صفحه اصلی|اخبار|درس خارج فقه نظام سیاسی اسلام|تماس با ما
منو اصلی
اوقات شرعی
ورود
نام کاربری :   
کلمه عبور :   
عضویت
فصل چهارم نظارت و مراقبت
فصل چهارم نظارت و مراقبت تاریخ ثبت : 1390/11/30
طبقه بندي : حقوق و وظايف شهروندان و دولتمردان ,
عنوان : فصل چهارم نظارت و مراقبت
آدرس فایل PDF : <#f:86/>
مولف : <#f:89/>
نوبت چاپ : <#f:90/>
متن :

|399|

فصل چهارم نظارت و مراقبت




فصل چهارم نظارت و مراقبت

يكى ديگر از حقوق حكومت «نظارت و مراقبت» است. نظارت و مراقبت در چند عرصه
مهم، مانند نظارت و كنترل تحركات دشمن داخلى، نظارت بر عملكرد كارگزاران و دولتمردان
و نظارت بر رفتار و اعمال شهروندان.

حفظ و حراست از حقوق مردم و جلوگيرى از تجاوز به آن، بدون نظارت و مراقبت در
عرصه‏هاى يادشده، به‏وسيله حكومت و با استفاده از ابزارها و اهرم‏ها ممكن نيست. بعضى از
مردم در جامعه به حقّ خويش قانع نيستند و همواره مترصد فرصتى هستند تا با ناديده گرفتن
حقوق ديگران، بر منافع خود بيفزايند. اينان براى رسيدن به قدرت و ثروتِ بيش‏تر
برنامه‏ريزى مى‏كنند. گاهى براى رسيدن به اهداف خود، گروه و جمعيتى تشكيل مى‏دهند تا
زودتر و بهتر به اهداف خود دست يابند. براى دستيابى به قدرت سياسى و برخوردارى از
امكانات به هر شيوه‏اى متوسل مى‏شوند و به توطئه‏چينى مى‏پردازند و عواملى را براى نفوذ
به اركان حكومت، تربيت مى‏كنند. نيز در ادارات و سازمان‏هاى مختلف مهره‏چينى مى‏كنند تا
هنگام نياز از آنان استفاده كنند.

بعضى ديگر با دشمنان هم‏پيمان شده و به نفع آنان فعاليت مى‏كنند و به‏عنوان عوامل
نفوذى دشمن (ستون پنجم) عمل مى‏كنند. امروزه، ابزارهاى پيچيده و روش‏هاى متنوعى
براى نفوذ و جاسوسى به‏كار گرفته مى‏شود. سازمان‏هاى عريض و طويل جاسوسى در دنيا
همگى در راستاى نفوذ به كشورهاى ديگر و كسب اطلاعات سرّى و محرمانه است تا در پرتو
اطلاعات، برنامه‏هايى به نفع خود و عليه منافع ديگران تدوين و اجرا كنند. امروزه اطلاعات


|400|

نقش تعيين‏كننده‏اى در سياست‏ها و برنامه‏ها دارد. از اين رو، جمع‏آورى اطلاعات و بهره‏گيرى
از آن‏ها در برابر دشمن حائز اهميت است.


الف) نظارت و مراقبت از تحركات دشمن

هر حكومتى براى حفظ موجوديت خود و تأمين حقوق شهروندان، نظارت و مراقبت از
آن‏چه را كه در جامعه به‏ويژه لايه‏هاى درونى آن مى‏گذرد، در برنامه كار خود دارد و چون بدون
چنين نظارتى نمى‏تواند خود را از آسيب‏ها و تهديدها مصون دارد، آن‏را حقّ خود مى‏داند.
سازمان‏هاى اطلاعاتى امروزه از ضروريات جامعه است. گرچه حفاظت، نظارت و مراقبت از
رفتارها و تحركات شهروندان براى شناسايى متجاوزان به حقوق مردم و دشمنان حاكميت،
كم و بيش در گذشته وجود داشته،[1] اما امروز به تناسب پيچيدگى جوامع و گونه‏گونى
روش‏هاى دشمنى و تضييع حقوق، سازمان يافته انجام مى‏گيرد. قرآن كريم مردم را در برابر
دشمن به آمادگى كامل فرامى خواند:

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! آمادگى خود را در برابر دشمن حفظ كنيد و در دسته‏هاى متعدد
يا به‏صورت دسته واحد به سوى دشمن حركت كنيد.

