صفحه اصلی|اخبار|درس خارج فقه نظام سیاسی اسلام|تماس با ما
منو اصلی
اوقات شرعی
ورود
نام کاربری :   
کلمه عبور :   
عضویت
اسلام، جامعه، سياست در ادبيات معاصر فرانسه
اسلام، جامعه، سياست در ادبيات معاصر فرانسه تاریخ ثبت : 1390/11/20
طبقه بندي : فصلنامه حکومت اسلامی شماره29 ,
عنوان : اسلام، جامعه، سياست در ادبيات معاصر فرانسه
مولف : حسن فرشتيان با همكارى رسول جعفريان
دریافت فایلpdf :

pdffileبرای دریافت فایل  PDF کلیک نمایید.

متن :

|224|

 


|225|

تدريج وسيع‏تر و پردامنه‏تر شد. دولت‏هاى غربى، در عرصه
سياسى، به جاى آنكه راه حل مناسبى پيدا كنند، به سمت
دشمنى بيشتر با جهان اسلام حركت كردند. همين امر سبب
شد تا خشمى عميق تمامى جهان اسلام را فرا گيرد و به جايى
برسد كه امروز، آمريكا به رغم آنكه در ظاهر قدرتمندترين
كشورها به شمار مى‏آيد - در برابر آن گرفتار، بى‏چاره و
درمانده شود.

 

 

طى اين سالها، مراكز پژوهشى غرب؛ چه آنها كه وابسته به
دولت‏ها و نهادهاى حكومتى و دينى هستند و چه آنانكه به
صورت آزاد و از روى كنجكاوى در موضوعات بكر و بديع
به پژوهش مى‏پردازند، با سرعت بسيار در تلاش براى
شناخت بيشتر دنياى اسلام برآمده‏اند. براثر تحوّلات ياد
شده، شرق‏شناسى از مسير پيشين خود جدا شده و به مقدار
زيادى به صورت پژوهش در يك امر معاصر درآمده است.
تمدّن اسلامى پيشتر به عنوان يك پديده از رده خارج شده،
مورد تأمّل قرار مى‏گرفت؛ همان طور كه يك قطعه سفال
متعلق به سه هزار سال پيش از ميلاد، مورد مطالعه واقع
مى‏شد، اما اكنون، دنياى اسلام به صورت يك پديده زنده،
دل‏مشغولى خاصى را براى مؤسسات پژوهشى غرب فراهم
كرده است. هر كدام آنان با انگيزه‏هاى ويژه به اين پژوهش
مشغول شده‏اند و سالانه صدها كنفرانس علمى در مراكز
مختلف دانشگاهى و دولتى در ارتباط با جهان اسلام
برگزارمى‏كنند.

 

 

يكى از كشورها كه ارتباطى نزديك با دنياى اسلام دارد،
فرانسه است. اين كشور كه سال‏ها به استعمارگرى در
فرانسه كه سال‏ها به
استعمارگرى در
كشورهاى اسلامى؛
اعم از آفريقايى و
آسيايى مشغول
بوده، حدود شش
ميليون مسلمان را
در خود جاى داده
است. اين زمينه، به
علاوه رقابتى كه
فرانسه با ديگر
دولت‏هاى
استعمارى دارد،
انگيزه ويژه‏اى را
براى تعميق و
توسعه مطالعات
اسلامى در اين
كشور پديده آورده
است.

 

 


|226|


كشورهاى اسلامى؛ اعم از آفريقايى و آسيايى مشغول
بوده،حدود شش ميليون مسلمان را در خود جاى داده
است.اين زمينه، به علاوه رقابتى كه فرانسه با ديگر
دولت‏هاى‏استعمارى دارد، انگيزه ويژه‏اى را براى
تعميق‏وتوسعه مطالعات اسلامى در اين كشور پديده
آورده‏است.

به همين دليل، مراكز علمى كشور فرانسه، طى سال‏هاى
اخير، در ارتباط با جهان اسلام به طور عام و كشورهاى
اسلامى به صورت تك تك و احياناً بحث‏هاى تاريخى
مربوط به تمدّن اسلامى و همچنين اسلام سياسى، مطالعات
گسترده‏اى داشته و آثارى را پديد آورده‏اند. امّا از آنجا كه زبان
فرانسه در كشور ما به‏تدريج در حال حذف شدن است، اين
آثار كم‏تر به فارسى ترجمه مى‏شود.

كتابشناسى حاضر را، كه موضوع خاص آن پرداختن به
آثار مربوط به اسلام و خاورميانه و همچنين انقلاب اسلامى،
تشيع و جنبش‏هاى معاصر اسلامى است، جناب حجت
الاسلام، آقاى دكتر حسن فرشتيان - كه سالهاست در فرانسه به
تحصيل در دانش حقوق اشتغال دارند - فراهم آورده‏اند.
هدف اصلىِ وى آن بوده است كه كتاب‏هاى تازه انتشار يافته
معرفى شود و نيز محتواى آن آثار و موضوعاتى كه به آنها
پرداخته‏اند شناسانده شود.

روشن است آثارى كه در اين زمينه نشر يافته، بسيار
فراوان است، اما همين مقدار مى‏تواند دامنه آن تلاش‏ها را
آشكار سازد.

رسول جعفريان

 


|227|

 


مرورى بر 21 اثر

 

نويسندگان: اين كتاب به صورت مجموعه مقالات تنظيم شده و توسط نويسندگان
مختلفى از پژوهشگران و اساتيد و متخصصان اسلام و ايران، به رشته تحرير در آمده است.

 

 

مقاله «اروپا، اسلام و جامعه مدنى» توسط LEWIS Bernard نوشته شده است. وى استاد
دانشگاه پرينستون آمريكا و متخصص مشهور بين‏المللى «دنياى اسلام و جهان عرب» و
نويسنده كتاب‏هايى مانند: «عرب در تاريخ»، «تاريخ خاورميانه» و «تشكيل خاور ميانه
مدرن» مى‏باشد. وى در اين مقاله، به بررسى رابطه اسلام و اروپا و به بررسى مواضع اسلام در
برابر جامعه مدنى مى‏پردازد.

 

 

مقاله بعدىِ اين كتاب نيز توسط نويسنده پيشگفته، با عنوان «هويّت شيعه» نگارش يافته
و در آن، به پراكندگى جغرافيايى شيعه و به ريشه‏هاى تاريخى پيدايش تشيع در جهان اسلام
پرداخته است. نويسنده در اين مقاله، پس از نگاهى تفصيلى به تاريخ خلفا، به زمينه‏هاى
تاريخى رشد و گسترش فرهنگ شيعى در ايران اشاره كرده و پس از تبيين ديدگاه‏هاى
اعتقادى و فرهنگى شيعه در عصر صفويه، به سلسله خاندان‏هاى حكومتى كه مروّج شيعه
بودند، پرداخته است، نويسنده دراين مقاله، همچنين نقش صفويه و آقاخان در رشد و
گسترش شيعه را مورد مطالعه و بررسى قرار مى‏دهد.

 

 


|228|

 

مقاله سوّم توسطِ T Hichem‍DJA استاد تاريخ دانِ دانشگاه تونس و نويسنده كتاب مثل
«تفرقه و اختلاف بزرگ مذهبى و سياسى در صدر اسلام»، نوشته شده است. نويسنده در اين
مقاله به «فرهنگ و سياست در جهان عرب» مى‏پردازد و در اين رابطه مطالعه‏اى مفصل در
تاريخ فرهنگ و تمدّن در جهان عرب و پژوهشى علمى در زمينه سير تكوين انديشه سياسى
و فرهنگى جهان عرب و مسلمان، از دوران‏هاى گذشته تاريخى تا زمان معاصر، انجام
داده‏است.

 

 

«حامد الگار» نويسنده مشهور و استاد دانشگاه بر كلّى كه متخصص مسائل ايران و
انقلاب است، در مقاله‏اى تحقيقى با عنوان «منابع و شخصيت‏هاى انقلاب اسلامى ايران» به
صورتى مشروح و با نگاهى مثبت به تبيين نقش روحانيت شيعه در ايران و در انقلاب
اسلامى ايران پرداخته است. وى در اين مقاله به بررسى و پژوهش در مورد «رابطه ايران و
شيعه» پرداخته و پس از بررسىِ جايگاه ايران، به عنوان «مهد و پايگاه تاريخى تشيع»، ديدگاه
شيعه در مورد سياست را شرح مى‏دهد و تفاوت تئورى‏هاى مطرح شده در شيعه را با
تئورى‏هاى اهل تسنن دراين زمينه تبيين مى‏كند.

 

 

در اين مقاله براى آشنايى با برخى از جنبه‏هاى فكرىِ تشيع و انقلاب، نقش تاريخى امام
حسين عليه السلام و حادثه كربلا در تكوين و شكل‏گيرى ساختار زير بناى فكرى شيعيان (به
خصوص شيعيان ايران) مورد مطالعه و پژوهش قرار گرفته است. نويسنده، تاريخ ورود
شيعه به ايران و هجوم مغول (در قرن سيزدهم ميلادى) به اين كشور را بررسى كرده و دوران
صفويه را به عنوان عصر به رسميت شناخته شدن شيعه و قرن شانزدهم را به عنوان اوج
نهادينه شدن باورهاى شيعى توصيف كرده است. وى سپس به بررسى حركت‏هاى اسلامى
در ايران پرداخته و دلايل شكست حركت اسلامى در نهضت مشروطه را تجزيه و تحليل
كرده است. در بررسى حركت‏هاى اسلامى در ايران، به تأسيس حوزه علميه قم، توسط شيخ
عبدالكريم حائرى و به بازخوانى نقش اين حوزه در جريان‏ها و حركت‏هاى اسلامى قرن
اخير پرداخته است. پس از اشاره مختصرى به زمينه‏هاى تحرير كتاب «كشف الاسرار»
توسط امام خمينى قدس سره، به حركت‏هاى ايشان جهت دفاع از كيان اسلام و حوزه انديشه
و اعتقادات اسلامى پرداخته است و داستان حوادث پانزده خرداد 1342 و سپس تبعيدامام
راحل به نجف را توضيح داده است. در بررسى عوامل پيدايش انقلاب، افزون بر نقش
روحانيان، به نقش روشنفكران مسلمان مانند: مهندس بازرگان و به تبيين ديدگاه‏ها و
انديشه‏هاى دكتر شريعتى در بسيج روشنفكران و دانشجويان مى‏پردازد. اين مقاله به

 


|229|

انگليسى است و توسط ROUBICH-STRETZ Antoinette به فرانسه برگردان شده است.

 

 

مقاله چهارم اين مجموعه را داريوش شايگان، نويسنده ايرانى (درحال حاضر مقيم
فرانسه)، نگاشته است. وى داراى ديدگاه‏هاى انتقادى نسبت به انقلاب اسلامى ايران
مى‏باشد. موضوع اين مقاله، «نقش مدرنيته در بازخوانى‏هاى جديد از اسلام» است.

 

 

نويسنده پس از اشاراتى فلسفى و كلامى، با نگرشى مقايسه‏اى به قرابت‏ها و تفاوت‏هاى
مكاتب كانت و سهروردى، اين پرسش را مطرح مى‏كند كه از چهار قرن پيش چه چيز
جديدى رخ داده است كه ما شاهد يك غيبت تاريخى انديشه‏هاى نو در مكاتب اسلامى
بوده‏ايم؟ در اين مقاله، وى در پى پاسخ دادن به اين پرسش است كه اصلاً «انقلاب دينى»
چيست و داراى چه ويژگى‏هايى است؟ وى پس از بررسى شاخصه‏هاى فكرى اسلام گرايان
و پس از توصيف شاخصه‏هاى يك انقلاب دينى، با نگرشى انتقادى نسبت به بنيادگرايان
اسلامى، به تجزيه و تحليل حركت‏هاى اسلام خواهانه معاصر پرداخته و ضمن بررسى
انتقادى از گرايش‏هاى «بنيادگرايى» و «فاندامانتاليسم» اسلامى، معتقد است كه طبق نظريه
برخى از متفكران مسلمان، جريان‏هاى بنياد گرايى اسلامى معاصر، نه تنها موجب رشد اسلام
گرديده، بلكه اين انديشه‏ها در تعارض و اصطكاك با ايده‏هاى مدرنيته فراگير، سبب شده
است تا آرزوهاى اسلام گرايان نيز منتهى به فنا و نااميدى شود.

