صفحه اصلی|اخبار|درس خارج فقه نظام سیاسی اسلام|تماس با ما
منو اصلی
اوقات شرعی
ورود
نام کاربری :   
کلمه عبور :   
عضویت
در حاشيه دومين نشست سالانه مجلس خبرگان
در حاشيه دومين نشست سالانه مجلس خبرگان تاریخ ثبت : 1390/11/17
طبقه بندي : فصلنامه حکومت اسلامی شماره14 ,
عنوان : در حاشيه دومين نشست سالانه مجلس خبرگان
مولف : <#f:72/>
دریافت فایلpdf :

pdffileبرای دریافت فایل  PDF کلیک نمایید.

متن :

در حاشيه دومين نشست سالانه مجلس خبرگان


|218|

در حاشيه دومين نشست سالانه مجلس خبرگان

 

ـ ديدار با مقام معظم رهبري

ـ ديدار با رياست محترم جمهوري

ـ ديدار با رياست محترم مجمع تشخيص مصلحت نظام

 


گزارشي از ديدار خبرگان با مقام معظم رهبري, رئيس جمهوري و رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام
نمايندگان محترم مجلس خبرگان, در پايان دومين نشست سالانه خود
با مقام معظم رهبري, رياست محترم جمهوري و رياست محترم مجمع
تشخيص مصلحت نظام ديدار كردند. آنچه مي خوانيد گزارشي از
ديدارهاي يادشده است كه در تاريخ ‏78/10/23 برگزار گرديد.
يادآور مي شود به خاطر عدم دسترسي به متن كامل سخنان رئيس جمهوري,
گزارش اين ديدار براساس آنچه در مطبوعات آمده بازگو شده است.


ـ ديدار با مقام معظم رهبري

در ديدار نمايندگان مجلس خبرگان با رهبر انقلاب, نخست حضرت آيت اللّه مشكيني
رياست مجلس خبرگان و حضرت آيت اللّه اميني, نايب رئيس مجلس سخناني ايراد
كردند. آن گاه مقام رهبري سخناني به اين شرح ايراد فرمودند:

 


|219|
بسم اللّه الرحمن الرحيم

 

الحمدللّه رب العالمين والصلاة والسلام علي سيدنا محمد و آله الطاهرين و لعنة اللّه علي
اعدائهم اجمعين. قال اللّه الحكيم في كتابه: "بسم اللّه الرحمن الرحيم. و لقد سبقت
كلمتنا لعبادنا المرسلين انّهم لهم المنصورون و انّ جندنا لهم الغالبون".

 

با زيارت آقايان محترم و عزيز, ان شاء اللّه امروز براي ما و براي ملت ما روز مباركي
است و اميدواريم كه خداي متعال به اين جلسه و به جمع ما و فرمايشاتي كه آقايان كردند و
عرايضي كه ما عرض خواهيم كرد, به نظر لطف و رضا و قبول بنگرد و گفته ها و كرده ها و
تصميمها و اقدامها را بركت و ان شاء اللّه آنها را مورد لطف خودش قرار بدهد. از
فرمايشاتي كه فرمودند ـ چه فرمايشات حضرت آية اللّه مشكيني, چه فرمايشات حضرت
آقاي اميني ـ خيلي بهره برديم.

 

آنچه كه به نظرم رسيد عرض بكنم, اين است كه در نظام اسلامي كه با زحمات و
تلاشها و مجاهدتهاي زيادي به وجود آمده است, خواص, نقش تعيين كننده و قطعي
دارند و توده ي مردم,به خواص نگاه مي كنند. در ميان خواص امت, علماي دين و
مبلّغان اسلام و حاملان رايت دفاع از دين و نواميس ديني, در چشم مردم از همه, مورد
اعتماد بيشتري هستند. اين چيز جديدي هم نيست, كما اين كه محصول تلاش چند
ساله يي هم نيست; بلكه اين محصول تلاش مخلصانه علماي دين در طول قرون
مختلف است كه عِلماً, عملاً, تبليغاً, دفاعاً عن الاسلام و عن حقوق آحاد مردم,
جوري مشي كردند كه اطمينان مردم را عميقاً جلب كردند. چيزي هم نيست كه به آساني
بشود كسي آن را از بين ببرد.

 

ملت ما در طول سالهاي متمادي ـ بخصوص در پنجاه سال اخير, قبل از شروع
انقلاب اسلامي ـ شاهد توفانها و فشارهاي فراواني عليه علما, عليه دين, مقدسات,
باورها و عقايد مردم بود; يك جور هم نبود ـ كه بگوييم اثر اين نوع فشار, اين است ـ بلكه
دشمنان دين از همه طرق ممكن تبليغي, از طرق كارشناسي و طراحي شده در سرويسهاي
جاسوسي و امنيتي و متخصصين روانشناسي اجتماعي ـ از همه امكاناتشان ـ استفاده

 


|220|

كردند, براي اين كه دين, علماي ديني و مفاهيم و ارزشهاي ديني را از چشم مردم
بيندازند, قدرت هم داشتند, پول و امكانات هم داشتند.

 

ولي نتيجه كار آنها به عكس شد; يعني نه اين كه تأثيرات آني نداشته باشد, بالاخره
هر تبليغي يك تأثيرات آني دارد, ليكن كمك الهي ـ كه عامل عمده, هدايت و كمك الهي
است ـ و تلاش مؤمنانه و مخلصانه و صادقانه علماي دين موجب شد كه ايمان مردم به علما
ـ بخصوص ايمان نسل جوان ـ روز به روز افزايش پيدا كند; و حضور شخص بزرگ و
كم نظيري مثل امام بزرگوار موجب شد كه تمام اين تلاشها متمركز بشود و آن اثر قاطع را
بگذارد و معجزه يي به وجود بيايد.

