صفحه اصلی|اخبار|درس خارج فقه نظام سیاسی اسلام|تماس با ما
منو اصلی
اوقات شرعی
ورود
نام کاربری :   
کلمه عبور :   
عضویت
انتظار از نخبگان و مديران
انتظار از نخبگان و مديران تاریخ ثبت : 1390/11/20
طبقه بندي : فصلنامه حکومت اسلامی شماره29 ,
عنوان : انتظار از نخبگان و مديران
مولف : <#f:72/>
دریافت فایلpdf :

pdffileبرای دریافت فایل  PDF کلیک نمایید.

متن :

|3|

انتظار از نخبگان و مديران

 

رشد و پيشرفت علم و دانش از يك سو و عملكرد كليسا درغرب از
سوى ديگر، پندار استغناى بشر از دين و استقلال فكرى او را تقويت كرد.
انسان متمدّن، پرونده حكومت دينى را بست و به بايگانى سپرد و انواع
حكومت‏هاى بشرى را يكى پس از ديگرى تجربه نمود و حكومت مردم
بر مردم را آرمان نهايى بشر و پايان تاريخ خواند.

 

در چنين فضايى، انقلاب اسلامى ايران به رهبرى شخصيتى الهى و
فراتر از تحليل‏هاى متداول سياسى و جامعه شناختى، به وقوع پيوست و
پيامى جديد را به بشريت ارائه كرد و حكومتى را، كه با تكيه بر تعاليم
دينى، بر نفى توأمان استبداد و استعمار تأكيد مى‏ورزد، در قلب خاورميانه
تأسيس نمود. تشكيل اين حكومت، كه داعيه اداره مطلوب جامعه و تأمين
حقوق و آزادى‏هاى واقعى مردم و پاسخگويى به نيازهاى حقيقى بشر
امروز را داشت، و موفقيت آن مكتب‏هاى پر سر و صداى بشرى را، كه در
قرون اخير يكه‏تاز ميدان بودند، با خطر جدّى مواجه مى‏ساخت، مكاتبى
كه با شعار نفى استبداد در اروپا ظهور كردند ولى استعمارِ ملل ديگر را
سرلوحه برنامه‏هاى خود قرار دادند.

 

 


|4|

ليبراليسم غربى و سوسياليسم شرقى، كه در نفى دين در عرصه
سياست و اجتماع همداستان بودند، به طور يكسان از ظهور انقلاب دينى
در آستانه قرن بيست و يكم دچار وحشت شدند و جبهه‏اى متحد براى
رويارويى با اين پديده جديد تشكيل دادند. مقابله قدرتهاى استكبارىِ
متكى به يكى از دو قطب ياد شده، در طى ربع قرن اخير از اين زاويه قابل
تحليل و ارزيابى است. دو مكتبى كه هر كدام بر نيمى از جهان سيطره
داشتند، با پديده‏اى روبرو شده بودند كه در فرهنگ و قاموس آنان
نمى‏گنجيد. حجم دشمنى‏ها، مخالفت‏ها و توطئه‏ها از سوى صاحبان
قدرت و نفوذ در دنيا به منظور جلوگيرى از گسترش اين حركت و پيام، به
تنهايى، نشانه اهميت اين انقلاب و نظام برخاسته از آن بود. از ديدگاه
حضرت امام خمينى(قد)، رهبر فقيد انقلاب اسلامى:

 

«همه توطئه‏هاى جهان‏خواران عليه ما، از جنگ تحميلى گرفته تا حصر
اقتصادى و غيره، براى اين بوده است كه ما نگوييم اسلام جوابگوى
جامعه است و حتماً در مسائل و اقدامات خود از آنان مجوز بگيريم.»
[1]

ملت مسلمان ايران براى غرس اين نهال و نگهدارى آن، بهاى سنگينى
پرداختند. در چنين وضعيّتى عقل حكم مى‏كند كه علاقمندان و دلبستگان
اين نظام، فعاليت خود را در دو عرصه متمركز كنند:

 

نخست، «دفاع تئوريك از نظام سياسى جمهورى اسلامى» به عنوان
پيشنهادى نو در جهان امروز، نظامى مردمسالار كه بر تعاليم حياتبخش
دين استوار است؛ نظامى كه مردم، علاوه بر آنكه با آراى خود اصل و
اساس و اركان آن را استوار ساخته‏اند، به آن علاقمند بوده و حفظ آن را
«تكليف دينى» خود مى‏دانند. مردم به خاطر پاى بندى به ايمان مذهبى و
احكام و مقررات دينى، نه تنها مشاركت درامور حكومت را حق خود
مى‏دانند، بلكه حضور در عرصه سياست و اجتماع و دفاع و مراقبت از
دستاوردهاى انقلاب را وظيفه دينى خود قلمداد مى‏كنند.

