صفحه اصلی|اخبار|درس خارج فقه نظام سیاسی اسلام|تماس با ما
منو اصلی
اوقات شرعی
ورود
نام کاربری :   
کلمه عبور :   
عضویت
حسينى - سيّد مجتبى
حسينى - سيّد مجتبى تاریخ ثبت : 1390/11/29
طبقه بندي : خبرگان ملت دفتر دوم ,
عنوان : حسينى - سيّد مجتبى
آدرس فایل PDF : <#f:86/>
مولف : <#f:89/>
نوبت چاپ : <#f:90/>
متن :

|159|

حسينى - سيّد مجتبى

نام: سيّد مجتبى

شهرت: حسينى

نام پدر: سيّد جليل

زادگاه: مشهد

سال تولد: 1333 شمسى

مسئوليّت: مسئوليّت آموزش سپاه پاسداران شيراز در زمان جنگ، نمايندگى
ولىّ‏فقيه در امور اهل سنّت استان سيستان و بلوچستان،عضويّت در هيئت
امناى دانشگاه علوم قرآنى زاهدان، عضويّت در شوراى آموزش و پرورش،
عضويّت در ستاد امر به معروف و نهى از منكر، نمايندگى مجلس خبرگان
رهبرى در دوره سوم از استان سيستان و بلوچستان.


|161|

حسينى - سيّد مجتبى




ولادت

اين‏جانب سيّدمجتبى حسينى در سال 1333 شمسى در شهر مقدّس مشهد و در
خانواده‏اى روحانى متولد شدم. پدرم آيةاللَّه سيّدجليل حسينى از علماى محترم
مشهد است. ايشان در زمان رژيم شاه در مسجد گوهر شاد، اقامه جماعت مى‏كرد،
ولى پس از عدم پذيرش دعوت رژيم طاغوت نسبت به ديدار با شاه معدوم، از اقامه
نماز در مسجد گوهرشاد ممنوع شد. پس از آن در حسينيّه تهرانى‏هاى مقيم مشهد به
اقامه جماعت پرداخت.

وى از خاندان علم و از سادات اصيل سيستانى است كه در نوجوانى براى
تحصيل علوم حوزوى به مشهد مهاجرت كرد و از شاگردان خاص مرحوم آيةاللَّه
ميرزامهدى اصفهانى - عالم و عارف مشهور - به شمار مى‏آمد و در محضر درس او
به درجه اجتهاد نايل شد.

مادرم نيز از سادات محترم و بانويى متّقى و پرهيزگار بود كه در سال
1370شمسى دار فانى را وداع گفت. او فرزند مرحوم آيةاللَّه آقا نجفى و نوه پسرى
مرحوم ميرزا مهدى شهيدى مى‏باشد و خاندان‏هاى شهيدى و علم‏الهدى دايى و
دايى‏زاده‏هاى اين‏جانب مى‏باشند و اصولاً اكثر قريب به اتّفاق منسوبان نسبى و
سببى بنده، اهل علم و سيادت هستند.


|162|

تحصيلات

1. ابتدايى؛ دوران ابتدايى را در دبستان غزالىِ نزديكِ منزل كه دبستانى دولتى
بود، گذراندم.

در سال 1342شمسى هم‏زمان با آغاز نهضت امام خمينى(ره) كه مردم مشهد
مقدّس در بيت آيةاللَّه سيّد حسن قمى اجتماع كردند، و مأموران رژيم شاه به سوى
آنان تيراندازى كردند، بنده در سال سوم دبستان مشغول تحصيل بودم و پنجره
كلاس ما بر محلّ تجمّع و درگيرى مشرف بود، و من شاهد رشادت و ايثار مردم
بودم و آن خاطره هرگز از يادم نمى‏رود.