 

واقعاً تشكيل نظام اسلامي و حاكميت اسلامي, يك پديده عادي نبود كه حالا ماها
بگوييم بالاخره در همه جا حكومتها عوض مي شوند, اين جا هم عوض شدند; نه, اين
جا حادثه يي بود كه واقعاً به معجزه شبيه است. همه عوامل عالم ـ عوامل قدرت, عوامل
فرهنگي, نظامي, سياسي و غيره ـ براي ازاله دين از صفحه زندگي تلاش مي كردند. البته
وضع در سطح دنيا بعد از پيروزي انقلاب, خيلي عوض شده است; اما تا آن روز, آن
جور بود. در آن شرايط, پرچم دين, حكومت ديني, آن هم حكومت اسلام با اين همه
دشمني, در اين جا به وجود بيايد! حقيقتاً معجزه بود و نشان دهنده اين حقيقت است كه
اگر مؤمنان, مخلصان و معتقدان, در صحنه عمل حضور داشته باشند و صحنه را
بي عملي فرانگيرد, وعده الهي به جاي خود هست.

 

فرمود: "ولقد سبقت كلمتنا لعبادنا المرسلين"; مربوط به امروز و ديروز و فردا هم
نيست, اين حكم قاطع الهي و سنت جاريه حق تعالي است. "انّهم لهم المنصورون و انّ
جندنا لهم الغالبون";
نصرت دين در هر زمان, نصرت انبياست. "جنداللّه", همان كساني
هستند كه براي خدا كار كنند. البته از جندي كه در خانه اش نشسته, يا در پادگانش اتراق
كرده باشد, كاري برنمي آيد; وقتي كه در ميدان باشد, بجنگد و مبارزه بكند, آن وقت

 

"لهم الغالبون"> . شرط عمل, اين است; كما اين كه در آيه ديگري مي فرمايد: "انا لننصر
رسلنا والذين امنوا في الحياة الدنيا و يوم يقوم الاشهاد";
كه نگويند اين نصرت, مربوط به

 


|221|

زمان رسالت بوده است. اين نصرت, قطعي است; ما نبايد در اين ترديد بكنيم.

 

آنچه من خواستم امروز عرض بكنم, اين است كه با تأثيري كه خواص, بخصوص
علماي في اللّه وعلماي دين در مردم دارند ـ و اين نقش ِفوق العاده حساس و مهم و تعيين
كننده يي بوده است و هست و در آينده خواهد بود ـ حالا كه ما جزو اين مجموعه علما
هستيم و بحمداللّه شما آقايان در اطراف و اكناف كشور, همه جزو مراكز رجوع مردم
هستيد و خواص هم مثل توده مردم به شما مراجعه دارند, اين سه خصوصيتي كه الآن
عرض مي كنم, در خواص بايد زايل بشود ـ اگر هست, بايد زايل بشود و اگر نيست,
نبايد بگذاريد در خواصي كه شما روي آنها اثر داريد, به وجود بيايد. يكي از اين سه
خصوصيت, "يأس" است, يكي "بي عملي", و يكي "ركون الي الدنيا" است; اساس
قضيه, اينهاست.

 

ييأس, عامل خيلي نابود كننده يي است. علت اين كه من يأس را مطرح و تأكيد
مي كنم, براي اين كه نبايد بگذاريد اين بلا و بيماري, دامن كسي را بگيرد; براي خاطر
اين است كه حوادثي مشاهده مي شود كه ممكن است بعضيها را دچار ترديد و اميد آنها
را ضعيف و خداي نكرده دچار يأس كند; نبايد بگذاريد.

 

البته آنچه كه آقايان فرمودند, واقعيت است و در جامعه وجود دارد; الآن حملات
باطناً سياسي و ظاهراً فرهنگي, همچنين حملات باطناً براندازي و ظاهراً سياسي, در
جامعه وجود دارد! ظاهر قضيه, برخورد سياسي است. البته برخورد سياسي,علي الظاهر
مجاز است و هر كسي مي تواند از لحاظ سياسي, برخورد كند و حرف بزند; اما باطن اين
برخورد سياسي, حركت براندازي است كه اگر كسي اين را متوجه نشود و مسؤولان
دستگاهها اين را نفهمند, قطعاً ضرر خواهند ديد. كما اين كه حملاتي هم هست كه باطن
آنها سياسي است, اما ظاهرش فرهنگي است; به عنوان يك حرف فرهنگي و بيان يك
مسأله اجتماعي, يا فلسفي, يا فقهي, چيزي را مطرح مي كنند, اما باطنش سياسي است,
فرهنگي نيست!

 

اگر اين جا هم خواص فريب بخورند و نفهمند كه دارد چه كار مي شود, مطمئناً به

 


|222|

ضررشان تمام خواهد شد. اينها واقعيت دارد, وجود دارد; منتها مهم اين است كه آنچه از
آرايش نيروهاي حق در ميدان وجود دارد, به مراتب مهمتر, كارسازتر, كارآمدتر و مؤثرتر
است. نبايد بگذاريد آن كساني كه با شما مواجه مي شوند ـ چه توده مردم و چه بخصوص
خواص ـ از اين پديده ها دچار يأس شوند; نخير, چيزي پيش نيامده است, بالاخره دشمن
است.

 

ما كه انتظار نداشتيم دشمن, بي كار بماند. اگر كسي توقع داشته باشد كه دشمن با
توجه به حركت اسلام و قيام اسلامي ـ چون ديد كسي مثل امام بزرگوار هست و اين ملت
مثل شير غران دارد حركت مي كند ـ ديگر خواهد رفت و دشمني نخواهند كرد, كاملاً در
اشتباه است. دشمن, روشهايش را عوض مي كند, ولي دشمني را كه عوض نمي كند; در
اين ترديدي نيست. ما بايد مراقب دشمن باشيم, بدانيم كه دشمن, حمله مي كند;
خودمان را براي مواجهه با دشمن, آماده كنيم. البته مواجهه با دشمن هم همه اش دفاع
نيست, گاهي بايستي جلوي حمله را گرفت; كه اينها خودش بحثهايي است.

