صفحه اصلی|اخبار|درس خارج فقه نظام سیاسی اسلام|تماس با ما
منو اصلی
اوقات شرعی
ورود
نام کاربری :   
کلمه عبور :   
عضویت
خاتمى - سيّد احمد
خاتمى - سيّد احمد تاریخ ثبت : 1390/11/29
طبقه بندي : خبرگان ملت دفتر دوم ,
عنوان : خاتمى - سيّد احمد
آدرس فایل PDF : <#f:86/>
مولف : <#f:89/>
نوبت چاپ : <#f:90/>
متن :

|195|

خاتمى - سيّد احمد

نام: سيّد احمد

شهرت: خاتمى

نام پدر: مهدى

سال تولد: 1339 شمسى

زادگاه: سمنان

مسئوليّت: نمايندگى مجلس خبرگان رهبرى در دوره سوم از استان كرمان.


|197|

خاتمى - سيّد احمد




تولد، محلّ تولد و والدين

اين‏جانب سيّد احمد خاتمى در سال 1339شمسى در سمنان متولد شدم. پدرم
مرحوم سيّد مهدى مردى بسيار متديّن و غيرتمند بود و در ميان فاميل، ضرب‏المثلِ
ايمان و تقوا به شمار مى‏آمد. او بر تربيت دينى و اخلاقى فرزندان خود فوق‏العادّه
حسّاس بود. با اين‏كه از سواد متعارف (علم جديد) بهره‏اى نداشت، امّا از نعمت
خواندن و نوشتن برخوردار بود و براى نخستين بار در كودكى نور دين و معنويّت را
با خواندن كتاب‏هاى مرحوم علّامه مجلسى مثل حيوة القلوب، جلاءالعيون،
حقّ‏اليقين و ...و نيز معراج السّعاده و نيز با عمل شايسته خود، بر دل بنده، برادران و
خواهرانم تاباند. او به شدّت از رژيم شاه نفرت داشت و از اين ره‏گذر از كودكى به
شدّت از آن رژيم فاسد نفرت داشتم.

مادرم خانم طيّبه سادات خاتمى خانمى متديّن و مأنوس با قرآن و دعا بوده و
هم اكنون در قيد حيات است. أبقاهااللّه.

خاندان «خاتمى» از سادات معروف سمنان بوده و جدّ اعلاى اين خاندان،
مرحوم سيّد هاشم به حدّى محبوب و مورد عنايت مردم بوده است كه بعد از مرگ
او نيز برخى خاك قبرش را براى تبرّك و استشفا استفاده مى‏كنند.


|198|

محلّ رشدِ دوران كودكى و نوجوانى

دوران كودكى را با عنايت خداوند، در خانواده‏اى مؤمن و خداباور گذراندم. پس
از اتمام دوره ابتدايى دروس طلبگى را آغاز كردم. آن‏چه از اين دوره به‏ياد دارم تقيّد
پدرم به نماز جماعت و جلسات معنوى دعاى ندبه، سمات، كميل و...است كه
مى‏توانم بگويم: استخوان‏بندى اوّليّه دينىِ اين‏جانب در همين جلسات الهى كه
به‏حقّ بوستان‏هاى بهشت بود، شكل گرفت.

يادم هست كه در يكى از جلسات قرآنى كه مرحوم حضرت حجّة الاسلام و
المسلمين حاج شيخ محمد على عالمى، نماينده سابق مجلس خبرگان رهبرى
سمنان، اداره مى‏كرد سؤالى طرح فرمود كه (و منهم من عاهد اللّه...)؛[1] شأن نزولش
كيست؟ من با اين‏كه بچه ده ساله‏اى بيش نبودم، پاسخ دادم: ثعلبة بن حاطب. ايشان
از من خواستند كه داستانش را بازگو كنم. پس از بيان مفصّل داستان در جمع،
تشويق خوبى از من به عمل آورد و با اين‏كه اينك حدود سى سال از آن قصّه
مى‏گذرد، هم‏چنان شيرينى آن تشويق در كام بنده هست و اين‏جاست كه راز تأكيد
فراوان پيامبر(ص) و امامان(ع) را به تشويق مى‏يابيم. در اين‏جا شايسته است از
مرحوم حجّة الاسلام نجات ياد كنم كه بدنه اصلى‏ترين متديّنان سمنان در پنجاه
سال اخير مديون تلاش‏هاى خستگى ناپذير او است و مرحوم پدرم مقيّد به حضور
در نماز و جلسات او بود. آن مرحوم پس از حادثه غم‏بار مسجد گوهرشاد مشهد به
سمنان تبعيد شد و به تربيب نفوس همّت گماشت. برنامه منظّمى شب‏ها بعد از
نماز مغرب و عشا داشت؛ مثلاً يك شب در هفته مخصوص تصحيح حمد و سوره و
قرائت نماز بود. او كسانى را تربيت كرده بود كه به عنوان مربّى در اين شب‏ها به‏ويژه
شيوه خواندن درست قرائت نماز را آموزش مى‏دادند. اين مرحوم قبل از


(1). توبه(9) آيه 75.


|199|

پيروزى‏انقلاب بار ديگر به مشهد بازگشت و در همان ديار به رحمت خداوند رفت
-رضوان اللّه تعالى عليه.


