صفحه اصلی|اخبار|درس خارج فقه نظام سیاسی اسلام|تماس با ما
منو اصلی
اوقات شرعی
ورود
نام کاربری :   
کلمه عبور :   
عضویت
سكولاريسم در جهان عرب (مرورى بر يازده كتاب در موضوع سكولاريسم)
سكولاريسم در جهان عرب (مرورى بر يازده كتاب در موضوع سكولاريسم) تاریخ ثبت : 1390/11/18
طبقه بندي : ,37,
عنوان : سكولاريسم در جهان عرب (مرورى بر يازده كتاب در موضوع سكولاريسم)
مولف : حميدرضا شريعتمداري
دریافت فایلpdf :

pdffileبرای دریافت فایل  PDF کلیک نمایید.

متن :

|214|

سكولاريسم در جهان عرب (مروري بر يازده كتاب در موضوع سكولاريسم)

 

حميدرضا شريعتمداري

اشاره:

مصر در ميان حكومت اسلامي و حكومت سكولار [= دنياگروانه‏]

علمانيت در مصر ميان نزاعهاي ديني و سياسي

دنياگروي و جامعه مدني

چيستي علمانيت و نزاع ميان اسلامگرايان و دنياگروان

اسلام و سياست؛ پاسخ به شبهات دنياگروان (الاسلام و السياسة؛ الرد علي شبهات العلمانيين‏)

مسلمانان ميان علمانيت و حقوق بشر مادي

علمانيّت و پيشگامان آن در مصر

علمانيّت؛ پيدايش، سير تحول و تأثيرات آن در وضعيت كنوني جهان اسلام

الديمقراطيّة بين العلمانيّة و الاسلام (دموكراسي ميان سكولاريزم [= دنياگروي] و اسلام)

دنيوي شدن [= سكولاريزم] و بازداري اسلامي گفت و گوهايي در پيرامون تحول و تجدد

اسلام سياسي ميان اصولگرايان و دنياگروان

 



اشاره:

سكولاريسم كه در جهان عرب مرادف با واژه "علمانيت" مي‏باشد، دهها سال
بسياري از متفكران اجتماعي و صاحب‏نظران ديني را درگير مباحث خود كرده و تا كنون
صدها عنوان كتاب و چند برابر مقاله را به خود اختصاص داده است و متفكران مسلمان
تلاش كرده‏اند كاستيهاي مباني سكولاريسم و ناسازگاري آن با نقش دين در جامعه و
حيات انساني را تبيين كنند و در اين ميان برخي نويسندگان و نظريه‏پردازان معاصر نيز
مقهور و مجذوب تهاجم سنگين و گسترده غرب در كشاندن دين به حيات فردي و جدايي
آن از جامعه و سياست شده و به قصور يا تقصير به ترويج شخصي بودن دين‏باوري و
حوزه دخالت آن و بيرون بردن آن از مدار تنظيم مناسبات اجتماعي و مديريت سياسي
پرداخته‏اند. آنچه مي‏خوانيد مروري بر يازده كتاب عمده در تبيين سكولاريسم و تحليل
و نقد مباني و سير تاريخي آن در برخي كشورهاي عربي مي‏باشد. اين مرور، علاوه بر
اينكه مي‏تواند صورتي اجمالي از مباحث سكولاريسم به ويژه در جهان عرب را نشان
دهد، براي شناخت و ارزيابي منابع مطالعاتي در اين موضوع، مي‏تواند مفيد افتد.

 


|215|


مصر در ميان حكومت اسلامي و حكومت سكولار [= دنياگروانه‏]

شناسنامه: گروهي از نويسندگان، مصر بين الدولة الاسلامية و الدولة
العلمانية، چاپ اول، 1992، قاهره، مركز الاعلام العربي، 126 صفحه‏

 

معرفي اجمالي:

 

اين كتاب گزارشي است تفصيلي از مناظره‏اي مهم ميان چهره‏هاي اسلامگرا و سكولار كه به
شدت مورد استقبال مردم قرار گرفت. تصاوير آمده در كتاب گوياي اين امر است كه طرف
اسلامگرا شامل مرحوم شيخ محمد غزالي عالم معروف مصري، محمد مأمون هضيبي سخنگوي
اخوان المسلمين مصر و دكتر محمد عماره فارغ‏التحصيل الازهر در رشته فلسفه و نويسنده
معروف اسلامگرا و در طرف سكولار دكتر محمد خلف‏اللَّه نويسنده معروف علماني و سردبير
مجله الوحدة چاپ قاهره و دكتر فرج فوده مدافع جنجالي و سرسخت سكولاريزم و مؤسس
حزب المستقبل مصر مي‏باشد.

 

اين مناظره توسط شوراي نويسندگان مصر ترتيب داده شد و اداره آن بر عهده رييس اين
شورا دكتر سمير سرحان بوده است.

 

طرف اسلامگرا تأكيد دارد كه استقلال، تشخص و هويت ما در گرو برگشت به ميراث
آسماني است. ما در پي حكومت اسلامي‏اي هستيم كه نيمي از آن بر اساس وحي الهي و نيم ديگر
آن بر اساس حكم عقل از راه قياس و استحسان اداره شود. شوراي غربي به ترخيص زنا و
همجنس‏بازي منتهي مي‏شود. احكام آمده در قرآن گوياي آن است كه اسلام تركيبي از دين و
دولت است. چه كسي موافق اين پندار است كه حضرت محمد حكومتي را بر پا نداشت. تشكيل
حكومت وظيفه‏اي است مدني كه بدون وظايف ديني به پا داشته نمي‏شود. ميان ما و غربيها اين
تفاوت جدي وجود دارد كه آنان زماني بنا به دين مسيحيت حكم مي‏راندند كه عقب‏مانده و
واپس‏گرا بودند اما تجربه ما در حكومت اسلامي زماني تحقق پذيرفت كه در اوج سيادت،
مدنيت و پيشرفت بوديم. پس ميان مدنيت و اسلاميت حكومت، تبايني نيست.

 

حكومت اسلامي با اقليتها رفتار شايسته‏اي دارد. هم اكنون اقليت قبطي در مصر
خوشبخت‏ترين اقليت ديني در دنيا هستند به طوري كه دبير كل سازمان ملل [پطرس غالي‏] از
ميان آنان برگزيده شده است.

 


|216|

 

ما مخالف دولت ديني‏اي هستيم كه مدعي سخن گفتن از طرف خدا يا در انحصار طبقه ديني
خاصي باشد. ما كهنوت [طبقه خاص روحاني بسان مسيحيت‏] نداريم؛ شكل‏گيري حكومت نيز
از طريق انتخابات است نه بيعت.

 

سكولارها بر اين باورند كه قرآن مسؤوليت پيامبر را "مبلغ عن اللَّه و داعي الي اللَّه" دانسته
است نه حاكم و زمامدار و شريعت اسلامي روابط مردم با همديگر را تنظيم مي‏كند؛ چنين چيزي
نمي‏تواند بنيانگذار حكومت و نظام آن باشد. حكومت نيازمند برنامه تفصيلي و دقيق است.
چنين برنامه‏اي نزد اسلامگرايان ديده نمي‏شود. پيش‏درآمد حكومت اسلامي مورد نظر
اسلامگراها خونريزي و فتنه‏انگيزي بوده است. همين مناظره از نتايج دولت مدني و علماني
است. يكپارچگي وطن و تمدن اقتضاي حاكميت ديني را دارد. دولت مدني و علماني در نظر ما
يعني دولت شهروندي. ما منكر رييس حكومت بودن پيامبر اكرم نيستيم اما اين ناشي از نص
الهي نبوده بلكه ناشي از آن است كه او بنيانگذار جامعه اسلامي بوده است. خلافت يعني براي
همه عمر خليفه بودن كه تنها در صورت ناشايست بودن، عزل يا كشته مي‏شود. در نظامهاي
دموكرات مدت رياست محدود است و با روشهاي تبليغي و سياسي قابل مقابله است، نه از راه
كشتن و انقلاب و فتنه. واقعاً اسلام در مسند حكومت با زمانه و با حكومت به معناي امروزي ِآن
چگونه قابل تطبيق و هماهنگي است!

 

در پايان كتاب، تعليقات برخي از انديشمندان مصري و غير مصري بر مناظره فوق آمده
است. دكتر احمد عبدالرحمن، دمرداش عقالي، زينب غزالي، رزق الطويل رييس دانشكده
مطالعات اسلامي در الازهر، صافي ناز كاظم روزنامه‏نگار و نويسنده معروف، سرتيپ طلعت
مسلم استاد آكادمي نظامي ناصر، شيخ طه عبداللَّه عفيفي، عبدالصبور شاهين [ناقد معروف نصر
حامد ابوزيد] از اين تعليقه‏نويسان هستند. اينان همه با عبارات مختلف در رد علمانيت نوشته‏اند
و تعدادي از آنان اساساً علمانيها را شايسته بحث و گفت و گو ندانسته و از اين جهت بر
اسلامگراها خرده گرفته‏اند.

 

محمد عماره برداشتهاي خود از اين مناظره و چند مناظره مشابه و توضيحات و استدلالات
خود را به طور مبسوط در كتاب "الاسلام و السياسة، الرد علي شبهات العلمانيين" آورده است كه
اجمالي از اين كتاب را نيز در ادامه خواهيم آورد.

