صفحه اصلی|اخبار|درس خارج فقه نظام سیاسی اسلام|تماس با ما
منو اصلی
اوقات شرعی
ورود
نام کاربری :   
کلمه عبور :   
عضویت
استادى مقدّم (تهرانى) - رضا
استادى مقدّم (تهرانى) - رضا تاریخ ثبت : 1390/11/29
طبقه بندي : خبرگان ملت دفتر دوم ,
عنوان : استادى مقدّم (تهرانى) - رضا
آدرس فایل PDF : <#f:86/>
مولف : <#f:89/>
نوبت چاپ : <#f:90/>
متن :

|59|

استادى مقدّم (تهرانى) - رضا

نام: رضا

شهرت: استادى مقدّم (تهرانى)

زادگاه: تهران

نام پدر: خداداد

سال تولد: 1316 شمسى

مسئوليّت: عضويّت در جامعه مدرّسين حوزه علميّه قم، عضويّت در
شوراى‏عالى سياستگذارى حوزه علميّه قم، مديريّت حوزه علميّه قم، سرپرست
كتاب‏خانه مسجد اعظم قم، عضو هيئت امناى دائرة المعارف اسلامى، عضو
هيئت مشاوران كتاب‏خانه آستان قدس رضوى، نمايندگى دوره سوم مجلس
خبرگان رهبرى از استان تهران، عضو فقهاى شوراى نگهبان و....


|61|

استادى مقدّم (تهرانى) - رضا




تولد

اين‏جانب رضا استادى مقدّم (تهرانى) در سال 1316شمسى در يك خانواده
مسلمان - در يكى از محلّات جنوب تهران - به دنيا آمدم. پدرم حاج خداداد
استادى، مردى با ايمان، اهل خير و كاسب بود. وى حقّ عظيمى بر من دارد؛ زيرا
علاوه بر كمك‏هاى معنوى، همواره از جهات مادّى و اداره زندگى رهين كمك‏هاى
ايشان بوده‏ام. او در سال 1372 شمسى از دنيا رفت و در وادى السلام قم - در
مقبره‏اى كه خود تهيّه كرده بود - به خاك سپرده شد.


تحصيل

حدود هفت سالگى به دبستان رفتم و تا دوازده سالگى شش كلاس ابتدايى را
خواندم و سپس تا شانزده سالگى مشغول كسب و كار بودم، آن‏گاه به وساطت دو
نفر از مؤمنان با مسجد امين الدّوله بازار تهران و مدرسه مروى آشنا و به تحصيل
علوم دينى مشغول شدم.

سه - چهار سال در تهران از محضر آقايان حاج شيخ عبدالكريم حق شناس امام
جماعت مسجد امين الدّوله، حاج شيخ احمد مجتهدى امام جماعت مسجد حاج
ملّا محمد جعفر، مرحوم حاج شيخ هادى مقدّس واعظ، مرحوم حاج ميرزا
عبدالعلى تهرانى امام جماعت مسجد بزّازهاى تهران و ديگران استفاده كردم.

آن‏گاه به حوزه مقدّسه قم آمده مشغول خواندن كتاب شرح لمعه شدم، و تا


|62|

حدود هفت سال دروس سطح را مى‏خواندم، و پس از اين دوره حدود ده سال به
درس خارج فقه و اصول حاضر مى‏شدم و از بدو پيروزى انقلاب به سبب اشتغال به
تدريس و تأليف و ساير كارهاى علمى، از حضور در درس‏ها محروم شدم و
بنابراين، دوران تحصيل اين حقير بيست سال بوده است.


عده‏اى از اساتيد دوران سطح در قم

آية اللّه حاج شيخ محمد تقى ستوده، آية اللّه حاج شيخ حسين نورى، آية اللّه
حاج شيخ ابوالقاسم خزعلى، آية اللّه حاج شيخ محمد شاه آبادى، آية اللّه حاج
شيخ جعفر سبحانى، آية اللّه حاج شيخ حسينعلى منتظرى، آية اللّه حاج شيخ ناصر
مكارم شيرازى، آية اللّه حاج سيّد محمد باقر سلطانى بروجردى طباطبائى، آية اللّه
حاج شيخ احمد آذرى قمى، آية اللّه حاج شيخ عبداللّه جوادى آملى.

ضمناً از جلسات اخلاق و توسّل مرحوم حاج شيخ عباس طهرانى و مرحوم
حاج آقا حسين فاطمى گاهى استفاده مى‏كردم.