دوران تحصيل

گفته شد كه بعد از اتمام تحصيل ابتدايى، در حدود يازده سالگى دروس طلبگى
را درحوزه علميّه سمنان شروع كردم. ناگفته نماند سه سال راهنمايى را به‏طور
متفرّقه در دو سال امتحان داده، قبول شدم و مقدارى از دروس دبيرستان را هم
خواندم، ولى در امتحانات شركت نكردم. تا سال 1354شمسى دروس مقدّماتى را
در آن حوزه از محضر حضرات آقايان حجّة الاسلام و المسلمين سيّد محمد
شاهچراغى و حجّة الاسلام و المسلمين محمد تقى نصيرى آموختم و سپس در
سال 1354شمسى مهرماه همان سالى كه رژيم طاغوت مدرسه فيضيّه و دارالشّفاء
را در اشغال در آورد وارد حوزه مقدّس قم شدم و بيش‏تر دروس خوانده شده در
حوزه سمنان را نزد مرحوم حجّة السلام و المسلمين مدرّس افغانى كه به تازگى از
نجف آمده بود و تبحّر بسيار خوبى در ادبيّات داشت، تجديد كرده، دو باره خواندم.

دروسى كه در حوزه علميّه قم تحصيل نمودم عبارت‏اند از:

شرح لمعه را از محضر حضرت حجّة الاسلام و المسلمين آقاى فاضل هرندى،
اصول الفقه را نزد حضرت حجّة الاسلام و المسلمين آقاى هادى مروى خراسانى،
مكاسب را از محضر حضرات آيات ستوده، خزعلى، اشتهاردى و بنى‏فضل، رسائل
را از محضر حجّة الاسلام و المسلمين آقاى موسوى، كفاية الاصول را از محضر
حضرات آيات سيّد على محقّق داماد و دوزدوزانى، شرح منظومه و تجريد را از
محضر حضرت آيةاللّه حاج شيخ يحيى انصارى شيرازى و جناب حجّة الاسلام و
المسلمين آقاى دكتر احمد بهشتى فسائى، اسفار را از محضر فقيه متألّه حضرت
آيةاللّه جوادى آملى و آيةاللّه حاج شيخ ابراهيم امينى، اشارات را از محضر
فيلسوف و عارف معاصر حضرت آيةاللّه حسن زاده آملى، تفسير را از محضر


|200|

حضرت آيةاللّه مشكينى و حضرت آيةاللّه خزعلى، عهدنامه مالك اشتر
نهج‏البلاغه را از آيةاللّه حسين نورى همدانى، يك دوره خارج اصول و بخش‏هاى
زيادى از فقه را از محضر حضرت آيةاللّه العظمى ميرزا جواد آقا تبريزى، خارج
اصولِ جلد اوّل كفايه و بحث خارج اجاره را از محضر آيةاللّه العظمى فاضل
لنكرانى، مدّت هفت سال از درس فقه آيةاللّه منتظرى، نيز از محضر حضرات آيات
آيةاللّه العظمى ميرزا هاشم آملى، حضرت آيةاللّه العظمى وحيد خراسانى و
حضرت آيةاللّه العظمى شبيرى زنجانى استفاده كردم.

هم‏چنين يك‏دوره بحث‏فلسفى شناخت را از محضرشهيد علّامه آيةاللّه مطهّرى
در سال آخر عمر مباركشان بهره‏مند شدم كه محلّ تدريس آن در حسينيّه ارك قم بود.


دوستان و معاشران هم درس

در دوران تحصيل بيش‏ترين حشر و نشر درسى‏ام با حجج اسلام اخوان محترم
سعيدى: حاج سيّد محمد، حاج سيّد حسن و حاج سيّد حسين بوده است و حشر
و نشر ويژه‏اى با مرحوم حجّة الاسلام سيّد حسين سعيدى داشتم. او آيتى از
اخلاص، صفا و معنويّت بود و فراقش برايم بسيار سنگين بود. هم‏چنين با آقايان
حجج اسلام حاج شيخ نجم الدّين طبسى (مؤلّف «النّفى و التغريب» و «موارد
السّجن فى‏النصوص و الفتاوى»)، حاج شيخ محمد قائينى نجفى (نوه مرحوم حاج
شيخ عبدالرّزاق كه از شاگردان مرحوم آيةاللّه العظمى حاج شيخ عبدالكريم حائرى
بودند)، محمد رحمانى زروندى نيشابورى، سيّد عبدالفتاح نوّاب شهرضائى و...
مدّتى مباحثه كرده‏ام.