 


|217|

 

ارزيابي:

 

كتابهاي ديگري هستند كه به طور مبسوطتر و جامع‏تر ديدگاه اسلامگراها و علمانيها را طرح
كرده‏اند.


علمانيت در مصر ميان نزاعهاي ديني و سياسي

شناسنامه كتاب: احمد نايل، صابر، العلمانية في مصر بين الصراع
الديني و السياسي، چاپ اول، 1999، مركز الدراسات و المعلومات
القانونية لحقوق الانسان، قاهره، 248 صفحه.

 

معرفي اجمالي كتاب:

 

اين كتاب به تبيين انديشه علماني و عمدتاً تحولات آن در نيمه اول قرن بيستم در مصر
مي‏پردازد. صابر نايل بر اين باور است كه جوامع اسلامي به علمانيت نياز مبرم دارند. وي در
فصل نخست كتاب به موضوعات و مسايل علمانيت از قبيل تعليم و تربيت سكولار و تحقيقات
علمي سكولار مي‏پردازد. موضوعات خلافت، آزادي زن، ناسيوناليسم مصري و عربي نيز در
اين كتاب مورد بحث قرار گرفته است.

 

احمد نايل "عَلمانيت" را به معناي غير ديني مي‏داند نه بي‏ديني و آن را با "ع ِلمانيت" يا
سيانتيسيزم متفاوت مي‏داند. اما ميان علم‏گرايي و عَلمانيت ارتباطي وثيق قايل است همچنان كه
به دليل توجه فلسفه‏هاي مادي به عالم خارجي و محسوس ميان علمانيت و فلسفه‏هاي مادي نيز
ارتباط قايل است. هر چند معتقد است در جوامع غير مادي نيز نظام علماني متصور است و در
مباني ميان آنها ناسازگاري نيست بلكه به تعبيري، علماني معنويت‏گراست چون عالَم را
جولانگاه فعاليت و اراده انساني مي‏داند نه آنكه عالَم را منحصراً مادي بداند. وي علمانيت را از
مشكلات مسلمانان نمي‏داند چون به نظر وي در اسلام نه حاكميت روحاني و قدسي وجود دارد و
نه مقامات و شخصيتهاي قدسي و علمانيت نيز يعني زدودن قدسيت از حيات اجتماعي. وي
علمانيت را داراي بعد ايجابي نمي‏داند بلكه آن را تنها داراي حيثيت سلبي مي‏داند يعني سلب
اعمال نظر و تقنين به نام خدا و بهترين معادل آن را در عربي السلطة الزمنية (يعني حاكميت
دنيايي و زمانمند) مي‏داند.

 

مؤلف تحقيقات، آكادميك را مجرايي براي بروز و ظهور علمانيت دانسته است و از اين‏رو

 


|218|
سه اثر تحقيقي و آكادميك را منشأ بروز علمانيت در مصر در نيمه اول قرن بيستم دانسته است:
يكي رساله دكتراي منصور فهمي در باره وضعيت زن در سنت اسلامي. وي در اين اثر تلويحاً از
اختصاص تعدد زوجات (بيشتر از چهار همسر) به پيامبر و عدم وجوب مهر و شهود براي پيامبر
انتقاد مي‏كند. وي به خاطر اين كتاب كه هرگز از فرانسه به عربي ترجمه نشد محروميتهاي
بسياري كشيد و به زودي ديدگاههاي خود را پس گرفت.

 

كتاب "في الشعر الجاهلي" اثر طه حسين، دومين اثر جنجالي‏اي است كه مؤلف خود را به
اخراج از دانشگاه سوق داد؛ هر چند وي بعدها به وزارت معارف مصر رسيد. وي بسياري از آثار
و اشعار جاهلي را خلق شده دوران اسلامي و نسبت داده شده به جاهليت دانسته است كه بيشتر
گرايشهاي غير اسلامي مسلمانان را مي‏رساند. وي وجود تاريخي ابراهيم و اسماعيل و نيز نسبت
عرب فعلي به اسماعيل را از نگاه علمي نمي‏پذيرد و اشاره قرآن و عهدين به آنها را مستندي
تاريخي براي اثبات وجود تاريخي آنها نمي‏داند.

 

اثر بحث‏انگيز سوم كتاب "الفن و القصة، في الاسلام"، اثر محمد احمد خلف اللَّه است. وي بر
اين باور است كه قصص قرآن را بايد از منظر بلاغي مورد توجه قرار داد نه از منظر تاريخي تا
زمينه براي طعن و نقض مستشرقان فراهم آيد. شيخ الازهر كلمات خلف اللَّه را كفرآميز دانست. وي
از منصب علمي خود در دانشگاه بركنار شد و مجبور شد تزي ديگر را براي احراز دكترا ارائه كند.

 

كتاب "الاسلام و اصول الحكم" اثر علي عبدالرزاق نيز پس از كتابهاي فوق كاري بحث‏انگيز
و زمينه‏ساز انديشه سكولار بوده است به ويژه آنكه عبدالرزاق از مشايخ و علماي الازهر بوده
است؛ هر چند از اين منصب عزل شد. وي حكومت را امري دنيوي و در اختيار مردم مي‏داند و
حكومت پيامبر را از شؤون پيامبري وي نمي‏داند و خلافت را ساخته و پرداخته دنياطلبان بعدي
مي‏شمارد و ابوبكر را نه جانشين پيامبر كه اولين مَلِك و پادشاه اسلام مي‏داند. به نظر وي رسالت
پيامبر، تنها ابلاغ و تبليغ وحي بوده است. در برابر عبدالرزاق، حكومت، الازهر و روحانيت
مصر به ويژه رشيد رضا صاحب المنار ايستادند. تنها مجموعه الاحرار الدستوريين [آزادگان
قانونگرا] و روزنامه السياسة نشريه محمد حسنين هيكل از او دفاع كردند.

 

كتاب "الشريف الرضي" اثر محمد سيد گيلاني نيز از آثار مسأله‏ساز بوده است. وي دوران
معاصر رضي را دوران انحطاط اخلاقي مسلمانان و حاكمان اسلامي مي‏داند. وي در تبيين اين
اوضاع و احوال مطالبي را طرح كرد كه به تحريك شديد احساسات ديني و محروميتهاي شديد

 


|219|

مؤلف منتهي شد. كتاب "من هنا نبدأ" اثر خالد محمد خالد نيز اثري بود كه با هجوم شديد
اسلامگراها روبه‏رو گشت. وي بنا به گزارش كميته افتاء الازهر، كتاب و سنت را داراي ابهامي
مي‏داند كه منشأ تمسك مخالفان و در نتيجه فاقد صلاحيت لازم براي مبناي حكومت قرار گرفتن
گشته است و رسالت اصلي دين را ارشاد و حدود را غير قابل اجرا و زكات را وسيله تعيش كاهنان
اسلامي مي‏شمرد! دستگاه قضايي مصر اين اتهامات را در مورد وي نپذيرفت و در نهايت اجازه
نشر كتاب وي را صادر كرد.

 

صابر احمد نايل تلاشهاي متفكراني چون شبلي شميل و موسي سلامه را منشأ جايگزيني
رويكرد علمي به جاي رويكرد ديني در مصر مي‏داند. تحليل ديدگاههاي اين دو و تحولات بعدي
به تفصيل در كتاب آمده است. محمد عزمي، اسماعيل احمد ادهم، توفيق حكيم و نجيب محفوظ
نيز از پيشگامان اين حركت هستند.

 

در فصل چهارم كتاب آمده است كه علي‏رغم آنكه جدايي دين از سياست مفاد اصلي
علمانيت است اما در مصر در نيمه اول قرن بيستم دو مفهوم متناقض علمانيت و تئوكراسي [=
حكومت ديني و الهي‏] با هم مطح بودند. مثلاً در قانون اساسي مصوب 1923 اعلام شده است كه
دين رسمي كشور، اسلام است اما در قوانين و تشريعات قانوني مواد بسياري وجود دارد كه بر
اساس روح علماني تدوين و وضع شده است. فصل پنجم به مبحث مهم خلافت، و فصل ششم به
بحث حجاب و حقوق زن پرداخته است. اين دو فصل به دليل نشان دادن تحولات صورت‏گرفته
در مصر و موضع‏گيريهاي اطراف مختلف در اين زمينه قابل توجه است. فصل هفتم و هشتم به
بحث ناسيوناليزم مصري و ناسيوناليزم عربي اختصاص دارد.

 

ارزيابي:

 

اين كتاب براي درك ديدگاه سكولاريستهاي عرب آن هم از نگاه مدافعان سكولاريزم
مناسب است. ترجمه يا تلخيص اين كتاب همراه با نقدهاي جدي و عالمانه شايسته به نظر مي‏آيد.


دنياگروي و جامعه مدني

شناسنامه: دكتر جلال العظم، صادق، العلمانية و المجتمع المدني، چاپ اول،
1998، مركز الدراسات و المعلومات القانونية لحقوق الانسان، 142صفحه.

