صفحه اصلی|اخبار|درس خارج فقه نظام سیاسی اسلام|تماس با ما
منو اصلی
اوقات شرعی
ورود
نام کاربری :   
کلمه عبور :   
عضویت
وحدت و انسجام ملى در مصاف با طرح‏ خاورميانه بزرگ
وحدت و انسجام ملى در مصاف با طرح‏ خاورميانه بزرگ تاریخ ثبت : 1390/11/24
طبقه بندي : ,66,
عنوان : وحدت و انسجام ملى در مصاف با طرح‏ خاورميانه بزرگ
مولف : گفتارى از آيت الله هاشمى رفسنجانى
دریافت فایلpdf :

pdffileبرای دریافت فایل  PDF کلیک نمایید.

متن :

|47|

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

«وحدت و انسجام ملى»
در مصاف با طرح‏
«خاورميانه بزرگ»


گفتارى از آيت الله هاشمى رفسنجانى‏


 

‏در پى پيشنهاد كميسيون سياسى -
اجتماعى مجلس خبرگان رهبرى به‏
هيأت رئيسه اين مجلس مبنى بر
مطرح شدن طرح آمريكايى‏
«خاورميانه بزرگ» در پانزدهمين‏
اجلاسيه مجلس خبرگان هيأت رئيسه‏
از آيت الله هاشمى رفسنجانى نايب‏
رئيس مجلس خبرگان دعوت كرد كه‏
در اين موضوع به بحث بپردازد.
ايشان با اشاره به پيشينه اين گونه‏
طرح‏ها پس از فروپاشى شوروى،
برخى از اقدامات جمهورى اسلامى را
در مقابله با اين طرح يادآور شد. آن‏
گاه به تبيين طرح «خاورميانه بزرگ»
و اهداف آمريكايى‏ها از اين طرح‏
پرداخت. آقاى هاشمى در بخش دوم‏
سخنرانى خود «انسجام ملى» را
مهمترين وظيفه مردم و دولتمردان‏
خواند و وظيفه علما و خبرگان را در
اين زمينه حياتى توصيف كرد. هم‏
چنين به دولتمردان توصيه كرد كه به‏
مقتضيات انسجام در مقام عمل‏
پاى‏بند باشند. متن اين سخنرانى را
ملاحظه مى‏كنيد.

«حكومت اسلامى»

 

|48|

بسم الله الرحمن الرحيم، الحمدلله والسلام على رسول‏الله و آله.

براساس پيشنهاد كميسيون، بنا بر اين شد كه بحث مربوط به طرح آمريكايى «خاورميانه‏
بزرگ»، و نيز مسأله «انسجام ملّى» را در اين جمع مطرح كنم كه بحثى طولانى است.

هنوز محتواى واقعى طرح خاورميانه آمريكا درست پخش و منتشر نشده و فقط چيزى‏
به عنوان طرح مطرح گرديده است. روشن است كه الاَّن عقبه آن در اختيار كسى نيست.

ريشه و پيشينه اين گونه طرح‏ها، به سال‏هاى بسيار دور بر مى‏گردد. بعد از سقوط و
فروپاشى شوروى، كه دوران جنگ سرد به پايان رسيد و ديگر به شدّت قبل نبود، آمريكا
احساس كرد كه قدرت منحصر به فرد و فائق جهان شده و دنيا تك قطبى گرديده است. آقاى‏
جورج بوش اوّل(پدر) در آن زمان، بسيار زود، مسأله «نظم نوين جهانى» را مطرح كرد. معلوم‏
بود كه آمريكايى‏ها منتظر چنين فرصتى بودند، لذا بسيار زود، آن نظم را مطرح كردند. ما
همان زمان با دقت، مسائل را در محافل سطح بالاى كشور پى مى‏گرفتيم و پيش‏بينى‏
مى‏كرديم كه اگر آمريكايى‏ها قدرت بلامنازع دنيا شوند، ممكن است براى دنيا بسيار گران‏
تمام شود. البته قبل از آن هم، زمانى كه ضعف شوروى پيش‏بينى مى‏شد، امام‏(قدس سره) در اين‏
انديشه بودند. نامه‏اى كه امام به گورباچف نوشتند - كه نامه‏اى تاريخى است - در همين راستا
بود و به وى تذكراتى دادند. نكاتى را كه ايشان مطرح كردند مهم بود. البته بحث‏ها تا اين حد
روشن نبود.

در همان دوران من سفرى به چين كردم و از سوى امام‏(قدس سره) پيامى براى رهبران چين بردم.
مرحوم امام در آن پيام، به آنان گفتند: ايران آمادگى دارد با شما همكارى استراتژيك را آغاز
كند و آنان هم به طور نسبى پذيرفتند و همكارى‏هاى خوبى آغاز شد كه هم در زمان جنگ و
هم در حال حاضر تا حدودى ادامه دارد. البته بسيار محدود است و به آ ن شكلى كه فكر
مى‏شد نيست.

به روسيه هم سفرى كردم كه در همان فضا بود. بحث بسيار طولانى با آقاى گورباچف‏
داشتم و همه ايراداتى را كه به حركت روس‏ها مى‏ديدم با ايشان در ميان گذاشتم و همان جا
تصميمات مهمى براى همكارى گرفتيم و قراردادى با آنها امضا كرديم كه قسمت‏هايى از آن‏
هنوز هم در حال اجرا است; از جمله توافق درباره نيروگاه هسته‏اى بوشهر بود كه متأسفانه‏
روس‏ها با تأخير بسيار مشغول اجراى آن هستند. بنابراين اين مسائل از آن زمان در فكر و
انديشه ما بود.