 

پس اين يك نقطه است كه نگذاريد پرتو و روشنايي اميد, از دلها زايل بشود; اين چيز
بسيار بدي است. يكي از شعبه هاي فعاليت دشمن هم همين كار است كه نشان بدهند
كارآيي دين, تمام شد و واقعيات و حقايق و ظواهر فراواني كه در جامعه دارد, منكر
بشوند. شما مي بينيد ديگر, يك راهپيمايي مثل روز قدس كه به راه مي افتد ـ حركت عظيم
مردم ـ سكوت مي كنند; از اول انقلاب تا حالا همين جور بوده است. ما هر وقت كه در
جبهه, پيروزي داشتيم, مبلّغين خارجي و ايادي آنها, هميشه ساكت بودند; ولي اگر
مختصر ضعفي داشتيم, آن را ده برابر بزرگ مي كردند! الآن هم همين جور است; از اين
جهت خيلي تفاوتي نكرده است.

 

نكته دوم, مسأله بي عملي است. البته خود بي عملي هم مي تواند ناشي از يأس يا
ناشي از چيزهاي ديگر بشود; اين هم چيز خيلي خطرناكي است. فرمود: "و ان تملأ قلبي
نور اليقين و صدري نورالايمان و عزمي نورالعلم و فكري نورالنيات و عزمي نورالعلم و
قوّتي نورالعمل".
عمل, واقعاً نور است; نورانيت ايجاد مي كند. خود عمل, نور است.

 


|223|

قواي موجود انسان در حال ركود, در حال ظلمت است وقتي عمل انجام گرفت, اين
عمل, نور است.ما در دنيا اين را مي خوانيم كه "ان تملأ قوّتي نورالعمل". عمل, چيز
خيلي مباركي است. هرگونه عملي كه تلاش در راه خدا محسوب بشود, بايد انجام
بگيرد. عمل فكري, مهمترين است; چون پايه است.

 

ما امروز بحمداللّه در ميدانهاي گوناگون مي توانيم كار كنيم. الحمد للّه ميدان نظامي
با دشمن نداريم; يعني فعلاً دچار اين امتحان نيستيم. آن وقتي هم كه اين ميدان را داشتيم,
مردم نشان دادند كه از مرگ هم نمي ترسند, مي روند و استقبال مي كنند; ديديم كه اين
مردم چه حماسه عظيمي را ايجاد كردند كه در تاريخ اين ملت, يا بي سابقه بود, يا لااقل
كم سابقه بود و تا ابد خواهد ماند! اگر چه يكي از تلاشها اين است كه آن را به دست
فراموشي بسپارند و جانباز, شهيد و شهيد داده و آزاده و بسيجي و اينها را به انزوا
بكشانند; البته به لطف الهي نخواهد شد و نخواهند توانست اين كارها را انجام بدهند.
پس ميدان نظامي نيست, ميدان فكر و ميدان بيان است ـ با همه طرق و شيوه هايش;
بيانهاي هنري و بيانهاي سنتي معمول خود ما مثل نوشتن و گفتن ـ و ميدان عمل است.

 

نكته سوم هم ركون به دنياست. فرض بفرماييد چنانچه زندگي راحت و شيرين و
احترام اين و آن زير دندان كسي مثل من مزه بكند و او را غافل نمايد, خطر بسيار بزرگي
است; نبايد بگذاريد اين آفت در خواص پيش بيايد, بايد جلوي اين را گرفت. اين
خطرناكترين آفت است; چون آن چنان پيش مي آيد كه انسان, حس نمي كند و نمي فهمد.
هرچيزي را آدم توجيه مي كند, مي گويد اين كه چيزي نيست; و همين طور قدم به قدم
سقوط مي كند. در هر حال اين سه آفت, آفتهاي بزرگي است.

 

اميدواريم كه خداي متعال توفيق بدهد, ما و همه مسؤولين كشور را كمك و هدايت
بكند كه بتوانند اوضاع را آن چنان كه مورد رضاي الهي و در جهت حكومت ديني است, به
ساماندهي حقيقي برسانند; چون امروز همت دشمن اين است كه ادعا كند دين نمي تواند
مشكلات را حل كند; در حالي كه هر با انصافي ملاحظه كند, مي بيند كه مشكلات دوران
طاغوت ـ مشكلات زندگي مردم از ابعاد مختلف ـ به ميزان زيادي با انقلاب و حكومت

 


|224|

ديني, حل شد.

 

البته اگر تلاش و حركت ما بهتر بود, يقيناً بيشتر از اين هم حل مي شد. از حالا هم
اگر بهتر باشد, ان شاء اللّه بيشتر حل خواهد شد; ليكن بسياري از معضلات و مشكلات
زندگي و آن پديده هاي زشتي كه آن روز در زندگي فردي و اجتماعي مردم وجود داشت, با
آمدن حكومت الهي و اسلامي, از بين رفت. بايد تلاش كنيم كه مشكلات اقتصادي
مردم, بخصوص مشكلات اخلاقي و فكري مردم حل بشود.

