صفحه اصلی|اخبار|درس خارج فقه نظام سیاسی اسلام|تماس با ما
منو اصلی
اوقات شرعی
ورود
نام کاربری :   
کلمه عبور :   
عضویت
امام خمينى و سياست خارجى جمهورى اسلامى
امام خمينى و سياست خارجى جمهورى اسلامى تاریخ ثبت : 1390/11/25
طبقه بندي : فصلنامه حکومت اسلامی شماره45 ,
عنوان : امام خمينى و سياست خارجى جمهورى اسلامى
مولف : سيد جواد مير خليلى
دریافت فایلpdf :

pdffileبرای دریافت فایل  PDF کلیک نمایید.

متن :
|179|

امام خمينى و سياست
خارجى جمهورى اسلامى


سيد جواد مير خليلى [*]


شكى نيست كه بخش اعظمى از سياست خارجى جمهورى اسلامى ايران با آرمان هاى
اسلامى و مفاهيم مكتبى آميخته است و امام خمينى‏(قدس سره)بنيان گذار و رهبر اين حكومت، مبانى
نظرى و اصولى خاص را براى سياست خارجى آن ارائه كرده اند. از آن جا كه اين مبانى و
اصول، از جايگاهى خاص برخوردارند؛ در اين نوشتار، سعى مى شود تا به برخى از
مهم ترين آموزه ه، اصول و اهداف سياست خارجى از ديدگاه امام خمينى‏(قدس سره)با توجه به
گفته ها و نوشته هاى ايشان اشاره گردد. هم چنين رابطهء مبانى، اصول و اهداف نيز مورد
بررسى قرار مى گيرد.

مقدمه

سياست خارجى از بزرگ ترين ابزارهاى تأمين يك پارچگى ارضى، امنيتِ سرزمينى،
وجهه و اعتبار بين المللى و پيشبرد اهداف و برنامه هاى ملى در زمينه هاى سياسى، اقتصادى


[*] دانش آموختهء حوزهء علميه قم و فارغ التحصيل علوم سياسى.

 

 

|180|
سياست خارجى از
بزرگ ترين
ابزارهاى تأمين
يك پارچگى
ارضى، امنيت ِ
سرزمينى، وجهه و
اعتبار بين المللى
و پيشبرد اهداف و
برنامه هاى ملى در
زمينه هاى
سياسى، اقتصادى
و فرهنگى است.

و فرهنگى است.[1]

اين بخش از سياست، همواره و در همه جا از مناقشه انگيزترين
حوزه هاى سياست گذارى بوده و هست؛ ليكن متأسفانه در ايران
چنان كه بايد، اهميت واقعى و نقش آن در رقم خوردن سرنوشت
كشور و ملت و زمينه سازى فراز و فرودها و نيز ارزش بى چون و
چراى آن، شناخته نشده است.

و بايد گفت ديگر كشورهاى مسلمان خاورميانه و دولت هاى در
حال توسعه، همين اواخر، با مفهوم «سياست خارجى» آشنا شده اند.[2]

با اين كه مسلمانان از صدر اسلام داراى چنين ميراث بزرگ و گران
بهايى بوده اند؛ چنان كه پيشينهء سياست خارجى مسلمانان به صدر
اسلام و زمان پيامبر(ص)باز مى گردد؛ آن جا كه حضرت با استفاده از
سهم مؤلفة القلوب، براى جلب و جذب جوامع غير مسلمان و يا
دست كم، كاهش خصومت و زدودن ذهنيت منفى آنان، كوشش نمود
و موجب شد كه مفهوم مؤلّفة القلوب تبديل به يكى از مفاهيم اساسى
سياست خارجى اسلام در زمان خودش گردد.[3] در حقيقت، آن
حضرت هدف خود را در سياست خارجى، انجام رسالت و رساندن
پيام الهى به ملل جهان قرار داد.[4]

سياست خارجى تمام كشوره، در تعامل با محيط است و
سياست مداران و تحليل گران سياسى همواره به اين موضوع توجه
دارند. امام خمينى‏(قدس سره)كه فقيهى است داراى ديدگاه هاى سياسى مبتنى
بر اصول و قواعد فقهى، دربارهء سياست خارجى (به طور اعم) و


[1] كارگر رمضانى، روح الله، چارچوبى تحليلى براى بررسى سياست خارجى جمهورى
اسلامى ايران، ترجمه : عليرضا طيب، تهران، نشر نى، 1380، ص 25

 

[2] همان، ص 31

 

[3] سجادى، سيد عبد القيوم، ديپلماسى و رفتار سياسى در اسلام، قم، بوستان كتاب،
1383، صص 46و 47

 

[4] حقيقت، سيد صادق، مبانى، اصول و اهداف سياست خارجى دولت اسلامى، قم،
پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامى، 1385، ص 202
 

 

 

|181|

سياست خارجىِ حكومت اسلامى (به صورت اخص) نظرياتى را ارائه كرده اند. ايشان به پويا
بودن سياست خارجى با تأكيد بر گفتمانِ رشدمحور، اعتقاد داشتند؛ بدين معنا كه سياست
خارجى به معناى سياست بيرونى كشورِ اسلامى در قبال كشورهاى واقع در فراسوى
مرزهاى نظام اسلامى است.

با توجه به اهميت آراء و انديشه هاى امام خمينى‏(قدس سره)در اين نوشتار بعد از پرداختن به
مفهوم سياست خارجى، به اصول و مبانى سياست خارجىِ حكومت اسلامى از ديدگاه ايشان
خواهيم پرداخت.

