صفحه اصلی|اخبار|درس خارج فقه نظام سیاسی اسلام|تماس با ما
منو اصلی
اوقات شرعی
ورود
نام کاربری :   
کلمه عبور :   
عضویت
وحدت اسلامى و تقريب مذاهب
وحدت اسلامى و تقريب مذاهب تاریخ ثبت : 1390/11/23
طبقه بندي : فصلنامه حکومت اسلامی شماره37 ,
عنوان : وحدت اسلامى و تقريب مذاهب
مولف : محمد على تسخيرى
دریافت فایلpdf :

pdffileبرای دریافت فایل  PDF کلیک نمایید.

متن :

 

|21|

وحدت اسلامى
و تقريب مذاهب


محمد على تسخيرى[*]


ضرورت پايبندى به اصول و مبانى «تقريب بين مذاهب اسلامى» و لزوم فعاليت و تلاش در
راه مصالح امت و التزام به وحدت و همبستگى اسلامى از بديهيات كتاب و سنت و مورد
نظرشارع مقدس و سفارش ائمه(ع) مى باشد. گرچه متأسفانه صدها سال اختلاف و نزاع
فرقه اى و دسيسه هاى استعمارى آسمان برادرى بين مسلمانان را تيره و غبارآلود
كرده است.

سخنران محترم با ارائهء راه كارهايى در خصوص عملى شدن تقريب بين مذاهب اسلامى
وبيان تاريخ تقريب، اقدامات انجام شده در اين زمينه را تبيين نموده است.

بسم الله الرّحمن الرّحيم

الحمد للّه رب العالمين و الصلاة و السلام على سيدنا و نبيّنا محمد و على آله الطاهرين و
أصحابه المنتجبين

قال اللّه تبارك و تعالى: (انَّ هذِهِ أمّتُكُمْ أُمّةً واحِدَةًوَ أنَا رَبُّكم ْفَاعْبُدُون)[1]

در آغاز درود و تحيات خالصانهء خود را به محضر امام بزرگ امت و رهبر معظم انقلاب


[*] اين سخنرانى توسط آيةالله محمدعلى تسخيرى عضو مجلس خبرگان رهبرى در
 چهاردهمين اجلاسيهء اين مجلس ايراد شده است.

 

[1]انبياء:92

 

|22|
همكارى و
تعاون ِ
پيروان
مذاهب اسلامى
براساس
اصول مسلم
و مشترك
اسلامى و
اتخاذ موضع
عملىِ واحد
براى تحقّق
اهداف و
مصالح عاليهء
امت اسلامى
همان
«وحدت
اسلامى» است.

اسلامى و نمايندگان محترم مجلس خبرگان تقديم مى كنم و از
خداوند متعال استقامت در فكر، خلوص در نيت و استوارى و
پايدارى درعمل به وظايف و تكاليف الهى براى خود و همهء همكاران
را مسألت مى كنم.

موضوع سخنم، «تقريب بين مذاهب اسلامى» و «لزوم فعاليت و
تلاش در راه مصالح امت و التزام به وحدت و همبستگى
اسلامى»است.

هر چند ضرورت پاى بندى به اصول و مبانى پيش گفته از
بديهيات كتاب وسنت و مورد نظر شارع مقدس و سفارش مؤكد ائمهء
معصوم ـ عليهم صلوات الله اجمعين ـ است، ليكن ميراث سنگين و
تاريخى صدها سال اختلاف و كينه وكدورت و جنگ و نزاع فرقه اى
و دسيسه هاى استعمارى و استكبارى در دهه هاى اخير، كه پيوسته
كوشيده است آتش تعصب و لعن و تكفير و تفسيق رابين مسلمانان
رواج دهد، آنچنان آسمان برادرى ميان مسلمانان راتيره وغبارآلود
كرده، كه گاهى لازم است به توضيح واضحات و تشريح و تبيين
بديهيات بپردازيم.

هجوم سياسى، اقتصادى، نظامى، فرهنگى و تبليغاتى دشمنان
قسم خوردهء مسلمانان به ويژه آمريكا و اسرائيل به اسلام و
سرزمين هاى اسلامى و لزوم اتحاد و همبستگىِ مسلمانان در برابر
دشمن مشترك و اتخاذ موضع واحد در مسائل جهانى، ضرورت طرح
اين بحث را دو چندان مى كند.

ابتدا لازم است تعريفى در مورد دو اصطلاح «وحدت اسلامى» و
«تقريب مذاهب» به اختصار بياوريم تا حدّ و مرز آن، با «ادغام
مذاهب» يا «الغاى مذاهب» يا گذشت از مواضع اصلى و اصول مسلّم
دينى و مذهبى به منظور شيعه كردن اهل سنت و سنّى كردن شيعيان
دانسته شود.