 

|49|

بعد از جنگ، در حالى كه شوروى از هم پاشيد، برنامه آمريكايى‏ها در مسأله «نظم نوين‏
جهانى» را تا حدّى مى‏توانستيم نزد خود ترسيم كنيم، گرچه سندى هم نداشتيم. آن‏ها در
صدد برآمدند كم كم همه قلمرو اقمار شوروى را به تصرّف درآورند و بسيارى از آنها را هم‏
تصرّف كردند; مثلاً اروپاى شرقى را به طور كلى گرفتند و پيمان ورشو از هم گسست و
منهدم شد. بسيارى از آن‏ها به پيمان ناتو پيوستند. تقريباً به همه بالكان، كه آن روزها شوروى‏
در آن جا حاكم بود، مسلّط شدند. براى آسياى ميانه و قفقاز برنامه‏ريزى كردند. امروز در
گرجستان و بعضى كشورهاى ديگر آسياى ميانه حتى پايگاه نظامى دارند. براى ايران هم‏
برنامه محاصره داشتند، لذا ما، در دولت خودمان سه شورا تشكيل داديم كه زير نظر من كار
مى‏كردند; يكى براى آسياى ميانه و قفقاز، يكى براى خليج فارس و يكى هم براى آفريقا. اين‏
كار براى اين بود كه ما جاى پاى خودمان را در اين مناطق حفظ كنيم.

اگر شما مى‏بينيد كه ما راه آهن سرخس را به طور ضربتى ساختيم و افتتاح كرديم به خاطر
اين بود كه آن روز راه ارتباطى فقط كانال سوئز بود و ما به دنبال آن بوديم كه راه‏هاى ديگرى‏
ايجاد كنيم، تا آنها بتوانند ارتباط نزديكى با ايران داشته باشند. توفيقات خوبى هم براى‏
رسيدن به اين هدف به دست آمد. بعضى از آن‏ها بعداً كم كم از بين رفت.

در خليج فارس هم كار زيادى كرديم. مسأله عربستان را حل كرديم. مشكل واقعى ما، در
آن زمان، با عربستان بود كه به طور ريشه‏اى، با ارتباط و گفتگويى كه من با آقاى ملك عبدالله‏
داشتم، حل شد و همچنين سعى كرديم با كشورهايى مانند بحرين، عمان، قطر، كويت و...
وضعمان بهتر شود كه چنين شد. البته مشكل ما با امارات بر سر جزاير سه گانه، مشكل واقعى‏
است كه حل نشد.

تنش‏زدايى را هم، به جز با آمريكا، آغاز كرديم. اين اقدام هم جواب داد و هدف ما اين‏
بود، در آن زمان به وسيله آمريكايى‏ها - كه جنگ سرد پايان يافته بود و آنان مى‏خواستند يكّه‏
تاز ميدان شوند و خصومت آمريكا را هم با ايران مى‏دانستيم - محاصره نشويم و بتوانيم كار
كنيم نسبتاً موفق هم بوديم و در حال حاضر آثار بسيارى از آنها باقى است. تا اين كه با روى‏
كارآمدن دموكرات‏ها در آمريكا، آن برنامه جورج بوش پدر، تا حدّى آسيب ديد. گرچه‏
اين‏هادر مسائل استراتژيك با هم فرق زيادى ندارند ولى آن تفكّر جمهورى‏خواهان،
رونق‏پيشين را نداشت و مدتى در فضاى جهانى كم رنگ بود. البته روش دموكرات‏ها به‏
شكل ديگرى بود.

 

|50|

آن‏ها مقدمه جهانى شدن را با معيارهاى دموكرات‏ها خوب پيگيرى كردند. وقتى دوباره‏
جمهورى‏خواهان سركار آمدند و آقاى بوش - پسر - رييس جمهور شد، آن نظم نوين جهانى‏
شكل جديدى به خود گرفت كه به شكل خاورميانه بزرگ درآمد. علّت آن هم اين بود كه آنها
در محاسباتشان به اين نتيجه رسيده بودند، چيزى كه مى‏تواند در نهايت مزاحمت زيادى‏
براى آن‏ها ايجاد كند، اسلام و جهان اسلام است; عرب‏ها به خاطر اسرائيل و ايران هم به‏
خاطر اسلام و به طور كلى استكبار ستيزى، كه از اهداف نيرومند و مهم انقلاب اسلامى‏
بود.لذا آمريكايى‏ها طرح جديد را آن طور مطرح كردند. البته انتفاضه هايى كه در منطقه‏
مارخ داد; مانند انتفاضه اول و دوم فلسطين و حركت نيرومند حزب اللّه در لبنان، اين‏
نوع‏حركت‏ها تا حدّ زيادى آنان را با اشكالات اجرايى مواجه كرد، ولى آنان در هر حال‏
راهشان را ادامه مى‏دادند.

آمريكايى‏ها بعد از اين بود كه طرح خاورميانه بزرگ را مطرح كردند. چون آن طرح اولى‏
را كه آقاى جورج بوش پدر مطرح كرد، در سال 1990 بود و تقريباً دوره آن گذشت; لذا -
احتمالاً - بعد از 11 سپتامبر بود كه آنچه آن‏ها در برنامه‏هايشان داشتند، كم‏كم رو شد و
آمريكا، سردمدارى خود را براى مسائل منطقه و جهان اعلام كرد. آن تعبيراتى كه به كار
بردند، حاكى از برنامه‏هاى آنان بود; محور شرارت تعيين كردند، شعار جنگ صليبى دادند و
از اين دست مسائل.

