صفحه اصلی|اخبار|درس خارج فقه نظام سیاسی اسلام|تماس با ما
منو اصلی
اوقات شرعی
ورود
نام کاربری :   
کلمه عبور :   
عضویت
سفرنامهء هندوستان
سفرنامهء هندوستان تاریخ ثبت : 1390/11/25
طبقه بندي : ,73,
عنوان : سفرنامهء هندوستان
مولف : سيد جواد ورعى
دریافت فایلpdf :

pdffileبرای دریافت فایل  PDF کلیک نمایید.

متن :
|268|

سفرنامهء هندوستان


سيد جواد ورعى[*] - اسفند 1385


قسمت پايانى

زبان فارسى در هند

بر اساس آمار رسمى 114زبان در سراسر هند وجود دارد. زبان رسمى در دهلى به ترتيب
انگليسى، اردو و هندى است. زبان هندى در كنار زبان انگليسى رايج ترين زبان است كه در
سراسر هند آموزش داده مى شود. در اين ميان زبان فارسى هشت قرن پيش وارد هند شد و
هفتصد سال در اين سرزمين حاكميت داشت. همهء آثار مهم فرهنگى، مذهبى، سياسى، ادبى،
مكاتبات، اسناد دولتى و شخصى و احكام قضايى هند به زبان فارسى نوشته مى شد و مهد
پرورش شعر و ادب فارسى بود. امير خسرو دهلوى شاعر معروف ايرانى در قرن 12به هند
آمد. خمسهء او با عنوان «مطلع الانوار» و شعر حماسى آيينه اسكندرى و مثنوى «طوطى هند»
او مشهور است.


[*] سردبير.

 

 

|269|

آثار گرانبها و نسخ خطى فراوان به زبان فارسى از ريشه دار بودن اين زبان در هند حكايت
دارد. هم اكنون على رغم كم توجهى به زبان فارسى از سوى رجال و شخصيت هاى سياسى و
سياستگذاران هند، در سراسر هند بيش از پنجاه بخش زبان فارسى در دانشگاه ها و كالج ها
فعاليت مى كند و بيش از يكصد مدرسه به تدريس اين زبان مى پردازند. زبان فارسى در متون
درسى مدارس سنتى اسلامى به چشم مى خورد. علما و مدرسان با ديوانهاى شعر فارسى
بخصوص گلستان سعدى آشنا هستند.

حاكميت ايرانيان مسلمان بر اين سرزمين در طى چند قرن موجب قرابت و نزديكى دو
ملت ايران و هند شد، به همين دليل اين دو كشور داراى مشتركات فراوانى هستند. ابنيه ء
تاريخى و ماندگار در اين ديار نشانهء حضور ايرانيان و تمدن كهن ايرانى ـ اسلامى در
هندوستان است. هر چند از ظواهر اين بناهاى تاريخى بر مى آيد كه به حال خود رها شده و
اهتمامى نسبت به نگهدارى، مرمت و بازسازى آنها وجود ندارد. تقويت روابط با هندى ها به
ويژه در ابعاد فرهنگى ـ اجتماعى مى تواند زمينه هاى الفت و دوستى بيشتر و حفظ و حراست
از ميراث اسلامى و ايرانى را در اين سرزمين پهناور فراهم سازد. مدير يكى از مؤسسات در
ديدار با هيأت ايرانى به شوخى و جدّى مى گفت : «ايرانى ها به تاج محل مى روند و مى گويند:
تاج محل مالِ ايرانى هاست.»

رفت و آمد ايرانى ها و هندى ها به ويژه مسلمانان دو كشور و تبادل فرهنگى و تقويت
روابط، علقه هاى مشترك را تعميق مى بخشد و حضور مثبت ايران را در هند و استفاده از
ميراث غنى دو ملت را براى يكديگر مهيا مى كند.

آشنايى هندى ها با زيان فارسى و متقابلاً آشنايى ايرانيان با زبان اردو بهره بردارى از آثار
ارزشمند دو ملت را كه به اين دو زبان بر جاى مانده تسهيل مى كند.

فرصت استثنايىِ سوابق تاريخى و تعامل ايران و هند ايجاب مى كند كه ايران در
عرصه هاى گوناگون حضور فعالترى در هند داشته باشد. علماء و دانشمندان، ادب دوستان،
شاعران، مورخان و حتى دولتمردان توسعهء روابط با دولت و ملت هندوستان را جدى تر
بگيرند. قرابت ايرانى ها با هندى ها از جنبه هاى مختلف سابقهء تاريخى، فرهنگى، اجتماعى و
دينى در بخش وسيعى از دو ملت فرصتى مناسب براى اين توسعه است. بخصوص كه هند
در منطقه جنوب آسيا قدرتى بشمار مى رود كه در معادلات بين المللى تأثيرگذار است.

بعد از ظهر برنامه بازديد از مؤسسه انتشاراتى India Today پيش بينى شده بود. اين

 

 

|270|

مؤسسه مجلات و نشريات متنوعى منتشر مى كند. با بخش هاى مختلف مؤسسه كه در
ساختمان چند طبقهء قديمى قرار دارد، آشنا شديم. فضا براى فعاليت كاركنان مؤسسه خيلى
كم و قابل قياس با مؤسسات مشابه آن در ايران نيست. با مدير مؤسسه و بعضى از همكارانش
نشستى برگزار شد. او از تيراژ ميليونى مى گفت كه البته نسبت به جمعيت ميلياردى
هندوستان طبيعى بود، هر چند تيراژ ميليونى در ابتداى امر جالب به نظر رسيد. مجلات
متنوع تبليغاتى، عمومى، ادارى و بازرگانى و... در ميان نشريات اين مؤسسه به چشم
مى خورد.

در نشريات مختلفى كه اين مؤسسه منتشر مى كند، استفادهء ابزارى از زن مشهود بود.
وقتى از مدير مؤسسه در بارهء علت استفادهء ابزارى از زنان در تبليغات پرسيدم، خنده اى زد و
به همكار زنى كه در كنارش بود، گفت : اين سؤال مربوط به شما است، و شما بايد پاسخ دهيد!
خلاصه توضيحات هر دو نفر اين بود كه چون مردم مى پسندند، ما هم استفاده مى كنيم. البته با
اين توضيح كه در جامعهء هند غير متعارف نيست. در اين زمينه ها خط قرمزهايى هم وجود
دارد كه هم هنرمندان در شبكه هاى تلويزيونى و سينما و هم دست اندركاران امور فرهنگى
آن را مراعات مى كنند و براى آن مثالهايى هم ذكر كرد. گرچه حقيقتاً در هند از برهنگى رايج
دنياى غرب در كوچه و خيابان خبرى نبود، امّا استفاده ابزارى از زنان توسط ارباب
رسانه هاى صوتى و تصويرى كاملاً مشهود بود و غير قابل انكار. گويا استفاده ابزارى از زن
در دنياى امروز امرى رايج شده و قبحش فروريخته و متأسفانه بسيارى از زنان هم تصور
مى كنند كه جايگاه مهمى پيدا كرده اند!

