صفحه اصلی|اخبار|درس خارج فقه نظام سیاسی اسلام|تماس با ما
منو اصلی
اوقات شرعی
ورود
نام کاربری :   
کلمه عبور :   
عضویت
انصارى - مجيد
انصارى - مجيد تاریخ ثبت : 1390/11/29
طبقه بندي : خبرگان ملت دفتر دوم ,
عنوان : انصارى - مجيد
آدرس فایل PDF : <#f:86/>
مولف : <#f:89/>
نوبت چاپ : <#f:90/>
متن :

|73|

انصارى - مجيد

نام: مجيد

شهرت: انصارى

نام پدر: اكبر

زادگاه: خانوك از توابع زرند كرمان

سال تولد: 1333شمسى

مسئوليّت: چهار دوره نمايندگى مجلس شوراى اسلامى از زرند كرمان و
تهران، رياست سازمان زندان‏ها و اقدامات تربيتى كشور، معاونت وزارت
كشور، معاونت سازمان بازرسى كلّ كشور، معاونت مؤسّسه تنظيم و نشر
آثار امام خمينى(ره)، عضويّت در شوراى سياست‏گذارى صدا و سيما، معاونت
بازرسى بعثه امام و مقام معظّم رهبرى در حج، فرمان‏دهى سپاه پاسداران،
رياست جهاد سازندگى، عضويّت در هيئت مديره مدارس علميّه كرمانى‏ها... .


|75|

انصارى - مجيد




محلّ تولد و دوران كودكى

اين‏جانب مجيد انصارى در دهم فروردين ماه 1333 در روستاى خانوك از توابع
زرند كرمان در خانواده‏اى متوسّط و بسيار متديّن به دنيا آمدم. روستاى مذكور از
روستاهاى بزرگِ آباد و زادگاه بسيارى از روحانيون بنام كرمان و پاى‏گاه دفاع از
انقلاب، قبل از پيروزى و بعد از آن به‏خصوص در دوران دفاع مقدّس بود، وجود
شهيدان فراوان اين محلّ گواه اين ادّعا است و اخيراًاين روستا به شهر تبديل شده است.

پدرم مرحوم حاج اكبر فرزند محمد بن على بن ابوالحسن، از معتمدان و متديّنان
بنام و مورد علاقه شديد مردم بود. شغل اصلى ايشان خواربارفروشى بود، امّا به
دليل برخوردارى از مطالعات اسلامى و تاريخى و روحيّه شجاعت و دفاع از حقّ به
وعظ و خطابه و انجام خدمات دينى و اجتماعى مى‏پرداخت و به همين سبب ملجأ
عامّه مردم در مشكلات بود و از اين رهگذر، خدمات شايانى در جهت عمران
آبادى محل و سامان‏دهى امور دينى و تبليغى محل به عمل آورد. از خدمات دينى
وى مى‏توان به دعوت او از علما و روحانيان برجسته در ايّام تبليغ اشاره كرد كه از
جمله آنان حضرت آيةاللّه جعفر سبحانى بود.پدرم در شعر سرايى داراى ذوق و
طبع روان بود و اشعار زيادى در مدح و رثاى اهل بيت و مسائل اخلاقى سروده
است كه خلاصه آن با عنوان راز دل چاپ شد. وى در سال 1363شمسى و مادرم
در سال 1371شمسى به رحمت ايزدى پيوستند و هر دو عزيز در قبرستان بقيع قم،


|76|

در جوار قبر برادر شهيدم محمود انصارى به خاك سپرده شدند.

مادرم مرحوم بى بى رستمى راورى، زنى متديّن، متهجّده و بسيار صبور بود و
بيش‏تر اوقات خود را صرف عبادت، توسّل به اهل بيت(ع) و خدمت به خويشان
و همسايگان مى‏گذراند.


