صفحه اصلی|اخبار|درس خارج فقه نظام سیاسی اسلام|تماس با ما
منو اصلی
اوقات شرعی
ورود
نام کاربری :   
کلمه عبور :   
عضویت
ولايت فقيه جزء واضحات فقه اسلام است
ولايت فقيه جزء واضحات فقه اسلام است تاریخ ثبت : 1390/11/17
طبقه بندي : فصلنامه حکومت اسلامی شماره14 ,
عنوان : ولايت فقيه جزء واضحات فقه اسلام است
مولف : <#f:72/>
دریافت فایلpdf :

pdffileبرای دریافت فایل  PDF کلیک نمایید.

متن :

|17|

ولايت فقيه جزء واضحات فقه اسلام است

بيانات مقام معظم رهبري حضرت آية الله خامنه اي به مناسبت برگزاري كنگره "امام خميني و انديشه حكومت" 11 / بهمن / 1378
رهبر معظم انقلاب, حضرت آيت الله خامنه اي, در ديدار هيأت علمي كنگره "امام خميني و انديشه حكومت" با ايشان, بيانات مبسوطي ايراد فرمودند. آنچه مي خوانيد متن كامل سخنان معظم له است كه توسط آيت الله معرفت, دبير كنگره در جلسه افتتاحيه خوانده شد.

* *

 


|18|
ايشان اين انقلاب را با همه خصوصياتش بدون شعار ِحكومت و با عنوان
اصلاحات و يا شبيه كارهايي كه در عدالتخانه و تشكيلات مشروطيت شد به راه
مي انداختند, كار ايشان در آن صورت يك دهم كار ِحالا هم اهميت نداشت;
يعني باز هم آن خاندان مي رفتند و يك جناح و جرياني از متدينين روي كار
مي آمدند ولي آن كار چيزي بود و اين كار چيز ديگري است.
اهميت كار امام اين است كه مسئله حاكميت اسلام را مطرح كردند. حكومت
اسلامي به معناي حكومت مسلمين نيست, به معناي حكومت اسلام است. اگر
فقط حكومت مسلمين باشد حداكثرش اين است كه يك مسلماني در رأس كار قرار
مي گيرد و رفتار شخصي او خوب خواهد بود و احياناً نمي گذارد در ظواهر جامعه
فسق و فجوري انجام بشود, اما نظام كشور و اداره زندگي براساس اسلام نخواهد
بود.
آن جا سلايق, فرهنگ ها, عادات و كج فهمي هاي گوناگون تأثير مي گذارند.
ولي چيزي كه جامعه اسلامي را مصونيت مي بخشد حكومت اسلامي به معناي
حاكميت اسلام است و هنر بزرگ امام اين بود كه حاكميت اسلام را مطرح كردند.
ساختار خاص ايشان هم براي حاكميت اسلام, ولايت فقيه بود كه مبناي
بسيار مستحكمي دارد. مسئله ولايت فقيه ـ گرچه در توسعه و تضييق آن تفاوتي
بين علما وجود دارد ـ اما جزء واضحات فقه اسلام است و اگر از قديم الايام
كساني آن را مطرح نكردند يا با سردي برخورد نمودند, به خاطر اين بوده است
كه فكر كردند چيزي را كه عملي و شدني نيست چرا مطرح كنند, والاّ هيچ كس
از فقها نيست كه حاكميت غير حكم اسلامي را قبول داشته باشد و اين را در
ابواب مختلف فقهي مي توان مشاهده كرد و جزء مسلمات است. تعبيرات
مرحوم صاحب جواهر راجع به ولايت فقيه نشان مي دهد كه از نظر او نيز جزء
واضحات است. تعبيرات ايشان نه تنها در باب ولايت بر صغار بلكه در باب

 