 

تبيين امتيازات نظام جمهورى اسلامى و مقايسه آن با نظامهاى ليبرال
دموكراسى، يكى از وظايف دينى و ملّى و تاريخى متفكران و نخبگان

 


|5|

جامعه است. آيا ملتى كه از جان و مال خود در راه تحقق آرزويى ديرينه و
استقرار حاكميت اسلام گذشته و بهترين جوانان خود را در راه عزت،
استقلال و شرف خود فدا كرده و عده‏اى را در پرتو حاكميت نظام
جمهورى اسلامى، از نعمت علم و موقعيت اجتماعى برخوردار نموده،
نمى‏تواند از آنان انتظار داشته باشد كه از نظامى كه او با ايثار و مجاهدت
برپا كرده، دفاع عقلانى كنند؟ چه كسانى وظيفه دارند پايه‏هاى نظرى اين
نظام سياسى را در داخل و خارج تحكيم نمايند؟ آيا دفاع از نظام منتخبِ
ملت و قانون‏اساسى آن، كه توسط خبرگانشان تدوين شده، وظيفه
روشنفكران، نخبگان و متفكران نيست؟ آيا ناديده گرفتن اصول مترقى و
منحصر به فرد قانون‏اساسى و برجستگى نظام جمهورى اسلامى و
دلبستگى به اصول ليبراليسم و نظامهاى سكولار و آن را تنها گزينه
مطلوب براى جوامع امروزى قلمداد كردن، ظلم و جفا در حق اين ملت
رشيد و شهيدان گلگون كفن ايشان نيست؟

 

تجربه تلخ عصر مشروطه و رفتار نابخردانه مدعيان روشنفكرى كه
مقتضيات دينى و ملى اين ملت را ناديده گرفتند و نهضت آزادى خواهانه
و عدالت طلبانه ملت مسلمان به رهبرى روحانيت را در آن مقطع منحرف
ساخته و با هدايت استعمارگران استبداد رضاخانى را براى اين ملت
مظلوم به ارمغان آوردند، آيينه عبرت ما است. لااقل براى يك بار بايد به
نيروهاى مذهبى و توانايى‏هاى خودى اعتماد كرد و دل از بيگانگان بريد
و عطايشان را به لقايشان بخشيد.

 

انتظار ملت و رهبرى از روشنفكران و نخبگان جامعه براى تبيين
نظريه «مردمسالارى دينى» كه در شكل نظام «جمهورى اسلامى» تحقق
يافته، انتظار زيادى نيست. بى توجهى به اين رسالت دينى، ملى و تاريخى
سبب شرمندگى در پيشگاه ملتها، و موجب سرزنش آيندگان شده و نيز
مجازات الهى را به دنبال خواهد داشت.

 

حقيقت و انصاف اين است كه با توجه به حجم فراوان فعاليت گفتارى
و نوشتارى نخبگان جامعه در مقولات سياسى و اجتماعى و حقوقى،

 


|6|

مقدارى كه بتوان نام آن را «تبيين عقلانى اصول و مبانى نظام جمهورى
اسلامى» نهاد، بسيار ناچيز است. با چنين وضعيتى چگونه مى‏توان انتظار
داشت كه جوانان و نوجوان اين مرز و بوم تحت تأثير تبليغات وسيع
دشمنان قرار نگيرند؟ و چگونه مى‏توان متوقع بود كه جمهورى اسلامى
در ميان روشنفكران، نويسندگان و آزادانديشان ملل ديگر به درستى
شناخته شود؟ قدم اول براى قضاوت آزادانديشان داخلى و خارجى
نسبت به يك نظام سياسى، كه مقولات جديدى را به عرصه اجتماع و
سياست وارد كرده و داعيه اداره مطلوب جامعه و پاسخ‏گويى به نيازهاى
بشر را دارد، شناخت و شناساندن مؤلفه‏هاى اساسى اين مكتب سياسى
است. به گمان نويسنده، بسيارى از موضعگيرى‏هاى منفى انديشمندان و
نخبگان فرهنگى و سياسى دنيا - علاوه بر آنكه متأثر از تبليغات منفى
قدرتهاى استكبارى است - معلول عدم آشنايى با اين نظام سياسى و
مؤلفه‏هاى اساسى آن است، چه اينكه بسيارى از مخالفتها در داخل نيز
برخاسته از ناآشنايى نسبت به امتيازات اين نظام سياسى در مقايسه با
نظامهاى سياسى ديگر است. نخبگان و روشنفكران در اين زمينه
مسؤول‏اند، تلاش درخورى در جهت معرفى اين نظام سياسى و مبانى و
مؤلفه‏هاى آن صورت نداده‏اند، چنان كه در دفاع از اين نظام در برابر
هجمه سنگين دشمن به طور جدى اقدام نكرده‏اند.