اهتمام حضرت والد در آموزش قرآن و احكام موجب شد تا در جلسه دوره قرآن
صنف خبّازان مشهد كه در شب‏هاى پنج‏شنبه تشكيل مى‏شد و والد محترم، در آن
جلسه تفسير مى‏گفت، شركت مستمر داشته و قرآن را نزد قارى جلسه آقاى سيّد
ماشاءاللَّه رضوى بياموزم. فراموش نمى‏كنم در دوران دبستان، هر وقت زنگ قرآن
داشتيم، معلّم ما كه با قرآن آشنا نبود، سرش را روى ميز مى‏گذاشت و مى‏خوابيد و
اداره كلاس را به من و يكى‏ازبچّه‏هاى ديگر كه با روخوانى قرآن آشنا بوديم
مى‏سپرد. هم‏چنين يكى از افرادى كه در مدرسه براى اشعار و سروده‏هاى مذهبى
در مناسبات به او توجّه مى‏شد، بنده بودم.

2. ادبيّات عرب؛ پس از پايان دوره دبستان، در دوازده سالگى با تشويق پدر به
دروس حوزوى پرداختم و جامع المقدّمات را نزد پدرم و برادرم كه يك سال از من
بزرگ‏تر بود و حدود يك سال زودتر درس خواندن را شروع كرده بود، خواندم و با
رسيدن به سيوطى، به دستور پدرم هم‏زمان، در درس مغنى در كنار برادر بزرگ‏ترم
شركت كردم تا با ايشان هم‏مباحثه باشم.

مراحل دروس ادبيّات را به سرعت و با جدّيّت و پشت‏كار نزد اساتيد خصوصى
و تحت رعايت ابوى سپرى نمودم و آن‏چه موجب شد از نظر قرائت متون عربى از


|163|

اقران عقب‏تر نباشيم، اين بود كه حضرت والد در منزل، ما را وادار به خواندن
كتاب‏هاى شريف وافى، كافى و مانند آن‏ها مى‏نمود و اشكالات ادبى را بر طرف
كرده، ما را به نكات لازم‏الرّعايه در ادبيّات رهنمون مى‏شد.

دروس ادبيّات عرب را عموماً نزد اساتيد خصوصى خواندم و كتاب حاشيه
ملّاعبد اللّه را نزد استاد بزرگوار جناب حجّة الاسلام و المسلمين آقاى واعظ طبسى
خواندم و بخش «معانى» كتاب مطوّل را نزد استاد معروف ادبيّات مشهد جناب
آقاى حجّت هاشمى گذراندم

3. سطح؛ قوانين مرحوم ميرزاى قمى را نيز نزد استاد بزرگوار آقاى واعظ طبسى
و بخش عمده شرح لمعه را نزد آقاى صالحى كه از اساتيد معروف و پر تلاش
سطوح در حوزه مشهد هستند، سپرى نمودم و معالم الدّين و قسمتى از لمعه را نيز
از محضر والد ماجد استفاده كردم.

قسمت «قطع» رسائل را از حجّةالاسلام و المسلمين روحانى و قسمتى ديگر و
هم‏چنين مكاسب و جلد اوّل كفايه را نزد مرحوم اشكذرى كه تجسّم اخلاق و
تواضع بود، فرا گرفتم.

جلد دوم كفايه را بعد از هجرت مجدّد به قم، نزد مرحوم آيةاللّه سلطانى و تتمه
آن‏را نزد حجّة الاسلام و المسلمين آقاى كرباسى گذراندم.

فلسفه، كلام و تفسير؛ شرح تجريد علّامه را نزد استاد دهشت در مشهد آموختم
و هم‏چنين دروسى از قبيل باب حادى عشر و ... را نزد اساتيد مختلفى فراگرفتم.

در مبحث فلسفه، منظومه را نزد استاد بزرگوار جناب آقاى دكتر احمد بهشتى در
حوزه علميّه قم خواندم و از محضر آية اللَّه شهيد مطهّرى بخشى از اشارات و اسفار
را كسب فيض كردم.

هم‏چنين از دروس معارف قرآن ايشان استفاده كردم. در كلام در دروس آيات
حقّى و ملكى تبريزى شركت كردم.


|164|

در تفسير از درس آيةاللَّه خزعلى و ... استفاده كردم و خلاصه، پيوسته از مباحث
مختلف زنده‏اى كه در قم به وسيله اساتيد مختلف القا مى‏شد، بهره گرفتم.

