صفحه اصلی|اخبار|درس خارج فقه نظام سیاسی اسلام|تماس با ما
منو اصلی
اوقات شرعی
ورود
نام کاربری :   
کلمه عبور :   
عضویت
اسلام و دموكراسى
اسلام و دموكراسى تاریخ ثبت : 1390/11/17
طبقه بندي : فصلنامه حکومت اسلامی شماره14 ,
عنوان : اسلام و دموكراسى
مولف : سيّد محمد ثقفي
دریافت فایلpdf :

pdffileبرای دریافت فایل  PDF کلیک نمایید.

متن :

|206|

 


|207|
يافته خود , قانون اساسي تنظيم نمود. اين
قانون در تاريخ اسلام, "صحيفه" ناميده
شده است. [1]

 

در اين قانون , روابط اجتماعي هر يك
از مسلمانان و يهوديان, ضمن 46ماده
تنظيم شد. البته زندگي فردي, اجتماعي و
سياسي پيامبر به عنوان الگوي رهبري
"اسوه" همان سيره نبوي است كه به عنوان
دومين منبع تشريعي و آموزشي اسلام تلقي
مي شود. چگونه زيستن و روش هاي
اجتماعي او قطعاً يك الگوي عملي است
كه مسلمانان بايد در حيات اجتماعي و
مذهبي خود, آن را مد نظر قرار دهند و به
او اقتدا نمايند. اكنون, اين سؤال مطرح
است كه روش حكومتي مدينه چه روشي
بوده است: دموكراسي, تئوكراسي يا
دموكراتيك ديني؟

 

بحث از حكومت و نوع سياسي آن,
شايد از اصلي ترين و با سابقه ترين
بحث هاي فكري و سياسي است كه در
ميان انديشمندان متفكر فلسفه سياسي بروز
كرده و از ارسطو گرفته تا منتسكيو و
انديشمندان سوسياليسم جهان معاصر,
درباره آن بحث كره اند كه چگونه انسان
اجتماعي در پناه چنان حكومتي مي تواند
به سعادت همگاني و عدالت اجتماعي

 


|208|

معناي مردم و كراتين (Kratien) به معناي
حكومت است. اساس دموكراسي بر
آزادي افكار و عقايد و سرچشمه گرفتن
حكومت و اقتدار از مردم, استوار است.
حكومت دموكراسي بنا به رأي "ابراهام
لينكلن" عبارت است از: "حكومت مردم
بر مردم و به رأي مردم". [3]

 

امّا معناي واقعي ِ"حكومت مردم بر
مردم" يا "حكومت مردمي" چيست؟ به
راستي آيا مردم خودشان مستقيماً حكومت
مي كنند؟ يا حكومتي كه مردم از اداره و
سياست آن راضي بوده و به آن اطمينان
داشته باشند, مردمي است؟

 

از تجارب سياسي حكومت هايي كه در
يونان يا روم باستان, به نام حكومت هاي
دموكراتيك, حاكميت داشته اند, چنين
فهميده مي شود كه حكومتي كه مردم
مستقيماً زمام آن را به دست بگيرند نه
وجود داشته و نه ممكن است كه وجود پيدا
كند; يعني در واقع, حكومت دموكراسي
به مفهوم سياسي مصطلح خود, هرگز از
عالم ذهن بشر خارج نشده و در بيرون
تحقق نيافته است. امّا آن چه در عصر ما,
از حكومت دموكراتيك ديده مي شود اين
است كه به حكومتي كه فردي مستبد يا
طبقه اي خاص آن را در دست نداشته

 


|209|
حكومت هاي دنيا, حتي در مركز به
اصطلاح دموكراسي جهاني, "آمريكا"
چنان نيست كه نظر مردم و يا رأي آن ها
صددرصد دخالت داشته باشد, بلكه
بيش تر متنفذان جامعه از طريق احزاب
حاكم, نمايندگان خود را به قدرت
مي رسانند و تا حافظ منافع آن ها باشند.
درست برخلاف آن چه در ايران اتفاق افتاد
و همه مردم ايران به نظام جمهوري اسلامي
رأي دادند.

 

امّا در بُعد فلسفه سياسي و انديشه هاي
بشر دوستانه, طراحان مؤثر انسانيت و
احقاق حقوق, آدميان اند نه واقعيت, لذا
اگر از سر انديشه, به مسأله حكومت و
خدمت به مردم نظر كنيم, علاوه بر
فلسفه هاي سياسي, همه اديان بشري,
بخصوص اديان آسماني, تأكيدي ژرف بر
خدمت به مردم و رفاه حال آنان دارند.