 

عرصه ديگر كه مكمّل عرصه نخست شمرده مى‏شود و اهميتش اگر
بيشتر از آن نباشد، كمتر نيست، «نشان دادن كارآمدى نظام در جهت حلّ
مسائل و مشكلات و نيازهاى جامعه امروز»
است. شكى نيست كه فلسفه
وجودى حكومت، رفع نيازها و حل مشكلات مردم است، نيازها و
مشكلاتى كه تنها از عهده حكومت بر مى‏آيد. هر حكومتى كه بتواند با
كارآمدى، فلسفه وجودى خويش را معنا بخشد و ضرورت حضور خود
را به اثبات رساند، در حقيقت قوّت نظريه‏اى را كه پشتوانه حكومت
است، استحكام بخشيده است. اگر حكومتى در حل مشكلات متنوع
فرهنگى، سياسى، اقتصادى، امنيتى و نظامى قوى‏تر ظاهر شود و رضايت

 


|7|

عموم مردم را جلب نمايد، به طور طبيعى نظريه‏اى را كه بر اساس آن
تأسيس شده، درعمل محك زده و توجهات داخلى و خارجى را به خود
جلب مى‏كند. موفقيت نسبى كشورهاى غربى در تأمين زندگى مرفه براى
اكثر شهروندان و رشد و توسعه كشور - گذشته از رفتار آنان در چپاول
ثروتها و استثمار ملل ديگر - از عوامل مقبوليت نسبى ايشان در افكار
عمومى است. سرّ اينكه افرادى از شرقى‏ها با سفر به غرب و مشاهده رشد
و پيشرفت مادى، فريفته آنان مى‏شوند، توفيق آنان در اين بعد از حيات
بشرى است كه براى عموم مردم ملموس‏تر است. گرچه نقاط ضعف
اساسى مكاتب غربى در زمينه‏هاى مختلف از آن جمله ايجاد عدالت
اجتماعى سبب شد كه مكتب ماركسيسم با ادعاى از بين بردن فاصله‏هاى
طبقاتى در جهان غرب ظهور كند و تا چند دهه به حيات خود ادامه دهد،
اما نفى خدا و معنويت از يك سو و عدم توفيق در عرصه‏هاى اجتماعى و
اقتصادى از سوى ديگر، همگان و حتى نظريه پردازان اين مكتب را به اين
نتيجه رساند كه اين مكتب توانايى حل مشكلات بشر را ندارد، از اين رو
به موزه تاريخ پيوست.

 

غرب گرچه از مشكلات فراوانى چون «خلأ معنويت» و «فقدان
عدالت» رنج مى‏برد، اما همين مقدار كه درتأمين زندگى مادى و اقتصادى
توفيقاتى به دست آورده، سبب دوام آن تا به امروز شده و عده زيادى از
مردم را دچار اين پندار نموده كه نظامهاى سياسى غربى تنها راه حل
مشكلات بشر و رفع نيازهاى او هستند.

 

بديهى است كه در چنين فضايى نظام نوپاى جمهورى اسلامى نيز از
اين زاويه مورد ارزيابى قرار گرفته و خواهد گرفت. يكى از راههاى
مقابله دشمنان اين نظام همين است كه در داخل و خارج كشور القا كنند كه
حكومت دينى كارآمدى لازم را ندارد و نمى‏تواند از عهده حل مشكلات
بشر امروز برآيد، از گشودن گره‏هاى اقتصادى، سياسى و امنيتى عاجز
است، قدرت كافى براى رشد و توسعه در جهان متمدن امروز را ندارد،
قوانين اسلامى در جوامع بسيط گذشته كارآيى داشته و در جوامع پيچيده

 


|8|

امروزى كارگشا نيست.

 

اين شبهه لااقل يكصدسال است كه در اين مملكت از سوى
روشنفكران غرب‏گرا و شرق‏گرا مطرح شده و مى‏شود و البته چون
هيچگاه قدرت در اختيار دينداران و متوليان فرهنگ اسلامى نبوده،
فرصت پاسخگويى قاطع و عملى به اين شبهه فراهم نشده بود.

