صفحه اصلی|اخبار|درس خارج فقه نظام سیاسی اسلام|تماس با ما
منو اصلی
اوقات شرعی
ورود
نام کاربری :   
کلمه عبور :   
عضویت
بيانات مقام معظم رهبرى در ديدار خبرگان رهبرى
بيانات مقام معظم رهبرى در ديدار خبرگان رهبرى تاریخ ثبت : 1390/11/18
طبقه بندي : فصلنامه حکومت اسلامی شماره21 ,
عنوان : بيانات مقام معظم رهبرى در ديدار خبرگان رهبرى
مولف : <#f:72/>
دریافت فایلpdf :

pdffileبرای دریافت فایل  PDF کلیک نمایید.

متن :

|3|

بيانات مقام معظم رهبري در ديدار خبرگان رهبري

 

ششمين نشست مجلس خبرگان رهبري به مدت سه روز، در روزهاي 12 تا 14
شهريور ماه سال جاري برگزار شد. پس از پايان اين اجلاس، اعضاي محترم خبرگان
به حضور رهبر معظم انقلاب، حضرت آيت‏اللَّه خامنه‏اي، رسيدند و سپس با رياست
محترم جمهوري، حجت‏الاسلام و المسلمين آقاي سيد محمد خاتمي ديدار كردند.
نمايندگان خبرگان پيش از آن، هم‏زمان با برگزاري اجلاس، با رياست محترم مجمع
تشخيص مصلحت نظام، حجت‏الاسلام و المسلمين آقاي هاشمي رفسنجاني نيز
ديدار كردند. در ديدار با مقام معظم رهبري، نخست آيت‏اللَّه مشكيني، رئيس مجلس
خبرگان طي سخنان كوتاهي به تبيين اهميت حاكميت اسلام و نظام اسلامي
پرداختند و سپس آيت‏اللَّه اميني، نايب رئيس مجلس خبرگان، گزارشي از برگزاري
نشست ششم را ارائه كردند. آن‏گاه حضرت آيت‏اللَّه خامنه‏اي، ضمن تبيين ويژگي‏هاي منحصربه فردنظام اسلامي واهدافي كه دشمن براي مقابله با نظام آنهارامورد هجوم قرار مي‏دهد، پشتوانه ارزشمند و كم‏نظير مردمي نظام اسلامي و نيروهاي فراوان جوان، ارزشي، كارآمد و مخلص را نويد دهنده آينده‏اي روشن براي نظام و جامعه دانستند.

 

آنچه مي‏خوانيد متن كامل سخنان رهبري در اين ديدار است كه در تاريخ
‏80/6/15 برگزار شد.

 


 

|4|
بسم اللَّه الرحمن الرحيم

 

در ابتدا ايام ولادت با سعادت حضرت صديقه طاهره (س) را به همه
آقايان محترم تبريك عرض مي‏كنم. اجلاس شما با اين ايام متبرك،
مصادف شد؛ ان‏شاءاللَّه اين نشست‏ها و گفتن‏ها و شنيدن‏ها، مشمول
توجهات آن بانوي معظمه قرار بگيرد.

 

از بيانات حضرت آقاي مشكيني و حضرت آقاي اميني تشكر مي‏كنم.

 

آنچه را كه حضرت آيةاللَّه مشكيني از نصايح و تبيين اهميت حاكميت
اسلام و نظام اسلامي در كشور ما بيان كردند، همه مطالب درست و متين و
مورد تأييد ماست؛ ايشان حرف دل ما را فرمودند. بد نيست بنده هم چند
جمله‏اي در همين زمينه‏ها عرض كنم.