مردم مداري در آموزش هاي اديان

اساساً اديان براي راهنمايي و ارشاد
انسان ها و در راه خدمت و ترقي آنان نازل
شده و بسط يافته اند, قرآن كريم مي فرمايد:
"انّما انت منذرٌ وَلَكلّ قوم هادٍ; [6]
[اي پيامبر] تو فقط هشدار دهند اي
و براي هر قومي رهبري است.">

 


|210|

راه آسايش, رفاه و احياي حقوق انساني و
عدالت اجتماعي را معيار ِحكومت ِصالح,
شايسته و مردمي بدانيم, قطعاً حكومت
پيامبر اسلام(ص) در رهبري حكومت
مدينه, از نمونه هاي اعلاي اين حكومت
مي باشد كه در مدينه تشكيل شده است.

 

آن چه در حكومت اسلامي, مطرح
است, اصول و اهداف متعالي انساني
است, نه شكل و رنگ خاص. هر حكومتي
كه بتواند عدالت اجتماعي را به نحو
شايسته اي در جامعه اجرا نمايد, مي توان آن
را "حكومت اسلامي" ناميد. شكل حكومت
برحسب مقتضاي زمان به هر صورت كه
انتخاب شود آزاد است; به عبارت ديگر,
حكومت اسلامي, شكل خاص يا رنگ
خاصي از حكومت ندارد. معيار ِعدالت و
احياي حقوق انساني است بعداً شكل
حكومت را زمان تعيين مي كند.

 

امّا اگر بخواهيم شكل حكومت اسلامي
و روش سياسي پيامبر را نام گذاري كنيم,
به جاست كه آن را حكومتِ "خدايي ـ
مردمي" بناميم, زيرا پيامبر گرچه فرستاده
خداوند است, در كارهاي اجتماعي خود
همواره از مشورت با مردم ابا نداشته و آنان
را در اجراي امور و نظارت بر كارها
دخالت مي داده است, حتّي در بسياري

 


|211|
اوقات, نظر اكثريت را مقدّم مي داشت.


نقش "بيعت" در انتخاب و شكل كشائي اجتماعي

وجود يك پديده اجتماعي در تاريخ و
فرهنگ اسلامي, نشان آن است كه مسائل
اجتماعي در زمان رسول خدا از طريق نظر ِ
مردم و رأي و پيمان آن ها صورت
مي گرفت. قطعاً واژه "بيعت" از ريشه
"بيع" به معناي يك نوع عقد و قرارداد
اجتماعي است كه ميان متعاقدين برقرار
مي شود و حكايت از لزوم ميثاق و ضرورت
مسأله را مي رساند.

 

پيامبر اسلام(ص) در آغاز رسالت و
دوره تكوين, هنگامي كه مي خواست
دعوت اهل مدينه "انصار" را بپذيرد, با
ايجاد يك نوع قرارداد "بيعت" در عقبه
دوم, آن را پذيرفت; جالب اين كه در اين
رأي گيري اجتماعي, برخي زنان مسلمان
نيز حضور داشتند و در آن شركت كردند.

 

ييا انعقاد قرارداد ِ"بيعت" صلح حديبيه,
بيعة رضوان, در حَلّ ِمشكل آتش بس و
امضاي صلح با قريش, پيامبر آن را به
نوعي "رفراندم" گذارد و از مسلمانان در
پايداري جبهه اسلام و صلح با قريش
"بيعت" گرفت. اين بيعت در تاريخ اسلام
اهميت فوق العاده اي دارد كه خداوند در
سوره فتح, داستان آن را بازگو مي كند:
"انّ الذين يبايعونك انّما يبايعون اللّه
يدُاللّه فوق ايديهم فمن نكث فانّما
ينكث علي نفسه و مَنْ اوفي بما
عاهد عليه اللّه فسيؤتيه اجراً
عظيماً; [8] در حقيقت, كساني كه با
تو بيعت مي كنند, جز اين نيست كه
با خدا بيعت مي كنند, دست خدا
بالاي دست هاي آنان است. پس
هر كس كه پيمان شكني كند, تنها
به زيان خود پيمان مي شكند و هر
كه بر آن چه با خدا عهد بسته وفادار
بماند به زودي خدا پاداشي بزرگ
به او مي بخشد.">

 

