صفحه اصلی|اخبار|درس خارج فقه نظام سیاسی اسلام|تماس با ما
منو اصلی
اوقات شرعی
ورود
نام کاربری :   
کلمه عبور :   
عضویت
راهکارهای مهجوریت زدایی از آموزه های سیاسی و اجتماعی قرآن از دیدگاه امام خمینی(قدس سره)
راهکارهای مهجوریت زدایی از آموزه های سیاسی و اجتماعی قرآن از دیدگاه امام خمینی(قدس سره) تاریخ ثبت : 1392/02/14
طبقه بندي : فصلنامه حکومت اسلامی شماره 65 ,
عنوان : راهکارهای مهجوریت زدایی از آموزه های سیاسی و اجتماعی قرآن از دیدگاه امام خمینی(قدس سره)
مولف : عبدالهادی فقهی‌زاده و یونس اشرفی‌امین
دریافت فایلpdf :

pdffileبرای دریافت فایل  PDF کلیک نمایید.

متن :
|151|

راهکارهای مهجوریت زدایی از آموزه های

سیاسی و اجتماعی قرآن از دیدگاه امام خمینی(قدس سره)

دريافت: 30/9/90

 تأييد: 23/11/91

عبدالهادی فقهی‌زاده* و  یونس اشرفی‌امین**

چکیده

            امام خمینی(قدس سره) با اعتقاد به جامعیت همه­جانبة قرآن کریم، بر آن است تا در آثار مختلف خود و به طرق گوناگون راهکارهایی را برای مهجوریت­زدایی از آموزه­های سیاسی و اجتماعی آن ارائه نماید. برخی از این راهکارها جنبة نظری و برخی دیگر جنبة رفتاری و عملی دارند. لذا تمسّک به آموزه­های قرآن و اهل بیت:(ع)، نگارش و تدوین تفاسیر سیاسی و اجتماعی شایسته، آزادی عقیده و بیان، تقویت خودباوری و خودشناسی و احیای اجتهاد همه‌­جانبة قرآن­محور در زمرة راهکارهای نظری و برخی دیگر همچون تشکیل حکومت اسلامی، ظلم‌ستیزی و سازش­ناپذیری، تقویت وحدت مسلمانان و تقریب میان مذاهب اسلامی، احیای امر به‌معروف و نهی از منکر و ترویج اقتصاد مبتنی بر آموزه­های اخلاقی قرآن از مهم­ترین موارد و راهکارهای رفتاری و عملی مهجوریت‌زدایی از آموزه‌های قرآن کریم به‌شمار می­روند.

واژگان كليدي

امام خمینی(قدس سره)، مهجوریت قرآن، آموزه های ­سیاسی و اجتماعی قرآن، مهجوریت­زدایی، مصلحان دینی


* دانشیار گروه علوم قرآن و حدیث دانشکده الهیات و معارف اسلامی دانشگاه تهران: feghhizadeh48@yahoo.com.

** کارشناس ارشد علوم قرآن: ashrafyamin@gmail.com.


 

|152|

مقدمه

عمل به آموزه های قرآن کریم، ضامن سعادت دنیا و آخرت انسانها است؛ چنانچه در مقاطعی از تاریخ ملل اسلامی، عمل به آموزه­های آن باعث رشد و شکوفایی مسلمانان شده است. در حالی که امروزه در جوامع اسلامی، دیگر قرآن در عمل، مبنای روابط اجتماعی و سیاسی نیست و با تشریفاتی‌شدن نگاه به آن، صرفاً بُعد تخصصی و علمی آن بر سایر ابعاد غلبه یافته است و تنها گروههایی خاص و در زمانها و مکانهایی ویژه به آن مراجعه می­کنند. برخی از عوامل مهجوریت را می‌توان چنین برشمرد: مهجوریت اهل بیت:(ع)، رواج عقاید باطل و مکاتب انحرافی، تضعیف جایگاه امر به‌معروف و نهی از منکر، ازبین‌رفتن وحدت جامعه و تهاجم فرهنگی بیگانگان علیه اسلام. این در حالی است که مهجوریت قرآن پیامدهایی همچون شکایت خود قرآن و پیامبر(ص) از مسلمانان و نزول عذاب الهی، گسترش فساد سیاسی، اجتماعی و اقتصادی، ازبین‌رفتن آزادی و وابسته‌شدن مسلمانان به بیگانگان را به‌دنبال داشته است. در مقابل، عموم مصلحان دینی، همواره بر لزوم مراجعه به ابعاد سیاسی و اجتماعی قرآن کریم تأکید کرده­اند. امام خمینی(قدس سره) نیز با نگاه جامع به قرآن کریم،‌ به احیای این قبیل آموزه­ها پرداخت و عملاً توانست با تأسیس حکومتی مبتنی بر قرآن، آموزه­های سیاسی و اجتماعی آن را به صحنة حیات اجتماعی برگرداند. بر این اساس، در مقالة حاضر برآنیم پس از بیان کلیاتی دربارة مهجوریت قرآن و نگرش امام خمینی به ابعاد آن به تبیین راهکارهای مهجوریت­زدایی از آموزه­های سیاسی و اجتماعی قرآن از دیدگاه این مصلح بزرگ دینی، اجتماعی و سیاسی بپردازیم.

1. جایگاه قرآن در اندیشة امام خمینی(قدس سره)

قرآن کریم از دیدگاه امام خمینی(قدس سره)، «سفرة گستردة الهی» (امام خمینی، 1379، ج19، ص115)، «کتاب انسان‌سازی» (همان، ج3، ص230؛ ج7، ص285) و جامع معارف و حقایق اسماء و صفات الهی و هدایتگر به راه مستقیم (امام خميني، 1373، ص203) است؛ چنانکه در مسائل سیاسی و اجتماعی نیز جامعیت تام دارد و مشتمل بر همه چیز است (امام خمینی، 1379، ج4، ص448).


 

|153|

امام خمینی، خود عالم مصلحی بود که آیات قرآن را خواند و به آن عمل کرد و به دیگران یاد داد و تمام جهانیان را نیز برای عمل به آموزه­های قرآن کریم، فراخواند. او با كنارنهادن دين ساكن در صومعه و خرابات و اسلام در حاشيه، نظرية دين در صحنه، حياتِ دوباره شعائر اسلامي، اسلامِ مسؤول و داراي موضوع حكومتي و اجتماعي، اسلامِ تكليف‌گرا، عمل‌گرا و معطوف به حكومت را مطرح كرد. لذا احياي انديشه‌هايي كه از حالت تئوري به حالت عملي، ارتقاء نيافته بودند از اقدامات ایشان بود. او دیانت و سیاست را جمع کرد و «چون صدرالمتألهین و سایر عرفا، جهانی نشد بنشسته در گوشه‌ای» (جوادی آملی، 1384، ص80). ازاین‌رو، با تبلیغ و ترویج اسلام ناب و ارائة کاربردی و عملیاتی نظریاتی همچون «حکومت اسلامی» و «ولایت فقیه» در عمل، خواستار تحقق آموزه‌های سیاسی و اجتماعی در جامعه گردید.

امام خمینی(قدس سره) همان‌گونه که به کاربردی‌کردن آموزه­های قرآن در جوامع اهتمام ورزید، خود انس فراوانی با کلام الهی از حیث تلاوت، تدبر و تفسیر داشت. ایشان معتقد بودند قرائت قرآن با رعایت آداب آن می­تواند زمینه­ساز درک آموزه­های آن باشد. (امام خمینی، 1373، ص234-220). همچنین در نامة اخلاقی ـ عرفانی خود به فرزندشان؛ سیداحمد خمینی (ره) ـ در سال 1361ـ می­فرماید:

فرزندم! با قرآن، این بزرگ کتاب معرفت آشنا شو؛ اگرچه با قرائت آن و راهی از آن به سوی محبوب، باز کن و تصور نکن که قرائت بدون معرفت، اثری ندارد که این وسوسة شیطان است. آخر، این کتاب از طرف محبوب است برای تو و برای همه کس و نامة محبوب، محبوب است؛ اگرچه عاشق و محب، مفاد آن را نداند و با این انگیزه، حب محبوب که کمال مطلوب است به سراغت آید و شاید دستت گیرد (امام خمینی، 1379، ج16، ص211).

2. معنای مهجوریت در لغت و اصطلاح

مهجوریت[i] از ریشة «هجر» گرفته شده و «مهجور»، اسم مفعول آن است. گروهی از لغویان، هجر را ضد وصل (ابن منظور، 1410ق، ج5، ص250؛ جوهری، 1407ق، ج2،


[i]Obsoleteness.

 

|154|

ص851؛ ابن فارس، 1399ق، ج6، ص34) و مهجور‌گذاشتن را به ترک‌کردن، معنا کرده‌اند (ابن منظور، 1410ق، ج5، ص252؛ الزبیدی، 2007م، ج14، ص221؛ انیس‌ ابراهیم، 1374، ص973). ازاین‌رو، «مهجور» و «هجیر» به‌معنای متروک به‌کار رفته است (ابن منظور، 1410ق، ج5، ص256؛ الزبیدی، 2007م، ج14، ص224؛ انیس‌ ابراهیم، 1374، ص973). صاحب «کتاب العین»، مهجوریت را ترک چیزی می‌داند که انسان در مقابل آن تعهد دارد (الفراهیدی، 1405ق، ج1، ص387)[i] و مراد از سخن پیامبر(ص) در ذیل آیة 30 سورة فرقان را مهجوریت خود پیامبر(ص) و قرآن برمی­شمارد (همان). راغب اصفهانی نیز بر آن است تا بیان کند که مراد از مهجوریت در آیة مزبور، دوری قلبی و یا قلبی و زبانی از قرآن است (راغب اصفهانی، 1418ق، ص833). مصطفوی نیز «هجر» را به‌معنای «ترك چیزی همراه با وجود نوعی ارتباط با آن» معنا کرده است (مصطفوی، 1369، ج11، ص240).