|19|
جهاد و ابواب مهم فقه نشان مي دهد كه دائره ولايت را با همان توسعه جزء
واضحات فقه اسلامي مي داند. و فقهايي نظير مرحوم نراقي هم به اين مسئله
تصريح كردند كه ما فعلاً آن ها را مطرح نمي كنيم و آن هايي را كه بحث نكردند
عرض مي كنيم. غرض اين است كه ولايت فقيه پايه محكمي دارد و امام اين فكر
را مطرح كردند.
من از آقايان كنگره, به خصوص شما فضلاي جوان كه فكر فعال, پويا و
زنده اي داريد, خواهش مي كنم با توجه به نكته اي كه بعداً خواهم گفت ـ و آن
قضيه را ظريف تر و حساس تر مي كند ـ توجه كنيدكه حكومت اسلامي كه امام گفته
است و شما مي خواهيد آن را تثبيت, تسجيل و تبيين كنيد, به صورت ناخودآگاه به
حكومت غير اسلامي تبديل نشود و آن چيزي كه در اين چالش هاي فكري بين ما و
مخالفين مان در سطح دنيا مطرح است همين نكته است.
آن ها با كسي كه اسم مسلمان داشته باشد و در جايي حكومت كند مخالفت
نمي كنند, آن چه براي آنان مهم است, اين است كه دين متولي اداره جامعه بشود و
حرف جديدي در دنيا مطرح گردد, لذا بايد به اين نكته توجه كنيد كه حكومت
اسلامي و ولايت فقيه كه با ابتكار امام در دنيا مطرح گرديد, همان حكومت
اسلامي به معناي حاكميت اسلام, دين و شريعت است و اين معنا بايد خوب
فهميده شود.
ممكن است فقها و فضلاي ما تلاش كنند شريعت را از ضعف ها و كمبودهايي
كه در فقه ما وجود دارد پالايش كنند. اين بحث ديگري است. اما آن چه بايستي
مطرح باشد و نظر امام قطعاً اين بوده اين است كه گستره فضاي جامعه با شريعت,
فقه, احكام وعمل اسلامي پر شود, غير از اين را ايشان درهيچ موردي قبول
نمي كردند و قبول نداشتند.
من يك وقتي درباره قضيه مهمي ـ راجع به ولايت فقيه و امثال آن ـ با ايشان

 


|20|
صحبت مي كردم و گفتم قبل از انقلاب با بعضي از فضلا و دوستان بحث
مي كرديم بعضي از آن ها مي گفتند اسلام يك شيوه خاص در باب اقتصاد ندارد.
هر شيوه اي كه بتواند آرمان هاي اسلامي ـ مثلاً عدالت ـ را تأمين كند, شيوه اي
اسلامي است. عقيده ما اين بود كه اسلام خطوطي معين كرده و شيوه اي بنا نهاده
و چارچوبي براي اقتصاد اسلامي درست كرده كه بايد تبعيت شود. ايشان گفتند:
"همين درست است.">
البته من نمي خواهم به اين مطلب استناد كنم كه اين درست است. مي خواهم
استناد كنم كه نظر امام اين بود و ايشان به كم تر از اين قانع نمي شدند.
درجاهايي هم كه بحث احكام ثانوي بود آن را به عنوان يك حكم اسلامي و
فقهي مطرح مي كردند و تا آخر هم همين جور بود.
در مسئله غنا ـ موسيقي ـ كه ايشان حرف جديدي مطرح كردند, مبناي فقهي
ايشان همين بود. البته آن چه در كتاب مكاسب گفتند با اين مطلب از جهاتي تفاوت
دارد, اما اين را براساس مبناي فقهي مطرح مي كردند و به مصلحت و پسند دنيا
هم كاري نداشتند.
بايد نظر امام تبيين شود. البته ممكن است كسي با اين نظر در جزئيات و يا
كليات موافقت نداشته باشد لكن نظر امام نبايد تحريف شود. شما بسيار مراقبت
كنيد كه نظر امام همان گونه كه در كلمات, كتاب ها, حرف ها و منش ايشان معلوم
است مطرح گردد و اين به نظر من يك مسئوليت تاريخي و امانتي بر دوش شما
است.
نكته ديگر اين است كه اساس حكومت اسلامي يك مطلب بديع در دنيا بود و
يك نو آوري در انقلاب ايجاد كرد و شباهتي به نظائر خود نداشت و در قانون
اساسي به عنوان يك مسئله كاملاً جديد تثبيت شد و معنايش اين است كه در رأس
حكومت شخصي قرار بگيرد كه مي دانيم تخلف نخواهد كرد و اگر تخلف كرد

 