 

 

|23|

الف: وحدت اسلامى

همكارى و تعاونِ پيروان مذاهب اسلامى براساس اصول مسلم و مشترك اسلامى و
اتخاذ موضع عملىِ واحد براى تحقّق اهداف و مصالح عاليهء امت اسلامى و موضع گيرى
واحد در برابر دشمنان اسلام و احترام به التزام قلبى وعملى هر يك از مسلمانان به مذهب ِ
خود، همان «وحدت اسلامى» است.

ب: تقريب مذاهب

نزديك شدن پيروان مذاهب اسلامى با هدف تعارف و شناخت مشتركات يكديگر و
توسعهء مشتركات به منظور دستيابى به برادرى و اخوّت دينى براساس اصول مسلّم و
مشتركات اسلامى نيز معذور نمودن همديگر در نقاط مورد اختلاف، «تقريب مذاهب
اسلامى» است.

البته منظور از مذاهب اسلامى، آن دسته از مكاتب فقهى معروف و معتبرى هستند كه
داراى نظام اجتهادى منسجم و مستند به كتاب و سنّت اند كه از نظر ما عبارت اند از: مذهب
حنفى، مالكى، شافعى و حنبلى از اهل سنت و مذهب اثنى عشرى، زيدى و اسماعيلى از
شيعه و مذهب اباضى كه مذهب باقيمانده از خوارج ـ با تعديل بسيار ـ است.

تاريخ تقريب

مطالعه در تاريخ اسلام، در زمان ائمهء معصوم و شاگردان آن ه، گوياى آن است كه آن
بزرگواران، گرچه اختلافات فكرى با فقهاى مسلمين و ائمهء مذاهب داشته اند، ليكن مراوده و
مباحثهء علمى و رابطهء استاد و شاگردى همواره ميان آنان برقرار بوده است.

بسيارى از شاگردان امام باقر و امام صادق 8از اهل سنت بوده اند و گروهى از آنان؛
مانند ابوحنيفه و مالك از اين دو امام بزرگوار حديث نقل كرده اند. آن دو، با اين كه
نظرياتى برخلاف امام باقر و امام صادق 8داشته اند، اما مقام شاگردى آن دو امام را داشته
وبه آن افتخار مى كرده اند. براين اساس، ما با افراد زيادى روبه رو هستيم كه از راويان
مشترك ميان شيعه و سنى هستند و بيش از ده هزار روايت، در كتب مهم اهل سنت، از اهل
بيت (ع) آمده است.

در عصر بعد از ائمه نيز، علماى بزرگ شيعه؛ مانند شيخ مفيد، سيدمرتضى، شيخ طوسى،


 

|24|

علامه طبرسى (صاحب مجمع البيان)، شهيد اول و شهيد ثانى داراى كرسى تدريس در فقه
مذاهب مختلف اسلامى بوده و در آثار و كتاب هاى خود، شيوهء ارائهء مقارن فقه و كلام را
رعايت كرده اند. آنان ضمن پاى بندى به مذهب اهل بيت، هيچ گونه تعصبى در عرضهء مطالب
نداشته و نقل همهء اقوال را شيوهء خود ساخته اند و نيز با استدلال متين و عملى، از آراى خود
دفاع مى كرده اند. كتاب «الخلاف» شيخ طوسى و «المؤتلف من المختلف» علاّمهء طبرسى
نمونه هاى اين شيوهء پسنديده اند.

كتاب هاى فقهى استدلالى شيعه، در گذشته، همين سبك و سياق را كم و بيش حفظ
مى كرده اند.

علماى اهل سنت نيز با ابراز علاقه و احترام به اهل بيت پيامبر و ائمهء معصوم (ع) نشان
داده اند كه هيچ گونه كينه و تعصبى نسبت به آن بزرگواران نداشته اند. اشعار شافعى (از
ائمهءاربعه) و اشعار شعراى فارسى، كه بيشتر آنان سنى مذهب بوده اند گواه بر اين
مطلب است. احترام و علاقهء آنان به حدّى بوده كه برخى از بزرگان آن ها را «سنيان
دوازده امامى» لقب داده اند.

اين مسأله تا آنجا پيش رفته كه شيخ محمد ابوزهره، از شيوخ معاصر الاءزهر، دربارهء
ابوحنيفه گفته است:

«ننتهى من الكلام السابق الى أنّ أبا حنيفة شيعى ّ فى ميوله و آرائه فى حكام عصره
أى أنّه يرى الخلافة فى أولاد على ّ من فاطمة و أن الخلفاء الَّذين عاصروه قد
اغتصبوا الاءمر منهم و كانوا لهم ظالمين».[1]

همو بعد از مناظره اى كه در حضور منصور دوانيقى با امام صادق انجام داد، اظهار داشت:
«ما رأيت أفقه من جعفر بن محمد» و اين جمله اش نيز معروف است كه «لولا السنتان لهلك
النعمان» و نيز نقل كرده اند كه او پيوسته امام صادق را با احترام صدا مى زد و مى گفت: «جعلت
فدا يا ابنَ رسول اللّه».