آيه به تناسب جهاد، آمادگى كامل براى حضور در ميدان جهاد را توصيه مى‏كند،[3] اما اين
قانون اختصاص به جنگ و جهاد ندارد، بلكه در هر موقعيتى كه امكان نفوذ و ضربه دشمن
وجود دارد، آمادگى، مطلوب و ضرورى است، چنان‏كه درباره منافقان در جامعه اسلامى، به
پيامبر توصيه مى‏كند:


(1). ر.ك: محمد الشافعى، التجسس على‏ عصر الرسول. مؤلف در اين كتاب اشاره به تجسس و مراقبت در ميان اقوام و ملل
گذشته كرده و نمونه‏هايى نقل كرده است، سپس غزوات و سراياى پيامبر اسلام(ص) را از اين زاويه مورد توجه قرار داده و
مواردى از اعزام مأموران براى كسب اطلاع و جمع‏آورى اخبار را نقل كرده است.

(2). نساء: 71.

(3). سيد محمد حسين طباطبايى، الميزان، ج‏4، ص‏416.

(4). منافقون: 4.


|401|
... آن‏ها دشمن واقعى تو هستند. پس از آنان بر حذر باش. خداوند آن‏ها را بكشد! چگونه از
حق منحرف مى‏شوند!

به همين جهت پيامبر اكرم(ص) همواره در مدينه مراقب اعمال و رفتار منافقان بود، كه
تظاهر به مسلمانى و دوستى با مسلمانان مى‏كردند، اما در دل، دشمن آن‏ها بوده و با
دشمنان‏شان مراوده پنهانى داشتند. وقتى خبر به پيامبر رسيد كه گروهى از منافقان در خانه
«سويلم» يهودى اجتماع كرده‏اند، طلحة بن عبيدالله را همراه گروهى از مسلمانان گسيل
داشت تا خانه توطئه را آتش بزنند و منافقان توطئه‏گر را پراكنده سازند.[1]

امام على(ع) در جمله‏اى حكيمانه ضرورت مراقبت و هوشيارى، قبل از گرفتار شدن به
مكرها و حيله‏ها را يادآور شده و مى‏فرمايد:

كسى كه قبل از وقوع مكرها و حيله‏ها، از آن‏ها پروا نكند، هنگام هجوم آن‏ها پشيمانى و تأسف
سودى به حال او نخواهد داشت.

اين سخن اختصاصى به زندگى فردى ندارد؛ حاكم جامعه نيز كه وظيفه اداره جامعه را
برعهده دارد، چنانچه پيش‏بينى‏هاى لازم را در برابر حيله‏ها، تزويرها و توطئه‏هاى دشمن
به‏عمل نياورد و با مراقبت از اعمال و رفتار ايشان و آگاهى از نقشه‏ها و برنامه‏هاى‏شان، قبل از
اجراى آن‏ها مأيوس‏شان نسازد، با توطئه‏ها روبه‏رو شده و كارى از پيش نخواهد برد. توجه به
اين نكته در زندگى اجتماعى و به‏وسيله حاكم جامعه داراى اهميت و ضرورت بيش‏ترى است.

«نظارت و مراقبت» مقدمه حفظ نظام سياسى است. در جامعه اسلامى كه حفظ نظام از
اهمّ واجبات شمرده مى‏شود و حاكم و شهروندان در اين باره مسؤوليت دارند، «نظارت و
مراقبت» به‏عنوان مقدمه حفظ نظام، واجب است. براى انجام اين وظيفه، حقّ استفاده از
راه‏هاى مشروع براى حاكم ثابت است. امام على(ع) از همين زاويه به مقوله نظارت و مراقبت
مى‏نگريست و مى‏فرمود:


(1). ابن هشام، السيرة النبوية، ج‏4، ص‏160.

(2). غرر الحكم و درر الكلم، ج‏2، ص‏701.


|402|

 

آنان [طلحه و زبير و پيمان شكنان ديگر] به خاطر ناراحتى از خلافت و امارت من گرد آمده و
به يكديگر كمك مى‏كنند و من تا وقتى كه بر اجتماع شما بيم نداشته باشم و خطرى را احساس
نكنم، صبر مى‏كنم، زيرا اگر آنان بر انديشه سست و نادرست خود باقى بمانند، نظم و نظام
مسلمانان برهم مى‏خورد.