 

در آن بخشي كه راجع به اهميت حادثه بزرگ تشكيل نظام اسلامي
مطالبي بيان فرمودند، بايد عرض كنم كه بزرگي و عظمت اين حادثه به
قدري است كه مهم‏ترين دستگاه‏هاي سياسي دنيا، سال‏ها است كه
مشغوليت مهم‏شان پرداختن به اين قضيه است: علت هم اين است كه
محيط اسلامي ـ مجموعه كشورها و ملت‏هاي مسلمان ـ با انقلاب
اسلامي و تشكيل نظام اسلامي، افق جديدي در زندگي آنها به وجود آمد
و آرمان‏هاي جديدي را به آنها داد. طبيعت آرمان‏ها به گونه‏اي است كه
نظام استكباري را سراسيمه مي‏كند؛ چون بناي نظام استكباري، بر تسلط و
سيطره اقتصادي و فرهنگي و سياسي بر مناطقي است كه كشورهاي
اسلامي در آن مستقرند؛ حيات نظام استكباري به اين وابسته است؛ هم به
منابع و هم به بازارهاي فروش آن احتياج دارد. وقتي در اين كشورها
تفكر اسلام و آرمان اسلامي احيا شد، اينها احساس خطر كردند؛ چون
آرمان اسلامي با اين سلطه به شدت مخالف است. در كشورهاي اسلامي،
ما عملاً بازتاب و انعكاس نظام اسلامي را مشاهده مي‏كنيم و مي‏بينيم كه
جوان‏ها و روشنفكرها و عامه مردمشان تحت تأثير پيام طبيعي نظام
اسلامي قرار گرفته‏اند. اگر انسان حوادث دنياي اسلام را در اين بيست

 


|5|

سال تعقيب كند، علت نگراني و سراسيمگي امريكا و بقيه دستگاه‏هاي
استكباري را به خوبي مي‏فهمد؛ آنها احساس خطر مي‏كنند و حق دارند كه
احساس خطر كنند. البته اين به آن معنا نيست كه نظام اسلامي تصميم به
جنگ با كشوري يا با نظام خاصي در دنيا دارد؛ بلكه به اين معنا است كه
آوردن اين فكر در ميدان زندگي مردم، براي آنها خطرآفرين است. آنها
توانستند با شعار دمكراسي، نظام ماركسيستي را در عالم نظريه محكوم
كنند؛ اما نمي‏توانند نظام اسلامي را با اين موج، محكوم كنند؛ چون نظام
اسلامي، يك نظام مردمي است و مردم‏سالاري در نظام اسلامي،
حقيقي‏تر، واقعي‏تر، اصيل‏تر و ريشه‏دارتر از نظام‏هاي غربي است. امروز
نظام‏هاي غربي كه خودشان مدعي مردم‏سالاري‏اند، دچار تناقضند؛ با
تحليل‏هايي كه خودشان ارائه مي‏كنند، مردم‏سالاري آنها مخدوش است؛
در حالي كه نظام اسلامي، نظامي است كه به رأي و فكر و اعتقاد مردم
متكي است. تبليغات زيادي مي‏كنند تا شايد بتوانند اين حقيقت و اين
جانب هم از جوانب جمهوري اسلامي را انكار كنند. اين امواجي كه
امروز در دست و دهان تبليغاتچي‏هاي استكبار ملاحظه مي‏شود، مثل
نفي جمهوريت، به خاطر مقابله با اين حقيقت است. نظامي كه از اول پديد
آمدنش به آراي مردم متكي بوده، نمي‏توانند آن‏را انكار كنند. اصل نظام را
مردم انتخاب كردند؛ تدوين‏كنندگان قانون اساسي را مردم انتخاب كردند،
قانون اساسي را مردم تصويب كردند؛ در دوره‏هاي متعدد، مردم پاي
صندوق‏هاي رأي رفتند و رؤساي جمهور و نمايندگان مجلس را آزادانه
انتخاب كردند؛ اين واقعيتي است كه وجود دارد. مجبورند به تأويل‏ها و
اشكال‏تراشي‏هاي گوناگون متشبث شوند، بلكه بتوانند ذهنيت‏ها و افكار
عمومي دنيا يا افكار عمومي داخل كشور را منحرف كنند.نظام مردمي ـ كه
مردمي بودنش، از دمكراسي‏هاي رايج دنيا هم روشن‏تر و بارزتر و
حقيقي‏تر و اصيل‏تر است ـ در عين حال توانسته آن خلأ بزرگي كه امروز
دنيا با آن دست به گريبان است ـ يعني خلأ معنوي را پر كند.