از بدو تحصيلات، علاقه شديدى به زبان عربى داشتم و با مطالعه آثار
نويسندگانى چون جرجى‏زيدان و منفلوطى و ده‏ها كتاب عربى آشنا شدم و اصولاً
از اوّل مقيّد بودم هيچ‏گاه به ترجمه فارسى كتب مراجعه نكنم و از متن عربى آن‏ها
استفاده نمايم، حتى از خود آموزهاى كتب حوزوى هيچ‏گاه استفاده ننمودم.


فعّاليّت‏هاى انقلابى

در آن ايّام فضاى مشهد، فضايى انقلابى بود و در ميان طلّاب جوان و نوجوان
خطوط مطالعاتى مختلف در شناخت مكاتب و انديشه‏هاى غرب، جهان اسلام،
نقشه‏هاى‏استعمار، آشنايى با اقتصاد و روان‏شناسى و ... دنبال مى‏شد، كه در اين
ميان من نيز مطالعاتى به صورت دسته جمعى و نيز تحت اشراف اساتيد راهنما
داشتم و برخى به صورت درسى انجام مى‏شد كه از آن جمله مطالعات پيوسته
زيرنظر استاد بزرگوار آقاى على حكيمى را مى‏توان نام برد كه خلاصه نويسى‏هاى
آن مطالعات، حجم زيادى از يادداشت‏هاى اين‏جانب را شامل مى‏شود. هم‏چنين
يادم نمى‏رود در پشت بام منزل يكى از دوستان در مشهد، كلاسى پنهان از چشم
ساواك تشكيل مى‏شد كه استاد شهيد هاشمى‏نژاد در آن‏جا تدريس مى‏نمود و
حدود دَه نفر از طلّاب جوان و نوجوان شركت مى‏كرديم و با توجّه به بيان شيواى آن
مرحوم مطالبى را كه در خلال درس‏ها از ايشان يادداشت كردم، به وسيله خود
ايشان ويرايش مختصرى شد كه محصولش كتاب راه سوم بين كمونيسم و
سرمايه‏دارى گرديد. هم‏چنين رهبر بزرگوار انقلاب حضرت آيةاللَّه العظمى خامنه‏اى
در مدرسه ميرزا جعفر درس تفسير مى‏گفت، كه بيان نافذ و چهره انقلابى وى در
جلسات درس هيچ‏گاه از يادم نمى‏رود و به خاطر دارم در تفسير آيه شريفه (وأعدّوا


|165|

لهم ما استطعتم من قوّة)[1] نكات ارزنده‏اى را در جهت لزوم تجهيز و ايجاد ابّهت لشكر
اسلام بيان داشتند؛ امّا متأسّفانه اين سلسله درس‏ها مدّت زيادى ادامه نيافت و به
وسيله ساواك تعطيل شد. هر چند نسبت به سنّ زود هنگام و نسبت به تحصيلات
در مقايسه با ساير طلّاب آن زمان دير معمّم شدم، ولى در پانزده يا شانزده سالگى با
پالتو و يك عبا در منزل ابوى در مراسم عزادارىِ دهه آخر صفر گاهى منبر مى‏رفتم و
در ميان مستمعان احياناً برخى از علماى بزرگ مشهد و يا ساير شهرستان‏ها كه براى
زيارت على بن موسى الرّضا - عليه آلاف التحيّة و الثناء - به مشهد مى‏آمدند، در
مجلس حضور مى‏يافتند. ساير مستمعان نيز از بازارى‏هاى اهل نخبه بودند. بديهى
بود كه اين فرصت‏ها جرأت بنده را در سخن گفتن بيش‏تر كند و مقدّمه‏اى براى رشد
و خودباورى اين‏جانب شود.

در هجده سالگى معمّم شدم و از همان زمان سفرهاى تبليغى به نقاط مختلف
كشور را آغاز كردم كه سرگذشت آن سفرها هر چند مى‏تواند آموزنده باشد، امّا به
دليل رعايت اختصار از آن صرف نظر مى‏كنم.