تحصيلات

تحصيلات ابتدايى را در دبستان خانوك به پايان رساندم و سپس عازم حوزه
علميّه معصوميّه كرمان شدم. قبل از من برادر بزرگ‏ترم جناب حجّة الاسلام و
المسلمين آقاى محمد على انصارى وارد اين حوزه شده بود. عامل اساسى در
علاقه‏مندى ما به طلبگى در مرحله اوّل، محيط خانوادگى و تشويق پدر و مادرم و در
مرحله دوم، تأثير شخصيّت و نفوذ كلمه و برخورد گرم و سازنده حضرت آيةاللّه
جعفر سبحانى بود كه در سال 1343شمسى به دعوت مرحوم پدرم به خانوك
تشريف آورده بود.

مدرسه معصوميّه زير نظر مرحوم آيةاللّه صالحى كرمانى و با مديريّت
حجّةالاسلام و المسلمين نيشابورى اداره مى‏شد. از سال 1346 تا 1349شمسى در
مدرسه معصوميّه بودم و مقدّمات، ادبيّات و منطق را فرا گرفتم. اساتيد من عبارت
بودند از: حضرات آيات و حجج اسلام روحانى، حقيقى، شاكرى، سيّد ابوالقاسم
موسوى و حسنى.


هجرت به قم

در سال 1349شمسى وارد حوزه علميّه قم شديم و برادر كوچك‏ترم جناب
آقاى حميد انصارى نيز به ما پيوستند. در مدرسه ستّيه واقع در ميدان‏مير قم، براى
اسكان، حجره‏اى گرفتيم و در مدرسه مرحوم آيةاللّه العظمى گلپايگانى در تكيه


|77|

توليت (قسمتى از محلّ فعلى مدرسه بزرگ آن مرحوم) به درس مشغول شديم كه
پس از يك سال، مدرسه به خيابان صفائيه منتقل شد، مدرسه از مدارس خوب و با
برنامه منظّم تحت نظر مرحوم حاج سيّد مهدى گلپايگانى و با مديريّت حجّة
الاسلام و المسلمين آقاى حسينى اداره مى‏شد. تمام جلدين لمعه را در اين مدرسه
خواندم، اساتيد من در اين مدرسه عبارت بودند از: حضرات آيات و حجج اسلام
آشتيانى، طالقانى، مقتدايى، صلواتى، شيخ عبدالقائم شوشترى، حسن تهرانى،
اسكندرى، عالمى و....

پس از اتمام درس‏هاى عمومى حوزه، به ادامه تحصيل براى فراگيرى دروس
سطح خارج فقه و اصول پرداختم كه تا سال 1357شمسى ادامه داشت.

اساتيد بزرگوار من در مقاطع تحصيلى سطح عبارت بودند از: حضرات آيات
بنى فضل، اعتمادى، ستوده، سيّد مصطفى محقّق، سيّد على محقّق و اساتيدم در
خارج فقه و اصول حضرت آيةاللّه وحيد خراسانى و حضرت آيةاللّه تبريزى بودند.

هم‏چنين در درس‏هاى اصول عقايد، تفسير قرآن، نهج البلاغه و اخلاق حضرات
آيات مكارم شيرازى، مشكينى، نورى همدانى و خزعلى شركت مى‏كردم.

بعد از پيروزى انقلاب اسلامى ايران نيز على‏رغم مشاغل فراوان، سعى كردم در
تهران از محضر اساتيد بزرگوار حضرات آيات صانعى، موسوى اردبيلى، محمدى
گيلانى و سيّد محمد بجنوردى بهره بگيرم.

ضمن اين‏كه دروس جديد را نيز تا مقطع كارشناسى ارشد (فوق ليسانس) در
رشته حقوق خصوصى در دانشگاه آزاد تهران طى كردم. دوستان هم‏مباحثه من
علاوه بر اخوى مكرّم، عبارت بودند از: حضرات حجج اسلام شهيد مظفّر، شهيد
همّتى، محسن قمى، جعفر انوارى، عبدالحميدى و مرحوم سيّد مهدى واعظى
اصفهانى.