مرحوم صدوق هم در كتاب «الخصال» از قول مالك نقل مى كند كه گفت:


[1] ابوزهره، محمد، بوحنيفه، ص 147«از سخن پيشين، به اين نكته مى رسيم كه ابوحنيفه در خواسته ها و نظرياتش دربارهء حاكمان زمانش شيعه است، بدين معنا كه او خلافت را حق اولاد على از فاطمه مى داند كه خلفاى زمان او حق آنان را غصب نموده و در حق ايشان ستم كرده اند.»

 

|25|
«كنت أدخل على الصادق جعفر بن محمد8 فيقدم لى مخدة و يعرف لى قدراً
ويقول يا مالك انّى أحبّكَ فكنتُ أسر بذلك و أحمد اللّه عليه و كان 7لايخلو
من احدى ثلاث خصال: امّا صائماً و امّا قائماً و امّا ذاكراً و كان من عظماء العباد
وأكابر الزّهاد الذين يخشون اللّه عزّوجلّ و كان كثير الحديث، طيب المجالسة،
كثير الفوائد فاذا قال: قال رسول الله (ص)أخضر مرّة و اصفر أخرى حتى ينكره
من يعرفه...».[1]

مى توان گفت كه همهء ائمهء مذاهب، متهم به تشيّع شده اند و حتّى مورد خشم وآزار
دشمنان اهل بيت (ع) قرار گرفته اند. با مطالعهء تاريخ زندگى ابوحنيفه، مالك و شافعى
مى توان به اين حقيقت و واقعيت دست يافت.

تأسيس دار التقريب بين المذاهب الاسلاميه در قاهره

حضور مرحوم شيخ محمدتقى قمى در قاهره و تأسيس دارالتقريب بين المذاهب
الاسلاميه و پيوستن علماى بزرگ شيعه؛ مانند شيخ جعفر كاشف الغط، شرف الدين، ملاّ
صالح مازندرانى، آيت اللّه العظمى حكيم، علامه هبة الدين شهرستانى، علامه سيدمحسن
امين عاملى ـ رحمهم الله ـ به آن، همچنين حمايت آيت اللّه العظمى بروجردى؛ از اين
طرح وهمكارى او با علماى الاءزهر؛ مانند شيخ محمد شلتوت، شيخ عبدالمجيد سليم، شيخ
سليم البشرى،شيخ الباقورى و...روابط حوزهء علميه قم و جامع الاءزهر را عميق تر كرد،
تاجايى كه الاءزهر كتب شيعه، مثل «مجمع البيان» طبرسى و«المختصر النافع» محقق حلّى را
به طبع رسانيد و فتواى معروفِ به رسميت شناختن شيعه از سوى شيخ محمود شلتوت،
شيخ بزرگ الاءزهر صادر شد ولى پس از دو دهه، اين حركت به علت فوت برخى از رهبران
آن، كند شد و مجلهء خوب آن؛ يعنى «رسالة الاسلام» پس از چاپ شمارهء 60آن، متوقف شد.

تأسيس «مجمع جهانى تقريب مذاهب اسلامى» در تهران

در ادامهء فعاليت هاى دارالتقريب، پس از پيروزى انقلاب شكوهمند اسلامى ايران و در
آغاز رهبرى معظم انقلاب، حضرت آيت الله خامنه اى، معظم له، به تأسيس مجمع التقريب
فرمان دادند. اين مجمع، از ابتداى تأسيس، گام هاى بلندى را در راه تقريب برداشته و


[1]صدوق، لخصال، ج 1 ص 167

 

|26|

فعاليت هاى زيادى كرده است (كه شرح داده خواهد شد) وازآنجا
كه دعوت به تقريب، دعوتى منطقى، هماهنگ باروح كتاب و
سنت و منسجم با تعاليم پيامبر گرامى و ائمهءمعصوم (ع) بوده و
هست با موفقيت هاى بسيارى همراه است.

پايه هاى فكرى تقريب

دعوت به تقريب مذاهب، بر پايه ها و اصول فكرى متعدّدى
مبتنى است كه همه، ريشه در كتاب و سنت دارد و يا از پشتوانهء
رعايت مصالح امت، كه امرى مورد پذيرش عقلا است برخوردار
مى باشد. برخى از اين مبانى، عبارت اند از:

1. اصول مشترك

تعدد مذاهب، به طور طبيعى، نشان از اختلاف مسلمانان در
پاره اى از باورهاى كلامى وفقهى دارد، كه اين نتيجهء طبيعى ِ
آزادى اجتهاد و اختلاف انسان ها در برداشت هاى فكرى تحت
تأثير ظروف و شرايط تربيتى است، ولى نبايد فراموش كرد كه
اصول اعتقادى، كلامى، فقهى و اخلاقى م،وجوه اشتراك بسيار
دارد. برخى از علم، مشتركات را تا 95 درامور فقهى و حتى
اعتقادى برآورد مى كنند. اين امر در مورد امور اخلاقى تقريباً
به صددرصد مى رسد.