 

از اول انقلاب تا امروز خيلي طبيعي بود كه همه امكانات خودشان را

 

|6|

سر اين نظام بريزند؛ براي اينكه يا آن‏را از ميدان خارج كنند، يا مانع از
پيشرفت آن شوند، يا در آن نفوذ كنند؛ و اين كارها و تلاش‏ها را كرده‏اند و
در همه موارد هم ناموفق بوده‏اند. البته اين به معناي آن نيست كه نظام
اسلامي ما آن‏چنان كه بايد و شايد، طبق انتظاري كه از يك نظام اسلامي
هست، پيش رفته؛ نه، اين اشكالات بر مجموعه كساني كه در نظام
دست‏اندركارند ـ به خصوص كساني كه داعيه دين و معنويت و روحانيت
دارند ـ وارد است. واقعاً اشكالاتي كه ذكر مي‏شود، در رفتارهاي شخصي
ما، و در زمينه‏هاي گوناگون، همه وارد است. اگر اين اشكالات نبود،
امروز جلوه نظام و موفقيت‏هايش در زمينه‏هاي مختلف، بيش از اين بود؛
ليكن اصالت نظام اسلامي و تأثير احكام نوراني اسلام، طوري است كه به
همان اندازه‏اي كه خداي متعال توفيق داده است و مسؤولان اين نظام
توانسته‏اند عمل و حركت كنند و مردم هم در زمينه‏اي كه ما وارد شده‏ايم،
با ايمان و رغبت، اين مشي اسلامي را دنبال كرده‏اند، توفيقات بزرگي
نصيب ما شده است. ما بايد آن توفيقات عظيمي را كه اين نظام به‏دست
آورده است، ببينيم؛ نظامي مستقل، نظامي متكي به احكام نوراني اسلام،
نظامي مبتني بر شايسته‏سالاري حقيقي، نظامي كه در آن مردم احساس
دينداري مي‏كنند. آينده به گونه‏اي است كه ان‏شاءاللَّه تحقق كامل احكام
اسلامي بايد در آن، خودش را نشان دهد. همه، مسؤوليت‏هاي بزرگي را
برعهده داريم.

 

آن چيزي كه در ذهنم بود در اين جلسه عرض كنم ـ كه با همين مطالب
هم پيوند مي‏خورد ـ اين است كه امروز آن طوري كه از حرف دلسوزان
نظام فهميده مي‏شود، اين معنا مسلم است كه دشمنان، هم در حال حمله
هستند و هم در تدارك حملات آينده‏اند؛ اين را ديگر امروز كسي
نمي‏تواند انكار كند. صريح مي‏گويند كه مي‏خواهند ريشه‏هاي نظام
اسلامي را بكنند؛ در اظهارات دشمنان ما در بيرون از اين مرزها، اين نكته
به صراحت وجود دارد؛ نمي‏شود آن‏را انكار كرد. اينكه ما چشم خود را
روي هم بگذاريم همه اشكالات را به ساختار نظام اسلامي و به اسلامي

 


|7|

بودن نظام برگردانيم ـ كاري كه خود دشمن آن‏را تلقين و القا مي‏كنند ـ و
دشمني‏ها و تأثير اين دشمني‏ها را از سوي ابرقدرت‏ها و مراكز مؤثر و
نافذ مالي و اقتصادي و سياسي دنيا نديده بگيريم، امروز حرف پذيرفته‏اي
نيست؛ اگر چه تا چندي قبل كساني واقعاً اين طور فكر مي‏كردند و حرف
مي‏زدند؛ اما امروز روشن است.