روز شنبه 12اسفند

برنامهء نخست امروز شركت در جلسه اتحاديه دانشجويان براى برگزارى انتخابات
سالانه بود كه نمى دانم به چه علتى لغو شد. بعداً معلوم شد جلسه برگزار شده و انتخابات نيز
به خوبى برگزار شده و هيأت مركزى اين اتحاديه مركب از پنج عضو كه پيشتر در دهلى
مستقر بود، اينك به خاطر برگزيده شدن دانشجويانى از ايالت ميسور، به آنجا منتقل مى شود.

بازديد از مقبرهء نظام الدين

نخستين برنامه امروز بازديد از مقبره نظام الدين است كه آقاى سفير ديدار از اين منطقه را
توصيه نمود.

 

 

|271|

در نزديكى مقبرهء همايون، درگاه صوفى بزرگ هند، خواجه نظام الدين اولي، در محلى
شلوغ و پرتراكم قرار دارد. از كوچه هاى شلوغ عبور كرديم، محله اى كه فقر و محروميت در
آن موج مى زند و از نظافت و بهداشت هم خبرى نيست. بى جهت نيست كه كارمندان سفارت
سالى چند مرتبه واكسن مى زنند. 21% مردم هند از سوء تغذيه رنج مى برند و بيمارى هاى
سل، مالاري، تيفوئيد، گواتر، جزام و طاعون از بيمارى هاى رايج هند است.

وضعيت مسلمانان بسيار رقت انگيز است، آن هم در دهلى نو، پايتخت هندوستان.
محله اى است مملو از دست فروش و متكدى. مغازه هاى متعددى آش مى پزند و كوپن
مى فروشند. توريستها از آن كوپن ها مى خرند و بين فقرا و محرومين توزيع مى كنند تا با هر
كوپن يك كاسه غذا بگيرند و بخورند. سرپرست گروه به نيابت از اعضاى گروه تعداد قابل
توجهى از اين كوپن ها خريد تا د ر اختيار گرسنگان و حاجتمندان بگذارد، ولى هنگام توزيع
به خاطر ازدحام جمعيت با مشكل روبرو شد و پس از توزيع مقدارى از كوپن ها مجبور شد
بقيه را به هوا پرتاب كند تا هر كسى مى تواند جمع آورى كند.

محله اى قديمى شبيه برخى محله هاى قديمى تهران يا قم در سى سال قبل، اصلاً قابل
قياس با وضعيت فعلى شهرهاى ايران نيست. تعداد قابل توجهى مغازه مشغول نخ كردن
گل هاى قرمزند، مراجعين درگاه نظام الدين و ساير مقبره ها كه عمدتاً از شاگردان و مريدان او
هستند، از اين سرى گلها مى خرند و بر روى قبرها مى ريزند. چند نفرى در محوطه بيرون
مقبره نشسته، نام مراجعين را در دفترى مى نويسند و از آنها پول مى گيرند، وقتى لحظاتى
توقف كردم و آنان را زير نظر گرفتم، مشاهده نمودم كه پولهاى دريافتى را بين خودشان
تقسيم مى كنند. شايد هر كدام مسؤول بخشى از اين درگاه اند.

در جمع كاركنان سفارت

امشب قرار بود براى صرف شام به سفارت جمهورى اسلامى برويم. گويا در بعضى از
روزها كاركنان سفارت به همراه خانواده هايشان در محوطه سرسبز و وسيع سفارت دور هم
جمع مى شوند. برنامهء بسيار خوبى است تا در ديار غربت خانواده هاى ايرانى دور هم جلسه
انسى داشته باشند.

به سفارت رفته و در صحن آن با كاركنان سفارت احوال پرسى كرده و آشنا شديم. خانم ها
هم در بخش ديگرى دور هم نشسته بودند. جوانان و نوجوانان به بازى واليبال مشغول بودند.

 

 

|272|

خلاصه فضاى صميمى و محبت آميزى بود. با آقاى خليليان مسؤول كنسولى سفارت و اهل
قم، كه چند سال بيشتر به بازنشستگى اش نمانده، آشنا شديم. شخص خونگرم و خوش
صحبتى بود. قدرى از مشكلات كارمندان وزارتخارجه در خارج از كشور گفت، مشكلاتى
كه برخى از آنها اصلاً به ذهن انسان خطور نمى كند. مشكل تحصيل فرزندان، مشكل دورى
از وطن و فاميل و دوستان، ديار غربت و....؛ معتقد بود كه بايد از زندگى ديپلماتها
آسيب شناسى شود و در اختيار مسؤولان قرار گيرد.

از اينكه شنيد سفارت هند در تهران صدور ويزا را منوط به ديدن ما و حضورمان در
سفارت كرده، دلخور شد. پذيرفت كه نشانه برخورد ضعيف وزارت خارجه است. معتقد
بود كه بايد به اطلاع مسؤولان رساند تا عكس العمل مناسبى داشته باشند.

سفارت ايران در دهلى هر مراجعه كننده اى را به داخل سفارت هدايت مى كند و داخل
يك سالن انتظار مى نشينند و هرگز كسى را بيرون سفارت، در خيابان منتظر و معطل
نمى گذارند. در حالى كه در تهران دهها نفر مقابل در بستهء سفارت، منتظر مى مانند تا كسى به
آنها پاسخ دهد. حداقل اين است كه مسؤولان ما رفتار مشابهى با اتباع كشورهاى ديگر داشته
باشند. نمى شود از حقوق شهروندان ايرانى چشم پوشيد و هميشه رفتار بزرگوارانه داشت.
رفتارى مشابه و مقابلهء به مثل همواره جنبهء بازدارندگى دارد.