 


|220|

 

معرفي اجمالي:

 

كتاب حاضر مجموعه چند سخنراني و يك مصاحبه است كه توسط صادق جلال عظم يا با او
صورت گرفته است. محور اين كتاب بررسي امكان علماني و سكولار كردن اسلام است. جلال
عظم از مدافعان پرآوازه و پراطلاع علمانيت در دنياي عرب است. وي اهل سوريه است و آراي
وي همواره مورد توجه بوده است. مسؤوليت فعلي وي رياست بخش تحقيقات فلسفي و
اجتماعي در دانشگاه دمشق است. از وي آثار متعددي چون "ذهنية التحريم" و "دفاعاً عن
المادية و التاريخ" انتشار يافته است.

 

عناوين سخنرانيها و مصاحبه نشر يافته در اين كتاب همراه با محتواي اجمالي آنها از قرار
ذيل است:

 

1. العلمانية و المجتمع المدني:

 

علمانيت در معناي حداقلي آن نتايج زير را در بر دارد:

 

- بي‏طرفي مثبت حكومت نسبت به اقليتهاي ديني، مذهبي و قومي‏

 

- توانايي شمول در جوامع برخوردار از انواع تكثرها

 

- مستقل بودن زندگي عمومي جامعه از تحميلات حكومتها بر اساس دين رسمي‏

 

- برابري شهروندان در مقابل قانون و نيز در تحصيل فرصتهاي اشتغال و پيشرفت، آزاديها و
... بي‏توجه به نوع تمايلات و گرايشهاي ديني آنان‏

 

- آزادي عقيده و بيان‏

 

جامعه مدني با فرض استقلال جامعه از دولت و فارغ بودن از سلطه دولت شكل مي‏گيرد و گاه
در برابر دولت مي‏ايستد. البته در جوامع ما جامعه مدني بدون دخالت دولت پا نمي‏گيرد. جامعه
مدني ارتباط محكمي با مفهوم شهروندي دارد.

 

2. دنياگروي و اسلام:

 

در پاسخ به سؤالاتي از قبيل اينكه آيا اسلام با تجدد [= مدرنيته‏] يا دموكراسي يا علمانيت يا
علم جديد و فن‏آوري پيشرفته سازگار است يا نه، دو گونه پاسخ صريح و قاطع داده مي‏شود.
انديشمندان عربي كه خود را وارث انديشه‏هاي عصر روشنگري و تحولات آن مي‏دانند هيچ
دشواري جدي‏اي در اين نمي‏بينند كه با صراحت بگويند بلي؛ يعني اسلام با اين مفاهيم نوين و
مدرن قابل هماهنگي است اما در مقابل، گرايشهاي اصولگراي معاصر با قاطعيت تمام و بدون

 


|221|

هيچ اباء و امتناعي به اين پاسخ جواب منفي مي‏دهند. صالح سريه، نظريه‏پرداز معروف اصولگرا
مي‏گويد: "به عنوان مثال دموكراسي روشي است براي زندگي كه با شيوه اسلام مخالف است ...
جمع كردن ميان اسلام و دموكراسي مثل جمع كردن ميان اسلام و يهوديت است."

 

جلال عظم به نمونه‏هاي ديگري از چند اسلامگراي ديگر چون گلب‏الدين حكمتيار و
شكري مصطفي نيز اشاره مي‏كند. شكري مصطفي بنيانگزار الجماعة الاسلامية در مصر كه بعدها
اعدام شد معتقد بود كه حتي فراگيري نوشتن و خواندن حرام است مگر به اندازه‏اي كه عبادت
كردن بطلبد.

 

او مي‏افزايد: واقعيت آن است كه اگر نگاه مكتبي [= دگمايي يا اعتقادي‏] داشته باشيم از اسلام
جواب نه مي‏گيريم اما اگر نگاه تاريخي داشته باشيم و اسلام را از ابتدا تا كنون و در بستر تاريخ و
تطبيقهاي عيني ببينيم جواب آري است حتي در ايران اسلامي نيز علي‏رغم آنكه امامت شيعي،
مقتضي ايجاد حكومتي چون خلافت است اما عملاً - و حتي براي اولين بار در تاريخ ايران -
آيت‏اللَّه‏هاي ايران، نظامي جمهوري تأسيس كردند و اين آيت‏اللَّه خميني است كه به موزه‏هاي
علوم ديني نهيب مي‏زند كه نبايد به دروس معمول حوزوي بسنده كنيد.

 

3. اسلام اروپايي يا اسلام در اروپا يا اسلام و تجدد اروپايي [مصاحبه علي ديوب و دكتر
ابوحلاوه با صادق جلال عظم‏]:

 

اقليتهاي مسلمان در اروپا به واقعيتي جدي و بحث‏انگيز در اروپا تبديل شده‏اند كه منشأ
تشكيل سمينارهاي مختلف براي بررسي اين مسأله با شركت متفكراني چون محمد اركون، عابد
جابري، حسن حنفي، عبداللَّه عروي، بسام طيبي و اساتيد دانشگاهي از ايران چون محمدجواد
لاريجاني گشته است [جلال عظم در اينجا به تفصيل و با نگاه مثبت در باره شخصيت و افكار
لاريجاني سخن مي‏گويد.]

 

اروپاييها به اين نتيجه رسيدند كه روند گذشته استشراق نمي‏تواند هم اكنون نتيجه‏بخش باشد.

 

آنچه كه در اروپا قابل توجه است شكل‏گيري اسلامي است. مدرن كه خود را با نظامهاي
پذيرفته شده در غرب هماهنگ ساخته است اگر اين طرز تلقي پيش برود چه بسا بر انديشه
اسلامي در دنياي اسلام نيز تأثيري جدي بگذارد.

 

4. مشروع يا برنامه‏

 

5. آيا مي‏توان اسلام را سكولاريزه كرد؟

 


|222|

 

[اين فصل و فصل پيشين آن، تحت عنوان مشروع ]= برنامه‏[، به بسط و تفصيل مضمون
فصول قبلي مي‏پردازد.]

 

6. مفهوم خصوصيت‏گروي: [الخصوصية در برابر العالمية = جهاني شدن، Gelobelisation
است‏]

 

مفاهيمي چون حقوق انسان، دموكراسي، مدرنيسم هر چند ريشه‏ها و خاستگاههاي اروپايي
آشكاري دارند اما به مفاهيمي جهاني و فراگير تبديل شده‏اند كه نوعي مرجعيت يافته‏اند. از اين‏رو
خصوصيت‏گروي [در پي بومي كردن بودن‏] در حركتهايي چون حقوق بشر اسلامي، حقوق بشر
چيني، حقوق بشر هندويي، حركتهايي تاكتيكي، راه حلهاي موقت و بلكه تنها واكنشهايي انفعالي
هستند.

 

به واقع حتي مفهوم خصوصيت‏گروي برگرفته از تلقينهاي غربي است، چه اسلام چون
مسيحيت به شدت مطلق‏گرا و جهاني‏گرا است و گرايشهاي خصوصي‏گروي را برنمي‏تابد.
خصوصي‏گروي چه بسا پوششي است براي توجيه رفتارهاي مخالف حقوق بشر و غير
دموكراتيك. مفاهيمي چون اصالت، هويت، تراث و ... همه در چارچوب همين حركتهاي
خصوصي‏گروانه مي‏گنجد.

 

ارزيابي:

 

اين كتاب به دليل برخورداري از انديشه‏هاي نو در زمينه علمانيت و انتساب آن به يكي از
نام‏آوران اين مكتب و گرايش، قابل اهتمام و عنايت است. البته تلخيص آن بيش از آنچه كه
گفتيم به دست نمي‏دهد ولي ترجمه همه كتاب يا يكي از فصول جامع آن - به صورت مقاله - البته
همراه با نقد يا در كنار ديدگاههاي مخالف و مختلف مناسب به نظر مي‏آيد.


چيستي علمانيت و نزاع ميان اسلامگرايان و دنياگروان

شناسنامه: ابراهيم مبروك، محمد، حقيقة العلمانية و الصراع بين
الاسلامييّن و العلمانييّن، چاپ اول، 2000، دار التوزيع و النشر الاسلامية،
قاهره، جلد اول، 176 صفحه.

 


|223|

 

معرفي اجمالي:

 

اين كتاب در پي تبيين مفهوم و سابقه تاريخي علمانيت [= سكولاريزم / Laicism، لائيسيزم‏]
مي‏باشد. وي اصطلاح سكولاريزم و نيز لائيسيزم كه اولي از ريشه لاتيني Saeculum و دومي از
ريشه فرانسوي Laique است را به اوايل قرن هفدهم برمي‏گرداند. اما نظام و انديشه علماني را
ريشه‏دار در فرهنگ هلني [اغريقي، يوناني مآبي‏] مي‏داند. ابراهيم مبروك مشرق زمين و اديان
آن را اعم از ابراهيمي و غير ابراهيمي [= بوديزم، هندوئيزم، كنفوسيوس و ...] داراي سابقه جدي
توحيدي دانسته و بيگانه با علمانيت شمرده است، چه در نظر او علمانيت يعني آنكه منبع معارف
و شناختهاي آدمي تنها عقل باشد و اثري از وحي در آن نباشد و تنها فرهنگ هلني است (به جز
در مورد سقراط كه به خداي واحد متافيزيكي قايل بوده است) كه به وحي اتكا نداشته است. از
اين‏رو فلسفه يونان باستان از لحاظ اخلاق و حتي ابعاد ديگر انساني عاري بوده است. حال آنكه
اسلام هم از لحاظ جنبه‏هاي اخلاقي و عقلاني و هم از لحاظ مردمسالاري و ترقي و پيشرفت
وضعيتي كاملاً متفاوت با پيشينه و خاستگاه اصلي تمدن غرب دارد.