در اصول و پايه هاى عقيدتى، ايمان به خداوند متعال، صفات
الهى، ارسال رسل، انزال كتب، بهشت، جهنم، جزاى اعمال و...
ونيز ضروريات شريعت از نماز و روزه و قبله، حج و زكات و
امربه معروف و نهى از منكر، همگى يك گونه مى انديشيم و يك
باور داريم. اختلاف، در فروع و شاخه هاى اين مسائل است؛
مانندتوحيد صفات، حدود عصمت، اجزاى وضو و... تكيه
براصول و عناصر مشترك در عقيده و عمل از اركان وحدت


 

|27|

اسلامى و تقريب مذاهب است.

2. اصل وحدت

اصل وحدتِ مسلمانان و امت واحد بودنِ آنان، ريشه در قرآن و
سنت نبوى وسيرهء ائمهء مسلمين دارد. گذشته از آيات فراوان و
روايات بسيار، كه ضرورتى براى ذكر و تكرار آن نمى بينيم، سيرهء
اميرالمؤمنين و ائمهء معصوم (ع) الگوى عملى و لازم الاتباع ما است.
امير مؤمنان (ع)با اين كه به طور قطع خلافت را حق خود
مى دانست امامى فرمود:

«فلمّا مضى 7تنازع المسلمون الاءمر من بعده. فو اللّه ما
كان يلقى فى روعى و لا يخطر ببالى أنّ العربَ تُزِعج هذا
الاءمر من بعده 9عن أهل بيته و لاءانّهم مُنَحُّوهُ عَنّى من
بعده. فما راعنى اِلاَّ انثيال النّاس على فلان يبايعونه.
فأمسكت يدى حتى رايت راجعة الناس قد رجعت عن
الاسلام يدعون الى محق دين (ص)محمدفخشيت ان لم
أنصر الاسلام و أهله أن أرى فيه ثلماً أو هدماً تكون
المصيبة به علىّ أعظم من فوت ولايتكم التى انما هى متاع
أيام قلائل، يزول منها ما كان، كما يزول السراب، أو كما
يتقشع السحاب فنهضت فى تلك الاءحداث حتى زاح الباطل
و زهق و اطمأنَّ الدين و تنهنه»[1]

 

و البته كه آن حضرت در تمامى مدتِ خلافت خلف، بر بيعت خود
وفادار بود.خيرخواهى جامعهء اسلامى، نصيحت خلف، ارائهء مشورت
صادقانه به آنه،اجازه به اصحاب و يارانش براى تصدّى منصب هاى
حكومتى و كمك به خلفا و... همه، گوياى اين حقيقت است.

اين شيوه در سيرهء فرزندان آن حضرت؛ امام مجتبى و امام حسين


[1] نهج البلاغه، صبحى صالح، نامهء 62 ص 451
اصل وحدت ِ
مسلمانان
و امت
واحد بودن ِ
آنان،
ريشه در
قرآن و سنت
نبوى
و سيرهء ائمهء
مسلمين
دارد.
 

 

|28|

و نيز امام چهارم، زين العابدين و امام باقر(ع) ادامه يافت. دعاى امام چهارم براى اهل ثغور
در صحيفه طيّبه اش و نيز كمك امام باقر به دولت اموى در امر ايجاد سكهء رايج اسلامى، گواه
اين امر است.

3. اصل اخوّت و برادرى ميان مسلمانان

شيوهء رفتار پيشوايان معصوم با مخالفين و سفارش آنان به شيعيان براى حسن همزيستى
و حفظ روابط برادرانه، بيش از آن است كه در اين مختصر بگنجد، ولى براى نمونه، به چند
حديث شريف، اين گفتار را متبّرك مى سازم:

عن أبى عبدالله (ع)أنه قال: «من صَلّى معهم فى الصفّ الاءوّل كان كمن صلّى خلف
رسول الله (ص)فى الصفّ الاءوّل»[1]
و عنه 7 «أوصيكم بتقوى الله عزّوجلّ و لا تحملوا الناس على أكتافكم
فتذلّواان ّاللّه تبارك و تعالى يقول فى كتابه (و قولوا للناس حسناً...) ثم قال:
عودوا مرضاهم و اشهدوا جنائزهم و اشهدوا لهم و عليهم، و صلّوا معهم
فى مساجدهم».[2]
و عن معاوية ابن وهب قال: قلت له: كيف ينبغى لنا أن نصنع فيما بيننا و بين قومنا
بين خلطائنا من الناس ممن ليسوا على أمرنا؟ قال: «تنظرون الى أئمتكم الذين
تقتدون بهم فتصنعون ما يصنعون، فوالله انهم ليعودون مرضاهم و يشهدون
جنائزهم و يقيمون الشهادة لهم و عليهم و يؤدُّون الاءمانة اليهم».[3]