 

 

اين كتاب مجموعه مقالاتى است كه توسط نويسنده پيشگفته گرد آورى شده است. در
اين نوشتار، تنها بخشى از مقالات مهم و مرتبط با موضوع اين كتاب‏شناسى را بررسى
مى‏كنيم. مقالات بخش اوّل در زمينه «مذهب و جامعه» است. در اين بخش با مقالات ذيل
مواجه مى‏شويم:

 

 

«تولّد اسلام» نوشته DELCAMBRE Anne-Marie، «دگماتيسم در اسلام» نوشته

 


|230|

ARNALDEZ Roger، «شريعت و قوانين در اسلام» نوشته LAMAND Francis، «شيعه
ديروز و امروز» نوشته MICHEAU Francoise و «سوفيسم» نوشته جمشيد مرتضوى.

 

 

در مقاله «شيعه ديروز و امروز»، نويسنده ضمن بررسى افكار و اعتقادات شيعه، نقش
باورهاى شيعى را در «تشكيل عناصر تمدّن اسلامى - شيعى» مى‏داند. وى با مرورى گذرا بر
انقلاب اسلامى ايران، اين انقلاب را دليلى بر دو باره مطرح شدن شيعه در صحنه‏هاى سياسى
و اجتماعى مى‏شمارد. او با اشاره به داستان امام على عليه السلام به تبيين جنگ صفين
پرداخته و سپس به داستان غم‏انگيز كربلا و نقش حضرت ابوالفضل در اين ماجرا مى‏پردازد.
سپس بينش اعتقادى شيعه نسبت به غيبت و امام مهدى(عج) را مورد بررسى قرار مى‏دهد.
درادامه با تبيين الگوهاى رفتارى خاندان قاجار، وارد مبحث روحانيت شيعه شده و نقش اين
گروه را در تاريخ سازى جامعه از زمان قاجار تا دوران پهلوى توضيح مى‏دهد. پس از بررسى
تأثيرات باورهاى شيعه در معادلات اجتماعى ايران، به نقش امام موسى صدر و شيعيان لبنان
و نقش حزب اللّه در آن كشور اشاره مى‏كند. وى سپس عملكرد ديگر گروه‏هاى شيعى؛ مثل
خوجه‏ها و طرفداران آقا خان را مورد بررسى قرار مى‏دهد.

 

 

مقالات بخش دوم به تمدّن اسلامى اختصاص دارد. عنوان مقاله‏اى در اين بخش «اسلام و
تمدّن و علوم» مى‏باشد كه توسط SALAM Abdus نوشته شده است. نويسنده دراين مقاله
به نقش مسلمانان در گسترش تمدّن بشرى و علوم مى‏پردازد. مقاله ديگرى به گسترش اسلام
اختصاص دارد. نويسنده پس از بررسى‏هاى تاريخى و با توضيح نمونه گسترش اسلام از
قرن دهم به بعد در قاره آفريقاى سياه، نتيجه مى‏گيرد كه گسترش اسلام دراين كشورها، گاهى
به روشى مسالمت‏آميز بوده و از طريق بازرگانان و جهانگردان صورت پذيرفته و گاهى به
شيوه‏اى قهرآميز و جنگجويانه و از طريق نظامى گسترش يافته است. در اين بخش نقشه‏هاى
جغرافيايى قابل توجّهى جلب نظر مى‏كند، كه در آنها محدوده‏هاى پيشرفت اسلام در نقاط
مختلف جهان علامت‏گذارى شده و به بيننده، نمايى كلّى از شيوه‏هاى گسترش اسلام و از
مناطق تحت تأثير تمدّن و فرهنگ اسلامى ارائه مى‏كند.

 

 

بخش سوم مقالات، در زمينه «چهره مسلمانان در قرن بيستم» است. مقاله‏اى در باره
رهبرى انقلاب اسلامى ايران، توسط نويسنده كتاب Paul BALTA نوشته شده كه نويسنده
در آن به نقش آيت اللّه خمينى قدس سره در ارائه چهره جديدى از اسلام سياسى و
اصطكاك‏هاى آن با تمدّن غربى اشاره مى‏كند و سپس به نقش ناسيوناليسم عرب در

 


|231|

شكل‏گيرى تمدّن جديد اسلامى معاصر مى‏پردازد. در پايان، در مقاله‏اى با عنوان «اسلام و
غرب» كه توسط LAMAND Francis نوشته شده است، نويسنده روابط اسلام و غرب و
مشكلات آن را مورد بررسى قرار مى‏دهد.

 

 

نويسنده: پروفسور دانشگاه در فرانسه بوده است. در زندگى علمى نويسنده، بايد گفت:
وى استاد رساله دكتراى على شريعتى در فرانسه بوده و فرانسوى الأصل مى‏باشد. برك ژاك
در سال 1910 ميلادى در الجزاير متولد شد و در سال 1995 در فرانسه از دنيا رفت. وى اسلام
شناس بزرگ قرن بيستم و متخصص روابط عرب و فرانسه بود. حوزه مطالعات و پژوهش
وى بيشتر در كشورهاى هند، مصر و ايران بود. مدتى در مراكش اشتغال داشت و به مصر و
لبنان و فرانسه مسافرت مى‏كرد. يك ربع قرن صاحب كرسى اسلام شناسى معاصر در كالج
فرانسه بود (كه از مشهورترين آكادمى‏هاى علمى و معتبر فرانسه است). وى حلقه‏اى غير
رسمى از روشنفكران و انديشوران و متخصصان علوم اسلامى ايجاد كرد و اين شبكه به نام
خود وى «برك» ناميده شد.

 

 

در طول عمر خويش، ده‏ها مقاله و كتب علمى معتبر منتشر كرد كه برخى از آن‏ها عبارتند
از: «عرب‏هاى ديروز و امروز»، «شرق رم» و «علما و مؤسسان مذهبى مغرب.»

 

 

اين كتاب مخلوطى از جامعه‏شناسى و مسائل اساسى و ريشه‏اى اسلام معاصر مى‏باشد.
قرآن در آن به عنوان رفرانس اصلى مورد توجّه قرار گرفته است.

 

 

بخش «اسلام معاصر»، شامل اسلام در هند، آفريقا، نگاه غرب به اسلام آفريقايى، اسلام
طه حسين، برگشت طه حسين در سنين بالا به اسلام، مى‏باشد.

 

 

در بخش هشتم كتاب ذيل عنوان «توديع با شريعتى» حدود پانزده صفحه از كتاب به شرح
زندگى دكتر شريعتى اختصاص دارد و نويسنده ضمن بيان اينكه شريعتى در كلاس‏هاى

 


|232|

درس وى در مدرسه مطالعات عالى حضور پيدا مى‏كرد، شديداً اظهار تأسف مى‏كند كه چرا
نتوانسته است با اين شاگرد خويش بيشتر به تبادل نظر و گفت و گوهاى علمى بپردازد، سپس
به استفاده‏ها و برداشت‏هاى شريعتى از نظريات ژرژ گورويچ و لوئى ماسينيون و كتاب حلاج وى
اشاره مى‏كند و به‏طور اختصار، به فعاليت‏هاى شريعتى در حسينيه ارشاد تهران مى‏پردازد و در
پايان شعرى از سروده‏هاى دكتر را به زبان فرانسه ترجمه كرده و در اين بخش مى‏آورد.

 

 

موضوع بعدى اين بخش، نقش رهبرى آيت اللّه خمينى در انقلاب اسلامى ايران و كتاب
ولايت فقيه وى و تأثير شريعتى بر انقلاب ايران است. نويسنده ضمن بررسى نظريه اجتهاد
در فقه اسلامىِ شيعى، به بررسى تطبيقى اين نظريه با نظريه علّامه اقبال لاهورى درا ين
زمينه‏مى‏پردازد.

 

 

در بخش دهم اين كتاب، «مدينه فاضله» و «اتوپياى اسلامى» مورد مطالعه و بررسى
قرارمى‏گيرد.

 

 

نويسنده در اين بخش ذيل عنوان «اسلام از ديروز تا فردا» به بررسى آينده اسلام
مى‏پردازد. بخش يازدهم اين كتاب، كه آخرين بخش آن است، به «اسلام، مسلمانان و
مدرنيته» اختصاص دارد و به روابط ميان اسلام و مدرنيته و روشنفكران نوگرا مى‏پردازد و
نتيجه مى‏گيرد كه جوّ عمومى و فرهنگ غالب كنونى اسلام، حكايت از جستجوى
انديشوران اسلامى و روشنفكران مسلمان نسبت به هويّت خويش است و توضيح مى‏دهد
كه گرايش بازگشت به هويّت خويش، گرايش غالب و فراگير در حوزه انديشه‏هاى سياسى و
اجتماعى مسلمانان معاصر مى‏باشد.

 

 

نويسندگان: اين كتاب (كه دو تن هستند) از پژوهشگران مركز ملّى تحقيقات علمى

 


|233|

CNRS بخش مطالعات جهان عرب و اسلام مى‏باشند.

 

 

نويسندگان در آغاز كتاب، با اشاره به نظريه برخورد تمدّن‏ها، دلايل ترس و واهمه غرب
از اسلام را بيان كرده‏اند و توضيح داده‏اند كه به چه دلايلى غرب از اسلام وحشت دارد و اين
دين را دشمن خويش تلقّى مى‏كند. سپس به نقاط حساس برخورد تمدّن غرب و تمدّن
اسلامى از قبيل عربستان، فلسطين و بوسنى اشاره كرده‏اند و سپس كشورهاى تأثير گذار و
تأثيرپذير فرهنگى را مورد بررسى و كاوش قرار داده‏اند.

 

 

نگارندگان در بخش نخست كتاب، «قطب‏هاى تأثير گذار» در برخورد تمدّن غرب و
تمدّن اسلام را مورد مطالعه قرار داده‏اند. از ديدگاه آنان، عربستان سعودى به دليل رهبرى
بخشى از تندروهاى جهان عرب و به دليل مركز دائمى دبيرخانه «كنفرانس اسلامى» بودن،
ايران به دليل رهبرى جهان تشيع، مصر به دليل حضور فرهنگى فعال دانشگاه الأزهر، تركيه
به‏خاطر نقش حساس حزب رفاه در معادلات سياسى اين كشور و حزب اسلاميت كردستان
به دلايل بومى و ناسيوناليستى كردها، تأثيرات مهمى بر بخش‏هايى از تمدّن و فرهنگ معاصر
جهان اسلام دارند.

 

 

بخش دومِ كتاب در باره بررسى «قطب‏هاى تأثيرپذير» است. هند و پاكستان به دلايل
مذهبى، ملّى و مسائل مرزى و بنگلادش به‏خاطر مسائل امنيتى شبه قاره هند از مهم‏ترين اين
قطب‏ها محسوب مى‏شوند. هنگام مطالعه مسائل بنگلادش، نويسندگان اين كتاب به داستان
نويسنده اين كشور، تسليمه نسرين مى‏پردازند. اندونزى، سودان، نيجريه از كشورهايى
هستند كه دراين بخش مورد بررسى و مطالعه قرار مى‏گيرند.