ماجراى 11 سپتامبر به آن‏ها ميدان مانور مهمى را داد كه بحث تروريسم و حاميان‏
تروريسم هم به آن‏ها اضافه شد. در دنيا وانمود كردند كه مى‏خواهند با تروريسم مقابله كنند
و براساس آن در صدد بر آمدند دنيا را پيرامون خود گردآورند، وحشتى ايجاد كنند و مخالفان‏
خود را بترسانند.

اين مسأله را بسيار بزرگ كردند كه البته ريشه‏اش هم در دست خودشان بود، چون اين‏
تروريسمى كه مطرح كردند; مانند طالبان و القاعده، هر دوى آن‏ها مخلوق آمريكايى‏ها
بودند. من در گذشته بارها اين را مطرح كرده‏ام. اين مسأله را با مقامات عربستان بسيار واضح‏
مطرح كردم و با آنان در ميان گذاشتم. به آنان گفتم كه ا ين‏ها مخلوق خود آمريكايى‏ها هستند،
شما به چه چيزى مى‏پردازيد؟!

به هر حال، با فرزند نامشروع خود، حربه‏اى براى دنيا ساختند تا در اين فضاى‏
تحرّك‏جديد، خودشان وارد شوند و آن را خاورميانه بزرگ ناميدند. حالا اين خاورميانه‏

 

|51|

بزرگ از كجا تا كجا است؟ هدف آمريكايى‏ها از طرح آن چيست؟
طرح اجرايى آن كدام است؟ و... اينها مسائلى است كه جسته‏
وگريخته در اسناد و اظهارات به دست مى‏آيد.

اين طرح اولين بار در يك روزنامه عربى به نام «الحياة» در اردن‏
منتشر شد. تعجب هم داشت كه اين روزنامه چگونه توانسته است‏
اين سند را به دست آورد و منتشر كند! گفته شد كه آقاى المعشر،
نخست وزير اردن خبر را به روزنامه داده است. معلوم نيست اين‏
گفته‏ها درست باشد، ولى در هر صورت، اين طرح در آنجا منتشر شد
و بعد از آن، در دنياى عرب سروصدا كرد و حوادث بعدى را به‏
دنبال‏آورد.

طرح خاورميانه بزرگ و محدوده آن

محدوده جغرافيايى اين طرح، شامل 22 كشور عربى و 4 كشور
غيرعربى بود; ايران، تركيه، اسرائيل و افغانستان. در ادامه، گستره آن‏
شامل شمال آفريقا هم شد، چون در آنجا هم چند كشور اسلامى‏
وجود دارد.

بعدها جنوب شرق آسيا هم به آن افزوده شد تا كشورهاى اسلامى‏
اين منطقه را هم شامل شود. سرانجام آسياى ميانه را هم در برگرفت.
بنابراين، محدوده جهان اسلام تحت عنوان اين طرح درآمد.
با توجه به اين كه طرح خاورميانه بزرگ، يك طرح آمريكايى بود،
اروپايى‏ها به آن حسّاس شدند; زيرا برنامه آمريكا در چنين مواردى،
به گونه‏اى است كه كشورهاى ديگر را به حاشيه مى‏راند و منافع‏
حياتى آن‏ها را تهديد مى‏كند. از اين رو، آن‏ها هم طرحى را
ارائه‏كردند. شيمون پرز در اسرائيل نيز طرحى را با عنوان‏
«طرح‏خاورميانه» مطرح كرد. اين طرح، اصلاحات بيشترى را
پيش‏بينى مى‏كرد.

پاول هم در طرح آمريكايى‏ها اصلاحاتى را ايجاد كرد كه خودش‏

استراتژى‏ آمريكا درطرح
«خاورميانه بزرگ»
سه مرحله دارد:
دوران
به هم ريزى,
دوران
گذار
و دوران
الگو سازى.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

|52|

هم شرايطى داشت. طرح خاورميانه بزرگ آمريكا سرانجام در G8 (جى‏8)، كه هشت كشور
نيرومند و پيشرفته اقتصادى و فنىِ جهان در آن حضور دارند، بحث شد. طرح اروپايى‏ها را با
كشورهاى عربى هماهنگ كردند. چون ظاهراً در طرح آمريكا خطر بزرگى وجود داشت. -
البته من به باطن طرح نمى‏پردازم چون مطلب ديگرى مى‏گويند - گفته مى‏شد كه استراتژى‏
آمريكا در اين طرح سه مرحله دارد:

1. بهم‏ريزى; نظم موجود كشورها را به هم بريزند. مانند همان برنامه‏اى كه بعداً در عراق‏
و افغانستان اتفاق افتاد.

2. دوران‏گذار; همين دورانى است كه رژيم فعلى در عراق به يك رژيم مطلوب‏
تبديل‏شود.

3. دوران الگوسازى; در اين دوره يك مطلوب به وجود آورند تا الگوى كشورهاى‏
ديگرشود.

در طرح اول، اسرائيل الگوى آمريكا بود; يعنى مجموعه حركت‏هاى آن، از لحاظ سياسى‏
و اقتصادى، يك الگوى خوبى است. البته بعد كه با اروپايى‏ها براى جهان اسلام به توافق‏
رسيدند، تركيه را الگوى خوب در نظر گرفتند، چون اسرائيل نمى‏توانست الگو براى جهان‏
اسلام باشد.

به هر حال، اين برنامه‏اى بود كه آمريكايى‏ها در صدد انجام آن بودند. اين مسأله بسيارى‏
از كشورهاى عربى را نگران كرد. چون به هم ريزى يكى از برنامه‏هاى آن‏ها بود. به ياد داريد
كه مصر و عربستان و بسيارى از كشورها تهديد شدند. در بعضى از كشورهاى پيشتاز،
تغييراتى به وجود آمد. گفته مى‏شد كه آمريكايى‏ها دنبال اين هستند كه به طور كلى،
دولت‏هايى از اين قبيل را به هم بريزند تا شكل ديگرى به وجود بيايد كه حالا آن شكل ديگر
چيست؟ آن را در اهداف توضيح مى‏دهم.