 

در اين كتاب عصر روشنگري و دستاوردهاي آن و نيز فلسفه‏هاي علماني معاصر از قبيل
پرالگاتيزم و اگزيستانسياليزم را نيز به نقد كشيده است.

 

از اين كتاب تنها جلد نخست آن در دست ماست و مجلدات ديگر آن يا هنوز به چاپ نرسيده
يا به دست ما نرسيده است.

 

فهرست عناوين كتاب:

 

- علمانيت چيست؟

 

- چرا فرهنگ هلني به شيوه علمانيت در تفكر اختصاص يافت؟

 

- آيا سقراط، زرتشت، بودا و كنفوسيوس پيامبر بودند؟

 

- ناسازگاري باورهاي يونانيان باستان با اخلاق و عقلانيت‏

 

- سوفسطائيان/ افلاطون/ ارسطو/ اپيكورس يا اپيكوريان/ رواقيان‏

 

- خاستگاه تمدن غرب: شهرهاي يونان باستان/ ديدگاههاي سياسي فيلسوفان يونان‏

 

- تأثير تمدنهاي باستان در تمدن يوناني‏

 

- دستاوردهاي علمي تمدن يونان و ميزان دوري آن از روش تجربي‏.

 


|224|

 

- مرحله هلني قبل از فتوحات اسكندر

 

- عوامل شهرت چشمگير ارسطو

 

- دوره هلني و ميزان ارتباط آن با تفكر مابعد الطبيعي‏

 

- نقد افكار دكتر مسيري [مؤلف موسوعة اليهود و نيز اثر چاپ نشده موسوعة العلمانية] در
باره علمانيت‏

 

- تمدن اسلامي و دستاوردهاي سياسي، فكري و علمي آن: اسلام و اصول حاكميت/ موضع
اسلام نسبت به علم، عقل و روش تجربي/ بنيانگزاري اصول روش تجربي توسط تمدن اسلامي/
دستاوردهاي علمي تمدن اسلامي‏

 

- آيا علم جديد تداوم تمدن يوناني است يا زاييده تمدن اسلامي است؟: وضعيت اروپا در
قرون وسطي و نبرد ميان شاهان و پاپها، نفوذ پاپها و جمود فكري آنان/ نمايي از رنج و آزار
دانشمندان و متفكران توسط كليسا/ موضع كليسا و آموزه‏هاي كتابهاي مقدس نسبت به دانش‏

 

- بررسي و نقد دو ديدگاه غربي در مورد دلايل بروز پيشرفت علمي‏

 

- گرايشهاي صليبي چيستند؟

 

- حق تمدن اسلامي بر تمدن نوين غرب‏

 

- بررسي انتقادي مهمترين فلسفه‏هاي سكولار معاصر: پراگماتيسم [= عمل‏گرايي‏]/ فلسفه
وجود [= اگزيستانساليزم‏]/ پوزيتويسم منطقي [= الفلسفة الوضعية المنطقية] / كمونيزم يا
ماركسيزم، ميزان توانايي انديشه ماركسيستي در تحليل‏

 

ارزيابي:

 

نظم علمي خاصي بر كتاب حاكم نيست اما حاوي نكات ارزنده‏اي است ليكن هر نوع تلخيص
يا معرفي آن مستلزم دستيابي به ديگر مجلدات اين كتاب است.


اسلام و سياست؛ پاسخ به شبهات دنياگروان (الاسلام و السياسة؛ الرد علي شبهات العلمانيين‏)

شناسنامه كتاب: دكتر عماره، محمد، الاسلام و السياسة؛ الرد علي
شبهات العلمانيين، چاپ سوم، دار الرشد، قاهره، 1997، 195 صفحه.

 


|225|

 

معرفي اجمالي:

 

محمد عماره از اسلامگرايان معتدل و شناخته شده در مصر است كه همواره در برابر
سكولاريزم و مقولات ديگري چون پلوراليزم يا به تعبير عربها "التعددية" ايستاده است. قريب
به صد و چهل اثر شامل تأليف (به تنهايي)، تأليف به همراه ديگران و تحقيق و تصحيح متون از
او انتشار يافته است. دغدغه اصلي او اسلام و مبارزه‏طلبي‏هاي [= تعديات‏] روزگار جديد است.
نگاهي به برخي از عناوين تأليفات او رويكرد اصلي او را نشان مي‏دهد: الاسلام و حقوق
الانسان، الاسلام و الثورة، الاسلام و العروبة، الدين و الدولة، الاسلام و السلطة الدينيه، الاسلام بين
التنوير و التزوير، الاصولية بين الغرب و الاسلام، الاسلام و التعددية، جمال‏الدين الافغاني بين
حقائق التاريخ و اكاذيب لويس عوض، التراث و المستقبل، الفكر القائد للثورة الايرانيه، الفكر
الاجتماعي لعلي بن‏ابي‏طالب، جمال‏الدين الافغاني موقظ الشرق و فيلسوف الاسلام، محمد عبده:
تجديد الدنيا بتجديدالدين و ... محمد عماره در ايران تا حدودي شناخته شده است.

 

وي در گفت و گوها و مناظرات بسياري با سكولارها شركت جسته است از جمله در
نمايشگاه بين‏المللي كتاب در قاهره در كنار شيخ محمد غزالي و محمد مأمون هضيبي با چهره‏هاي
شاخص سكولاريزم يعني فرج فوده و محمد احمد خلف اللَّه گفت و گو كرده است. وي در باشگاه
مهندسان اسكندريه با فرج فوده و فؤاد زكريا و در قطر در برنامه‏اي تلويزيوني با فؤاد زكريا به
بحث نشسته است. محمد عماره كتاب حاضر را پس از اين گفت و گوها تأليف كرده است تا
عمده‏ترين شبهات علمانيها را همراه با پاسخ آنها - كه محصول آن گفت و گوها بوده است - در
معرض نظر خوانندگان قرار داده باشد. اما بر خلاف عنوان اين كتاب تنها چهل صفحه آن به اين
موضوع اختصاص يافته است و بقيه به تبيين مفهوم علمانيت و روند تاريخي‏اي كه اين موضوع
در جهان عرب به خصوص مصر از سر گذرانده است اختصاص دارد. اين سير تاريخي جالب
توجه و پرنكته است؛ از جمله در اين كتاب آمده است كه براي اولين بار در جهان عرب شخصي
مصري به نام لويس بقطر در فرهنگي عربي - فرانسوي به سال 1828 واژه علماني را در مقابل
Laique ساخت و به كاربرد و بعدها اين واژه معادل Secularist به كار رفت و نيز اولين كسي كه در
مصر كوشيد اسلام را ديني علماني يا موافق با علمانيت نشان دهد علي عبدالرزاق بود كه خود از
مشايخ الازهر بود. كتاب وي الاسلام و اصول الحكم نام داشت. پس از وي در رأس علمانيهاي
نخستين مصر، طه حسين (فارغ‏التحصيل الازهر و دانش آموخته غرب) و محمد حسنين هيكل

 


|226|

قرار دارد كه البته اين سه انديشمند همگي در نهايت از ديدگاه خود دست كشيدند اما به هر حال
سد را اين سه نفر شكستند.

 

حدود بيست و پنج صفحه از اين كتاب به طرح پرسشهايي از علمانيها اختصاص يافته است.
شيخ جاد الحق علي جاد الحق، شيخ سابق ازهر نيز بر اين كتاب تقريظ زده است.

 

نمايي از عناوين فرعي كتاب:

 

- مقدمه: در باره اسلام و سياست‏

 

- اسلامي بودن حكومت‏

 

- چه زماني ... و چگونه رخنه به وجود آمد؟

 

- از "ياسه" چنگيزخان تا دنياگروي غربي (ياسه عنوان قوانين موضوعه چنگيز است)

 

- دنيوي كردن اسلام از درون‏

 

- ... كتاب اسلام و اصول حاكميت: عمل و ... و عكس‏العمل‏

 

بازگشت از دنيوي كردن اسلام ... به اسلامي كردن سياست‏

 

- عقب‏نشيني سه پيشگام علمانيت: علي عبدالرزاق، دكتر طه حسين و دكتر محمدحسنين
هيكل‏

 

شبهات ... و علامتهاي سؤال‏

 

1. ترس از اجراي بشري دين اسلام‏

 

2. ترس از استبداد به نام دين‏

 

3. نگراني نسبت به وحدت ملي در صورت اجراي حكومت اسلامي‏

 

4. ابهامات نظريه اسلام ... و نبود برنامه اسلامي‏

 

5. همراهي نظام اسلامي با خشونت‏

 

پرسشهايي از علمانيها

 

ارزيابي:

 

اين كتاب در حد خود ارزنده و قابل استفاده است. جالب‏ترين بخش آن قسمتي است كه
ديدگاههاي علي عبدالرزاق را به اجمال طرح مي‏كند؛ سپس رديه‏هاي سعد زغلول از رهبران

 


|227|

معروف مصر در اواخر قرن نوزدهم و اوايل قرن بيستم و دكتر عبدالرزاق سنهوري، پدر قانون
مدني جديد در دنياي عرب را مي‏آورد. متن كامل رديه سنهوري در اين كتاب آمده است.