4. مصالح عاليهء امت اسلامى

شكى نيست كه شيوهء رفتارى اميرمؤمنان (ع)با خلفاى هم عصر خويش و نيز
سفارش هاى ائمه(ع) به شيعيان، علاوه بر همهء ريشه هاى قرآنى، مبتنى بر يك اصل اساسى
بوده و آن تقدم مصالح امت اسلام بر مصالح و منافع شخصى، گروهى و حتى مذهبى است.
امروز نيز، كه تهاجم و تكالب استكبار بر امت اسلام، سراسر جهان اسلام، از شرق آسيا تا


[1]وسائل الشيعه، ج 8 باب 5 ص 299

 

[2] همان، ح 8 ص 301

 

[3]همان، ج 12 باب 1 ص 6

 

|29|

غرب آفريقا و در خود آمريكا و اروپااقليت هاى اسلامى را فرا گرفته
و به اصطلاح دشمن بيخ گوش ما در كمين نشسته، قطعاً مصلحت ما
در ائتلاف، ترك منازعه، همكارى و تعاون است نه در اختلاف و
تنازع و خرده گيرى از يكديگر. اين شيوه اى است كه بنيانگذار
جمهورى اسلامى ايران حضرت امام خمينى‏ (قدس سره) پيوسته به آن سفارش
مى كردند و در فتاواى ايشان به خصوص دربارهء احكام حج، نماز
جماعت و... وپاى بندى به آن، كاملاً آشكار و روشن است.

اهداف اصلى از تشكيل مجمع جهانى تقريب
مذاهب اسلامى

مجمع جهانى تقريب كه براساس مبانى فوق و به امر رهبر معظم
انقلاب تأسيس شد و شوراى عالى و مجمع عمومى آن، كه متشكّل از
ده ها عالم سنى و شيعهء ايرانى و غيرايرانى است، به دنبال اهداف
زيراست:

الف) كمك به احيا و گسترش فرهنگ و معارف اسلامى و دفاع از
حريم قرآن كريم و سنت پيامبر.

ب) كوشش در راه ايجاد آشنايى و تفاهم بيشتر ميان علم،
متفكران و پيشوايان مذهبى جهان اسلام در زمينه هاى اعتقادى،
فقهى، اجتماعى و سياسى.

ج) گسترش انديشهء تقريب ميان انديشمندان و فرهيختگان جهان
اسلام و انتقال آن به توده هاى مسلمان و آگاه كردن آنان از توطئه هاى
تفرقه انگيز دشمنان.

د) كوشش در راه تحكيم و اشاعهء اصل اجتهاد و استنباط در
مذاهب اسلامى.

ه) سعى در ايجاد هماهنگى وتشكيل جبههء واحد، مقابل
توطئه هاى تبليغاتى و تهاجم فرهنگى دشمنان اسلام براساس اصول
مسلم اسلامى.

شيوهء رفتارى
اميرمؤمنان (ع)
با خلفاى
هم عصر خويش
و نيز
سفارش هاى
ائمه(ع)
به شيعيان،
علاوه بر همهء
ريشه هاى
قرآنى،
مبتنى بر
يك اصل اساسى
بوده و آن
تقدم مصالح
امت اسلام
بر مصالح
و منافع شخصى،
گروهى
و حتى
مذهبى است.
 

 

|30|

و) رفع بدبينى ها و شبهات ميان پيروان مذاهب اسلامى.

برنامه هاى مجمع تقريب بين مذاهب اسلامى

الف) برنامه هاى پژوهشى

اين بخش از برنامه ه، در شهر مقدس قم متمركز است و با همكارى جمعى ازفضلاى
بزرگوار انجام مى گيرد. كارهاى پژوهشى كه تاكنون انجام شده، عبارت است از: پژوهش در
زمينهء فقه و اصول مقارن، تشخيص وجوه و عناصر مشترك و نيز موارد اختلافى، احاديث
مشترك مذهب اهل بيت با محدثان اهل سنت، كه تاكنون چندين جلد آن به چاپ رسيده
است؛ مانند تفسير مقارن، راويان مشترك و...

گفتنى است امروزه كتب بسيارى، از علماى اهل سنت در ذكر فضايل اهل بيت و زندگى
نامهء آن، تحقيق و منتشر شده است.

ب) برنامه هاى آموزشى

محل بررسى و پژوهش در مورد اين بخش، تهران و دانشگاه مذاهب اسلامى است.
تربيت نسلى از جوانان شيعه و سنى، از داخل و خارج كشور، كه علاوه بر مذهب خود ساير
مذاهب اسلامى را نيز به صورت مقايسه اى مطالعه كرده، با آن آشنا شوند، مورد نظر اين
دانشگاه است.

مذاهب امامى، شافعى و حنفى تاكنون در اين دانشگاه تدريس شده و تدريس ديگر
مذاهب نيز از برنامه هاى آينده است.