اهداف آمريكايى‏ها از اين طرح چه بود؟

هدف واقعى آن‏ها، تأمين منافع حياتى آمريكا در دهه‏هاى آينده است. البته آن گونه كه‏
فقط آمريكا مى‏خواهد و آن تحميل فرهنگى است بر دنياى اسلام كه با معيارهاى فرهنگى‏
آمريكا همخوانى دارد.

آمريكايى‏ها، به ويژه در دوران جمهورى خواهان، كه بُعد مذهبى و تكيه روى معارف‏

 

|53|

 
مذهبى مسيحيت در ميان آنان بسيار بيشتر از دوران دمكرات‏ها است،
مى‏گويند ما با چنين فرهنگى، اگر در احكام نمى‏توانيم كارى انجام‏
دهيم، ولى از راه فرهنگ; مانند كمك از طريق مدارس، دانشگاه‏ها،
روشنفكران و رسانه‏ها، بخصوص از طريق ماهواره‏ها و اينترنت‏
مى‏توانيم فرهنگمان را تحميل كنيم و جوامع اسلامى را به شكلى كه‏
خود مى‏خواهيم اداره كنيم.

آن‏ها تأكيد زيادى روى نسل‏هاى بعد دارند، از اين‏رو، تغيير متون‏
درسى كشورهاى اسلامى جزو مهم‏ترين مهره‏هاى اين طرح است كه‏
فشار زيادى هم به كشورهاى اسلامى آوردند و بسيارى از كشورهاى‏
اسلامى، براى رضايت‏مندى آمريكايى‏ها تغييراتى در برنامه‏هاى‏
درسى‏شان بوجود آوردند كه حتماً آگاهى داريد.

از اين گونه موارد زياد ديده مى‏شود; چون اجزاى اين طرح در
جاهاى مختلف عمل مى‏شود. بخشى از اين اجزأ را، دايره‏اى خاص‏
پشتيبانى و پى‏گيرى مى‏كند كه در جاى خودش انجام مى‏شود.
پس محتواى واقعى طرح استعمارى است. غربى‏ها از قرن‏ها
چنين هدفى را داشتند و مى‏خواستند منافع خود را تأمين و فرهنگ‏
خود را تحميل كنند. راهكارهاى آن، از آن زمان تاكنون تغيير كرده، اما
پوششى كه دادند و بعد هم اين پوشش را اصلاح كردند، اسم ديگرى‏
به خود گرفت. واقعيت همان استعمار است اما با عنوان «عمران و
توسعه» و همراه با آزادى و توسعه انسانى! در اين طرحى كه مطرح‏
مى‏كردند، حقوق زنان، حقوق بشر، دموكراسى و آزادى جزو مبانى‏
مهم آنان بود. فرضشان بر اين بود كه مردم را آزاد كنند و برنامه‏هاى‏
فرهنگى خود را ا نجام دهند و فرهنگ مردم را با معيارهاى آمريكايى‏
منطبق كنند. چون مردم در قالب‏هاى موجود اسلامى و با مديران‏
فعلى دنياى اسلام سازگار نيستند، بنابراين ،از اين راه وارد مى‏شوند.
بدين جهت، عنوان عدالت و مشاركت به آن دادند. گويا بعد از
اجلاسG8 بود كه تعارضى ميان اروپايى‏ها و آمريكايى‏ها وجود

تغيير
متون‏ درسى كشورهاى اسلامى
جزو
مهم‏ترين مهره‏هاى
اين طرح است
كه‏ فشار
زيادى هم
به كشورهاى اسلامى
آوردند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

|54|

داشت. اروپايى‏ها با كشورهاى عربى مذاكراتى انجام دادند و به آنها گفتند: طرح آمريكا
متضمن به‏هم‏ريزى نظام‏هاى آن‏ها است و در نتيجه كوشيدند عرب‏ها را با خودشان‏
هماهنگ‏تر كنند. عرب‏ها، پس از آن، خودشان هم طرحى را تهيه كردند كه قرار بود در
اجلاس تونس، در يكى دو سال پيش تصويب شود كه به خاطر مخالفت سوريه و لبنان به‏
تصويب نرسيد و همچنان باقى است.

بنابراين، آمريكايى‏ها طرح خودشان را دارند و بسيارى از مسائل طرح; مانند محتوا،
شيوه عمل و بسيارى از جزئيات ديگر آن، تاكنون اعلام نشده است. چيزى كه رسماً اعلام‏
شده، همان مطالب روزنامه الحياة است. مسائل ديگر را محققان و ناظران سياسى، از اسناد
ديگر در مى‏آورند.

طرح آمريكا در مرحله عمل

آمريكا طرح خود را در عراق و افغانستان عملاً آغاز كرد كه همه ما، از همه مسائل‏
آن‏آگاهيم. شيوه‏اى كه در پيش گرفته‏اند، با طرح بهم ريختن، دوران‏گذار و
الگوسازى‏سازگار است.

ليكن خوشبختانه برنامه آمريكايى‏ها در عراق با شكست مواجه است. البته الاَّن نمى‏توان‏
گفت كه با شكست كامل روبه‏رو شده‏اند ولى به قدرى دچار مشكل‏اند كه اگر فكرى نكنند،
مفتضح مى‏شوند، چون وضع عراق به گونه ديگرى است. غير از آن چيزى است كه فكرش را
مى‏كردند. آن‏ها مطالعه درستى از محتواى فكرى و خواسته‏هاى مردم عراق نداشتند و بدون‏
مطالعه دقيق وارد اين كشور شدند.