مسلمانان ميان علمانيت و حقوق بشر مادي

شناسنامه كتاب: علي‏رضا النحوي، دكتر عدنان، المسلمون بين
العلمانيّة و حقوق الانسان الوضعية، چاپ اول، 1997م، الرياض،
دارالنحوي للنشر و التوزيع، 442 صفحه.

 

معرفي اجمالي كتاب:

 

اين كتاب در پي تبيين مباني و خاستگاههاي علمانيت در غرب و سپس در جهان اسلام و نيز
ارائه راهكارهايي براي رويارويي با آن است. نويسنده كتاب فردي پرنويس و داراي گرايشهاي
آشكار وهابي است تا جايي كه حركت وهابيت را از جنبشهاي اصلاحي‏اي مي‏داند كه در برابر
علمانيت به پا خاسته و ايستاده است. وي نسبت به اسلام شيعي، انقلاب اسلامي ايران و حتي
ساحت اميرالمؤمنين (ع) بي‏اعتنايي ملموسي را نشان مي‏دهد با آنكه در مواضع متعددي روال
بحث، مقتضي اشاره به اين موارد مي‏باشد. مثلاً در بيان جنبشهاي اصلاحي و مخالف علمانيت
نامي از انقلاب اسلامي ايران و امام خميني (ره) نمي‏برد يا در بخش مربوط به اهتمام خلفاي
راشدين به حقوق بشر به عهدنامه‏ها و فرموده‏هاي اميرالمؤمنين (ع) اشاره نمي‏كند؛ تنها در بحث
رفتار عادلانه خلفا به داستان آن حضرت و شريح قاضي اشاره مي‏كند.

 

نويسنده فردي پراطلاع و پرمطالعه به نظر مي‏آيد اما در انديشه‏هايش افراطي است. او حتي
آثار و فعاليتهاي مصلحاني چون سيد جمال‏الدين اسدآبادي و محمد عبده را نيز مايه ترويج
علمانيت مي‏شمارد. وي ريشه اصلي نفوذ علمانيت در جهان اسلام را دور افتادن جامعه اسلامي از
مفهوم و حقيقت توحيد مي‏داند و ميان اسلام و فرهنگ غرب هيچ آشتي‏اي را قبول ندارد و معتقد
است كه به جز صنعت و تكنولوژي، بقيه علوم و معارف را بايد از اسلام و بنا به آموزه‏هاي اسلام
دريافت و شناخت. وي حقوق بشر و دموكراسي را نيز ارمغان فرهنگ علماني غرب و زيان‏آور
به حال اسلام مي‏داند. فهرست مطالب اين كتاب گوياي محتوا و گرايش اصلي آن است:

 

بخش اول: ريشه‏هاي تاريخي انحرافات فكري در اروپا

 

فصل اول: نزاع بت‏پرستي (شرك) و مسيحيت و انحراف در مسيحيت به سمت علمانيّت‏

 


|228|

 

فصل دوم: پيدايش، روند و تحولات علمانيّت‏

 

1. مهمترين عوامل سازنده انديشه و تفكر اروپاييان‏

 

2. مهمترين مراحل تاريخي انديشه غربي‏

 

3. مهمترين آثار درگيري مسيحيت با بت‏پرستي و پيدايش علمانيّت‏

 

4. تقسيم علمانيّت به گرايشهايي كه به دين كاري ندارد يا دين را منزوي مي‏سازد و به كناري
مي‏زند يا با آن نبرد مي‏كند

 

5. جنبش اصلاح ديني در [مسيحيت‏]

 

6. جنبش علمي و درگيري كليسا با آن‏

 

7. حاكميت سياسي و نزاع آن با كليسا

 

8. نقش يهود در تغذيه و تثبيت علمانيّت‏

 

9. بسط نفوذ علمانيّت در قرن هجدهم ميلادي‏

 

10. استقرار علمانيّت در قرن نوزدهم ميلادي و تحوّل آن به الحاد آشكار و علني‏

 

11. علمانيّت در قرن بيستم‏

 

فصل سوم: از علمانيّت تا تجدد و مدرنيته‏

 

فصل چهارم: مباني اختلاف اسلام با علمانيّت و مدرنيته‏

 

1. اولين اختلاف: نگرش به هستي، زندگي و انسان‏

 

2. دومين اختلاف: ايمان و توحيد بزرگترين حقيقت ِهستي و زندگي از نگاه اسلام‏

 

3. سومين اختلاف: منابع شناخت‏

 

4. چهارمين اختلاف: برداشت از شيوه رشد و پيشرفت‏

 

5. پنجمين اختلاف: نگرش به گذشته و سنت و ميراث‏

 

6. ششمين اختلاف: نگرش به زبان‏

 

7. هفتمين اختلاف: زيبايي به طور عام و زيبايي هنري به طور خاص‏

 

8. ديگر اختلافات مهم‏

 

فصل پنجم: تفاوت اقتصاد در اسلام و سرمايه‏داري‏

 

بخش دوم: نفوذ علمانيّت به جهان اسلام‏

 

فصل اول: مهمترين عوامل دروني ِزمينه‏ساز نفوذ علمانيّت به جهان اسلام‏

 


|229|

 

1. مهمترين عوامل 2. مهمترين شاخصه‏هاي مكر، خدعه و برنامه‏ريزي: مبارزه با زبان
عربي/دور ساختن مسلمانان از كتاب و سنت تضعيف برداشتهاي ايماني‏

 

فصل دوم: خلاصه‏اي از نمودهاي نفوذ علمانيّت به جهان اسلام‏

 

فصل سوم: مهمترين رويدادهايي كه علمانيّت را به جهان اسلام سوق داد.

 

1. جنگ قرم 2. استقلال لبنان از خلافت عثماني 3. تهاجم فرانسه به مصر 4. محمدعلي پاشا
در مصر 5. اشغال مصر توسط بريتانيا 6. در شام 7. در تونس 8. در ايران 9. در افغانستان 10.
درهند

 

فصل چهارم: مسلمانان در رويارويي با علمانيّت‏

 

بخش سوم: مهمترين پيامدهاي علمانيّت و آثار آن در زندگي انسان‏

 

فصل اول: مهمترين پيامدها و آثار

 

1. جايگزيني گمان و وهم به جاي علم‏

 

2. افت كردن اصول و ارزشهاي ثابت و پيدايش واكنشها

 

3. نظام دموكراتيك زاييده علمانيّت و دربردارنده بديهاي آن‏

 

4. از دست رفتن حقوق بشر ميان ستمها و تخدير انسانها

 

5. تعامل ميان دولتها و ملتها بر مبناي منافع مادي و رقابت بر سر آنها

 

6. نبود برداشتهاي ايمان محور از اقتصاد و حاكميت نظام ربوي سرمايه‏داري و نظام
كمونيستي در مقطعي خاص‏

 

7. سوء استفاده از پيشرفتهاي علمي براي تحكيم منافع مادي و فريفتن مردم‏

 

8. جنگهاي متمادي و نبرد منافع مادي‏

 

9. برپايي نهادهاي بين‏المللي براي حمايت از منافع تجاوزكاران بزهكار

 

10. تداوم نبرد بر ضد اسلام‏

 

11. همكاري مسيحيان و يهوديان‏

 

12. پيدايش صهيونيزم و نهادهاي وابسته به آن‏

 

13. برپايي دولت يهود در سرزمينهاي اشغالي فلسطين‏

 

بخش چهارم: يهوديان همان گروهي هستند كه در ميان بني‏اسرائيل كفر ورزيدند.

 

فصل اول: اجمالي از ريشه، تاريخ و سرشت يهود.

 


|230|

 

فصل دوم: همكاري مسيحيان و يهوديان در عصر جديد.

 

فصل سوم: برپايي جنبش صهيونيزم‏.

 

فصل چهارم: دولت يهود در پرتو حمايتهاي بين‏المللي و آمريكايي پا گرفت‏.

 

بخش پنجم: حقوق بشر ميان رويكرد اعتقادي و رويكرد مادي‏

 

فصل اول: اجمالي از سير تاريخي اعلاميه‏ها و اسناد مادي حقوق بشر

 

فصل دوم: مهمترين پيامدهاي سير اسناد مادي حقوق بشر و مهمترين اشكالات آنها

 

1. مهمترين پيامدها و آثار

 

2. مهمترين اشكالات وارد بر آن: تكيه نداشتن بر مباني استوار/مشخص نبودن مفهوم
شعارها/ناقص بودن حقوق/تناقض و اضطراب/ نبود ارتباط ميان آنها و مسؤوليتها و رسالت
انسان در زندگي/از هم پاشيدگي خانواده‏ها و خويشاوندان در اثر حقوق مادي/ دور بودن حقوق
بشر از مسأله ايمان و توحيد

 

فصل سوم: سير اعتقادي اذعان به حقوق بشر در تاريخ انسان‏

 

فصل چهارم: پيدايش حقوق بشر در تلقي ايماني و شرايط و ويژگيهاي آن‏

 

1. پيدايش حقوق بشر در بستر تلقي ايماني‏

 

2. مسؤوليتهاي اصلي انسان در زندگي دنيا: تفكر/پذيرش تبعات دنيوي و اخروي
تصميمات/اركان پنج‏گانه/اِعمال روشهاي الهي در زندگي/رساندن رسالت الهي به مردم‏

 

فصل پنجم: اولين و بزرگترين حق انسان؛ حمايت از فطرت الهي حقي كه مورد بي‏اعتنايي
حقوق مادي بشر قرار گرفته است.