 

 

«مواضع مهم محل درگيرى و برخورد و مناقشه» موضوع بخش سوم اين كتاب است.
نويسندگان اين كتاب، به افغانستان، لقب «خداى جنگ‏ها» مى‏دهند؛ زيرا افغان‏ها هنوز
ازنبرد با كمونيسم و شوروى فارغ نشده بودند كه درگير جنگ‏هاى داخلى و قبيله‏اى
وگروهى گرديدند.

 

 

چچن به دليل جنگ استعمارى، يكى از محورهاى درگيرى تمدّن شرق و غرب
محسوب مى‏شود.

 

 

بوسنى به عنوان اينكه سمبل تحقير تاريخى مسلمانان است مورد مطالعه قرار مى‏گيرد.
الجزاير در ارتباط با جنگ دوم جهانى و كشورهاى آسياى مركزى به دليل نقش حساس
جغرافيايى آن‏ها ميان دنياى فرهنگى قديم و جديد و سرانجام فلسطين به عنوان‏انگيزه

 


|234|

عمومى و كلّى جهان اسلام مطرح مى‏شود.

 

 

بخش چهارم به مسائل ويژه «غرب» اختصاص دارد. در ميان كشورهاى غربى، انگليس به
عنوان محل تجمع مسلمانان و فرانسه به عنوان مهد لائيسيته و آلمان و ايالات متحده آمريكا
به دلايل فرهنگى و نوع خاص برخوردهاى آنان با مسلمانان و با تمدّن و فرهنگ اسلامى،
مورد مطالعه و پژوهش قرار مى‏گيرند.

 

 

نويسنده: بورگات فرانسوا، در ويراستارى چاپ جديد اين كتاب، با توجّه به حوادث‏br>11> سپتامبر، رشد اسلام و اسلامگرايى را در فرانسه قابل توجّه و مهم دانسته و در پى آن است كه
ريشه‏هاى تاريخ و فرهنگى تروريسم و بنيادگرايى را همراه با ريشه‏هاى تاريخى
ناسيوناليسم مورد مطالعه قرار دهد. وى با ارائه سيمايى از اجراى «شريعت اسلامى» به رشد
خشونت در مناطق خاصى از جهان اسلام؛ مانند الجزاير، مصر و نوار غزه اشاره كرده است.
اما وى از تفاوت رفتارى و اعتقادى ميان مسلمانان نيز غافل نمانده و خود را نه مخالف اسلام
و نه مخالف مسلمانان طرفدار تساهل و تسامح، بلكه خود را مخالف مسلمانان بنيادگرا
معرفى مى‏كند.

 

 

در بخشى از كتاب، ذيل عنوان «اسلام و دموكراسى» اين دو مفهوم را با مقايسه مفاهيم
«خدا و مردم» و با آوردن مثال «آب و آتش» در مقابل هم تلقّى كرده است. بخش ديگرى
ازكتاب به مسأله «اسلام گرايان و زن» اختصاص دارد و نويسنده تلاش كرده است تا با
ديدى‏انتقادى از جايگاه و موقعيت سياسى و اجتماعى زنان نزد بنيادگرايان اسلامى به
شدت‏انتقاد كند.

 

 

هنگام بررسى «مدرنيته و اسلام»، وى مدرنيته را در جهان اسلام به دو بخش تقسيم
مى‏كند؛ بخش اوّل «مدرنيته وارداتى» است كه بدون توجّه به مفاهيم و شرايط منطقه‏اى، به

 


|235|

صورت يك كالاى مصرفى و وارداتى، وارد اين كشورها شده و كوركورانه تقليد شده است و
بخش ديگر، «مدرنيته تحميلى» است كه بر جامعه مسلمان بالاجبار توسط روشنفكران و
مدرنيسم‏ها تحميل گرديده است. بخش آخر كتاب بعد از حوادث 11 سپتامبر توسط
نويسنده در ويراستارى جديد افزوده شده است.

 

 

مجله «لوموند ديپلماتيك» در مقاله‏اى در معرفى اين كتاب مى‏نويسد:

 

«نويسنده اين كتاب، فرانسوا بورگات تلاش كرده است تا دراين كتاب يك ديالوگ
وگفت و گوى واقعى ميان تمدّن‏ها ايجاد كند و همزمان، از ارزش‏هاى جهانى - انسانى دفاع
نمايد. جهان ما يك جهان چند مليتى است، همراه با بازار جهانى واقتصاد و تجارت جهانى
بايستى فرهنگ جهانى نيز براى نزديك‏تر شدن تمدّن‏ها وفرهنگ‏هاى مختلف بشريت
ايجاد شود. اين كتاب گامى جهت شناخت ريشه‏هاى فرهنگى تمدّن اسلامى بوده و دراين
راستا تدوين شده است.»

 

نويسنده: بورلت ژوزف استاد دانشگاه

 

 

جهان اسلام همه روزه در صدر اخبار و در اولين صفحه مطبوعات قرار دارد.

 

 

جنگ‏هاى داخلى و جنگ‏هاى محلى و منطقه‏اى و مسائلى چون نفت، انقلاب و...
موجب ارائه نگاهها و برداشت‏ها و تفسرهايى متفاوت از اسلام مى‏شود. اسلام كه اينقدر در
نزديكى ما قرار دارد، به تعبيرى ديگر، همين مقدار از ما دور است و با ما فاصله دارد و
برايمان مجهول و ناشناخته است. مطالعه اين كتاب سه فايده اساسى دارد؛ در مرحله نخست،
از تاريخ جهان اسلام و اصول تمدّن كشورهاى اسلامى، اطلاعات قابل توجّهى ارائه مى‏كند.
در مرحله دوم، به دليل ضمايم و فرهنگ لغت ضميمه، اين كتاب راهنماى مفيدى براى
شناخت جهان عرب و مسلمان است و در نهايت مى‏توان اين كتاب را به عنوان منبع معرفى
كرد و از منابع و رفرانس‏هاى آن نيز بهره برد.

 

 


|236|

 

اين كتاب داراى ضمايم بسيار و قابل توجّهى است. در بخش ضمايم، تابلوهاى قابل
توجّهى از خاندان‏هاى حكومتى در جوامع و كشورهاى اسلامى وجود دارد. تقويم تاريخى
از رويدادهاى مهم تاريخى جهان اسلام، زينت بخش اين ضمايم مى‏باشد. نويسنده با ارائه
«تابلوى جهان اسلام»، شكل گسترش و بسط اسلام و حوزه‏هاى نفوذ تمدّن و فرهنگ
اسلامى را در قالب تابلو و جدول منظم و دسته بندى شده، در معرض ديد خوانندگان قرار
مى‏دهد. «ضميمه نام‏ها و مكان‏هاى تاريخى»، «فرهنگ لغت» غنى و جالب توجّه، «كتابنامه» و
«ليست كتابشناسى» از مزاياى اين كتاب است كه بر غناى مطالب متن مى‏افزايد.

 

 

بخش نخست كتاب، «تولّد و پيدايش تمدّن عرب» را بررسى مى‏كند و از شبه جزيره
عرب به عنوان گاهواره تمدّن اسلامى - عربى و محل نزول وحى و مكان سكونت پيامبر
اسلام‏صلّى اللّه عليه و آله ياد مى‏كند. در اين بخش، خلافت خاندان بنى اميه را به عنوان
امپراتورى بنى اميه مورد بررسى قرار مى‏دهد و نقش آن در گسترش و شكل‏گيرى و زير
بناهاى تمدّن اسلامى را به بحث مى‏گذارد.

 

 

بخش دوم، در زمينه تداوم و پيوستگى تاريخى تمدّن مسلمانان از عصر بنى اميه تا عصر
بنى عباس مى‏باشد. در بخش بعدى امپراتورى اسلامى از اسپانيا تا مغرب بزرگ عربى مورد
مطالعه قرار مى‏گيرد. بخش چهارم به اضمحلال و انحلال امپراتورى اسلامى و افول دوران
خلافت اختصاص دارد. در اين بخش امپراتورى عثمانى، خاندان صفويه در ايران، مغول‏ها
در هند، حكومت‏هاى مغرب، به عنوان مرزهاى تاريخى دوران انتقال از عصر خلافت به
عصر حكومت مدرن مطرح مى‏شوند. بخش پنجم ذيل عنوان «رنسانس معاصر در قرن
نوزدهم و بيستم» از شكست امپراتورى عثمانى و ناكامى آرزوهاى مسلمانان براى ايجاد يك
امپراتورى اسلامى در برابر امپرياليسم غرب سخن مى‏گويد. بيدارى جهان عرب، همراهى
ملّى گرايان براى بازگشت به هويّت عربى - اسلامى، نتايج جنگ جهانى اوّل و دوم، كه منجر
به استقلال و رهايى بسيارى از كشورهاى اسلامى از سلطه استعمارگران شد، به عنوان
مهم‏ترين رخدادهاى قرن اخير در تاريخ تمدّن اسلامى ذكر شده است. در لابلاى مطالب
مطرح شده در اين كتاب، نويسنده به مناسبت‏هاى مختلف به ايران قديم و جديد و نقش آن
در حوزه فرهنگ و تمدّن اسلامى اشاره مى‏كند. به هنگام مطالعه ايران، نويسنده حدود يك
صفحه از كتاب را به شيوه و دلايل اسلام آوردن ايرانيان اختصاص مى‏دهد. صفحه ديگرى از
كتاب نيز به جهان شيعه اختصاص دارد كه نويسنده تلاش مى‏كند براى خوانندگان تصويرى

 


|237|

اجمالى از فرهنگ شيعه و مختصات فكرى و اعتقادى آن، ارائه كند. هنگام مطالعه ايران
معاصر، نويسنده با اشاره‏اى به تحوّلات قرن بيستم در ايران و حركت ايران به سوى مدرنيته
و تحوّلات اجتماعى - اقتصادى و سياسى ايران، به نقش رضا خان و موضعگيرى وى در
جنگ جهانى دوم مى‏پردازد و نيز نقش انقلاب ايران، نقش مساجد در بسيج عمومى مردم،
نقش افكار على شريعتى در ايجاد آرمان‏هاى انقلابى و برداشت‏هاى انقلابى از اسلام براى
جوانان، نقش آيت اللّه خمينى در هدايت و رهبرى انقلاب، سفر او به پاريس و بازگشت
پيروزمندانه وى به ايران، پيروزى انقلاب، داستان گروگان‏گيرى ديپلمات‏هاى آمريكايى در
ايران و سرانجام داستان جنگ عراق بر ضدّ ايران، مطالبى هستند كه نويسنده در زمينه ايران و
نقش آن در تاريخ تمدّن اسلامى مورد بررسى و تجزيه و تحليل قرار داده است.

 

 

نويسندگان: شاربى لوران و شاربى انى

 

 

بخش اوّل كتاب، به چگونگى تشكيل ارزش‏هاى شاخصه هويّت عربى و اسلامى
مى‏پردازد. اين بخش را با بحث سيستم بدوى و قبايلى عرب آغاز مى‏كند و شاخصه‏هاى
عرب بدوى را بر مى‏شمارد. يكى از شاخصه‏هاى تعيين كننده ساختار تمدّن عربى، «زبان
عربى» است. قرآن مجيد كتاب پيامبر اسلام به زبان عربى بود و خود ايشان نيز عرب زبان بود
و به عربى سخن مى‏گفت.

 

 

نويسنده، سپس به بررسى نژاد عرب كه از نژاد سامى است، پرداخته و توضيح داده است
كه مسأله خون و نژاد و نسب و قبيله تا چه مقدارى در ميان اعراب، از اهميت والايى
برخوردار بوده و اسباب فخر و مباهات آنان را تشكيل مى‏دهد، تا جايى كه برخى از نژادهاى
خاص؛ آنان كه منسوب به خاندان پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله مى‏باشند، به نام «شريف»

 


|238|

لقب گرفته‏اند. نويسنده توضيح مى‏دهد كه در برابر اين ارزش‏هاى نژادى و خونى عربيّت،
پارس‏ها و كردها شديداً مقاومت كرده‏اند.