علاوه بر اين دوره هاى رسمى، كه طبق ضوابط وزارت علوم انجام مى شود، برخى
دوره هاى كوتاه مدت نيز تحت عنوان «سفيران تقريب» آموزش داده مى شود. در اين
برنامه ه، فضلاى اهل سنت، كه به عنوان «روحانيون حج» به سفر حج اعزام مى شوند، احكام
حج را طبق مذاهب مختلف اسلامى آموزش مى بينند.

ج) برنامه هاى مطبوعاتى و انتشاراتى

مجمع جهانى تقريب اسلامى تاكنون افزون بر ده ها جلد كتاب در زمينه هاى مختلف
فقهى، اصولى، تاريخى، تفسيرى و حديث و رجال، سه مجله را نيز به زبان عربى و فارسى
منتشر كرده است كه عبارت اند از: «فصلنامهء عربى «رسالةالتقريب»، دو ماهنامهء فارسى


 

|31|

«انديشهء تقريب» و ماهنامهء خبرى «پيك تقريب».

د) برنامه هاى بين المللى

اين برنامه ها شامل امور زير است:

برگزارى سالانهء كنفرانس بزرگ وحدت در تهران، برگزارى سمينارهاى وحدت در
داخل و خارج كشور، سمينار بزرگداشت سيدجمال الدين اسدآبادى، كنگره بزرگداشت
آيت الله العظمى بروجردى و شيخ محمود شلتوت در تهران و قم، همكارى در برگزارى
كنگرهء علامه سيدشرف الدين، همچنين شركت مستمر در كنفرانس هاى بين المللى در خارج
و داخل كشور كه آمار نشان مى دهد تاكنون در يكصدوپنجاه اجلاس اسلامى بين المللى
شركت كرده ايم.

اعزام هيأت هايى از علما براى ديدار از مجامع علمى و شخصيت ها در خارج از كشور و
نيز دعوت از علماى بزرگ اهل سنت براى ديدار از جمهورى اسلامى ايران و حمايت از
جماعت هاى تقريب، از ديگر برنامه هاى بين المللى ما بوده است.

تاكنون هزاران تن از علماى شيعه و اهل سنت در برنامه هاى مجمع، در داخل و خارج
شركت كرده اند و ده ها جلد كتاب حاصل مقالات و مذاكرات آن ها به زيور طبع آراسته
شده است.

ه) ارتباط با مراكز علمى مهم جهان اسلام

ارتباط مستمر و برنامه ريزى شده با مراكز مهم علمى، فرهنگى و تبليغاتى اسلامى جهان
اسلام، محور ديگر فعاليت هاى مجمع بوده است. در اين راستا مراكز و مجامع مهم زير قابل
ذكر است:

مجمع بين المللى فقه اسلامى (جده)، اتحاديهء جهانى علماى اسلامى (بيروت)، رابطة
العالم الاسلامى (مكه)، جمعية الدعوة الاسلامية (ليبى)، مؤسسهء آل البيت (اردن)، مؤسسهء
آيسيسكو (مغرب)، حركت بانك دارى اسلامى؛ اعم از بانك توسعهء اسلامى و ساير بانك ها.

آثار فعاليت ها و برنامه هاى مجمع جهانى تقريب مذاهب اسلامى

پانزده سال تلاش و فعاليت مجمع و مؤسسات همسو در داخل و خارج از كشور در
زمينه هاى مختلف، آثار و بركات زيادى را در بر داشته است كه به بيان برخى از


 

|32|

آنهامى پردازيم:

1. رسميت يافتن اجتهاد در مجامع علمى معاصر. امروزه ديگر باب اجتهاد بسته نيست و
اكثريت قاطع علماى بزرگ جهان اسلام به لزوم فتح باب اجتهاد پى برده، به آن عمل مى كنند.
تشكيل مجمع بين المللى فقه اسلامى و حضور سالانه بيش از يكصد و بيست تن از مجتهدان
جهان اسلام، جهت ارائهء فتوا در مسائل فقهى به خصوص در مسائل مستحدثه و رسميت
داشتن اين مجمع از نظر سازمان كنفرانس اسلامى، گواهى است بر اين مطلب.

2 پذيرش انديشهء «تقريب مذاهب» از سوى علما و متفكّرانِ جهان اسلام و تشكيل مراكز
و مجامع تقريبىِ متعدد در كشورهاى مختلف.

3. برگزارى كنفرانس هاى وحدت در كشورهاى مختلف.

4. مطرح شدن مكتب اهل بيت در مجامع علمى جهان اسلام و ترويج مرجعيت
علمى آنان.

5. تدوين استراتژيهاى تقريب مذاهب از سوى شخصيت ها و سازمان هاى مختلف
اسلامى؛ از جمله مؤسسه آيسيسكو (كه به تصويب سران كشورهاى اسلامى هم رسيده
است) و مجمع جهانى تقريب مذاهب اسلامى.

6. استقبال روشنفكران، دانشگاهيان، اهالى مطبوعات و اهل قلم از انديشهءتقريب.