عوامل مؤثّر بر شكل گيرى شخصيّت علمى و اخلاقى

اين‏جانب نه براى خود شخصيّتى علمى و نه اخلاقى مى‏بينم، امّا همين اندكى
هم كه از اين مقولات دارم، مديون هدايت‏هاى عالمان وارسته دينى هستم. در آغاز


|201|

طلبه‏گى‏ام حضرت آقايان حجّة الاسلام و المسلمين حاج شيخ محمد تقى نصيرى
و حجّة الاسلام و المسلمين سيّد محمد شاهچراغى تلاش شايسته تقديرى در
پرورش بنيه علمى و اخلاقى حقير داشتند به‏ويژه آقاى شاهچراغى تقريباً در آغاز
طلبه شدن بنده از نائين به سمنان آمدند. هم هدايت‏هاى علمى ايشان به‏ويژه در
متون معارف قرآنى و حديثى و هم منش متواضعانه و اخلاقى ايشان در روحيّه بنده
تأثير به‏سزايى داشت.

وقتى كه به قم آمدم، سخت كوشى استاد آيةاللّه ستوده و تشويق ايشان و سلوك
بسيار ارزشمند اخلاقى استاد آيةاللّه شيخ يحيى انصارى شيرازى و سلوك الهى
فقيه متألّه آيةاللّه جوادى آملى و آيةاللّه حسن زاده آملى در اين‏جانب بسيار تأثير
داشته و كارگشا بوده است. رفاقت و حشر و نشر با جناب حجّة الاسلام و المسلمين
آقاى محسن قرائتى و همكارى با ايشان در برنامه‏هاى تلويزيونى و تأليف برخى از
كتاب‏ها در ساده‏گويى و ساده نويسى براى بيان معارف اسلامى و سخن گفتن در
حدّ فهم عموم «إنا معاشر الأنبياء أمرنا أن نكّلم الناس على‏ قدر عقولهم» بسيار مؤثّر
بود. به‏ويژه برخى از نكات اخلاقى ارزشمندى كه با عمل و رفتار خود داشتند،
خاكى بودن و تواضع ايشان براى بنده الهام بخش بود. انس با درس تفسير حضرت
آيةاللّه آقاى مشكينى و حضرت آيةاللّه آقاى خزعلى از بركاتى بود كه در دوره
تحصيل، خداوند عنايت فرمود. اگر بركتى در بعد علمى و اخلاقى نصيبم شده به
بركت تلاش اين بزرگواران و برخى ديگر است كه نام مباركشان به يادم نمانده است.
جزاهم اللّه خيراً.


عوامل مؤثّر بر شكل‏گيرى شخصيّت سياسى و اجتماعى

از آغاز كودكى مى‏ديدم كه مرحوم پدرم چه نفرتى از رژيم طاغوت دارد و
شخصيّت سياسى بنده با اين حال و هوا شكل گرفت. بعد كه طلبه شدم،


|202|

حجّةالاسلام و المسلمين آقاى شاهچراغى در انتقال مفاهيم انقلاب به بنده كه دوره
كودكى‏ام را مى‏گذراندم، بسيار مؤثّر بود. زمانى كه به قم هجرت كردم، فضاى
انقلابى قم ما را با انقلابيون به‏ويژه برخى از علماى بزرگى كه آن روزها در تبعيد
بودند و آزاد شدند مأنوس كرد و همين سبب شد كه از زمان شهادت مرحوم آية اللّه حاج
آقا مصطفى خمينى(ره) به‏طور فعّال در حدّ توانِ اندكِ خود، وارد ميدان مبارزه شوم. فضاى
انقلابى كشور، به ويژه حوزه علميّه قم تأثير مهمّى در بعد سياسى بر من داشت. هم اساتيد
انقلابى مثل حضرت آيةاللّه مشكينى و حضرت آيةاللّه خزعلى و هم سخن‏رانى‏هاى
انقلابى كه در قم مى‏شد تأثير شايان توجّهى در اين بنده ناچيز داشت.

در اين‏جا لازم مى‏دانم از خطيب گران‏قدر جناب حجّة الاسلام شيخ محمد تقى
عبدوست ياد كنم كه هم در فنّ خطابه از ايشان بهره‏مند شدم و هم در مسائل
سياسى، شجاعت و شهامت ايشان قبل از انقلاب ضرب‏المثل بود و رفاقت و انس
با ايشان تأثير خوبى بر من در مسائل سياسى داشت.

گفتنى است در فنّ خطابه بهره فراوانى نيز از خطيب توانا حجّة الاسلام و
المسلمين جناب آقاى فلسفى(ره) بردم. در جلساتى كه در شب‏هاى پنج‏شنبه در
دفتر تبليغات بر پا بود و گروهى از برجستگان از خطبا در آن شركت مى‏كردند.
آموزش عملى ارزنده‏اى براى خطبا داشت.