امام على(ع) براى حفظ و حراست احكام خدا و سيره و سنت پيامبر و دفاع از حقوق
مردم، اعمال و رفتار پيمان‏شكنان را زير نظر داشت، حضرت از اين‏كه آنان در برابر حكومت
حق ايستاده، ميان مردم تفرقه ايجاد مى‏كردند و براى رسيدن به اميال دنيوى، به جمع‏آورى
نيرو و امكانات مشغول بودند و مردم را عليه حضرت تحريك مى‏كردند، ناراحت بود و ضمن
نصيحت و ارشاد، اعمال‏شان را به‏دقت زير نظر داشت. طلحه و زبير هنگامى كه به بهانه سفر
عمره نزد حضرت آمدند تا از مدينه خارج شوند، حضرت با جمله‏اى كوتاه از نقشه آن دو و
همراهى و همدستى‏شان با عايشه پرده برداشت و فرمود:

به خدا سوگند! شما عازم عمره نيستيد، بلكه در صدد فتنه و عازم بصره‏ايد.[2]

حتى حضرت از نامه‏اى كه معاويه به آن دو نوشته و آنان را به گرفتن انتقام خون عثمان
تحريك كرده و فريب‏شان داده بود و آن دو، نامه را از امام مخفى داشته بودند، آگاه بود.[3]

با توجه به اين‏كه امام براى اداره جامعه، بنا بر استفاده از مجارى غيبى نداشت، اطلاع
حضرت از مجراى عادى بود. درسيره كشوردارىِ حضرت به مواردى بر مى‏خوريم كه براى
كسب اطلاعات و مراقبت از اعمال و رفتار بعضى افراد و گروه‏ها، اشخاصى را مأموريت مى‏داد.

پس از جنگ صفين، شخصى به نام «خرّيت بن راشد» بناى مخالفت گذاشته و عده‏اى را
دور خود جمع كرد و از سپاه حضرت جدا شد. يكى از ياران امام على(ع) از اين‏كه حضرت در
برابر آنان صبر پيشه كرده و آنان را دستگير و زندانى نمى‏كند، زبان به اعتراض گشود. امام كه
به هدايت و ارشاد آنان اميدوار بود، صبر كرد و فرمود:


(1). نهج‏البلاغه، خطبه‏169.

(2). شيخ مفيد، الجمل، ص‏166: «و الله ما تريدان العمره و لكنكما تريدان الغُدرة و إنما تريدان البصرة» .

(3). الجمل، ص‏268: «لقد كان معاوية كتب إليهما مِن الشام كتاباً يخدعهما فيه فكتماه عنّي و خرجا يوهمان الطّغام إنّهما
يطلبان بدم عثمان.»


|403|

اگر ما به مجرّد هر مخالفت و اتهامى، مردم را دستگير و زندانى كنيم، زندان‏هاى ما مملوّ از آنان
خواهد شد. به‏نظر من تا دشمنى و خلاف افراد، علنى و آشكار نگشته، نمى‏توان آن‏ها را زندانى
و مجازات كرد.

پس از پراكنده شدن مردم، حضرت شخص معترض را نزد خود خواند و به او مأموريت داد
به منزل «خرّيت» رفته و او را تحت نظر داشته باشد.[1] علاوه بر آن، نامه‏اى به اين مضمون
به‏كارگزاران خويش نوشت:

از بنده خدا على امير مؤمنان به هر يك از كارگزاران كه نامه مرا دريافت كرده و مى‏خواند.
گروهى از مردانى كه از ياران و پيروان ما بودند، اينك خروج كرده و به سمت سرزمين‏هاى
بصره حركت كردند. از مردم سرزمين خود درباره آنان سؤال كرده و در هر نقطه‏اى جاسوسانى
را بر آنان بگماريد. آن‏گاه براى من بنويسيد كه آنان در چه وضعيتى هستند.[2]

با آن‏كه امام على(ع) حتى الامكان با مخالفان مدارا مى‏كرد، اما پيوسته آنان را تحت
مراقبت داشته و اعمال و رفتار و ارتباطات آنان را كنترل مى‏كرد. رفت و آمد پيك‏ها و سفرا
تحت كنترل بود. نيز ارتباطات و مراودات صاحب‏منصبان و شخصيت‏هايى كه در گمان
توطئه‏چينى بودند، تحت نظر مأموران حكومتى بود.