هجرت به قم

در سال 1349 شمسى پس از تعمّم، با يكى از دوستان به قصد ادامه تحصيل به قم رفتيم و
در مدرسه حجّتيّه حجره‏اى گرفتيم و برخى لوازم اوّليّه زندگى در حجره را تهيّه كرديم. با
فرا رسيدن تعطيلات تابستانى به مشهد مراجعت كردم؛ امّا پس از پايان تعطيلات تابستانى
موفّق به بازگشت به قم نشدم و درمشهد مشغول ادامه تحصيل شدم.

در سال 1352شمسى مجدّداً به قم هجرت نمودم و در مدرسه آيةاللَّه بروجردى
(معروف به مدرسه خان) سكنا گزيدم. باقى‏مانده رسائل را نزد حضرت آية اللَّه
عبادى - امام جمعه محترم فعلى مشهد مقدّس - به صورت خصوصى شروع كردم


(1). انفال(8) آيه 60.


|166|

كه پس از مدّت كمى ايشان ما را به استاد فرزانه حضرت حجّة الاسلام و المسلمين
آقاى كرباسى معرّفى كردند كه تواضع و خلوص ايشان براى بنده بسيار اعجاب‏انگيز
بود و در تواضعشان همين بس كه به مجرّد ورود به درس خارج اصول، از وى
تقاضاى مباحثه كردم، ايشان نيز با كمال تواضع پذيرفتند و اتّفاقاً در بحث با ايشان
نيز بدون هيچ گونه ملاحظه‏اى به مشاجره و گفت و گو مى‏پرداختم و او نيز تحمّل مى‏كرد.

جلد دوم كفاية الاصول را نزد مرحوم آيةاللَّه سلطانى خواندم. هم‏زمان با تحصيل
اواخر دوره سطح، در درس فقه آيةاللّه العظمى وحيد خراسانى كه در مَدْرس
مدرسه خان برگزار مى‏شد، شركت مى‏كردم و در سال 1353شمسى كه اصول را از
اوّل آغاز كرد، بنده نيز افتخار شاگردى ايشان را يافتم و تا پايان دوره اصول كه حدود
شانزده سال به طول انجاميد از محضرشان استفاده نمودم.

هم‏زمان ابواب مختلف فقه را نيز از محضر ايشان بهره بردم. هم‏چنين از درس
فقه آيةاللَّه العظمى ميرزاجوادتبريزى و مرحوم آيةاللَّه العظمى گلپايگانى نيز مباحث
زيادى را آموختم كه ذكر ابواب آن موجب اطاله سخن خواهد شد.

از همان اوان شروع درس خارج مقيّد بودم كه مباحث را سر درس به‏طور مستوفا
بنويسم و با توجّه به علاقه فراوان اين‏جانب به زبان عربى و استماع راديوهاى عربى
و در نتيجه آشنا شدن به آن زبان، كلّيّه دروس را به زبان عربى مى‏نوشتم كه تقريرات
آن، ده‏ها دفتر مى‏شود و آرزوى اين توفيق را از خدا دارم كه بتوانم با بازنگرى،
تصحيح و نشر، آن‏ها در معرض استفاده عموم علاقه‏مندان قرار گيرد، زيرا
-به‏خصوص در مباحث اصول - تمامى آن‏چه استاد القا مى‏كرده،نگاشته شده‏است.


فعّاليّت‏هاى تحقيقاتى

در طول ايّام تحصيل در بسيارى از مراحل لجنه‏هاى علمى با برخى دوستان
تشكيل دادم كه از باب نمونه در يك مرحله «دائرةالمعارف القرن العشرين» را تقسيم


|167|

نموده و هر يك بحثى را مطالعه مى‏كرديم و در جلسه گزارش مى‏داديم.

در يك لجنه تحقيقاتى ديگر بخش‏هاى تفاسير مختلف از قبيل مجمع البيان،
الميزان، برهان، تفسير فخر رازى و ... ميان دوستان تقسيم مى‏شد كه هر روز تفسير
دو آيه از آن را بينند و آن دو آيه را حفظ و هر يك مطالب مربوطه را در تفسير مورد
مطالعه خود به لجنه ارائه دهد.

