بود به فراگيرى مقدّمات و سطوح پرداختم و از محضر مدرّسان و اساتيد معاصر شهر،
مانند مرحوم حجّة الاسلام و المسلمين حاج شيخ محمود نجفى(ره) درس‏هاى سطح و
از محضر برادر بزرگوارم قسمتى از سطوح عالى را بهره جستم. در سال 1327شمسى
براى ادامه تحصيل به حوزه گرم و پرشور قم وارد شدم. پس از تكميل دوره سطح، از
محضر اساتيدى چون حضرات آيات: سلطانى، نجفى مرعشى، بروجردى، امام
خمينى، سيّد محمد محقق داماد، آية اللّه گلپايگانى، آية اللّه اراكى و علّامه طباطبائى
بهره بردم.


|580|


مراجعت به كاشان

تا سال 1338شمسى در حوزه قم به تحصيل و تدريس اشتغال داشتم كه به
سبب‏فوت ناگهانى برادرم در همان سال به كاشان مراجعت كردم و به امر مرجع
عصرمرحوم آية اللّه بروجردى و اشاره ساير اساتيد از جمله حضرت امام(ره) در
كاشان‏مشغول انجام وظيفه شدم. به همين علّت شب و روز درِ خانه‏ام به روى همه
بازبود.

به محض سكونت در كاشان براى جمعى از طلّاب، سطوح متوسّط و عالى را
برنامه‏ريزى كردم. در ماه مبارك رمضان و محرّم با تأسّى از سنّت نيكو و ارزش‏مند
اسلاف بزرگوار خود به موعظه و سخن‏رانى اهتمام داشتم. با اين همه، از وضع
نابسامان تبليغ همواره رنج مى‏بردم. از اين رو، براى اوّلين بار در كاشان - و شايد
كاشان اوّلين شهر بود - دفتر اعزام مبلّغ را تأسيس نمودم. اين طرح، منطقه بسيار
وسيعى از روستاها و بخش‏ها و قصبات حومه كاشان، نطنز، دليجان و حتى شهركرد
را زير پوشش گرفت و چنان مقبول واقع شد كه همه ساله در ايّام تبليغى (رمضان،
محرّم و صفر) تعداد كثيرى از فضلا و طلّاب قم، مشهد، اصفهان و احياناً نجف با
اشتياق فراوان به كاشان عزيمت مى‏كردند.


فعّاليّت‏هاى فرهنگى

عشق و علاقه به اسلام و روحانيّت باعث شد تا با تلاش و جدّيّت بسيار،
حوزه‏اى- با برنامه - در شهر مذهبى كاشان تأسيس كنم. اين گام بزرگ چنان تحوّلى
درشهر و روستاهاى اطراف ايجاد كرد كه در مدتى كوتاه توانست صدها نفر را
تاسطوح عالى پرورش دهد و به حوزه مقدّسه قم براى ادامه تحصيل اعزام دارد.
درزمان حاضر نيز بسيارى از تربيت شدگان آن مدرسه عهده‏دار سمت‏هايى


|581|

چون‏امامت جمعه، امور قضايى و تدريس در حوزه‏هاى ديگر مى‏باشند.
هم‏اكنون‏نيز اين مدرسه با حدود سى‏صد نفر طلبه به فعّاليّت مشغول است.
درخوريادآورى است در جوار همين مدرسه حسينيّه‏اى هم‏زمان با تحوّل مذهبى
دردانشگاه‏ها و تأسيس حسينيّه ارشاد، بنا كردم كه براى گشودن راه بينش
مذهبى‏خالصِ وارسته از التقاط به روى جوانان مناسب است، هم‏چنين كوشيدم با
دعوت از علما و دانشمندان و تربيت شدگان حوزه‏هاى علمى، مانند علّامه شهيد آية
اللّه مطهّرى، شهيد هاشمى نژاد و حضرات آيات و حجج اسلام: خزعلى، ميرزا
حسين نورى، مكارم شيرازى، محقق داماد و...، دست مرموز منافقان و چپ‏گرايان را
از اين شهر قطع كنم.