«مصقلة بن هبيره» كارگزار امام(ع) در «اردشيرخرّه»[3] به معاويه پناهنده شد. وقتى خبر
اين خيانت به حضرت رسيد، فرمود:

نفرين خدا بر او باد! رفتارى مانند بزرگان كرد، ولى مانند بردگان گريخت و مانند بدكاران
خيانت ورزيد. هنوز ستايشگرِ خود را به ستايش، زبان نگشوده، خاموش ساخت، و
توصيف‏كننده، كار او را تصديق نكرده، مجبور به توبيخ و سرزنش او شد. اگر مى‏ماند، آن‏چه را
كه مقدور بود، از او مى‏گرفتيم و منتظر افزايش ثروت او مى‏شديم [تا بقيه را هم بگيريم‏].»[4]

آن‏گاه مأمورانى را فرستاد تا خانه‏اش را ويران كنند. «مصقله» پس از مدتى به برادرش


(1). تاريخ طبرى، ج‏5، ص 113 - 116: «فقال (ع): « إنّا لو فعلنا هذا بكلّ مَن يُهتمّ مِن الناس، ملأنا السجون مِنهم و لا أراني
يسعني الوثوب بالناس و الحبس لهم و عقوبتهم حتى‏ يظهروا لي الخلاف... فقال لي سِرّاً: إذهبْ إلى‏ منزل الرجل فاعْلم ما فعل
فإنّه قل يوم لم‏يكن يأتينى فيه قبل هذه الساعة.»

(2). ابن ابى الحديد، شرح نهج‏البلاغه، ج‏3، ص‏130.

(3). اردشيرخرّه تقريباً فيروزآباد فارس است. ر.ك: على اكبر ذاكرى، سيماى كارگزاران على بن ابى طالب (ع)، ج‏1، ص‏363.

(4). شرح نهج‏البلاغه، ج‏3، ص‏144.


|404|

(نعيم بن هبيره) كه از ياران و شيعيان حضرت بود، نامه نوشت و او را به شام دعوت كرد و از
طرف معاويه به او وعده امارت و رياست داد. نامه به‏وسيله يكى از ياران حضرت كشف و نزد
ايشان آورده شد. امام پس از اطلاع، قاصد را مجازات كرد.


ب) نظارت بر عملكرد دولتمردان

عرصه ديگر «حقِ نظارت و مراقبت حاكم» بر رفتار و عملكرد كارگزاران و دولتمردان
است. كسانى كه در جامعه، از قدرت و امكاناتى از بيت‏المال برخوردارند و اداره گوشه‏اى از
مملكت را برعهده دارند، نيازمند نظارت و مراقبت‏اند. حاكم مى‏تواند با تأسيس ادارات و
سازمان‏هاى نظارتى، بر عملكرد دولتمردان نظارت كند. در جامعه اسلامى، روش خاصى براى
نظارت پيش‏بينى شده است. گذشته از نظارتى كه قوه قضاييه از طريق سازمانى مانند
«بازرسى كل كشور» اعمال مى‏كند، مجلس شورا نيز از حقّ نظارت و تفحص در همه امور
كشور برخوردار است. آن‏چه در اين فصل مورد نظر است، تأكيد بر اصل نظارت و مراقبت
به وسيله حاكم اسلامى است. كيفيت نظارت مى‏تواند در اوضاع مختلف، متفاوت باشد و با
استفاده از روش‏هاى گوناگون انجام شود.

وجود اين حق براى حاكم جامعه، امرى عقلايى بوده و بى‏نياز از استدلال است. اما استناد
به گفتار و سيره پيامبر اكرم(ص) و امام على(ع) در دوران حاكميت‏شان مفيد است.

پيامبر اكرم يكى از وظايف والى را نظارت بر رفتار كاتبان[1] شمرده و مى‏فرمايد:

در اعمال و رفتار آنان نظر كنى تا بدانى در امورى كه به آنان واگذارى كردى و ولايت‏شان دادى،
با مردم چگونه رفتار مى‏كنند. در بسيارى از كاتبان شعبه‏اى از غرور و نخوت وجود دارد.[2]

گرچه در جامعه اسلامى، مسؤولان و دولتمردان پس از آزمايش و گزينش به‏كار گمارده
مى‏شوند،[3] اما در بسيارى از موارد توانايى و هنر انسان در عمل محك زده مى‏شود.


(1). ابن ابى الحديد، «كاتب» در نامه‏هاى حضرت على(ع) را، وزير و نائب امير دانسته است. شرح نهج‏البلاغه، ج‏17،ص‏79.

(2). قاضى نعمان، دعائم الإسلام، ج‏1، ص‏365، نقل مضمون روايت با تلخيص و تصرف.