 

فصل ششم: تداوم حقوق بشر در اسلام و پيوند و هماهنگي آنها

 

بخش ششم: تصاوير و نمونه‏هايي از حقوق بشر در اسلام از منظر اسناد و مدارك‏

 

1. نامه پيامبر پس از ورود در مدينه

 

2. خطبه پيامبر در روز فتح مكه

 

3. خطبه پيامبر در حجّةالوداع

 

4. خطبه پيامبر در بيماري منتهي به وفات ايشان

 

5. سفارش ابوبكر به اسامة بن‏زيد

 

6. نامه عمر بن‏خطاب به ابوموسي اشعري در مورد قضاوت

 

7. وصاياي عمر بن‏خطاب به جانشين‏خود

 

بخش هفتم: نمونه‏ها و گزيده‏هايي از مهمترين حقوق بشر در اسلام‏

 

1. كرامت انسان در نزد خدا 2. پشتيباني از فطرت الهي انسان 3. حق حفظ زندگي و امنيت آن

 


|231|

4. حق تلاش و كار كردن براي كسب روزي و تأمين نيازهاي اساسي انسان 5. حق يادگيري
6.آزادي انديشه و اظهار نظر و حدود آن 7. حق پشتيباني از عقيده و سخن 8. حق آزادي و
حدود آن 9. حق برابري و حدود آن 10. حق عدالت‏

 

بخش هشتم: نمونه‏ها و گزيده‏هايي از حقوق بشر در اسلام در عرصه عمل‏

 

بخش نهم: موانع پيش روي؛ ميان ساده‏انگاري و لغزيدن و بشارتهاي نادرست و تخدير
انسانها

 

فصل نخست: رويارويي با چالشها و مهمترين موانع‏

 

فصل دوم: ميان ساده‏انگاري و تخدير

 

فصل سوم: مواضع نيازمند بررسي و نظر

 

فصل چهارم: اجتهاد و نظر ميان علم و خواهشها

 

فصل پنجم: راه گريز و راه‏حلها

 

ارزيابي

 

اين كتاب هرچند براي مطالعه مناسب است اما چون مجموعه‏اي است از اطلاعاتي كه در
منابع ديگر در دسترس قرار دارد و نكته‏ها يا نتيجه‏گيريهاي بديعي نيز در آن به چشم نمي‏خورد
نه براي تلخيص و نه براي ترجمه مناسب به نظر نمي‏آيد.


علمانيّت و پيشگامان آن در مصر

شناسنامه كتاب: القاسمي، فتحي، العلمانيّة و طلائعها في مصر، چاپ
اول، 1999، انتشارات المستقبل، اسكندريه (و بيروت)، 408 صفحه.

 

معرفي اجمالي:

 

اين كتاب نمودها و ماهيت علمانيّت را به بحث گذاشته است. نويسنده چنانچه از ظواهر و
مطاوي سخنانش برمي‏آيد از مدافعان جدي علمانيّت است و آن را به معناي معارضه با دين و
پذيرش بي‏ديني و الحاد نمي‏داند. اين كتاب تز دكتراي فتحي قاسمي است، وي اهل تونس است
ولي به دليل تلاشي كه در اين كتاب براي شناساندن افكار سلامة موسي از پيشگامان علمانيّت
مصر صورت داده كتابش توسط پسر سلامه در قاهره تجديد چاپ شده است. بخش عمده اين

 


|232|

كتاب به معرفي ديدگاههاي سلامة موسي و دو متفكر مسيحي ديگر يعني شبلي شميل و فرح
آنطون اختصاص دارد. بخش اول كتاب به توضيح و تبيين علمانيّت و فرق آن با علمانيّت و نظام
لائيك مي‏پردازد و عوامل مؤثر در گسترش آن در غرب و سپس پيشينه و مراحل تطوّر آن در
دنياي عرب و اسلام را مورد بحث قرار مي‏دهد.

 

نويسنده اين كتاب معتقد است كه دنياي اسلام دير به بررسي علمانيّت پرداخته است و اكنون
بحث عولمة Globelisationl (جهاني شدن) اهميتي بيشتر از علمانيّت يافته است.

 

عناوين فصول و ابواب كتاب:

 

بخش اول: علمانيّت و گسترش آن در شرق و غرب‏

 

فصل نخست: علمانيّت و گسترش آن در شرق و غرب‏

 

بحث اول: تعريف علمانيّت‏

 

بحث دوم: ميان عَلمانيّت (به فتح) و عِلمانيّت (به كسر)

 

بحث سوم: عَلمانيّت و لائيسته‏

 

بحث چهارم: تحولات داخلي كليسا و ربط آن با علمانيّت‏

 

بحث پنجم: روند علوم و نقش آنها در علماني شدن انديشه غربي‏

 

بحث ششم: اثر فن‏آوري و صنعتي شدن در علماني شدن جامعه غربي‏

 

فصل دوم: زمينه‏هاي علمانيّت در جوامع عربي و اسلامي در گذشته و حال‏

 

بحث نخست: نشانه‏هاي علمانيّت در منابع انديشه اسلامي‏

 

بحث دوم: از نمودهاي علمانيّت در جامعه اسلامي‏

 

بحث سوم: بذر جنبش عربي در شام (لبنان) و نقش آن در تحركات ميسيونري مسيحيان‏

 

بحث چهارم: مهاجرت - دانش‏آموختگان شامي (لبناني) به مصر؛ عوامل و آثار آن‏

 

بحث پنجم: انديشه نهضت در مصر و جهان عرب و اسلام و ربط آن با علمانيّت‏

 

بخش دوم: پيشگامان علمانيّت در مصر

 

فصل اول: در معرفي پيشگامان علمانيّت (شبلي شميل، فرح آنطون و سلامة موسي) و
دل‏مشغولي‏هاي آنان در آثارشان‏.

 


|233|

 

فصل دوم: نمودهاي علمانيّت در انديشه‏هاي شميل، آنطون و موسي‏

 

بحث اول: تحوّل‏

 

بحث دوم: علم آكادميك‏

 

بحث سوم: جايگاه انسان؛ به سوي فهمي نو از انسان‏

 

بحث چهارم: مسأله اجتماعي‏

 

فصل سوم: ويژگيهاي علمانيّت در آثار شبلي شميل، فرح آنطون و سلامة موسي‏

 

فصل چهارم: تداوم علمانيّت در جامعه، سياست و انديشه در جوامع عربي و اسلامي.

 

ارزيابي:

 

اين كتاب از آن‏رو كه به شيوه آكادميك و در مقام دفاع از علمانيّت تحرير شده است براي
آشنايي با اين موضوع از نگاه جانبداران آن و به ويژه براي شناخت پيشگامان علمانيّت در مصر
و دنياي عرب قابل توجه است اما ترجمه يا تلخيص آن اولويت خاصي ندارد. و به جز در بخش
معرفي سه متفكر علماني نكته خاص و بديعي در آن وجود ندارد. البته بخش نشانه‏هاي علمانيّت
در منابع اسلامي، جداً قابل مطالعه و ملاحظه است و حساس‏ترين بخش اين كتاب است كه نقدي
جدي و عالمانه را مي‏طلبد.


علمانيّت؛ پيدايش، سير تحول و تأثيرات آن در وضعيت كنوني جهان اسلام

شناسنامه كتاب: الحوالّي، سفر بن‏عبدالرحمن، العلمانيّة نشأتها و
تطوّرها و آثارها في الحياة الاسلاميّة المعاصرة، چاپ دوم، 1999،
انتشارات مكتب الطيّب، قاهره، 720 صفحه.

 

معرفي اجمالي كتاب:

 

اين كتاب رساله فوق‏ليسانس نويسنده است كه در دانشكده شريعت در مكه مكرمه (تابع
جامعة امّ‏القري) زير نظر محمد قطب فراهم آمده است. نويسنده فردي روحاني و ضد علمانيّت
است كه كوشيده است علمانيّت را معرفي و نقد نمايد. اين كتاب در پنج بخش سامان يافته است.

 

در بخش اول به ديانت اروپا و انحراف آن به بي‏ديني پرداخته شده است. مسيحيت در اين

 


|234|

بخش به جد نقد شده است.

 

بخش دوم به عوامل علمانيّت پرداخته است. بنا به نظر مؤلف سركشي كليسا، نزاع ميان كليسا
و علوم، انقلاب فرانسه، نظريه تكامل داروين و نيروي ويرانگر يهود از عوامل پا گرفتن علمانيّت
در اروپاست.

 

در بخش سوم تطبيقات علمانيّت در اروپا در حاكميت سياسي، اقتصاد، علوم، اخلاق و جامعه
و ادبيات و هنر نشان داده شده است.

