صفحه اصلی|اخبار|درس خارج فقه نظام سیاسی اسلام|تماس با ما
منو اصلی
اوقات شرعی
ورود
نام کاربری :   
کلمه عبور :   
عضویت
خوانسارى - ابوالفضل
خوانسارى - ابوالفضل تاریخ ثبت : 1390/11/29
طبقه بندي : خبرگان ملت دفتر دوم ,
عنوان : خوانسارى - ابوالفضل
آدرس فایل PDF : <#f:86/>
مولف : <#f:89/>
نوبت چاپ : <#f:90/>
متن :

|319|

خوانسارى - ابوالفضل

نام: ابوالفضل

شهرت: خوانسارى

نام پدر: احمد

زادگاه: اصفهان

سال تولد: 1296شمسى (1336ق)

سال وفات: 1380 شمسى

مسئوليّت: نمايندگى حضرت امام(ره) در استان مركزى، امامت جمعه اراك،
نمايندگى مجلس خبرگان رهبرى در دوره دوم از استان مركزى.


|321|

خوانسارى - ابوالفضل




تولد و حسب و نسب

اين‏جانب ابوالفضل خوانسارى در سال 1336 قمرى (1296ش.) در محلّه
بيدآباد اصفهان چشم به جهان گشودم.

پدرم (حاج شيخ احمد خوانسارى) - متولد خوانسار و متوفّاى سال 1346
قمرى - سال‏هاى متمادى در حوزه علميّه مقدّس نجف اشرف از محضر آيةاللّه
آخوند خراسانى و علّامه شيخ حسن مامقانى كسب فيض كرد. او در اصفهان نيز از
محضر آيةاللّه ميرزا محمد هاشم چهارسوقى - برادر مرحوم آيةاللّه ميرزا محمد باقر
چهار سوقى صاحب روضات الجنّات - استفاده علمى كرد.

وى از عالمان بزرگ خوانسار و اصفهان در عصر خود بود و ضمن تدريس علوم
دينى به ارشاد و هدايت مردم نيز مشغول بود. آن‏چه از ايشان به يادگار مانده كتاب
لسان‏الصّدق در مواعظ و نصايح است كه به چاپ رسيده و مورد مطالعه اهل ذوق و
عرفان است.

پدر او شيخ محمد حسين خوانسارى نيز از عالمان خوانسار بود. وى نيز كتاب
خطّى بسيار مفصّل و بزرگى - حدود يك‏هزار صفحه - به نام جواهرالكلام را نگاشته
كه شامل مواعظ و نصايح و وصايا و شرح زندگى اهل بيت عصمت و طهارت(ع)
است. گفتنى است او طبعى روان در شعرسرايى داشت و از او حدود ده هزار بيت
شعر به جا مانده است.


|322|

دو نسخه خطّى از اين كتاب بسيار نفيس در كتاب‏خانه اين‏جانب موجود است.

شيخ محمد حسين پس از تحصيل در حوزه علميّه اصفهان به خوانسار مهاجرت
كرد و تا پايان عمر به ارشاد و هدايت مردم آن سامان مشغول بود.

مقبره وى و فرزند او مرحوم حاج شيخ احمد خوانسارى (پدرم) در محلّه
باباسلطان خوانسار قرار دارد. شيخ محمد حسين خوانسارى فرزند ملّا عبد اللّه از
روحانيون مورد اعتماد مردم خوانسار بود و در سال 1301 قمرى وفات يافت.


اساتيد

در يازده سالگى پس از فوت پدرم در اصفهان تحت تكفّل جدّ مادرى‏ام (شيخ
ابو تراب كلار دشتى مازندرانى) قرار گرفتم و پس از آن در حوزه علميّه اصفهان از
استادان زير كسب فيض نمودم:

1.آيةاللّه شيخ هبه اللّه هرندى، 2.آيةاللّه سيّد احمد مقدّس، 3.عارف نامى،
حاج ميرزا على آقا شيرازى، كه نهج البلاغه را در كنار ساير دروس حوزوى تدريس
مى‏نمود، 4.آيةاللّه شيخ احمد فيّاض، 5.آيةاللّه شيخ محمد حسن نجف آبادى.

پس از آن در هيجده سالگى (1314ش) به نجف اشرف مهاجرت كردم. آن زمان
دوران بالندگى و شكوفايى حوزه علميّه نجف بود.

در حوزه علميّه نجف لحظه‏اى از كسب فيض از محضر اساتيد و بزرگان غفلت
نورزيدم و ضمن تحصيل به تدريس نيز مى‏پرداختم و حتى در ايّام تعطيل، مثل ماه
مبارك رمضان و ديگر ايّام حدّاكثر استفاده را مى‏كردم. در ايّام ماه مبارك رمضان در
بيش از هفت حوزه درسى شركت مى‏نمودم و اين علاوه بر اوقاتى بود كه به مطالعه
و نوشتن مى‏پرداختم.