ناگفته نماند همان عشق و علاقه به گسترش فرهنگ اسلامى باعث شد كه مدرسه
علميّه‏اى در قمصر كاشان(منطقه ييلاقى) تأسيس كنم تا طلّاب شاغل در مدرسه
كاشان در گرماى طاقت فرساى شهر در هواى مناسب قمصر به تحصيل ادامه دهند و
ايّام تابستان به بطالت سپرى نشود و هم اين كه حضرات طلّاب و محصلان
حوزه‏هاى ديگر بتوانند از اين مكان و فرصت بهره برند. با وجود كار شكنى و
ممانعت سخت ساواك، اين مدرسه كه مى‏تواند اميدى براى آينده باشد آماده شد و
اكنون چندين سال است كه بسيارى از طلّاب كاشان و ساير شهرها در آن به تحصيل
مشغول‏اند.

از ديگر خدمات فرهنگى اين‏جانب، تأسيس كتاب‏خانه ارزنده‏اى است كه در
جوار مدرسه علميّه بنا شده است. در جهت همين فعّاليّت‏هاى فرهنگى به تدريس
پرداختم و مقيّد نبودم كه كتاب و سطح خاصّى را آموزش دهم.

براى اشاعه و ترويج فرهنگ قرآن تا حدّ امكان از هيچ تشويقى روگردان نبودم.
حوزه‏اى براى تعليم قرآن تشكيل دادم. به تدريج اساتيدى براى اين فن در كاشان
تربيت شدند، سپس ايشان را به قم معرّفى نمودم.


|582|


فعّاليّت‏هاى اجتماعى

از ابتدا براى مردم به ويژه طبقه مستضعف احترام قائل بودم و از كمك كردن به
آنان رضاى خدا را مى‏جستم. از اين‏رو، براى ارباب حاجت وقت خاص قائل نبودم و
گاه بدون صرف صبحانه و نهار مراجعان را مى‏پذيرفتم. با آن كه در رفع احتياج آنان
منتهاى كوشش را مى‏كردم باز از ديدن يك نيازمند متأثر مى‏شدم؛ به اين علّت به
تأسيس نخستين صندوق قرض الحسنه در كاشان همّت گماشتم به اين اميد كه بارى
از غم نيازمندان را بردارم و با ربا خوارى - كه در كاشان بازار داغى داشت - مبارزه
نمايم.

درمانگاه وسيعى نيز براى مداواى مريضان به بودجه برخى مؤمنان احداث كردم و
چون در شهر كاشان گورستان مناسبى وجود نداشت، با كوشش بسيار، گورستان
وسيعى ايجاد شد. چون رسيدگى به ضعفا و نيازمندان را در رأس كارهاى خويش
قرار داده بودم، ديدن جمعى از همشهريان بى‏بضاعت در گرماى توان‏فرساى تابستان
مشهد در گوشه خيابان مرا بر آن داشت تا براى رفاه حال اين طبقه، زاير سرا و مأوايى
دست و پا كنم و بدين مهم نيز توفيق يافتم. مضاف بر آن‏چه كه بيان شد ده‏ها مسجد و
حسينيّه و حمام در شهر و روستاها براى مردم مهيّا كردم.

به رسم معمول بين طلّاب حوزه‏هاى علميّه در ايّام تبليغ دور افتاده‏ترين مناطقى
براى تبليغ بر مى‏گزيدم و در اين امر چنان موفق بودم كه هم اكنون نيز بعد از گذشت
سال‏ها خدمت در مسير اسلام، معتقدم كه بيش از هر چيز با آن خدمات دوران تبليغ
طلبگى چشم اميد به رحمت خداوند متعال دارم.