وى از تصميم نظام جمهورى اسلامى براى جذب ايرانيان خارج از كشور از زمان دولت
آقاى هاشمى رفسنجانى خبر داد كه ما فارغ از مذهب و گرايش هاى سياسى به آنان ويزا
مى دهيم تا به ايران رفت و آمد كنند و بدين وسيله ارتباطشان با كشور برقرار شود. ساعت 24
به محل اقامت برگشتيم.

روز يك شنبه 13اسفند

امروز روز جشن رنگ در هندوستان است كه از آن به «جشن هولى» ياد مى شود. و از
جشن هاى هندوهاست.

اين روز تعطيل رسمى بوده و زن و مرد، كوچك و بزرگ به خيابانها مى ريزند و يكديگر
را رنگ مى كنند! انواع و اقسام رنگ ها را به سر و صورت و هيكل يكديگر مى پاشند.
دولتمردان و شبكه هاى تلويزيونى هم با برنامه هاى تبليغى، خود به اين مراسم دامن مى زنند.
بهانه اى است براى جشن و پايكوبى و خوشگذرانى و بى عارى. گويا در جوامع مختلف از

 

 

|273|

اين گونه برنامه هاى بى محتوا كه نه به درد زندگى دنيا مى خورد و نه به درد زندگى آخرت
وجود دارد. مثل چهارشنبه سورى در كشور ما!

آقاى قربانعلى از كارمندان مركز اسلامى هند مى گفت : مسلمانها در اين مراسم شركت
نمى كنند و آن را گناه مى دانند.

از ترس اينكه رنگمان كنند، مجبور شديم در محل اقامت بمانيم. حتى برنامه عزيمت به
شهر آگرا براى بازديد از «تاج محل» نيز لغو شد، چون خبر دار شديم كه اين جشن در بين راه و
شهر آگرا شدت بيشترى دارد و از رنگى شدن در امان نيستيم. با آقاى عبداللهيان و جنتى به
پاركى در جنب محل ا قامت رفتيم. پارك نسبتاً خلوتى بود. افرادى را با سر و صورت رنگى
مشاهده كرديم كه گويا از مراسم رنگ پاشى بر مى گشتند. از اينكه مى ديدند توريستها از آنان
عكس مى گيرند، خوشحال مى شدند و استقبال مى كردند. هر چند نقل شد كه وقتى توريستى
از يك هندى كه كنار خيابان قضاى حاجت مى كرد، عكس گرفت، او از عكاس مطالبه پول
كرد كه از من عكس گرفته اى !

در اين پارك بزرگ درختان انجير هندى، پرندگان متنوع مثل طوطى و خزندگانى مثل
سمور فراوان به چشم مى خورند. مملو از گلهاى رنگارنگ و زيباست. صبح روز قبل كه
براى قدم زدن به اين پارك آمده بوديم، افراد زيادى براى ورزش و پياده روى در اين پارك
مشغول فعاليت بودند. مثل بسيارى از پارك هاى تهران جنب و جوشى برپا بود.

امروز برخى از همسفران جوان ما كه براى مشاهدهء مراسم رنگ پاشى رفته بودند، مورد
پذيرايى قرار گرفته و از سر تا پا رنگى شده بودند. حتى وقتى واردمنزل بزرگى شده بودند كه
مراسم رنگ پاشى اجرا مى شد، مادر خانواده به استقبال ايشان آمده و دخترش را هم خبر كرده
بود. سپس از تازه واردها دعوت كرده بود كه «داخل بياييد، دختر من ازدواج نكرده !» گويا
گمان كرده بود كه آنها هندى اند، چون يكى از همسفران شباهتى به هندى ها داشت. آنها هم
فرار را بر قرار ترجيح داده بودند. ترسيده بودند كه دامادشان كنند و ديگر راه بازگشت به
ايران و خانواده شان بسته شود!

بازديد از شهر معابد

برنامهء بعد از ظهر، بازديد از شهر معابد و معبد Akshardham بود.

منطقه اى از دهلى كه داراى معبدهاى متعددى است، به شهر معابد شهرت پيدا كرده، در

 

 

|274|

هر معبدى ناچار بوديم كفش ها را از پا در آورده و پاى برهنه وارد شويم. مملو از بت و
مجسمه انسان و حيوان است و در برخى از آنها هندوها براى اداى احترام مى آيند. در يكى از
معابد شخصى در كنار مجسمه اى نشسته و از مراجعان پول دريافت مى كرد و به آنها مقدارى
گلبرگ و نارگيل مى داد. لابد تبرك است ! عجيب است در دنياى علم و تكنولوژى و در
سرزمينى كه در رشته نانوتكنولوژى و فناورى سرآمد ا ست و حتى شهر كامپيوتر دارد،
مردمى در جهل و نادانى بسر برند و چه بسا سياستمداران و رهبران نيز انگيزه اى بر خارج
كردن مردم از اين وضعيت نداشته باشند. چرا كه مردمى كه از جهل و نادانى و خرافه پرستى
رها شوند، ديگر معلوم نيست مردمى رام و قانع باشند كه به فقر و محروميت رضا دهند و در
انواع بدبختى مثل فقر و بيمارى و بيكارى و... دست و پا بزنند و سكوت كنند.

مردمى كه به شخصيت و حقوق خود پى ببرند، آن را مطالبه خواهند كرد. از بزرگترين
افتخارات مسلمانان آن است كه رهبران دينى آنان در اوج قدرت اهتمام فراوانى به آگاه كردن
آنان به حقوقشان داشتند. اميرمؤمنان على‏(ع)در اوج قدرت از حقوق متقابل مردم و
حكومت سخن مى گويد. مردم را متوجه حقوقشان مى كند كه در برابر حكومت از آن
برخوردارند. بر وظايف حكومت در قبال مردم تأكيد مى ورزد.

گويا در اين سرزمين مردم نه حق زندگى دارند، نه حق شغل، نه مسكن، نه بهداشت و
درمان، و چون در جهل و بى خبرى به سر مى برند، حقوق خود را مطالبه هم نمى كنند و به آنان
كه وظيفهء اداى اين حقوق را دارند، چيزى نمى گويند.