ذكر اين نكته نيز خالى از فايده - به‏خصوص براى طلّاب جوان - نيست كه زندگى
بيش‏تر روحانيان و طلّاب در دوران تحصيل ما از لحاظ معيشتى و اقتصادى با


|78|

سختى و دشوارى فراوان روبه‏رو بود و زندگى من و برادرانم نيز از اين قاعده مستثنا
نبود و گاهى كه شرح فقر و تنگ‏دستى آن دوران را براى دوستان نقل مى‏كنم، دچار
شگفتى مى‏شوند؛ امّا شيرينى و زيبايى آن دوران نورانى و لبريز از نشاط و تلاش،
هرگز از خاطرم محو نخواهد شد. نكته ديگر اين‏كه فضاى معنوى حاكم بر طلّاب و
مدارس در آن دوران بسيار گسترده‏تر و مطلوب‏تر از امروز بود، از خود گذشتگى،
خطرپذيرى، احتياط در امور و سخت كوشى در تعليم و تدريس و تبليغ از
ويژه‏گى‏هاى آن عصر به يادماندنى است.


عوامل مؤثّر بر شكل‏گيرى شخصيّت سياسى و اجتماعى

نفرت از شاه و نظام ستم‏شاهى براى اوّلين بار به واسطه سخنان روشن‏گرانه پدرم
در من ايجاد شد؛ او با زبانى ساده مظالم شاه و پدرش را بيان مى‏كرد و ما را از
خوردن مواد غذايى‏يى كه تحت عنوان تغذيه رايگان در مدرسه توزيع مى‏شد، منع
كرده، مى‏فرمود: اين‏ها همانند عسل معاويه است كه براى فريب مردم داده
مى‏شود. با نام مقدّس «امام خمينى» براى نخستين بار به وسيله حضرت آيةاللّه
سبحانى آشنا شدم. ايشان در پايان منبر در طول ماه مبارك رمضان براى امام دعا
مى‏كردند. وقتى كه براى نخستن مرتبه تمثال مبارك و نورانى امام را بر روى كارت
تبريك سال نو - كه از قم براى پدرم فرستاده بودند - مشاهده كردم، چشمانم منوّر
گشت و عشق به آن سيماى جذّاب در دلم تابانيده شد. متعاقب آن پدرم به ساواك
فرا خوانده شد و بنده نيز به حوزه علميّه معصوميّه وارد شدم كه اين عمل نقش
تعيين كننده‏اى بر شكل‏گيرى شخصيّت سياسى و اجتماعى من در آغاز نوجوانى
داشته است. از سيزده سالگى مقلّد امام خمينى شدم، محيط مدرسه معصوميّه
محيطى انقلابى و جمع دوستان و اساتيد ما همگى از ارادتمندان امام بودند،
حضرات آيات و حجج اسلام هاشمى رفسنجانى، دعايى، محمد جواد حجّتى
كرمانى، شهيد محمد جواد باهنر و...نام‏هاى آشنا و الهام بخش طلّاب جوان اين


|79|

مدرسه بودند. گرچه هنگام ورودم به حوزه بيش‏تر آنان يا در زندان به سر مى‏بردند و
يا متوارى بودند و شهيد باهنر نيز در تهران زندگى مى‏كرد؛ امّا آشنايى ما طلّاب
جوان با انديشه‏هاى آنان و اطلاع يافتن از مسائل مربوط به نهضت امام خمينى
به‏وسيله آنان و ديگر علما و فضلاى كرمانى از جمله حجّة الاسلام و المسلمين آقاى
فهيم كرمانى، موجب تقويت شيفتگى ما به امام خمينى مى‏شد.


مبارزات سياسى

در كنار تحصيل و تدريس از دوران جوانى به امر تبليغ پرداخته و همواره در
منبرها، كلاس‏ها و...به ترويج انديشه‏هاى امام مى‏پرداختم، تشكيل كتاب‏خانه،
سازمان‏دهى گروه‏هاى جوان، تشكيل كلاس‏هاى ويژه نوشتن و كارگردانى
نمايش‏نامه‏هاى انقلابى از جمله فعّاليّت‏هاى فرهنگى و سياسى من بود.