 

بايد ببينيم توجه حملات دشمن به كجاست، به چه چيزي دل و اميد
بسته است و آماج حملاتش چيست؟

 

در نگاه واضحي كه انسان به مسائل مي‏كند، مي‏تواند چند نقطه را
به‏روشني پيدا كند: يك نقطه، نظريه حكومت اسلامي است؛ اين يكي از
موارد آماج حملات دشمن است. يا به مباني اسلام، يا به قانون اساسي و يا
به برخي از بخش‏هاي برجسته نظام اسلامي كه علامت و شاخصه نظام
است، تهاجم فكري و نظري مي‏شود.

 

اين تهاجم از تهاجم عملي كم اهميت‏تر نيست. چون ـ همان‏طور كه
آقايان اشاره كردند ـ تكيه نظام اسلامي به قدرت مردم است؛ قدرت مردم
هم با ايمان آنهاست؛ اگر مؤمن باشند، آن‏گاه دفاع خواهند كرد؛ اما اگر پايه
ايمان سست شد، اين پشتيباني و اين دفاع به مرور از بين خواهد رفت.
بنابراين چيزي كه ايمان و اعتقاد راسخ مردم را هدف گرفته است، نبايد
دست كم گرفت. علاج اين كار، پيكار نظري است، يك حركت علمي در
اين زمينه لازم است. البته ما دولت را از اين مسؤوليت بركنار نمي‏كنيم،
خطاب و عتاب ما در طول اين سال‏ها تا امروز به وزارت ارشاد و
دستگاه‏هايي كه تبليغات رسمي را برعهده دارند، به خاطر همين جهت
بوده است. بالاخره دولت يكي از مهم‏ترين مسؤوليت‏ها را بر عهده دارد؛
كما اينكه صدا و سيما بخش مهمي از اين مسؤوليت را برعهده دارد؛ كما
اينكه همه دستگاه‏هاي هنري كه به نظام اسلامي وابسته‏اند، مسؤولند، ليكن
مسؤوليت‏هاي دولتي را نبايد نافي مسؤوليت‏هاي علما و حوزه‏هاي علميه
گرفت. بالاخره توليد و تبيين و تدوين فكر، كار حوزه‏هاي علميه است؛ و
حوزه‏هاي علميه بايد در اين زمينه وارد ميدان شوند.

 


 

|8|

 

البته امروز خيلي كار مي‏شود. بنده از جمله كساني هستم كه تقريباً
بيشترين اطلاع را از آنچه كه در سطح حوزه‏ها در اين زمينه صورت
مي‏گيرد، دارم؛ از گوشه و كنار مي‏آيند و ما كارهاي آنها را مي‏بينيم. البته
حجم مطلق كارها خوب، اما حجم نسبي آنها كم است؛ يعني نسبت به
آنچه كه بايد باشد، كم است؛ هم از لحاظ كميت و هم از لحاظ كيفيت.
امروز حكومت اسلامي و ولايت فقيه جزء واضحات فقه اسلامي و
اعتبارات عقلايي است؛ يعني اگر انسان بخواهد با تكيه به اعتبارات
عقلايي حرف بزند، اين نظريه جزء روشن‏ترين و واضح‏ترين و قابل
دفاع‏ترين نظريه‏ها است؛ اما اين را با شيوه‏هاي گوناگون ـ با تشبيه آن به
حكومت كليسا و حكومت سلطنتي و غيره ـ در ذهن‏ها مخدوش مي‏كنند.
اينها مبارزه لازم دارد.

 

من بارها اين نكته را به دوستان گفته‏ام، به شما هم عرض مي‏كنم:
حجم مقابله و دشمني دشمنان با ما خيلي بالاست؛ اما قدرت و توان مقابله
و مبارزه ما ـ چه مبارزه تهاجمي ما با دشمن، چه مبارزه دفاعي ما ـ نيز
خيلي بالا است. اگر ما به مبارزه با تهاجم دشمن تصميم داشته باشيم ـ بر
اين معنا تصميم بگيريم و به خداي متعال اتكال و از ظرفيت خودمان
استفاده كنيم ـ توان دشمن خيلي كمتر از توان ماست. ما در بين مردم
خودمان هستيم؛ ما با مردم خودمان مواجه‏ايم، ما با زبان مردم خودمان
حرف مي‏زنيم؛ اما دشمن اين امكانات را ندارد يا به قدر ما ندارد؛ لذا ما
مي‏توانيم حتي روي افكار عمومي دنيا اثر بگذاريم.

