صفحه اصلی|اخبار|درس خارج فقه نظام سیاسی اسلام|تماس با ما
منو اصلی
اوقات شرعی
ورود
نام کاربری :   
کلمه عبور :   
عضویت
اقتدار ملى در سايه رفتار علوى
اقتدار ملى در سايه رفتار علوى تاریخ ثبت : 1390/11/18
طبقه بندي : ,37,
عنوان : اقتدار ملى در سايه رفتار علوى
مولف : <#f:72/>
دریافت فایلpdf :

pdffileبرای دریافت فایل  PDF کلیک نمایید.

متن :

|2|
سرمقاله

اقتدار ملي در سايه رفتار علوي

 

اقتدار ملي به عنوان يكي از مباحث اساسي در شرايط كنوني كشور، از ابعاد مختلفي
مورد توجه قرار مي‏گيرد. ترديدي نيست مردم پايه اصلي هرم اقتدار ملي‏اند و بار اصلي
اقتدار هر ملتي بر دوش مردمي است كه هويت انساني ملي آن جامعه را تشكيل مي‏دهند.
اقتدار به هر معنايي كه باشد و پيش‏زمينه‏ها و شرايط آن هر چه باشد اما بي‏شك بخش
اصلي مسؤوليت بر دوش مردم است. اعضاي جامعه با ايفاي نقش بي‏بديل خود به
فراخور سهمي كه بر عهده دارند، "قاعده" هرم اقتدار آن جامعه و ملت را فراهم
مي‏سازند. اينكه در تقويت و تعميق اقتدار ملي در دو بعد داخلي و خارجي، اين قاعده چه
مسؤوليتها و وظايفي را بر عهده دارد و اينكه اين قاعده در جامعه اسلامي ما با ويژگيهاي
خود چگونه تعريف مي‏شود و اينكه اساساً "اقتدار ملي" به چه معنايي است و آيا در هر
جامعه و متناسب با ويژگيهاي انساني، اعتقادي، طبيعي و سياسي آن، تعريف ويژه‏اي
مي‏طلبد و پرسشهايي از اين دست را بايد در جاي ديگر بررسي كرد؛ اما بي‏شك،
حكومت و نظام سياسي جامعه نيز در طراز نقش و سهم بي‏بديل مردم، در دستيابي به

 


|3|

اقتدار ملي و تقويت آن نقش و مسؤوليت دارد و تنها با پاسخگويي و عمل به مسؤو ليتها
و تكاليف خويش است كه مي‏توان به آنچه اينك به نام "اقتدار ملي" خوانده مي‏شود
دست يافت. چه اينكه اگر ملتي به مسؤوليتهاي خويش در مقابل قانون و حكومت و هر
آنچه كه برخاسته از هويت جمعي و ملي او مي‏باشد تن ندهد و به طراز مطالبات خويش از
حكومت، به ايفاي نقش ملي و عمل به مسؤوليتهاي مرتبط به آن نپردازد، به همان ميزان
از اقتدار ملي كه چيزي جز اقتدار جامعه، مركب از ملت و دولت نيست كاسته است. تنظيم
درست حقوق متقابل دولت و مردم و اداي متقابل آن است كه مناسبات سالم اجتماعي و
علقه‏ها و رشته‏هاي مستحكم آن را ايجاد مي‏كند و موجب استواري دين و ارزشهاي
متعالي و مشترك مردم مي‏شود. تنها در اين صورت است كه به مفاد گفته
اميرالمؤمنين (ع)، مي‏توان از اقتدار ملي سخن گفت و جامعه‏اي استوار همراه با نظامي
قدرتمند در داخل و در عرصه جهاني داشت.