حضور در مبارزات

پس از بازگشت به كاشان و تعهّد مسئوليّت شهر و حومه در حسّاس‏ترين شرايط


|583|

پس از رحلت مرحوم آية اللّه بروجردى(ره) - كه قدرت ديكتاتورى محمد رضاخانى
مصمّم بود نگذارد در ايران قدرت روحانيّت متمركز بماند و به تدريج حوادث شوم
و ننگين سال 1342شمسى را به وجود آورد - با رهبر كبير انقلاب حضرت امام(ره)
رابطه مستقيم داشتم و در اعتصاب مساجد و مجامع نقش به سزايى را عهده‏دار بودم.

در سال‏هايى كه رژيم، سخت مشغول تحكيم مبانى سلطنت خود و سلطه اجنبى
بود، به شدّت دست به كار مبارزه ريشه‏اى و فرهنگى عليه نظام شدم به نحوى كه
انقلابى‏ترين گويندگان و سخن‏وران را به كاشان دعوت كردم و انقلابى‏ترين طلّاب
جوان را به روستاها و بخش‏ها اعزام نمودم و در اين جهت، كاشان و حومه چنان
مستعد و آماده بود كه پس از فوت مرحوم آية اللّه حكيم، مرجعيّت مطلقه حضرت
امام در اين منطقه تثبيت گرديد.

با موضع‏گيرى‏هاى آشكارم در برابر حادثه فيضيّه، جشن‏هاى منحوس
2500ساله، تغيير تاريخ هجرى و انتخابات قلّابى و فرمايشى مجلس طاغوت، سخت
مورد تهاجم و استيضاح ساواك قرار گرفتم، امّا همين جهت‏گيرى‏ها سبب شد
كاباره‏اى در كاشان به مسجد مبدّل شود و «مسجد الحسين» نام گيرد.

گفتنى است از ابتداى انقلاب همراه مردم بودم و مى‏كوشيدم آنان را از حقيقت
انقلاب‏آگاه كنم و گاه حوادث را پيش بينى مى‏كردم و مردم را از آن مطلع مى‏ساختم.
دركوران انقلاب، خانه‏ام مأمن بسيارى از رجالِ شناخته شده و تحت تعقيبِ رژيم
بود كه به مناسبت‏هاى ايّام از وجود آنان براى ترغيب مردم و تسريع نهضت استفاده
مى‏نمود.

در انقلاب با توفيق خداوند هم‏آهنگى مبارزات مردمى را در منطقه به
عهده‏داشتم‏وبا احاطه كامل نفوذ منحرفان (چه در دوره انقلاب چه در دوره پيروزى)
به كارخانه‏ها و روستا را سد كردم. پس از پيروزى انقلاب نيز از همان آغاز با حاكميّت
خطّ ليبرال، بنى صدر، التقاط و الحاد در ستيز بودم.


|584|

در مرداد 1358(رمضان 1399) به حكم حضرت امام(ره) مأمور به اقامه نماز جمعه
در كاشان گرديدم. در آذر 1361شمسى(صفر 1403) به نمايندگى مجلس خبرگان از
استان اصفهان انتخاب شدم. در اردى‏بهشت‏1362(رجب 1403) طى حكمى از سوى
امام(ره) به نمايندگى ولى‏فقيه در منطقه منصوب گرديدم.

در پايان از خداوند متعال مسئلت مى‏نمايم كه مرا براى خدمت به اسلام توفيق
دهد و يارى فرمايد.

تعداد نمایش : 1634 <<بازگشت
 

 فهرست مجلات فصلنامه حکومت اسلامی بصورت فایلهای PDF

 

 

 فهرست کتاب ها 

 

 

درس خارج
«فقه نظام سیاسی اسلام»
استاد: حضرت آیت‌الله محسن اراكی دام‌عزه

         کلیه حقوق برای مرکز تحقیقات علمی دبیرخانه خبرگان مجلس محفوظ است.

صفحه اصلی|اخبار|راهنمای تنظیم و ارسال مقالات|کتاب ها|فصلنامه|درباره ما