در حوادث مهمّ قم از جمله حادثه «نوزده دى» حضور داشتم و از فعّالان آن
حادثه تاريخى بودم كه سرانجام مجروح شدم. با دوستانم در استان كرمان در ارتباط
بودم و در جهت رساندن نوارها، كتاب‏ها و اعلاميّه‏هاى انقلابى و رساله حضرت
امام فعّاليّت داشتم. اين گروه، فعّاليّت خود را تا انجام كارهاى مبارزه مسلّحانه
توسعه داد. در راستاى تبليغ و افشاگرى عليه رژيم شاه كه در استان‏هاى مختلف
صورت مى‏گرفت، بارها از سوى ژاندارمرى، شهربانى و ساواك مورد تعقيب، جلب
و يا اخراج از محلّ تبليغ‏قرار گرفتم. اوج برنامه‏هاى تبليغى و مبارزات سياسى من
در سال 1356 و 1357شمسى بود كه به صورت جنگ و گريز از اين شهر به آن شهر
با لباس مبدّل انجام مى‏شد؛ شهرهاى اردستان، داراب، ارسنجان، زرند، پابدانا و
فسا از جمله شهرهايى بودند كه به صورت مركز تبليغى مورد استفاده قرار مى‏گرفتند
و خاطرات زيادى از آن دوران دارم كه ذكر آن‏ها از حوصله اين مختصر خارج است.
در بعضى از اين مبارزات عملاً به رويارويى و درگيرى مسلّحانه مأموران رژيم با
مردم و شهادت اشخاص منجر گرديد.


|80|

در آستانه پيروزى انقلاب در زرند كرمان و پابدانا مركز معادن ذغال‏سنگ كشور
به امر سازمان‏دهى مبارزات كارگرى و ديگر اقدامات ضرورى مشغول بودم و
همين‏جا بود كه شيرين‏ترين خبر تاريخ زندگى خود، يعنى پيروزى انقلاب و
فروريختن نظام شاهنشاهى را شنيدم.


فعّاليّت‏هاى بعد از انقلاب

بلافاصله پس از پيروزى انقلاب براى حفاظت از اموال عمومى و جلوگيرى از
خراب‏كارى عناصر وابسته به ساواك يا گروه‏هاى ماركسيستى، با بهترين دوستان و
هم رزمان كه اكنون بزرگ مردانى از آنان در جوار رحمت حقّ و در كنار خيل شهيدان
آرميده‏اند هم‏چون شهيدان سرافراز، حميد عرب نژاد، اكبر شفيعى، اكبر طاهرنيا
و...و جمع ديگرى از ايشان هم‏چنان در سنگر دفاع از انقلاب مشغول خدمت‏اند، به
تشكيل و سامان‏دهى كميته پرداختم.

تشكيل جهاد سازندگى، سپاه پاسداران و ديگر نهادهاى ضرورى انقلابى و
سرپرستى آن‏ها از ديگر اقدامات من در سال 1358شمسى بود. در سال
1359شمسى، در سنّ 26سالگى به نمايندگى از سوى مردم زرند كرمان به مجلس
شوراى اسلامى راه يافتم. گفتنى است كه زرند قبل از انقلاب نماينده مستقلى
نداشت.

هم‏چنين در دوره سوم مجلس شوراى اسلامى، بار ديگر از سوى مردم زرند
كرمان به نمايندگى انتخاب شدم.

در دوره پنجم و ششم مجلس شوراى اسلامى نيز به نمايندگى از سوى مردم
تهران در آن مجلس حضور داشتم. در اين دوره‏ها جز دوره اوّل، عضو كميسيون
برنامه و بودجه و كميسيون آيين نامه داخلى مجلس بوده و هستم. در دوره اوّل،
عضو هيئت رئيسه سنّى به عنوان جوان‏ترين نماينده انجام وظيفه كردم و در


|81|

كميسيون اقتصادى و صنايع و معادن عضويّت داشتم.

از خاطرات تلخ دوره اوّل مجلس بايد از حادثه جان‏گداز انفجار حزب جمهورى
اسلامى و شهادت جمع زيادى از بزرگان و دوستان و همكاران و هم‏چنين حادثه
انفجار نخست وزيرى و شهادت شهيد رجائى و باهنر ياد كرد و از حوادث شيرين
آن نيز اقتدار مجلس در دفاع از خط امام و رأى دادن به عدم كفايت سياسى
بنى‏صدر را بيش‏تر به‏ياد دارم.