اكنون مشكل جديدى براى آمريكايى‏ها پيدا شده است و آن شعارى كه پوشش قرار داده‏
بودند، به عنوان يك مزاحم بر سر راه آن‏ها است. آنان مى‏خواستند از اين شعار استفاده كرده،
ملّت‏ها را به خود جذب كنند امّا در عراق ديدند و تجربه كردند كه اگر ملّت‏ها تصميم‏گير
باشند، اولويت اوّلشان، مخالفت با بيگانگان است، و سلطه بيگانه را نمى‏پذيرند. اين بسيار
روشن است. امروز آمريكايى‏ها در بسيارى از نقاط عراق حضور دارند، پادگان‏ها و حتّى‏
امنيت عراق را به ظاهر در دست گرفته‏اند، امّا مردم شعار ضدآمريكايى سر مى‏دهند و
خواستار خروج اشغالگران از عراق هستند و انتخاباتشان هم كاملاً اين مسأله را روشن كرد
كه مردم به دنبال چه چيزى هستند.

 

|55|

در افغانستان هم گرچه فكر مى‏كنند نيمه موفق هستند، ليكن چنين نيست، زيرا اگر
مجلس را در نظر بگيريم، انتخابات پارلمان، آنگونه كه آمريكايى‏ها مى‏خواستند نشد، قانون‏
اساسى كه آمريكايى‏ها براى افغانستان در نظر گرفته بودند تحقق نيافت و قانون ديگرى‏
تدوين شد. معيار اسلاميت در آن بسيار برجسته شد و تكيه روى اسلام كردند و درست آن‏
چيزى درآمد كه آمريكايى‏ها نمى‏خواستند!

بنابراين، در داستان الگوسازى - كه قصد داشتند بعد از دوران گذار، از طريق مردم به يك‏
الگوى مناسب با اهداف خودشان برسند - با مشكل روبه‏رو شدند و اين مشكل هر روز
جدّى‏تر هم مى‏شود.

اخيراً در فلسطين نيز اين وضعيت پيش آمد. پيش از آن، در لبنان هم اين اتفاق افتاده‏
بود.حركت «اخوان المسلمين» در مصر براى آمريكايى‏ها مى‏تواند خيلى معنادار باشد.
يك‏حزب غيرقانونى، به طور غيررسمى، نامزدهايى معرفى مى‏كند و موقعيت خوبى به‏
دست مى‏آورد!

آمريكايى‏ها در اين مقطع، اين درس را گرفتند كه اگر بخواهند از طريق ملّت‏ها وارد
شوند، به ميدان مين خطرناكى مى‏رسند كه ممكن است آن‏ها را منهدم كند!
هيچ وقت اين گونه نبوده كه ملّتى از سلطه بيگانه‏اى استقبال كند، مگر اين كه در داخل‏
كشور، كارد به استخوانش رسيده باشد و ناگزير شود مقطع كوتاهى را تحمّل كند، همان‏
وضعيتى كه طالبان در افغانستان به وجود آورده بودند و همچنين صدام در عراق ايجاد
كرده‏بود. مردم افغانستان به اين نتيجه رسيده بودند كه هر چه پيش بيايد از وضعى كه‏
دارندبهتر است.

مردم عراق هم همين گونه مى‏انديشيدند. آن‏ها مى‏گفتند چه چيزى بدتر از وضعيت فعلى‏
است؟! ما مى‏دانيم كه حكومت صدام با مردم چگونه رفتار مى‏كرد و چه به روزشان‏
آورده‏بود!

درست است كه در آغاز چنين بود، ولى وقتى كه مردم از آن شرّ نجات پيدا كردند، به فكر
خود و آينده‏شان مى‏افتند. عقايد و عواطفشان مطرح مى‏شود. ملّيت خواهى، دين خواهى‏
ومسائل بسيار ديگر، مجال بروز پيدا مى‏كند. اينها درس‏هاى جديدى بود كه آمريكايى‏ها
گرفتند. آن‏ها براى اين مرحله، برنامه‏هاى بزرگى داشتند كه در بعضى از آن‏ها موفق‏اند و در
بعضى ناموفق. و فكر مى‏كردند كه به دو ائتلاف مهم نياز دارند.

 

|56|

 

1. ائتلاف آتلانتيك، كه همه كشورهاى غربى را بر محور ناتو
همراه كنند تا وقتى كه وارد ميدانى مانند عراق مى‏شوند، بتوانند آن‏ها
را هم به كار گيرند!

2. ائتلاف پاسيفيك، كه به دنبال متّحد كردن قدرت‏هاى شرق‏
اقيانوسيه; مانند چين، ژاپن، كره جنوبى، استراليا، اندونزى و... بودند.

بايد بگوييم كه هنوز آمريكايى‏ها در ائتلاف آتلانتيك اميدوارند،
چون «ناتو» را تقويت كردند و پيمان مقابلشان، كه «ورشو» بود، از هم‏
پاشيد و امروز در ميان آن‏ها بحث‏هاى جدّى وجود دارد كه براى مثال‏
مديريت نظامى مسأله‏اى چون عراق و يا ايران را به «ناتو» بسپارند تا يك‏
كشور نباشد; چون ائتلاف‏هاى سبكى كه آمريكا درست كرد، ناموفق بود.