اساتيد دوران سطح خارج

مرحوم حاج سيّد حسن فريد اراكى، مرحوم حاج سيّد محمد محقّق
داماديزدى، مرحوم حاج سيّد محمدرضا گلپايگانى، مرحوم حاج سيّد كاظم
شريعتمدارى تبريزى، مرحوم حاج شيخ محمد على اراكى، مرحوم حاج سيّد
ابوالقاسم خوئى(چند ماهى كه در نجف بودم)، مرحوم حاج سيّد روح اللّه خمينى
امام راحل(ره) (چند ماهى كه در نجف بودم)، مرحوم حاج سيّد محمد باقر صدر
(چند ماهى كه در نجف بودم)، حاج سيّد موسى شبيرى زنجانى دامت بركاته (چند


|63|

ماه).[1]

و در طول اين بيست سال كه مشغول خواندن سطح و خارج بودم در بسيارى از
درس‏ها و نيز گاهى به طور مستقل از صديق متقى عادل خدوم آية اللّه آقاى حاج
سيّد محسن خرازى به عنوان هم مباحث و شريك بحث بهره‏مند بوده‏ام و ايشان را
بر حقير حقّ عظيمى است. سلمه اللّه تعالى.


تدريس

سال‏هاى متمادى است كه به اندازه وسع خود به تدريس كتاب‏هاى شرح لمعه،
اصول فقه، مكاسب، رسائل، كفايه، و نيز اصول عقايد، تفسير و غيره اشتغال دارم.


اجازه

براى تيمّن و تبرّك از مرحوم آقاى سيّد مصطفى صفائى خوانسارى و مرحوم
حاج شيخ محمد تقى تسترى مؤلّف قاموس الرّجال و حضرت آية اللّه نجومى
اجازه روايت خواستم. آقاى خوانسارى و آقاى نجومى اجازه‏هايى بسيار مفصّل كه
همه مشايخ خود را در آن ياد كرده‏اند و آقاى تسترى اجازه‏اى بسيار كوتاه در چند
سطر، برايم نوشته‏اند و تاكنون اجازه امور حسبيّه از كسى نخواسته و نگرفته‏ام.


تأليف و تصحيح

از سال 1350 شمسى تاكنون در كنار درس و بحث، به تأليف، ترجمه و تصحيح
و مانند اين‏ها نيز مشغول بوده و آثار فراوانى هر چند بى ارزش يا كم ارزش دارم كه


(1). اين‏كه گفته‏ام شاگرد اين بزرگواران هستم، يعنى در جلسه درسشان حاضر شده‏ام؛ امّا آيا چنان
استفاده‏اى كرده‏ام كه بتوانم خود را شاگردشان بنامم و گواهى بر فضل و علم اين‏جانب باشد،
معلوم نيست، بلكه در مواردى عدمش معلوم است.


|64|

جز دو سه مورد همه آن‏ها منتشر شده است.


تأليفات

1. فهرست كتاب‏هاى خطّى كتاب‏خانه مدرسه فيضيّه قم،سه جزء در دو
مجلّد، چاپ قم؛

2. فهرست كتاب‏هاى خطّى كتاب‏خانه عمومى آيةاللّه گلپايگانى، جلد دوم و
سوم، چاپ قم؛

3. فهرست كتاب‏هاى خطّى كتاب‏خانه مدرسه حجّتيّه قم، چاپ قم؛

4. فهرست كتاب‏هاى خطّى كتاب‏خانه مسجد اعظم قم، چاپ قم؛

5. فهرست كتاب‏هاى خطّى كتاب‏خانه مدرسه مروى تهران، چاپ قم؛

6. فهرست صد و شصت نسخه خطّى، چاپ قم (اين نسخه‏ها به كتاب‏خانه
آيةاللّه العظمى مرعشى منتقل شد)؛

7. آشنايى با چند نسخه خطّى شامل فهرست نسخه‏هاى خطّى كتاب‏خانه
چهل ستون مسجد جامع تهران، و فهرست نسخه‏هاى خطّى كتاب‏خانه شخصى
آيةاللّه حاج سيّد احمد زنجانى رحمةاللّه عليه، و نسخه‏هاى خطّى كتاب‏خانه حاج
سيّد مهدى روحانى، چاپ قم؛

8. فهرست نسخه‏هاى خطّى كتاب‏خانه حسينيّه شوشترى‏هاى نجف، چاپ
تهران (اين فهرست كه اصل آن از آقاى اسماعيليان و تنظيم و تكميل آن از اين‏جانب
است در جلد 11 و 12 نشريّه دانشگاه چاپ شده است)؛