برخی از مفسران، منظور از مهجوریت قرآن را متروک‌کردن آن و ایمان‌نیاوردن به آن تفسیر کرده­اند.[ii] عده‌ای دیگر، از مهجوریت به اعراض مردم از قرآن و هدایت و عدم توجه به آن تعبیر کرده اند.[iii] بنابراین، مهجورکردن قرآن، به‌معنای عدم درک درست اهمیت و جایگاه قرآن کریم و ترک آموزه­های آن و نوعی بی‌توجهی به این کتاب آسمانی از روی غفلت است.

امام خمینی(قدس سره) از پرداختن صرف مسلمانان به مسائل ظاهری قرآن، گلایه می­کند و ضمن انتقاد شدید از بسنده‌کردن به ظواهر و مسائل سطحی، می­فرماید: «آيا اگر ما اين صحيفه الهيّه را مثلاً جلدى پاكيزه و قيمتى نموديم و در وقت قرائت يا استخاره بوسيديم و به ديده نهاديم، آن را مهجور نگذاشتيم؟...» (امام خميني، 1373، ص198). ایشان همچنین از پرداختن برخی از ظاهرگرایان به علوم قرآن، بدون توجه، تدبر و تفکر در آیات آن، مخالفت کرده و از اینکه علوم قرآن را صرفاً در «معانى عرفيّه عاميّه و مفاهيم سوقيّه وضعيّه مى‏دانند» و کار آنان منحصر در «دستورات صوريّه ظاهريّه» است، انتقاد می کند (همان، ص290) و آن را «نشناختن حق قرآن و ناقص‌دانستن شريعت» برمی­شمرد (همان، ص291). ازاین‌رو، با انتقاد شدید از گرویدن


[i]. همچنین ر.ک: ابن منظور، لسان العرب، ج5، ص252 و الزبیدی، تاج العروس من جواهر القاموس، ج14، ص224.

[ii]. ر.ک: فيض­كاشانى، الصافی، ج‏4، ص11؛ آلوسى، روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم، ج10، ص14؛ فخر رازى، مفاتیح الغیب، ج‏24، ص455؛ نسفی، التفسیر النسفی،  ج2، ص1165؛ بلخی، تفسیر مقاتل‌بن‌سلیمان، ج3، ص233‏؛ سيوطى، تفسیر الجلالین، ص365؛ ابن عاشور، التحریر و التنویر، ص43؛ شوكانى، فتح القدیر، ج4، ص­85‏؛ حقانی دهلوی، تفسیر حقانی، ج3، ص412؛ بيضاوى، انوار التنزیل و اسرار التأویل، ج4، ص123.

[iii]. ر.ک: طوسى، التبیان فی تفسیر القرآن، ج7، ص486؛ ابن كثير، تفسیر القرآن العظیم، ج6، ص99؛ سيد قطب، فی ظلال القرآن، ج‏5، ص2561؛ فضل الله، من وحی القرآن،  ج‏17، ص39؛ مغنيه، تفسیر الکاشف، ج‏5، ص466؛ خالدی، صفوة العرفان فی تفسیر القرآن، ج4، ص383؛ مودودی، تفهیم القرآن، ج3، ص649.


 

|155|

به ظاهر، توقف در ظاهر را مرگ و هلاکت و جهالت دانسته و نخستین کسی را که به ظاهر توجه نمود، شیطان می­داند که با نگاه به ظاهر آدم و بدون توجه به باطن و مقام وی، سرپیچی کرده و گمراه شد (امام خميني، 1359، ص108). ایشان در باب سوم از مقالة سوم کتاب «آداب الصلوة»، از برخی ظاهرگرایان انتقاد می­کند که به‌جای اهتمام به معارف ناب، خود را صرفاً در ظواهر متوقف ساخته­اند (امام خميني، 1373، ص154).

3. راهکارهای مهجوریت­زدایی از آموزه­های سیاسی و اجتماعی قرآن کریم

حضرت امام، معتقد است علی­رغم آنکه قرآن برای مسلمانان همه چیز آورده است، خود مسلمانان، عملاً آن را مهجور کرده‌اند؛ به این معنا که «استفاده‏اى كه بايد از آن بكنند، نكردند» (همان، ج‏12، ص320). ایشان ضمن اینکه احكام سياسى و اجتماعى اسلام را مهجور می‌داند (همان، ج‏18، ص463)، با اشاره به شکوة پیامبر اکرم(ص) از امّت خود و با نیم­نگاهی به وضعیت کنونی جهان اسلام، علت عمدة مشکلات مسلمانان را عمل‌نکردن به آموزه­های سیاسی و اجتماعی قرآن معرفی می­کند (همان، ج‏16، ص34- 33).

امام خمینی(قدس سره) بر آن است تا اثبات نماید که آموزه­های سياسى و اجتماعى قرآن، بيشتر از مطالب عبادى آن است (همان، ج‏2، ص255؛ ج‏5، ص188؛ ج‏3، ص227) و نسبت آیات اجتماعی و سیاسی قرآن به آیات عبادی آن، از نسبت صد به یک هم بیشتر است (امام خمینی، 1360، ص11). ایشان روایات و حتی مسائل فقهی را سرشار از آموزه­های سیاسی و اجتماعی می داند،[i] ولی مسلمانان، این آموزه‌ها را کنار گذاشته و تنها به بُعد ضعیف آن توجه کرده‌اند (امام خمینی، 1379، ج‏6، ص43). امام خمینی(قدس سره) تلاش می‌کند تا ثابت کند که حتی عبادات نیز توأم با سیاست است و سیاست اسلام، عبادت است (همان، ج10، ص158). ازاین‌رو، احکام عبادی را منشأ خدمات اجتماعی و سیاسی شمرده (همان، ص62) و آیات اخلاقی قرآن را هم سیاسی و اجتماعی می‌داند.

برخی از راهکارها و اندیشه­های امام راحل در حوزة اعتقادی و فکری بود که از آن


[i]. امام خمینی کتب حدیثی را نیز سرشار از آموزه­های سیاسی و اجتماعی می­داند و اکثریت مطالب کتب روایی را مسائل اجتماعی و سیاسی برمی­شمرد. در نظر ایشان از یک دوره کتاب حدیثی ـ که حدود 50 کتاب است ـ سه ـ چهار کتاب مربوط به عبادات و مقداری هم مربوط به اخلاقیات است و اکثر باقی‌مانده، دارای مسائل سیاسی و اجتماعی و اقتصادی است (ر.ک: امام خمینی، ولایت فقیه، ص11).


 

|156|

با عنوان «راهکارهای نظری» یاد شده و برخی دیگر از مطالبِ راهگشای ایشان در حوزة رفتار است که در مقاله حاضر با عنوان «راهکارهای عملی»، مورد بررسی قرار گرفته است. بنابراین، امام خمینی(قدس سره) بر پایة نگرش جامع به دین، به فکر چاره­جویی افتاده و دو نوع راهکار نظری و عملی را برای مهجوریت­زدایی از آموزه­های سیاسی و اجتماعی قرآن ارائه کرده است. در این قسمت به اختصار، پیرامون شاخه­های فرعی هر کدام از آنها بحث می­کنیم.

3-1. راهکارهای نظری

3-1-1. تمسّك به قرآن کریم و آموزه­های اهل بیت:(ع)

تمسّک به قرآن، یک فرمان الهی است که مسلمانان باید به آن عمل کنند: «فَاسْتَمْسِكْ بِالَّذِي أُوحِيَ إِلَيْكَ إِنَّكَ عَلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ» (زخرف(43): 43). ازاین‌رو، هر کس به قرآن چنگ بزند، در صراط مستقیم الهی قرار دارد. قرآن کریم خود یکی از راهکارهای مهجوریت­زدایی از قرآن در بعد سیاسی و اجتماعی را ایمان‌آوردن به کلام الهی و پیروی از آموزه­های آن دانسته (انعام(6): 54؛ زمر(39): 18) و به کسانی که به‌سوی خدا و قرآن بازگردند، وعدة نعمت­های الهی داده است (هود(11): 52).

امام خمینی(قدس سره) راه حل مشکلات جوامع اسلامی را در بازگشت به قرآن و اسلام زمان پیامبر اکرم(ص) جست‌وجو می­کند و تأکید می‌کند که مسلمانان تا به اسلام رسول الله(ص) برنگردند، مشکلاتشان حل نخواهد شد (امام خمینی، 1379، ج13، ص89). منظور از بازگشت به قرآن و اسلامِ نخستین نیز برگشت به شیوة زندگی مسلمانان صدر اسلام نیست، بلکه منظور، آن است که مسلمانان خود را از محکومیت آراء و اندیشه‌ها و ظواهر تمدن امروز رها سازند (طالقانی، بی­تا، ج1، ص11).