 

اميرالمؤمنين (ع) در سخني كه در صفين ايراد كرده و نه در شرايط آرام جامعه، كه
سخن راندن در باره حقوق مردم امري دشوار نخواهد بود، پس از تأكيد بر برابري حقوق
و تكاليف آحاد جامعه و اينكه هر حقي منشأ تكليفي است و هر تكليفي، حقي را در
جامعه ايجاد مي‏كند، به بزرگترين و بااهميت‏ترين بخش حقوق اشاره مي‏كند كه حقوق و
تكاليف متقابل حكومت و مردم مي‏باشد. و آن را دستگاه الفت و پيوندهاي سالم
اجتماعي و مايه استواري دين مي‏شمارد و اصلاح مردم را تنها در سايه صلاح حاكمان و
صلاح حاكمان را در سايه مستقيم بودن و راست‏كرداري مردم معرفي مي‏كند، آن گاه
مي‏افزايد:
آن گاه كه مردم،حق زمامداررااداكنندو زمامدار حق مردم را ادا كند، حق در
ميان آنان استوار [عزيز] گردد و راهها و برنامه‏هاي دين بر پا شود و
نشانه‏هاي عدالت راست شود و برگرده رام آن، سنتها و روشهاي نيك
[الهي‏] جريان يابد، و بدين سان، روزگار سالم گردد و در بقاي حكومت اميد

 


|4|
رود و طمع‏ورزيهاي دشمنان به نااميدي گرايد.">

 

اختلاف كلمه، پديد آمدن نشانه‏ها و راههاي ستم، گسترش فساد در دين، رها شدن
راهها و روشهاي نيك، در نتيجه: هواپرستي، تعطيلي احكام الهي، گسترش ناهنجاريهاي
مردم، بي‏پروايي در برابر پايمال شدن حقوق و ارتكاب گناهان بزرگ، و در نتيجه:
"ذلت" نيكان و "عزت" بدان و شدت گرفتن پيامدهاي ناگوار الهي آن، اموري است كه
در ادامه سخن علي (ع) در مقابل، به عنوان تبعات نافرماني و قانون‏شكني مردم از يك
سو، و ستم و زورگويي حاكم از سوي ديگر، گوشزد شده است.

 

آنچه در اين فرصت مورد نظر است، توجه دادن به مسؤوليت و نقشي است كه در
تقويت و حفظ اقتدار ملي بر عهده خود نظام اسلامي و دستگاه مديريت كشور مي‏باشد.
اين نقش و مسؤوليت در اين بخش، طبعاً به فراخور حوزه اختيارات و وظايف بر
مجموعه دستگاهها و مسؤولاني كه بار مديريت كشور را بر عهده دارند توزيع مي‏گردد و
از همين روي است كه در اين بخش، بيشترين مسؤوليت در گسترش، تقويت و حفظ
اقتدار ملي را، رهبري نظام بر عهده دارد و پس از آن، رياست جمهوري است كه دومين
مقام رسمي كشور مي‏باشد و سپس ديگر دستگاههاي نظام.

 

از طرف ديگر، اگر تقويت و حفظ آنچه به نام اقتدار ملي خوانده مي‏شود را مجموعاً
برخاسته از دو بخش حكومت و مردم و مجموع ويژگيها و عملكرد آن دو بدانيم ـ چنان
كه غير از اين نيز نمي‏تواند باشد ـ هر نيمه تنها در سايه تحقق نيمه ديگر و به شرط آن،
تأثيرگذار و عامل دستيابي به اقتدار خواهد بود. يك حكومت حتي اگر بهترين شرايط را
دارا باشد و به همه مسؤوليتهاي خود عمل كند، چيزي از حقوق جامعه و آحاد مردم را
فرو نگذارد، و حتي از بهترين منابع مالي و موقعيت طبيعي برخوردار باشد، نظام ارزشي و
خاستگاه قوانين و مقررات و سلوك حكومتي آن، همه الهي باشد، حتي انسان كامل و
شايسته‏اي چون اميرالمؤمنين (ع) زمامداري آن را بر عهده داشته باشد، اما مردمان آن،
تن به مسؤوليتهاي خويش ندهند و تنها به مطالبات خود از نظام حاكم چشم بدوزند و
وظايف خود را ناديده بگيرند و چنان شود كه به تعبير علي (ع) "كار من و شما يكسان
نيست، من شما را براي خدا مي‏خواهم و شما مرا براي خودتان"،
[2] پرواضح است كه آن
حكومت نيز نمي‏تواند حكومتي مقتدر باشد و نقش خويش را در دستيابي به اقتدار ملي