 

 

بخش دوم، به تفاوت معيارهاى اسلامى و عربى مى‏پردازد. با توضيح و تبيين روابط
عرب با كشورهاى غربى و اروپا، روابط مصر و قسطنطنيه و فرانسه را بررسى مى‏كند. به
هنگام سخن از روشنفكرانى كه پرچمدار بازيابى هويّت عربى - اسلامى بودند، از سيد جمال
الدين نام مى‏برد و مى‏نويسد: جمال الدين افغانى، يك ايرانى بود كه با برقرار كردن روابطى
وسيع و گسترده و در سطوح بالا، از دربار عثمانى آغاز كرد و به اروپا و افغانستان و هند و
ايران و مصر سفر كرد تا پيام خويش را به مسلمانان برساند. از ميان روشنفكران جهان عرب و
اسلام و ادامه دهندگان مسير حركت فكرى نوگراى سيد جمال الدين، مى‏توان از متفكرانى
چون محمد عبده، رشيد رضا، عبدالرحمن كواكبى و شكيب ارسلان نام برد.

 

 

در اين بخش، نويسنده به بررسى موضوع طرفداران ملّى گرايى در جهان عربى - اسلامى
پرداخته و سپس انديشه مخالفان اين تز را نيز مورد بررسى و تجزيه و تحليل قرار مى‏دهد. او
به هنگام سخن گفتن از حزب بعث، از بنيانگذاران آن؛ ميشل عفلق و ناصر ياد مى‏كند و سپس
سخن از قذّافى به ميان مى‏آورد.

 

 

بررسى جريان اخوان المسلمين مصر و بنيانگذار آن حسن البنا از مباحث قابل توجّه اين
بخش است و نيز افكار و انديشه‏هاى سيد قطب به عنوان طرفدار انقلاب اسلامى مورد
بررسى قرار مى‏گيرد.

 

 

در ادامه مطالب اين بخش، نويسنده سياست‏هاى لائيك و غير مذهبى كردن كشورهاى
مختلفى چون سوريه، عراق و تونس را به نقد و بررسى مى‏گذارد. در ادامه مطالب اين بخش،
نظريه «حكومت اسلامى» نيز مطالعه مى‏شود. گروه‏هاى فعال مسلمان؛ مانند «جهاد و تكفير»
كه از مصر سرچشمه گرفته، گروه مجاهدان «عرب - افغان» آنان متشكّل از اعرابى بودند كه در
زمان مبارزه مردم افغانستان بر ضدّ شوروى، براى كمك به آنها، به افغانستان آمدند و در كنار
افغانستان به نبرد و جهاد بر ضدّ شوروى پرداختند) گروه‏هاى مسلح الجزاير كه سلفيه
مى‏باشند، از گروه‏هايى هستند كه در اين بخش از كتاب، مورد مطالعه و نقد و بررسى
قرارگرفته‏اند.

 

 


|239|

 

نويسنده: شارناى ژان پل مدير تحقيقات CNRS مركز ملّى تحقيقات علمى فرانسه

 

 

عرب‏ها احساس مى‏كنند «درمانده» شده‏اند و در محروميت و ناموفقيت و ناكاميابى به
سر مى‏برند و به همين دليل نمى‏توانند در زندگى اجتماعى بين‏المللى و روشنفكرى و
فن‏آورى به موفقيت‏هايى دستيابند پيدا كرده و خودى نشان دهند و به عنوان موفقين اين
صحنه‏ها شناخته شوند. بعد از اينكه عرب‏ها در اورشليم شكست خوردند، انتفاضه و «جنگ
سنگ‏ها» آغاز شد و اعتماد به نفس و باور جديدى به اعراب داد. جنگ خليج(فارس) موجب
ايجاد شكاف ميان دولت‏هاى عربى شد. درگيرى‏هاى داخلى الجزاير سبب گسترش شديد
روند مهاجرت آنان به اروپا و آمريكا گرديد.

 

 

بخش اوّل كتاب به مشكلات اجتماعى و صنعتى كادرهاى حكومتى و ادارى و
سياسى‏كشورهاى عربى مى‏پردازد و ساختار سياسى قدرت دراين كشورها را با
ديدى‏انتقادى بررسى مى‏كند. در اين بخش، از نقش روشنفكران لبنانى در ساختار
سياسى‏اين كشور و از نقش ارتش، نظاميان و انقلابيان و روشنفكران در برخى از
كشورهاى‏عربى ياد مى‏كند. نقش مهم و قابل توجّه روستائيان درالجزاير نيز مورد مطالعه
قرار داده مى‏شود.

 

 

بخش دوم كتاب به بررسى ساختارهاى اجتماعى داخلى و بين‏المللى كشورهاى عربى
مى‏پردازد. نويسنده در اين بخش از كتاب، «جغرافياى اجتماعى» و چگونگى حكومت قانون
در اين كشورها را مورد تجزيه و تحليل قرار مى‏دهد.

 

 

بخش سوم به مطالعه «استراتژى انقلاب اسلامى»، به عنوان يك جايگزين و راه حلى
درمقابل محروميت‏هاى جهان عرب مى‏پردازد. و سرانجام آخرين بخش اين كتاب
به«بررسى باورها و اعتقادات عرب» و به مطالعه زبان عرب به عنوان زبان اسلام
اختصاص‏دارد.

 

 


|240|

 

نويسنده: پروفسور مطالعات عربى در دانشگاه منچستر

 

 

مخاطبان اين كتاب، دانشجويان و محققان مطالعات اسلامى هستند. نويسنده با ارائه روز
شمارى تحليلى از تاريخ سلسله خاندان‏هاى حكومتى اسلامى، از اوّلين خليفه مسلمانان تا
عصر حاضر، تلاش كرده است تا ديدى كلّى و عمومى نسبت به تاريخ تمدّن اسلامى و نقش
خلفا به خوانندگان كتاب ارائه دهد. وى از خلفاى مدينه شروع كرده و سپس خلفاى دمشق و
بغداد و ساير خاندان‏هاى حكومتى را مورد مطالعه قرار داده است.

 

 

پس از آن، خواننده را با ساير سلسله‏هاى حكومتى خارج از جهان عرب آشنا مى‏كند.
دراين زمينه، شاخصه‏هاى رفتارى و منش‏هاى حكومتى سلسله حاكمان و خلفاى اسلامى
حاكم بر اسپانيا و مصر را تجزيه و تحليل مى‏كند. به اعتقاد وى ايران و كشورهاى
داراى‏فرهنگ ايرانى و پارسى، تركيه و كشورهاى اسلامىِ شبه قاره هند، با حفظ
ويژگى‏هاى‏فرهنگى و تمدنى خويش، ميان فرهنگ اسلامى و تمدّن بومى خويش تلفيق
مناسبى ايجاد كرده‏اند.

 

 

به هنگام مطالعه خاندان‏هاى حكومتى ايران، سلسله‏هاى سلطنتى مظفريه، جلايريه،
تيموريه، قره خانلو، آقا خانلو، صفويه، افشاريه، زنديه، قاجار و پهلوى مورد تحقيق و
بررسى قرار گرفته‏اند و در فرجام، حاكمان جمهورى اسلامى به نقد و بررسى گذاشته
شده‏اند. بنابر نظريه نويسنده، رضا خان تحت تأثير آتاتورك، نقش مهمى در لائيسيته ايران و
كنار گذاشتن فرهنگ مذهبى ايفا كرد. دكتر محمد مصدق به دليل مقابله با خودكامگى خاندان
سلطنت پهلوى، نقش فراموش ناشدنى در ساختار فرهنگى ايران ايفا كرد و سرانجام
جمهورى اسلامى به دليل بازگرداندن مذهب به جامعه ايران، در پى احياى هويّت اسلامى
كشور برآمد و امروزه در برابر موج فزاينده مدرنيسم در ايران، نسل جديدى از ثروتمندان
خورده بورژوا در ايران ظهور پيدا كرده و چالش‏هاى جدّى را ايجاد نموده است.

 

 


|241|

 

نويسنده: داخ لياژوسلين، متخصص انسان‏شناسى و تاريخ مغرب، تدريس در مدرسه
مطالعات علمى علوم اجتماعى.

 

 

اسلام، مذهبى معنوى و الهى است ولى همزمان به نحو عجيبى با سياست در هم آميخته
است. نوستالژى مسلمانان نسبت به دوران خلفا و تمايل آنان به داشتن «خليفه» و همزمان
درگيرى و مقابله آنان با استعمار، سبب شده است كه مسلمانان به طرز بى‏سابقه‏اى در برابر
لائيسيته مقاومت كنند و به همين دليل، امروزه بسيارى از كشورهاى اسلامى ثبات و پايدارى
سياسى ندارند. در ميراث سياسى تاريخ تمدّن و فرهنگ اسلامى، شاهان جنبه الوهيت دارند
و از مقام و جايگاهى ربّانى و مقدس و ويژه برخوردار هستند. «عدالت» از شاخصه‏هاى
اصلى حكومت اسلامى است؛ زيرا طبق بينش اعتقادى مسلمانان «حكومت با كفر دوام
مى‏آورد ولى با ظلم و ستم نه.»

 

 

نويسنده، مطالعات خويش را در چارچوب كشورهاى مغرب و شمال آفريقا تا ابتداى
قرن بيستم ادامه مى‏دهد. سپس به تفاوت‏هاى «خليفه»، «پيامبر»، «شاه» و «فرعون» مى‏پردازد.
در ادامه روابط و مبادلات ميراث تمدّن اسلامى با تمدّن غرب را مورد تجزيه و تحليل
قرارمى‏دهد.

 

 

نويسنده به واژه‏ها و مفاهيم نمادين اسلامى و عربى توجّه خاصى كرده و برخى از آن‏ها
را، در مقام مقايسه و تطبيق با معادل‏هاى غربى و بومى و منطقه‏اى موردمطالعه قرار مى‏دهد.
وى با منبع دادن به داستان‏هاى هزار و يك شب، برخى از شخصيت‏هاى مغرب را به چالش
مى‏كشد. مفاهيم «گنبد» و «دائره» در عرفان اسلامى و در معمارى و نقش‏هاى هندسى جهان
اسلام، در مساجد و در قصرهاى سلطنتى از موضوعاتى است كه نويسنده با علاقه و جديت
خاصى، آنان را مورد مطالعه قرار مى‏دهد. وى سپس به نقد و بررسى آراى «ابن خلدون» در
زمينه شناخت جوامع اسلامى و عربى مى‏پردازد.

 

 


|242|

 

نويسنده: جيت هشام، تاريخ دان تونسى و استاد دانشگاه و نويسنده مقالاتى مانند:
«فرهنگ و سياست در جهان عرب»

 

 

اين كتاب با بررسى رابطه مذهب و سياست در صدر اسلام آغاز مى‏شود. بحث انتخاب
خليفه آغاز گر پيدايش يك تفرقه و نفاق و اختلاف بزرگى ميان مسلمانان شد، ملت
«محمدصلّى اللّه عليه و آله» كه نام «امت» به خويش گرفته بود در عصر خاندان بنى اميه
به‏تفكيك‏ها و انشقاق‏هاى زيادى مبتلا گرديد. تقسيم مسلمانان به شيعه و سنى و خارجى
ازهمان تقسيماتى است كه در صدر اسلام و در اولين دهه‏هاى بعد از ظهور اسلام
رواج‏گرفت. در پى شوك ايجاد شده در جوامع اسلامى توسط موج «مدرنيته»
سؤالاتى‏اساسى؛ از قبيل رابطه مذهب و سياست و جدايى مذهب از سياست و يا
اسلامى‏كردن جامعه مطرح شد. اين كتاب در پى يافتن جوابى براى اين پرسش‏ها است و
براى يافتن پاسخ مناسب به سراغ دوره اوليه و اساسى صدر اسلام مى‏رود تا با الگو گرفتن از
آن عصر، كه اسلام هنوز دست نخورده‏تر بود، بتواند به تبيين نظريات و ديدگاه‏هاى اسلام در
اين زمينه بپردازد.