مصلحان دینی و اجتماعی در حرکت­های اصلاح­گرایانة خود، همواره به قرآن توجه ویژه­ای نشان داده­اند. به گفتة «سیدجمال‌الدین اسدآبادی» تا زمانی که قرآن در میان مسلمانان حضور واقعی دارد و در زندگی مادی و معنوی مسلمانان رهبر آنهاست، بقا و جاودانگی آنان قطعی است (اسدآبادی، 1421ق، ص111-110؛ موثقی، 1375، ج1،


 

|157|

ص327). او قرآن را تنها منبع کامل دانش­ها و اخلاق آرمانی دانسته و با تکیه بر بازگشت به اسلام نخستین و قرآن، معتقد است که مسلمانان باید به قرآن بازگردند و آموزه­های آن را در زندگی­شان اجرا کنند (اسدآبادی، 1421ق، ص137). «طالقانی»، «اقبال لاهوری» و «محمد عبده»‌ نیز بر ضرورت بازگشت به اسلام راستین و منابع اصیل نخستین تأکید کرده­اند (امين، بی­تا، ص327؛ ابوذر، 1359، ص359 و 389؛ بقایی، 1379، ص40؛ احسن، 1365، ص166-165)؛ چنانکه «سید قطب»، تنها راه چاره و درمان یگانه را، راهیابی به آیین الهی و چنگ‌زدن به دستورات آسمانی برمی­شمارد (سید قطب، 1387، ج1، ص27) و بازگشت به خدا و قرآن را منحصر در یک راه می‌داند و آن «بازگرداندن همة امور زندگی به آیین خدا و منهج الهی است که مقررات آن در قرآن کریم برای بشریت روشن شده است» (همان، ص23).

مسلمانان در کنار عمل به قرآن، باید به اهل بیت:(ع) نیز تمسک کنند؛ زیرا آن بزرگواران، مصادیق بارز انسان کاملند و طبق «حدیث ثقلین»، انسان کامل، همتای قرآن کریم است و از آنجا که قرآن، مصون از هرگونه نقص است، پس اهل بیت:(ع) نیز منزّه از هر جهل و اشتباه هستند. بنابراین، امکان ندارد که قرآن، مصون از نقص باشد و آنان معصوم نباشند، یا قرآن، صدق محض و حق باشد، ولی آنان احیاناً دچار اشتباه شوند. (جوادی آملی، 1387(الف)، ص6). افزون بر آنکه جدایی­ناپذیری قرآن و عترت، از آنجا که خبری غیبی است، لازمة صدق و صحت آن، بقای اهل بیت:(ع) تا قیامت و همچنین نشانة عصمت و علم امام به‌معارف و حقایق قرآنی و نیز اشتمال قرآن بر احکام و معارف ضروری و سودمند برای بشر و مصونیت آن از تحریف است (جوادي آملی، 1384، ج1، ص150).

یکی از روشهای تمسک به اهل بیت:(ع)، الگوقراردادن آنان از سوی مسلمانان است؛ زیرا ائمه در سراسر حیات خود همواره به اصول ذلت­ناپذیری، عدالت طلبی و ظلم ستیزی پایبند بوده­اند.[i]  ازاین‌رو، امام خمینی(قدس سره) به مسلمانان توصیه می­کند که به اهل بیت:(ع) تمسّک کنند تا به سعادت برسند: «با کمال جد و عجز از ملت‌های مسلمان می‌خواهم که از ائمه اطهار و فرهنگ سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، نظامی این


[i]. متن حدیث حضرت به این صورت است: «أصدقائک ثلاثة: صدیقک و صدیق صدیقک و عدو عدوک و أعدائک ثلاثة: عدوک و عدو صدیقک و صدیق عدوک».  


 

|158|

بزرگ­راهنمایان عالم بشریت به‌طور شایسته و به‌جان و دل و با جان‌فشانی و نثار عزیزان پیروی کنند» (امام خمینی، 1379، ج21، ص399).

برخي از مصلحان دینی و اجتماعی نیز تمسک به روش ائمه معصومین در مسائل اجتماعی و سیاسی را به‌مثابة راهکاری مهم، مطرح کرده اند. برای نمونه «کواکبی»، ضمن ستایش سیرة سیاسی اهل بیت عصمت و طهارت و اشاره به ظلم ناپذیری و عزت طلبی ائمه(ع) از آنان با عنوان عالمان آزاده و نیکوکار یاد می­کند که مرگ با عزت را بر زندگی با ذلت و ریا ترجیح ­داده­اند (کواکبی، 1378، ص56-55).

حضرت امام، شهادت امام حسین(ع) را «سرآغاز زندگی جاوید اسلام و حیات ابدی قرآن کریم» (امام خمینی، 1379، ج14، ص403) و رمزی قرآنی برای پیروزی دانسته (همان، ج6، ص503) و قیام عاشورا را در رأس مسائل سیاسی برمی­شمارد و عزاداری سیدالشهداء را از نظر سیاسی، بسیار مفید می­داند و ضمن تأکید بر برپایی مجالس عزاداری برای اهل بیت؛ به ویژه امام حسین(ع) (همان، ج21، ص400) از آن به‌عنوان عامل پیروزی مؤمنان یاد می کند (همان، ج11، ص486) و به علما توصیه می‌کند که بُعد سیاسی کربلا را برای مردم بیان کنند (همان، ج‏18، ص177). از دیدگاه امام خمینی(قدس سره) برای پیاده‌شدن آموزه های سیاسی و اجتماعی قرآن، باید به فرهنگ عاشورا و امام حسین(ع) تمسک کرد (همان، ج15، ص227) و در راه قرآن، شهید شد تا این هدف تحقق یابد (همان، ص258).

3-1-2. نگارش و تدوین تفاسير سیاسی و اجتماعی شایسته

برخی از مهم ترین مبانی اندیشه­های سیاسی در قرآن کریم را می‌توان چنین برشمرد:

1. اختصاص حاکمیت، ولایت و سرپرستی مادی و معنوی تام برای خداوند و رسول اکرم و اولیای خاص ایشان (مائده(5): 43-42 و 55؛ یوسف(12): 40).

2. اثبات حکومت و خلافت برای برخی از پیامبران؛ مانند داود و سلیمان(ع) (نمل(27): 20 و 26؛ نساء(4): 54).

3. اثبات امامت و رهبری سیاسی و اجتماعی برای پیامبر(ص)، ائمه(ع)و منصوبان


 

|159|

آنان (نساء(4): 59؛ مائده(5): 67).

4. اثبات حکومت برای برخی از حاکمان صالح؛ مانند طالوت و ذوالقرنین (بقره(2): 247-246؛ کهف(18): 84-83).

5. اعلام داوری و رفع خصومت بین مردم، به مثابة وظیفة پیامبران (نساء(4): 58 و65؛ مائده(5): 42؛ انبیاء(21): 78).

6. دعوت قرآن به‌کار جمعی و شورایی (شوری(42): 38؛ آل­عمران(3): 159).

7. برشمردن عدالت­گستری، ظلم­ستیزی و مبارزه با فساد و تباهی، به‌مثابة وظیفة مؤمنان (بقره(2): 279؛ هود(11): 113؛ نساء(4): 58؛ نحل(16): 90؛ ص(38): 28؛ حج(21): 41).

8 . کرامت انسانی و احترام به حقوق انسان (اسراء(17): 70).

9. امر به‌جهاد و مبارزه با طاغوتها، مستکبران و زورگویان و فراهم‌کردن امکانات نظامی (بقره(2): 218؛ تحریم(66): 9؛ نساء(4): 75؛ انفال(8): 60؛ اعراف(7): 56).

10. نفی هرگونه ذلت و سلطه پذیری و عزت  را مخصوص خدا و مؤمنان دانستن (منافقون(63): 8؛ محمد(47): 35؛ هود(11): 113؛ آل عمران(3): 146 و 149).[i]

امام خمینی، با تقسیم آیات قرآن کریم به دو دستة علمی و عملی، تأکید می‌کند که علما باید آیات عملی را نیز برای عموم مردم تبیین کنند (امام خميني، بی­تا، ص322- 321)؛ چنانکه برخی از علماى اسلامى در قرون اخير با همين اندیشه به‌سوى قرآن مجید رفته و در تفسیر خود به مشكلات زمان پرداخته­اند. محمد عبده، با اهتمام به تنظیم زندگی اجتماعی مسلمانان بر اساس قرآن، در تفسیر خود به مشکلات کنونی مسلمانان و علل عقب­ماندگی آنان و برانگیختن امت به انقلابی قرآنی، پرداخته است (معرفت، 1385، ج2، ص485-484). مفسران دیگری مانند علامه «فضل الله»، «قاسمی» و «مراغی» نیز کم و بیش این شیوه را در پیش گرفته­اند. علامه فضل الله، تفسير موضوعى را دو نوع می­داند: در نوع اول، فرد سراغ قرآن مى­رود تا ببيند چه موضوعاتى در آن مطرح شده است و سپس آنها را استخراج مى­كند؛ مانند مسأله هدايت، رجعت، عصمت و... . در نوع دوم، شخص سراغ مشكلات سياسى، اجتماعى و اخلاقى جامعه رفته و پس از


[i]. ر.ک: عباسعلی عمید زنجانی، فقه سیاسی، ج2، ص153-121.  


 

|160|

استخراج آنها، سراغ قرآن مى­رود تا ببيند كه قرآن چه راه ­حلى ارائه می‌کند (معرفت، 1380، ص32) که نوع دوم آن از اهمیت فراوانی برخوردار است.