در ميان معابد، معبد گروهى از هندوها معروف به جين ها از جهات مختلف با معابد ديگر
متمايز است. جين ها امروزه فرقه اى از هندوئيسم هستند كه معتقد به رياضت هاى سخت و
دشوارند. به علت محدوديتهاى فراوان اين آيين پيروان زيادى ندارد و چون از بسيارى از
مشاغل منع شده اند، بيشتر به بازرگانى و صرّافى مشغولند و از موقعيت خوب اقتصادى
برخوردارند. رياضت هاى سخت و ثروت فراوان ! اين معبد كه به طور كلى از سنگ ساخته
شده، سال گذشته با حضور رئيس جمهور مسلمان و نخست وزير سيك و بعضى از مقامات
سياسى هند افتتاح شده، رهبر اين فرقه نيز مرد كهنسالى است و در مراسم افتتاحيه مورد
احترام و تكريم رجال سياسى هند و پيروانش بود. در بازديد از اين معبد كه مجسمهء بزرگى از
يك نوجوان در آن به چشم مى خورد و گويا شخص مقدسى براى پيروان اين فرقه است، از
سوى برخى حاضران كه ظاهراً پيرو اين فرقه اند، مورد تكريم قرار مى گيرد. دو جوان در

 

 

|275|

برابر مجسمه دراز كشيده و صورت به زمين مى گذاشتند و به يكديگر نگاه كرده و
مى خنديدند. چون بر مى خاستند و مى ديدند عده اى آنها را تماشا مى كنند، بار ديگر دراز
كشيده و مى خنديدند. گويا برايشان جنبهء مزاح و شوخى داشت. همه روزه اين معبد به روى
بازديدكنندگان باز است. همه را بازرسى بدنى مى كنند. آوردن دوربين و تلفن همراه به اين
محل ممنوع است. گويا مراسمى در چند مرحله اجرا مى كنند كه واپسين مرحلهء آن اجتماع
بازديدكنندگان در محوطه اى است شبيه يك ورزشگاه بر سكوهاى سنگى و با استفاده از
تكنولوژى روز و برنامه هاى نرم افزارى، و با بهره بردارى از رقص آب و نور توسط فواره ها
و لامپ هاى رنگارنگ و پخش موزيك كه باورهاى خود را به طرز ماهرانه اى به مخاطبان القا
مى كنند. حقيقتاً مخاطبان را تحت تأثير قرار داده و دقايقى محو تماشاى اين برنامه مى كنند.

ساخت اين معبد با هزينه اى سرسام آور و ميلياردى از سوى فرقه اى كه گفته مى شود در
سراسر جهان سه ميليون پيرو بيشتر ندارد و با افتتاح رسمى بسيار با شكوه و تشريفاتى و با
حضور مقامات عالى رتبهء سياسى هند، انسان را دچار ترديد مى كند كه آيا واقعاً باورهاى
مذهبى گروهى اقليت در جامعهء هند ـ هر چند متموّل ـ پشتوانهء اين اقدام است ؟ چه كسانى
هزينه هاى اين معبد مجلل را پرداخته اند، كه لابد هزاران كارگر با تلاش شبانه روزى به
تراشيدن سنگها پرداخته و چنين عمارتى را كه اطرافش مملو از مجسمه هاى حيوانات
گوناگون و چهره هاى متنوع انسانهاست، خلق كرده اند، و چه سازمان ها و جرياناتى پشت
چنين پروژه هايى قرار دارند؟!

اينكه علاقه و باور مذهبى عده اى نيكوكار عامل ساخت چنين معبدى باشد، نوعى
خوش باورى و ساده لوحى است. آن هم در جامعه اى كه مردم با فقر و فلاكت دست و پنجه
نرم مى كنند. اين چه آيينى است كه رهبرانش مى توانند شاهد زندگى بدتر از مرگ هموطنان
خود باشند ولى براى ساخت چنين معبدى كه هيچ تناسبى با عبادتگاه، ندارد، حاضرند اين
همه خرج كنند. به راستى مردمى كه شبها را در حلبى آبادهاى دهلى، و خيابانها و كوچه ها
سپرى مى كنند، چگونه مى توانند به چنين آيينى بگروند؟! و در چنين معبدى به عبادت
بپردازند. مگر آنكه مردم آنقدر در جهل و نادانى نگاه داشته شده باشند كه اصلاً چنين تناقضى
را نتوانند تصور كنند و در ذهن خود تجزيه و تحليل نمايند. از مشاهدهء اين برنامه كوتاه بر
مى آيد كه استفاده از اين ابزارهاى هنرى و تكنولوژى جديد و برنامه هاى نرم افزارى چگونه
مى تواند در خدمت تبليغ باورها قرار گيرد. وقتى با چنين روش هايى بتوان باورهاى غير

 

 

|276|

عقلانى را در قالبى جذاب به مخاطب القا كرد، قطعاً تبليغ معارف ناب توحيدى با استفاده از
روش هاى جديد مؤثرتر و تأثيرگذارتر خواهد بود. مشاهدهء چنين تجربه هايى مى تواند براى
حوزه هاى علوم دينى و عالمان دين اين پيام را به ارمغان آورد كه علوم جديد و فن آورى هاى
نو چگونه مى تواند در خدمت احيا و گسترش معارف آسمانى قرار گيرد و تشنگان معارف
اصيل اسلامى را سيراب نمايد.

اگر حوزه هاى علوم دينى و مؤسسات پژوهشى و آموزشى ما هر از چندگاهى هيأت هايى
را به منظور بازديد از كشورهاى مختلف دنيا و كسب تجارب ديگران يا ايجاد فرصت هاى
مطالعاتى براى آشنايى با اديان و مذاهب و آيين هاى مختلف در اقصى نقاط جهان اعزام
نمايند، بسيار مفيد و راهگشاست. مشاهدهء دنياى ديگران از نزديك، ما را در پيشبرد اهداف
دينى مان يارى مى كند. فضلا و دانشمندان اسلامى و شيعى بايد از آنچه در بلاد مختلف
مى گذرد، مطلع باشند و اطلاعات و آگاهى هاى خود را در خدمت اعتلاى فرهنگ اسلامى و
گسترش آن در عالم، به كار گيرند. آيا دانشمندان اسلامى در جهت ايجاد ارتباط با پيروان و
رهبران اديان و مذاهب ديگر و معرفى معارف اسلام به آنان در حد توان كوشيده اند؟

امشب به واسطه آقاى اسدى براى صرف شام به سفارت دعوت شده بوديم. جناب سفير
ميهمانانى از ايران دارد، سردار كوچكى فرمانده نيروى دريايى ارتش و همراهان، جناب حجة
الاسلام نظام زاده نماينده رهبرى در اتحاديه انجمن هاى اسلامى دانشجويان، جناب حجة الاسلام
طه هاشمى معاون رييس سازمان ميراث فرهنگى، گويا برنامه هيأت مطبوعاتى هم كه قرار بود در
پايان سفر نشستى با سفير داشته باشند، با اين برنامه ادغام شد. پس از صرف شام، دقايقى در جمع
ميهمانان نشستيم.