سپس اضافه مي كند:
"لَقَدْ رَضيَ اللّه عَن ِالمؤمنينَ اِذْ
يُبايِعونَك تحت الشَجرة فَعَلمَ ما في
قلوبِهِم فَانَزَل السَكينَةَ عَليْهم وَاثابهم
فتحاً قريباً;
[9] خداوند از مؤمنان
خشنود است آن جا كه در زير
درخت با تو "بيعت" كردند,
خداوند از آن چه در دل آن هاست
آگاه است پس طمأنينه خود را بر
آنها نازل كرد و ايشان را به پيروزي
نزديك رسانيد.">

 

كاركرد بيعت با پيامبر خود حل مشكل

 


|212|
اجتماعي را به دنبال داشت و پيروزي را
براي مسلمانان محقق مي ساخت. [10]


آيا اسلام تئوكراسي است؟

برخي از نويسندگان, حكومت اسلامي را
"تئوكراسي" (Teocracy) معرفي كرده اند,
در صورتي كه حتي از نظر تشيع, كه به
پيشوايان منصوص معتقد است, ميان
حكومت اسلامي و تئوكراسي, تفاوت
بسياري وجود دارد, زيرا آنان كه حكومت
خود را "از جانب خداوند" و خود را
فرزندان الهه معرفي مي كردند و يا چون
پادشاهان جبار و مستبد مسيحي در قرون
وسطي فرضيه "حقوق الهي سلاطين" را
مطرح مي ساختند, منظورشان اين بود كه
مردم زورگويي آن ها را تحمل نمايند و دم
بر نياورند. اما در حكومت اسلامي,
زمامداران موظف اند فقط قانون را اجرا
كنند نه اراده شخصي خود را; به تعبير
ديگر, حكومت آن ها كاملاً مشروط است
نه مطلق و خود آنها در پيشگاه قانون, با
ديگران برابر و در عرض ساير امت اند.
امام علي(ع) در اولين خطبه خود پس از
حكومت فرمود:

 

 


|213|
نوع حكومت مردمي است كه جوهره ذاتي
آن خدمت به مردم و نجات انسان از چنگال
عفريت جهل, فقر و امراض جسمي و
روحي و آزادي انسان از سلطه ظالمانه انسان
ديگر و از سيطره استعمار, استثمار و
استحمار است و اين موضوعي است كه در
عمق تعاليم اسلام وجود دارد و از صميم
رسالت هاي آسماني بر مي خيزد.

 

بنابراين توصيف, دموكراسي اسلامي
بر چهار پايه و اساس استوار است:


1ـ آزادي انسان:

هيچ انساني گناه انسان ديگر, حتّي گناه
پدران و اجدادش را بر دوش نمي كشد:


2ـ مسؤوليت انسان:

"تِلكَ اَمَّةٌ قَدْ خَلَتْ لَها ما كَسَبَتْ
وَلَكُم ماكَسَبْتُم وَلا تُسألُونَ عمّا
كانُوا يَعْلَمونَ."> [15]

 

فقط انسان مسؤول اعمال خويش
است:
"وَاَنْ لَيْسَ لِلانسان اِلاّ ما سَعي."> [16]
"كُلّ نَفسٍ بما كَسَبَتْ رهينةٌ."> [17]

 

در خصوص احساس مسؤوليت و
آگاهي انسان, اين حديث نبوي معروف

 


|214|
وارد شده است:
"كَلّكُم راعٍ و كلّكُم مسؤولْ عن
رعيته. الامام راع و مسؤولٌ عَنْ
رعيته والرّجُلُ رَاعقرآن في اهله و
مسؤولٌ عَنْ رَعَيِتَه و المرأ َةُ راعيةٌ في
بَيْتها وَمسؤولٌ عَنْ رَعيتها والخادِمُ
مسئولٌ في مال سيّده و مسؤول عن
رعيته."> [18]


3ـ حقوق عمومي و تساوي مردم:

"يا ايّها الناس انّا خلقناكمْ مِنْ ذَكَرٍ
وَانثي وَجَعَلْناكُمْ شُعوباً وَقَبائلَ لِتَعارفُوا
اِنَ اَكْرَمَكُمْ عِنداللّه اتْقاكُم."> [19]

 