3-1-3. تقویت خودشناسی و خودباوری

یکی از راههای اصلاح جامعه و عمل به آموزه­های اجتماعی و سیاسی قرآن، تقویت روحیة خودشناسی و خودباوری است. این راهکار در مقابل خودباختگی و از خودبیگانگی است و منظور از آن، این است که مسلمانان به خودآگاهی انسانی، اسلامی، تاریخی و فرهنگی برسند و با درنظرگرفتن نقاط قوت و ضعف خود، به خویشتن تکیه کنند و به تقویت نقاط قوت خود بپردازند.

امام خمینی(قدس سره) از مسلمانان می­خواهد که به خودشناسی و خودباوری بپردازند و به خود متکی باشند (امام خمینی، 1379، ج‏13، ص533 ؛ ج‏15، ص310). از نظر ایشان، جوانان همواره باید به دو نکته توجه داشته باشند:‌ یکی اعتماد به خداوند و دیگری اعتماد به نفس (همان، ج‏18، ص189).

برخی از مصلحان دینی نیز به این راهکار، اذعان کرده­اند. سیدجمال‌الدین اسدآبادی با اشاره به استقلال همه­جانبة مسلمانان (امین، بی­تا، ص107) و مبارزه با خودباختگی مسلمانان و پرهیز از انزوا و بی­تفاوتی نسبت به مسائل سیاسی و اجتماعی (موثقی، 1375، ج1، ص314) بر آن است که «دستیابی به استقلال، تنها با واژه‌پردازی، ممکن نیست» (لوین، 1378، ص110)؛ بلکه باید عملاً در این مسیر، گام برداشت و در همة امور به استقلال دست یافت. از نظر اقبال لاهوری، خودشناسى رشتة اتصال اجزاى جهان و نظام عالم هستى است. اقبال، معتقد بود غرب فاقد ایدئولوژی جامع انسانی است (مطهری، بی­تا، ص52-50) و مسلمانان باید با کسب شناخت کافی از فرهنگ غرب، به ارزشها و فرهنگ اسلامی خود تکیه کنند و تقلید از غرب را کنار بگذارند و متکی به خود گردند (بقایی، 1379، ص44).

3-1-4. آزادی عقیده و بیان

 آزادی عقیده، مهم‌ترین نوع آزادی در حیات بشر است. قرآن کریم ضمن دعوت


 

|161|

به راه حق، همگان را در انتخاب آن، آزاد گذاشته (بقره(2): 256؛ زمر(39): 14 و 15؛ کافرون(109): 6؛ کهف(18): 29) و ضمن شخصیت‌دادن به انسان، وظیفة پیامبر اکرم(ص) را تنها تبلیغ معرفی کرده است (مائده(5): 99 و 92؛ آل عمران(3): 20؛ نحل(16): 35 و 82؛ نور(24): 54؛ یس(36): 17؛ شوری(42): 48؛ بقره(2): 272؛ تغابن(64): 12). ازاین‌رو، انسان­ باید خود، راه هدایت را برگزیند و الا اگر خداوند اراده کند، می تواند همه را هدایت کند (نحل(16): 9؛ یونس(10): 99)؛ چنانکه از دیدگاه امام علی(ع)، آزادی، بزرگ ترین موهبت الهی به جامعة انسانی است       (نهج البلاغه، نامة 31).

امام خمینی(قدس سره) آزادی را «نعمت بزرگ الهی» (امام خمینی، 1379، ج‏8 ، ص37؛ ج‏7، ص367) و از «حقوق اولیة بشر» (همان، ج‏5، ص43) می داند و با تأیید اصل آزادی و اذعان به‌وجود آزادی رأی و بیان در زمان پیامبر اکرم و ائمّه معصومین(ع) (همان، ج6، ص277) بین آن و هرج و مرج، قانون‌شکنی، توطئه، توهین به مقدسات و فساد و بی بند و باری، تفاوت قائل است (همان، ج‏7، ص536؛‏ ج10، ص92؛ ج‏8 ، ص38، 65 و 119؛ ج‏7، ص320 ؛ ج‏9، ص344؛‏ ج10، ص7 ؛ ج‏14، ص404). ایشان ضمن پذیرش آزادیهای سیاسی، اجتماعی و فکری در چارچوب قرآن و اسلام‌ (همان، ج‏7، ص536-535)، آزادی بدون قرآن را نفی (همان، ص486) و اذعان کرده است که ما خواهان آزادی در پناه قرآن هستیم (همان، ج8 ، ص65).

در میان مصلحان دینی نیز سید قطب، معتقد است که قرآن و اسلام، به مسلمانان آزادی بخشیده است و از پیروان خود می­خواهد که غیر از خدا در مقابل هیچ کس خاضع نگردند و از یوغ بردگی آدمیان بیرون آیند (سید قطب، بی­تا، ص211-210)؛ چنانکه کواکبی، قرآن را سرشار از آموزه­های ضد استبدادی، معرفی و همواره به نابودی استبداد و احیای عدل و مساوات تأکید کرده است (کواکبی، 1378، ص99).

3-1-5. احیای اجتهاد همه جانبة قرآن محور در اندیشه و عمل دانشمندان


 

|162|

امام خمینی(قدس سره)، اعتقاد دارد که «همیشه باید باب اجتهاد باز باشد» و نظرات گوناگون آزادانه عرضه شوند (امام خمینی، 1379، ج‏21، ص177). تحقیق و اجتهاد از وظایف حوزه­های علمیه است (بهشتی، 1383، ص393) و باید امروزه در جامعة علمی پویا باشد. بنابراین، احیای اجتهاد قرآن­محور، ضمن آنکه با جمود و خشک‌ذهنی، مقابله می‌کند، زمینة تحقّق عملی آموزه­های سیاسی و اجتماعی قرآن را نیز فراهم می‌نماید.

دانشمندان مسلمان از سیدجمال‌الدین اسدآبادی و محمد عبده تا اقبال لاهوری و دیگران نیز قائل به انفتاح باب اجتهاد بوده­اند. سیدجمال، بسته‌بودن باب اجتهاد را امری بی‌معنا ‌دانسته و عقیده دارد که بزرگان علما در طول تاریخ به اجتهاد پرداخته و هیچ کس را از اجتهاد منع نکرده‌اند. البته چنین نیست که به همة ابواب و اسرار قرآن پرداخته شده باشد (امين، بی­تا، ص113). محمد عبده نیز به احیای اجتهاد پرداخته و خواستار افزایش محدودة افرادی است که حق تفسیر آیات قرآن کریم را دارند (لوین، 1378، ص200). وی همچنین اندیشة فقه مقارن در مذاهب چهارگانه و ایجاد نظام فقهی و حقوقی جدید را ـ که پاسخگوی مسائل روز باشد‌ ـ مطرح کرده است (مطهری، بی­تا، ص36). اقبال لاهوری نیز قائل به تأسیس مجمع قانونگذاری اسلامی، متشکل از اندیشمندان مسلمان است (اقبال، 1348، ص198).

3-2. راهکارهای عملی

مهم‏ترين راهكار رفع مهجوريت قرآن کریم، عمل به آموزه­های آن است. خداوند متعال در این زمینه مي‌فرمايد: «وَهَذَا كِتَابٌ أَنْزَلْنَاهُ مُبَارَكٌ فَاتَّبِعُوهُ...» (انعام(6): 155). امام علی(ع) نیز در روایتی، علم پایدار را علم همراه با عمل دانسته و می­فرماید: «علم، همنشین عمل است. پس کسی که دانست، باید به آن عمل کند و علم، عمل را فرا خواند. اگر [عمل] پاسخش را داد می­ماند، وگرنه کوچ می­کند» (نهج البلاغه، حکمت 366).

امام خمینی(قدس سره)، مصداق «اعتصام بحبل الله» را عمل به كتاب خدا برشمرده (امام خمینی، 1379، ج10، ص534)، خواستار تبعیت از قرآن و عمل به آیات اجتماعی و سیاسی آن می­گردد (همان، ج15، ص473). ازاین‌رو، باید حضور قرآن در عرصة


 

|163|

سیاست و اجتماع به‌طور ملموس احساس شود. حضرت امام، ضمن تأکید بر تحقق آموزه­های سیاسی و اجتماعی قرآن در جامعه، امتیاز بزرگ انقلاب اسلامی را نیز در این می داند که توانست این آموزه­ها را به جامعه بازگرداند (همان، ج21، ص396).

3-2-1. تشکیل حکومت اسلامى

برخی از آیات قرآن کریم، بر جهانی‌بودن تعالیم آن دلالت دارند[i] که یکی از لوازم آن تشکیل حکومت اسلامی است؛ چنانکه ائمه اطهار، یکی از اهداف مهم خود را تشکیل حکومت قرآنی و حکومت عدالت دانسته­اند. امام حسین(ع)، هدف قیام خویش را احیای دین خدا و اصلاح امت و اجرای احکام تعطیل‌شدة الهی معرفی می‌کند (مجلسى، 1403ق، ج44، ص330-329). ازاین‌رو، برخی از مفسران؛ مانند علامه طباطبایی(ره) نیز برقراری حکومت اسلامی در زمان غیبت معصوم(ع) را ضروری می دانند (طباطبايي، 1393ق، ج4، ص123).