|21|
شايسته اين مقام نيست و اين نكته جديدي در مبناي حكومت است و بسياري از
گرفتاري حكومت ها از بي توجهي به اين مطلب ناشي مي شود.
البته جنجال كردند و گفتند اين يك فكر قديمي و ارتجاعي است درحالي كه در
همان زمان پيروزي انقلاب چندين حكومت كودتايي در دنيا وجود داشت كه يك
افسر باچكمه و تفنگ حكومت را به دست گرفته بود و همه آن ها مقبول و به
رسميت شناخته شده بودند ولي باحكومت اسلامي و با امام و با اين حركت عظيم
مخالف بودند و علت آن اين بود كه حرف نوي در دنيا زده مي شد كه قدرت
هماوردي با معيارها و فرهنگ سياسي رايج دنيا را داشت و توان او از توان
ماركسيسم و حكومت كمونيستي در اول كار بيش تر بود. البته بعداً به خاطر
تبليغات و كارهايي كه كردند و جاذبه هايي كه نشان دادند, يك اوجي گرفت ليكن
در آغاز كار بلا شك توان و اقتدار حكومت اسلامي بيش تر از آن ها بود و همه
كشورهايي كه مسلمانان در بين آن ها زندگي مي كردند احساس هويت و شخصيت
و طوع و رغبت نسبت به آن نمودند.
شما آقايان به اين نكته هم توجه داريد كه امروز مهم ترين چيزي كه در مراكز
قدرت سياسي دنيا براي بلند مدت مطرح است, سلطه فرهنگي است. البته ممكن
است هدف اصلي فرهنگ نباشد ولي آن چيزي كه در بلند مدت به مراكز سلطه
جهاني اقتدار حقيقي و تضمين شده مي بخشد, سلطه فرهنگي است كه اگر بر
كشوري تسلط فرهنگي پيدا كند, نظام سلطه جهاني آسوده خاطر خواهد شد. و
در بين مسائل فرهنگي از نظر آنان, فرهنگ سياسي در درجه اول از اهميت قرار
دارد و به همين جهت, به ترويج ليبراليسم و دموكراسي غربي اهميت زيادي
مي دهند.
اينك مي خواهم توجه شما را به اين نكته جلب كنم كه نظام وانقلاب حرف
نوي زد و آن حكومت اسلامي بود ولي اين حرف هميشه نو نمي ماند. ممكن است

 


|22|
از اول نقص هايي داشته باشد و يا بعداً دچار نقص ها و كج فهمي هايي بشود لذا
بايد فكرهاي صحيح و قوي به طور دائم كار كنند كه آن را در جهت خودش تكميل
كنند و بدون اين كه به پايه آن ضربه اي بزنند و اساس آن را نفي كنند, نواقص آن را
بر طرف نمايند و اين نياز به نو آوري دارد. منتها آن چيزي كه قبلاً اشاره كردم, كه
ظرافت كار شما را مضاعف مي كند, اين است كه بايد توجه كرد كه در اين نو
آوري ها تلقين پذيري از فرهنگ بيگانه ـ همان فرهنگي كه در صدد سلطه است ـ
نقش نداشته باشد.
امروز براي جهان گير شدن فرهنگ غربي خرج هايي مي شود و با دروغ,
تبليغات, فيلم و روش هاي گوناگون چيزهايي را كه حقيقت نيست يا بزرگ نمايي
و زيبانمايي و ظاهر سازي به عنوان حقيقت منعكس مي كنند تا افكار راجذب
نمايند. ما بايد توجه كنيم كه تأثير پذيري از اين القائات نداشته باشيم.
در اول انقلاب كلمه دموكراسي و دموكراتيك در زبان ها رايج بود و قبل از
بازگشت امام گاهي "جمهوري دموكراتيك اسلامي" گفته مي شد. مرحوم حاج
احمد آقا پيغام آورد كه امام مي گويند اين كلمه دموكراتيك را نگوييد و همان
جمهوري اسلامي كافي است.
شايد بعضي ها تعجب مي كردند كه كلمه دموكراتيك اين قدر حساسيت لازم
ندارد ولي اين حساسيت درست و بجا بود, زيرا كلمه و واژه بيگانه يك بار
فرهنگي با خود به همراه مي آورد و نشان دهنده نوعي احساس است كه به تدريج
درانسان تقويت خواهد شد.
نبايد گرته برداري از فرهنگ غربي, دموكراسي غربي و ليبراليسم در تبيين
مباني حكومت اسلامي راه پيدا كند. ممكن است در باطن و در ذات ولايت فقيه
چيزهايي از اين قبيل وجود داشته باشد كه در اين صورت بايد آن را كشف و تنقيح
كنيم ولي نبايد چيزي از بيرون القا و تحميل شود. به سيره خلافت اسلامي و