در كشور عراق، كه بيش از 30 كشور، خرده سرباز فرستادند،
هزينه محافظت از اين‏سربازها، به جز سربازهاى آمريكا و انگليس،
بيش از خدمات آنان است. به شدت درمحاصره و فشار هستند.
آمريكايى‏ها بايد هم از آنها حفاظت كنند، هم خدمات و سرويس بدهند.
بنابراين، الاَّن هم دنبال چنين چيزى هستند و اختلافى كه‏
بااروپايى‏ها دارند، مانع بزرگى براى آنها است، اختلاف اروپايى‏ها با
آمريكا جدّى است; به خصوص در منطقه خاورميانه، كه در منطقه‏
خليج فارس بيشتر است.

اروپايى‏ها مى‏دانند كه اگر آمريكا روى منابع انرژى، در منطقه ما
بنشيند، خواسته‏هاى خود را بر آنان تحميل خواهد كرد و اگر آن‏ها در
اين گنج سهمى نداشته باشند و در منطقه صاحب تصميم نباشند،
برايشان دشوار خواهد شد. بنابراين، آنان در مسائل سلطه و حضور
در اين منطقه و اطمينان يافتن از انرژى با قيمت مناسب و مطابق ميل با
هم متفق و همگرا هستند و تنشى ندارند. اما با اين مسأله كه قدرت‏
يكه تازى، مانند آمريكا بر اين منطقه مسلّط شود، حرف دارند و
نمى‏توانند تماشاگر باشند!

لذا مى‏بينيد كه وقتى آمريكايى‏ها به عراق لشگركشى مى‏كنند،

 

|57|

آلمان و فرانسه، به طور جدّى به مخالفت بر مى‏خيزند و هنوز هم‏
مخالفت خود را ابراز مى‏كنند. اگر مى‏بينيد انگليس با آمريكا همكارى‏
كرده، براى اين است كه انگليس وضع ويژه‏اى دارد. به تاريخچه‏
همكارى انگليس و آمريكا بايد در بحث ديگرى پرداخت.

 

بسيارى از منابع و مصالح آنان به هم گره خورده و به يكديگر
مربوط است و همديگر را حفظ مى‏كنند.

اما مشكل آمريكايى‏ها همچنان حل نشده باقى است. در روزهاى‏
اخير مطالبى را با صراحت مى‏گويند و حتى مقامات بلند پايه‏شان‏
بى‏پرده حرف مى‏زنند. آن‏ها به دنبال ايران هستند، البته پيش از اين هم‏
بودند، امّا فكر مى‏كردند كه با محاصره ايران راهشان هموار و آسان‏
مى‏شود، ولى اين محاصره برايشان چندان نتيجه نداد. چون در عراق‏
نتيجه معكوس شد. در افغانستان هم نتيجه مطلوب به دست نياوردند
و حضورشان در آسياى ميانه و مانند آن هم متزلزل شد. در آسياى‏
ميانه، هم روس‏ها مشكل دارند، هم ما و هم مردم آسياى ميانه.

وضعشان در خليج فارس، مانند گذشته است. ارتباط و
حضورشان محفوظ مانده وشايد تقويت هم شده است. روى‏
پاكستان نيز كار بيشترى انجام مى‏دهند.

در مورد هند، به دنبال آن هستند كه مشكل خود را حلّ كنند، چون‏
هند قدرت عظيم در منطقه است. فلسطين همواره دشوارى جدّى‏
دارد. موضوع لبنان را هم كه نتوانسته‏اند حل كنند. در اين انديشه‏
بودند كه پيش از پرداختن به ايران، بايد مشكل خود را در لبنان و
سوريه حل كنند، اما ديدند كه به اين سادگى‏ها نيست. نقشه خود را از
مسأله رفيق حريرى و ترور وى آغاز كردند و اكنون وضع روشنى‏
ندارند. وضعشان روشن نيست.

در فلسطين هم وضع جديدى پيش آمده كه الاَّن نمى‏خواهم به آن‏
بپردازم; چون هنوز روشن نيست كه بعد از اين چه اتفاقى خواهد
افتاد. بايد منتظر بمانيم و ببينيم اين وضعيت جديدى كه بعد از

نمى‏شود
در ميدان عمل،
مقتضيات
انسجام را
به وجود
نياوريم
و توقّع‏
انسجام
‏داشته باشيم.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

|58|

انتخابات پيش آمده، به كجا خواهد انجاميد و چه نتيجه‏اى خواهد داد.

در مجموع آمريكايى‏ها تا كنون از سياست محاصره ايران به نتيجه درستى نرسيده اند.
البته در مواردى عقب رفتند و در جاهايى هم كه قبلاً دست نداشته و موفق نبودند، دستشان را
باز كردند; يعنى شرايط جديدى خلق كردند; مانند مسأله هسته‏اى، حقوق بشر، فلسطين،
لبنان، تروريسم و از همه بيشتر مسأله عراق. در روزهاى اخير، رامسفلد، وزير جنگ آمريكا
باز هم ايران را صريحاً متهم كرده است كه نيروهاى سپاه پاسداران را در عراق نفوذ داده و
آن‏ها نمى‏گذارند برنامه آمريكا به خوبى پيش برود و براى آن‏ها مشكل درست مى‏كنند.