امام خمینی(قدس سره)، مهم­ترین وظیفة انبیاء را برقراری نظام عادلانة اجتماعی دانسته و با اشاره به آیاتی از قرآن کریم؛ مانند (حدید(57): 25؛ انفال(8): 42؛ نساء(4): 59)، یکی از اهداف بعثت پیامبران را برپایی حکومت حق در جهان بر­شمرده (امام خمینی، 1379، ج‏21، ص407) و برقراری حکومت را یکی از اهداف قیام امام حسین(ع) می‌داند (همان، ج2، ص372). امام خمینی(قدس سره) اذعان می کند که هرکس اظهار كند كه تشكيل حكومت اسلامى، ضرورت ندارد، منكر ضرورت اجراى احكام اسلام شده و جامعيت احكام و جاودانگى دين مبين اسلام را انكار كرده است (همان، ص28).

ایشان تشکیل حکومت عدل الهی را یکی از ابعاد قرآن کریم می داند (همان، ج19، ص8-7) و ضمن واجب‌دانستن برپایی حکومت (همان، ج21، ص407-406)، معتقد است که اساس حکومت در قرآن آمده است (همان، ج17، ص252) و لذا باید برای تشکیل حکومت اسلامی، تلاش کنیم (امام خميني، 1360، ص9) تا این حکومت، قوانین قرآن و اسلام را اجرا کند (امام خمینی، 1379، ج8 ، ص201). ایشان تشکیل حکومت را


[i]. ر.ک: (انعام(6): 19؛ بقره(2): 185؛ آل عمران(3): 4).  


 

|164|

همیشگی و برای همة مسلمانان دانسته (امام خميني، 1360، ص49) و می‌گوید: «ما می‌خواهیم قرآن، حکومت کند بر ما» (امام خمینی، 1379، ج8 ، ص283).

برخی از دلایل لزوم تشکیل حکومت از دیدگاه امام خمینی(قدس سره) عبارتند از:

الف) تشکیل حکومت توسط پیامبر اکرم(ص) و ضرورت استمرار اجرای احکام (همان، ص29-28)؛

ب) سیرة حضرت علی(ع) در برقراری حکومت (همان، ص31)؛

ج) لزوم تشکیل حکومت در روایات (همان، ص46-45)؛

د) لزوم وحدت کشورهای اسلامی(همان، ص42)؛

ﻫ) لزوم نجات مردم مظلوم (همان)؛

و) ماهیت و کیفیت قوانین اسلام؛ مانند احکام مالی، دفاع ملی، حقوقی و جزایی (همان، ص35-34).

مصلحان دینی دیگری نیز بر تشکیل حکومت اسلامی تأکید کرده اند. اقبال لاهوری، اصلی­ترین عامل تجدید حیات ملی برای مسلمانان را شکل­گیری «ملت اسلامی» با مرکزیت و محوریت خانة کعبه برمی­شمارد (بقایی، 1379، ص44-43). از نظر اقبال لاهوری، بهترین نوع حکومت، جمهوری اسلامی است که طبق قرآن و اسلام راستین است (مقدم صفیاری، 1992م، ص240-239). در دیدگاه سید قطب هم امت اسلامی، زمانی تحقق می­یابد که در سرزمین اسلامی، مردم طبق شریعت خداوند، زندگی کنند و آموزه های قرآن در جامعه پیاده شود (سید قطب، بی­تا، ص112).

بر اساس آموزه‌های قرآن کریم، ادارة جامعه اسلامی، همواره باید بر عهدة افراد شایسته باشد (اعراف(7): 196). پیامبر اسلام(ص) می فرماید:

فردی لیاقت و شایستگی حکومت را دارد که دارای سه‌خصلت باشد:

1. تقوا و پرهیزگاری که او را از نافرمانی خدا بازدارد؛ 2. بردباری که خشمش را با آن کنترل کند؛ 3. نیکو حکومت‌کردن بر افراد تحت فرمان تا آنجا که نسبت به آنان مانند پدر، مهربان باشد (کلینی، 1411، ج1، ص407).

امام علي(ع) نيز راه چارة سامان‌یافتن امور را در شایستگی زمامداران می­داند


 

|165|

(نهج البلاغه، خطبة 216) و در نامة خود به «مالک اشتر» به مشورت و آزمایش افراد در گزینش، اشاره و تأکید می­کند که در انتخاب افراد، جز تقواپیشگی، تجربه، حیا و صلاحیت و ایمان، مد نظر قرار نگیرد (همان، نامة53).

برخی از اصول اخلاقي و ویژگی­های حاكمان و مسؤولان شایسته از دیدگاه امام خمینی عبارتند از:

1. ایمان: مؤمن از نظر امام خمینی(قدس سره) «کسی است که قلبش حضور حق و احاطة قیّومی آن ذات مقدس را دریافته باشد و عظمت و جلال او را وجدان کرده باشد» (امام خميني، 1386، ص92).

2. تقوا: حضرت امام، تقوا را برای همه لازم و برای مسؤولان لازم­تر می­داند و معتقد است اگر مسؤولان تقوا نداشته باشند، این بی­تقوایی به کل جامعه سرایت می­کند (امام خمینی، 1379، ج17، ص123-122).

3. تزکیه و تهذیب نفس: امام خمینی(قدس سره) ضمن واجب و ضروری‌دانستن آن برای حاکمان و مسؤولان، تصریح می­کند که «اگر انسان خودش مهذّب نباشد، نمی­تواند دیگران را تهذیب کند» (همان، ج15، ص505).

4. اخلاص: (همان، ج17، ص443).

5. ساده‌زیستی و نداشتن اخلاق کاخ‌نشینی و سرمایه‌داری: (همان، ج4، ص395؛‌ ج19، ص318-317؛ ج‏17، ص374).

6. قانون­گرایی: (همان، ج14، ص378؛ ج11، ص22).

7. روحیّة مشورت­طلبی: (همان، ج15، ص380).

8. مهرورزی، خوشرویی و خوش‌اخلاقی: از نظر امام خمینی(قدس سره) «حکومت بر قلوب»، برتر از «حکومت بر ابدان» است (همان، ج14، ص179).

9. مجاهدت (نساء(4): 95)، برخورداری از تعهّد و بصیرت و آگاهی به زمان (همان، ج‏6، ص509؛‏ ج20، ص295).

10. خدمتگزاری برای محرومان جامعه: امام خمینی، با بیان این نکته که محرومان جامعه بر کاخ­نشینان جهان برتری دارند، معتقد است عبادتی بالاتر از خدمت به محرومین


 

|166|

جامعه وجود ندارد (همان،‏ ج20، ص342).

11. امانتداری: امام خمینی(قدس سره) به مسؤولان توصیه می­کند که در حفظ امانت حاکمیت و مسؤولیت دقت کنند و آن را به اشخاص امین و شایسته، تحویل بدهند (همان، ج18، ص79-78؛ ج17، ص238).

نظریة امام خمینی دربارة حاکمیت دینی، برپایی حکومت مبتنی بر ولایت فقیه است که آن را از امور اعتباری عقلایی می‌داند (امام خميني، 1360، ص65) و با استفاده از دلایل عقلی و نقلی، این نظریه را اثبات می­کند (همان، ص69-59 و 77-75 و 107-78 و 123). ایشان مشروعیت حکومت را به ولایت فقیه می­داند و حاکمیت بدون آن را طاغوت، قلمداد می‌کند (امام خمینی، 1379، ج10، ص221).

3-2-2. ظلم­ستیزی و سازش­ناپذیری

قرآن کریم، ضمن محکوم‌کردن هرگونه سازش با دشمنان، به‌مسلمانان دستور می‌دهد که هیچ­گاه به سمت دشمنان، میل پیدا نکرده و با آنان صلح و سازش برقرار نکنند (آل عمران(3): 146 و 149؛ هود(11): 113) و از برادران دینی و مظلومان، حمایت و پشتیبانی کنند: «وَلَمَنِ انْتَصَرَ بَعْدَ ظُلْمِهِ فَأُولَئِكَ مَا عَلَیهِمْ مِنْ سَبِیلٍ» (شوری(42): 41).

امام خمینی(قدس سره) با اشاره به آیات قرآن کریم در نفی ستم­پذیری می­گوید: «همان‌طوری که ظلم حرام است، انظلام و تن‌دادن به ظلم هم حرام است» (امام خمینی، 1379، ج‏15، ص117). ایشان با استناد به روایاتی همچون: «کونوا للظّالم خصماً و للمظلومِ عوناً» (نهج­ البلاغه، نامه47)، ظلم­ستیزی را تکلیفی الهی می­داند (امام خمینی، 1360، ص37) و ضمن آنکه سازش با بیگانگان را خودباختگى و خيانت به اسلام و مسلمين برمی­شمارد، به مسلمانان توصیه می­کند که هيچ­گاه با بیگانگان سازش نكنند و از مردم می­خواهد که خواهندگان سازش با بیگانه را طرد کنند (امام خمینی، 1379، ج5، ص59-58؛ ج‏12، ص148).

امام خمینی در سال 1343شمسی در پیام مهمی به مردم ايران، ضمن مخالفت شدید


 

|167|

با تصویب لايحه كاپيتولاسيون، با استناد به آیة «... وَ لَن يجَْعَلَ اللَّهُ لِلْكَافِرِينَ عَلىَ المُْؤْمِنِينَ سَبِيلاً» (نساء(4): 141)، تصریح می­کند که کافران هرگز نباید بر مؤمنان چیره و غلبه داشته باشند. ازاین‌رو، مسلمانان باید راه هرگونه سلطه را بر دشمن ببندند (امام خمینی، 1379، ج‏1، ص410-409). ایشان اعلام می­دارد که دشمنان تلاش زیادی می‌کنند تا مسلمانان را از آموزه­های سیاسی و اجتماعی قرآن، دور نگه دارند؛ زیرا که می­دانند «هرگز خداى تبارك و تعالى، سلطه‏اى براى غير مُسلم بر مُسلم قرار نداده است» (همان، ج‏4، ص317).