 

امروز كساني كه عليه ما و نظريات اسلامي تبليغات مي‏كنند، در دنيا
رسوايند. شما ملاحظه كنيد ببينيد امريكا چقدر در دنيا مطرود است؛
دستگاه‏هاي مالي و اقتصادي و همين‏هايي كه امروز براي بيشتر بلعيدن
دنيا، دنبال تفكر جهاني شدن هستند، چقدر در دنيا محكوم و منفورند.

 

تبليغاتشان هم همين‏طور است؛ اما وقتي در خلأ وارد مي‏شوند و در
فضاي بي‏معارض، تبليغات مي‏كنند، تأثيراتي را مي‏گذارند. بنابراين ما
مي‏توانيم روي افكار عمومي دنيا هم اثر بگذاريم.

 


|9|

 

پس در درجه اول، يكي از كارهاي مهم، كار نظري است كه برعهده
حوزه‏هاي علميه و انديشمندان است؛ چه توليد و چه هدايت كنند. امروز
خوشبختانه گروه‏هاي دانشگاهي زيادي هستند كه آنها هم دارند از اسلام
و انقلاب و مباني اسلامي جانانه دفاع مي‏كنند.

 

مي‏شود حوزه‏هاي علميه به آنها توجه و كمك كنند، با آنها همكاري
داشته باشند و از آنها حمايت نمايند؛ براي اينكه در تأمل و نظر، از خط
صحيح انحراف پيدا نكنند.

 

يك نقطه ديگر، اختلال در عمل و كار نظام جمهوري اسلامي است؛
كه مقابله با آن عمدتاً با دولت است. ما در ديدار با مسؤولان دولتي، اين
نكته را به‏جد به آنها تفهيم كرديم و هشدار داديم. وقتي ما با دوستاني كه
مسؤول امور اجرايي هستند، مواجه مي‏شويم ـ البته بخش اجراييات
شامل بخش قضا هم مي‏شود؛ فقط مخصوص قوه مجريه نيست ـ اين
نكته را متذكر مي‏شويم كه آنها بايد در عمل، ابتكار و جديت و دنبال‏گيري
و شوق و ذوق كار را در نظر داشته باشند. در همين زمينه، مواجهه با
انحراف و خطا بايد جدي باشد؛ هم دولتي‏ها و هم دستگاه قضايي اگر در
جايي ديدند كه انحراف و خطايي وجود دارد، بايد با آن برخورد كنند.
البته ما در آن نامه‏اي هم كه به رؤساي محترم سه قوه نوشتيم، بر اين نكته
تأكيد كرديم كه خطاهاي كوچك را نبايد بهانه برخوردهاي سنگين قرار
داد و اصلاً مي‏شود از خيلي خطاهاي كوچك اغماض كرد. خطاي بزرگ
است كه در كارها اختلال ايجاد مي‏كند؛ مثل قلوه‏سنگي كه در مسير
كارخانه و كارگاهي بيندازند؛ علاوه بر اينكه كار را متوقف مي‏كند، چرخ
و پر آن كارخانه را هم نابود مي‏كند و از بين مي‏برد.

 

بزرگ بودن خطا به دو چيز است: يكي اينكه خود خطا بزرگ باشد ـ
مثلاً فسادهاي مالي بزرگ، خيانت‏هاي بزرگ ـ يكي اين است كه
خطاكننده، مسؤول يا مؤتمن باشد. گاهي سرزدن خطاهاي كوچك از
انسان‏هايي كه از آنها امانت انتظار مي‏رود، ضرري خيلي بيشتر از
خطاهاي بزرگ ديگران است. امين بودن موجب مي‏شود كه خطاي صادر