همان حرفهايى را كه پيشتر مطرح مى‏كردند، حالا مقدارى صريح‏تر بيان مى‏كنند.
بنابراين، الاَّن به، نقطه تازه‏اى رسيده‏ايم. تا به حال درگيرى‏ها از نقاط دور بود ولى الاَّن‏
آمريكايى‏ها ميدان را نزديك‏تر كرده‏اند. و ما مواضع خودمان را در مورد فلسطين، عراق،
سوريه، افغانستان، مسائل داخلى، بين المللى، هسته‏اى و به طور كلى مسائل استقلال ملّت ها
را بسيار صريح مطرح كرده‏ايم. الاَّن همه مسائل روشن است. صفوف و خطوط ابهامى ندارد.
آن‏ها بهانه‏هاى فراوانى هم پيدا كرده‏اند تا ما را منزوى كنند و تبليغات سهمگين در دنيا به راه‏
انداختند تا در افكار عمومىِ جهان برايمان مشكل بيافرينند. اين كه چقدر موفق بوده‏اند،
بحث ديگرى است. ما هم كار خومان را مى‏كنيم و وظايف خود را انجام مى‏دهيم.

اكنون وظيفه چيست؟

ما بايد وظايف خود را در ميدان‏هاى مختلف انجام دهيم و در همه جا، با سياست‏هاى‏
روشن پيش برويم.

جا دارد بقيه زمان را به بحث درباره مسائل داخلى اختصاص دهيم و
قدرى در اين‏باره صحبت كنيم، چون يكى از بخش‏هاى پيشنهادى كميسيون، مسأله «انسجام و
وحدت ملّى» است.

مطالبى كه بيان شد، بسيار فشرده و فهرست‏وار بود; چون اگر بنا بود مطالبم رابا سند ذكركنم،
بايد براى هر يك يك آن‏ها، متنى يا سندى را مى‏خواندم و همه آن‏ها متن داردوموجود است.

ما بايد درباره برنامه انرژى هسته‏اى كشورمان نكاتى را مورد توجّه قرار داده، كارهايى را
انجام دهيم.

از مهم‏ترين كارها، داشتن انسجام ملّى است، كه آقايان خبرگان و علما در اين بخش‏

 

|59|

مى‏توانند سهيم باشند و در همان محل خدمت و كار خودشان‏
كمك‏كنند.

 

اگر ما متفرق شويم، اگر مشاجره داشته باشيم، اگر همديگر را طرد
كنيم، و يا گروهى به گروه ديگرى تهمت بزنند و همديگر را ضايع‏
كنند و همديگر را نديده بگيرند و... همه اين‏ها مى‏تواند انسجام ملّى‏
را بشكند. انسجام ملّى يك فرمان نيست كه بگوييم مردم بايد منسجم‏
باشند. اين فرمان را رهبرى مى‏توانند بدهند كه دادند. ايشان يك سال‏
را به عنوان سال «انسجام ملّى» اعلام كردند و يك وظيفه براى همه‏
است. در ميدان عمل است كه انسجام ملّى به وجود مى‏آيد. نمى‏شود
در ميدان عمل، مقتضيات انسجام را به وجود نياوريم و توقّع‏
انسجام‏داشته باشيم و خيلى‏ها سكوت كنند و حرف نزنند، نظرشان‏
راابراز نكنند و... و بالأخره چنين تصوّر شود كه در جامعه تفرقه‏
وجود ندارد! بايد گفت انسجام غير از اين است. انسجام در جايى‏
است كه همه همديگر را تقويت كنند تا يك مجموعه بتواند در
خدمت جامعه باشد.

شما به آياتى كه بعد از حادثه اُحد نازل شده نگاه كنيد; زمانى كه‏
بعضى‏ها در جنگ احد بد عمل كرده بودند و دل پيغمبر(ص) به خاطر
حرف‏هايى كه زده بودند و كارهايى كه كرده بودند از آن‏ها رنجيده‏
بود، در چنين وضعيتى خداوند به آن حضرت فرمود: (فَأعةفُ عَنةهُمة‏
وَاسةتَغةفِرة لَهُمة وَ شاوِرةهُم فى الأمةرِ فَاًِّذا عَزَمةتَ فَتَوكَّلة عَلَى اللّهِ).[1]
آنان را
به ميدان بياور، با ايشان بحث كن، حرف بزن. اينان همان كسانى بودند
كه پيغمبر(ص) و مسلمانان از ايشان عصبانى بودند. همان‏هايى كه‏
مى‏گفتند: (لَوة كان لَنةا مِنَ اةلأَمةرِ شَىُ‏ٌ ما قتلنا هيهنا).[2] اينگونه‏
كارشكنى مى‏كردند و كارها را به هم مى‏ريختند! قرآن درباره چنين‏
افرادى، به پيامبرش آنگونه فرمان مى‏دهد!


[1] آل عمران: 159

 

[2] همان: 154

امروز
بايد
منافع شخصى، باندى
و جناحى
تحت‏الشّعاع
منافع اسلام
و انقلاب‏
قرار
بگيرد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

|60|

اين داستان، در اين موقعيت حسّاس براى ما درس است. من نمى‏گويم كه الاَّن در
وضعيت و موقعيت احد هستيم، ولى مى‏گويم، در يك لحظه مهم در تاريخ اسلام، فرمان الهى‏
آمد و پيامبر(ص) روشى به كار بردند كه باعث شد، در غزوه احتمالى بعدى - كه ممكن بود
بسيار خطرناك باشد - با حركت دسته جمعى مسلمانان به طرف دشمن، - در حالى كه بسيارى‏
از مسلمانان مجروح بودند - دشمن آنچنان ترسيد كه تصميم هجوم جديد به مدينه را از سر
بيرون كرد و خطر رفع شد!

احد از غزوه‏هايى است كه پيروزى نظامى نداشت ولى پيروزى سياسى‏اش بسيار مهم و
سرنوشت‏ساز بود.