7. انزواى افراطيون و كسانى كه ديگران را به هر بهانه اى تكفير مى كنند وقدرت يافتن
خط اعتدال و ميانه روى.

8. صدور فتواى حرمت تكفير مسلمانان از سوى علماى جهان اسلام؛ از جمله آخرين
فتوايى كه جديداً صادر شده، متن فتوايى است كه در كنفرانس بين المللى اسلامى در كشور
اردن از سوى جمع كثيرى از علماى شيعه و سنى صادر شده است. متن كامل اين فتواى مهم
در اختيار حضرات نمايندگان محترم مجلس خبرگان قرار مى گيرد، خلاصهء آن هم در
روزنامه هاى معتبر كشور چاپ شده است و بسيار مناسب است كه در اينجا پيشنهاد كنيم
اعضاى محترم مجلس خبرگان، كه همگى از مجتهدان هستند، فتوايى مشابه اين فتوا تهيه و
امضا كنند. مجمع جهانى تقريب مذاهب اسلامى آمادگى دارد تا آن را در سرتاسر دنياى اسلام
منتشر سازد.

9. فتواى بسيارى از علماى جهان اسلام بر جواز اقتداى پيروان مذاهب اسلامى
به يكديگر.


 

|33|

10.تقويت روح وحدت و همبستگى در جوامع اسلامى و آگاهى
علما وانديشمندان و نيز توده هاى مردم بر ضرورت پيروى از اين
خط اصيل اسلامى وقرآنى.

موانع تقريب

على رغم همهء موفقيت ها و آثار مثبت حركت تقريب در جهان
امروز، اين انديشهء مصلحانه و وحدت بخش با موانعى در داخل و
خارج كشور هم روبه رو بوده است كه به برخى از آن ها اشاره مى كنيم:

1. جهل و تعصب عوام، كه بايد به وسيلهء علما و بزرگان، راهنمايى
و هدايت شوند تا از تحريك احساسات ساير مسلمانان دورى نمايند.

2. عدم توجه برخى از بزرگان به وضعيت جهانى وخطراتى كه در
تفرقه افكنى نهفته است. بايد توجه داشت كه استكبار جهانى مترصد
شكار كردن حركات و سخنان م، حتى در مجامع محدود و خصوصى
است تا با بزرگ نمايى آن و نشر در روزنامه ها و وسايل ارتباط
جمعى به آتش خاموش كدورت هاى تاريخى بنزين بپاشد و آن را
شعله ور سازد.

3. افراطى گرى برخى گروه هاى تكفيرى؛ مانند وهابيت كه نه تنها
تشيع بلكه اعتزال و تصوف و حتى اشاعره را هم تكفير مى كنند.

4. توطئه هاى استكبار جهانى و در رأس آن آمريكاى جنايتكار كه
نمونه هايى از آن را در پاكستان، افغانستان، عراق و لبنان شاهديم.

5. سرسپردگى برخى از حكام و سياستمداران به ظاهر مسلمان و
تفرقه افكنىِ آنها ميان مسلمانان جهت تحكيم حكومت هاى خويش
يا خوش رقصى براى استعمار.

6. وجود برخى روايات ضعيف در منابع حديثى فريقين.

پيشنهادها

اكنون شايسته است پيشنهادهاى خيرخواهانه اى جهت تأليف
قلوب ووحدت صفوف امت اسلامى ارائه كنيم:

على رغم
همهء موفقيت ها
و آثار مثبت
حركت تقريب
در جهان امروز،
اين انديشهء
مصلحانه
و وحدت بخش
با موانعى
در داخل
و خارج
كشور هم
روبه رو بوده
است.
 

 

|34|

1. وزارت محترم ارشاد، نسبت به نشر كتاب هاى مذهبى شيعه و سنى مراقبت بيشترى
كند تا مطالب تفرقه افكنانهء برخى از كتاب ه، باعث فتنه انگيزى ميان مسلمانان نشود.

2. صدا و سيماى جمهورى اسلامى ايران در پخش فيلم ه، سريال ها و مصاحبه هاى
مذهبى و تاريخى، در شبكه هاى داخلى و برون مرزى به تقريب مذاهب و دورى از آثار منفى ِ
برخى برنامه ه، توجه بيشترى داشته باشد.

3. علما و مجتهدان بزرگوار؛ مخصوصاً اعضاى محترم مجلس خبرگان با صدور فتاواى
علمى و مستند، مسلمانان را از تكفير و تفسيق يكديگر برحذر داشته، هرگونه سب و
ناسزاگويى را منع كنند.

4. علماى بلاد و روحانيون معظم، مردم را از برخى افراط و تفريطه، كه در عزادارى ها
ومراسم مذهبى، گاهى در گوشه و كنار ديده مى شود، منع كنند. در اين راستا لازم
است كسانى را كه به مداحى و مرثيه خوانى براى ائمه معصوم (ع) مى پردازند، بيشتر
راهنمايى و ارشاد نمايند.