9. فهرست نسخه‏هاى خطّى كتاب‏خانه آقاى طبسى حائرى ساكن قم؛

10. فهرست نسخه‏هاى خطّى كتاب‏خانه حاج شيخ على خوانسارى رحمة اللّه
عليه (اين نسخه‏ها ظاهراً به مدرسه مهديه خوانسار منتقل شده است)؛

11. فهرست نسخه‏هاى خطّى كتاب‏خانه مرحوم آية اللّه حجت كوه‏كمرى (اين


|65|

نسخه‏ها به كتاب‏خانه آية اللّه مرعشى منتقل شد)؛

12. فهرست نسخه‏هاى خطّى كتاب‏خانه مدرسه حجازى‏هاى قم(اين نسخه‏ها
به كتاب‏خانه مدرسه آية اللّه گلپايگانى منتقل شد)؛

13. فهرست صد نسخه از نسخه‏هاى خطّى حاج آقا اسماعيل هدايتى قم (اين
نسخه‏ها و بقيّه نسخه‏هاى اين كتاب‏خانه به كتاب‏خانه مدرسه آيةاللّه گلپايگانى
منتقل شد)؛

اين پنج فهرست در مجلّه نور علم قم چاپ شده است.

14. فهرست نسخه‏هاى خطّى كتاب‏خانه امام زاده هلال آران كاشان، (در مجلّه
ميراث جاويد چاپ شده است)؛

15. فهرست نسخه‏هاى خطّى كتاب‏خانه مرحوم آقا سيّد مصطفى صفائى
خوانسارى، 1ج (اين نسخه به كتاب‏خانه آستان قدس رضوى منتقل شد)؛

16. فهرست دويست و سى نسخه خطّى كه تازگى در تهران ديده‏ام(در مجلّه
نورعلم چاپ شد و نسخه‏ها به كتاب‏خانه آستان قدس رضوى منتقل شده است)؛

17. كتاب‏نامه نهج البلاغه، چاپ تهران؛

18. كتاب‏نامه امام صادق(ع)، چاپ قم؛

19. اصول دين براى همه، چاپ قم؛

20. شورى‏ در قرآن و حديث، چاپ قم؛

21. مدارك نهج البلاغه، چاپ قم؛

22. تحقيق در يك مسئله فقهى(ريش تراشى)، چاپ قم؛

23. شفاعت در قرآن و حديث، چاپ قم؛

24. چهل داستان، چاپ قم؛

25. امامت در چند درس، چاپ قم؛

26. تحقيقى در باره دعاى ندبه، چاپ قم؛


|66|

27. توضيحى پيرامون غنيمت در آيه خمس، چاپ قم؛

28. بررسى قسمتى از كتاب شهيد جاويد (اوّلين تأليف بنده است) چاپ قم؛

29. كلمات الاعلام حول جواز الشّهادة بالولاية فى الاذان و الاقامه، چاپ قم؛

30. يادنامه علّامه سيّد ابوتراب خوانسارى، چاپ قم؛

31. خاتميّت از ديدگاه عقل و قرآن و حديث (ترجمه بخشى از كتاب مفاهيم
القرآن استاد محترم آية اللّه سبحانى) چاپ تهران؛

32. ده رساله (هفت رساله از اين ده رساله تجديد چاپ همان شماره‏هاى 20،
21، 22، 25، 26، 27 و 29 مى‏باشد.) چاپ قم؛

33. چهل مقاله (سه مقاله از اين چهل مقاله همان‏ها است كه با شماره‏هاى 17،
18 و 30 قبلاً از آن‏ها ياد شد) چاپ قم؛

34. سى مقاله (كتاب چهل داستان كه قبلاً ياد شده در اين كتاب نيز درج شده
است.)چاپ انتشارات جامعه مدرّسين قم؛

35. مقدّمه‏اى بر ملل و نحل، چاپ انتشارات جامعه مدرّسين قم؛

36. بيست مقاله، چاپ انتشارات جامعه مدرّسين قم؛

37. شرح احوال و آثار محقّق حلّى(در دست تأليف)؛

38. جلد پنجم و ششم مقالات (آماده چاپ)؛

39. رساله‏اى پيرامون لغت‏نامه دهخدا، چاپ قم؛

40. شرح حال آية اللّه العظمى اراكى(ره)، چاپ قم؛

41. سى مجلس پيرامون قرآن و عترت، چاپ دارالكتب قم؛

42. بيست مجلس پيرامون عهدنامه مالك اشتر، چاپ آخوندى تهران؛

43. اصول عقائد در چهل درس، چاپ قم؛

44. آيينه صدق و صفا، چاپ قم؛

45. گزيده منتهى الآمال (در دست چاپ)؛


|67|

46. مختصر نجم الثاقب (در دست چاپ)؛

47. آشنايى با تفسير و مفسران، چاپ قم.