امام خمینی(قدس سره) یکی از آموزه­های مهم سیاسی قرآن را عدم سلطة کفار بر مسلمانان می­داند و اذعان می­کند که این اصل سیاسی قرآن در عمل، مهجور واقع شده است و تأکید می­کند که مسلمانان نباید تحت نظارت بیگانه یا تحت بیرق کفر باشند (همان، ج‏11، ص425) و با اتحاد و همکاری یکدیگر، همة مسلمانان را از زیر سلطة بیگانگان خارج کنند (همان، ج‏15، ص498). از نظر ایشان، اگر زمانی بين كشورهاى اسلامى و بیگانگان، اختلافاتى به‌وجود ‏آيد، باید از حكومت‌هاى اسلامى جانبدارى کرد (همان، ج‏1، ص77). امام خمینی، همچنین بر لزوم حمایت از مسلمانان فلسطین، اشاره کرده و می‌فرماید: «هر كس در هر كجا كه مظلوم باشد ما طرفدار او هستيم‏» (همان، ج‏5، ص148).

3-2-3. برقراری روابط دوستانه میان مسلمانان، به‌جای بیگانگان

مسلمانان با داشتن حدود یک و نیم میلیارد نفر جمعیت و میلیونها کیلومتر مربع مساحت زمینی و ذخایر عظیم زیرزمینی، معادن فراوان دیگر و داشتن مبانی مستحکم اعتقادی و آموزه­های وحیانی می­توانند در کنار هم زندگی محبت­آمیز، برادرانه و دوستانه داشته باشند، لکن امروزه مشاهده می­شود که برخی از حکومت­هایی که مردم آن مسلمان هستند، با بیگانگان ارتباطات دوستانه­ای دارند.

قرآن کریم در آیات متعددی، توصیه می‌کند که مؤمنان، کافران و دشمنان قرآن را به عنوان دوست انتخاب نکنند (آل عمران(3): 28؛ نساء(4): 89؛ مائده(8): 57). در آغاز


 

|168|

سورة­ ممتحنه آمده است: «يَأَيهَُّا الَّذِينَ ءَامَنُواْ لَا تَتَّخِذُواْ عَدُوِّى وَ عَدُوَّكُمْ أَوْلِيَاءَ تُلْقُونَ إِلَيهِْم بِالْمَوَدَّةِ...» (ممتحنه(60): 1)؛ اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، دشمن من و دشمن خودتان را به دوستى برمگيريد [به طورى‏] كه با آنها اظهار دوستى كنيد... . قرآن کریم به مؤمنان می­گوید آیا عزت را نزد کافران می­جویید؟! (نساء(4): 139). آیا حجتی آشکار نسبت به عذابتان قرار می­دهید؟! (نساء(4): 144)؛ در حالی که نتیجة دوستی با کافران، برانگیختن خشم خداوند و خلود در عذاب الهی است (مائده(8):80). خداوند، ضمن هشدار به عدم دوستی با دشمنان، کسانی را که با آنان طرح دوستی می‌ریزند از جملة آنان به شمار آورده است (مائده(8): 51).

در روایات معصومان(ع)نیز بر این نکته، تأکید فراوانی شده است که همة مسلمانان با دوستانِ برادران دینی خود دوست و با دشمنان آنان دشمن باشند. امام علی(ع) در این‌باره می­فرماید: «دوستان تو سه دسته‌اند: یکی دوست خودت، دوم دوست دوستت و سوم دشمن دشمنت و دشمنان تو نیز سه گروهند: یکی دشمن خودت، دوم دشمن دوستت و سوم دوست دشمنت» (نهج ‌البلاغه، حکمت295).[i]

سید قطب‌ ـ از مصلحان دینی معاصر ـ معتقد است که مسلمانان جهان، باید با کشورهایی که با قرآن کریم و مسلمین، دشمن هستند، قطع رابطه کنند. وی با اشاره به آیات قرآن مجید (ممتحنه(60): 9)، برقراری هرگونه دوستی، معاهده و همکاری با آن کشورها را حرام و نامشروع می­داند (سید قطب، 1350، ص117-116). او به تحریم سیاسی و اقتصادی دشمن، قائل بوده و بر غرب­ستیزی تأکید داشته است (سلطانی فرد، 1386، ص87).

3-2-4. تقویت وحدت مسلمانان و تقریب میان مذاهب اسلامی

قرآن کریم همة دین­باوران موحد را به وحدت سفارش کرده و حتی از اهل کتاب خواسته است که با درنظرگرفتن اشتراکات، با مسلمانان همدل باشند (آل عمران(3): 64؛ عنکبوت (29): 46).

امام خمینی(قدس سره) عدم اتحاد بین مسلمانان را یکی از بزرگ ترین و اساسی ترین


[i]. «همتا و عِدل قرآن‌بودن به خود اهل بیت: برمی­گردد، نه همة روایات منقول از آنان؛ زیرا چه بسا تحریف و اشتباه و ضعف، به برخی روایات راه یافته و ازاین‌رو، روایات مانند قرآن، معصوم و بی‌خطا نیستند تا شایستگی مصاحبت با قرآن را داشته باشند؛ بلکه این عترت پیامبرند که انسانهای کامل و معصوم و همتا و مصاحب قرآن به‌شمار می­روند» (ر.ک: جوادی آملی، قرآن حکیم از منظر امام رضا(ع)، ص131-130).  


 

|169|

مشکلات دانسته (امام خمینی، 1379، ج‏15، ص169) و ضمن هشدار به این معضل سیاسی و اجتماعی، همواره مسلمانان دنیا را از تفرقه برحذر می­دارد (همان، ج‏1، ص334 و 413؛ ج‏3، ص319، 412 و 484؛ ج‏5، ص516؛ ج6، ص84-83). ایشان رمز پیروزی مسلمانان را وحدت دانسته و با تبیین برخی از آیات قرآن؛ مانند آیه 10 سوره حجرات، به آسیب‌های اختلاف، پرداخته و اختلاف‌افکنی را گناه کبیره برشمرده است (امام خمینی، 1379، ج11، ص177)؛ چنانکه آیة «وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعًا وَلَا تَفَرَّقُوا...» (آل عمران(3): 103) را دستوری الزامی برشمرده (امام خمینی، 1379، ج‏8 ، ص422) و از تمام مسلمانان، خواسته است که وحدت خود را حفظ کنند (همان، ج21، ص404). آن امام فقید، همواره حکومت­ها و دولت­های اسلامی را به وحدت و یکپارچگی دعوت کرده است (همان، ج‏2، ص139). از نظر امام خمینی(قدس سره) در اسلام اقوام و مذاهب گوناگون با هم برابرند و مسؤولان جامعه و مردم عادی در مقابل قانون با هم تفاوتی ندارند (همان، ج9، ص360؛ ج11، ص3-2؛ ج6، ص464-463).

برخی از مصلحان دینی، مانند سیدجمال‌الدین اسدآبادی نیز تحقق وحدت را در سایة عمل به آموزه های اجتماعی و سیاسی قرآن کریم می دانند (محیط طباطبایی، 1370، ص205). از نظر سیدجمال، مقصود از اتحاد، وحدت سیاسی است، نه وحدت مذهبی (امين، بی­تا، ص106). او می‌گوید: «هرگاه امتی را دیدی که افرادش به وحدت و یگانگی تمایل دارند، به آن امت مژده بده که خداوند در جهان آفرینش برای آنان، آقایی و والایی و برتری بر سایر ملت­ها مقدر کرده است» (اسدآبادی­، 1421ق، ص190؛ موثقی، 1375، ص325). «سیدعبدالحسین شرف‌الدین»؛ از پیشگامان عرصة وحدت اسلامی نیز معتقد است که اگر وحدت اسلامی تحقق یابد، مسلمانان در سایة اتحاد، برای اعتلای خود و نجات بشریت، قیام می­کنند و سراسر زمین را مهر و دوستی، برکت و عشق، ترقی و حکومت عدل، فرا می­گیرد (حکیمی، 1382، ص124- 123).


 

|170|

3-2-5. احیای اصل امر به‌معروف و نهی از منکر

قرآن کریم، امر به‌معروف و نهی از منکر را از اصول عملی اسلام، برشمرده و همة مسلمانان را به‌رعایت آن فرمان می­دهد: «وَلْتَكُنْ مِنْكُمْ أُمَّةٌ یدْعُونَ إِلَى الْخَیرِ وَیأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَینْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ» (آل عمران(3): 104).[i] در روایات نیز این اصل، پایه و اساس کارهای نیک دیگر، محسوب شده است(نهج البلاغه، حکمت 374).

امر به‌معروف و نهی از منکر از نظر امام خمینی(قدس سره)، وجهة رحمت رحیمیّه است (امام خميني، 1373، ص237) و باعث اصلاح جامعه می­شود (امام خمینی، 1379، ج‏10، ص268). ایشان امر به‌معروف و نهی از منکر را واجب شرعی دانسته و اعتقاد دارد در یک جامعه، باید همة مردم آمر به‌معروف و ناهی از منکر باشند (همان،‏ ج13، ص469)؛ چنانکه شهید مطهری نیز با اشاره به لزوم زنده‌کردن اصل امر به‌معروف و نهی از منکر، معتقد است که این اصل باید به‌صورت عملی ـ نه فقط زبانی ـ و در عین حال، اجتماعی ـ نه انفرادی ـ در جامعه، احیاء گردد (مطهری، 1361، ص98).