در آستانه پيروزى انقلاب، حضور در درس‏هاى شهيد علّامه آيةاللّه مطهّرى(ره)
در حسينيّه ارك، تأثير ارزشمندى در اين بنده ناچيز در جهت شناخت تفكرات
التقاطى و انحراف آنان، بر جاى گذاشت. ناگفته نگذارم شخص بزرگوارى كه پيش از
پيروزى انقلاب از انحراف سازمان منافقين - كه تا آن روز چهره آنان بر ملا نشده بود -
برايم سخن گفت، جناب حجّة الاسلام و المسلمين آقاى فاكر بود. ايشان به‏طور
مستدل و مستند از انحراف اين فرقه منحرف سخن گفت. رهنمود علّامه آيةاللّه


|203|

شهيد مطهّرى(ره) و روشنگرى‏هاى آقاى فاكر سبب شد كه - بحمداللّه - تاكنون
پيوسته در برابر التقاط، موضعى قاطع داشته باشم و البته خطر تحجّر نيز از خطر
التقاط كم‏تر نيست و اين دو همانند تيغه يك قيچى هستند كه سيماى زيباى اسلام
را مشوّه جلوه مى‏دهند. در تمامى اين مباحث از نكته‏اى كه هرگز نمى‏توان گذشت
كه بنده و امثال بنده تمام حيات سياسى، اجتماعى و اخلاقى خود را مديون آن سفر
كرده كه صدها قافله دل همره او است؛ يعنى حضرت آيةاللّه العظمى امام
خمينى(ره) هستيم كه به‏حقّ احياگر نفوس بود و هدايتگر انسان‏ها به صراط مستقيم.
بحمداللّه از آغاز طلبگى بانام مقدّس او و راهش آشنا شدم و از آغاز بلوغ تا پايان
عمر مبارك آن عزيز، مقلّدش بودم.


فعّاليّت‏هاى علمى


الف) تأليفات

اين طلبه ناچيز در كنار تحصيل، مكتوباتى نيز داشته‏ام كه محورم در تدوين آن‏ها
نياز زمان بوده است.


1. آثار به چاپ رسيده


كتاب‏ها

1.ابعاد جنگ در فرهنگ اسلام؛ 2.سيماى نفاق در قرآن؛ 3.رسالت خواص؛
4.عبرت‏هاى عاشورا؛ 5.مديريّت در قرآن و حديث؛ 6.شايعه از نظر قرآن و
حديث؛ 7.اخلاق سياسى؛ 8.سيرى در سيره سياسى امام على(ع)؛ 9.امر به
معروف و نهى از منكر(دو جلد)؛ 10.سيماى حماسى امام سجّاد(ع)؛
11.سازمان‏دهى و تشكّل در سيره امام هادى(ع)؛ 12.نگاهى به مبانى تفكر
امام‏خمينى پيرامون ولايت فقيه.


|204|

مقالات


مقالات قرآنى

1.«اخلاق اجتماعى در قرآن»؛ 2.«قرآن و عدالت»؛ 3.«حزب اللّه از نگاه قرآن»؛
4.«جامعه نمونه در قرآن»؛ 5.«خانواده نمونه در قرآن».

اين مقالات در روزنامه كيهان به چاپ رسيده است

6.«آداب در قرآن» (در 25 مقاله).

اين مقالات در روزنامه اطلاعات به چاپ رسيده است.


مقالات اخلاقى

اخلاق فردى

7.«عشق به خداوند»؛ 8.«بصيرت»؛ 9.«انقطاع إلى اللّه و توكّل و آثار آن»؛
10.«بيمارى‏هاى دل»؛ 11.«بيمارى‏هاى اخلاقى»؛ 12.«نگاه گناه آلود»؛
13.«ريشه گناهان»؛ 14.«تنبلى علل ناكامى»؛ 15.«پيرامون شب قدر و آداب آن»؛
16.«نگرانى و راه زدودن آن»؛

اين مقالات نيز در روزنامه كيهان به چاپ رسيده است.

17.«اخلاص»(نه مقاله)؛ 18.«تهذيب نفس» حدود بيست مقاله در هفته‏نامه
سپهر منتشر شده است.


اخلاق اجتماعى

19.«وحدت و تفرقه و عوامل آن»؛ 20.«هتك شخصيّت، بدگمانى، تجسّس،
غيبت و...»؛ 21.«تواضع و جلوه آن»؛ 22.«حريم پدر و مادر و وظيفه آن»؛
23.«حريم مؤمنان»؛ 24.«توصيه‏اى مهم در روابط اجتماعى»؛ 25.«آداب
مجلس»؛ 26.«كمك به مستمندان و ويژگى‏هاى انفاق ارزشمند»؛ 27.«رفاقت و


|205|

دوستى و آداب آن»؛ 28.«استقامت و نقش آن»؛ 29.«اصلى ترين رسالت والدين»؛
30.«ويژگى‏هاى شوهر نمونه»؛ 31.«ويژگى‏هاى همسر نمونه»؛ 32.«انتقاد و
انتقادسازنده»؛

اين مجموعه مقالات در روزنامه كيهان به مناسبت ايّام ماه مبارك رمضان به
چاپ رسيده است.