مدارس علوم دينى هند

با جناب حجة الاسلام نجف زاده كه از سوى سازمان مدارس خارج از كشور در قم، چند
سالى است در هند مشغول فعاليت است، آشنا شديم. فرصت را مغتنم شمرده و دقايقى از
سخنان ايشان استفاده كرديم.

از جمعيت يك ميليارد و يكصدميليون نفرى هند، حدود 180ميليون نفر مسلمانند و
تقريباً 17درصد آنان شيعه اند كه حدود سى ميليون نفرند و در ايالت هاى مختلف پراكنده اند.
هزاران جوان علاقمند به معارف دين در صدها مدرسهء علوم دينى هند به تحصيل اشتغال
دارند و تا سطح رسائل و مكاسب تدريس مى شود. آقاى نجف زاده كه چند سالى است دراين

 

 

|277|

سرزمين فعاليت مى كند، از فعاليت فرهنگى اش راضى است و معتقد است كه زمينه كار
فراهم است و اگر انسان با تدبير و با علاقه كار كند، زمينهء تبليغ دين مهياست.

همين كه دولتمردان هند احساس كرده اند كه پيروان مكتب تشيع نه تنها ضررى براى
حاكميت هند ندارند، بلكه در صورت لزوم در دفاع از منافع ملى و سرزمين خود در برابر دشمنان
پيشتاز خواهند بود، مخالفتى با فعاليت علمى و فرهنگى شيعيان ندارند. او با استفاده از چنين
زمينه اى در مدارس علوم دينى، بعضى از دانشگاه ها و حتى خبرگزارى ها و شبكه هاى راديو و
تلويزيونى و مطبوعات فعال است.

اظهار مى نمود كه اخيراً يكى از مطبوعات مطالبى را كه دربارهء امام حسين و عاشورا تهيه
كرده بوديم، در هشت صفحه ويژه نامه رنگى به چاپ رساند، بدون آنكه هزينه اى بر ما
تحميل شود.

شنيدن چنين اخبارى كه در پرتو فعاليت مخلصانهء يك روحانى در سرزمين هند به دست
آمده، مايهء خشنودى است. وجود چنين فرصت هايى مسؤوليت حوزه و روحانيت شيعه را
مضاعف مى كند. در هند حساسيت چندانى بين شيعه و سنى وجود ندارد، حكومت اجازه
فعاليت به وهابى ها و سنى هاى تندرو نمى دهد. از اين رو، زمينه براى همكارى و فعاليت
برادرانهء شيعه و سنى در اين كشور فراهم است. نبايد چنين فرصت هايى را از دست داد.
گسترش روابط سياسى و فرهنگى و علمى با هند قطعاً براى اسلام و مسلمانان مفيد است.
مسلمانان مشتاق هندوستان و علايق مشترك آنان با ايرانيان مسلمان بهترين زمينه براى
گسترش و تعميق روابط علمى ـ فرهنگى است. حضور چندين روحانى فاضل در هند
مى تواند دستاوردهاى فراوانى داشته باشد. چنانچه مراجع معظم تقليد و نهادهاى فرهنگى و
پژوهشى فعالانه وارد ميدان شوند و مسؤولان سياست خارجى كشور زمينهء حضور علمى و
فرهنگى حوزويان را در هند فراهم نمايند، بركات فراوانى نصيب دو ملت خواهد شد. رفت
و آمد هيأت هاى علمى از دانشگاه ها و حوزه ها و مراكز فرهنگى در كشور مى تواند بخشى از
اين تعامل باشد.

ساعت 30/22سفارت را ترك كرده و به مهمانسرا بازگشتيم.

روز دوشنبه 14اسفند

طبق برنامه، امروز مقرر شده بود كه براى شركت در سمينار «انسان گرايى و اخوت جهانى
در شعر و ادب فارسى» با قطار به شهر عليگر برويم. ولى به علت ضيق وقت و تراكم برنامه ه،

 

 

|278|

اعضاى هيأت تمايلى به اين سفر نشان ندادند. بخصوص كه برنامهء سفر به آگرا و ديدار از تاج
محل به خاطر مراسم «جشن هولى» در روز يك شنبه لغو و به امروز منتقل شد و امكان سفر
به هر دو شهر نبود. افزون بر آنكه همسفران معتقد بودند كه دو روز مسافرت پى در پى به دو
شهر عليگر و آگرا در روزهاى 2شنبه و 3شنبه با توجه به بازگشت ما به ايران در روز 4شنبه،
خسته كننده است. از اين رو، بايد يكى را انتخاب مى كرديم. قهراً بازديد از تاج محل ترجيح
داده شد.

 

حركت به سمت آگرا

ساعت 30/6 با يك مينى بوس از محل اقامت به راه افتاديم. جاده شلوغ و داراى آسفالت
ناهموار و پر دست انداز، به ضميمهء رانندگى نه چندان مطلوب رانندگان هندى همراه با
بوقهاى ممتد خيلى خسته كننده بود. حاشيهء دو طرف جاده پر بود از محلات فقيرنشين و
حلبى آبادهاى متعدد، و آلونك هاى قديمى و فاقد بهداشت و نظافت. مردم در فقر و فلاكت
گذران عمر مى كنند. اين در حالى است كه مى گويند: شهر آگرا از شهرهاى خوب هند است
كه وضع زندگى مردم بهتر است. در يك رستوران صبحانه اى خورديم با بهاى بسيار گزاف،
اجناسى در اين رستوران در معرض فروش بود با قيمتى چند برابر دهلى.

 

ديدار از مقبرهء اكبر شاه

قبل از رسيدن به شهر آگرا به ديدار اكبر تُمب (مقبرهء اكبرشاه) رفتيم. اكبر شاه از نوادگان
ظهير الدين بابر (م. 932ه) است كه به تقليد از پدرانش به ترويج زبان فارسى و شعر و ادب
همت گماشت و منصب «ملك الشعرايى» را به تقليد از سلاطين ايرانى در هند برقرار نمود.
پس از او نيز سلاطين بعدى مثل جهانگير و شاه جهان و بهادرشاه دوم نيز اين رويّه را دنبال
كردند در اين دوران شعراى فراوانى از آن جمله صائب تبريزى راهى سرزمين هند شدند.
يكى از نويسندگان در همين زمينه مى گويد:

از بس سخن سراى ز ايران به هند رفت

 دهلى و آگره گشت رى و اصفهان هند

اين مقبره كه در قصبهء سكندر، نزديك شهر آگرا بنا شده، از ظرايف آثار و بناهاى تاريخى
هندوستان است كه تركيبى از معمارى هندى و اسلامى است. در بناهايى از اين دست رسوم
و نقوش و كتيبه نويسى و طرح هاى اسليمى و رسم هاى هندسى و قرينه سازى و منبت كارى،
كه از ويژگى هاى اسلامى در كشورهاى شرقى است، فراوان به چشم مى خورد. كتيبه ها به قلم

 

 

|279|

نسخ و ثلث و نستعليق زينت بخش طاق و رواق اين بناهاى تاريخى است.