مفهوم شناسى سياست خارجى

براى ورود به بحث، در آغاز لازم است به مفهوم سياست خارجى بپردازيم. دانشمندان
علوم سياسى و روابط بين الملل، در اين باره گفته اند:

«جهتى را كه دولت بر مى گزيند و در آن از خود تحرك نشان مى دهد و نيز شيوه ء
نگرش دولت نسبت به جامعهء بين المللى را سياست خارجى مى گويند.»[1]

بر اساس تعريفى ديگر:

«سياست خارجى، تدوين، اجرا و ارزيابى تصميم گيرى هايى است كه از ديدگاه
خاص يك كشور جنبهء برون مرزى دارد.»[2]

و نيز گفته اند:

«سياست خارجى، راهبرد يا رشتهء طراحى شدهء عملى است كه به وسيله ء
تصميم گيرندگان يك دولت در مقابل ديگر دولت ها و واحدهاى بين المللى به
منظور اهداف مشخص اعمال مى شود.»[3]

به عبارت ديگر، سياست خارجى، بازتاب اهداف و سياست هاى يك دولت در صحنه ء
روابط بين الملل و در ارتباط با ساير دولت ه، جوامع و سازمان هاى بين المللى، نهضت ه،


[1] قوام، عبدالعلى، اصول سياست خارجى و سياست بين الملل، تهران، سازمان مطالعه و تدوين كتب علوم انسانى
دانشگاه ه، 1380، ص 102

 

[2] حقيقت، سيد صادق، پيشين، ص 20

 

[3] همان، ص 20

 

 

|182|

افراد بيگانه و حوادث و اتفاقات جهانى است.

و شايد بتوان تعريفى را كه در پى مى آيد، تعريف نسبتاً روشن و مناسب از سياست
خارجى دانست :

«سياست خارجى، مجموعهء خط مشى ه، تدابير، روش ها و مواضعى است كه
يك دولت در برخورد با امور و مسائل خارجى در چارچوبهء اهداف كلّىِ حاكم بر
نظام سياسى، اعمال مى كند.»[1]

در واقع هر دولتى، داده هاى سياست خارجى خود را در جهتى تنظيم مى كند كه سرانجام،
خواست ها و نيازهاى امنيتى، استراتژيك، اقتصادى، سياسى، فرهنگى يا نظامى اش در كوتاه
مدت يا بلند مدت، تأمين گردد.[2]

البته اهداف سياست خارجى بايد به گونه اى هماهنگ تنظيم گردد كه منافع ملى تأمين
شود. اما با آن كه تصميم گيرندگان، نقش اساسى در فرايند سياست گذارىِ خارجى ايفا
مى كنند، در بسيارى از موارد، اين تصميمات، محصول تجربه هاى تاريخى، باورهاى
سياسى و اعتقادى است.

در حقيقت، ارزش هاى جوامع، ساخته و پرداختهء فرهنگ، فرهنگ سياسى، تربيت و...
است. ارزش ها باعث هدايت افراد به سوى جنبه هاى متعالى انسان، ثروت، قدرت، اعتبار،
انزوا و... مى شود و حتى در مواردى، هدف هاى سياست خارجى در چهار چوب يك باور و
اعتقاد خاص، تعريف و تبيين مى گردد.[3]

در پايان اين بحث (مفهوم شناسى سياست خارجى) بايد به اين مطلب نيز به صورتى
گذرا اشاره كرد كه سياست خارجى، حوزه اى از فعاليت علمى و عملى است كه مؤلفه هاى آن
از خصيصه هاى متناقضى برخوردارند. به قول كنت والتز:

«آن چه در سياست خارجى مورد نياز است، صرفاً مجموعه اى از خصيصه ها
نيست، بلكه به جاى آن، نيازمند موازنه اى حساس بين واقع گرايى و تحليل،
انعطاف و پا برجايى صلاحيت و ميانه روى و بالاخره تداوم و تغيير هستيم.»[4]

[1] محمدى، منوچهر، سياست خارجى جمهورى اسلامى، تهران، نشر دادگستر، 1377، ص 18

 

[2] قوام، عبدالعلى، پيشين، ص 108

 

[3] همان، ص 136

 

[4] سيف زاده، سيد حسين، اصول روابط بين الملل الف و ب، تهران، ميزان، 1380، ص 328

 

 

|183|

مراحل سياست خارجى در ايران

براى بررسى سياست خارجى ايران و يا ديپلماسى در تاريخ ايران مى توان سه دورهء كاملاً
متمايز را در نظر گرفت :

1. دوران كلاسيك؛ كه روابط نوينِ بين المللى و تعامل امروزين ميان كشورها وجود
نداشت و هر كشورى بر مبناى مجموعه اى از عوامل داخلى و بر اساس معيارهاى خاص
حكومت دارى و نسبت هاى فكرى و اجتماعى و... مناسباتى با همسايگان خود و منازعاتى با
رقيبانش داشت و در اين چهارچوب ه، گاه كمى فراتر مى رفت و با همسايهء همسايگان هم
ارتباط برقرار مى كرد. اين دوره تا اواخر قاجاريه ادامه داشت.

2. دوران وابستگى؛ كه مقدمات آن از ميانهء عهد قجر و با آگاهىِ نسبىِ نخبگانِ ايرانى از
اوضاع جهانى به ويژه وضع ملل باختر آغاز شد و در مشروطيت به اوج خود رسيد و نقطه ء
عطفى شد در تحوّل نگرش سياست هاى كارگزارانِ حكومتىِ ايران در روابط خارجى. در اين
دوران از سوى ايران به الزامات و مفاهيم نوين توجّه شد و حقوق متقابل كشورها و منافع
مورد منازعه، همراه با تبعات حقوقى آن مطرح گرديد.