 


|5|

ايفا كند و "لارأي لمن لايطاع". [3]

 

چه اينكه در تحليل و ارزيابي سطح اقتدار حكومت علي (ع) با همين مشكل اساسي
مواجه مي‏گرديم؛ يعني مشكل نافرماني و مسؤوليت‏گريزي شهروندان و توده جامعه.

 

سوي ديگر موضوع نيز همين است؛ اگر حكومت به مسؤوليتهاي خود در برابر مردم
به شايستگي عمل نكند و مسؤولان آن، در لباس خدمتگزاري، تنها مردم را در خدمت
حكومت و دست‏اندركاران آن، پندارند و به فراخور شايستگي، وظيفه‏شناسي و اداي
مسؤوليت از سوي مردم، به آنان خدمت نكنند و شرط مردم‏داري را به جا نياورند، راهي
براي دستيابي به اقتدار ملي وجود نخواهد داشت جز آنكه آن ملت، نخست اقتدار خود را
در اصلاح حكومت و تصحيح سلوك زمامداران خويش به كار گيرد و زمينه استوارسازي
اقتدار ملي را فراهم آورد.

 

روي سخن اينك متوجه همين بخش است، يعني مسؤوليتي كه نظام اسلامي و
مسؤولان آن در بازنگري، سالم‏سازي، تصحيح روشها و تقويت سلوك شايسته خود بر
عهده دارند. يك نظام سياسي براي تقويت اقتدار ملي، طبعاً مسؤوليتهاي مستقيمي را بر
عهده دارد كه مستقيماً جزء زيرمجموعه كاركردهاي نظام براي گسترش، تقويت و حفظ
اقتدار ملي به شمار مي‏رود اما ترديدي نيست ـ چنان كه در سخن علي (ع) گذشت ـ آنچه
بيش از همه در اين بخش براي كسب اقتدار ملي و تقويت و تعميق آن، هم در بعد داخلي
و هم در عرصه جهاني نقش ايفا مي‏كند عمل كردن نظام به وظايف خود و اصلاح سلوك
حكومتي و اداي حقوقي است كه بر عهده آن است، يعني همان اموري كه نوعاً، مستقيماً
در حوزه عملكردهاي حكومت براي تقويت اقتدار ملي به شمار نمي‏رود اما نقش
نخست را بر عهده دارد.

 

به عنوان مثال، آيا مي‏توان از اقتدار ملي سخن گفت اما از عدالت اجتماعي و مبارزه با
تبعيض سخني نگفت. آيا جامعه‏اي كه در آن مردمانش از بي‏عدالتي رنج مي‏برند و اقليتي
حقوق اكثريت را پايمال خواست خود مي‏كنند، مي‏تواند جامعه‏اي مقتدر باشد؛ يعني
جامعه‏اي كه در آن قانون حرف اول را بزند، و هر كس بتواند از حقوق خود دفاع كند، و
هر دستگاهي در حوزه اختيارات خويش به راحتي بتواند به وظايف خود عمل كند، و
آتش تفرقه و دشمني و اختلافات داخلي نتواند تار و پود آن را بسوزاند و مناسبات

 


|6|

"بنيان"هاي اجتماعي - همان كه در كلام علي (ع) با نام "نظام الفت" از آن نام برده شده
است ـ چنان استوار و "مرصوص" باشد كه هيچ بيگانه‏اي نتواند در آن نفوذ كند. و آيا
نقش و مسؤوليت حكومت در مبارزه با بي‏عدالتي اجتماعي، سياسي و اقتصادي را
مي‏توان ناديده گرفت.