مقالات تاريخى

33.«سخنى پيرامون سيره پيامبر(ص)»؛ 34.«سيره پيامبر در رابطه با خداوند»؛
35.«سيماى امام على(ع) در نهج البلاغه»؛ 36.«اخلاق اجتماعى امام على(ع)»؛
37.«على در قرآن»؛ 38.«امام على(ع) و شوق شهادت»؛ 39.«شهادت از ديدگاه
امام على(ع)»؛ 40.«هشت ويژگى امام على(ع)»؛ 41.«امام على(ع) و انجام تكليف
الهى»؛ 42.«امام على(ع) و عدالت»؛ 43.«امام على(ع) الگوى بردبارى»؛

اين مجموعه مقالات در روزنامه كيهان به چاپ رسيده است.

44.«رهبرى و مشروعيّت آن از ديدگاه امام على(ع)»؛

اين مقاله در مجلّه حكومت اسلامى چاپ شده است.

45.«روشن بينى امام على(ع)»؛

اين مقاله در مجلّه پاسدار اسلام چاپ شده است.

46.«جامعيّت امام على(ع)»؛

اين مقاله در ره توشه به چاپ رسيده است.

47.«ناكثين در نهج البلاغه»؛

مقاله مفصّلى است كه در مجموعه كاوشى در نهج البلاغه به چاپ رسيده است.

48.«درس‏هايى از مكتب فاطمه(س)»؛

49.«سيماى فاطمه(س) از ديدگاه امام‏خمينى(ره)»؛


|206|

اين دو مقاله در كنگره بزرگ‏داشت منزلت زن عرضه شد و در روزنامه كيهان نيز
به چاپ رسيده است.

50.«پيرامون صلح امام مجتبى(ع)»؛ 51.«اخلاق اجتماعى امام مجتبى(ع)»؛
52.«امامان شيعه(ع) و نهضت عاشورا» (پنج مقاله)؛ 53.«عبرت‏هاى عاشورا»
(سه مقاله)؛

گفتنى‏است كه سه مقاله اخير در روزنامه كيهان به چاپ رسيد و مقاله‏اى به همين
عنوان در ره توشه به چاپ رسيده است.

54.«سيماى حماسى امام سجاد(ع)»؛

اين مقاله در ره توشه به چاپ رسيده است.

55.«امام صادق(ع) و نهضت فرهنگى»؛

اين مقاله در روزنامه كيهان به چاپ رسيده است.

56.«انتظار و آثار سازنده آن»؛ 57.«عصر عزّت اسلام»؛ 58.«ويژگى‏هاى ياران
مهدى(ع)»؛

اين مقالات در روزنامه كيهان به چاپ رسيده است.

59.«ويژگى‏هاى ممتاز امام خمينى(ره)»؛

اين مقاله در روزنامه رسالت به چاپ رسيده است.

60.«قرآن از ديدگاه امام خمينى(ره)» (دو مقاله)؛

اين دو مقاله در روزنامه كيهان به چاپ رسيده است.

61.«امام خمينى(ره) و جوانان»؛

اين مقاله در مجلّه پاسدار اسلام به چاپ رسيده است.

62.«غروب خورشيد فقاهت» (زندگى‏نامه آيةاللّه العظمى گلپايگانى)؛

اين مقاله در ويژه نامه روزنامه كيهان به چاپ رسيده است.

63.«علّامه طباطبائى اسوه اخلاق و ولاء»؛ 64.«شهيد مطهّرى شهيد مبارزه با التقاط»؛


|207|

اين دو مقاله در مجلّه پيام انقلاب به چاپ رسيده است.


مقالات فقهى

65.«فقه سياسى از ديدگاه شيخ مفيد»؛ 66.«فقه الاخلاق از ديدگاه
شيخ‏انصارى»؛

اين دومقاله در كنگره شيخ انصارى به چاپ رسيده است.

67.«نقش زمان و مكان در فقه»؛

اين مقاله در كنگره امام خمينى و نقش زمان و مكان در فقه به چاپ رسيده‏است.

68.«پيرامون نماز»؛

اين مقاله در مجلّه پاسدار اسلام به چاپ رسيده است.

69.«نقش رهبرى»؛

اين مقاله در كنگره امام و نهضت عاشورا به چاپ رسيده است.