3. دوران عزت و استقلال؛ كه در فضاى دو قطبىِ سال 1357با پيروزى انقلاب اسلامى
ايران آغاز شد. البته ناگفته نماند جغرافياى سياسى خاص ايران نيز در تكوين سياست
خارجى نوين دخيل بود؛ چنان كه پيش از آن نيز اين ويژگى در سياست خارجى كشورمان
مؤثر بود.

در بحبوحهء انقلاب اسلامى، دو شعار سرنوشت ساز و استراتژيك : «استقلال، آزادى،
جمهورى اسلامى» و «نه شرقى، نه غربى، جمهورى اسلامى» با الهام از نظريات امام
خمينى‏(قدس سره) موجب رواج انديشهء تازه اى در ملت و نخبگان ايران گرديد. اين نظريّات كه صبغه ء
دينى داشت و برايند شخصيت مذهبى حضرت امام و هدايت هاى مكرر او و ساختار عميق
دينى در آحاد ملت ايران بود، با روشن بينى و درايت معظَّم له، موجب خروج ايران از دايره ء
بستهء جهان دو قطبى و خيزش به سوى افق هاى تازه شد؛ افق هايى كه اساس آن بر پايهء عزت
ملى، منافع ملى، حقوق انسانى و احترام متقابل بر مبناى آموزه هاى اسلامى استوار شده بود.[1]

در واقع اين روند، اهداف سياست خارجى جمهورى اسلامى ايران را نيز ترسيم


[1] سياست خارجى و روابط بين الملل از ديدگاه امام خمينى، تهران، مؤسسهء تنظيم و نشر آثار امام خمينى، 1381
(الف و ب).

 

 

|184|
اهداف برون مرزى
حكومت، نمودى از
نيازها و
خاستگاه هاى
ذهنى و روانى
بازيگران سياست
خارجى و
تصورات برگرفته
از واقعيات
پيرامونى آن است.

مى كندكه به ايجاد يك جامعهء اسلامى بر اساس اسلام ناب محمدى،
تعارض با اسرائيل وغرب به ويژه آمريك، دفاع از مسلمانان و دفاع از
نهضت هاى آزادى بخش و... منجرمى گردد.[1]

مبانى، اصول و اهداف

شايسته است پيش از ورود به بحث دربارهء اصول، مبانى و اهداف
سياست خارجى از ديدگاه امام‏ (قدس سره) به تبيين اين مفاهيم پرداخته شود:

دربارهء مفهوم «مبانى» بايد گفت كه نقش عمده و تعيين كننده در
تصميم سازى ها به مبانى و ساختار فكرى و باورهاى دولت مردان و
سياست مداران بر مى گردد. در حقيقت، نوع حكومت ها و مبانى
مشروعيت آن ه، اساس و شيوهء رفتار سياست خارجى آن را هم،
مانند سياست داخلى اش متفاوت مى سازد.[2]

هم چنين دربارهء مفهوم «اصل» گفته اند: اصل به معناى بيخ، بن،
اساس، ريشه، قاعده، قانون و... آمده است. اصول، جمع اصل است كه
در هر علمى، عبارت از قواعدى اساسى است كه آن دانش بر آن
استوار بوده و اصل هر چيز آن است كه وجود آن بدان متكى است.
البته بايد گفت كه به كار گيرى واژهء اصل در كشور ما به مفهوم دقيق
آن، چندان مورد توجه نيست، همان گونه كه برخى معتقدند: نه تنها در
محاورهء جارى و روزانه، هر كس هر چه را كه مهم مى داند، اصل
تلقى نموده و تحت عنوان «اصول» از آن ياد مى كند، بلكه صاحب
نظران و متفكران بسيارى نيز لااقل در خصوص سياست خارجى به
هر معنا و مفهوم ضرورى، اصل مى گويند، در حالى كه هر مفهوم
مهمى، اصل نيست.[3]

در مورد مفهوم «هدف» گفته شده كه ورود هر دولتى به عرصه ء

 


[1] سريع القلم، محمود، سياست خارجى جمهورى اسلامى ايران : بازبينى نظرى و پارادايم
ائتلاف، تهران، مركز تحقيقات استراتژيك، 1379، ص 68

 

[2] حقيقت، سيد صادق، پيشين، صص 26و 27

 

[3] همان، ص 29
 

 

 

|185|

جهانى بر اساس اهداف و انگيزه هاى آن شكل مى گيرد. اهداف برون
مرزى حكومت، نمودى از نيازها و خاستگاه هاى ذهنى و روانى
بازيگران سياست خارجى و تصورات برگرفته از واقعيات پيرامونى
آن است. در اين جا اهداف به منزلهء مقصد سياست خارجى در نظر
گرفته شده است.[1]

مبانى سياست خارجى از ديدگاه امام خمينى‏(قدس سره)

ويژگى سياست خارجى جمهورى اسلامى ايران نسبت به ساير
كشورها در مبانى و چگونگى تكيه بر منابع عقلى و نقلى است. از آنجا
كه امام خمينى، رهبرى مذهبى و داراى انديشهء سياسى مبتنى بر اسلام
است؛ بنابراين با توجه به مبانى خاص اسلام از جمله كتاب و سنّت،
اصولى را بيان كرده است. در واقع بايد گفت : ساختار سياست
خارجى، مبتنى بر پايهء التزام به احكام شرع مقدس است.