(3). نهج‏البلاغه، نامه 53: سفارش امام على (ع) به مالك اشتر: «ثم انْظر في أمور عمّالك فاسْتعملهم إختباراً ولاتولّهم محاباةً و
أثرة...»
.


|405|

مسؤولان گاه نيازمند هدايت و ارشادند؛ گاه تعويض و جايگزين، و گاهى مستحق پاداش و
برخى اوقات شايسته مجازات و توبيخ‏اند.

امام على(ع) كه براى حقوق مردم اهميتى فوق‏العاده قائل بود، بر عملكرد كارگزاران
خويش، نظارتى مستمرّ و بى‏وقفه داشت. آشكارا و پنهان رفتار آنان را در مسند حكومتى
تحت نظر داشت و اين نكته را به آنان گوشزد مى‏فرمود تا مراقب عملكرد خويش باشند.
اشاره به بعضى موارد، حساسيت و دقت حضرت را در اين زمينه نشان مى‏دهد:

وقتى خبر به امام رسيد كه «شريح بن الحارث» قاضى حضرت، خانه گران‏قيمتى خريده، او
را فراخواند و سرزنش كرد.[1]

طى نامه‏اى به «زياد بن ابيه» در بصره از اين‏كه به بيت‏المال خيانت كرده، اظهار
ناخشنودى كرده و او را به مجازات تهديد كرد.[2]

در نامه‏اى به «مصقلة بن هبيرة شيبانى» كارگزار خويش در اردشيرخرّه -از شهرهاى
ايران- او را به خاطر حيف و ميل بيت‏المال و كشتن افراد بى‏گناه، به‏شدّت سرزنش و
توبيخ‏كرد.[3]

طى نامه‏اى به عثمان بن حنيف انصارى، كارگزار حضرت در بصره، از اين‏كه او در ميهمانى
ثروتمندان شركت كرده، اظهار تأسف و او را توبيخ كرد.[4]

نامه‏هاى متعددى كه حضرت به‏كارگزاران خويش نوشته و آنان را به سبب رفتار
نادرست‏شان شماتت كرده است.[5]

در موارد يادشده، امام(ع) داورى خويش درباره آنان را به خبرها و دلايلى مستند نمود كه
به‏وسيله مأموران حكومتى حضرت مى‏رسيد.

حضرت ضمن آن‏كه در سيره حكومتى‏اش مراقب اعمال و رفتار كارگزاران بود، به آنان


(1). نهج‏البلاغه، نامه 3.

(2). نهج‏البلاغه، نامه 20.

(3). نهج‏البلاغه، نامه 43.

(4). نهج‏البلاغه، نامه 45.

(5). نهج‏البلاغه، نامه‏هاى 40 و 41.


|406|

توصيه مى‏كرد مراقب اعمال و رفتار مأموران خود باشند تا در حقّ مردم ظلم و اجحاف روا
ندارند. امام در نامه مفصلى كه به مالك اشتر نوشت و وظايف او را برشمرد، يادآور شد:

در كارهاى‏شان كاوش و رسيدگى كن و بازرسان راستگو و وفادارى بر آنان بگمار، زيرا خبرگيرى
و بازرسى و مراقبت در نهان از كارهاى آنان، سبب مى‏شود كه امانتدار باشند و با مردم
مداراكنند.[1]

ج) نظارت بر رفتار شهروندان

حقّ «نظارت و مراقبتِ» حاكم اسلامى، اختصاص به دشمن و كارگزاران و دولتمردان
ندارد، بلكه عموم شهروندان را نيز شامل مى‏شود. همه مردم به وظايف خود آشنا نبوده و مقيد
به انجام آن نيستند. بعضى افراد با روحيه فزون‏طلبى و زياده‏خواهى، همواره حقوق ديگران را
مورد تجاوز قرار مى‏دهند. اينان از هر فرصتى براى رسيدن به منافع شخصى يا گروهى
استفاده كرده، قوانين و مقررات اجتماعى را ناديده مى‏گيرند و براى حقوق و آزادى و منافع
ديگران احترام قائل نيستند. چون همه مردم از توانايى و قدرت لازم براى دفاع از حقوق خود
برخوردار نمى‏باشند، حكومت وظيفه دارد از آنان حمايت كند. حمايت از حقوق شهروندان،
دفاع از قوانين و مقررات اجتماعى، در پرتو اطلاع و آگاهى از رفتار و عملكرد شهروندان است.
البته دارندگان موقعيت اجتماعى، صاحبان ثروت، احزاب، گروه‏ها و سازمان‏ها و در يك كلمه
«خواص» بيش‏تر از ديگران در معرض خطا و لغزش‏اند. اينان در تجاوز به حقوق ديگران
آماده‏تر و حريص‏ترند. تجربه حكومت‏ها اين واقعيت را تأييد مى‏كند كه خواص بيش از عموم
مردم نيازمند مراقبت‏اند، چون آنان ابزارها و فرصت‏هاى بيش‏ترى براى رسيدن به اهداف
خويش دارند، كه در صورت لغزش و خيانت، صدمات زيادى بر پيكر اجتماع وارد مى‏كنند.
معمولاً خيانت‏ها، ظلم‏ها، اجحاف‏ها و تجاوزات در ميان اين طبقه، بيش از توده‏هاى مردم
است كه از قدرت و امكانات كم‏ترى برخوردارند.