مقالات

مقالات علمى و تحقيقى فراوانى نوشته‏ام كه در مجلّات متعدّد چاپ شده
است و مجموع آن‏ها حدود 150 مقاله است كه صد تاى آن‏ها در چهار كتاب كه
قبلاً ياد شد: چهل مقاله، سى مقاله، بيست مقاله و ده رساله چاپ شده، بقيّه كه
تعدادى از آن‏ها به زبان عربى است بايد در دو جلد ديگر چاپ شود. ضمناً
گاه گاهى به مناسبت‏هايى مقالات سياسى نيز داشته‏ام كه در روزنامه‏ها چاپ شده است.


تصحيح و تحقيق

1. جلد42 و 43 جواهر الكلام، چاپ تهران و بيروت؛

2. الكافى فى الفقه، ابوالصلاح حلبى، چاپ قم؛

3. تقريب المعارف، ابو الصلاح حلبى، چاپ قم؛

4. الرسائل التسع، محقّق حلّى، چاپ قم؛

5. شش رساله از الرسائل العشر شيخ طوسى، چاپ قم؛

6. المسلك و الماتعية هر دو از محقّق حلّى، چاپ مشهد؛

7. معاد ملّانعيما طالقانى، ج اوّل، چاپ مشهد (جلد دوم در دست چاپ است)؛

8. احكام الصلاة، تقريرات بحث شريعت اصفهانى از شيخ محمد حسين
سبحانى(پدر آيةاللّه سبحانى)، چاپ قم؛

9. نخبة الازهار فى احكام الخيار، تقريرات بحث شريعت اصفهانى به ضميمه
سه رساله ديگر از شيخ محمد حسين سبحانى، چاپ قم؛

10. نفس المهموم حاج شيخ عباس قمى به ضميمه نفثة المصدور، چاپ قم؛


|68|

11. تسلية الفؤاد سيّد عبداللّه شبّر با همكارى حضرت آقاى اشكورى، چاپ قم؛

12. الشمائل المحمديّة حاج شيخ عباس قمى، چاپ قم؛

13. قبض القدير حاج شيخ عباس قمى با همكارى ديگران، چاپ قم؛

14. الدر النظيم حاج شيخ عباس قمى با همكارى ديگران، چاپ قم؛

15. شرعة التسمية ميرداماد، چاپ قم؛

16. چهارده رساله فارسى حاج ميرزا احمد آشتيانى، چاپ قم؛

17. تفسير سوره حمد مرحوم آية اللّه حاج آقا حسن فريد اراكى، چاپ قم؛

18. وسيلة النجاة فى شرح دعاى السمات، ملّا عبدالواسع كاشانى، چاپ قم؛

19. پنج رساله عربى حاج ميرزا احمد آشتيانى، چاپ قم؛

20. قرة الباصرة حاج شيخ عباس قمى، چاپ قم؛

21. سير و سلوك منسوب به سيّد بحرالعلوم، چاپ قم؛

22. سير و سلوك مير سيّد حسين قزوينى، چاپ قم؛

23. خلاصة التوحيد يكى از رجال دوره قاجار، چاپ قم؛

24. اصول دين ميرزاى قمى، چاپ قم؛

25. ارشاد المستبصر سيّد عبداللّه شبّر، چاپ قم؛

26. جامعة الاصول ملّا مهدى نراقى، چاپ قم؛

27. شهاب ثاقب ملّا مهدى نراقى، چاپ قم؛

28. سؤال و جواب ملّا احمد نراقى، 3ج، چاپ قم؛

29. حاشيه رسائل شيخ انصارى از شيخ عبدالرسول ساباطى؛

30. حاشيه شفا از آقا جمال خوانسارى؛

31. ترجمه مفتاح الفلاح شيخ بهائى از آقا جمال خوانسارى؛

32. حاشيه بر حاشيه شرح تجريد از آقا جمال خوانسارى؛

33. مائده سماويه آقا رضى خوانسارى با همكارى ديگران.


|69|

و بيست رساله ديگر كه غالباً در مجلّات چاپ شده است. اين بيست رساله به
ضميمه شماره 19 تا 25 (كه مجموعاً سى و يك رساله است) در دو جلد، اوّلى
شامل 14 رساله عربى به نام الرسائل الاربعة عشر در قم و دومى به نام هفده رساله
فارسى در مشهد چاپ شده است


اشراف و نظارت

كتاب‏هاى زير نيز با اشراف يا زير نظر اين‏جانب به چاپ رسيده است:

1. الحكومة الاسلامية فى احاديث الشيعة الامامية از انتشارات مؤسّسه در
راه‏حق.