بنابر اين، ارزش هاى اخلاقى و خردورزى، مبانى امام در سياست
خارجى را شكل مى دهند. البته يادآورى اين نكته در اين جا لازم است
كه نمى توان اسلام و دين را منحصر در اخلاق دانست. امام خمينى‏(قدس سره)
با تأكيد بر انسانى و اخلاقى بودن محتواى انقلاب، مى
فرمايد:

«محتواى اين انقلاب، اسلام و اخلاق اسلامى و اخلاق
انسانى و تربيت انسان ها بر موازين انسانيت بوده است.»[2]

و در جاى ديگر مى فرمايند:

«معنا ندارد كه دولت اسلامى ايران با دولتى كه هيچ اعتقاد
به اسلام و به اخلاق بشريت ندارد، سرميز اصلاح
بنشيند.»[3]

[1] همان، ص 32

 

[2] صحيفه نور، ج 14، صص 45ـ 41

 

[3] همان، ج 18، صص 78ـ 75
ويژگى سياست
خارجى جمهورى
اسلامى ايران
نسبت به ساير
كشورها در مبانى
و چگونگى تكيه بر
منابع عقلى و نقلى
است.
 

 

 

|186|
اصول سياست
خارجى را كه امام
خمينى‏(قدس سره)طراحى
نموده اند، مى توان
به منزلهء يكى از
منابع رسمى
تصميم گيرى در
سياست جمهورى
اسلامى ايران به
حساب آورد.

بايد گفت مبناى اصل دفاع از مستضعفان و محرومان، در سياست
خارجى از نگاه امام، قرآن كريم و روايات معصومين است.[1]

او در خصوص يارى مظلومان به سخن امام على‏(ع)استناد
مى كند و آن را مبناى خود قرار مى دهد كه :

«كونا للظالم خصماً و للمظلوم عون؛[2] دشمن ستمگر و
يار ستم ديده باشيد.»

اصول سياست خارجى حكومت اسلامى از ديدگاه امام

اصول سياست خارجى، مى تواند چهار چوب رفتارىِ لازم را به
كارگزاران نظام اسلامى ارائه كند و پاى بندى به اين اصول، وجه تمايز
دولت اسلامى از ديگر دولت ها است. در واقع دولت اسلامى بر
اساس مبانى و با اصول مشخص براى رسيدن به اهداف خاص تلاش
مى كند.

اصول سياست خارجى را كه امام خمينى‏(قدس سره)طراحى نموده اند،
مى توان به منزلهء يكى از منابع رسمى تصميم گيرى در سياست
جمهورى اسلامى ايران به حساب آورد. به گونه اى كه حتى رهبر
كنونى جمهورى اسلامى ايران، بارها بيان داشته اند كه خط كلّى در
سياست جمهورى اسلامى ايران، همان خطّى است كه امام خمينى‏(قدس سره)
تبيين و ترسيم نموده اند.

در حقيقت، خصوصيات و ويژگى هاى منحصر به فرد حضرت
امام خمينى‏(قدس سره)مانند فقاهت، شجاعت، سازش ناپذيرى، قاطعيت،
خلوص و عرفان به گونه اى بود كه نقش پر قدرتى را براى ايشان ايجاد
مى كرد و اين نقش رهبرى در چگونگى اتخاذ تصميمات در ابعاد

 


[1] نساء: 75

 

[2] نهج البلاغه، نامهء 47

 

[3] ايزدى، بيژن، درامدى بر سياست خارجى جمهورى اسلامى ايران، قم، بوستان كتاب،
1371 صص 111و 112
 

 

 

|187|

داخلى و خارجى از اهميت فوق العاده اى برخوردار بود.[1]

اصول سياست خارجى از ديدگاه امام خمينى عبارت اند از:

1. اصل صدور انقلاب

صدور انقلاب به معناى صادر كردن تجربه هاى انقلاب اسلامى به
ساير كشورهاى جهان از موضوعات مورد توجه امام بوده است.
ازديدگاه امام خمينى، منظور از صدور انقلاب، همان گسترش
اسلام است.[2]

باور و اعتقاد امام در اين باره چنين است :

«ما با صدور انقلابمان كه در حقيقت صدور اسلام راستين
و بيان احكام محمدى (ص)است به سيطره و سلطه و ظلم
جهان خواران خاتمه مى دهيم.»[3]

از نگاه ايشان، براى پيروزى بر مشكلات، بايد در برابر
همه قدرت ها ايستاد و ارزش هاى انسانى را از اين جا به ساير
نقاطجهان صادر كرد. در واقع صدور انقلاب در نگاه ايشان، صبغه ء
فرهنگى دارد.

برخى مى گويند:

«ظهور صدور انقلاب به مثابهء اصلى بنيادى در سياست
خارجى، هم چون خودِ انقلاب ايران، بازتاب پويايى
سياسى داخلى ايران است.»[4]

[1] حقيقت، سيد صادق، مسؤوليت هاى فرا ملّى در سياست خارجى دولت اسلامى، تهران،
مركز تحقيقات استراتژيك رياست جمهورى، 1376، صص 519و 520

 

[2] ستوده، محمد، امام خمينى و مبانى نظرى سياست خارجى، فصلنامه علوم سياسى،
سال دوّم، شمارهء پنجم، تابستان 78، ص 273؛ صحيفه نور، ج 11، صص 28ـ 21

 

[3] در جستجوى راه از كلام امام (دفتر دهم)، تهران، اميركبير، 1362، ص 435

 

[4] اسپوزيتو، جان ال، انقلاب ايران و بازتاب جهانى آن، ترجمه : دكتر محسن مدير
شانه چى؛ كارگر رمضانى، روح الله، مقاله صدور انقلاب ايران : سياست، اهداف و وسايل،
تهران، مركز بازشناسى اسلام و ايران، 1382، ص 56
صدور انقلاب به
معناى صادر كردن
تجربه هاى انقلاب
اسلامى به ساير
كشورهاى جهان از
موضوعات مورد
توجه امام بوده
است.
 