لجنه ديگرى كه داشتيم در اقتصاد اسلامى و مقايسه آن با نظريّات اقتصاددانان
مشهور جهان بود، كه چند نفر از اساتيد دانشگاه و چند نفر از حوزويان در آن شركت
مى‏كردند كه سال‏ها ادامه داشت و ره‏آورد اين‏گونه جلسات در گسترش دانش و
بينش اعضاى لجنه بركات زيادى داشت.


تأليفات

محصول مكتوب اين‏جانب در طول تحصيلات و تحقيقات، مضافاً بر تقريرات
درسى كه ده‏ها دفتر را تشكيل مى‏دهد عبارت‏اند از:

1. شرحى استدلالى بر «احكام اهل ذمّه» تحرير الوسيله امام(ره) به زبان عربى؛

2. شرح استدلالى بر بخشى از «كتاب الصلاة» العروة الوثقى به زبان عربى؛

3. رساله‏اى استدلالى در زمينه اشتراط اعلميّت در ولايت فقيه با عنوان «اعلميّة
الفقيه و دورها فى الافتاء و الولاية» (اين رساله به پيشنهاد دبيرخانه مجلس خبرگان
تهيّه و جزء مقالات برگزيده همايش ولايت فقيه است كه در سال 1373شمسى در
دبيرخانه برگزار شد)؛

4. رساله‏اى استدلالى در زمينه «استخدام و تطبيق آن با مسئله اجاره» به زبان فارسى؛

5. رساله‏اى با عنوان «بهره از نظر فقهى، اقتصادى و حقوقى» به زبان فارسى؛

6. رساله‏اى در مورد مسئله بيمه كه در اين رساله مسئله بيمه، از بُعد فقهى مورد
بحث قرار گرفته و آثار اقتصادى و اجتماعى آن نيز بررسى شده است؛


|168|

7. جزوه‏اى تحت عنوان «قلمرو بخش خصوصى در نظام اقتصادى اسلام»؛

8. «اخلاقيّات بازرگانى» (در اوّلين سمينار بررسى‏هاى اقتصادى در سال
1368شمسى مطرح شده است)؛

9. «جاى‏گاه بخش عمومى و خصوصى و رابطه متقابل آن‏ها در نظام اقتصادى
اسلام» (در دومين سمينار بررسى‏هاى اقتصادى در سال 1369 شمسى مطرح شده است)؛

10. «جاى‏گاه بخش عمومى تعاونى و خصوصى در نظام اقتصادى اسلام» (در
سمينار بازسازى اقتصادى دانشگاه تربيت مدرّس تهران مطرح شد)؛

11. «ريشه‏هاى انقلاب اسلامى» (متن تدريس اين‏جانب در دانشگاه تهران بود
و چند دور به وسيله دانشكده فنى دانشگاه تهران تكثير گرديد)؛

12. «تاريخچه سياسى اقتصادى صدر اسلام» (كه متن درسى اين‏جانب در
دانشكده علوم اقتصادى علّامه طباطبائى است كه پس از بارها تكثير اكنون به چاپ
رسيده است)؛

13. رساله‏اى تحت عنوان «السنّة بين التقييم و التحديد» (در سمينار بين‏المللى
وحدت اسلامى به وسيله مجمع التّقريب مطرح شده است)؛

14. رساله‏اى تحت عنوان «توحيد افعالى» (در سمينار علمى تحقيقى فجر در
زاهدان مطرح گرديد)؛

15. «نظرة خاطفة حول مسألة الجبر و الاختيار» (در سمينار بين المللى وحدت
تهران مطرح شد)؛

16. رساله‏اى با عنوان «بحث حول محرميّة الصّهر» (به صورت استدلالى مسئله
محرميّت اثبات گرديده است)؛

17. «حدود آزادى اقتصادى در اسلام» (در جهت زدودن شبهه‏اى كه اوايل
انقلاب در مورد اسلام مطرح مى‏شد و آن را با سرمايه‏دارى غربى مساوى
مى‏دانستند، نگاشته شد)؛


|169|

مقالات و رساله‏هاى‏فوق الذّكر برخى در سمينارهاى مختلف عرضه و چاپ
شده است و برخى تجديد چاپ و يا در مجلّات تخصّصى آمده است و برخى به
صورت مخطوط هم‏چنان باقى مانده و مورد استفاده عموم قرار نگرفته است كه از
خداوند متعال فرصت تجديد نظر و تكميل و عرضه آن را مسئلت دارم.