امام على(ع) در دستور عمل خويش به مالك اين مطلب را گوشزد مى‏كند:


(1). نهج‏البلاغه، نامه 53: «ثم تفقّدْ أعمالهم و ابْعث الْعيون مِن أهل الصدق و الوفاء عليهم، فإنّ تعاهدك في السّر لأمورهم
حدوةٌ لهم على‏ استعمال الأمانة و الرّفق بالرّعية»
.


|407|

سنگينى بار نزديكان بر والى، از همه افرادِ رعيت بيش‏تر است و در روزگرفتارى، يارى آنان از
همه كم‏تر و انصاف را از همه ناخوش‏تر دارند و چون درخواست كنند، فرون‏تر از ديگران، و به
هنگام عطا و سپاس از همه كم‏تر شكر گزارند و چون به آنان ندهند، ديرتر از همه عذر پذيرند،
و در سختى روزگار، شكيبايى را از همه كم‏تر پيشه كنند. همانا آنان كه دين را پشتيبان‏اند و
موجب انبوهى مسلمانان و آماده پيكار با دشمنان، عامّه مردمان‏اند. پس بايد گرايش تو به
آنان بوده و ميلت به سوى ايشان باشد.[1]

د) نظارت‏هاى متفاوت بر پايه‏هاى مختلف

نكته حائز اهميت در اين باره آن‏كه «نظارت و مراقبت» از «دشمن» با نظارت و مراقبت از
عملكرد «كارگزاران و دولتمردان» و با نظارت و مراقبت از اعمال و رفتار عموم «شهروندان»،
سه مقوله جدا و با تفاوت‏هايى همراه است.

ماهيت دشمن اقتضاى دشمنى و توطئه‏گرى دارد و اساس برخورد با دشمن «سوء ظن»
است. حتى در وضع صلح و انعقاد قرارداد، باز نبايد به دشمن اعتماد كرد و اساس رفتار خود را
بر حُسن‏ظن قرار داد. امام على(ع) به مالك توصيه مى‏كند:

و از صلحى كه دشمن، تو را بدان خوانَد و رضاى خدا در آن بُوَد، روى متاب كه آشتى، سربازان
تو را به آسايش رساند و از اندوه‏هايت برهاند و شهرهايت ايمن ماند، ليكن زنهار! زنهار! از
دشمن خود پس از آشتى! بپرهيز كه بسا دشمن به نزديكى گرايد تا غفلتى يابد و كمين خود
بگشايد. پس دورانديش شو و راه خوش‏گمانى مرو...[2]

دشمن چه خارجى و چه داخلى در صدد براندازى حكومت و كسب قدرت است. غفلت از
چنين جرياناتى موجب پشيمانى است. در نظام سياسى با دشمنانى كه در صدد براندازى‏اند،
مماشات نمى‏شود، بلكه با مراقبت از اعمال و رفتار آنان، همه تحركات را زير نظر گرفته و در
صورت لزوم، توطئه را در نطفه خفه مى‏كنند. جامعه اسلامى نيز از اين قاعده مستثنا نيست.


(1). نهج‏البلاغه، نامه 53: «و ليس أحد مِن الرعيّة أثقل على‏ الْوالي مؤونةً في الرخاء و أقلّ معونةً له في البلاء و أكره للإنصاف، و
أسأل بالإلحاف و أقلّ شكراً عند الإعطاء و أبطأ عذراً عند المنع و أضعف صبراً عند مُلمّات الدهر مِن أهل الخاصة. و إنّما عماد
الدين و جماع المسلمين و العُدّة للأعداء العامةِ من الأُمّة فلْيكنْ صغوك لهم و ميلك معهم»
.