 

امروز با پيروزى انقلاب اسلامى و استقرار نظام جمهورى اسلامى
اين فرصت استثنايى مهيا شده، ريشه كن كردن شبهاتى از اين قبيل در گرو
موفقيت و كارآمدى اين نظام است. اثبات كارآمدى جمهورى اسلامى و
پاسخگويى عملى به اين شبهه بر عهده سياستمداران، مديران و دست
اندركاران اداره جامعه است. خوشبختانه مردم و روحانيت با پشت سر
نهادن دو مقطع مهم «دوران مبارزه و ساقط كردن رژيم استبدادى گذشته»
و «دوران استقرار و تثبيت نظام جمهورى اسلامى» توانايى و كارآمدى
مكتب اسلام را در عرصه سياسى و اجتماع به منصه ظهور رساندند.
امروز در سومين مقطع يعنى دوران رشد و توسعه همه جانبه و رسيدن به
نقطه‏اى مطلوب و ساختن كشورى آباد و مستقل در همه ابعاد و قدرتمند
و تأثير گذار در مناسبات منطقه‏اى و بين‏المللى قرار گرفته‏ايم و قدمهاى
مثبت و موفقيت‏آميزى هم برداشته‏ايم. گذر از اين مقطع نيز به تلاش و
مجاهدت خستگى‏ناپذير نياز دارد. امروز مديران و دست‏اندركاران
جامعه در همه سطوح و عرصه‏ها وظيفه‏اى بسيار حساس و تاريخى بر
عهده‏دارند كه در صورت موفقيت، تلاش و مجاهدت اين ملت فداكار در
طول يك قرن گذشته به ثمر نشسته و آرزوى ديرينه آنان مبنى بر حاكميت
اسلام و مسلمين در عرصه سياست و اجتماع تحقق يافته و تجربه موفق
نظام سياسى جمهورى اسلامى به جهانيان عرضه خواهد شد. تمدن
اسلامى بار ديگر از شرق سربرآورده و به دنبال رسيدن به مجد و عظمت
از دست رفته خويش است و اين امر براى غرب بسيار گران و غير قابل
تحمل است. توجه به حساسيت اين مقطع تاريخى دولتمردان را به
تلاشى مضاعف و مخلصانه فرا مى‏خواند.

 

 


|9|

نياز به يادآورى نيست كه هر قدر صاحبنظران، روشنفكران و نخبگان
جامعه به تبيين اصول و مبانى نظام همت گمارند و به دفاع عقلانى از آن
برخيزند و امتيازات آن را از نظامهاى سياسى ديگر برجسته كنند، بدون
توفيق مديران در اثبات كارآمدى نظام، راه به جايى نخواهند برد.
همكارى و همفكرى اين دو گروه؛ يعنى متفكران و نخبگان از يك طرف
و مديران و دست اندركاران از طرف ديگر، شرط لازم براى رسيدن به
مقصود نهايى است. مخالفان داخلى و خارجى نظام دينىِ جمهورى
اسلامى تمام همّت خود را صرف مى‏كنند تا مانع موفقيت اين نظام شوند
و تبليغ كنند كه درعمل ثابت شد مكتب اسلام براى اداره جوامع امروز
بشرى توانايى لازم را ندارد و بايد به سراغ مكاتب تجربه شده
بشرى‏رفت.

آيا در چنين وضعيت دشوارى، كه از يك سو دشمن مانعِ پيش روى
ماست و از سوى ديگر تجربه جديدى را آغاز كرده‏ايم كه دشواريهاى
خاص خود را به همراه دارد، نبايد همه توان وظرفيت خود را براى كسب
موفقيت نظام جمهورى اسلامى به كار گيريم؟ اگر با توكل بر خدا و اعتماد
به ملت رشيد ايران بر تلاش و مجاهدت خود در دو عرصه ياد شده
بيفزاييم، موفقيت نظام حتمى است، به اميد آن روز.

سردبير

پى‏نوشت‏ها

 


[1]. صحيفه امام، ج‏21، ص‏290.

 

تعداد نمایش : 1734 <<بازگشت
 

 فهرست مجلات فصلنامه حکومت اسلامی بصورت فایلهای PDF

 

 

 فهرست کتاب ها 

 

 

درس خارج
«فقه نظام سیاسی اسلام»
استاد: حضرت آیت‌الله محسن اراكی دام‌عزه

         کلیه حقوق برای مرکز تحقیقات علمی دبیرخانه خبرگان مجلس محفوظ است.

صفحه اصلی|اخبار|راهنمای تنظیم و ارسال مقالات|کتاب ها|فصلنامه|درباره ما