 

 

ابتدا، دوران صدر اسلام را بررسى مى‏كند دراين زمينه با عناوين مطالب ذيل
مواجه‏مى‏شويم: عصر جهاد و تشكيل امپراتورى اسلامى، انتخاب عثمان به خلافت،
تشكيل‏شوراها، آغاز فتنه و جنگ، ريشه‏هاى مخالفت عايشه با على و درگير شدن او
درصحنه‏هاى نبرد، همراهى مردم كوفه با على‏عليه‏السلام، جنگ جمل، نقش معاويه
درجنگ صفين، پذيرش حكميت و داورى، پيدايش خوارج نهروان، عقايد محترم و مقدس
اولين گروه‏هاى خوارج، فاصله گرفتن ساير خوارج از ايده‏هاى بنيانگذاران و درگير
جنگ‏وآدمكشى و قتل و غارت شدن آنان، جنگ براى قدرت درصدر اسلام، همراهى
ايرانيان با على‏عليه‏السلام، از دست دادن مصر توسط على، همراهى عراق و ايران با
على،نقش فارس به عنوان مركز مذهبى ايران و پايتخت خاندان هخامنشى در اين برهه

 


|243|

ازتاريخ و...

 

 

نويسنده به هنگام بررسى دلايل پيروزى معاويه بر على و بر حسن‏عليهماالسلام، تأكيد
دارد كه معاويه بر اين دو، نه تنها به زور جنگ بلكه با حيله و تدبير و تعقّل برنده شد! على از
نسل همراهان پيامبر بود ولى معاويه با واسطه به پيامبر مرتبط مى‏شد؛ زيرا وى از شاگردان
عمر به حساب مى‏آمد ولى او داراى تجربه حكومت دارى بود. فتنه اين درگيرى‏ها پنج سالِ
تمام امت اسلام را تجزيه كرد. نويسنده پس از بررسى نقش على و عايشه و طلحه و زبير،
مى‏نويسد كه معاويه در اين ميان از اين فرصت استفاده كرد و وارد بازى شد و جنگ را به نفع
خويش پايان داد.

 

 

وى مدعى است كه در پى مطالعات تاريخى‏اش، با نظريات سنتى موافق و با نظريات
مدرنيسم‏ها مخالف شده است، بلكه او با پژوهش‏ها و مطالعات جدّى به اين نتايج رسيده
است و تلاش مى‏كرده تا خودش را در ظرف تاريخى آن زمان قرار دهد تا در نتيجه بتواند
راحت‏تر بفهمد كه آن مردان در آن دوران چگونه فكر مى‏كرده‏اند و چرا و چگونه براى
معارضات و اختلافاتشان با هم مى‏جنگيده‏اند.

 

 

مطالعه اين كتاب از اين جهت قابل توجّه است كه تلاش كرده با ديدى جامعه شناسانه و
بى‏طرفانه، حوادث تاريخى آن دوران را بررسى كند؛ حوادثى كه بى شك مهم‏ترين تأثيرات
را بر تمدّن و فرهنگ اسلامى از خويش بجا گذاشته است. نويسنده در اين كتاب بدون در نظر
گرفتن اعتقادات مذهبى، تحليل‏هاى تاريخى و مادى ارائه مى‏دهد كه اين تحليل‏ها بتواند با
معيارهاى علم تاريخ نگارى منطبق باشد.

 

 

نويسندگان: دو مانژ ژان پى‏ير، لوشون كريستيان، بودن و رونيك.

 

 


|244|

 

اين كتاب مجموعه مقالاتى از پژوهشگران «مركز عالى مطالعات آفريقا و آسياى مدرن»
است. در اين بررسى، ما فقط به برخى از مقالات مرتبط با موضوع تمدّن و تاريخ تمدّن و
فرهنگ اسلامى اشاره مى‏كنيم.

 

 

مقالات بخش اوّل به «فرهنگ» اختصاص دارد. مقاله «منابع دكتر ين مذاهب اسلامى» به
بررسى جنبه‏هاى تئوريك منابع مذاهب و فرق مختلف اسلامى مى‏پردازد. اين مقاله توسط
«SANTUCCI Robert» نوشته شده است. مقاله بعدى به «شيعه» اختصاص داده شده، در
اين مقاله «RICHARD Yan» استاد دانشگاه پاريس و متخصص امور ايران به بررسى
تحليلى تاريخچه شيعه پرداخته و مختصرى از عقايد شيعه را مورد مطالعه قرار
مى‏دهد.مقاله «اسلام و اسلاميسم» كه توسط «LOCHON Cristian» مدير مركز عالى
مطالعات آفريقا و آسياى مدرن نوشته شده به بررسى اوضاع فكرى و موقعيت‏هاى
اسلامگرايان مى‏پردازد.

 

 

بخش دوم مقالات، به «مسائل منطقه‏اى» مسلمانان مى‏پردازد. در اين بخش مقالاتى با
عناوين «مغرب مشرق»، «بحران فرهنگى، سياسى، اجتماعى و اقتصادى خاورميانه» و
«قفقاز» وجود دارد كه به بررسى اوضاع و احوال منطقه‏اى مسلمانان در اين مناطق مى‏پردازد.

 

 

بخش سوم با مقالاتى تحت عنوان «دولت‏ها: تكامل و چشم انداز آينده» به بررسى رابطه
دولت‏ها با فرهنگ و تمدّن اسلامى و اسلام گرايان به انجام مى‏رسد. در اين بخش رفتارهاى
سياسى و حكومتى و مذهبى دولت‏هاى زير مورد تجزيه و تحليل قرار مى‏گيرند: مراكش،
الجزاير (در رابطه با مسائل مربوط به جنگ داخلى)، تونس، مصر، سودان، عربستان سعودى،
عراق، كويت، لبنان، سوريه، يمن، ايران و تركيه.

 

 

مقاله مربوط به ايران را («HOURCADE Bernard» مدير تحقيقات مركز ملّى
پژوهش‏هاى علمى، بخش ايران) نوشته است. او به بررسى اوضاع ايران از ابتداى قرن بيستم
تا حكومت دكتر مصدق، كودتاى سياه 28مرداد، ناسيوناليسم، مدرنيته و جمهورى مى‏پردازد
و در اين مقاله با نگاهى به جغرافياى سياسى ايران، موقعيت استراتژى ايران را در منطقه
خاور ميانه مورد مطالعه و پژوهش قرار مى‏دهد.

 

 


|245|

 

نويسنده: عبدو فلالى - عصارى پروفسور فلسفه در دانشگاه محمد پنجم در شهر رباط
مراكش، مدير مجله Livre Prologuerc در مراكش و مدير بنياد ملك عبدالعزيز در
كازابلانكامى‏باشد.

 

 

موضوع اصلى كتاب بررسى تاريخى و فلسفى رابطه اسلام و لائيسيته است. نويسنده در
آغاز كتاب كوشيده است تا شناختى كلّى و اجمالى از تمدّن و فرهنگ اسلامى ارائه دهد. وى
در اين بررسىِ تحليلى تاريخ تمدّن اسلامى، از دوران قرون وسطى شروع كرده و تا دوران
معاصر نظرى اجمالى انداخته است.

 

 

در فصل نخست كتاب، تعارضات فرهنگى و تعارضات مفهومى را مطرح مى‏كند و در
بخش دوم كتاب به وجدان تاريخى جامعه مسلمانان مى‏پردازد. عنوان بخش بعدى كتاب اين
است: «آيا پيامبر اسلام پادشاه جامعه بود؟» در اين بخش به تفاوت نقش پيامبر به عنوان رهبر
مذهبى و باطنى مسلمانان و نقش وى به عنوان رهبر سياسى جامعه اشاره دارد. از ديدگاه وى،
در زمان پيامبر و در زمان خلفا رهبران جامعه هر دو نقش را ايفا مى‏كرده‏اند و مشكل خاصى
تا قرن‏ها پديد نيامده است اما مسأله اصلى اسلام و لائيسيته از دو قرن پيش آغاز شده است.

 

 

تا دو قرن پيش در تاريخ تمدّن اسلامى، در زمينه رابطه مذهب و لائيسيته بحثى جدّى
ميان انديشوران مسلمان صورت نپذيرفته است؛ زيرا لائيسيته دل نگرانى مسلمانان نبوده و
مسلمانان نيازى به ورود در اين مباحث تئوريك نداشته‏اند. ولى از دو قرن پيش همزمان با
اوج گرفتن حركت‏هاى لائيسيته در كشورهاى غربى، انديشوران و روشنفكران كشورهاى
اسلامى، خود را مواجه با مسأله لائيسيته در برابر مذهب يافته‏اند و اولين واكنش خويش را
بروز داده‏اند. در بخش پايانى كتاب، نظريات نظريه پردازان جديد مسلمان را به بررسى
گذاشته كه همراه با موج مدرنيته و روشنفكرى، به تدريج از بخش انديشوران سنتى اسلامى
فاصله گرفته و خطوط جديد مرزى ميان آنان به تدريج شكل مى‏گيرد و مدرنيست‏ها در برابر
بنيادگرايان به موضع‏گيرى پرداخته و اصول پايه‏اى تفكّرات خويش را در هارمونى با

 


|246|

لائيسيته تبيين كرده‏اند. نويسنده كتاب، فردى كردن مذهب را عنوان راه حل نهايى مطرح
مى‏كند و تلاش دارد با به وجدان فردى واگذار كردن مسائل عقيدتى و مذهبى، نقش اجتماعى
دين را كمرنگ‏تر بنمايد تا اسلام با لائيسيته در تضاد به سر نبرد. وى دوران معاصر را به نام
عصر «پست اسلاميسم» (بعد از اسلامگرايى) تعريف مى‏كند و بر اين باور است كه نقش
مذهبى‏ها به مرور كم‏تر مى‏شود. وى اسلام فردى را جايگزين براى اسلام سياسى مى‏داند.

 

 

نويسنده: گارسيا سيلون، پروفسور و متخصص مذهب‏شناسى است كه وى بارها به
كشورهاى خاورميانه سفر كرده و از نزديك با مسائل آنان آشنا شده و مدتى در برخى از اين
كشورها اقامت گزيده است.

 

 

داستان از شن زارهاى عربستان آغاز مى‏شود و در 11 سپتامبر به نيويورك مى‏رسد. بن
لادن اعلام كرده است، به جبران آن چه غرب بر سر كشورهاى اسلامى آورده، انتقام اعراب را
از غربيان خواهد گرفت. غرب در طول يك ربع قرن اخير در كشورها و سرزمين‏هاى
اسلامى چه كرده بود كه بن لادن مى‏خواست انتقام آن را بگيرد؟ اين كتاب در پى يافتن پاسخى
تاريخى براى اين پرسش فراگير دوران معاصر مى‏باشد و مى‏كوشد تا با نگرش واقع‏بينانه
نسبت به سابقه تمدّن و فرهنگ و انديشه اسلامى، به ريشه يابى حوادث روز بپردازد.

 

 

مقدمه كتاب با اين پرسش آغاز مى‏شود كه آيا خداى بن لادن و بنيادگرايان همان خداى
اسلام است؟!