 

 

|188|

به نظر حضرت امام، هدف اصلىِ سياست خارجى ايران، از همان آغاز به كار حكومت،
تبليغ و گسترش اسلام انقلابى بود. اين هدف در وظيفه اى ريشه داشت كه قرآن براى
مسلمانان در جهت تحقق و تبليغ پيام الهى در سراسر گيتى معين كرده است.

نويسنده مقالهء صدور انقلاب ايران، خواستهء امام خمينى مبنى بر صدور انقلاب را
ريشه دار در اعتقادات او و فرهنگ سياسى ايرانِ اسلامى مى داند.[1]

حضرت امام‏ (قدس سره)دربارهء صدور انقلاب مى فرمايند:

«ما بايد با شدت هر چه بيشتر، انقلاب خود را به جهان صادر كنيم و اين طرز فكر
را كه قادر به صدور انقلاب نيستيم كنار بگذاريم؛ زيرا اسلام بين
كشورهاى اسلامى تمايز قائل نيست. ما حامى تمام محرومان مى باشيم. همه ء
ابرقدرت ها و همهء قدرت ها براى از بين بردن ما برخاسته اند. اگر ما در محيط
محدودى باقى بمانيم، قطعاً با شكست رو به رو مى شويم.»[2]
«ما انقلابمان را به تمام جهان صادر مى كنيم؛ چرا كه انقلاب ما اسلامى است و تا
بانگ لااله الاّ الله و محمد رسول الله بر تمام جهان طنين نيفكند، مبارزه هست و تا
مبارزه در هر كجاى جهان عليه مستكبران هست، ما هستيم.»[3]

البته امام خمينى براى جلوگيرى از سوء استفاده از معناى صدور انقلاب و برداشت هاى
منفى از آن، يادآور مى شوند كه :

«اين كه مى گوييم بايد انقلاب ما به همه جا صادر بشود، اين معناى غلط را از
آن برداشت نكنند كه ما مى خواهيم كشورگشايى كنيم. همهء كشورها بايد در
محل خودشان باشند. ما مى خواهيم اين چيزى كه در ايران واقع شد و خودشان
از ابرقدرت ها فاصله گرفتند و جنجات ج دادند، دست آن ها را از مخازن كوتاه
كردند، اين در همهء ملت ها و در همهء دولت ها بشود. معناى صدور انقلاب اين
است كه همهء ملت ها و همهء دولت ها بيدار شوند و خودشان را از اين گرفتارى كه

[1] كارگر رمضانى، روح الله، همان، ص 58

 

[2] همان، ص 65

 

[3] صحيفه نور، ج 20، صص 238ـ 232

 

 

|189|
دارند نجات بدهند.»[1]

با توجه به مطالب فوق مى توان به اين نتيجه رسيد كه صدور انقلاب از ديدگاه امام
خمينى، همان صدور اسلام ناب محمدى (ص)است كه جزء رسالت ها و تعهدات دولت
اسلامى به شمار مى رود و در نتيجه، حمايت از ملت هاى محروم و مستضعف و حمايت از
حكومت جهانى اسلام در اين راست، مفهوم و معنا پيدا مى كند.

 

2. اصل نفى سبيل

از ديگر اصول سياست خارجى امام خمينى، نفى سلطه گرى و سلطه پذيرى است. ايشان
براى حيات و زندگى زير سلطهء ديگران ارزشى قائل نيستند، بلكه ارزش حيات را به آزادى و
استقلال مى دانند و با توجه به آيهء شريفه (لَن ْيَجْعَلَ اللهُ لِلْكافِرِينَ عَلَى الْمُؤْمِنينَ سَبِيلاً)[2]؛
«خداوند سلطه اى براى كافران بر مؤمنان قرار نداده»، مى فرمايند:

«ما منطقمان، منطق اسلام، اين است كه سلطه نبايد از غير بر شما باشد. نبايد شما
تحت سلطه غير برويد. ما هم مى خواهيم نرويم زير سلطه.»[3]

 

3. دفاع از كيان اسلام و مسلمانان

بنيانگذار جمهورى اسلامى ايران، برنامهء سياست خارجى ايران را برنامهء اسلام ذكر
مى كنند و مى فرمايند:

«ما براى دفاع از اسلام و ممالك اسلامى و استقلال ممالك اسلامى در هر حال
مهيّا هستيم. برنامهء ما برنامهء اسلام است، وحدت كلمهء مسلمين است، اتّحاد
ممالك اسلامى است....»[4]

در جاى ديگر، دفاع از تمام مسلمين را لازم شمرده، مى فرمايند:

«ما كشور ر، كشور ايران نمى دانيم، ما همهء ممالك اسلامى را از خودمان مى دانيم،
مسلم بايد اين طور باشد. ما دفاع از همهء مسلمين را لازم مى دانيم.»[5]