3-2-6. ترویج اقتصاد مبتنی بر آموزه­های اخلاقی قرآن کریم

قرآن کریم، نظام اقتصادی خاصی دارد که متناسب با اهداف کلی خود بوده و خطوط کلی آن را ترسیم کرده است.[ii] ازاین‌رو، یکی از راهکارهای رسیدن به سعادت، فراهم‌آوردن نیازهای مادی اوست. لذا در روایات اسلامی، بی­نیازی مادی، وسیله­ای برای رشد و تعالی انسانی مطرح شده است؛ چنانکه پیامبر اکرم(ص) تصریح کرده­اند: «نعم العون علی تقوی الله الغنی» (حر عاملی، 1411ق، ج1، ص16).

امام خمینی نیز لازمة تحقق عدالت اجتماعی را اقتصاد سالم، معرفی کرده (امام خمینی، 1379، ج‏21، ص444) و از علما و کارشناسان خواسته است که با طرحهای سازنده و برنامه­ریزی اقتصادی بر مبنای قرآن و اسلام، وضعیت ناصحیح اقتصاد جهان اسلام را اصلاح کنند (همان، ج19، ص356).

امام علی(ع) در نامة خود به مالک اشتر، فرمان می­دهند که به کارگزاران و


[i]. همچنین جهت آگاهی از آیات مربوط به امر به‌معروف و نهی از منکر (ر.ک: آل عمران(3): 114؛ حج(22): 41؛ اعراف(7): 157؛ لقمان(31): 17).  

[ii]. ر.ک: محمدحسین ابراهیمی، اقتصاد در قرآن، صفحة29 به بعد.  


 

|171|

کارمندان خود حقوق مکفی بدهد تا به آنان در اصلاح نفس، یاری رساند و از دست‌درازی به اموال مردم بی‌نیاز سازد؛ چنانکه برای فقرزدایی از جامعه و رسیدگی به حال فقیران نیز سفارشهایی مانند قراردادن سهمی دائمی از بیت المال برای فقرا، توزیع سهمی از مزارع دولتی به اقشار ضعیف، فراهم‌کردن امکانات به‌طور عادلانه به تمام نقاط جامعه، به‌عهده‌گرفتن سرپرستی افراد فقیر، رعایت عدالت و انصاف در حق ضعیفان، رسیدگی به یتیمان و سالمندان و نیازمندان و مهربانی با فقرا، فرمان داده­اند (نهج البلاغه، نامه53).

امام خمینی(قدس سره) نیز با تکیه بر رفع فاصلة طبقاتی (امام خمینی، 1379، ج5، ص293)، معتقد است دین اسلام، هیچ طبقه­ای را بر طبقة دیگر، برتر ندانسته و با معرفی مستضعفان و مستمندان و زاغه­نشینان به‌عنوان ولی‌نعمت همه (همان، ج18، ص38)، همواره خواستار رسیدگی به فقرا، محرومان و مستضعفان شده، همگان را موظف به نجات مردم مظلوم و محروم می­کند (امام خميني، 1360، ص43-42) که بدون تردید، در اقبال مشتاقانه به اسلام و آموزه­های اصیل آن مؤثر است.

3-2-7. تبیین آموزه­های سیاسی و اجتماعی قرآن کریم در قالب آثار هنری و رسانه‌ای

قرآن کریم، خود در بیان مسائل اجتماعی از انواع شیوه­های هنری کلام استفاده کرده و از این رهگذر، بر اثرگذاری آموزه­های گوناگون اجتماعی افزوده است (نور(24): 40-39؛ اعراف(7): 176-175).

از دیدگاه امام خمینی، هنری صحیح است که متعهد و در خدمت جامعه باشد. ایشان، تنها هنرى را مورد قبول قرآن می­داند كه «صيقل‌دهندة اسلام ناب محمدى(ص)، اسلام ائمّة هدى(ع)، اسلام فقراى دردمند، اسلام پابرهنگان، اسلام تازيانه‌خوردگانِ تاريخِ تلخ و شرم‏آور محروميت‌ها باشد». از نظر امام خمینی(قدس سره)، «هنرى زيبا و پاك است كه كوبندة سرمايه‌دارى مدرن و كمونيسم خون‏آشام و نابودكنندة اسلام رفاه و تجمل، اسلام التقاط، اسلام سازش و فرومايگى، اسلام مرفهين بى‏درد و در يك كلمه اسلام آمريكايى باشد». ایشان هنر را «نشان‌دهندة نقاط كور و مبهم معضلات اجتماعى،


 

|172|

اقتصادى، سياسى، نظامى» و «ترسيمِ روشن عدالت و شرافت و انصاف و تجسيم تلخ‌كامى گرسنگانِ مغضوبِ قدرت و پول» دانسته، می­گوید: «هنر در جايگاه واقعى خود، تصوير زالوصفتانى است كه از مكيدن خون فرهنگ اصيل اسلامى، فرهنگ عدالت و صفا، لذّت مى‏برند». بنابراین، «تنها به هنرى بايد پرداخت كه راه ستيز با جهانخواران شرق و غرب و در رأس آنان آمريكا و شوروى را بياموزد» (امام خمینی، 1379،‏ ج21، ص145).

حضرت امام، به‌طور کلی از رسانه­ها با عنوان دستگاههای تربیتی یاد می­کند و معتقد است که رسانه­ها باید به مردم مطالب مفید و آموزنده برسانند (امام خمینی، 1379، ج‏7، ص537؛‏ ج9، ص176، 204 و 456؛ ج10، ص21 و 215-214؛ ج11، ص196). از نظر امام خمینی(قدس سره)، رسانه­ها باید در خدمت اسلام باشند و به منعکس‌کردن آرمانهای ملت (همان، ج‏7، ص323) و اصلاح جامعه (همان، ج‏10، ص290) بپردازند. برخی از مصلحان دینی مانند اقبال لاهوری نیز به استخدام ابزار هنر در جهت اهداف دینی به‌عنوان یک راهکار برای ترویج آموزه­های قرآن می­نگرند (مطهری، بی­تا، ص56-50). بنابراین، باید با به­كارگيري روشهاي خلاقانه و نو در عرصة هنر و استفاده از رسانه­ها، به ترويج آموزه­های اجتماعی و سیاسی قرآن پرداخت و از آنها برای تحقق آرمانهای جامعة قرآنی استفاده کرد.

نتیجه گیری

از مهم­ترین راهکارهای اعتقادی برون­رفت از مهجوریت آموزه­های سیاسی و اجتماعی قرآن، می­توان از تمسك به آموزه‌های قرآن کریم و اهل بیت:(ع)، نگارش و تدوین تفاسير سیاسی و اجتماعی شایسته، تقویت خودشناسی و خودباوری، احیای اجتهاد قرآن­محور یاد کرد؛ چنانکه مهم­ترین راهکارهای رفتاری احیای آموزه­های سیاسی و اجتماعی قرآن نیز عبارتند از: تشکیل حکومت اسلامى، اصلاح حاکمان و زمامداران، ظلم­ستیزی و سازش­ناپذیری، تقویت وحدت مسلمانان و تقریب میان مذاهب اسلامی، امر به‌معروف و نهی از منکر، ترویج اقتصاد مبتنی بر آموزه­های اخلاقی قرآن و تبیین آموزه­های سیاسی و اجتماعی قرآن در قالب آثار هنری و رسانه­ای.


 

|173|

منابع و مآخذ

         1.     قرآن ­کریم، ترجمة محمدمهدی فولادوند.

         2.     نهج البلاغه، تحقیق صبحی صالح، قم: هجرت، 1395ق.

         3.     آلوسى، سيدمحمود، روح المعانى فى تفسير القرآن العظيم، تحقيق على عبدالبارى عطية، بيروت: دارالكتب العلمية، 1415ق.

         4.     ابراهیمی، محمدحسین، اقتصاد در قرآن، قم: دفتر تبلیغات اسلامی، 1375.

         5.     ابن عاشور، محمدبن‌طاهر، التحرير و التنوير، بی‌جا: بی‌نا، بی‌تا.

         6.     ابن فارس، ابوالحسن احمدبن‌فارس‌بن‌زکریا، معجم مقاييس اللغة (6 جلدی)، تحقیق عبدالسلام محمد هارون، بیروت: دارالفكر، 1399ق/1979م.

         7.     ابن كثير دمشقى، اسماعيل‌بن‌عمرو، تفسير القرآن العظيم، تحقيق محمدحسين شمس‌الدين،‏ بيروت: ‏دارالكتب العلمية، ‏1419ق.

         8.     ابن منظور، ابوالفضل جمال الدین محمدبن‌مکرم، لسان العرب (15 جلدی)، بیروت: دار بیروت للطباعة و النشر، 1410ق/1990م.

     9.   احسن، عبدالشکور، «اقبال و وحدت جهان اسلام»؛ ستوده، غلامرضا، «در شناخت اقبال»، مجموعه مقالات کنگره جهانی بزرگداشت علامه اقبال، تهران: دانشگاه تهران، 1365.