 

 

نويسنده كتاب در آغاز به نقش و جايگاه مسلمانان در فرانسه مى‏پردازد او معتقد است كه
اعمال تروريستى خطرى حتى براى خود اسلام و آينده اين مذهب است. وى تصريح مى‏كند
كه محمد صلّى اللّه عليه و آله پيامبرى فقط براى عرب نبود بلكه او رسالتى براى جهانيان
داشت و مخاطب او قبيله‏اى خاص نبود، بلكه همه بشريت را به دين خويش خواند. يازده

 


|247|

سپتامبر زنگ خطرى براى همه جهان اسلام بود، رهبران مذهبى همه فرق اسلامى؛ اعم از
شيعه و سنى، به اتفاق اين حادثه را محكوم كردند. وى مقدمه كتاب را با اين پرسش به پايان
مى‏رساند كه: آيا بايستى از اسلام ترس و وحشت داشت؟

 

 

براى پاسخ دادن به اين پرسش، نويسنده از داستان پيدايش اسلام و نزول وحى بر پيامبر
اسلام‏صلّى اللّه عليه و آله و كتابت قرآن مجيد آغاز مى‏كند. در ادامه بررسى اوضاع صدر
اسلام، نقش خلفا و به خصوص عثمان را در ايجاد فرهنگ امپراتورى در اسلام تبيين مى‏كند.
به هنگام بررسى اوضاع مصر، به نقش حضور فرانسويان در آن كشور مى‏پردازد و نقش
كشورهاى استعمارگر را در سرزمين‏هاى اسلامى مورد مطالعه قرار مى‏دهد.

 

 

به هنگام بررسى اوضاع مسلمانان در قرن بيستم، از نقش اعراب در جنگ دوم جهانى ياد
مى‏كند. اوضاع تركيه و مغرب و ايران و عراق و فلسطين را در سال‏هاى آغازين قرن بيستم
بررسى مى‏كند.

 

 

نويسنده معتقد است كه در هنگام جنگ جهانى دوم، ايران به دليل روابط تجارىِ در سطح
بالا و پيشرفته با آلمان، عملاً از نازيسم حمايت كرده و در آن مقطع تاريخى، بيش از يك هزار
تكنيسين آلمانى در بخش‏هاى مختلف عمرانى و صنعتى ايران فعاليت مى‏كردند. در معاهده
اين دوران، ايران به دو منطقه تحت نفوذ تقسيم مى‏شود و در زمان حكومت رضاخان،
چرچيل، رزولت و استالين در تهران به معاهده‏اى دست مى‏يابند ولى در اين مذاكرات نه با
تهران مشورت كردند و نه حتى دولت تهران را در جريان اين مذاكرات قرار دادند.

 

 

نويسنده سپس به بررسى دوران انقلاب اسلامى ايران و جنگ تحميلى و رابطه اعراب با
ايران مى‏پردازد.

 

 

مبحث ديگر كتاب جنگ فلسطين و لبنان و نقش بن لادن در عربستان سعودى، سودان و
افغانستان مى‏باشد.

 

 

در پايان كتاب نتيجه مى‏گيرد كه اسلام بسيار بالاتر از يك مذهب يا يك تمدّن است.
اسلام منادى صلح است و واژه اسلام ريشه در صلح و امنيت دارد. و اين لغت معادل لغات
ذيل در ساير مذاهب مى‏باشدSalomon, JERUSALEM,Chalom همه اين واژه‏ها ريشه
در معناى صلح و درود و سلامتى دارند.

 

 

نگارنده در پايان دست نياز به سوى رهبران دينى اسلام دراز مى‏كند و تنها راه نجات از
اين مخمصه‏ها و درگيرى‏ها را در اين مى‏داند كه رهبران فكرى و علماى اسلامى آستين بالا

 


|248|

زده، با ارائه تفاسيرى منطقى، اسلام را از چنگ بنيادگرايى و تروريسم نجات دهند تا اسلام و
مسلمانان در اين آشفته بازار دنياى مكر و سياست، راه حقيقى خويش را بپيمايد.

 

 

نويسنده: لامشيشى عبدالرحيم، دكتراى علوم اقتصادى و سياسى، استاد سياست و
اقتصاد در دانشگاه پيكاردى، عضو كميته هيئت نويسندگان مجله «مناقشات مديترانه»،
نويسنده كتابهايى در مورد مغرب و جهان عرب و «اسلام در فرانسه»، «اسلام در برابر چشم
اندازهاى مدرنيته» و «ژنو پولوتيك اسلام گرايان.»

 

 

اين كتاب در هيجده بخش فهرست بندى شده و نويسنده در هر بخش، كشورى يا
كشورهايى را با وجوه مشترك فرهنگى و تاريخى مورد تجزيه و تحليل قرار مى‏دهد و هر
كشورى را با مهم‏ترين ويژگى فرهنگى و سياسى آن معرفى مى‏كند. دراين كتاب، شاخصه‏ها
و ويژگى‏هاى مطرح شده اين كشورها، با سيماى ارائه شده از اين كشورها در رسانه‏هاى
كشورهاى غربى بسيار نزديك مى‏باشد. تجزيه و تحليل‏هاى نويسنده و قضاوت او در مورد
اين كشورهاى اسلامى، مشابه تحليل‏هاى ژورناليستى و روزنامه نگارى غربى از اين
كشورها مى‏باشد.

 

 

بخش اوّل كتاب به «اسلام و سياست مغرب: الجزاير و...» اختصاص دارد. بخش بعدى،
«لائيسيته ديكته شده و اسلام گرايان تركيه، حزب‏اللّه اكراد تركيه و حزب «.P.K.K» را مورد
ريشه يابى قرار مى‏دهد. سپس هنگام بررسى اوضاع مصر، اين كشور را به عنوان سيما و آيينه
اسلام‏گرايان معرفى مى‏كند و آن را چونان گاهواره رشد و پيدايش حركت اخوان المسلمين
مى‏داند و اين كشور را منبع و سرچشمه اسلام گرايى معاصر مى‏شناسند.

 

 

در تجزيه و تحليل اردن به نقش اسلام گرايان در اين كشور اشاره كرده و نقش شاه حسين
و شاه جوان اين كشور عبداللّه را در مذاكرات سياسى منطقه و در مسائل مربوط به فلسطين
مورد تجزيه و تحليل تاريخى قرار مى‏دهد. در بررسى سرزمين‏هاى اشغالى، از نقش

 


|249|

حركت‏هاى اسلامى غافل نمى‏ماند. سوريه را به عنوان حكومتى خودكامه معرفى مى‏كند كه
توسط ابزارى چون تشكيلات «حزب بعث»، حافظ اسد و سپس فرزندش بشار براى
مشكلات كشور چاره جويى كرده و مى‏كنند.

 

 

نويسنده كتاب، در بررسى اوضاع تاريخى يمن به سياست قبيله‏اى در اين كشور و نقش
تاريخى اسلام در تمدّن و فرهنگ آن اشاره مى‏كند. در ادامه، تجربه حكومت اسلامى و
اسلامخواهى در كشور سودان را به نقد و چالش مى‏كشاند. عربستان سعودى به عنوان مهد
بنيادگرايان مورد مطالعه قرار گرفته و نقش وهابيت در اين كشور و در رشد بنيادگرايى
اسلامى در جهان اسلام را بررسى مى‏كند.

 

 

در بخش دهم كتاب، به مسائل ايران مى‏پردازد و اين كشور را به عنوان نقطه پايان و ختم
انقلاب اسلامى معرفى مى‏كند. آنگاه به بررسى عقايد و تاريخ «شيعه» پرداخته، نقش ولايت
فقيه و روحانيان در ساختار حكومت ايران را تبيين مى‏كند. نويسنده، انقلاب ايران را نتيجه
مدرنيته نسنجيده شاه مى‏داند. سپس به تئورى صدور انقلاب اشاره كرده و ذيل عنوان «جنگ
بر ضدّ عراق، افزايش قدرت ملّاها!» اين جنگ را سبب تقويت حكومت روحانيان در ايران
دانسته است، همچنانكه مشاهده كرديم انتخاب عنوان اين مبحث به گونه‏اى است كه القا
مى‏كند ايران بر ضدّ عراق وارد جنگ شده است! اما نويسنده در متن مطلب اين اشتباه را
تصحيح كرده و ذيل عنوان «تجاوز عراق 1980....» تجاوزگرى عراق بر ضدّ ايران را به
صراحت مى‏پذيرد.

 

 

بخش بعدى كتاب به افغانستان و جنگ‏هاى قبيلگى اين كشور و پيداش طالبان اختصاص
داده شده است. است كه در زمان نوشته شدن اين كتاب (سال 2001)هنوز طالبان بر افغانستان
حكومت مى‏كردند. در بررسى اوضاع پاكستان، نويسنده به مسائل و درگيرى‏هاى منطقه‏اى
اين كشور و به اختلاس‏هاى دولتى رايج درا ين مملكت و در ميان زمامداران آن، توجّه
خاصى مبذول مى‏كند. سپس به بررسى اوضاع هند و بنگلادش و كشمير و وضعيت
مسلمانان در اين منطقه مى‏پردازد.

 

 

اندونزى را به عنوان كشورى با تركيبى فرهنگى متضاد از دموكراسى و خشونت معرفى
مى‏كند. در بررسى اوضاع كشورهاى خاور دور، به نقش مسلمانان در فيليپين و مالزى
مى‏پردازد و در ادامه وضع مسلمانان و اسلام گرايان در كشورهاى مسلمان نشين آسياى
مركزى و قفقاز را مورد مطالعه قرار مى‏دهد. بوسنى را به عنوان نمونه‏اى از شكست تجديد

 


|250|

حيات اسلامى و جهاد معرفى مى‏كند.

 

 

اين كتاب با تجزيه و تحليل «نقش اسلام در اروپاى غربى» و با بررسى «نقاط اختلاف
وتفاوت‏هاى فرهنگى مسلمانان مقيم اروپا و مشكلات جذب آنان در فرهنگ اروپا»
پايان‏مى‏پذيرد.

 

 

نويسنده: لويس برنارد، استاد دانشگاه پرينستون و متخصص مشهور بين‏المللى دنياى
اسلام و جهان عرب، نويسنده كتاب‏هايى؛ مانند «عرب در تاريخ» و «تشكيل خاور ميانه
مدرن». اين كتاب با عنوان دقيق «تاريخ خاور ميانه: دو هزار سال تاريخ، از تولّد مسيحيت تا
امروز» توسط برنارد لويس در سال 1995 به زبان انگليسى نوشته شده و سپس توسط
Jacqueline CARNAUD و «Jacqueline LAHANA» به زبان فرانسه برگردان شده است.

 

 

خاورميانه نه تنها مركز و پايگاه و خاستگاه سه دين توحيدى در طول تاريخ است، بلكه
مركز بزرگ گسترش علوم و اختراع تكنيك‏هاى جديد علمى بوده است و از سويى محل
تجارت و نبرد قدرت و درگيرى‏ها و مناقشات سياسى و فرهنگى در تاريخ به حساب
مى‏آمده است. در اين كتاب تلاش شده تا مسائل سياسى و نظامى و مذهبى حاكم بر منطقه از
دوران مسيحيت تا كنون بررسى شود و دلايل افول و اضمحلال امپراتورى رم و ايران مورد
مطالعه قرار گيرد. داستان گسترش اسلام و جنگ‏ها و تهاجم‏ها و اشغال‏ها نيز مورد مطالعه
قرار داده شده است. نويسنده در راستاى بررسى دلايل ظهور و افول تمدّن‏هاى اسلامى و
مسيحى غرب، به تهاجم مغول، درگيرى بامسيحيت و جنگ‏هاى صليبى و دوران حكومت
عثمانى نيز پرداخته است.

 

 

در تحليل مسائل سياسى منطقه خاور ميانه، به شيوه‏هاى سياسى حكومت اسلامى و
شبكه مبادلات تجارى و فرهنگى ايجاد شده توسط مسلمانان، مسائل اجتماعى زنان در

 


|251|

مناطق اسلامى، بردگى قديم در مناطق تحت نفوذ اسلام نيز پرداخته شده است.