عمارتهايى زيبا و ديدنى و نشانگر حضور فعال و تأثير گذار مسلمانان در سرزمين هند،
همزمان با حاكميت صفويّه در ايران. بابريان با صفويان تعامل فراوانى داشتند و همين ارتباط
زمينهء نفوذ و حضور فرهنگ ايرانى ـ اسلامى در هند را فراهم كرد.

متأسفانه على رغم ميلم نتوانستيم بر مزار شهيد قاضى نورالله شوشترى كه شنيده بودم
نزديكى هاى آگرا قرار دارد، برويم.

در شهر آگرا

به شهر آگرا واقع در جنوب دهلى رسيديم. شهرت اين شهر به خاطر وجود بناى تاريخى
تاج محل است. تاج محل عمارتى زيبا با سنگ سفيد است كه در وسط باغ بزرگى قرار دارد.
ساختمان اصلى آن آرامگاهى است كه شاه جهان براى همسرش بنا كرده است. راهنمايى كه
توضيحاتى را براى اعضاى هيأت مى داد، مى گفت : شاه جهان مصمم بود آرامگاهى با سنگ
سياه هم پشت سر اين بنا براى خود بسازد كه پى ريزى آن را هم انجام داد، ولى عمرش به سر
آمد و موفق به احداث آن نشد. پسرش با پدر در افتاد، به مدت هشت سال او را زندانى كرد و
سپس به قتل رساند. و بنا بر وصيتش در كنار همسرش به خاك سپرده شد.

اين عمارت چهار مناره دارد كه مناره ها عمود بر زمين بنا نشده و زاويه اى بيش از 90
درجه با سطح زمين دارد. اين عمارت را به خاطر بناى مرمرين، معجزه تقارن و تجسم
هندسى از شاهكارهاى هفتگانهء جهان مى شمارند كه نمونه اى از اوج هنرمندى و آميزش دو
سبك ايرانى و هندى است. واقعاً بناى زيبا و جالبى است ولى نمى دانم چه بهايى براى آن
پرداخت شده. گويند: شاه جهان براى ساخت آن گروهى از اساتيد معمارى را از اطراف
جهان جمع كرده و هفت سال پس از وفات همسرش اين بناى تاريخى به پايان رسيده است.
راهنماى ياد شده مى گفت : عده اى اين سنگ ها را با انگشت كه داراى يك ابزار ساده است
تراشيده اند، هم اكنون نيز كه برخى از همين روش استفاده مى كنند، به تدريج انگشتان آنها
ساييده مى شود و كوچكتر از حد متعارف مى گردد. وى هم چنين اظهار مى كرد: شاهكار
بودن اين بنا در جهان به خاطر هنر معمارى به كار رفته در آن نيست، بلكه بدين خاطر است
كه نخستين بناى با شكوهى است كه انگيزهء ساخت آن «عشق» بوده است، عشق مردى به
همسرش ! خدا مى داند چقدر كارگر بيچاره در راه اين به اصطلاح عشق و علاقه فدا شده اند.

 

 

|280|

سلاطين و امرا در طول تاريخ از اين ولخرجى ها زياد كرده اند، آن هم در كنار شكمهاى
گرسنه و بدنهاى برهنه. هر چند معمولاً به ظاهر اين بناها و شكوه و عظمت ظاهرى آنها
توجّه مى شود و اين بُعد قضيه كمتر مورد توجّه قرار مى گيرد.

آقاى جعفرى، يكى از همسفران به طنز مى گفت : لابد پسرش به او گفته، چرا سهم ورثه را
نفله مى كنى ؟ از اين رو با او در افتاد و به زندانش افكند!

افزون بر ساختمان اصلى بناهاى فرعى ديگرى نيز در اين باغ به چشم مى خورد كه افراد
ديگرى در آن به خاك سپرده شده بودند.

پس از بازديد، سرى به مغازه هاى اطراف تاج محل زديم. مغازه هايى كه ماكت هاى سنگى
در اندازه هاى مختلف از اين عمارت ساخته و در معرض فروش گذاشته بودند. برخى از
اعضاى هيأت مختصر خريدى از اين شهر كردند. فروشنده هاى مغازه ها و گاه
دست فروش ها مشترى ها را از يكديگر مى ربودند و به لطايف الحيل اجناس خود را به آنها
مى فروختند.

به هنگام بازگشت در غذاخورى مطمئنى كه آقاى اسدى معرفى كرده بود، غذا خورديم.
در جوار غذاخورى، در مغازه اى، كه صاحبش مسلمان بود و تكه مقوايى را كف مغازه
انداخت، به نوبت نماز خوانديم. به خاطر قدردانى از اين لطفش چند قلم از او لباس خريديم.
سپس به دهلى بازگشتيم. خسته و كوفته ساعت بيست و سى دقيقه به محل اقامت رسيديم.

روز سه شنبه 15اسفند 85

امروز صبح بعد از صرف صبحانه و بنا به درخواست آقاى عبداللهيان، پاى صحبت
جناب آقاى نظام زاده نشستيم تا از حضور دانشجويان ايرانى در هند بگويد. حدود هشت
هزار دانشجوى ايرانى در هند به تحصيل اشتغال دارند كه اكثر آنان در دو رشته كامپيوتر و فن
آورى پيشرفته (نانوتكنولوژى) تحصيل مى كنند. انجمن هاى اسلامى مراسم مذهبى و ملى
را برگزار مى كنند و به مشكلات دانشجويان فارغ از مذهب و گرايش سياسى، رسيدگى
مى كنند.