2. التوازن الاسلامى....از انتشارات مؤسّسه در راه حق.

3. ده جلد از دوره چهارده جلدى تأليفات شيخ مفيد(ره) كه توسّط كنگره شيخ
مفيد چاپ شد.

4. دوره هفتاد و يك جلدى مقالات (بيش از دويست مقاله) كنگره شيخ مفيد كه
توسّط همان كنگره چاپ شده است.

5. دوره يازده جلدى انتشارات كنگره مقدس اردبيلى(ره)

6. جلد چهارم جامع الشتات ميرزاى قمى(ره) از انتشارات مؤسّسه كيهان (در
دست انتشار است).

7. نُه جلد از دوره تأليفات فقه و اصول آية اللّه العظمى اراكى(ره) از انتشارات
مؤسّسه در راه حق.

8. دوره سه جلدى حياة النبى تأليف حجة الاسلام و المسلمين حاج شيخ قوام
وشنوى، چاپِ انتشارات اسوه.

9. چهار جلد از تفسير نور تأليف حجة الاسلام و المسلمين قرائتى از انتشارات
مؤسّسه در راه حق.

10. ميزان المطالب تأليف مرحوم آية اللّه حاج ميرزا جواد آقا تهرانى از


|70|

انتشارات مؤسّسه در راه حق.

11. هزار كتاب و رساله پيرامون نماز، چاپ قم.

12. دوره كتاب‏هاى كنگره ملّا مهدى نراقى و ملّا احمد نراقى و كنگره نخبگان
گلپايگان(در دست انجام است).


منبر و تبليغ و سخن‏رانى

از آغاز طلبگى تا امروز كم و بيش منبر مى‏رفته‏ام و بايد به اين كار مفتخر باشم و
در برخى از كنگره‏ها، سمينارها و محافل علمى مانند كنگره شيخ انصارى، شيخ
فضل اللّه نورى، ميبدى، سيّد حسن مدرّس، اقتصاد اسلامى، ميرزاكوچك خان،
سيّد شرف الدّين و كنگره حضرت رضا(ع) وغيره نيز سخن‏رانى داشته‏ام.


مسافرت‏ها

دو بار به عتبات عاليات مشرّف شده كه يك بار در كودكى و بار دوم آن، در
دوران تحصيل و چند ماه به طول انجاميده است. يك بار قبل از انقلاب و سه بار
پس از انقلاب به مكه مشرف شده‏ام. يك بار در كودكى به همراه پدرم به سوريه،
لبنان و بيت المقدس رفتم و دو بار بعد از انقلاب به سوريه و زيارت حضرت زينب
موفق گرديده‏ام كه بار دومش به منظور شركت در سمينار تكريم مرحوم سيّد
شرف‏الدّين در لبنان بود، و در اوايل انقلاب براى شركت در محفلى كه به نام امام
حسين(ع) در لندن برپا بود دو هفته‏اى در لندن بوده‏ام. و مسافرت به خارج از
كشورم منحصراً همين‏ها بوده است.


كنگره‏هاى شيخ مفيد و مقدّس اردبيلى و آقا حسين خوانسارى

از كارهاى علمى پرزحمتى كه توفيق انجام آن را با همكارى ديگران داشته‏ام تهيّه
و تنظيم و چاپ آثار اين سه كنگره است. تقريباً مدّت پنج سال قسمت عمده‏اى از


|71|

وقتم را صرف اين سه كار نسبتاً عظيم و حجيم نموده و نتيجه كار هم به نظر افراد آگاه
قابل قبول بوده است.

و فعلاً هم مشغول چاپ آثار مربوط به كنگره نراقى‏ها و كنگره نخبگان گلپايگان
هستم(15جلد كتاب بايد چاپ شود كه چند جلد آن چاپ شده است)

از يكى دو سال بعد از پيروزى انقلاب به عضويّت جامعه مدرّسين حوزه علميّه
قم درآمدم و چند سالى است كه از اعضاى شوراى عالى حوزه علميّه قم هستم و نيز سه
سال هم مدير حوزه علميّه قم و پنج سال سرپرست كتاب‏خانه مسجد اعظم قم بودم.