[1] همان، ج 13، ص 127

 

[2] نساء: 141

 

[3] پيشين، ج 2، ص 139

 

[4] همان، ج 18، ص 221

 

[5] همان، ج 1، ص 84

 

 

|190|

4. اصل احترام متقابل و عدم دخالت در امور يكديگر

امام خمينى‏(قدس سره)در بارهء احترام متقابل و عدم دخالت در امور يكديگر بر اين عقيده
است كه :

«ما با هيچ ملتى بد نيستيم. اسلام آمده بود براى تمام ملل، براى ناس،... ما اعلام
مى كنيم كه نظر تجاوز به هيچ يك از كشورهاى اسلامى و غير اسلامى نداريم...»[1]

ايشان در جاى ديگرى فرمودند:

«ملت ايران اجازه نمى دهد كه هيچ مملكتى در امور داخلى او دخالت كند و
آزادى و استقلال خودش را حفظ مى كند و با تمام كشورها هم به طور متقابل
عمل خواهد كرد.»[2]

حضرت امام در موارد متعدد به اين مسأله (روابط حسنه و متقابل) در سياست خارجى
اشاره كرده اند.

وقتى خبرنگار مجله آمريكايى تايم از ايشان مى پرسد: «در جمهورى اسلامى، به طور
كلى سياست خارجى شما چگونه خواهد بود؟» امام در جواب مى فرمايند:

«جمهورى اسلامى ما با تمام ممالك روابط حسنه دارد و احترام متقابل قائل است
در صورتى كه آن ها هم احترام متقابل قائل باشند.»[3]

5. اصل نفى ظلم و حمايت از مظلوم

امام خمينى‏(قدس سره)با استناد به سيرهء انبي، ملت اسلام را پيرو مكتبى مى دانست كه برنامهء آن،
دردو جملهء «نه ستم كنيد» و «نه مورد ستم قرار گيريد» (لا تَظلِمونُ و لا تُظلَمُون)
خلاصه مى شود.[4]

او در سخنان خود، در جمع سفرا (در تاريخ 22/11/59) گفتند:


[1] آيين انقلاب اسلامى، گزيده اى از انديشه و آراء امام خمينى، تهران، موسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى، 1374
پيشين، صص 409ـ 407

 

[2] صحيفه نور، ج 22، ص 146

 

[3] همان، ص 156

 

[4] آيين انقلاب اسلامى، پيشين، صص 395ـ 390

 

 

|191|
«ما نه ظلم خواهيم كرد و نه مظلوم خواهيم واقع شد.»[1]

امام در واقع مى خواهد با ابر قدرت ها و ظالمان، مخالفت شود. ايشان سازش با ظالم را
ظلم به مظلومان و ظلم به شرع و خلاف رأى انبيا مى دانست :

«ما تحت رهبرى پيغمبر اسلام، اين دو كلمه را مى خواهيم اجرا كنيم : نه ظالم
باشيم و نه مظلوم...»[2]

 

6. اصل نه شرقى ـ نه غربى

اين اصل كه از شعارهاى اساسى مردم در انقلاب بود، برگرفته از سخنان امام خمينى‏(قدس سره)
است كه در موارد متعدد به آن اشاره كرده اند:

«ملت ايران بدون اتكا به غرب و شرق مى خواهد روى پاى خود بايستد و بر
سرمايه هاى مذهبى و ملّى خود استوار باشد.»[3]

 

در جاى ديگر نيز به معناى اين شعار توجه مى دهند:

«اين كه جوانان ما مى گويند «نه شرقى، نه غربى» معنايش اين است كه هيچ كدام در
ايران دخالت نكنند و اين كاملاً به جا و به حق است.»[4]

در واقع ايشان به دنبال دولت اسلامى آزاد و مستقل بودند كه فارغ از گرايش به غرب و
شرق باشد و تعادل قو، در اين منطقه از جهان حفظ شود.

اهداف سياست خارجى از ديدگاه امام

1. استقلال

على رغم فشارهاى بين المللى و بحران هاى داخلى، ايران هيچ گاه منزوى و دور از
صحنه هاى سياسى نبود؛ بلكه حضرت امام همواره حريم واقعى ملت ايران و حقوق و
حرمت پايمال شدهء آن ها را گوشزد مى كردند و هر نوع رابطهء مرز اصطكاك با اين اصل ر


[1] صحيفه نور، ج 14، ص 68

 

[2] همان، ص 66

 

[3] همان، ج 4، ص 195

 

[4] همان، ج 7، ص 89

 

 

|192|

مورد ارزش يابى منفى يا مثبت قرار مى دادند؛ زيرا استقلال سياسى از اصول تأمين كننده ء
عزت جامعهء اسلامى است. امام خمينى ريشه هاى آسيب به استقلال ر، فكرى ـ فرهنگى
ارزيابى نموده و بزرگ ترين وابستگى ملت هاى مستضعف به ابرقدرت ها و مستكبران را
وابستگى فكرى و درونى مى شمردند كه ساير وابستگى ها از آن سرچشمه مى گيرد.