مقالات متفرّقه

70.«سخنى با مدّاحان اهل بيت»؛ 71.«مباحثى پيرامون شيوه تحصيل در
حوزه علميّه»؛

اين دو مقاله در روزنامه جمهورى اسلامى به چاپ رسيده است.

72.«مجموعه مقالات پيرامون ماه مبارك رمضان»؛

كه در روزنامه كيهان به چاپ رسيده است.

73.«مجموعه مقالات پيرامون جنگ از ديدگاه قرآن و حديث»؛

كه در مجلّه پيام انقلاب به چاپ رسيده است.

74.«مجموعه مقالات پيرامون سيره سياسى امام على(ع)»؛

اين مقالات هم اينك در مجلّه پاسدار اسلام چاپ مى‏شود و بخشى از آن‏ها در


|208|

كتابى تحت عنوان سيره سياسى امام على(ع) چاپ شد و بخش ديگر آن هنوز
به‏صورت كتاب در نيامده است

75.مجموعه مقالات تحت عنوان «مدخلى بر سيره امامان شيعه(ع)»؛

اين مقالات در نشريه كوير به چاپ رسيده است.

76.«پاسخ به بيانيّه مجمع روحانيون مبارز»؛

اين مقالات در روزنامه رسالت و هفته نامه شما به چاپ رسيده است.

77.«صفات و ويژگى‏هاى پيامبر(ص) در قرآن»؛ 78.«خاتميّت»؛ 79.«امامت».

اين سه مقاله در مجموعه تقويّت مبانى اعتقادى به چاپ رسيده است.


2. آثار به چاپ نرسيده


آثار فارسى

1.سيره نبوى(ص)؛ 2.سيره امامان(ع)؛ 3.شرح دعاى مكارم الاخلاق؛
4.اخلاق ادارى.


آثار عربى

1.كتاب الحج؛ 2.كتاب القصاص؛ 3.كتاب الديات؛ 4.بحثى پيرامون صلات
مسافر؛ 5.الاسير فى الفقه الاسلامى؛ 6.تقريرات دروس اساتيد.


3. آثار در دست چاپ

1.مجموعه چهارده مقاله پيرامون امام على(ع)؛

2.مجموعه مباحث اخلاقى؛

3.تربيت در مكتب انبيا؛

4.مجموعه مباحث پيرامون امام زمان (عج) تدريس شده در مدرسه حجّتيّه؛


|209|

5.مجموعه مباحث پيرامون ولايت فقيه تدريس شده در مدرسه حجّتيّه؛

6.اسباب النّزول؛

7.مبانى تربيت اسلامى؛

8.رساله‏اى پيرامون ولايت مطلقه فقيه؛

9.خانواده از ديدگاه اسلام.


ب) مصاحبه‏ها، سخن‏رانى‏ها و نوارها

1.مصاحبه با مجلّه پيام حوزه در باره حوزه؛ 2.مصاحبه با روزنامه كيهان در باره
حوزه؛ 3.مصاحبه با روزنامه رسالت در زمينه اصلاح‏طلبى؛ 4.مصاحبه با روزنامه
رسالت در باره نوروز؛ 5.سخن‏رانى در مجموعه تحصّن؛ 6.مصاحبه در باره آقاى
فلسفى، نشريه بلاغ مبين؛ 7.«تساهل و تسامح دينى» چاپ شده در كتاب تسامح
آرى يا نه؟؛ 8.«امر به معروف و نهى از منكر» چاپ شده در مجموعه نظارت
صالحان؛ 9.«اسلام و مقتضيات زمان» چاپ شده در روزنامه اطلاعات و...؛
10.مصاحبه پيرامون «امام على(ع)» كه در روزنامه جوان چاپ شد.

گفتنى است در بسيارى از موارد، درس‏هاى تفسير، تاريخ و نهج‏البلاغه بنده
ضبط شده است كه اكنون حدود 1280 نوار از درس تفسير آن در دست‏رس است.

هم‏چنين نوار درس‏هاى سيره پيامبر(ص)، سيره امام على(ع)، سيره حضرت
زهرا(س)، سيره امام حسن(ع)، سيره امام حسين(ع) تا امام زمان (عج) نيز موجود
است كه متأسّفانه به خاطر نداشتن امكانات از كيفيّت پايينى برخوردار است و
برخى از نوارها نيز مفقود شده است.

نيز برخى از نوارهاى درس‏هاى نهج البلاغه و نوار درس‏هاى متفرّقه در ماه
مبارك رمضان نيز موجود است.


|210|

ج) تدريس

از سال 1363شمسى تدريس عمومى دروس حوزه‏اى را آغاز كردم و تاكنون
چهارده دوره معالم‏الاصول، سه دوره شرح لمعه، سه دوره رسائل، هفت دوره
اصول الفقه، دو دوره تمام مكاسب، چهار دوره كفايه، تدريس نموده‏ام و در ايّام
تعطيل نيز دروس شرح تجريد، شرح باب حادى‏عشر و درايه شهيد ثانى را براى
طلّاب مى‏گفتم.