ما الاَّن بايد در ميدان سياست و اداره كشور منسجم باشيم و همه با هم در مقابل چنين‏
توطئه‏اى، انسجام خود را حفظ كنيم، ان شأ الله اين توطئه عملى نخواهد شد و خداوند شرّ
آنان را كم خواهد كرد و ما انقلاب را - همانطور كه آغاز كرديم - ادامه خواهيم داد. خداوند،
بارها دست ما را گرفته است و ما امروز بسيار نيرومندتر از گذشته هستيم. ما زمانى پيروز
شديم كه در كشور همه چيز; مانند ارتش، ساواك، سازمان برنامه و بودجه، وزارت نفت،
پليس و... همه در خدمت آمريكا بود و در مسائل عمومى كشور هم دستى نداشتيم. جز مردم‏
و خيابان‏ها و صحنه‏ها و مساجد، اما پيروز شديم. آمريكايى‏ها را هم بيرون كرديم. آنها در
همه امور مستشار بودند و همه اسرار را مى‏دانستند و همه جا بودند، امّا ديديد كه چگونه‏
گريختند و رفتند! وملّت ما در چنان صحنه‏اى پيروز شد، البته با رمز اتحاد و همكارى‏
وهمدلى. و بدان جهت بود كه رهبرى مانند حضرت امام داشتيم كه در پاريس نشسته بود و
وقتى از زير درخت سيبِ باغچه خانه فرانسه فرمان مى‏داد، همه ايران حركت مى‏كرد. يك‏
نوار كوچك مى‏فرستادند و به محض رسيدن به ايران در خانه‏هاى همه مردم بود وآثارش را
روز بعد در خيابان‏ها و حضور مردم مى‏ديديم. اين انسجام و وحدت است، بايد چنين حالتى‏
را در وضعيت كنونى، در داخل كشورمان براى مقابله با طرح شوم خاورميانه بزرگ آمريكا
داشته باشيم. امروز بايد منافع شخصى، باندى و جناحى تحت‏الشّعاع منافع اسلام و انقلاب‏
قرار بگيرد، حتّى امروز منافع اسلام در سراسرجهان براى ما تكليف‏آور است. مسؤوليت ما
امروز فراتر ازايران است. بسيارى از مسلمان‏هاى دنيا، چشم‏به ايران دوخته‏اند واگر اين‏
الگوى نظام اسلامى در ايران ناموفق از كار درآيد، خيلى‏ها را دلسرد مى‏كند.

چيزى كه مى‏تواند مردم را در دراز مدت منسجم كند، دنياى اسلام را بيشتر با ما همراه كند

 

|61|

و راه پيشرفت را بگشايد، يك ايران مسلمانِ آزادِ آباد و متكّى به‏
دل‏هاى مردم است، نه متكّى به ترس و وحشت و گرفتن و بستن و
ارعاب. اگر اينها جوابش باشد، محدود است ولى اگر ما ايران درستى‏
بسازيم و اگر بتوانيم عدالت اسلامى را آنگونه كه هست، در كشور و
در انقلابمان نشان بدهيم و چيزهايى را كه براى آوردن مردم به صحنه‏
مطرح كرديم و مردم به خاطر آن آمدند و وجهه پهلوى را شكستند
و... اگر بخواهيم آن‏ها را در عمل ارائه كنيم، بايد خيلى كار كنيم تا به‏
آنجا برسيم و خيلى كارها هم تا به امروز انجام شده بايد آنها را
همچنان ادامه دهيم. من فكر مى‏كنم در آن صورت مى‏توانيم پيشرفت‏
زيادى بكنيم. به جاى آن كه آمريكايى‏ها پيشرفت كنند، ما مى‏توانيم‏
پيشرفت بكنيم و مى‏توانيم سنگرهايى را كه آن‏ها پيش از اين از
امكانات استعمارى به دست آورده و تسخير كرده‏اند، آن‏ها را اشغال‏
كنيم، نه ايران بلكه اسلام تسخير كند; منتهى نمونه و الگويش‏
مى‏تواند ايران باشد و نشان دهد كه توانايى ابتكار را دارد.

 

مطمئن باشيم كه اگر بنا باشد نيروهايمان صرف طرد و بدنام كردن‏
و از ميدان به در كردن نيروهاى انقلاب شود، خطر بزرگى است. من‏
نمى‏توانم باور كنم كسى كه بيست يا سى سال براى كشور خدمت‏
كرده، او را طرد كنند و بعد تهمتش بزنند، حتى در داخل خانواده‏اش‏
بد نام كنند، بعد بگويند ما بايد منسجم باشيم! بايد حركتى درست،
معقول و همراه و همدل در كشور ايجاد شود و اين يك وظيفه‏
هميشگى است و مخصوص امروز نيست، ولى امروز به يك وظيفه‏
بزرگ ملّى، اسلامى و انقلابى تبديل شده كه به عهده همه ما است. و ما
طلبه‏ها و علما در اين راه مسؤوليتى سنگين داريم و بايد از اتحاد
وانسجام مردم پاسدارى كنيم. و السلام عليكم و رحمة الله.

ما طلبه‏ها
و علما
در اين راه
مسؤوليتى
سنگين
داريم
و بايد
از اتحاد
وانسجام
مردم
پاسدارى
كنيم.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

تعداد نمایش : 2363 <<بازگشت
 

 فهرست مجلات فصلنامه حکومت اسلامی بصورت فایلهای PDF

 

 

 فهرست کتاب ها 

 

 

درس خارج
«فقه نظام سیاسی اسلام»
استاد: حضرت آیت‌الله محسن اراكی دام‌عزه

         کلیه حقوق برای مرکز تحقیقات علمی دبیرخانه خبرگان مجلس محفوظ است.

صفحه اصلی|اخبار|راهنمای تنظیم و ارسال مقالات|کتاب ها|فصلنامه|درباره ما