 


|23|
حكومت اسلامي در صدر اسلام و زندگي پيامبر(ص) و اميرالمؤمنين(ع) نگاه كنيم
وآن را بفهميم و براساس بخش هاي قابل قبول آن كار و تأكيد كنيم و روز به روز
تنقيح نماييم.
خوشبختانه امروز يك طبقه از جوانان فاضل در قم پيدا شده اند كه پيرامون اين
مسائل فكر مي كنند ولي بايد مراقب آفت ها باشند. نبايدخلوص و بي شائبگي اين
فكر تازه و نو از بين برود. فريب نخوريم كه تصور كنيم خودمان فكر مي كنيم در
حالي كه در واقع اين فكر خودمان نباشد و فكر بيگانه اي باشد كه در ذهن, دل و
معلومات ما در فعل و انفعال است و چيزي را بيرون مي دهد. بايد مراقب اين آفت
باشيم.
بر مباني, مدارك و منابع اسلامي تكيه بشود و اين فكر تكميل گردد و
بالندگي پيدا كند و به زبان هاي مختلف بيان شود. امروز شبهاتي مطرح مي شود
كه در محيط و عالم طلبگي به راحتي قابل حل و بر طرف شدن است. منتها
چون با زبان و اصطلاحات روشنفكري بيان و مطرح مي شود بعضي تصور
مي كنند شبهه مهمي است و ممكن است در ذهن افرادي اثر بگذارد اين موارد را
بايد با زبان, منطق و روحيه قوي پاسخ داد. روحيه قوي داشتن اهميت زيادي
دارد. مبادا در برابر اين تهاجمات و حرفهايي كه زده مي شود, ضعف روحيه
پيدا كنيد.
ما هنوز در اول راه قرار داريم. كارهاي فراوان, گام هاي بلند و اقدامات
عظيمي در انتظار ما است. امروز دنياي اسلام احتياج به رهبري دارد و بر عهده اين
ملت به عنوان شهيد و الگو براي همگان است "لتكونوا شهداء علي الناس".
شهيد يعني نمونه و الگو, و براي هدايت ملت ها بايد ملتي نمونه, الگو و
پيشتاز باشد. قضيه جنگ خيلي ها را منقلب كرد. اين جوان هاي ما, اين فداكاري
ها و ايستادگي ها در جنگ و در ميدان سياست و مرعوب نشدن در مقابل تشرهاي

 


|24|
استكبار و امريكا چيز كمي نيست.
امروز نظام جمهوري اسلامي در مقابل مقتدرترين قدرت مادي دنيا ايستاده
است. البته به دنبال جنگ آوري و معارضه نيست بلكه بر نقطه قوت خود يعني
ايمان, اعتقاد, و همراهي مردم با حكومت تكيه مي كند هرچند دشمنان
مي خواهند كه ما بر نقطه ضعف يعني نيروي مادي و سلاح تكيه كنيم.
ما بر نقطه قوت اساسي نظام جمهوري اسلامي تكيه مي كنيم و در اين ميدان
عقب نيستيم. ما توانسته ايم مقاومت كنيم و بعد از اين هم بحمداللّه خواهيم
توانست. و در اين صورت است كه ملت ما الگويي براي ملت ها خواهد شد و
تماشاگران اين راه را خواهند ديد و افرادي جرأت مي كنند و قدم در اين راه
مي گذارند. ممكن است كساني هم جرأت نكنند و قدم نگذارند اما اين مسئله مهم
است كه راهي ترسيم شده است.
با توجه به اين آينده و انتظارات تاريخي و جهاني ما هنوز خيلي كار داريم.
نظام و انقلاب اسلامي كارهاي بزرگي در پيش رو دارند. و اين شماها هستيد كه
بايد اين كارها را انجام بدهيد.
شما جوانان و نسل جديد روحاني ان شاء اللّه با تكيه بر كتاب و سنت و فكر
صحيح اسلامي و استقلال روحيه و بلند نظري و آلوده نشدن به اين چيزهاي
كوچك و حقير و مسائل مادي, سياسي, رفيق بازي و مسائل بي ارزش ـ كه
متأسفانه دست و پاي افرادي را گرفته است ـ مواظب باشيد خودتان را دچار اين
مسائل نكنيد. امثال شما مي توانند براي آينده خيلي مفيد واقع شوند و اين بارها به
دوش شما است.
ان شاء اللّه خداوند توفيق خواهد داد و مشمول ادعيه حضرت بقية اللّه ـ ارواحنا
فداه ـ باشيد و توفيق مجاهدت هر چه بيش تر در اين راه را پيدا كنيد و ما نتايج مثبت
كارهاي شما را خواهيم ديد.


تعداد نمایش : 1881 <<بازگشت
 

 فهرست مجلات فصلنامه حکومت اسلامی بصورت فایلهای PDF

 

 

 فهرست کتاب ها 

 

 

درس خارج
«فقه نظام سیاسی اسلام»
استاد: حضرت آیت‌الله محسن اراكی دام‌عزه

         کلیه حقوق برای مرکز تحقیقات علمی دبیرخانه خبرگان مجلس محفوظ است.

صفحه اصلی|اخبار|راهنمای تنظیم و ارسال مقالات|کتاب ها|فصلنامه|درباره ما