 

و يا اگر ميان ملتي، قانون و قانونگذاري، توسط صاحبان قدرت و نفوذ، ناديده گرفته
شد و يا به ابزاري براي دستيابي به خواستهاي ناموجه آنان تبديل يا تفسير گشت، آيا
مي‏توان روابط اجتماعي و مناسبات ميان آحاد جامعه و دستگاههاي نظام را بر محور
قانون به عنوان "ميثاق عملي" مورد اتفاق شهروندان و حكومت، شكل داد و جامعه‏اي
مقتدر و قانون‏مدار را كه همه در آن بر گرد شمع قانون مي‏گردند، ارائه كرد. ملتي كه مدار
مناسبات اجتماعي آن به ويژه در روابط متقابل حكومت و مردم، قانون نباشد، آيا
مي‏تواند دستاوردي به نام "اقتدار ملي" داشته باشد.

 

و يا اگر حكومت با تكيه بر قدرت خويش و خلط مقوله "قدرت" و "اقتدار"، به جاي
تكريم و پاس داشتن حرمت آحاد جامعه و بها دادن به خواست عمومي و اراده جمعي
آنان، خواسته و ناخواسته، مستقيم و غير مستقيم، به تحقير شخصيت انساني و اراده
اجتماعي آنان پرداخت و آنان را به گونه‏اي بار آورد يا معرفي كرد كه اينان مردماني
هستند كه حتي توان شناخت مصلحت خود را ندارند و همواره بايد آنان را حتي در
حوزه‏هايي كه اسلام، نظر متعيّني ندارد، ارشاد و مراقبت و سرپرستي كرد، آيا مي‏توان
انتظار ملتي مقتدر يا اقتدار ملي را داشت.

 

اين است كه بي‏هيچ ترديدي كسب اقتدار ملي به معناي كامل آن جز در سايه سلوك
شايسته حكومت و اداي حقوق جامعه و عمل به تكاليف و مسؤوليتهايي كه بر عهده آن
است، به دست نمي‏آيد و در جامعه‏اي با ويژگيهاي جامعه اسلامي و انقلابي ما و
ارزشهايي كه بر آن حاكم است، اين مهم جز در سايه همسان‏سازي و لااقل
هم‏جهت‏سازي رفتار نظام و گردش كار حكومت با "رفتار علويّ" تحقق نخواهد يافت و
همزماني طرح "اقتدار ملي" از سوي رهبري معظم انقلاب به عنوان شعار سال و تأكيد بر
رفتار علوي، در پي سالي كه براي شناخت و بزرگداشت شخصيت علي (ع) و حكومت
وي سپري كرديم، اين فرصت را پيش روي مي‏گذارد كه نظام اسلامي و همه مسؤولان،

 


|7|

"اقتدار ملي" را در سايه پيشه كردن بيش از پيش سلوك علوي بجويند و نقش خويش را
در اين امر مهم به گونه‏اي شايسته ادا كنند.

 

اميرالمؤمنين علي (ع) كه حكومت علوي بر مدار انگشت امامت و رهبري وي
مي‏چرخد چنان امر خداترسي و ايمان به حفظ حقوق مردم و ترس از ستم، در وجود او
استوار است و چنان با همه وجود، خود را در خدمت حق و عدالت مي‏داند و "حق" چنان
در نگاه او بزرگ است كه به خدا سوگند مي‏خورد اگر همه آسمانها و زمين را به او بدهند
تا به ناحق پوست جويي را از دهان مورچه‏اي باز گيرد نخواهد كرد.
[4] در حالي كه چنان
خود را دلير، و قلب خويش را استوار، و روح خود را مقتدر مي‏داند كه به خدا سوگند
مي‏خورد اگر گُرده زمين پر از دشمن گردد و او يك‏تنه در برابرشان قرار گيرد باكي
نداشته و دچار وحشت نمي‏گردد [5] و اين چنين است كه مردم، چنان سلوك علي (ع) را بر
مدار حق و عدالت مي‏دانند و بر اين اساس چنان در دفاع از حقوق خود احساس امنيت و
اقتدار مي‏كنند كه بي‏هيچ نگراني، اگر بخواهند از كوچكترين حق خود - حتي اگر در واقع
حق آنان نباشد - دفاع مي‏كنند. نگاه كنيد اين نمونه را:
"و استظلّ يوماً في حانوت من المطر فنحّاه صاحب الحانوت‏ [6]؛
روزي [اميرالمؤمنين (ع)] براي در امان ماندن از بارش باران، در سايه‏بان
دكاني پناه گرفت، ولي صاحب دكان او را از آنجا راند"!!