روابط خانوادگي نيز به يك معنا
منقطع است. حديث نبوي در اين باره
مي فرمايد:
"يا معشر اِشَتروا اَنفُسكُم لا اغني
عِنكم مِنَ اللّه شيئاً. يا بني عَبد
منافِ لا اغْني عنكم مِن اللّه
شيئاً. يا عباس بن عبدالمطلب؟! لا
اغني عنك مِنَ اللّه شيئاً. يا فاطمةُ
بنت محمد! سَليني مِنْ مالي ما
شئتَ, لا اغْني عَنْك ِمِن اللّه شيئاً,
لي عَمَلي ولَكُم عملكم.">

 

مضمون سخن حضرت(ص) اين است
كه: اي جماعت قريش, خود را از عذاب

 


|215|

 


|216|
طعم يك آزادي مشروع و قانوني و احزاب
خيرخواه و شايسته را نديده اند و يا تربيت
اجتماعي براي تعامل, گفت و گو و تفاهم
و در يك كلام "كار اجتماعي" را پيدا
نكرده اند. هر كسي نظر خود را حق و رأي
ديگري ابلهانه, و وابسته به بيگانه دانسته
است و امت اسلامي كه ضرورت داشت از
وحدت اجتماعي و اخوّت و محبت
اسلامي برخوردار باشد, كاملاً محروم و
احياناً ضد آن را مشاهده كرده است.

 

از آثار شعور اجتماعي يك ملت آگاه
اين است كه از تجربيات تاريخي گذشته
خود عبرت گيرد و نعمت ِآزادي و استقلال
را كه با بهاي خون بهترين فرزندان خود
به دست آورده است از دست ندهد.

 

شكست نهضت مشروطه و نهضت ملّي
در يك قرن اخير, يك بار ديگر همه دل
سوزان, ايران دوستان و اسلام خواهان اين
ملّت را هشدار مي دهد كه: "بيا تا قدر
يكديگر بدانيم"

 


|217|


پي نوشت ها:
[1] . سيدمحمد ثقفي, ساختار اجتماعي ـ سياسي نخستين حكومت اسلامي در مدينه (قم, انتشارات هجرت قم,1376) ص95; سيره ابن هشام, ج2, ص150, بحارالأنوار, ج1, ص110ـ111. [2] . منتسكيو, روح القوانين, ترجمه علي اكبر
مهتدي (تهران, اميركبير, 1375ش) ج2, ص76.
[3]
Richard. M.Ketcham; what is De
mocracy; p.38. Dattom.. Co New
york. 1955.
[4]
Ibid. P.40
[5]
Ibid. P.22
[6] . رعد (13) آيه7. [7]
Richard .Ibid.P.22.
[8] . فتح (48) آيه 10. [9] . همان, آيه 18. [10] . طبرسي, تفسير مجمع البيان (تهران, شركة
المعارف الاسلامية, 1379هـ) ج9, ص117.
[11] . قملداران ـ حيدر علي ـ حكومت در اسلام,
ص96, انتشارات اسماعيليان, تهران, 1385هـ.

 

[12] . مددپور, حاشيه بر روح القوانين, ج2,
ص782.
[13] . عباس محمود العقاد, الديموقراطية في
الاسلام (بيروت, دارالكتاب العربي, 1970) ص17.
[14] . انعام (6) آيه164. [15] . بقره (2) آيه 141. [16] . نجم (53) آيه39. [17] . مدثر(74) آيه38 . [18] . موسوعة العقاد الاسلامية, الديموقراطية في السلام, ص714, دارالكتاب العربي. [19] . حجرات (49) آيه 13. [20] . موسوعة العقاد الاسلامية, الديموقراطية في الاسلام, ص714, دارالكتاب العربي و علاء الدين الاعلمي, و هج الفصاحة, ص520, بيروت, 1408هـ. [21] . شيخ عباس قمي, سفينة البحار, ج2, ماده (عصب), ص256. [22] . عباس محمود عقاد , همان, ص70. [23] . شوري (42) آيه38 و 39 . [24] . آل عمران (3) آيه159 . [25] . به نقل از حكومت در اسلام ـ حيدر علي قلمداران, ص218, منقول از سنن ابي داود.


تعداد نمایش : 5275 <<بازگشت
 

 فهرست مجلات فصلنامه حکومت اسلامی بصورت فایلهای PDF

 

 

 فهرست کتاب ها 

 

 

درس خارج
«فقه نظام سیاسی اسلام»
استاد: حضرت آیت‌الله محسن اراكی دام‌عزه

         کلیه حقوق برای مرکز تحقیقات علمی دبیرخانه خبرگان مجلس محفوظ است.

صفحه اصلی|اخبار|راهنمای تنظیم و ارسال مقالات|کتاب ها|فصلنامه|درباره ما