 

 

در ضمايم كتاب، با تاريخ‏نامه دقيق و مفصلى از دوران قبل از مسيحيت تا سال‏هاى پايانى
قرن بيستم، در هشت صفحه، برخورد مى‏كنيم كه به عنوان فهرست تاريخ نگارى قابل
توجّهى از تغييرات تاريخى خاورميانه محسوب مى‏شود. نُه عدد نقشه جغرافيايى و سياسى
نيز در مورد محدوده جغرافيايى گسترش امپراتورى رم و ايران، گسترش و تولّد اسلام،
حمله مغول و مناطق تحت نفوذ آنان، امپراتورى عثمانى و... ضميمه اين كتاب مى‏باشد.
تصاوير تاريخى از داستان ذبح اسماعيل مزين به آيات مربوط قرآنى، تصاوير سكه‏هاى
خلفاى اسلامى، تصوير طراحى شده صحنه كشتن نظام الملك وزير سلطان سلجوقى در
سال 1092 ميلادى، تصاوير مشاهيرى چون سلطان بايزيد و آتاتورك، تصاويرى از فرش
تبريز و مينياتورهاى ايرانى، تصوير مسجد الحرام، عكسى از صحنه‏هاى تظاهرات انقلاب
اسلامى 1357 ايران، تصوير صحنه‏هايى از راى دادن زنان ايرانى در همه‏پرسى سال br>1979> براى جمهورى اسلامى، و....در لابلاى صفحات كتاب مشاهده مى‏شود.

 

 

بر خلاف شيوه رايج، مقدمه كتاب به عنوان بخش اوّل كتاب آورده شده است و بخش دوم
به دوران قبل از مسيحيت و قبل از اسلام اختصاص دارد. بخش سوم به «آستانه ظهور اسلام»
مى‏پردازد و به پيدايش خلفاى عباسى و گسترش اسلام اشاره مى‏كند. در بخش بعدى
نويسنده شيوه‏هاى دعوت پيامبر اسلام‏صلّى اللّه عليه و آله و مكاتبات و نامه‏هاى ايشان به
پادشاهان و رؤساى قبايل عرب و عجم را تجزيه و تحليل مى‏كند. سپس به دولت و اقتصاد و
مذهب و حقوق و فرهنگ در تمدّن اسلامى مى‏پردازد.

 

 

نويسنده آغاز مدرنيته را از قرن هيجدهم در مصر مى‏داند كه ناپلئون دروازه فكر و
انديشه غربى را در آن كشور گشود و تقسيمات دار الاسلام به وجود آمد. نويسنده در اين
بخش از كتاب مى‏نويسد: كه مسلمانان از قرن‏ها قبل خود را حامل حقيقت الهى مى‏دانستند و
پيامبرشان را به عنوان نماينده خدا حامل رسالت الهى تلقّى مى‏كردند. وى سپس به
جنگ‏هاى مختلف مسلمانان اشاره مى‏كند. در اين تاريخ نگارى‏ها از جنگ‏هاى عثمانى
عصر محمد على پاشا تا وضعيت ايران در دوره جنگ جهانى اوّل و دوم و موقعيت ويژه ايران
با توجّه به مرزهاى مشترك با روسيه، درگيرى‏ها در مصر و مراكش و تركيه، مورد بررسى
قرار مى‏دهد. سال 1918 پايان دوره عثمانى است و در همين دوره مرزها و استقلال ايران نيز
در خطر و تهديد قرار دارد، آتاتورك در تركيه به حكومت مى‏رسد و سياست اسلام زدايى را

 


|252|

در اين كشور پيشه مى‏كند. در سال 1945 همزمان با جنگ دوم جهانى، كشورهاى مسلمان،
مستعمرات سابق، به استقلال و رهايى دست مى‏يازند. بررسى تاريخى نبردهاى لبنان و
اسراييل بخش ديگرى از مطالب اين كتاب را تشكيل مى‏دهد. اشغال كويت توسط صدام
حسين به عنوان برگى با اهميت در موضع‏گيرى جهان عرب و در شكل‏گيرى صف بندى‏هاى
جديد منطقه‏اى و جهانى تلقّى مى‏شود و همين موجب بى‏اعتبار شدن نقش سازمان ملل در
نزد افكار عمومى جهانيان مى‏گردد. سپس كشورهاى تصميم گيرنده جهان برخى از اين ملل
را به حال خويش رها مى‏كنند تا خود بجنبند و خود سرنوشت خويش را به عهده گيرند.

 

 

نويسنده در صفحات مختلف كتاب و به مناسبت‏هاى گوناگون، ضمن يادآورى سابقه
تمدّن ايرانى و اسلامى، از حوادث مختلف تاريخ ايران؛ مانند فئوداليسم و شاه و مذهب و
انقلاب و ملّى گرايان و خاندان پهلوى و انقلاب و تغييرات اساسى در ساختار حكومتى و
فرهنگى ايران اشاره مى‏كند.

 

 

نويسنده: لويس برنارد، استاد دانشگاه پرينستون و متخصص مشهور بين‏المللى دنياى
اسلام و جهان عرب، نويسنده كتاب‏هايى مثل «عرب در تاريخ»، «تاريخ خاورميانه». كتاب
حاضر به زبان انگليسى نوشته شده و توسط «CARNAUD Jacqueline» به زبان فرانسه
برگردان شده است.

 

 

نگارنده در آغاز كتاب، دوران قديم و گذشته مسلمانان و حوادث صدر اسلام را مورد
مطالعه تاريخ نگارى قرار مى‏دهد. سپس به تجزيه و تحليل مسائل اسلام و شوك وارد شده بر
غرب مى‏پردازد. در همين رابطه، مفاهيم «ملّى گرايى» و «وطن دوستى» در اسلام را بررسى
كرده است. بخش بعدى كتاب به «اسلام و انقلاب» مى‏پردازد. سرانجام بخشى از كتاب به
«خاورميانه و مسائل بين‏المللى» اختصاص مى‏يابد.

 

 


|253|

 

در بخش «اسلام و انقلاب» به بررسى افكار سياسى شخصيت‏هايى مانند عبدالقادر، ابن
وهاب، سر سيد احمد خان و جمال الدين افغانى مى‏پردازد. در توضيح شخصيت جمال
الدين، نويسنده بى‏آنكه وارد مباحث تحقيقى تاريخى شود، وى را افغانى دانسته و در نتيجه،
با اين پيشداورى غير تحقيقى، اعلام مى‏كند كه جمال‏الدين سنى مذهب بوده و حركت او به
جامعه اهل تسنن انتساب داشته است. نويسنده در همين بخش از كتاب به بررسى اسلام
راديكال و اسلام سلفى و ريشه‏ها و خصوصيت‏هاى انديشه وهابيت مى‏پردازد. در ادامه
كتاب، نويسنده، تاريخ سياسى مسائل مربوط به مسلمانان را تجزيه و تحليل مى‏كند و بر
خورد استالين و روسيه با مسلمانان را بررسى مى‏نمايد.

 

 

صفحاتى از كتاب به بررسى سياسى روابط اسلام و حكومت در ايران اختصاص دارد. در
اين بخش به تفكّرات اعتقادى و سياسى «فدائيان اسلام» و انديشه‏هاى اسلام گرايانه رهبر
آنان، (مرحوم) نواب صفوى پرداخته است و در اين بخش از كتاب، داستان ترور رزم آرا و
ملاقات نواب صفوى با اخوان المسلمين در مصر را توضيح مى‏دهد كه منجر به اختلافاتى
ميان اخوان المسلمين و دولت وقت مصر شد.

 

 

در ادامه بررسى جريان‏هاى اسلام گرايى در ايران، به تجزيه و تحليل انقلاب اسلامى
ايران و نقش آيت اللّه خمينى به عنوان سكاندار رهبرى اين انقلاب، مى‏پردازد. وى با اشاره به
جمله معروف رييس ساواك وقت، پاكروان به آيت اللّه خمينى كه: «سياست، كثيف و آلوده
است، آن را براى ما بگذاريد» و پاسخ آيت اللّه كه: «اسلام و سياست با هم هستند»، به تبيين
ديدگاه ايشان در مورد وحدت و همسانى ديانت و سياست در اسلام اشاره مى‏كند. در ادامه
اين بخش، نويسنده، آيت اللّه خمينى را به عنوان يكى از سياستمداران مهم در ميان رهبران
جهان اسلام معرفى مى‏كند و با تاريخچه اقامت تبعيدى وى در نجف و سپس در نوفل
لوشاتو فرانسه تا به حادثه تاريخى پيروزى انقلاب اسلامى ايران اشاره مى‏كند.

 

 

اين كتاب حاوى نقشه‏هاى بسيار جالب توجّهى در زمينه پراكندگى و توزيع جغرافيايى
فرهنگ اسلامى و «مذهب» و «زبان» در ميان مسلمانان مى‏باشد.

 

 

برخى از اين نقشه‏ها كه از اهميت و اعتبار علمى و تاريخى قابل توجّهى برخوردار است
عبارت هستند از : نقشه پراكندگى جغرافيايى فرهنگى اسلام و مسلمانان در عصر صفويه
(1600ميلادى)، سير روند تاريخى تهديد اروپا توسط مسلمانان (1800ميلادى)، تقسيمات
جديد جغرافيايى و سياسى در كشورهاى حوزه جهان اسلام به هنگام جنگ اوّل جهانى

 


|254|

توسط روس و بريتانيا (1914) تقسيم جهان عرب به بلوك مختلف با وابستگى‏هاى سياسى
متفاوت (1925) و ظهور و پيدايش دولت‏هاى جديد التاسيس و كشورهاى مسلمان نشين در
حوزه حكومت اتحاد جماهير شوروى سابق پس از سقوط بلوك شرق و كمونيسم و
تعارض‏ها و درگيرى‏هاى قومى، منطقه‏اى و مذهبى جديد در مناطق تازه استقلال يافته،
آرايش و صف بندى‏هاى جديد سياسى عقيدتى در سطح منطقه‏اى و جهانى(1993).

 

 

نويسنده: مونيور اوليويه، دكتراى مردم‏شناسى و جامعه‏شناسى، عضو لابراتوار
مردم‏شناسى تاريخى و سياسى دانشگاه پاريس هشتم، پژوهشگر مركز ملّى تحقيقات علمى،
پژوهشگر مركز سكولاريزاسيون رسمى در كشورهاى نيجر و نيجريه.

 

 

اين كتاب در زمينه مردم‏شناسى سياسى است و موضوع آن بررسى چگونگى گسترش
اسلام در آفريقاى غربى و به خصوص در كشورهاى نيجر و نيجريه از قرن هشتم تا نوزدهم
ميلادى مى‏باشد. نويسنده تحقيقات قابل توجّهى در مورد شيوه‏هاى گسترش اسلام در
آفريقا نموده و تلاش كرده است تا با اتخاذ شيوه‏هاى تاريخى و مردم‏شناسى، اين موضوع را
تجزيه و تحليل كند. بخش اوّل كتاب به نقش «خوارج» به ويژه بخش «عباديه» آن‏ها در
گسترش اسلام و دعوت به اسلام در نيجر و نيجريه در قرن هشتم تا يازدهم ميلادى
مى‏پردازد. سپس مطالبى در چگونگى مسلمان شدن اهالى صحراى جنوبى در قرن يازده تا
چهاردهم ميلادى مى‏نويسد. بخش دوم كتاب به رفورميست‏ها و اصلاح طلبان مذهبى از
قرن پانزده تا نوزده ميلادى از «عبدالرحمان زيت» تا «المغيلى» و سپس تأثير اسلام مالكى و
صوفيه بر حكومت‏هاى نيجر و نيجريه را در قرن چهارده تا شانزده ميلادى بررسى مى‏كند.
در ادامه، به تبيين شخصيت «عثمان دان فديو» و نقش او در گسترش اسلام در منطقه
مى‏پردازد. دراين بخش از كتاب به تهاجم «غديريه» بر ضدّ «عباديه» و «مالكيه» (كه
رياليست‏تر و واقع نگرتر بوده‏اند» اشاره شده است.