حدود شش سال است كه خارج اصول تدريس مى‏كنم و چهارمين سالى است
كه به تدريس خارج فقه مشغولم و دوازدهمين سالى است كه درس تفسير شب‏ها
بعد از نماز مغرب و عشا براى طلّاب دارم كه - بحمداللّه - تاكنون علاوه بر تفسير
جزء آخر قرآن و تفسير سوره مسبحات و سوره حجرات و لقمان، منافقون، از جزء
اوّل قرآن تا جزء ششم تفسير شده است كه به لطف خداوند نوار كاست همه اين
دروس موجود است و تا اين لحظه كه اين سطور را مى‏نگارم 1300 جلسه درس
تفسير داشته‏ام و به بركت قرآن كريم پيوسته اين درس مورد اقبال دوستان طلبه بوده
است و هم‏چنان هست و چهاردهمين سالى كه درس سيره پيامبر و ائمّه را روزهاى
پنج‏شنبه براى طلّاب محترم در مدرسه فيضيّه دارم كه سال گذشته دوره اوّل اين
بحث با اتمام مباحث سيره امام زمان(عج) پايان پذيرفت و در سال جارى تحصيلى
سيره امام على(ع) را براى بار دوم با روشى جديد و مباحثى نو آغاز كرده‏ايم، از
خداوند متعال توفيق اتمام اين دوره را نيز دارم تا - ان‏شاءاللّه - پس از آن بتوانيم
دوره‏اى مفيد از سيره امامان(ع) را به صورت مكتوب تقديم شيفتگان خاندان
عصمت و طهارت بنمايم.


1. حوزه‏ها و مراكز تدريس

بيش‏ترين تدريس بنده در حوزه قم و در مدرسه فيضيّه بوده است. دو ترم در
رشته تخصّصى، درس تفسير گفته‏ام: يك ترم در باره تحريف ناپذيرى قرآن و ترم


|211|

ديگر، درباره اسباب النّزول. نيز در دانشكده شهيد محلّاتى، فقه سياسى تدريس مى‏كنم.

تاكنون در مدارس و اماكن ذيل تدريس داشته‏ام:

1.مدرسه مرحوم آيةاللّه العظمى گلپايگانى؛ 2.مدرسه خان؛ 3.مسجد فاطميّه
(مسجد آيةاللّه بهجت)؛ هم‏چنين در ساليان اخير تمامى دروس بنده در مدرسه
فيضيّه برگزار مى‏شود.


2. ارتباط با مراكز علمى و تحقيقاتى

ساليانى است كه در هيئت مديره مركز تحقيقات كامپيوترى علوم اسلامى
عضويّت دارم. گفتنى است اين مركز تحت نظارت عالى مقام معظّم رهبرى اداره
شده و - بحمداللّه - تاكنون در عرصه نرم افزارى علوم اسلامى، خدمات ارزنده‏اى
عرضه كرده است.

مركز تحقيقات سپاه گاهى برخى جزوات خود را براى اظهار نظر برايم
مى‏فرستند.

در مجلّه پاسدار اسلام نيز مقاله مى‏نويسم و در كميسيون سياسى - فرهنگى
جامعه مدرّسين حوزه علميّه قم عضويّت دارم و به عنوان استاد راهنما در مديريّت
حوزه علميّه قم و مؤسّسه پژوهشى امام خمينى در خدمت عزيزان طلبه مى‏باشم.


فعّاليّت‏ها و مبارزات سياسى و اجتماعى


الف) قبل از پيروزى انقلاب

اين‏جانب از كودكى با نام مقدّس امام خمينى و آرمان‏هاى بلندش آشنا شدم. با
آغاز تحصيل دروس حوزه‏اى اين آشنايى عميق‏تر شد. از سال 1354شمسى - كه
منبر رفتن را آغاز كردم - تاكنون منبرهايم روشنگر و در مسير تعيين شده از سوى امام
خمينى(ره) و مقام معظّم رهبرى - مدّظلّه العالى - است. با توجّه به سنّ كمى كه در
آستانه پيروزى انقلاب داشتم، بيش‏ترين روش مبارزه بنده از طريق منبر بوده است