 

بخش چهارم به علمانيّت در جهان اسلام اختصاص دارد. مؤلف بر اين نظر است كه مهمترين
عوامل راهيابي علمانيّت به جهان اسلام انحراف مسلمانان از اسلام راستين و عقيده توحيد و نيز
برنامه‏ها و توطئه‏هاي صليبي - يهودي است. وي گرايشهاي باطني را نيز در مدار همين توطئه‏ها
آورده است. وي در همين بخش به مظاهر و نمودهاي علمانيّت در حاكميت و قانونگذاري،
تربيت و فرهنگ و جامعه و اخلاق به تفصيل پرداخته است.

 

وي بخش پنجم را به حكم علمانيّت در اسلام اختصاص داده است. بنا به نظر وي تفاوتهاي
جوهري ميان اسلام و مسيحيت منحرف شده، سدي است در برابر هر توجيه عقلي‏اي كه بخواهد
وارد كردن اين پديده را به عالَم اسلام موجه سازد. علمانيّت از دو جهت با اسلام ناسازگار است؛
يكي آنكه حكمي است به غير ما انزل اللَّه و ديگر آنكه مايه شرك‏ورزي در پرستش خداست.

 

ارزيابي:

 

نويسنده اين كتاب رنج بسياري را براي فراهم آوردن اين تحقيق متحمل شده است. استفاده
از حدود سيصد منبع نشانگر تلاش بسيار اوست هرچند به دليل ناآشنايي با زبانهاي اروپايي به
منابع اصلي مراجعه نكرده است. صبغه و گرايش وهابي در سراسر كتاب مشهود است. مجموعاً
در اين كتاب با نكات بديع يا رويكردهايي متفاوت با كتب مشابه روبه‏رو نمي‏شويم. از اين‏رو نه
ترجمه و نه تلخيص اين كتاب توصيه نمي‏شود، هرچند براي تحقيقي جامع و گسترده در باره
سكولاريزم مطالعه چنين كتابهايي نيز سودمند است.


الديمقراطيّة بين العلمانيّة و الاسلام (دموكراسي ميان سكولاريزم [= دنياگروي‏] و اسلام)

 


|235|
شناسنامه كتاب: دكتر عبدالرزاق عيد و دكتر محمد عبدالجبّار،
دموكراسي ميان سكولاريزم و اسلام (از سري حوارات لقرن جديد [=
گفت و گوهايي براي قرن نو])، چاپ اول، دارالفكر، دمشق [= دارالفكر
المعاصر، بيروت‏]، 1999، قطع پالتويي، 264 صفحه.

 

معرفي اجمالي:

 

اين كتاب حاصل گفت و گويي غير حضوري و نوشتاري ميان چهره‏اي علماني (عبدالرزاق
عيد) و چهره‏اي اسلامگرا و شيعي (محمد عبدالجبار) پيرامون يكي از بحثهاي جدي روزگار
ماست. پيش‏فرض هر دو انديشمند اين است كه مردم‏سالاري از ضرورتهاي پذيرفته شده
روزگار ماست اما يكي از اين دو يعني عبدالرزاق عيد معتقد است كه دموكراسي بيش از آنكه
يك روش باشد يك عقيده است و پيش‏فرض معرفتي انحصاري‏اي دارد كه همان سكولاريزم
است يعني تا از دالان سكولاريزم عبور نكنيم نمي‏توانيم به دموكراسي واقعي دست يابيم.

 

در مقابل، عبدالجبار دموكراسي را تنها يك روش و راه مي‏داند و آن را زاييده و دستاورد
سكولاريزم نمي‏داند؛ گرايشهاي مردم‏سالارانه همواره مطرح بوده است و در تاريخ جديد و
دوران معاصر به طور جدي‏تر و به عنوان روش برگزيده مورد اقبال و استقبال قرار گرفته است.
مي‏توان به دموكراسي - البته جوهر و روح آن كه مردم‏سالاري است - اعتقاد داشت در عين حال
به مباني سكولاريزم و ليبراليزم ملتزم نبود.

 

عبدالجبار ديدگاههاي آقاي خاتمي رئيس جمهور ايران و تجربه ايران در دوره رياست
ايشان را بهترين شاهد سازگار بودن اسلام و اسلام‏گرايي با دموكراسي و مردم‏سالاري مي‏داند.

 

تنظيم كتاب:

 

اين كتاب در دو بخش نسبتاً مبسوط و دو پيوست و يك خاتمه سامان يافته است:

 

بخش اول: دموكراسي و دنياگروي: دكتر عبدالرزاق عيد

 

عناوين فرعي: بت شدن "بومي‏گروي"

 

روند دموكراسي‏

 

عوامل نبود ِدموكراسي در دنياي عرب‏

 

ليبراليسم دفن شده‏

 

[مباحثات‏] محمد عبده و فرح آنطون‏.

 


|236|

 

به خاطر اصالت بخشيدن دوباره به دموكراسي‏

 

علي عبدالرزاق؛ اسلام و اصول حاكميّت‏

 

دنياگروي چون ضرورتي براي دموكراسي‏

 

بخش دوم: اسلام و دموكراسي در نبرد تمدن‏سازي: محمد عبدالجبّار

 

عناوين فرعي: مقدمه‏

 

فصل نخست: بحران حاكميت و جامعه در دنياي عرب و اسلام‏

 

فصل دوم: گزينه تمدن‏ساز اسلام‏

 

فصل سوم: گزينه دموكراسي؛ ضرورتي اجرايي براي خيزش تمدني‏

 

فصل چهارم: بومي كردن ساز و كارهاي دموكراتيك در محيط تمدني اسلام‏

 

پيوست اول: اسلام ِتمدن‏ساز و دموكراسي اجرايي، نقد دكتر عبدالرزاق عيد بر محمد
عبدالجبّار

 

پيوست دوم: سكولاريستهاي عرب و دموكراسي، نقد محمد عبدالجبار بر عبدالرزاق عيد

 

خاتمه: تعريفات (حاوي تعريف اصطلاحاتي كه در اين كتاب به كرّات به كار رفته است)،
صهيب شريف‏

 

ارزيابي:

 

نويسندگان اين كتاب يا اطراف گفت و گوي آمده در اين كتاب، چندان مشهور نيستند اما به
طور نسبي از عهده بحث خويش برآمده‏اند. اين كتاب به دليل آنكه بحث ربط و نسبت
دموكراسي و سكولاريزم را به طور شفاف و ناظر به آخرين تحولات جهان عرب و اسلام مطرح
مي‏كند و به خصوص طرح بحث ِطرف اسلامگرا از زاويه ديد شيعي داراي اهميت است. تلخيص
اين كتاب داراي اولويت خاصي نيست اما ترجمه و نشر بخش دوم كتاب كه حاوي ديدگاههاي
عبدالجبار است مي‏تواند مناسب باشد. طرح ديدگاههاي شهيد سيد محمدباقر صدر، مرحوم
علامه طباطبايي، استاد جعفر سبحاني، استاد محمدتقي مصباح، علامه فضل‏اللَّه و توجه به الگوي
ايران ِامام خميني مايه جذابيت بيشتر اين بخش است (اين بخش به تنهايي 60 صفحه و در
صورت ضميمه نقد عبدالجبار بر عبدالرزاق عيد، 81 صفحه را شامل مي‏شود).

 


|237|


دنيوي شدن [= سكولاريزم‏] و بازداري اسلامي گفت و گوهايي در پيرامون تحول و تجدد

شناسنامه كتاب: العميم، علي، العلمانية و الممانعة الاسلامية؛ محاورات
في النهضة و الحداثة، چاپ اول، دارالساقي، بيروت، 1999، يك جلد،
358 صفحه.

 

نگاهي اجمالي به كتاب:

 

اين كتاب حاصل گفت و گوهاي علي عميم با تني چند از انديشمندان و چهره‏هاي شاخص ِ
سياسي ِصاحب فكر در جهان ِعرب مي‏باشد. علي عميم، متولد عربستان سعودي، كه بيشتر به
عنوان يك روزنامه‏نگار قديمي شناخته مي‏شود، اين اثر را با انگيزه طرح ِشفاف ديدگاههاي دو
جريان اسلامگرا و سكولار در جهان عرب فراهم آورده است. در فراهم آوردن اين اثر
كتابخانه‏هاي ملك فهد (كتابخانه ملي) و ملك عبدالعزيز (كتابخانه عمومي) در رياض به او مدد
رسانده‏اند. محور اصلي گفت و گوها، موضوع بحث‏انگيز "سنت و تجدد" است.

 

به جز اسپوزيتو، بقيه گفت و گوشوندگان عرب هستند. در ميان گفت و گوشوندگان نامهايي
چند وجود دارند كه براي جامعه علمي و فرهنگي ما آشنا هستند: راشد الغنّوشي از رهبران
اسلامگراي تونس، رضوان السيد، چهره معروف گفت و گوي اسلام و مسيحيت و سردبير مجله
الاجتهاد چاپ لبنان، عبدالوهاب مسيري سرويراستار مجموعه عظيم موسوعة اليهود و اليهوديّة
[اين موسوعه و مؤلف آن در مجله هفت آسمان شماره دوم به تفصيل معرفي شده است‏]،
بنت‏الشاطي‏ء، نويسنده معروف مصري كه آثاري چند از وي به فارسي ترجمه شده است.