بازديد از مسجد جامع دهلى

امروز آخرين روز اقامت ما در دهلى است. اماكن باقيمانده «مسجد جامع دهلى» و «قلعه ء
سرخ» است. هر چند طبق برنامه بازديد از يك روزنامه مقرر شده بود، ولى اعضاى هيأت

 

 

|281|

ترجيح دادند، حال كه مقدّر شده و به هند آمده اند، اين دو محل راهم ببينند. هر دو در يك
محلهء دهلى قديم قرار دارند. ابتدا از يك كوچه شلوغ وتنگ و مملو از ماشين و درشكه و
دوچرخه و پياده عبور كرديم. نزديك مسجد جامع رسيديم.

كفش ها را بيرون مسجد درآورده و پا برهنه وارد شديم. توريستها هم در اين محل خيلى
زيادند. متأسفانه مسجد در حال اندراس و از بين رفتن است و از بازسازى آن هم علامتى به
چشم نمى خورد. توريستها بدون حجاب و... وارد مسجد مى شوند، هيچ كس از آنان
نمى خواهد كه حرمت مسجد را حفظ كنند. در حالى كه لااقل در يكى از معابد هند ديديم كه
مانع ورود زنان با حجاب به معبد مى شدند! از نظافت و تميزى هم در مسجد خبرى نيست.
در شبستان مسجد كه متصل به صحن آن است، روى زيلوهاى كهنه و كثيف دو ركعت نماز
تحيت بجا آوردم. تنها جايى از اماكن مورد بازديد كه آدابى دارد. آقاى جنتى هم چنان مشغول
عكاسى و فيلمبردارى است. اين مسجد همه هفته محل اجتماع نمازگزاران جمعه است. طبق
برنامه قرار بود روز جمعه به مسجد جامع بياييم. ولى تغييراتى كه در برنامه ايجاد شده، تنها
بازديد از عمارت مسجد را نصيبمان كرد، نه نماز گزاران جمعه را.

بازديد از قلعهء سرخ

سپس از آن محوطه خارج شديم و به قلعهء سرخ كه فاصلهء چندانى با مسجد نداشت،
رفتيم. برخى از توريستهاى غربى براى طى اين مسافت از دوچرخه هايى كه يك هندى
نحيف به سختى پا مى زد و سه نفر را مى كشيد، استفاده مى كردند. هنگام ورود با دو گروه
بازديد كننده روبرو شديم. دسته اول سيكها به همراه سرپرست پيرشان كه وقتى با پيشنهاد
عكس گرفتن از آن ها روبرو شدند، با شوق و اشتياق پذيرفتند. به صف ايستادند تا عكاسان از
آنها عكس بگيرند. گروه دوم دانش آموزان دبستانى، صف جلو پسرها و صف بعدى دختره،
آنها نيز از اينكه مورد توجّه توريست ها قرار گرفته بودند، خوشحال بودند.

بازديد از اين قلعه بيش از يك ساعت به طول انجاميد. اين قلعه مركز حكومت شاه جهان
بوده كه از پادشاهان گوركانى است. داراى عمارتهاى مختلف براى امور متنوع بود. مثل سالن
اجتماع رجال لشكرى و كشورى، محل اجتماع براى طيف وسيعترى از دولتمردان يا عموم
مردم، حمامات، عمارت كوچكى وسط استخرى بزرگ كه دسترسى به آن عمارت فقط با
قايق امكان پذير بود، البته استخر فعلاً خالى بود. در ابتداى قلعه نيز ساختمانى بود كه احتمالاً
محل استقرار نگهبانان و امور دفترى بود و فعلاً موزهء كوچكى از ادوات جنگى قديم در آن

 

 

|282|

برپا بود. محوطهء بيرونى قلعه بازارچه اى بود از كالاهايى كه به نوعى كاردستى شمرده مى شد،
گلدوزى، مليله دوزى، بر روى كيف و كفش و لباس و....

ظهر براى صرف ناهار به اقامتگاه برگشتيم. آقاى عبداللهيان كه تجربه بيشترى از اين
سفرها دارد، قدرى كنسرو با خود آورده و اكثراً از آنها استفاده مى كرد. ايشان و آقاى
صادق پور دو، سه وعده ما را دعوت كرده و در اتاقشان پذيرايى كردند. امروز ظهر هم ميهمان
ايشان شديم. براى ما اين غذ، هر چند با كمبود امكانات، گواراتر است تا غذاهاى تند و تيز و
تا حدودى نامعلوم هندى.

بعدازظهر، آخرين برنامه رفتن به بازار و خريد بود. بازارى كه امروز با راهنمايى آقاى
اسدى رفتيم بهتر از دو دفعهء قبلى بود. زير زمينِ ميدان بزرگى در مركز شهر دهلى، مملو از
مغازه هاى متنوع است، چند قلم لباس خريديم. در همين بازار بود كه آقاى جنتى را گم
كرديم، بيش از يك ساعت بعد بوسيله تلفن همراه توانستيم با ايشان تماس گرفته، قرار
ملاقاتى بگذاريم.

بالاخره پروندهء خريد بسته شد و شب هنگام به مركز اسلامى دهلى بازگشتيم و بدين
وسيله سفر به پايان رسيد. ساكها را بستيم و مهياى بازگشت شديم.

روز چهار شنبه 16اسفند 85

ساعت 30/5 بامداد از خواب برخاستيم و ساعت 30/6 نيز با وسيله اى كه جناب آقاى
اسدى از سفارت فرستاده بود، عازم فرودگاه دهلى شديم.

پس از انجام مقدمات و تحويل باره، متأسفانه براى عبور از بخش كنترل مسافران به
مقدار بسيار زيادى معطل شديم. مسافران در صف هاى طولانى و با معطلى زياد. آقاى
نوبخت معتقد بود كه اين كشور از جمله كشورهاى نادرى است كه مسافران را معطل مى كنند
و براى وقت شان ارزشى قائل نيستند. پس از معطلى فراوان، دو مشكل هم هنگام بازرسى
پيش آمد. نخست، چند بسته آب ميوه كه در كيف دستى آقاى جنتى بود و اصرار داشتند كه
نمى توانيد به هواپيما ببريد. او ناچار شد همه را بين همسفران تقسيم كند و اجباراً توفيق
احسان پيدا كند. دوم اينكه مأمورى كه مسافران را بازرسى بدنى مى كرد، به آقاى عبداللهيان
پيله كرد كه قبايش را از تن درآورده و از دستگاه عبور بدهد. در حالى كه چند لحظه قبل من از
همان محل عبور كردم و همان مأمور مرا بازرسى بدنى كرد. و چنين تقاضاى غير منطقى

 