 

|10|

شده، بزرگ باشد. بايد با اين خطاها برخورد شود؛ اين در كارايي نظام
تأثير دارد. اگر مسؤولان دولتي در جاي خود و مسؤولان قضايي در جاي
خود، هر كدام با اين انحرافات و خطاها برخورد كنند، هم كارايي
مسؤولان دولت در زمينه‏هاي مختلف زياد خواهد شد، هم اين معضل
اقتصادي ـ مشكل اشتغال، مشكل صادرات و واردات مسائل مربوط به
پول و غيره ـ عمدتاً حل خواهد شد؛ يعني برخورد با فساد، هم موجب
مي‏شود كه افراد دقت بيشتري بكنند، هم موجب مي‏شود كه دست‏هاي
خيانتكار بترسند و عقب بكشند. اين دو عامل موجب خواهد شد كه در
كارهاي اقتصادي و جاري كشور و دولت، پيشرفت به وجود آيد. بنابراين
علاج تهاجم به ناكارآمدي نظام، اثبات كارآمدي است؛ كه اثبات كارآمدي
هم اين‏گونه است.

 

نقطه ديگر مورد توجه اين است كه با تبليغات، ناكارآمدي نظام را
به‏صورت يك اصل مسلم در بياورند؛ كه به‏نظر من اين از آن چيزهاي
خطرناكي است كه گاهي دوست‏ها و خودي‏ها هم در اينجا اشتباه مي‏كنند.
در مقام انتقاد از دستگاه و سازمان و مسؤولي، گاهي طوري حرف زده
مي‏شود كه انعكاس آن در بيرون و در ذهن مخاطباني كه نشسته‏اند و به
حرف ما گوش مي‏كنند، به مراتب بيش از آن واقعيت است؛ اين را بايد
توجه داشت. ما نبايد با دشمنان نظام هم‏صدا شويم. آنها مرتب روي
ناكارآمدي نظام تكيه مي‏كنند، ما هم دايماً آن‏را تكرار كنيم؛ چه به‏صورت
ناكارآمد جلوه دادن قوه قضاييه، چه به‏صورت ناكارآمد جلوه دادن
دولت، چه به‏صورت ناكارآمد و يا بدجلوه دادن اشخاص امين و سالمي
كه در نظام مشغول خدمتند. هر كدام از كارها بايد در جاي خود صحيح
صورت گيرد. دنبال‏گيري فساد با روش قانوني در جاي خود انجام بگيرد.
اين طور فضاسازي‏هاي كاذب هم نشود. اينها با هم منافاتي ندارند. لازم و
ملزوم هم نيستند كه اگر ما خواستيم با فساد مبارزه كنيم، پس حتماً بايد
فضايي نامطمئن و ناامن و همراه با سوءظن به همه به وجود آيد. به‏عكس،
بنده معتقدم اگر ما با فساد و مفسد واقعي برخورد حقيقي و جدي كنيم،

 


|11|

اين كار بايد به مردم احساس آرامش بدهد. اين نبايد تعميم داده شود و
بگويند پس همه اين‏طورند. در بيان هم نبايد چنين چيزي گفته شود.

 

نقطه ديگر، مسأله اتحاد بين نيروهاي مؤمن به اسلام و نظام جمهوري
اسلامي است. البته ما بارها اين را گفته‏ايم؛ از اول انقلاب، اين مسأله مهم
نظام بوده است و امام (رضوان اللَّه تعالي عليه) بارها و بارهإ؛ه‏ه‏ظ مي‏فرمودند،
دلسوزان نظام هم هميشه اين را گفته‏اند؛ اما در عمل آنچه كه بايد صورت
بگيرد، صورت نگرفته است. ما بايد حقيقتاً مرز دوستي و دشمني را
مشخص كنيم. امروز كساني با هم مقابله و معارضه مي‏كنند كه به اصل
اسلام، به حاكميت اسلام، به برخاسته بودن دولت از دين ـ يعني اتحاد
دين و سياست، به اصول مباني قانون اساسي، مثل اصل چهارم و پنجم و
مسأله ولايت فقيه ـ و ديگر چيزها حقيقتاً معتقدند؛ اينها با همديگر سر
جزييات و قضاياي كوچك، آن‏چنان معارضه‏اي مي‏كنند و آن‏چنان
جنجالي عليه هم راه مي‏اندازند كه دشمني‏هاي اصلي در حاشيه امن و
دشمن‏هاي اصلي در سايه قرار مي‏گيرند.