 

به نظر من آن چيزي كه امروز در درجه اول, متوجه به علماست ـ در باب كار تحكيم
مباني حكومت ديني ـ اين است كه با شبهات ِذهن ِجوانان, برخورد متفكرانه و كارشناسانه
بشود, اين بخش خيلي مهمي از كار است; چون دشمن درصدد شبهه پراكني است و نقطه
مقابل, يعني مجاهدت عليه دشمن, تشريح افكار اسلامي و تبيين موازين اسلامي, با بيان
صحيح و منطق درست و محكم است. اميدواريم خداي متعال به همه ما توفيق بدهد كه
آنچه را در اين دوران بسيار مهم و بسيار خطير, وظيفه ماست, انجام بدهيم.

 

بحمداللّه مردم ما مردم بسيار خوبي هستند و مجموعه اين ملت, بحمداللّه مجموعه
مورد لطف و فضل الهي بوده است و امروز هم هست; ان شاء اللّه در آينده هم خواهد بود.
ما ان شاء اللّه بايد بتوانيم كارهايمان را هرچه بهتر انجام بدهيم و به پيش ببريم.

 

اميدواريم ادعيه زاكيه حضرت بقية اللّه "ارواحنا فداه و عجل اللّه تعالي
فرجه الشريف" شامل حال ما و شامل حال اين ملت بشود و روح مطهر امام بزرگوار از ما
شاد باشد و امسال كه سال امام و به نام آن بزرگوار است, ما بتوانيم آن چنان كه شايسته
است, پرچم پرافتخار نام بزرگ او را تا آنجا كه مي توانيم, در سطح عالم بالا ببريم و
ان شاء اللّه قرن آينده را ـ قرن ميلادي كه اين روزها شروع شده است ـ قرن امام بكنيم;
همچنان كه همين جور خواهد بود.
‏والسلام عليكم و رحمة اللّه و بركاته‏
.

 


|225|


ـ ديدار با رياست محترم جمهوري

در اين ديدار ابتدا آية اللّه مشكيني رئيس مجلس خبرگان با بيان روايتي از حضرت علي(ع), از
همه مسؤولان خواست كه همت خود را صرف خدمت بيشتر به مردم كنند و در ادامه خواستار
توجه مسؤولان به وحدت, همدلي و رفع مشكلات مردم شد.

 

رئيس مجلس خبرگان از دولت و رئيس جمهور بخاطر پيش بردن امور كشور در
شرايط حاضر, پرهيز از تشريفات, ارتباط با رهبر معظم انقلاب و موضع گيري در عرصه
بين المللي قدرداني كرد.

 

آية اللّه مشكيني ضمن انتقاد از مطبوعات بر حفظ حرمت اسلام, روحانيت و فرهنگ
شهادت و جبهه در عرصه هاي مختلف جامعه از جمله مطبوعات و فرهنگ تأكيد كرد و
خواستار رفع مشكلات اقتصادي مردم شد.

 

آنگاه حجت الاسلام والمسلمين آقاي خاتمي, رئيس جمهور با بيان اهميت پايگاه و
جايگاه مجلس خبرگان در نظام و نقش و تأثير علماي اسلام در سرنوشت دين و دنياي مردم
گفت: تشكيلات مجلس خبرگان مهم و شرعي و در عين حال منطقي و عقلاني است و
نخبگان برجسته روحاني در اين مجلس هستند. آقاي خاتمي اعضاي مجلس خبرگان را
منتخب مردم و انتخاب كننده و ناظر بر رهبري دانست و بر آگاه سازي مردم و جامعه نسبت
به نقش و پايگاه اين مجلس تأكيد كرد.

 

وي با اشاره به جايگاه حكومت ديني و نظام اسلامي در جهان امروز به سابقه حكومت
ديني در جهان اشاره كرد و گفت: دين وقتي وارد عرصه اجتماعي مي شود, دشمنان جدي
پيدا مي كند و آسيب پذير هم مي شود. و امروز ما مدعي حكومت ديني هستيم و در نتيجه در
اين صورت, روحانيون بايد ضمن دفاع عقلاني از مباني دين, در مورد وجهه اجتماعي دين
ثابت كنند كه حكومت ديني مي تواند در عرصه عمل نيازهاي مختلف جامعه را تأمين كند.

 

آقاي خاتمي تحول عظيم رخ داده در عرصه ارتباطات جهاني را خاطر نشان كرد و با بيان
آماري از جمعيت جوان و ميزان با سوادان در كشور و روي كار آمدن نسلي جوان و با انرژي در

 


|226|

جامعه, گفت: نسل امروز جهان و نسل امروز جامعه ما به حكومت اسلامي چشم دوخته كه
چگونه جامعه را اداره و به نيازهاي مشروع او توجه مي كند.

 

رئيس جمهور با متفاوت خواندن كميت و كيفيت پرسشهاي نسل امروز به ويژه از لحاظ
ماهيت و شكل با پرسش هاي نسل گذشته, نقش مهم حوزه هاي علميه و علماي دين در توليد
فكر, تلاش براي پاسخ گويي به سؤالات و جلوگيري از انحرافات را خاطر نشان كرد و گفت: آيا
حوزه هاي علميه ما توان پاسخ گويي به پرسش ها را دارند؟ مجلس خبرگان و حوزه هاي علميه
چقدر به دغدغه هاي دو سال آخر عمر حضرت امام(قده) درباره روحانيت و ناكافي بودن اجتهاد
مصطلح در حوزه ها پرداخته است و درباره رهنمودهاي مقام معظم رهبري كه سه سال پيش در
مدرسه فيضيه پيرامون حوزه ها و روحانيت بيان شده است چه برنامه و تدبيري انديشيده است.

 

رئيس جمهور تأكيد كرد: بايد از اين كه اسلام, روحانيت و رهبري و مجلس خبرگان
مصروف منافع گروهي شود پرهيز نماييم.