مسئوليّت‏ها و مناصب مهم

در طول دوره‏هاى اوّل، سوم و پنجم مجلس شوراى اسلامى در مشاغل زير
اشتغال داشتم:

1. نمايندگى شوراى‏عالى قضايى و رياست سازمان زندان‏ها و اقدامات تأمين و
تربيتى كشور؛

2. معاونت پارلمانى وزارت كشور؛

3. معاونت برنامه ريزى مؤسّسه تنظيم و نشر آثار حضرت امام خمينى(ره)؛

4. معاونت برنامه‏ريزى سازمان بازرسى كلّ كشور؛

5. عضويّت در شوراى سياست‏گذارى صدا و سيما.


افتخارات و مسئوليّت‏هاى مستمر

1. از بزرگ‏ترين افتخارات خانواده ما خدمت‏گزارى در بيت، دفتر، مؤسّسه نشر
آثار و مرقد حضرت امام خمينى(ره) است. البته اين نعمت بزرگ و افتخار عظيم در
حدّ بالا متعلّق به برادر بزرگم حجّة الاسلام و المسلمين آقاى محمد على انصارى و
سپس جناب آقاى حميد انصارى و در مرحله بعدى اين‏جانب است كه سهم بسيار
ناچيزى را عهده دار بوده و هستم و اين توفيق بعد از عنايت حق، رهينِ روحِ بلند و


|82|

قلب مهربان يار سفر كرده مرحوم حجّة الاسلام و المسلمين حاج سيّد احمد
خمينى - أعلى اللّه مقامه الشّريف - است و استمرار آن نيز با لطف بى دريغ بيت
رفيع امام به‏خصوص يادگار گران‏قدر آن‏حضرت جناب مستطاب حجّة الاسلام و
المسلمين حاج سيّد حسن خمينى مى‏باشد.

2. خدمت‏گزارى به حجّاج بيت اللّه الحرام از طريق بعثه حضرت امام از دوران
نمايندگى حضرت حجّة الاسلام و المسلمين جناب آقاى موسوى خوئينى تا
حجّةالاسلام و المسلمين جناب آقاى كرّوبى و حجّة الاسلام و المسلمين رى‏شهرى
در سمت معاونت بازرسى.

3. عضويّت در شوراى مركزى «مجمع روحانيون مبارز» و عضويّت در كميته
سياسى آن از بدو تأسيس كه با تشويق و راهنمايى حضرت امام خمينى و به منظور
حمايت از آرمان‏ها و انديشه‏هاى بلند آن‏حضرت تشكيل يافته است.

4. عضويّت در هيئت مديره مدارس علميّه كرمانى‏ها در قم و كرمان با انتخاب
حضرت امام خمينى(ره) كه پس از ارتحال آن‏حضرت تاكنون نيز با تأييد مقام معظّم
رهبرى - دام عزّه - در اين زمينه فعّاليّت دارم. دو عضو ديگر هيئت حضرات حجج
اسلام و المسلمين آقايان محمد جواد كشميرى و حسين جاويدى هستند.


حضور در جبهه

از ابتداى جنگ تحميلى تا آخرين روزهاى آن، بارها خداوند منّان توفيق حضور
در جبهه‏هاى حقّ عليه باطل و سخن‏رانى در جمع بهترين بندگانش را نصيب من
فرمود، البته پيش از آغاز جنگ، خداوند بزرگ خانواده ما را با پذيرش برادر شهيدم
محمود انصارى در مصاف با گروهك‏هاى ضدّ انقلاب در كردستان مفتخر نمود و
در ادامه جمع زيادى از خويشان و نزديكان و دوستانم نيز به خيل شهيدان پيوستند.
نمى‏دانم چرا على‏رغم حضور در جبهه از هنگام حصر آبادان، عمليّات


|83|

بيت‏المقدّس، فاو و غيره...و على‏رغم عضويّت ثابت در جلسه هفتگى حزب
جمهورى اسلامى ايران و ديگر صحنه‏هاى ايثار و شهادت، از قافله شهيدان عقب
مانده و در كوير عطش‏زاى زندگى دنيايى، هم‏چنان در حسرت جرعه آبى از كوثر
شهادت به‏سر مى‏برم؟! البته هرگز از رحمت و فضل بى‏كران خداوند مأيوس نيستم
و همواره چشم به راه پيك شهادت و مرگ سرخ در راه خدا بوده و اين عشق در قلبم
موج مى‏زند و در اين انتظار مقدّس اميد به چشم كيمياگر حضرت صاحب الأمر -
أرواحنا لتراب مقدمه الفداء - دارم.