 

دشمن‏هاي اصلي چه كساني‏اند؟ آن كساني كه با اصل نظام اسلامي
مخالفند. همان‏طور كه فرمودند، بزرگ‏ترين نعمت خدا وجود اين نظام
است و بزرگ‏ترين معروف، دفاع از اين نظام است؛ اين بزرگ‏ترين كاري
است كه بايد انجام بگيرد. عده‏اي براي مقابله با اين نظام كمر بسته‏اند ـ چه
از راه نظريه‏پردازي، چه از راه تبليغات سياسي و موذي‏گري‏هاي
گوناگون ـ و دارند در نظام خدشه وارد مي‏كنند. مسأله آنها، انتقاد به نظام يا
به مسؤولان نظام نيست؛ از نظر آنها انتقاد وسيله‏اي براي نابود كردن خود
نظام است؛ كساني كه اهل فهم و درك موقعيت هستند، اين را به‏روشني
مي‏فهمند و بايد بفهمند.

 

البته كسي كه دشمن نظام است، اين طور نيست كه نمي‏تواند در اين
نظام زندگي كند؛ نه، مخالفان اسلام مي‏توانند در اين نظام زندگي كنند؛
كساني كه اسلام را اصلاً قبول ندارند، مي‏توانند در اين نظام زندگي كنند.

 

اسلام نگفته كه هر كس در ظل نظام اسلامي زندگي مي‏كند، بايد معتقد

 

|12|

به اسلام و مباني اسلام باشد؛ نه، زندگي بكنند، از حقوق شهروندي و
امنيت هم برخوردار باشند. اگر دزدي در خانه يك غيرمسلمان را بشكند
و برود دزدي كند، آن دزد را هم مجازات مي‏كنند. در مجموع بين كساني
كه به نظام معتقدند و كساني كه مخالف نظامند، در حقوق شهروندي
تفاوتي نيست؛ مي‏توانند زندگي كنند؛ اما حق معارضه و مبارزه با نظام را
ندارند؛ حق تيشه برداشتن و زدن به ريشه نظام را ندارند؛ در اينجا نظام
بايد جلوي آنها را بگيرد. حالا ما بنشينيم بحث كنيم معناي براندازي
چيست؛ آيا فلان مرحله جزء براندازي هست يا نه؟ كلمه براندازي كه از
آسمان نازل نشده است. كسي كه با نظام معارضه مي‏كند، بايد در اين
معارضه به او كمك نكرد و جلوي او را گرفت و اگر عمل او مصداق يكي
از عناوين جرايم قانوني است، او را مجازات كرد؛ همه بايد در اين معنا
متفق باشند. آن‏گاه ما بياييم با كساني كه نظام را قبول ندارند و عازم بر
معارضه با نظامند، روز به روز مرزهاي خود را كمرنگ كنيم و دايماً با
خودي‏ها به جان هم بيفتيم! اين درست نيست. اين بحث خودي و
غيرخودي را كه ما در سه سال پيش مطرح كرديم و عده‏اي را هم نگران
كرد، معنايش همين است. معناي غيرخودي اين نيست كه او نبايد در اين
كشور زندگي كند؛ نه، غيرخودي هم زندگي كند؛ منتها معلوم شود كه او با
نظام ميانه‏اي ندارد؛ براي اينكه او در مواردي منشأ اثر خواهد بود. مرز
حفظ شود، حرف او تكرار نشود، كار او مورد تأييد قرار نگيرد؛ اين
اساس قضيه است. جالب اينجا است، خيلي از كساني كه گله مي‏كنند كه
چرا گفتيد خودي و غيرخودي، خودشان مسؤولان نظام و مردم مؤمن را
خودي نمي‏دانند ـ غيرخودي مي‏دانند ـ و به آنها اعتماد نمي‏كنند! عملاً
خود آنها عامل به تقسيم افراد به خودي و غيرخودي‏اند! مي‏گويند چرا به
مردم مي‏فهمانيد كه ما غيرخودي هستيم؟!