 

آقاي خاتمي كار بزرگ مجلس خبرگان را دفاع از رهبر و رهبري و نظام ِاسلامي به
لحاظ نظري در مقابل ديگر آراء و نظرات دانست و پاسخ به پرسش ها را كار بزرگ مجلس
خبرگان معرفي كرد و از حركت هاي خوبي كه در اين زمينه چند سال پيش از سوي
دبيرخانه مجلس خبرگان شده است, تشكر نمود و اظهار اميدواري كرد كه ادامه يابد.
رئيس جمهور حضور نسلي جوان, متدين, انديشمند و زمان شناس كه در حوزه هاي
علميه در حال رويش هستند را موجب اميدواري دانست. رئيس جمهور در اين ديدار با
ارائه گزارشي از عملكرد دولت در زمينه اقتصادي, اجتماعي و سياسي از نصيحت و
تذكرات علماي محترم استقبال نمود و تبادل نظر دست اندركاران و مسؤولان اجرايي
كشور با اعضاي مجلس خبرگان را ثمر بخش و موجب اصلاح امور دانست.

 

آقاي خاتمي ضمن تقدير از مردم انقلابي و صبور كشور كه عمده فشار اقتصادي بر
دوش آنهاست و صميمانه با دولت همكاري مي كنند, برنامه هاي تنظيم شده به منظور
رونق اقتصادي, اشتغال زايي, جذب سرمايه گذاري و افزايش توليد و كمك به بخش هاي
كم درآمد را تشريح كرد و گفت: براي فراگير كردن عدالت اجتماعي بايد ريشه ها و علل

 


|227|

تنگناها را بر طرف كرد و شرايط ِامن سرمايه گذاري و رونق اقتصادي در كشور را محقق نمود.

 

رئيس جمهور طرحهاي اقتصادي اجرا شده در دوران رياست جمهوري آقاي هاشمي
رفسنجاني و تلاش هاي ايشان را "مؤثر و مفيد و گامي در جهت خودكفايي" دانست و
گفت: جناب آقاي هاشمي رفسنجاني 8 سال در اين كشور مسؤوليت سنگين اداري و
اجرايي كشور را پس از جنگ و مشكلات بسيار برعهده داشتند. البته نه ايشان و نه ديگران
ادعا نمي كنند كه در كل برنامه ها اشكالي نبوده, اما همين قدر بدانيد كه اين دو سالي كه ما
گذرانديم اگر آن تلاش ها نبود, نمي دانم چه بر سر كشور مي آمد. اگر سرمايه گذاري ها,
توليدات داخلي و كم شدن نيازهاي ما به خارج نبود در يك سال پنج ميليارد و دويست
ميليون دلار عدم تحقق درآمد داشتيم, همين حدود يك سوم از درآمدهاي ما كم شد. اگر
زحمات ايشان نبود, اگر در شرايط پس از جنگ در سال 68 بوديم, مملكت توليد نداشت
و با مشكلات امروز, چيزي ديگر از كشور و انقلاب اسلامي نمي ماند.

 

وي افزود: ما مشكلات بزرگي داشتيم كه بنده معتقدم در زمان آقاي هاشمي رفسنجاني
فداكارانه براي حل اين مشكلات تلاش شد; ما هم آن را ادامه مي دهيم; با اين تفاوت كه
ايشان وقتي كار را آغاز كردند هيچ برنامه اي پيش رويشان نبود, ما وقتي آغاز كرديم كه تجربه
دو برنامه را داشتيم كه اين تجربه بزرگي بود و قطعاً اگر قبل از دوره آقاي هاشمي برنامه اي
اجرا شده بود با بررسي نقاط ضعف و قوت قطعاً دستاوردهاي بيشتري داشت.

 

آقاي خاتمي اضافه كرد: مسأله اتكا به نفت را نمي شود يك شبه حل كرد اما ما امروز
در عرصه رقابت هاي بين المللي حضور داريم.

 

آقاي خاتمي افزود: با تجربه اي كه از اجراي دو برنامه به دست آورده ايم برنامه سوم را
تدوين كرديم و اميدواريم كه تحول مهمي باشد در عرصه اقتصاي و اجتماعي و گامي باشد در
جهت رفع مشكلات ساختاري ايجاد اشتغال و بحمداللّه آثار تحرك و رونق را در اقتصاد
كشورمان مي بينيم و اميدواريم كه با گشايشي كه در جهت تحقق درآمدهاي دولت شده است به
وضع بهتري برسيم. رئيس جمهور در خاتمه يادآور شد: جامعه ما نيازمند وفاق ملي و نيازمند
پرهيز از افراط و تفريط و به رسميت شناختن اختلافات و مبنا قرار دادن قانون اساسي است.

 


|228|


ـ ديدار با رياست محترم مجمع تشخيص مصلحت نظام

در اين ديدار چند تن از خبرگان نقطه نظرهاي خود را در زمينه مسائل جاري كشور مطرح
كردند. آنگاه حجت الاسلام والمسلمين آقاي هاشمي رفسنجاني به برخي نكات مطرحح
شده از سوي نمايندگان پرداخت. ايشان در ادامه افزود:

 