(2). نهج‏البلاغه، نامه 53: «و لاتدفعنّ صلحاً دعاك إليه عدوّك و للَّه فيه رضىً، فإنّ في الصلح دعةً لجنودك و راحة مِن همومك
و أمناً لبلادك. و لكنّ الحذر كلّ الحذر مِن عدوّك بعد صلحه، فإنَّ العدوّ ربّما قارب ليتغفّل، فخذْ بالحزم و اتّهم في ذلك حُسن
الظّنّ...»


|408|

نظارت و مراقبت بر عملكرد دسته دوم كه كارگزاران و مأموران دولتى‏اند، غالباً براى
جلوگيرى از سوء استفاده و انجام مطلوب وظايف است. مأمورى كه داراى قدرت و امكاناتى از
بيت‏المال است، در معرض لغزش و سوء استفاده است. قدرت و ثروت از لغزشگاه‏هايى است
كه كم‏تر كسى از آن جان سالم به در مى‏برد. از اين رو، حاكم اسلامى حقّ و وظيفه دارد
كه‏براعمال و رفتار ايشان نظارت و كنترل كامل داشته باشد. امام على(ع) همواره اين
نكته‏رابه‏كارگزاران خويش گوشزد مى‏كرد كه مبادا از نظارت و مراقبتى كه حاكم اسلامى بر
آنان دارد، غافل شده و قدرت و ثروت، آنان را وسوسه كند و حقوق مردم را تباه سازند.
ازآنان‏مى‏خواست كه با مردم مهربان باشند.[1] اين نوع نظارت بر اساس «حسن ظنّ»
انجام‏مى‏گيرد.

نوع سوم از مراقبت و نظارت كه بر رفتار شهروندان انجام مى‏گيرد، گونه ديگرى از نظارت
است. چون بعضى از مردم به حقّ خويش قانع نبوده، خلاف مصالح جامعه رفتار مى‏كنند،
نظارت بر رفتار شهروندان براى آگاهى از رفتارهاى خلاف مصلحتِ كلى جامعه است. عموم
مردم در جامعه معمولاً به حقّ خويش قانع‏اند يا اگر به حقوق ديگران تجاوز مى‏كنند، در حدّى
نيست كه مصالح كلّى و اساس جامعه را به مخاطره اندازد. از اين رو آگاهى و جلوگيرى از
رفتارهاى ناروايى كه به‏وسيله بعضى افراد جامعه رخ مى‏دهد، نمى‏تواند مجوزى براى در تنگنا
قرار دادن همه شهروندان باشد. نظارت و كنترل به‏وسيله سازمان‏هاى اطلاعاتى معمولاً با
سخت‏گيرى و دشوارى‏هايى همراه است و نمى‏توان به بهانه تخلف عده‏اى معدود، همه
شهروندان را گرفتار چنين تنگناهايى كرد. نظارت و مراقبت در اين عرصه نيازمند ظرافت و
دقت خاصى است كه با هدف حفظ حرمت و حقوق اكثريت از تعدّى و تجاوز اقليتِ متخلف
انجام مى‏گيرد.

اين نوع نظارت و مراقبت بر اساس «حسن ظن» به شهروندان و با كمال رأفت و ملاطفت
انجام مى‏گيرد. در اين صورت سازمان اطلاعات و مراقبت حكومتى، به‏وسيله اكثر مردم مورد
حمايت قرار گرفته و مردم در زمره نيروهاى اطلاعاتى حاكم اسلامى در مى‏آيند. اينان سازمان


(1). نهج‏البلاغه، نامه 53: «... فإنّك فوقهم و والى الأمر عليك فوقك و الله فوق مَن ولّاك و قد اسْتكفاك أمرهم و ابتلاك بهم» .


|409|

مربوطه را از خود دانسته و تقويت آن‏را تأمين حقوق و مصالح خويش احساس مى‏كنند. امام
على (ع) به مالك گوشزد مى‏كند:

بدان كه نشانه خوش‏بينى حاكم به رعيت بهتر از نيكويى و احسان به ايشان و سبك گردانيدن
هزينه‏هاى آن‏ها و رنجش نداشتن از آنان بر چيزى كه حقّى به آن‏ها ندارد، نيست. پس بايد در
اين باب به گونه‏اى رفتار كنى كه خوش‏بينى و حسن ظنّ به رعيّتت را به‏دست آورى، زيرا
خوش‏بينى، رنج بسيار را از تو دور مى‏كند.[1]