 

 


|255|

 

بخش بعدى كتاب به تاريخچه شكل‏گيرى برخى از فرهنگ‏هاى مذهبى متعلق به قرن
نزدهم ميلادى اختصاص دارد.

 

 

كتاب حاوى نقشه‏هاى دقيق حوادث تاريخى است. توضيحات دقيق تاريخى كتاب،
بيانگر يك پژوهش كاملاً علمى و دقيق از يك مقطع از رشد تاريخى فرهنگ و تمدّن اسلامى
در منطقه‏اى از آفريقا مى‏باشد.

 

 

نويسنده: مهدى مظفرى، استاد سابق دانشگاه تهران، تدريس در دانشگاه پاريس يك، وى
بعد از انقلاب به دانمارك مهاجرت مى‏كند و در آنجا به تدريس مشغول مى‏شود.

 

 

نويسنده در آغاز كتاب ادعا مى‏كند در اين نوشتار، در پى معرفى ذاتى ماهيت شيعه
كلاسيك مى‏باشد تا افكار انقلابيان ايران و رهبر آنان را بشناساند. نويسنده با ديدگاهى
انتقادى شديد به بررسى زير بناهاى فكرى انقلاب ايران و رهبرى آن مى‏پردازد ولى
همچنانكه خودش نيز ادعا كرده است در سراسر كتاب به رفرانس‏هاى قديم و حتى به كتب
دستنويس و منابع اصيل ارجاع مى‏دهد، هر چند در نتيجه‏گيرى هايش پيش داورى‏ها كرده و
تفكّرات سياسى وى نقل اوّل را داشته است، اما منابع و مستندات مورد استفاده وى، بدون
شك منابع با ارزشى محسوب مى‏شوند.

 

 

در مقدمه كتاب به تعريف شيعه و ريشه‏هاى تاريخى آن مى‏پردازد. در بخش اوّل كتاب به
دوران پيامبر اكرم‏صلّى اللّه عليه و آله اشاره مى‏كند و ضمن بررسى اوضاع سياسى و اقتصادى
و اجتماعى صدر اسلام در عربستان، نقش صحابه در دوران صدر اسلام را تبيين كرده است.
بخش دوم تحت عنوان «رشد قدرت» پس از تحليل جنگ حنين و خيبر، به نقش
على‏عليه‏السلام در همراهى با پيامبر و داستان غدير خم و مسأله جانشينى او مى‏پردازد. در
اين قسمت به شيوه شورايى و ساير شيوه‏هاى انتخاب خلفاى صدر اسلام اشاره كرده، سپس
نقش سياسى ائمه را بررسى مى‏كند از صلح حسن‏عليه‏السلام تا قيام حسين‏عليه‏السلام و

 


|256|

شرايط سياسى زمان اين دو امام و موضع اهل كوفه و قيام توابين و زندگى ساير ائمه،
بخش‏هايى از مطالب اين فصل را تشكيل مى‏دهند. به عنوان نمونه به حوزه درس امام
ششم‏عليه‏السلام و به داستان مهاجرت امام هشتم‏عليه‏السلام به ايران و خراسان و به قضيه
ولايتعهدى وى مى‏پردازد.

 

 

بخشى از كتاب به شرايط امامت و به مباحثى از قبيل اعجاز و عصمت اختصاص دارد.
نويسنده در بررسى رشد شيعه در ايران، به عصر صفوى و قاجار پرداخته و در پايان به
موضع‏گيرى‏هاى خاندان پهلوى در اين رابطه اشاره مى‏كند.

 

 

به هنگام توصيف «عصمت» مى‏نويسد: انسان در معرض خطا و اشتباه است، امام نيز هر
چند مجبور به ترك خطا نيست اما در پناه چتر حمايتى قرار دارد كه اين چتر حمايتى وى را از
خطا مصون مى‏دارد. او عصمت را صفتى غير ارادى مى‏داند كه امام به اختيار خويش معصوم
نشده، بلكه از سوى خداوند انتخاب گرديده است تا معصوم باشد. در پاسخ اين پرسش كه آيا
امام مجبور است معصوم باشد، به بحث كلامى «جبر و اختيار» اشاره كرده و با نقل حديث
«أمر بين الأمرين» و ساير احاديث مشابه تلاش كرده است تا ديدگاه شيعه را در اين زمينه
توصيف كند. در اين بخش به برخى اعتقادات خاص شيعى مانند «قاعده لطف» نيز اشاره
نموده و آن را به نقل از ديدگاه شيخ طوسى تبيين مى‏كند. نويسنده تلاش كرده است تا در
سراسر كتاب به احاديث معتبر فقهى و كلامى شيعى ارجاع دهد.

 

 

نويسنده: رووآ اليويه، متخصص اسلام و افغانستان، مؤلف كتاب «افغانستان، اسلام و
مدرنيته سياسى»

 

 

از ديدگاه غربى‏ها اسلام و مسلمانان در پى تجديد حيات و همكارى و هماهنگى ميان
خودشان مى‏باشند. دور از مسأله «برخورد تمدّن‏ها» و «جنگ تمدّن‏ها»، نگرانى‏هاى اساسى

 


|257|

نسبت به «برخوردغرب و اسلام» وجود دارد.

 

 

در آغاز كتاب، نويسنده به داستان پيدايش و تولّد اسلام در جهان غرب اشاره مى‏كند و
سپس به تفاوت‏هاى ميان احساسات و عقايد ناسيوناليستى و اسلامى مى‏پردازد. دوران
معاصر را به عصر «پست اسلاميسم» [بعد از اسلام‏] نامگذارى مى‏كند. بخش بعدى كتاب
«تولّد خرده فرهنگ‏هاى اسلامى» در ميان جوانان مقيم غرب و حاشيه نشينان شهرك‏هاى
اقمارى غربى را بررسى مى‏كند. نويسنده معتقد است كه «بحران مذهبى» در ميان جوانان
سبب شده است كه آن‏ها «هويّت خويش را از دست بدهند و خود را در اقيانوس تمدّن غربى
گم كرده و ريشه‏هاى خود را باز نيابند.

 

 

در اين ميان، ارائه چهره‏هاى بشر دوستانه از اسلام، در چارچوب تأسيس انجمن‏هاى
خيريه و كمك رسانى فعال مى‏شود تا چهره اسلام را ترميم كند. اما در مقابل «نئو
فاندامانتاليسم‏ها» (بنيادگرايان جديد) و «سلفيه» در پى رشد و گسترش هواداران خويش
درغرب هستند.

 

 

هم اكنون در شبكه اينترنت «امت مجازى» از جامعه جوان مسلمان تشكيل شده است كه
از طريق شبكه‏هاى «وب» با هم در ارتباط اينترنتى مى‏باشند. راديكال‏هاى جديد جهان اسلام
مثل «القاعده» در افغانستان دعوت به «جهاد» مى‏كنند، نسل دومى از مجاهدان در حال
شكل‏گيرى است. برخى از به اسلام گرويدگان و برخى از اعضاى حزب التحرير هم در ميان
آن‏ها ديده مى‏شوند. نويسنده نتيجه مى‏گيرد كه گرفتارى و مشكلات اسلام گرايان در
سال‏هاى تشديد شده است و هم اكنون ما شاهد آغاز دوران «پست اسلاميسم» (دوران بعد
ازاسلام) هستيم. «اسلام سياسى» حتى در كشورهاى اسلامى شكست خورده است. شكست
اسلام سياسى ناشى از مخالفت با اسلامى كردن نيست بلكه ناشى از مخالفت با سياسى كردن
اسلام است.

 

 

اوجگيرى مدرنيته، سبب تضعيف محدوده‏ها و مرزى‏هاى اسلام سياسى مى‏شود.
حكومت‏هاى جديد در جهان اسلام ديگر «حكومت اسلامى» نيستند و داعيه اسلامى كردن
جامعه را ندارند و براى خويش رسالت نجات جهان اسلام را قائل نيستند، بلكه خود را
حكومت‏هاى «مردمسالار» مى‏دانند.

 

 

نويسنده در پايان با انتقاد كردن از واژه‏هاى تلفيقى؛ مثل «جامعه مدنى اسلامى» و يا
«دموكراسى اسلامى»، با به كارگيرى اين نوع گفتمان و اين شكل از واژه‏هاى التقاطى مخالفت
ورزيده و مى‏پرسد: كه اگر بنا باشد اسلام «جامعه مدنى» داشته باشد نه «جامعه اسلامى» و اگر

 


|258|

بنا باشد در جامعه، «مردم» حكومت كنند نه «خدا»، در اين صورت ديگر از اسلام چه چيزى
باقى مى‏ماند؟

 

 

نويسنده: تور اوال ايو، كتابدار كتابخانه ملّى فرانسه، ديپلمه از انيستيتو زبان و تمدّن
شرقى، نويسنده مقالاتى در مورد هند، مصر، تركيه، ايران، پاكستان و آسياى مركزى است. او
همچنين مترجم كتب شرقى و انگليسى است همكارى و نويسندگى در مجله لوموند
ديپلماتيك دارد.

 

 

بخش اصلى كتاب به شكل ديكسيونر و فرهنگ لغتى از تمدّن اسلامى است كه به ترتيب
الفباى لاتين از «A» تا «Z»، لغات كاربردى در فرهنگ و تمدّن اسلامى را تعريف كرده است.
اين «فرهنگ نامه تخصّصى» براى متخصصان و مطالعه كنندگان در تاريخ تمدّن اسلامى،
منبع و مرجع غير قابل اجتنابى است. از صفحه نخست كتاب تا صفحه 285 به فرهنگ
تعريفى اين لغات اختصاص دارد و سپس بخش ضميمه كتاب آغاز مى‏شود.

 

 

در بخش ضمايم و ملحقات كتاب، ابتدا «دولت‏هاى اسلامى» به ترتيب تاريخى آن ذكر و
توصيف شده‏اند. سپس «سلسله‏هاى خلفا و خاندان‏هاى خلافتى و سلطنتى» تاريخ نگارى
گرديده‏اند. آنگاه از دوازده سلسله حكومتى در تاريخ مسلمانان و خلفا، از سال 661 تا 750
ميلادى به ترتيب نام برده شده است. ابتدا، از عصر خلفا آغاز مى‏كند و سپس دوران معاويه و
خاندان بنى اميه تا عصر مروان دوم را مورد مطالعه قرار مى‏دهد. در اين بخش از كتاب،
نويسنده، حكومت‏هاى مصر، تركيه، عربستان سعودى و ايران عصر صفويه را تجزيه و
تحليل مى‏كند و در پايان عصر حكومت مغول و دوران حكومت «شريف‏ها» در مراكش را
بررسى مى‏كند.

 

 

در پايان، «كتابنامه» مفصل و قابل توجّهى به عنوان بخش كتابشناسى موضوعى
آورده‏است.

 

تعداد نمایش : 1787 <<بازگشت
 

 فهرست مجلات فصلنامه حکومت اسلامی بصورت فایلهای PDF

 

 

 فهرست کتاب ها 

 

 

درس خارج
«فقه نظام سیاسی اسلام»
استاد: حضرت آیت‌الله محسن اراكی دام‌عزه

         کلیه حقوق برای مرکز تحقیقات علمی دبیرخانه خبرگان مجلس محفوظ است.

صفحه اصلی|اخبار|راهنمای تنظیم و ارسال مقالات|کتاب ها|فصلنامه|درباره ما