|212|

كه - بحمداللّه - تأثير خوبى در شهرها و روستاها داشته است. مى‏توانم بگويم:
آغازگر جريان انقلاب در روستاى زرند ساوه و نيز آدران شهريار اين‏جانب بودم و در
شهرهاى شوشتر، تهران، سمنان كه زادگاهم مى‏باشد، نيز منبرهاى انقلابى و افشاگر
عليه رژيم شاه داشته‏ام در عيد قربان سال 1357شمسى سخن‏رانى انقلابى عليه
رژيم شاه در مسجد امام خمينى سمنان داشتم، در همان سخن‏رانى كه هنوز رژيم
طاغوت بر سر كار بود، نام مسجد را كه به نام شاه بود به نام مسجد امام خمينى
ناميدم و بعد از منبر به وسيله مردم فرارى داده شدم. در محرّم همان سال دو باره به
سمنان و سرخه دعوت شدم، طاغوتيان كه از منبر عيد قربان به شدّت خشمگين
بودند در تعقيب من بر آمدند كه با تلاش آقاى فريدون (برادر آقاى حسن روحانى
دبير شوراى عالى امنيّت ملّى) از چنگ آنان گريختم، ولى مأموران شبانه به منزل
پدرم حمله كردند و به اذيّت و آزار اعضاى خانواده پرداختند و چند روزى كوچه و
خانه را مراقبت مى‏كردند كه مرا بيابند، ولى خوش‏بختانه نتوانستند. بعد از فرار از
سمنان به تهران آمدم و از آن‏جا به قم رفتم. آن‏روز بيت آيةاللّه پسنديده كه مقرّ
فرمان‏دهى انقلاب بود، مرا به سنندج اعزام كردند كه تمام شهر در اعتصاب بود
عليه رژيم شاه و در آن‏جا نيز - بحمداللّه - سخن‏رانى‏هاى حماسى مفيدى داشتم.

اين‏جانب به علّت سنّ كم، توفيق زندان و تبعيد در رژيم شاه را نداشتم، و لكن
مبارزان سخت كوش و مقاومان نستوهِ تبعيدى را كه خالصانه براى خدا پاى در اين
ميدان نهاده بودند، سخت دوست مى‏داشتم و در چشمم بسيار بزرگ بودند. أُحب
الصالحين و لست منهم... .


ب) بعد از پيروزى انقلاب اسلامى

راهى كه بعد از پيروزى انقلاب اسلامى براى خويش برگزيدم، كارِ فرهنگى بود.
خودم را چنين شناختم كه در عرصه تربيت طلّاب مى‏توانم موفّق باشم و اين راه را
انتخاب كردم و از آغاز تدريس عمومى تاكنون حدود سه‏هزار طلبه از درس‏هايم


|213|

استفاده كرده‏اند كه برخى هم اكنون در مسند تدريس حوزه خدمت‏گزار فرهنگ
تشيّع‏اند و برخى ديگر در مشاغل اجرايى، سياسى، فرهنگى و ... مشغول‏اند. نيز در
عرصه خطابه و قلم در حدّ توان خويش انجام وظيفه كرده‏ام و هم‏چنان در اين
عرصه‏ها مشغول خدمتم.

خداوند اين توفيق را عنايت كرد كه در دوره دفاع مقدّس در فرصت‏هاى تبليغى
شرف‏ياب حضور رزمندگان گردم و ضمن استفاده از انفاس قدسى آنان، رسالت
تبليغى خود را انجام دهم.


نمايندگى مجلس خبرگان رهبرى

در سال 1376شمسى از حوزه انتخابى كرمان به نمايندگى دوره سوم مجلس
خبرگان رهبرى برگزيده شدم و اين در حالى بود كه تا آخرين لحظات هيچ‏گونه
رغبت و نشاط شخصى به پذيرش اين مسئوليّت نداشتم؛ امّا تكليف مرا به ميدان
كشاند و - بحمداللّه - على‏رغم آن‏كه يك ريال خرج تبليغ از خودم نكردم، مردم
مؤمن استان كرمان مرا به نمايندگى مجلس خبرگان رهبرى برگزيدند.

گفتنى است در دو سال اوّل دوره سوم، عضو كميسيون‏هاى ذيل بوده‏ام:

1.منشى هيئت رئيسه كميسيون تحقيق؛ 2.منشى هيئت رئيسه كميسيون اصل
107 و 109؛ 3.عضو كميسيون آيين‏نامه.

اميد كه خداوند توفيق انجام وظيفه در تمامى عرصه‏ها را عنايت فرمايد و
زندگى و مرگ ما را در خدمت دين و مكتب اهل بيت(ع) قرار داده، توفيق ديدارش
را با شهادت نصيبمان فرمايد. آمين يا رب العالمين.

9/1/1380
تعداد نمایش : 2823 <<بازگشت
 

 فهرست مجلات فصلنامه حکومت اسلامی بصورت فایلهای PDF

 

 

 فهرست کتاب ها 

 

 

درس خارج
«فقه نظام سیاسی اسلام»
استاد: حضرت آیت‌الله محسن اراكی دام‌عزه

         کلیه حقوق برای مرکز تحقیقات علمی دبیرخانه خبرگان مجلس محفوظ است.

صفحه اصلی|اخبار|راهنمای تنظیم و ارسال مقالات|کتاب ها|فصلنامه|درباره ما