 

اقتدار جامعه در مناسبات خود با حكومت از اين بالاتر كه به راحتي، شهروند
حكومت به خود اجازه مي‏دهد حتي شخص اول كشور را كه چند لحظه‏اي از شدت باران
به زير سايه‏بان مغازه وي پناه آورده، براند و از آنجا دور كند! و او نيز بي‏هيچ دشواري و
خط و نشان‏كشي، دوباره، بي‏پناه به زير باران برگردد؛ در حالي كه ماندن چند لحظه او در
آنجا ضرري را نيز متوجه صاحب دكان نمي‏كرد!

 

اميرالمؤمنين (ع) در مديريت جامعه بر اساس عدل و حق و حفظ حقوق مردم و
رسيدگي به محرومان و همدردي با ضعيفان و گرسنگان، آن قدر "كفّ نفس" و قدرت
روحي دارد كه حتي احتمال نيازمندي و گرسنگي يكي از مردمان حكومتش در
دوردست‏ترين نقاط، او را از بهره جستن از غذاي لذيذ و سفره رنگين و نان گندم و لباس
گران باز دارد، در حالي كه به گفته خودش اگر مي‏خواست راه براي او باز بود.
[7]

 


|8|

 

روح لطيف و ملكوتي آن بزرگوار در عين لطافت و غيرت الهي، انساني‏اش كه آدمي
را سزاوار دق‏مرگ شدن به خاطر ربودن زيورآلات از زنان نامسلمان مي‏داند، آن قدر
مقتدر است و بر اطرافيان و نزديكان خود مسلط است كه حتي چهره‏هاي رنگ‏پريده و
سياه فرزندان گرسنه برادر و مراجعات پي در پي او براي گرفتن يك من گندم، نه تنها
نمي‏تواند وي را از موضع "حق" و "عدالت" متزلزل كند، بلكه آن عكس‏العمل تند را
نسبت به عقيل نشان مي‏دهد كه بارها شنيده و خوانده‏ايم.

 

اين روح بزرگ و پرتوان علي (ع) و ايمان استوار و صداقت پولادين وي است كه آن
چنان او را مقتدر ساخته است كه در همه عمر، چه در سالهاي حكومت و چه پيش از آن،
يك سخن دروغ حتي با توجيه بر زبان نرانده است.
[8] همين روح استوار و دل شجاع كه
هيچ گاه در مقابل دشمنان ذره‏اي دچار خوف و نگراني نشد، يك بار در خانه نشسته بود،
صداي ماهي‏تابه را شنيد كه گويا همسرش بخش لذيذي از گوشت شتر را سرخ مي‏كند. از
جا برخاست در حالي كه با تندي مي‏گفت:
"در خانه علي بن‏ابي‏طالب، كباب چنين گوشتي؟!">

 

به گونه‏اي كه همسرش وحشت كرد. به حضرت (ع) توضيح دادند كه خويشان
همسرت شتري كشته‏اند و سهمي به او هديه داده‏اند. آن وقت فرمود: بخوريد! گوارايتان
باد! عكس‏العمل حضرت به خاطر اين بود كه "ترسيد" هديه‏اي از طرف مردم باشد:

 

براي علي (ع) دشوار نيست كه اگر خطايي هر چند با توجيه از سوي نزديكترين
افرادش سر زند، با صداي بلند، بر بالاي منبر بر زبان آورد تا درس عبرتي براي نزديكان،
و اطرافيان و ديگر مردمان باشد، چنان كه نمونه آن در تاريخ آمده است.
[10]

 

اگر علي (ع) چنين اقتداري نداشته باشد كه بتواند بر اطرافيان و نزديكان خود مراقبت
كند و دست آنان را از امكانات ناحق قطع كند، آيا مي‏تواند حكومتي مقتدر را رهبري كند
كه "صالحان" در مصدر امور آن قرار گيرند و "قانون" و "عدالت" محور جريان امور
باشد و از چنان اقتداري برخوردار باشد كه حكم خدا را در باره هر كس و هر چيز، چه دور
و چه نزديك جاري‏سازد.