در مدّت بيش از شانزده سال اقامت در نجف اشرف از حوزه درسى اساتيد
زيادى بهره بردم؛ اين اساتيد و دروس تدريسى آن‏ها عبارت‏اند از:

1.آيةاللّه ميرزا محمدباقرزنجانى(كفايه)، 2.آيةاللّه شيخ صدرآباد كوبه‏اى


|323|

(كتاب‏هاى منظومه سبزوارى و شوارق الالهام)، 3.آيةاللّه حاج ميرزا على آقا قاضى
(اخلاق و عرفان)، 4.آيةاللّه العظمى حاج سيّد ابوالحسن اصفهانى(مديسه‏اى)
(خارج فقه)، 5.آيةاللّه آقا ضياء الدّين عراقى (خارج اصول)، 6.آيةاللّه العظمى
سيّدابوالقاسم خوئى (رسائل، مكاسب، كفايه و خارج فقه و اصول)،
7.آيةاللّه‏العظمى شيخ محمد حسين غروى اصفهانى (كمپانى) شاعر نام‏دار،
فيلسوف، عارف نامى، فقيه بزرگوار و اصولى بزرگ (خارج اصول و فقه)،
8.آيةاللّه‏العظمى شيخ محمد على كاظمينى (خارج فقه و اصول)، 9.آيةاللّه‏العظمى
سيّد عبدالهادى شيرازى(خارج فقه)، 10.آيةاللّه العظمى سيّد جمال الدّين
گلپايگانى (خارج فقه و اخلاق)، 11.آيةاللّه العظمى شيخ موسى خوانسارى (خارج
فقه و اصول)، 12.آيةاللّه العظمى سيّد محسن حكيم (خارج فقه)،
13.آيةاللّه‏العظمى سيّد محمود شاهرودى (خارج اصول).

در طول مدّتى كه نجف اشرف سكونت داشتم، بيش از بيست بار پياده به
كربلاى معلّا رفتم. گفتنى است در يكى از اين سفرهاى زيارتى، با حضرت
آيةاللّه‏العظمى سيّد ابوالقاسم خوئى كه تنها سفر پياده‏شان را انجام مى‏داد، همراه
بودم و نيز در دو سفر ديگر با شهيد آيةاللّه شمس آبادى هم‏سفر بودم.


اجازات

در طول اقامت در نجف موفّق به دريافت اجازاتى از عالمان اين حوزه شدم كه
عبارت‏اند از:

1. در 25 سالگى موفّق به دريافت اجازه اجتهاد و نقل روايت از رئيس حوزه علميّه
وقت نجف، حضرت آيةاللّه العظمى سيّد ابوالحسن اصفهانى (مديسه‏اى) شدم.

2. اجازه اجتهاد از آيةاللّه العظمى آقا ضياء الدّين عراقى.

3. اجازه روايتى از مرحوم شيخ آقا بزرگ تهرانى بنا به پيشنهاد خود آن مرحوم.

4. اجازه از آيةاللّه العظمى سيّد عبدالهادى شيرازى.


|324|

بازگشت به ايران

سرانجام پس از شانزده سال سكونت در حوزه علميّه نجف اشرف بر اثر بيمارى
به ناچار به ايران بازگشتم و حدود يك سال در بيمارستان نياوران تهران بسترى
گرديدم. پس از بهبودى در سال 1371 قمرى (1330 ش) در حوزه علميّه قم رحل
اقامت افكندم.

در طول اقامت در شهر قم درس‏هاى زير را تدريس كردم:

1. يك دوره درس خارج از ابتداى بحث طهارت تا اواخر بحث حج،

2. يك دوره درس خارج مكاسب،

3. دو دوره كتاب صلات،

4. حكمت منظومه ملّا هادى سبزوارى،

5. در مدّت اقامت در اراك نيز مباحث تيمّم، صلات، زكات، خمس و حج را
تدريس كردم.

در زمان حيات زعيم عالى‏قدر و رئيس حوزه علميّه قم، حضرت آيةاللّه العظمى
بروجردى نيز در حوزه بحث و تدريس ايشان شركت مى‏كردم.