 

علي عميم كتاب را در سه بخش سامان داده است:

 

- از اصولگرايي اسلامي تا حاكميت مسيحي‏

 

- از خيزش لرزان تا تجدد ناتمام‏

 

- [جايگاه‏] ميراث [و سنت‏] در تجدد

 

از ويژگيهاي مثبت اين كتاب، اشاره اجمالي به شرح حال و گرايش فكري هر كدام از
مصاحبه‏شوندگان است.

 

نامهاي مصاحبه‏شوندگان و عناوين برگزيده علي عميم براي مصاحبه‏ها از قرار ذيل است:

 


|238|

 

بخش اول:

 

- راشد الغنوشي: ما در متن جامعه و از خلال آن فعاليت مي‏كنيم نه بر فراز آن.

 

- عبداللَّه النفيسي: شكل‏گيري دولتي برآمده از جنبش اسلامي به صلاح اسلام نيست.

 

- سعيد بن‏سعيد: اسلام ِسياسي پديده‏اي نوظهور است و با دوران نخست اسلام نسبتي ندارد.

 

- ژان اسپوزيتو: اختلاف بر سر حاكميت است نه اسلام.

 

- محمد رواس قلعه جي: بازخواني نسنجيده و ناقص ِانديشه‏هاي ابن‏تيميه وي را به عامل
پراكندگي و نه وفاق تبديل كرده است.

 

- سعدالدين ابراهيم: مغربيها بر خلاف شرقيها [= انديشمندان شرق ِعربي‏] اسلام را بدون
محافظه‏كاري مورد بررسي قرار مي‏دهند.

 

- علي عميم‏ [*]: مسيحيت سياسي در مصر: كليساها تحريك مي‏كنند و سكولارها هم‏پيمان
مي‏شوند.

 

- رفيق حبيب: كتابهاي من، برگ برنده قبطيها را در رويارويي با اسلام سياسي از آنها سلب
مي‏كند.

 

بخش دوم:

 

- فهمي جدعان: جابري به طور كامل از ديدگاههاي من پيروي كرده است.

 

- رضوان السيّد: موضع قاطع در برابر چپ‏گراها و سرگرداني در برابر پديده اسلام‏گرايي‏

 

- طلّال اسد: ليبراليسم، شرق‏شناسي و اسلام‏

 

- محمد جابر انصاري: جنبشي ادبي برپا كرديم اما جنبشي فلسفي برپا نداشتيم.

 

- سعد البازعي: در جست و جوي ابعاد ِنهفته در وراي شيوه‏هاي فكري در پرتو نبود ِ
ايدئولوژي قاطع و معيّن‏

 

- ابوبكر باقادر: تهاجم فرانسويها [در زمان بناپارت‏] آغازي بر پايان استقلال فكري در
جهان اسلام بود.

 

- عبدالوهاب مسيري: من كاشف سكولاريزم نيستم ولي آن را به مُدلي تفسيري تبديل
مي‏كنم.

 

[*] - اين بخش سلسله مقالاتي است كه در روزنامه الشرق الاوسط در سه شماره انتشار يافته است. نبود ِنامي براي صاحب اين اثر نشانگر تعلق اين نوشته به گردآورنده اين مجموعه يعني علي عميم است.

 


|239|

 

- تركي احمد: الفباي ايدئولوژي‏

 

- رواية عبدالعظيم: آينده روشنگري در پرتو نامهاي [چهره‏هاي‏] مرتد ِماركسيست‏

 

- بنت‏الشاطي‏ء: اسلام در برابر عقل نيست‏

 

بخش سوم:

 

- احسان عباس‏ [*]: روشي در گفت و گو

 

ارزيابي:

 

اين كتاب حاوي نكته‏هاي ارزنده و درخور توجهي است اما:

 

اولاً، تمام مباحث اين كتاب با موضوع آن ارتباطي مستقيم ندارد به ويژه اگر عنوان آن يعني
دنيوي شدن و مقاومت اسلامي را مد نظر قرار دهيم.

 

ثانياً، شكل گرفتن اين كتاب به صورت مجموعه‏اي از مصاحبه‏ها امكان تلخيص آن را دشوار
مي‏سازد.

 

ثالثاً، در اين كتاب به مباحث حاشيه‏اي از قبيل دليل پرنويسي مصاحبه‏شونده، انگيزه او از
اختلاف با خلاف متفكر و ... نيز پرداخته شده است.


اسلام سياسي ميان اصولگرايان و دنياگروان

شناسنامه كتاب: اسماعيل، د. محمود، الاسلام السياسي بين الاصوليين
و العلمانيين، چاپ اول، 1993، مؤسسة الشراع العربي، كويت، 174
صفحه رقعي‏

 

معرفي اجمالي:

 

اين كتاب بيشتر در پي نقد اصولگرايي اسلامي است. وي خاستگاه نظري گروههاي طرفدار
اسلام سياسي را ايدئولوژي‏زدگي مي‏داند. در بخش اول كه تحت عنوان ادلجةالتراث آمده است
سلفيها چه در قالب قديمي آن و چه در قالب نوين آن كه انديشمنداني چون حسن حنفي، عادل

 

[*] - اين فصل طولاني‏ترين فصل و گفت و گوي اين مجموعه را تشكيل مي‏دهد (هفتاد و پنج صفحه). علي عميم بر اين باور است كه احسان عباس متولد فلسطين، نمونه زنده‏اي است كه به خوبي بي‏پايه بودن نزاع سنت و تجدد و قديم و جديد و نيز مرز سنت و تجدد را نشان مي‏دهد.

 


|240|

حسين و محمد عماره را در بر مي‏گيرد مورد انتقاد قرار گرفته‏اند. وي سلفيهاي نوين را به دليل
معلومات آكادميك آنها و نيز زبان روز آمد از سلفيهاي قديم خطرناكتر مي‏داند. البته
انديشمندان داراي گرايش ليبراليستي چون محمد عابد جابري، زكي نجيب محمود، ادونيس و
عبدالكريم خطيبي نيز از انتقاد خفيف مؤلف مصون نبوده‏اند. وي در يك نتيجه‏گيري ليبرالهاي
عربي را كه سنت و تراث را رد مي‏كنند يا ميان آن و تجدد سازگاري ايجاد مي‏كنند و به اختلافات
فراوان انديشه عربي و غربي توجه ندارند داراي نقش زيادي در جا افتادن سلفي‏گري يا تبعيت از
غرب مي‏داند. مؤلف كه به نظر مي‏آيد از گرايشهاي ماركسيستي برخوردار است در نهايت
گرايش ماركسيستي را از ديگر گرايشها موفقتر قلمداد مي‏كند. افكار طيب تيزيني از
ماركسيستهاي معروف عرب در اين بخش مورد ارزيابي قرار گرفته است. مبناي محمود
اسماعيل در بخش اول كتاب، اثري است از محمد امين العالم تحت عنوان "الوعي و الوعي
الزائف في الفكر العربي المعاصر" اين اثر خود از جهان‏بيني ماركسيستي و روش ماترياليستي،
ديالكتيكي و تاريخي برخوردار است.

 

بخش دوم كتاب به مفهوم دولت و حاكميت در اسلام مي‏پردازد. وي دولتهاي اسلامي در
تاريخ اسلام را دولتهاي الهي به معناي مورد نظر اصولگرايان نمي‏داند و آنها را دولتهاي نظامي و
دولتهاي پادشاهي موروثي تقسيم مي‏كند. وي برداشت اسلامگراها از دولت تئوكراتيك را
مغشوش و بي‏اعتبار مي‏داند.

 

بخش سوم كتاب به پديده تندروي و خشونت در مصر مي‏پردازد. مصري كه به نظر وي
همواره مظهر اسلام اعتدالي بوده است و اگر اخوان المسلمين و گروههاي تندرو متأثر از آن در
آن پا گرفته‏اند اما در مقابل سيدجمال‏الدين افغاني، محمد عبده، رشيد رضا، طنطاوي و ديگران
نيز در اين سرزمين ظهور يافته است. با اين همه، بروز تندرويهاي ديني در اين كشور نيازمند
بررسي و تحليل است كه محمود اسماعيل بدان توجه كرده است.

 

در بخش چهارم با بحث جهان اسلام در نظر غرب روبه‏رو هستيم كه دستگاههاي
امپرياليستي غربي را مهمترين عامل بروز پديده تندروي ديني در جهان اسلام مي‏داند و سرانجام
در بخش پنجم ويژگيهاي زبان و ادبيات ديني معاصر مورد بررسي قرار گرفته‏اند.


تعداد نمایش : 2785 <<بازگشت
 

 فهرست مجلات فصلنامه حکومت اسلامی بصورت فایلهای PDF

 

 

 فهرست کتاب ها 

 

 

درس خارج
«فقه نظام سیاسی اسلام»
استاد: حضرت آیت‌الله محسن اراكی دام‌عزه

         کلیه حقوق برای مرکز تحقیقات علمی دبیرخانه خبرگان مجلس محفوظ است.

صفحه اصلی|اخبار|راهنمای تنظیم و ارسال مقالات|کتاب ها|فصلنامه|درباره ما