5. اجلاس مجلس خبرگان قطعنامه اى دربارهء وحدت اسلامى و تقريب مذاهب
صادركند.

6. در حوزه هاى علميهء شيعه، تدريس و تحقيق فقه مقارن و فرهنگ تقريب گسترش يابد
و در حوزه هاى علميهء اهل سنت نيز اين امر رايج گردد.

7. برادران اهل سنت توجه كنند كه طبق آيات شريفهء قرآن و احاديث حضرت رسول (ص)
از جمله حديث ثقلين اهل بيت پيامبر مرجعيت علمى امت را برعهده دارند. سيرهء عملى
خلفا و ائمهء مذاهب نشان مى دهد كه آنان هم اين امر را قبول داشته و به آن عمل مى كرده اند.

بنابراين، لازم است منابع حديثى اهل سنت توسعه يابد و احاديث وارده از سوى ائمهء اهل
بيت هم مورد استناد قرار گيرد. همچنان كه شيعيان به احاديث اهل سنت رجوع مى كنند.

8. علماى محترم و محقّقان شيعه و اهل سنت بكوشند منابع حديثى خود را از نظر ميزان
درجهء صحت و ضعف برخى از روايات مورد بازنگرى قرار دهند.

9. ديدارهاى متقابل علماى شيعه و سنى در داخل و خارج كشور، در ايجاد آشنايى و
تفاهم بيشتر بين آنه، آثار پربركتى دارد. مجمع جهانى تقريب مذاهب اسلامى در فراهم
آوردن بستر اين اقدام و گسترش آن، آمادگى لازم را اعلام مى كند.


 

|35|

نصيحتى برادرانه

در پايان، لازم مى دانم نصيحتى برادرانه به همهء مسلمانان؛ چه شيعه و چه سنى
داشته باشم:

مسلمانان بايد بدانند كه قرآن مجيد، سنت پيامبر، سيرهء معصومين، ائمهء مذاهب و نيز
مصالح عالى اسلام بر ما حكم مى كند كه از افراط و تندروى بپرهيزيم و از لعن، تكفير
وتفسيق يك ديگر دورى كنيم. استكبار جهانى و صهيونيسم امروزه نقاط بسيارى از
سرزمين هاى اسلامى را در تصرف خويش دارند و نقاط بسيار ديگرى را نيز محاصره كرده،
در معرض خطر قرار داده اند. آنان از راه هاى گوناگون سياسى، اقتصادى، نظامى و تبليغاتى بر
ما يورش آورده، مى كوشند همهء راه ها را بر روى ما ببندند. ايجاد تفرقه و برادركشى ميان
مسلمانان در جاى جاى دنياى اسلام به منظور تضعيف امت اسلام و سلطه بر منابع،
سرزمين ها و ثروت هاى خدادادهء ما، از برنامه هاى آنان است. بر همهء ما به ويژه علم،
انديشمندان، اهل قلم و منبر و همهء صاحبان نفوذ، احزاب، گروه ها و دستجات است كه در اين
درياى پرتلاطم و امواج هولناك توطئه و دشمنى، كينه هاى تاريخى را فراموش كرده، يا
دست كم تا مدتى كنار بگذاريم. امروزه وضعيت ما وضعيت مسلمانان صدر اسلام در جنگ
احزاب است. بياييد با يك ديگر در ساختن سنگرهاى دفاعى همكارى كنيم و از دشمنان
مشترك غافل نشويم. بدانيم كه هر كس دعوت به تفرقه و تنازع كند، دانسته يا ندانسته آب به
آسياب دشمن مى ريزد و جبههء مسلمانان را تضعيف مى كند.

دعوت كنندگان به تفرقه و دشمنى ميان شيعه و سنى، نه شيعه هستند و نه سنى. اكنون بايد
ضمن حفظ وفادارى و پايبندى به مذهب خويش، نسبت به ساير مسلمانان ادب و احترام را
رعايت كنيم و دست در دست يكديگر بگذاريم و در برابر دشمنان مشترك متّحد باشيم.

اللهم انصر الاسلام و المسلمين و اخذل الكفار و المنافقين. اللهم انصر ولىّ أمر
المسلمين و حماة الدين و عساكر الموحدين بحقّ محمد و آله الطاهرين.

والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته

تعداد نمایش : 1605 <<بازگشت
 

 فهرست مجلات فصلنامه حکومت اسلامی بصورت فایلهای PDF

 

 

 فهرست کتاب ها 

 

 

درس خارج
«فقه نظام سیاسی اسلام»
استاد: حضرت آیت‌الله محسن اراكی دام‌عزه

         کلیه حقوق برای مرکز تحقیقات علمی دبیرخانه خبرگان مجلس محفوظ است.

صفحه اصلی|اخبار|راهنمای تنظیم و ارسال مقالات|کتاب ها|فصلنامه|درباره ما