… آن چه را كه انسان از شرايط جهاني مي فهمد, اين است كه دنيا يك قطبي شده است;
ما مي بينيم كه آمريكايي ها, تقريباً, در همه مسائل مهم دنيا, حرف آخر را مي زنند و كسي هم
در مقابل شان نيست! آن ها, روسيه را به بازي گرفته اند و روس ها, انفعالي زندگي مي كنند!
چيني ها, خيلي نقش جهاني ايفا نمي كنند و حدّاكثر, اين است كه خودشان را, فعلاً از شرّ
اين ها حفظ كنند! جهان سوم, آن طور كه مطرح شده بود, ديگر مطرح نيست! عملاً, ما,
جهان سومي نداريم! يك وقتي, شخصيّت هايي مانند نهرو و تيتو و بزرگان دنيا و نيروهاي
انقلابي, دور هم جمع شدند و گفتند: "جهان سوم" و مؤثر هم بودند و يك وزنه اي بودند و
شوروي هم به نحوي حمايت شان مي كرد, امّا حالا, ما, در كنفرانس هاي جهان سوم هم كه
مي رويم, مي بينيم كه آن حرف ها, خيال است و يك فكر مستقلّي در اين ها به چشم
نمي خورد! خوب, ابزار اقتصادي و سياسي و تبليغاتي, همه چيز, در اختيار غربي ها است!
در اين وضع موجود, ما, يك هدف بسيار بسيار روشني شده ايم, و براي اغراض اين ها,
سيبل شده ايم; معلوم هم هست كه آن ها با چه چيزي دشمن اند! آن ها, با افراد ما كه دشمني
ندارند و با خود ايران هم, طبيعي است كه توقّع دارند در ايران نفوذ داشته باشند, حالا با
ايراني ها كه خصومت ندارند! آن چيز تازه اي كه در دنيا پيدا شده و آن ها, با آن دشمن اند همين
حاكميّت اسلام است! اين, يك چيز تازه اي است! اين ها, فكر كردند كه مسأله, تمام شده
است و رفته است و دين, ديگر, در صحنه نيست و فكر مي كردند كه نيروهاي عظيم مذهبي ـ
كه از نظر كميّت خيلي قوي هستند ـ ديگر, خاصيّت سياسي ندارند, ولي ديدند كه انقلاب
اسلامي ايران به وجود آمد!

 

خوب, مدّتي است كه دارند خودشان را حفاظت مي كنند. شما, ديديد كه بعد از

 


|229|

انقلاب ِما, هر جايي كه انقلاب اسلامي و مبارزه اسلامي بود, اين ها را, سركوب كردند!
مصر را مي بينيد كه نيروهاي اسلامي, ديگر, فعّال نيستند! در يمن مي بينيد كه فعّال نيستند!
در سودان, آخرين ضربه را همين اخيراً زدند و ديديد كه رئيس مجلس و رئيس جمهور را از هم
جدا كردند و حالا كه جدا شدند, دارند از رئيس جمهور حمايت مي كنند و آن مذهبي ها را
منزوي مي كنند! در مغرب, در تونس, در عراق, در فلسطين, وضع, به همين منوال است.

 

آن ها, چهار چشمي, مواظب اند كه اتّفاقي مانند اتفاقي كه در ايران افتاد, ديگر
نيفتد. خيال شان هم, كم و بيش, از جاهاي ديگر, راحت شده است; يعني, يك حركت
عظيم, مذهبي, ديگر نيست, لذا فشارها, الآن, روي ما است; زيرا, اين پايگاه ِ
الهام بخش را, مي خواهند كه نباشد و خيال شان, براي هميشه راحت باشد. من احساس
نمي كنم دشمني با خود ايران باشد يا مسائلي از اين قبيل بلكه اگر بُعد اسلامي مزاحم منافع
استكباري آن ها نباشد آن ها ديگر خيالشان راحت است.

 

خوب, ما هم كه غير از اين چيزي نداريم. شماها كه اين جا هستيد و هزاران نفر مانند
ما, در سراسر كشور, از علما و از شخصيّت هاي مبارز قبلي و اسلامي مان, ما, همه, براي
اسلام مبارزه مي كرديم. عقيده مان, همين بود كه به هر حال, اين, حقّ مسلمان ها است كه
سرنوشت شان را به اسلام بدهند. معلوم بود كه ما, اگر عِرق ملي گرايي هم داشتيم, در پرتو ِ
اسلام بود. از ايران و از هرچه ديگر كه حمايت مي كرديم, به خاطر اين بود كه آن را پايگاه
اسلام مي ديديم. چيزي هم غير از اين نمي تواند ما را راضي كند. مثلاً اگر حاكميت اسلام
در ايران نباشد تيپ ماها كه جمع ايم به چه چيز دلمان را مي توانيم خوش كنيم؟

 

آن ها, آن نقطه حيات ما و تحرّك ما را هدف گرفته اند. اين كارشان هم, تازه
نيست. از نظر من, هميشه بوده است. در آغاز انقلاب, درست, همين حرف ها بود و
حالا هم همين ها است. از يك جهت, چيز تازه اي نيست, ولي از اين جهت كه پس از
بيست سال خيلي صريح و گستاخانه دارند برخورد مي كنند و علناً مي گويند: "ما
اين طور مي خواهيم و آن طور را نمي خواهيم", جديد است.

 

ما هم, متأسفانه, يك مقدار, بهانه به دست آن ها مي دهيم و به آن ها, كمك

 


|230|

مي كنيم. من, لازم است كه تجربه خودم را بگويم. ما, يك مقدار, با تندروي ها و
تحميل ها و عدم تحمّل سليقه ها و… گاهي, نيروهاي خودمان را در اختيار آن ها
مي گذاريم. آن هايي كه لشگر اسلام اند, با اين تندروي ها, ممكن است كه از ما زده
شوند, لذا بايد پا را از مرز اسلام, فراتر نگذاريم. آن جايي كه از احكام مسلّم اسلام
است, ما, نمي توانيم تنزّل كنيم. اگر هم بخواهيم يك وقتي تنزّل كنيم, در يك محدوده
مشخّصي, با ملاحظه كسر و انكسار مصالح و توجه به مصلحت اهم است كه خوب, آن
هم, قاعده دارد و در كشور, مسؤول هم دارد. آن جايي كه حكم قطعي اسلام و قرآن
است, نمي شود كوتاه آمد. هيچ كس نمي تواند بگويد: "ما, صرف نظر مي كنيم."! مگر
در همان محدوده مصلحت, خوب, اين را امام طرّاحي كردند و دارد اجرا مي شود ولي
وقتي يك مقدار مي آييم پايين تر, و مسائل سليقه اي و احتياط ها و… مطرح مي شود,
قطعاً, اين جا, بايد يك كلانْ نگري باشد; يعني, بايد ببينيم كه "اين احتياطات, چه قدر
مفيد است؟ چه قدر, الآن, مضرّ است؟ چه كساني را از ما دور مي كند؟ چه منافعي را از
ما سلب مي كند؟ چه منافعي را براي ما جلب مي كند؟".