فعلاً هم نماينده، مردم تهران در مجلس خبرگان هستم و حدود دو سال از فقهاى
شوراى نگهبان بودم.

مدّت شش سال از اعضاى هيئت امناى دائرة المعارف اسلامى (مربوط به رهبر
معظّم انقلاب - دامت بركاته) بودم.

دراين اواخر دو سه سالى هم از هيئت مشاوران كتاب‏خانه آستان قدس رضوى
بودم و بيش از سى سال است كه در خدمت آية اللّه خرّازى و ساير برادران به عنوان
هيئت مديره مؤسّسه در راه حق قم انجام وظيفه مى‏كنم و ظاهراً اين مؤسّسه بعداز
مجلّه مكتب اسلام، قديمى‏ترين مؤسّسه فرهنگى حوزه علميّه قم مى‏باشد و تاكنون
منشأ خدمات فراوانى، هم در ارتباط باحوزه و هم در ارتباط با سراسر كشور، و
خارج از كشور، به خصوص در مورد نسل جوان بوده است.

اين مؤسّسه همواره مورد تأييد مراجع تقليد بوده و نيز همواره مشمول الطاف
امام راحل(ره) و رهبر معظّم انقلاب آية اللّه خامنه‏اى - دامت بركاته - بوده و مى‏باشد.


پس از پيروزى انقلاب

قبل از پيروزى انقلاب از انقلابى‏ها به حساب نمى‏آمدم و رنجى كه آنان برده
بودند نبردم؛ امّا پس از انقلاب تا امروز كم و بيش، در حمايت و ترويج انقلاب
خدماتى انجام داده‏ام و لااقل هميشه براى دوام و بقاى اين حكومت الهى و نيز


|72|

مصون ماندن آن از هرگونه انحراف دعاگو بوده‏ام.


پايان

در خاتمه اين شرح حال (كه تنها به نقاط قوّت زندگى خود كه همان‏ها هم در
واقع مى‏تواند نقاط ضعف باشد بسنده، و از نقاط ضعف فراوان كه ياد آن‏ها موجب
شرمندگى است خوددارى كردم) بايد عرض كنم:

روزهاى اوّلى كه كتاب جامع المقدّمات را به ما درس دادند، گفتند: «اوّل العلم
معرفة الجبّار و آخر العلم تفويض الأمر إليه» پس افرادى چون بنده كه درس خوانده،
مباحثه كرده، درس داده، و آثار و تأليفاتى هم دارند، عنوان‏هايى هم پيدا كرده‏اند امّا
همه اين علم‏ها، و قيل و قال‏ها، آنان را نورانى نكرده، و در عين عالم بودن، در
ظلمت و تاريكى به سر مى‏برند و تمام تحصيلشان، نه «عرفان باللّه» را آورده كه آغاز
علم است و نه «تفويض الأمر إلى اللّه» را كه انجام آن است، چنين اشخاصى كه يكى
از آنان بنده هستم نبايد به هيچ وجه خود را در زمره اهل علم به حساب آورند و
احاديث فضيلت علم و عالم را در باره خود پندارند.

آرى، 65 سال عمر به غفلت گذشت و در صفحات تاريخ زندگى خود هيچ
خدمت خالصى به اسلام و تشيّع نمى‏بينم و معترف به گناه‏كارى و تقصير و
هواپرستى بوده و مى‏باشم و به خداى رحيم و كريم اميدوارم و از كسانى كه اين
شرح حال را مى‏خوانند ملتمس دعا هستم، باشد كه لطف خداى منّان و شفاعت
رسول او و ائمّه هدى و فاطمه زهرا - سلام اللّه عليهم - و نيز دعاى دوستان و
آشنايان و مؤمنان موجب نجاتم گردد.

قم - 1380 شمسى
تعداد نمایش : 2071 <<بازگشت
 

 فهرست مجلات فصلنامه حکومت اسلامی بصورت فایلهای PDF

 

 

 فهرست کتاب ها 

 

 

درس خارج
«فقه نظام سیاسی اسلام»
استاد: حضرت آیت‌الله محسن اراكی دام‌عزه

         کلیه حقوق برای مرکز تحقیقات علمی دبیرخانه خبرگان مجلس محفوظ است.

صفحه اصلی|اخبار|راهنمای تنظیم و ارسال مقالات|کتاب ها|فصلنامه|درباره ما