 

و اين چنين بود كه يك روز پيش از شهادت حضرت (ع) مردمي كه براي عيادتش

 


|9|

آمده بودند همگي شهادت دادند كه وي در طول حكومتش، اموال عمومي آنان را كاملاً
حفظ كرده است و از دنياي آنان خود را باز داشته و در اجراي احكام آنان رشوه نگرفته و
از بيت‏المال مسلمانان حتي به اندازه يك ريسمان پاي شتر نيز استفاده نكرده و از مال
خودش نيز به قدر كفاف و بخور و نمير خورده است و گواهي دادند كه دورترين مردم در
پيش او، نزديكترين افراد اوبودند:
"دخل الناس عليه قبل أن يستشهد بيوم فشهدوا جمعياً انّه قد وفّر فيئهم و
ظلف عن دنياهم و لم يرتش في احكامهم و لم يتناول من بيت مال المسلمين
ما يساوي عقالاً و لم يأكل من مال نفسه الا قدر البلغة، و شهدوا جميعاً أنّ أبعد
الناس منه منزلة أقربهم منه."> [11]

 

و اين همه، تنها اشاره‏اي كوتاه به اقتدار روحي اميرالمؤمنين (ع) و اراده استوار وي
براي اجراي عدالت و حفظ حقوق مردم مي‏باشد كه فقط بخشي از مسؤوليتهاي گسترده
حكومت را شامل مي‏گردد؛ مسؤوليتهايي كه تنها با عمل به آنهاست كه سهم حكومت در
كسب، تقويت و حفظ "اقتدار ملي" ادا مي‏شود. مسؤوليتها و وظايفي كه بخشي از آنها در
دو شماره گذشته مجله كه به عنوان ويژه‏نامه حكومت علوي انتشار يافت، در قالب تبيين
رفتار حكومتي علوي، پيش روي علاقه‏مندان گذاشته شد.
‏"سردبير"‏


پي نوشت ها:
[1] - نهج‏البلاغه، تحقيق صبحي صالح، خطبه 216، ص‏333.
[2] - "ليس امري و امركم واحداً، اني اريدكم للَّه و انتم تريدونني لانفسكم"؛ نهج‏البلاغه، همان، خطبه 136،
ص‏194 .
[3] - همان، خطبه 27، ص‏71. [4] - همان، خطبه 224، ص‏347. [5] - همان، نامه 62، ص‏452. [6] - بحارالانوار، ج‏40، ص‏115. [7] - نهج‏البلاغه، نامه 45، ص‏417. [8] - "و اللَّه. ولا كذبت كذبة" و "و ما وجد لي كذبة في قولٍ"؛ همان، خطبه 16، ص‏57، و خطبه 192، ص‏300. [9] - بحارالانوار، ج‏40، ص‏108. [10] - همان. ص 116. [11] - همان.


تعداد نمایش : 3355 <<بازگشت
 

 فهرست مجلات فصلنامه حکومت اسلامی بصورت فایلهای PDF

 

 

 فهرست کتاب ها 

 

 

درس خارج
«فقه نظام سیاسی اسلام»
استاد: حضرت آیت‌الله محسن اراكی دام‌عزه

         کلیه حقوق برای مرکز تحقیقات علمی دبیرخانه خبرگان مجلس محفوظ است.

صفحه اصلی|اخبار|راهنمای تنظیم و ارسال مقالات|کتاب ها|فصلنامه|درباره ما