خاطره مهمّ بعد از انقلاب مرتبط با خبرگان

در طول 22 سال بعد از پيروزى انقلاب، از مقاطع مختلف آن خاطرات مهمّى در
عرصه‏هاى سياسى، نظامى، اجتماعى و....دارم كه دراين مختصر نمى‏گنجد؛ امّا به
بزرگ‏ترين و در عين حال تلخ‏ترين آن‏ها اشاره مى‏كنم كه مطمئنّاً از سخت‏ترين و
تلخ‏ترين لحظات زندگى من و بسيارى هم‏چون من است. لحظات پايانى عمر
پربركت امام و پرواز روح خدا در شب چهاردهم خرداد سال 1368شمسى در
بيمارستان قلب جماران آن‏قدر سخت و دشوار بود كه تا عمق جان را مى‏گداخت،
خبر ارتحال آن‏حضرت تمام كسانى را كه در محوّطه بيمارستان بودند در بهت
سهمگينى فرو برد، عظمت حادثه به قدرى بود كه براى مدّتى حتى راه گريه را نيز
بسته بود، بعد از سال‏ها هنوز داغ اين هجران را در تمام وجودم حس مى‏كنم، پس
از اين‏كه مردم با خيل چندين ميليونى خود و با اشك و آه و ناله، وداع آتشين خويش
را با رهبر و مقتداى خود در مصلّاى تهران به پايان مى‏بردند، جنازه مطهّر امام را به
كمك اخوى و جناب آقاى محسن رضايى از جاى‏گاه مخصوص در تابوت گذاشتيم
و براى بردن به محلّ نماز مهيّا ساختيم، هيچ‏گاه منظره‏اى اين‏چنين نديده و حتى
تصوّر نمى‏كردم، انبوه جمعيّت به گندم‏زار متراكم مى‏ماند كه پرده‏اى سياه بر آن


|84|

كشيده و با نسيمى موج زنان از اين سو به آن‏سو متمايل مى‏شد، هزاران نفر از خود
بى‏خود و مدهوش بودند و چهره تمامى چند ميليون نفر انسان عزادار خيس از
اشك حسرت و اندوه بود.

آن‏چه كه در پشت اين همه غم و اندوه موجب هراس و غصّه مضاعف بود
نگرانى از آينده و مسئله رهبرى بعد از امام بود؛ امّا سرعت عمل و نقش آفرينى
به‏موقع خبرگان رهبرى براى انتخاب جانشين امام و تعيين حضرت آيةاللّه
خامنه‏اى - حفظه‏اللّه - به رهبرى است كه در كمال آرامش و كم‏ترين زمان ممكن و
اطاعت و پذيرش همگانى و حمايت يك پارچه همه گروه‏هاى سياسى از اين
انتخاب شايسته، موجب تسكين آلام و غم‏هاى فزاينده و باعث آرامش و اطمينان
دل‏هاى نگران گرديد و نقش بى‏بديل خبرگان آشكار گرديد.


انتخابات خبرگان

اين‏جانب در سومين دوره انتخابات خبرگان رهبرى به نمايندگى از سوى مردم
استان تهران برگزيده شدم و در كميسيون‏هاى آيين‏نامه و فعّال كردن مجلس خبرگان
رهبرى عضويّت دارم.

تعداد نمایش : 2255 <<بازگشت
 

 فهرست مجلات فصلنامه حکومت اسلامی بصورت فایلهای PDF

 

 

 فهرست کتاب ها 

 

 

درس خارج
«فقه نظام سیاسی اسلام»
استاد: حضرت آیت‌الله محسن اراكی دام‌عزه

         کلیه حقوق برای مرکز تحقیقات علمی دبیرخانه خبرگان مجلس محفوظ است.

صفحه اصلی|اخبار|راهنمای تنظیم و ارسال مقالات|کتاب ها|فصلنامه|درباره ما