 

|283|

نكرد اين مسأله براى ايشان گران آمد و حق داشت كه اعتراض كند. قباى يك روحانى به منزله
كُتى است كه ديگران به تن دارند. بالاخره، با اصرار فراوان و هشدارهاى مكرر مسؤولان
كنترل مسافران براى سوار شدن، مبنى بر اينكه هواپيما مى خواهد پرواز كند، سبب شد كه
آقاى عبداللهيان رضايت دهد و قبا را از تن به درآورد، ولى آقاى نوبخت كه از اين برخورد،
به حق عصبانى شده بود، مأمور را وادار كرد كه قبا را بازرسى دستى كند و به دستگاه نسپرد.
متأسفانه هياهوى مبارزه با تروريسم در دنيا يكى از آثارش در فرودگاه ها ظاهر شده،
تروريست هاى بين المللى و دولتى آشكارا به كشتار مسلمانان مشغولند و مأموران بيچاره
فرودگاه تحت تأثير اين هياهو مسافران، به ويژه مسلمانان را آزار و اذيت مى كنند.

بالاخره هواپيماى ما با پنجاه دقيقه تأخير در ساعت 55/9 به پرواز درآمد و حدود چهار
ساعت به طول انجاميد تا به دوحه رسيديم. در طول پرواز مونيتورها روشن و مسافران به
تماشاى فيلم هاى مختلف مشغول بودند. جوانى نپالى در كنارم نشسته بود كه به علت اقامت
دوساله اش در عربستان با زبان عربى آشنا بود، مقدارى با او صحبت كردم. در فرودگاه دوحه
بدون معطلى نماز ظهر و عصر را بجا آورده و براى سوار شدن مهيا شديم. آقاى نوبخت
تلاش كرد تا آقاى صادق پور را مستقيماً از دوحه به مشهد بفرستد، ولى چون بار او از دهلى
به مقصد تهران تحويل داده شده بود، ممكن نشد. ايشان مجبور شد با پرواز ما به تهران آمده و
سپس روانه مشهد شود. 5/1ساعت طول كشيد تا به فرودگاه امام خمينى برسيم. تقريباً نيمى
از صندلى هاى هواپيما خالى بود. وسط پرواز متوجه شديم كه هواپيماى ديگرى زير پايمان
در حال پرواز است. با بعضى از دوستان از اين صحنه عكس گرفتيم. انبوه ابرها در آسمان
شفاف بسيار جالب و دينى بود. ساعت 30/14 به فرودگاه رسيديم.

آقازاده آقاى عبداللهيان براى استقبال به فرودگاه آمده بود، بنده و آقاى جنتى هم همراه
ايشان به قم آمديم. ساعت 5 بعدازظهر به منزل رسيدم. بدين ترتيب سفر نُه روزه ما
به هندوستان به پايان رسيد. در مجموع سفر خوب، مفيد و آموزنده اى بود، امّا مايلم در
پايان اين سفرنامه نكاتى را مطرح كنم، اميد آنكه براى تصميم گيران و دست اندركاران مفيد
فايده باشد.

1. چنين سفرهايى براى ارباب مطبوعات، پژوهشگران و محققان حوزه هاى علوم دينى
و دانشگاه ها بسيار سودمند است و مى تواند با اهداف گوناگونى تدارك گردد و از ثمرات آن
در بخش هاى مختلف استفاده شود. بدون شك سفر به سرزمين هاى ديگر و آشنايى با

 

|284|

فرهنگ هاى گوناگون و گفتگو با مليت هاى مختلف و پيروان اديان ديگر فوائد زيادى دارد.
چه بسا نگاه انسان را به واقعيات زندگى دچار تحول و دگرگونى كند. ساماندهى اينگونه
سفرها براى اهل فكر و فرهنگ كه دل در گرو اعتلاى اسلام و مسلمانان و ايران دارند، مفيد و
در بخش هاى مختلف قابل استفاده است. به سهم خود از دست اندركاران وزارت فرهنگ و
ارشاد اسلامى و وزارت امور خارجه كه زمينهء اين سفر سودمند را فراهم كردند،
تشكرمى كنم.

2. برنامه ريزى دقيق به منظور استفادهء هر چه بهتر لازمهء چنين سفرهاى جمعى است.
عدول از برنامه تنظيم شده، زمينه را براى ناديده گرفتن برنامه سفر از سوى برخى از اعضاى
هيأت فراهم مى كند و سفر را از رسيدن به اهدافش ناكام مى گذارد.

3. رعايت سنخيت در اعضاى چنين هيأتهايى موفقيت آن را مضاعف خواهد كرد.
هرچند در اين سفر بين اعضاى گروه سنخيت نسبى برقرار بود و مشكل چندانى به
چشم نمى خورد.

4 آشنايى با كشورى چون هندوستان با تنوع اديان و مذاهب، كثرت اماكن ديدنى، و
فراوانى مراكز فرهنگى و تاريخى نيازمند وقتى به مراتب بيش از يك هفته است. چنانچه
زمان سفر متناسب با كشور اعزامى باشد، هر چند با توافق اعضاى هيأت و پرداخت بخشى از
هزينه هاى سفر، باز هم استفادهء بهتر و بيشترى نصيب هيأت خواهد شد.

5. هماهنگى با مراكز فرهنگى و پژوهشى كشورهاى مختلف و تبادل محققان و
پژوهشگران كه تنها به هماهنگى هايى نيازمند است، فرصت هاى مناسب مطالعاتى و
پژوهشى را فراهم مى كند. هندوستان از جمله كشورهايى است كه به لحاظ اشتراكات
فراوانش باايران مى تواند طرفِ چنين تبادلى قرار گيرد. خانهء فرهنگ جمهورى اسلامى در
دهلى آمادگى خود را براى چنين برنامه هايى به ويژه با حوزه علميه قم و مراكز پژوهشى و
آموزشى آن اعلام نمود.

تعداد نمایش : 2246 <<بازگشت
 

 فهرست مجلات فصلنامه حکومت اسلامی بصورت فایلهای PDF

 

 

 فهرست کتاب ها 

 

 

درس خارج
«فقه نظام سیاسی اسلام»
استاد: حضرت آیت‌الله محسن اراكی دام‌عزه

         کلیه حقوق برای مرکز تحقیقات علمی دبیرخانه خبرگان مجلس محفوظ است.

صفحه اصلی|اخبار|راهنمای تنظیم و ارسال مقالات|کتاب ها|فصلنامه|درباره ما