 

من, خودم, معتقدم كه خيلي از جوان ها, از خانم ها كه فكر مي كنيم آن ها تفكّرات
جدّي و انقلابي و اسلامي ندارند, اين ها, اگر ما, از آن ها, بيش تر از آن اسلام واقعي و آن
اسلام بدون پيرايه را توقع نكنيم, آن ها, لشگر اسلام خواهند بود; دليل ندارد كه آن ها نباشند!

 

من, مهم ترين عامل جابه جا شدن آرا را, همين سخت گيري ها مي دانم. در هر دو
مورد هم بود. يك موقعي بود كه نيروهاي راديكال, سخت گيري هاي سياسي مي كردند,
در ارتباطات خارجي و در كارهاي اقتصادي و خصوصي سازي و… به تدريج, مردم,
ديدند با آن ها نمي توانند زندگي كنند, بعدش يك شرايطي پيش آمد, يك نيروهايي آمد كه
نام شان را محافظه كاران گذاشته اند, خوب, ديگر, خاطرشان جمع بود, مي گفتند حالا,
احتياطات مان را عمل كنيم و خيلي سخت گيري كردند. مشخصاً, در مجلس شوراي
اسلامي, در اين مدّت, پنج يا شش قانون مطرح شد. اين ها كه مطرح مي شد, از تريبون,
مخالف و موافق صحبت كردند, روزنامه ها هم پيرايه بستند, دل مردم را خالي كردند كه

 


|231|

"اين ها, مي خواهند زندگي را بر ما سخت كنند!", لذا آراي مردم, از اين ها هم برگشت.

 

ما, واقعاً خودمان, آقايان علما و بزرگان, بنشينند يك حدّ و حدودي براي اين مسائل
فرهنگي, اخلاقي, اجتماعي, در نظر بگيرند. اتفاق هم مي توانيم داشته باشيم. يادمان
است كه آية اللّه بروجردي, ـ خوب, شما, اكثراً, از شاگردان ايشان بوديد ـ مي گفتند:
"گاهي, احتياطات, خلاف احتياط است."! البته, خودشان هم, پيوسته احتياط
مي كردند, امّا روي اين, هميشه, تأكيد داشتند كه "گاهي, احتياط, خلاف احتياط
است." و واقعاً هم, خلاف احتياط است; يعني, نَفْس اين احتياط ها و اين كه فكر كنيم كه
همه مردم را, مي توانيم مانند طلبه ها, مقدّس نگه داريم, درست نيست! حالا, اگر
موارد, فردي باشد, شايد يك قدري قابل تحمل باشد, ولي در ارتباطات اجتماعي,
خارجي, كارهايي كه ما با دنيا داريم, دنيا با ما كار دارد, مسائلي كه با هم ارتباط پيدا
مي كند, در مجامع بين المللي ما مي خواهيم باشيم, از منافع اش مي خواهيم استفاده
بكنيم, بعضي احتياط ها, خيلي زندگي مان را مشكل مي كند. بنده, خودم, به عنوان
مسؤول اداره كشور, مي ديدم كه دست من, در خيلي از جاها, بسته است! ما, اگر در
بعضي از جاها, دست مان باز بود, مي توانستيم بسياري از مشكلات كشور را, به خوبي,
حلّ كنيم, آن هم مشكلات مزمن و عميق را! با اين كه سند يا دليل مُتقني هم نداشتيم كه
"اين, خلاف انقلاب است, خلاف اسلام است", امّا نمي توانستيم كاري انجام دهيم.

 

بنده, به هر حال, فكر مي كنم كه اگر بايد از اسلام حفاظت كنيم, از انقلاب حفاظت كنيم
و از نيروها حفاظت كنيم, بايد به طور جدّي, اين اعتدال را محور قرار بدهيم و همان گونه كه
اسلام است, همان كه هست را توقع داشته باشيم. آن احتياطات و چيزهايي كه مي تواند باشد
يا نباشد و فتاوايي برجوازش است, ما, با همان فتاوا, مشكلات مان را حلّ بكنيم.

 

اگر ما, يك دندگي كنيم و بر نيروهاي جوان, نيروهاي اهل زندگي ـ مردم, اهل
زندگي اند ـ سخت بگيريم, ضرر خواهيم كرد. ما, هنوز, نتوانسته ايم زندگي متوسطي را
براي توده مردم فراهم كنيم; لااقل, مردم, در حدّ زندگي متوسط كه حق دارند از شرايط
خوب برخوردار باشند! ما خيال مي كنيم كه براي نان و آب انقلاب نكردن, منافاتي با

 


|232|

داشتن يك زندگي متوسط دارد!

 

خوب, بله, بعضي ها نكردند, ولي اكثراً, براي نان و آب و مسكن و ازدواج و شغل
و… است.