«ايشان راهكار رسيدن به مقصود و كسب استقلال فكرى و رهايى از وابستگى
ر، در دريافتن مفاخر ملى ـ فرهنگى مى دانست و بزرگ ترين فاجعه براى ملت ما
را وابستگى فكرى مى شمرد؛ به گونه اى كه گمان مى كنيم همه چيز از غرب است
و ما در همهء ابعاد فقيريم و بايد از خارج وارد كنيم.»[1]

البته وقتى سخن از استقلال در سياست خارجى يك كشور به ميان مى آيد، منظور
استقلال در سه مرحلهء «سياست گذارى»، «تصميم گيرى» و «اجراى تصميم» است كه مصاديق
آن در زمينه هاى سياسى، فرهنگى، اقتصادى، دفاعى و غيره ظاهر مى شود. گرچه در نگاه
نخست، استقلال سياسى با اهميّت به نظر مى رسد؛ اما از ديدگاه امام‏ (قدس سره)استقلال فرهنگى مهم
تر از آن است.[2]

بنابراين براى دست يابى به استقلال مى بايست به خودباورى فكرى و خوديابى دست
يافت. امام در اين باره مى فرمايند:

«اساس، باور اين دو مطلب است : باور ضعف و سستى و ناتوانى و باور قدرت و
قوه و توانايى. اگر ملت اين باور را داشته باشد كه ما مى توانيم در مقابل
قدرت هاى بزرگ بايستيم، اين باور، اسباب اين مى شود كه توانايى پيدا مى كنند و
در مقابل قدرت هاى بزرگ ايستادگى مى كنند.»[3]

البته ايشان از وابستگى اقتصادى كه به وابستگى سياسى مى انجامد نيز غافل نشده
وتوصيه مى كردند بايد از جهت اقتصادى فارغ شويم و دربارهء عدم وابستگى
اقتصادى مى فرمودند:


[1] ر.ك.به : قاضى زاده، كاظم، انديشه هاى فقهى ـ سياسى امام خمينى، تهران، مركز تحقيقات استراتژيك رياست
جمهورى، 1377، ص 501

 

[2] ستوده، محمد، پيشين، ص 271

 

[3] همان، ص 271؛ در جستجوى راه از كلام امام (دفتر بيست و دوم)، فرهنگ و تعليم و تربيت، تهران، اميركبير،
1364، ص 205

 

 

|193|
«كار كردن شما و فعال بودن شم، علاوه بر ارزش هاى مادى و معنوى كه براى
شما دارد، كشور شما را از وابستگى نجات مى دهد.»[1]

و در پاسخ خبرنگارى كه پرسيده بود سياست خارجى جمهورى اسلامى، به خصوص
در رابطه با ابر قدرت ها چه خواهد بود؟ فرمودند:

«سياست دولت اسلامى، حفظ استقلال، آزادى ملت و دولت و كشور و احترام
متقابل بعد از استقلال تمام خواهد بود و فرقى بين ابر قدرت ها و غير
آن هانيست.»[2]

ايشان استمرار استقلال سياسى، اجتماعى، اقتصادى و امنيت كشور را وابسته به قواى
نظامى و انتظامى دانسته و از آن ها به منزلهء ركن استقلال كشور ياد مى كنند.[3]

 

2. وحدت امت اسلامى

در نظر حضرت امام‏ (قدس سره)حدت ميان مسلمانان و مستضعفان و ديگر دول اسلامى،
چاره ساز گرفتارى ها است و همواره از سران كشورهاى اسلامى مى خواست تا در برابر
دشمن خارجى، توحيد كلمه داشته باشند:

«هان ! اى مسلمانان جهان و مستضعفان تحت سلطهء ستمگران، به پاخيزيد و
دست اتحاد به هم دهيد و از اسلام و مقدرات خود دفاع كنيد و از هياهوى
قدرتمندان نهراسيد....»[4]

 

3. كمك به نهضت هاى آزادى بخش

از ديدگاه امام خمينى، مستضعفين بايد براى رهايى از شرّ فساد و برخوردارى از يك
زندگى شرافتمندانهء انسانى، دست در دست هم دهند و قدرت مستكبران را محدود سازند و
در اين راه، بناى سياست ايران بر حمايت از آن هاست :


[1] قاضى زاده، كاظم، پيشين، ص 510

 

[2] صحيفهء نور، ج 3، ص 89

 

[3] قاضى زاده، كاظم، پيشين، ص 512

 

[4] صحيفه نور، ج 15، صص 125و 126

 

 

|194|
«جمهورى اسلامى ايران، هم در كنار شما و هم در كنار همهء مسلمانان، بلكه در
كنار همهء مستضعفان جهان خواهد بود.»[1]

و در ارتباط با كمك به نهضت هاى آزادى بخش جهان مى فرمايند:

«ملت آزادهء ايران، هم اكنون از ملت هاى مستضعف جهان در مقابل آنان كه
منطقشان توپ و تانك و شعارشان سر نيزه است كاملاً پشتيبانى مى نمايد. ما از
تمام نهضت هاى آزادى بخش در سراسر جهان، كه در راه خدا و حق و حقيقت و
آزادى مبارزه مى كنند، پشتيبانى مى كنيم.»[2]

و در جاى ديگر، دربارهء حمايت از اين جنبش ها تا رسيدن به جامعهء آزاد، مى گويند:

«من بار ديگر از تمام جنبش هاى آزادى بخش جهان پشتيبانى مى نمايم و
اميدوارم تا آنان براى تحقق جامعهء آزاد خويش پيروز شوند. اميد است دولت
اسلامى در مواقع مقتضى به آنان كمك نمايد.»[3]

 

4. روابط حسنه ـ مدارا و مسالمت آميز

امام در اين باره فرموده اند:

«با همهء دولت ها به طور مدارا رفتار مى كنيم و هيچ وقت ميل نداريم كه با
خشونت رفتار كنيم....»[4]