      10.     اسدآبادی، سیدجمال‌الدین، عبده، محمد، العروة الوثقی، تهران: مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی، 1421ق.

      11.     اقبال لاهوری، محمد، احیای فکر دینی در اسلام، ترجمة احمد آرام، تهران: کانون نشر و پژوهش­های اسلامی، 1348.

   12.   الزبیدی، سیدمحمد مرتضی‌بن‌محمد الحسینی، تاج العروس من جواهر القاموس (40 جلدی)، تحقیق عبدالمنعم خلیل ابراهیم و کریم سیدمحمد محمود، بیروت: دارالکتب العلمیة، 2007م.

      13.     امام خمینی، سیدروح‌الله، آداب الصلوة، تهران: مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خمینی(ره)، 1373.

      14.     ----------------، شرح حدیث جنود عقل و جهل، تهران: مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خمینی(ره)، 1386.

      15.     ----------------، شرح دعای سحر، ترجمة­ سیداحمد فهری، تهران: نهضت زنان مسلمان، 1359.

      16.     ----------------، صحيفه امام، تهران: مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خمینی(ره)، 1379.

      17.     ----------------، کشف الأسرار، قم: پیام اسلام، بی­تا.

      18.     ----------------، ولایت فقیه (حکومت اسلامی)، تهران: امیرکبیر، 1360.

      19.     امين، احمد، زعماء الإصلاح فی العصر الحدیث، بیروت: دارالکتاب العربی، بی­تا.

      20.     ابوذر (ناشر)، از آزادی تا شهادت، تهران: مؤسسه خدمات فرهنگی رسا، 1359.

      21.     انیس‌ ابراهیم، منتصر عبدالحلیم، الصوالحی عطیه، خلف‌الله احمد محمد، المعجم الوسیط، تهران: نشر فرهنگ اسلامی، 1374.

      22.     بقایی، محمد، شرار زندگی، شرح اسرار خودی اقبال لاهوری، تهران: فردوس، 1379.

      23.     بلخی، مقاتل‌بن‌سلیمان، تفسیر مقاتل‌بن‌سلیمان (5 جلدی)، تحقیق عبدالله محمود شحاته، بیروت: دار إحياء التراث، 1423ق.

      24.     بهشتی، محمد، ولایت، رهبری، روحانیت، تهران: بقعه، 1383.

      25.     بيضاوى، عبدالله‌بن‌عمر، أنوار التنزيل و أسرار التأويل،‏ تحقيق محمد عبدالرحمن المرعشلى، بيروت‏: دار احياء التراث العربى، 1418ق.

      26.     جوادی ­آملی، عبدالله، بنیان مرصوص (امام خمینی(ره) در بیان و بنان آیةالله جوادی آملی)، گردآوری از محمدامین شاهجویی، قم: اسراء، چ7، 1384.

      27.     --------------، «پیام به چهارمین کنفرانس اسلام ناب محمّدی در دالاس»، اطلاعات، ش 24254، تاریخ 12/5/1387(الف).

      28.     --------------، قرآن­ حکیم­ از منظر امام ­رضا7، ترجمة زینب ­کربلایی، قم: إسراء، 1387(ب).

      29.     --------------، تسنيم (تفسير قرآن کریم)، قم: اسراء، 1384.

      30.     جوهری، الصحاح (تاج اللغة و صحاح العربیة) (6جلدی)، تحقیق احمد عبدالغفور عطار، بیروت: دارالعلم للملایین، 1407ق.

      31.     حر عاملی، محمدبن‌حسن، وسائل الشیعة الی التحصیل الشریعة، قم: مؤسسه آل البیت، 1411ق.

      32.     حقانی دهلوی، ابومحمد عبدالحق، تفسیر حقّانی (5 جلدی) (اردو)، کراچی: کتابخانه مرکز علم و ادب، بی‌تا.

      33.     حکیمی، محمدرضا، شرف الدین، قم: دلیل ما، 1382.

      34.     خالدی سلطان العلماء، محمدعلی، صفوة العرفان فی تفسیرالقرآن (7 جلدی)، دوحه: بی‌نا، 1996م.

      35.     راغب، حسين‌بن‌محمد، المفردات في غريب القرآن، بیروت: دارالمعرفة، 1418ق.

      36.     سلطانی‌فرد، محمدحسین، ریشه­ها و تاریخچه اصولگرایی در مصر، تهران: وزارت امور خارجه، 1386.

      37.     سید قطب، چراغی بر فراز راه، ترجمة حسن اکبری مرزناک، تهران: امّت، بی­تا.

      38.     -------، فی ظلال القرآن (6 جلدی)، ترجمة مصطفی خرمدل، تهران: احسان، 1387.

      39.     -------، ما چه می­گوییم، ترجمه سیدهادی خسروشاهی، قم: دین و دانش، چ4، 1350.

      40.     سيوطى، جلال‌الدين، محلى، جلال‌الدين، ‏تفسير الجلالين، بيروت: ‏مؤسسة النور للمطبوعات، 1416ق.

      41.     شوكانى، محمدبن­على، فتح القدير، ‏دمشق، بيروت: دار ابن كثير، دارالكلم الطيب، 1414ق.

      42.     طالقانی، سیدمحمود، پرتوی از قرآن، تهران: شرکت سهامی انتشار، بی‌تا.

      43.     طباطبایی، سیدمحمدحسین، الميزان في تفسير القرآن، بيروت: مؤسسة الأعلمي، 1393ق.

      44.     طوسى، محمدبن‌حسن، التبيان فى تفسير القرآن،‏ تحقیق احمد قصیر عاملی، بيروت: ‏دار احياء التراث العربى، بی­تا.

      45.     عمید زنجانی، عباسعلی، فقه سیاسی (10جلدی)، تهران: امیرکبیر، 1367.

      46.     فخر رازى، محمدبن‌عمر، مفاتيح الغيب،‏ بيروت: ‏دار احياء التراث العربى، 1420ق.

      47.     الفراهیدی، أبو عبدالرحمن الخلیل‌بن‌أحمد، کتاب العین (8 جلدی)، تحقیق مهدی مخزومی و ابراهیم سامرایی، قم: دارالهجرة، 1405ق.

      48.     فضل الله، سيدمحمدحسين، من وحى القرآن،‏ بيروت:‏ دارالملاك للطباعة و النشر، 1419ق.

      49.     فيض كاشانى، محمدبن‌محسن،‌‏ الصافى‏، تحقيق حسين اعلمى، تهران:‏ الصدر، چ2، ‏1415ق.

      50.     کلینی، محمدبن‌یعقوب، الكافي، بيروت: دارالتعارف للمطبوعات، 1411ق.

      51.     کواکبی، عبدالرحمان، طبایع الاستبداد، ترجمة عبدالحسین میرزا قاجار، تصحیح محمدجواد صاحبی، قم: دفتر تبلیغات اسلامی، 1378.

      52.     لوین، زالمان ایساکویچ، اندیشه­ها و جنبش­های نوین سیاسی ـ اجتماعی در جهان عرب، ترجمة یوسف عزیزی بنی‌طرف، تهران: علمی و فرهنگی، 1378.

      53.     مجلسى، محمدباقر، بحارالانوار، بيروت: مؤسسة الوفاء، 1403ق.

      54.     محیط طباطبایی، محمد، سیدجمال‌الدین اسدآبادی و بیداری مشرق زمین، تهران: نشر فرهنگ اسلامی، 1370.

      55.     مصطفوی، حسن، التحقیق فی­كلمات القرآن، تهران: وزارت­ فرهنگ و ارشاد اسلامی، 1369.

      56.     مطهری، مرتضی، ده گفتار، قم: صدرا، 1361.

      57.     -----------، نهضت­های اسلامی در صدسالة اخیر، تهران: صدرا، بی­تا.

      58.     معرفت، محمدهادی، تفسیر و مفسران، قم: مؤسسه فرهنگی تمهید، 1385.

      59.     -------------، «سياست و حكومت در قرآن»، فصلنامه علوم سیاسی، ش15، پاییز1380.

      60.     مغنيه، محمدجواد، تفسير الكاشف،‏ تهران: ‏دارالكتب الإسلامية، 1424ق.

      61.     مقدم صفیاری، شهین‌دخت، «اقبال و حکومت»، مجله اقبالیات فارسی، ش8 ، 1992م.

      62.     موثقی، احمد، استراتژی وحدت در اندیشة سیاسی­ اسلام، قم: دفتر تبلیغات ­اسلامی، 1375.

      63.     مودودی، سید­ابوالأعلی، تفهیم ­القرآن (6­جلدی)، ترجمة اصغر آفتاب، لاهور: دارالعروبة  للدعوة­ الإسلامیة، 1417ق.

      64.     نسفی، عبدالله‌بن‌احمدبن‌محمد، التفسیر النسفی (مدارک التنزیل و حقائق التأویل)، بیروت: دارالقلم،‌ 1408ق.


تعداد نمایش : 2551 <<بازگشت
 

 فهرست مجلات فصلنامه حکومت اسلامی بصورت فایلهای PDF

 

 

 فهرست کتاب ها 

 

 

درس خارج
«فقه نظام سیاسی اسلام»
استاد: حضرت آیت‌الله محسن اراكی دام‌عزه

         کلیه حقوق برای مرکز تحقیقات علمی دبیرخانه خبرگان مجلس محفوظ است.

صفحه اصلی|اخبار|راهنمای تنظیم و ارسال مقالات|کتاب ها|فصلنامه|درباره ما