فعّاليّت‏هاى اجتماعى

1. تدريس در حوزه علميّه قم در سطوح متوسّط و عالى حوزه و علم كلام كه در
برخى مدارس تحت برنامه، از قبيل مدرسه كرمانى‏ها، رسول اكرم، جامعة الزّهرا و يا
به‏طور آزاد در مدرسه فيضيّه و... انجام گرفته است.

2. تدريس دروس معارف، ريشه‏هاى انقلاب و نظام‏هاى اقتصادى و...در
دانشگاه تهران، دانشكده علّامه طباطبائى و ... .

3. مسافرت‏هاى تبليغى به بيش‏تر نقاط كشور با برگزارى سخن‏رانى‏ها، پاسخ به
سؤالات و تدريس در دوره‏هاى ضمن خدمت در نهادهاى مختلف.

هم‏چنين مسافرت تبليغى به لبنان و سخن‏رانى در نقاط مختلف آن، از قبيل
منطقه بقاع، هرمل، بيروت، صور، رماديه، جباع و ... .

برخى سخن‏رانى‏هاى اين‏جانب از طريق تلويزيون فجر و صوت المستضعفين
مربوط به حزب اللَّه پخش گرديد. از خاطرات شنيدنى سفرهاى لبنان اين بود كه در
ماه رمضان يكى از سال‏ها، اسرائيل مرتّباً منطقه جنوب و مشغره را بمب‏باران
مى‏كرد و قبل از روز قدس تهديد كرده بود كه اگر راه‏پيمايى انجام شود راه‏پيمايان را
بمب‏باران خواهد كرد. روز قبل از قدس شايع شد كه مقام معظّم رهبرى دستور
داده‏اند براى حفظ جان، مردم از منازل خارج نشوند و راه‏پيمايى انجام نگيرد. و از
اين‏رو، در سراسر لبنان راه‏پيمايى انجام نشد. بنده نيز پس از نماز ظهر در
حوش‏الرّافقه منطقه بقاع در سخن‏رانى ترك راه‏پيمايى را تشبيه كردم به پانزدهم


|170|

خرداد سال 1357 كه امام دستور دادند راه‏پيمايى انجام نشود و مردم با نشستن در
منازل تنفّر خودشان را از نظام نشان دهند و اتّفاقاً همان روز از جلسه ما نيز گزارشى
تلويزيونى تهيّه شد. پس از پايان سخن‏رانى به من خبر دادند جمعى از جوانان كه
شامل احزاب مختلف اعم از حزب اللَّه، حركت امل، حزب المقاومة المؤمنه و ...
مى‏باشند دست به راه‏پيمايى زدند و اگر شما شركت نكنيد ممكن است به درگيرى
منجر شود. از اين‏رو، بنده شركت كردم و در پايان آن بر فراز خودرويى رفته و
سخن‏رانى آتشين و با حرارتى عليه اسرائيل ايراد نمودم و تنها راه‏پيمايى آن سال در
سراسر لبنان آن بود كه از صدا و سيما نيز پخش شد و بعد معلوم شد شايعه منع
مقام معظّم رهبرى درست نبوده است.

4. در طول دفاع مقدّس حضور در خطوط مختلف جبهه و تبليغ و بهره‏گيرى از
معنويّات آن را داشتم و از آن‏جا كه در ايّام تبليغى حضور روحانيون در جبهه‏ها به
قدر كافى بود و پس از آن كاهش جدّى داشت، بنده سفرهايم را به مناطق جنگى در
غير ايّام تبليغ قرار مى‏دادم و خاطرات جبهه‏هاى جنگ هر چند بسيار شيرين و مفيد
است، ولى ذكر آن موجب تطويل كلام خواهد شد.