در مكتب اسلام تفتيش و تجسّس از زندگى شخصى افراد ممنوع بوده و نمى‏توان حرمت
زندگى خصوصى را شكست. خداوند براى مسلمان حرمت قائل شده و تجاوز به جان، مال و
آبروى او را از گناهان بزرگ شمرده است، به طورى كه نمى‏توان با سوء ظن به او حريمش
راشكست.[2]

اما چون مصالح كلى جامعه داراى اهميت فراوانى بوده و همواره حقوق شخصى
شهروندان را تحت تأثير قرار مى‏دهد، گريزى از نظارت و مراقبت نيست. اما نظارت و مراقبتى
دقيق به‏وسيله افرادى راستگو، امين و مورد اعتماد، و بر اساس «حسن ظنّ». چنين نظارتى با
كم‏ترين عوارض همراه خواهد بود و با شناسايى اقليتِ متخلّف كه مصالح كلى و اساسى جامعه
را در معرض تهديد قرار مى‏دهند، عملاً حقوق و مصالح اكثريت جامعه تأمين خواهد شد. امام
على(ع) در عين قاطعيت در برابر دشمنان و توطئه‏گران، و مراقبت جدى و سخت بر رفتار
كارگزاران و دولتمردان، در برخورد با توده‏هاى مردم بسيار رئوف و مهربان بود. به كارگزاران
خويش سفارش مى‏كرد از كسانى كه به دنبال عيب‏جويى از مردم بوده و عيوب آن‏ها را آشكار
مى‏سازند، بپرهيز.[3] البته روشن است اين سخن درباره عيوبى است كه مصالح جامعه را
تهديد نكند. تفاوت رفتار با سه گروه ياد شده، در گفتار و سيره امام على(ع) كاملاً مشهود


(1).نهج‏البلاغه،نامه53:«و اعْلم أنّه ليس شي‏ء بأدعى‏ إلى‏ حُسن ظنّ راعٍ برعيّته من إحسانه إليهم و تخفيفه المؤونات عليهم
و ترك استكراهه إياهم على‏ ما ليس له قِبلَهَم فلْيكنْ منك في ذلك أمر يجتمع لك به حُسن‏الظنّ برعيتك، فإنّ حسن‏الظنّ
يقطع عنك نصباً طويلاً»
.

(2). قرطبى، الجامع لاحكام القرآن، ج‏16، ص‏332: «عن النبى(ص): «إنّ الله حرّم مِن المسلم دمَه و عِرْضَه و أنْ يظن به ظن
السوء»
.

(3). نهج‏البلاغه، نامه 53: «ولْيكن أبعد رعيّتك منك و أسْنأهم عندك، أطلبهم لمعائب الناس، فإنّ في الناس عيوباً، الوالي أحقّ
مَن سَتَرَها فلاتكشفنّ عمّا غاب عنك منها فإنّما عليك تطهير ما ظهر لك»
...


|410|

است. با «دشمنان» سختگير و انعطاف‏ناپذير و مراقبتى بر اساس سوء ظن داشت. با
«كارگزاران و دولتمردان» هر چند مراقبت و نظارتى بر پايه حسن ظن داشت، چرا كه با
معيارهايى آنان را نصب كرده بود، اما نظراتى دقيق و موشكافانه داشت. نسبت به
بيت‏المال‏وحقوق مردم حساس بود، اما با «عموم شهروندان» عطوف و مهربان بوده و
برخوردى دلسوزانه داشت، هر چند نظارتى بر پايه حسن ظنّ نيز در حقّ آنان، به‏ويژه
خواص‏اجرا مى‏كرد.

تعداد نمایش : 2654 <<بازگشت
 

 فهرست مجلات فصلنامه حکومت اسلامی بصورت فایلهای PDF

 

 

 فهرست کتاب ها 

 

 

درس خارج
«فقه نظام سیاسی اسلام»
استاد: حضرت آیت‌الله محسن اراكی دام‌عزه

         کلیه حقوق برای مرکز تحقیقات علمی دبیرخانه خبرگان مجلس محفوظ است.

صفحه اصلی|اخبار|راهنمای تنظیم و ارسال مقالات|کتاب ها|فصلنامه|درباره ما