فعّاليّت‏هاى سياسى

پس از رحلت مرجع بزرگ حضرت آيةاللّه العظمى بروجردى(ره) رژيم پهلوى
ضدّيّت خود را با قوانين اسلام بار ديگر آغاز كرد. در سال 1341شمسى نداى
حقّ‏طلبانه احياگر دين، حضرت امام خمينى عليه اقدامات حكومتِ وقت آغاز
گرديد و اين‏جانب نيز از نخستين كسانى بودم كه به حمايت از رهبرىِ اين نهضت
عظيم‏الهى پرداختم و از بنيان‏گذاران جامعه مدرّسين حوزه علميّه قم و اوّلين
امضاكنندگان اطلاعيه اين جامعه عليه حكومت طاغوت بودم و گاهى خود نيز
اطلاعيه‏هايى منتشر مى‏كردم كه يكى از آن‏ها اطلاعيه‏اى عليه دارالتّرويج بود كه به


|325|

دستور حكومت وقت و به‏دست يكى از سرسپردگان آن تأسيس شد.

بارزترين اطلاعيه جامعه مدرّسين حوزه علميّه قم، اطلاعيه خلع شاه از
حكومت بود كه از امضا كنندگان آن بودم.

در كتاب بررسى و تحليلى از نهضت امام خمينى، تعدادى از اطلاعيه‏هاى اين جانب
كه به اتّفاق جمعى از اساتيد و علماى حوزه علميّه قم منتشر نمودم، درج شده است.

بعد از پيروزى انقلاب اسلامى (تابستان 1358ش) به پيشنهاد شخصيّت‏هاى
مختلف و در خواست اهالى متديّن استان مركزى و روحانيون آن خطّه و به امر
حضرت امام(ره) به عنوان نماينده امام در استان مركزى و امام جمعه اراك برگزيده شدم.

فعّاليّت‏هاى اين‏جانب در مدّت سيزده سال اقامت در اراك به اين شرح است:

1. تعمير و احياى قسمتى از مدرسه علميّه سپهدارى اراك كه امام امت(ره) در
اوان جوانى مدّتى در آن سكونت داشت.

2. تأسيس و احياى مدرسه علميّه مهديّه.

3. ساختن مصلّاى بيت المقدّس اراك در زمينى به مساحت چهار هكتار و زير بناى
بيش از نُه هزار متر مربع با امكاناتى مانند وضوخانه و ديگر ساختمان‏هاى مورد نياز.

گفتنى است ساختن اين بناى باشكوه كه در نوع خود در ايران بى‏نظير است،
حدود سيزده سال به طول انجاميد.

در اين محلّ علاوه بر اقامه نماز جمعه، هر ساله در ايّام تاسوعا و عاشوراى
حسينى نيز مراسم سينه‏زنى، زنجيرزنى و عزادارى حضرت اباعبداللّه الحسين(ع)
برگزار مى‏شود و از سال 1364شمسى تاكنون هر ساله روزهاى تاسوعا و عاشورا
نماز ظهر و عصرِ هيئت‏هاى عزادارى در اين محلّ به جماعت اقامه مى‏شود.

4. احداث مسجد قدس.

5. تأسيس يك بيمارستان.

با توجّه به شرايط جسمى نامساعد پس از سيزده سال اقامت در اراك، سرانجام


|326|

در سال 1371شمسى بار ديگر به قم آمدم و به تدريس فقه و اصولِ علوم آل محمد
- صلوات اللّه و سلامه عليه - مشغولم.


تأليفات

آثار مكتوب اين‏جانب عبارت‏اند از:

1.حاشيه بر كفاية الاصول؛[1] 2.حاشيه بر عروة الوثقى؛ 3.حاشيه بر مكاسب؛
4.جوهر النّضيد فى‏شرح فروع التقليد من كتاب المستطاب العروةالوثقى؛ 5.قاعده
فراغ و تجاوز و اصالة الصّحه؛ 6.رساله عمليّه.


(1). بعد از نوشتن حاشيه بركفاية الاصول، آن را به مرحوم حضرت آيةاللّه العظمى خوئى
عرضه داشتم. ايشان پس از مطالعه و دقّت در آن، فرمود: من قصد داشتم حاشيه‏اى بر كفايه
بنويسم، ولى آن‏چه شما نوشته‏ايد كافى است و از نوشتن حاشيه بر كفايه منصرف شد.

تعداد نمایش : 1346 <<بازگشت
 

 فهرست مجلات فصلنامه حکومت اسلامی بصورت فایلهای PDF

 

 

 فهرست کتاب ها 

 

 

درس خارج
«فقه نظام سیاسی اسلام»
استاد: حضرت آیت‌الله محسن اراكی دام‌عزه

         کلیه حقوق برای مرکز تحقیقات علمی دبیرخانه خبرگان مجلس محفوظ است.

صفحه اصلی|اخبار|راهنمای تنظیم و ارسال مقالات|کتاب ها|فصلنامه|درباره ما