 

من علاج كار را در اين مي‏بينم: امروز نيروهاي اسلامي و مؤمن كم
نيستند؛ بحمداللَّه فراوانند. ما نمي‏توانيم امروز را با اول انقلاب مقايسه
كنيم؛ امروز چند برابر اول انقلاب نيروي كارآمد مؤمن ارزشي اصيل داريم.

 


|13|

آن روز خيلي‏ها بودند كه به نام نظام اسلامي و جمهوري اسلامي
وارد ميدان شده بودند؛ نه تجربه، و نه اطلاعات عميقي داشتند.

 

امروز ما چقدر جوان‏هاي مؤمن، مديران خوب و نيروهاي مخلص و
علاقه‏مند در سرتاسر نظام داريم؛ پشت سر اينها هم نيروي عظيم مردم
است. شما اين نيروي عظيم مردمي و تظاهرات مذهبي آنها را ببينيد؛ اقبال
جوانان به مجالس ديني و تبليغات ديني را ببينيد. هر جا يك پرچم تبيين
ديني بلند مي‏شود، مي‏بينيد جوان‏ها به آنجا هجوم مي‏آورند. هر جا انسان
فرزانه و دانشمندي وارد ميدان بحث و صحبت مي‏شود، مي‏بينيد
جوان‏ها مي‏آيند و مي‏نشينند. جوان‏ها پاك، مؤمن و آينه‏وارند. بنابراين
نيرو زياد است. مردم هم بحمداللَّه پشتيبان اين نظام هستند. امروز در
كشورهايي كه ما مي‏شناسيم، جمهوري اسلامي از لحاظ پشتيباني مردم از
نظام و مسؤولان، انصافاً يا بي‏نظير است يا كم‏نظير. از اين فرصت بايد
استفاده كرد. هم در زمينه نظريه‏پردازي‏ها و تحكيم نظريه، هم در زمينه
عمل، همت و تلاش كنيم.

 

خداي متعال وعده داده كه ما را نصرت خواهد كرد. وعده الهي راست
است و با تأكيد و قسم همراه است؛ او تخلف نخواهد كرد. اگر ما خدا را
نصرت كنيم ـ كه همه ما بر اين كار عزم داريم ـ جدي و بي‏رودربايستي
باشيم، ملاحظات غيرلازم نداشته باشيم و وارد بشويم، بدون شك خداي
متعال نصرت و حمايت خواهد كرد. به فضل پروردگار، آينده بسيار
روشن و زمينه هم آماده است.

 

اميدواريم ان‏شاءاللَّه همه آقايان محترم، همه مسؤولان و همه ما
مشمول ادعيه زاكيه حضرت بقيةاللَّه (ارواحنا فداه) باشيم و خداي متعال
كمك كند تا بتوانيم به وظايف مهمي كه بر زبان مي‏آوريم و در دل‏هاي
ماست، آن‏چنان‏كه مورد رضاي اوست، عمل كنيم.
‏والسلام عليكم و رحمةاللَّه و بركاته.‏
.

 

 



تعداد نمایش : 1764 <<بازگشت
 

 فهرست مجلات فصلنامه حکومت اسلامی بصورت فایلهای PDF

 

 

 فهرست کتاب ها 

 

 

درس خارج
«فقه نظام سیاسی اسلام»
استاد: حضرت آیت‌الله محسن اراكی دام‌عزه

         کلیه حقوق برای مرکز تحقیقات علمی دبیرخانه خبرگان مجلس محفوظ است.

صفحه اصلی|اخبار|راهنمای تنظیم و ارسال مقالات|کتاب ها|فصلنامه|درباره ما