هم‏چنين توفيق حضور در خطوط مقدم حزب اللَّه در برابر اسرائيل از قبيل
حضور در خطوط ياتر، جباع، جبل صافى، عرب صليم و ... را داشته‏ام و هر چند
چه در خطوط دفاع مقدّس ايران و چه لبنان احياناً افتخار كسوت سياسى نظامى و
حمل سلاح را پيدا كرده‏ام، ولى بايد اقرار كنم كه حضور من به عنوان رزمنده نبوده
بلكه صرفاً جنبه تبليغى و استفاده از فضاى معنوى جبهه‏ها بوده است.


مسئوليّت‏هاى اجرايى

باتوجّه به اشتغال به درس در كارهاى اجرايى كم‏تر توفيق داشته‏ام. تنها در اوايل
انقلاب در تشكيل كميته انقلاب اسلامى و تصفيه آن از عناصر نامطلوب در نقاط


|171|

منجيل و رودبار فعّاليّت كوتاهى داشتم.

هم‏چنين در سال 1358شمسى در پاى‏گاه دهم شكارى دوران كوتاهى را به
نيابت، مسئوليّت عقيدتى و تشكيل كلاس‏هاى مربوطه را به عهده گرفتم.

همكارى با گروه اقتصاد دفتر همكارى حوزه و دانشگاه گرچه سال‏ها ادامه
داشت، امّا بيش‏تر جنبه علمى و تحقيقى داشت و نه جنبه اجرايى.

در سال 1362شمسى حدود پنج ماه مسئوليّت آموزش سپاه شيراز كه كارى
سنگين بود و آموزش بسيجيان براى اعزام به جبهه را شامل مى‏شد، به عهده بنده
گذاشته شد.

در سال 1370شمسى به مدّت قريب يك سال، مسئول واحد تحقيقات و
مطالعات دفتر نماينده مقام معظّم رهبرى در امور اهل سنّت بلوچستان در زاهدان
بودم و هم زمان با آن تدريس در حوزه و دانشگاه نيز انجام مى‏شد.

مدّتى نظارت بر يكى از گروه‏هاى تحقيقاتى دبيرخانه خبرگان به عهده بنده بود
كه اين موضوع نيز جنبه اجرايى نداشت، بلكه صرفاً كار علمى و تحقيقى بود.

از اوّل مهر ماه سال 1375 با حكم مقام معظّم رهبرى، نمايندگى معظّمٌ‏له در امور
اهل سنّت بلوچستان در زاهدان به عهده بنده گذاشته شد و تا كنون ادامه دارد و به
تبع آن عضو هيئت امناى دانشگاه علوم قرآنى زاهدان، عضو شوراى آموزش و
پرورش، عضو ستاد امر به معروف و نهى از منكر و ... نيز هستم.

هم‏چنين با اصرار دوستان و احساس ضرورت و لزوم حضور پر رنگ مردم در
مسئله انتخابات، ناگزير كانديداى دوره سوم مجلس خبرگان رهبرى شدم و با آراى
حدود هفتاد درصد به نمايندگى مردم استان سيستان و بلوچستان انتخاب شدم.

خداوند متعال را براى تمامى توفيقات و نعمت‏هايى كه شايسته آن نبودم،
سپاس‏گزارى مى‏كنم و از او نسبت به خطاهاى بى‏شمارم طلب عفو و نسبت به
انجام تكاليف و وظايفم طلب توفيق و امداد مى‏ نمايم.


تعداد نمایش : 1807 <<بازگشت
 

 فهرست مجلات فصلنامه حکومت اسلامی بصورت فایلهای PDF

 

 

 فهرست کتاب ها 

 

 

درس خارج
«فقه نظام سیاسی اسلام»
استاد: حضرت آیت‌الله محسن اراكی دام‌عزه

         کلیه حقوق برای مرکز تحقیقات علمی دبیرخانه خبرگان مجلس محفوظ است.

صفحه اصلی|اخبار|راهنمای تنظیم و ارسال مقالات|کتاب ها|فصلنامه|درباره ما