و حتى ايشان صلح و زندگى مسالمت آميز با مردم دنيا را با زندگى در بين مردم جهان
مى آميزند و مى گويند:

«ما صلح مى خواهيم. ما با همهء مردم دنيا صلح مى خواهيم باشيم. ما مى خواهيم
مسالمت با همهء دنيا داشته باشيم. ما مى خواهيم در بين مردم دنيا زندگى بكنيم.»[5]

 

5. روابط بر پايهء مبانى اسلامى و انسانى

ايشان با ذكر اين نكته كه روابط انسانى با هيچ ج، مانعى ندارد و ما با ملت ه، خوب


[1] همان، ج 20، ص 184

 

[2] همان، ج 11، ص 259

 

[3] همان، ج 14، ص 63

 

[4] همان، ج 18، ص 56

 

[5] همان، ج 19، ص 274

 

 

|195|

هستيم،[1] فرموده اند:

«بايد روابط بين ملت ها بر اساس مسائل معنوى باشد و در اين رابطه، بُعد مسافت
تأثيرى ندارد و چه بسا كشورهايى كه هم جوار هستند، اما رابطه معنوى بين آن ها
نيست. بنابراين، روابط ديگر هم نمى تواند مثمر ثمر باشد. ما روابطمان با
كشورها بر اساس مبانى اسلام خواهد بود.»[2]

رابطهء مبانى، اصول و اهداف

در پايان لازم است به اين مطلب اشاره شود با فرض اين مسأله كه سياست خارجى
جمهورى اسلامى ايران داراى مبناست، اين مبانى در اصول و نيز اهداف تأثيرگذار است.
بنابراين، با توجه به مبانى مورد استفادهء امام در مورد سياست خارجى، اصولى چون دفاع از
مستضعفان و يارى مظلومان و... از آن مستفاد شده است. هم چنين در مورد رابطهء «اصول» با
«اهداف» بايد گفت : هر چند ممكن است در مواردى معدود، اصول با اهداف تزاحم پيدا كند؛
مثلاً در مورد ايجاد وحدت بين مسلمانان، لوازمى وجود دارد كه در برخى مواضع با اصول ِ
تحديد كنندهء مسؤوليت هاى فراملّى، اصطكاك پيدا مى كند. در واقع، ابتدا بايد اصول و
اهداف اثبات كنندهء مسؤوليت هاى فراملّى را در مقابل اصول و اهداف تحديد كنندهء اين گونه
مسؤوليت ها قرار دهيم. اما بايد توجه داشت كه موارد تزاحم، كم است و حتى در اين موارد
معدود نيز مى توان به گونه اى بين اصول و اهداف، سازش برقرار كرد.

جمع بندى

همان گونه كه پيش تر اشاره شد، سياست خارجى همواره از مناقشه بر انگيزترين
حوزه هاى سياست گذارى بوده است. در اين عرصه عوامل مختلفى تأثيرگذارند كه
درانقلاب اسلامى حضرت امام داراى جايگاه ويژه اى در تبيين اصول و مبانى سياست
خارجى هستند.

در اين نوشتار، بعد از بحث دربارهء مفهوم شناسى سياست خارجى، به طور اعم و سياست
خارجى ايران به صورت اخص، به بحث دربارهء اصول مبانى و اهداف سياست خارجى از
ديدگاه امام خمينى پرداخته شد.


[1] همان، ج 10، ص 165

 

[2] همان، ج 7، ص 164

 

 

|196|

در واقع آن چه كه در ميان اصول، مبانى و اهدف بيان شده از ديدگاه ايشان، بارز بود و
جلب توجه مى كرد و سياست خارجى ايران را تشكيل مى داد، عبارت بودند از: استقلال،
صدور انقلاب، اتحاد امت اسلامى، احترام به حقوق متقابل، نفى ظلم، اصل نفى سبيل، روابط
حسنه و مسالمت آميز با ديگران، دفاع از كيان اسلام و مسلمين، سياست «نه شرقى، نه غربى»،
گسترش روابط بر اساس مبانى اسلامى و انسانى و كمك به نهضت هاى آزادى بخش.
همچنين رابطه با اصول سياست خارجى، سعى شد تا تقدّم و تأخر اصول نيز رعايت گردد.

در رابطه با هر يك از اين موارد به نمونه اى از سخنان امام خمينى اشاره شد و شايد بتوان
به اين مطلب اذعان كرد كه در برخى از موارد، ديدگاه ايشان از ساختار و حقوق بين الملل
موجود فراتر مى رود. از جمله قرائت ايشان از اسلام كه اسلام ناب محمدى (ص)را در مقابل
اسلام آمريكايى مى دانستند و هم چنين ويژگى هاى ديگرى مانند: ظلم ستيزى و عدم سازش،
مبارزه و ايستادگى در برابر مستكبران و ستمگران كه در تضاد با آن ها بود.

در پايان نيز به رابطه اصول با اهداف و نيز مبانى با اصول به صورت اجمال پرداخته شد.

تعداد نمایش : 2087 <<بازگشت
 

 فهرست مجلات فصلنامه حکومت اسلامی بصورت فایلهای PDF

 

 

 فهرست کتاب ها 

 

 

درس خارج
«فقه نظام سیاسی اسلام»
استاد: حضرت آیت‌الله محسن اراكی دام‌عزه

         کلیه حقوق برای مرکز تحقیقات علمی دبیرخانه خبرگان مجلس محفوظ است.

صفحه اصلی|اخبار|راهنمای تنظیم و ارسال مقالات|کتاب ها|فصلنامه|درباره ما