 

ما, بايد فضا را به گونه اي كنيم تا بتوانيم كشورمان را بسازيم, توليد ثروت كنيم و
كشورمان را ثروت مند كنيم. هر درصدي كه رشد توليد ملي داشته باشيم, به همان اندازه,
جامعه, ثروت مند مي شود. در دوران هشت سال سازندگي, معدل مان, پنج يا شش
درصد ثروت مندتر شدن كشور است. سرانه كه حساب كنيم, يعني مردم, در ظرف اين
هشت سال, مثلاً ثروت شان, پنجاه درصد يا يك مقدار بيش تر, اضافه شده است. حالا,
ممكن است كه فردي, يك قدري, كم تر شده باشد, امّا مجموعاً, كشور, ثروت مند شده
است. ما, بايد بيش از اين ثروت مند شويم. خوب, اين, با سازندگي و توليد و نقد منابع
است, براي رسيدن به اين ها هم, حتماً, بايد دست دولت باز باشد; حتماً, دولت بايد
بتواند مانور بدهد; حتماً, بايد از ابتكارات مديران استفاده كند; حتماً, بايد مديران ما,
شجاع باشند و نترسند و ابتكار كنند. بعضي چيزها, خطرناك است! آدم, خيال مي كند كه
حالا, اگر چهار مدير را, يك طوري, تنبيه كرد, مسأله درست شده است! بله, از يك
جهت, ممكن است كه جلوي يك سري فسادها را گرفته باشيم, ولي كاري كرده ايم كه
براي انجام دادن كاري, بايد رئيس جمهور امضا كند, وزير امضا كند, تا آن مدي ري كه مثلاً
در آبادان نشسته, يك تصميمي بگيرد! مي ترسند كه تصميم بگيرند!

 

ييا وضع را طوري كرده ايم كه مردمي كه مي خواهند سرمايه گذاري كنند, فكر مي كنند
كه فردا, ما, مي گوييم: "خوب, اين پول چه طور شده, از كجا آمد؟" فكر مي كنند كه
ما, سراغ زندگي اش مي رويم و همه چيز را زير سؤال مي بريم! وقتي اين طور شد, او,
ترجيح مي دهد كه يا مخفي كار كند و يا در حساب هايي, پيش اشخاصي, در خارج
بگذارد! در ايران, بيست درصد سود دارد, مي رود دُبي سرمايه گذاري مي كند!

 

وقتي كه ريشه اش را مي بيند, مي ترسد! مي گويد: "حالا, براي بچه هايمان هم در
خارج يك چيزي داشته باشيم"! اين طوري فكر مي كنند. خودش, اين جا مانده است,

 


|233|

نرفته, همين جا كار مي كند, خارج هم نرفته, ولي اين كار را كرده است!

 

اين, يك نمونه است. قطعاً, از اين نمونه ها, خيلي است. به هر حال, آن روح
حرف من, گم نشود. من, مي گويم, ما اگر بخواهيم هم وحدت ملّي مان را حفظ كنيم و
هم مردم را به انقلاب نزديك بكنيم, بايد يك مقدار مواظب باشيم و واقعيّت هاي زندگي
امروزي را, براي مردم مان, در نظر بگيريم. البته, از نظر من, مرزش, حلال و حرام
است. من, هيچ موردي را موافق نيستم كه حرامي را حلال كنيم و حكم خدا را ناديده
بگيريم, ولي "إنَّ اللّه يحب أن يؤخذَ برُخَصِه ِكما يحبّ أنْ يؤخذ بعزائمه"! من, اين حرف
را, نخستين بار, از امام, در درس اش شنيدم و فكر مي كنم كه آن, با توضيحاتي كه امام
دادند, نقطه آغاز اعتدال گرايي در من شد و فكر كردم كه راه درست, همين است.

 

حالا, آن طرف قضيه هم, خوب, آن ها, به آن حاكميّتي كه من عرض مي كنم قانع
نيستند; آن ها, اباحي گري مي خواهند! آن ها, واقعاً, مي خواهند كه افكار آتاترك پياده
شود! در حقيقت, در بخشي از نيروهاي سياسي و افراد ما كه دارند فعّاليت مي كنند,
افكار آتاترك حاكم است; يعني, واقعاً, برگشته اند و همان هايي كه گاهي از امام هم دم
مي زنند, الآن, افكار آتاترك را مي پسندند! حكومت لاييك, لاييك اين نيست كه دين
نباشد, مي گويند: "دين, دخالت نكند; زيرا, دين, براي فرد است و خدا."! الآن اين
فكر, خيلي دارد شكل مي گيرد و ما, نگرانيم كه كاري كه پهلوي نتوانست در ايران بكند,
اين ها انجام دهند! مأموريت پهلوي هم, همان مأموريت آتاترك بود, ولي آتاترك موفق
شد, پهلوي موفق نشد. پهلوي, يك مدّتي, فشار آورد, عكس العمل اش, همين انقلاب
اسلامي شد. الآن, همان حرف ها, به زبان روشنفكرها مطرح مي شود! او, يك ديكتاتور
بود, ولي امروز, از زبان اهل قلم و اهل توجيه فرهنگي و… خارج مي شود! اين زبان,
غير از زبان پهلوي است و حتّي غير از زبان آتاترك است. حتماً, دو طرف قضيه را, ما,
بايد مواظبت كنيم و اين ها را به هم نزديك كنيم, كاري بكنيم كه ان شاء اللّه, همه, به يك
اسلامي كه قابل اجرا است, قانع باشيم. حقيقتاً, محتواي اسلام, در اين زمان هم قابل
اجرا است.


تعداد نمایش : 1912 <<بازگشت
 

 فهرست مجلات فصلنامه حکومت اسلامی بصورت فایلهای PDF

 

 

 فهرست کتاب ها 

 

 

درس خارج
«فقه نظام سیاسی اسلام»
استاد: حضرت آیت‌الله محسن اراكی دام‌عزه

         کلیه حقوق برای مرکز تحقیقات علمی دبیرخانه خبرگان مجلس محفوظ است.

صفحه اصلی|اخبار|راهنمای تنظیم و ارسال مقالات|کتاب ها|فصلنامه|درباره ما