صفحه اصلی|اخبار|درس خارج فقه نظام سیاسی اسلام|تماس با ما
منو اصلی
اوقات شرعی
ورود
نام کاربری :   
کلمه عبور :   
عضویت
نظارت بر حکومت و ساز وكارهاي آن در اسلام
نظارت بر حکومت و ساز وكارهاي آن در اسلام تاریخ ثبت : 1390/12/07
طبقه بندي : فصلنامه حکومت اسلامی شماره52 ,
عنوان : نظارت بر حکومت و ساز وكارهاي آن در اسلام
مولف : محمد فلاح سلوكلايي
دریافت فایلpdf :

pdffileبرای دریافت فایل  PDF کلیک نمایید.

متن :
 

حكومت‌ اسلامي‌ / سال‌ چهاردهم، شماره‌ دوم، تابستان 88


  ISLAMIC GOVERNMENT / Vol. 14, No.2, summer 2009

نظارت بر حکومت و ساز وكارهاي آن در اسلام


دريافت‌: 23/6/88  تأييد: 16/9/88

محمد فلاح سلوكلايي *

چکيده

براي مهار قدرت، چاره‌اي جز نظارت بر حاکمان و صاحبان قدرت، وجود ندارد. با بررسي‌ نظام نظارتي در اسلام به اين نتيجه مي‌رسيم که ساز وکارهاي نظارت بر حکومت در اسلام کارامدتر از نظام‌هاي ديگر است؛ زيرا اولاً: اسلام علاوه بر نظارت بيروني، بر نظارت دروني نيز تأکيد ويژه‌اي دارد. ثانياً: ساز وكارهاي نظارتي در اسلام، موجب افزايش ميزان محبوبيت حاكمان مي‌شود و روابط حاكمان و شهروندان را از روابط خشك قانوني به روابط تربيتي - عاطفي، همراه با رعايت موازين قانوني تبديل مي‌كند. ثالثاً: رويکرد ساز وکارهاي نظارتي در اسلام، رساندن فرد و جامعه به سعادت دنيوي و اخروي است؛ زيرا نظام حقوقي اسلام، زيرمجموعة نظام اخلاقي اسلام است. افزون بر همة اينها، نظارت بر حکومت در اسلام از ضمانت‌ اجرايي بسيار قوي و مستحکمي برخوردار است.

واژگان كليدي

نظارت، کنترل، نظارت بيروني، نظارت دروني، حکومت اسلامي، کارامدي حکومت اسلامي


[*] دانشجوي دكتراي حقوق عمومي.

 

|160|
مقدمه

جامعه براي حفظ و بقاي حيات اجتماعي، نيازمند «قانون» است و جامعة انساني به حكم عقل فطري، پايدار نمي‌ماند، مگر با وجود مجري و محوري كه قوانين آن را قوام بخشد.

بعد از تشكيل حكومت، مهم‌ترين بحثي كه مطرح مي‌شود اين است كه حكومتي كه از قدرت برخوردار است، براي اينكه به استبداد و خودكامگي نينجامد، چگونه بايد تنظيم و کنترل شود؟

خداوند متعال دربارة فرعون که نمونة بارز يك حاکم (و انسان) طغيانگر و سوء استفاده‌کنندة از قدرت بود، خطاب به حضرت موسي مي‌فرمايد:

«(اي موسي) به‌سوي فرعون برو كه او طغيان كرده است»(طه(20): 24 و نازعات (79): 18).

از نظر قرآن، عامل تمام بدبختي‌هاي سرزمين پهناور مصر، فرعون است و تا او اصلاح نشود، هيچ كاري از كسي ساخته نيست؛ چرا كه عامل پيشرفت يا عقب‌افتادگي و خوشبختي يا بدبختي يك ملت، قبل از هر چيز، رهبران و سردمداران آن ملت هستند. ازاين‌رو، بايد هدف‏گيري شما قبل از همه به سوي آنها باشد. (مكارم شيرازي و ديگران، 1371، ج13: 208).

همچنين، طبع انسان غالباً به سوي طغيانگري و سوء استفاده از قدرت تمايل دارد؛ به‌ويژه آنكه اين قدرت، قدرت عظيم ناشي از حكومت باشد. به گفتة لُرد آکتن «Lord Acton»: «قدرت فاسد مي‌کند و قدرت مطلق، مطلقاً فاسد مي‌کند»(قاضي شريعت‌پناهي، 176:1375).

تاريخ حکومت‌ها نيز نشان مي‌دهد، اصولاً و بنا به طبع آدمي، چنانچه ابزارهايي جهت مهار قدرت حكومت پيش‌بيني نشود، امكان استبداد و خودرأيي حاكمان، دور از انتظار نيست.

ازاين‌رو، موضوع مهار قدرت و نظارت بر حاکمان از موضوعات مهمي است که مورد توجه انديشمندان قرار داشته و دارد. در واقع بحث در اين است که چه ساز وکارهايي براي مهار قدرت و نظارت بر حاکمان، به‌منظور جلوگيري از قدرت‌طلبي آنان، انديشيده

 

|161|
شده است؟ آيا در نظام سياسي اسلام به اين امر مهم پرداخته شده و ساز وکارهايي براي نظارت بر حاکمان در نظر گرفته شده است؟

در پاسخ بايد گفت كه بحث نظارت بر حکومت در اسلام از اهميت ويژه‌اي برخوردار است. در اين مقاله، اهميت نظارت بر حکومت، ماهيت حقوقي و ساز وکارهاي آن در اسلام مورد بحث و بررسي قرار گرفته است.

تعريف نظارت

نظارت در لغت و اصطلاح، تعاريف گوناگوني دارد. در ادامه به تعريف لغوي و اصطلاحي آن مي‌پردازيم:

1ـ تعريف لغوي

«نظارت»(Inspection) از مادة «نظر» است. در کتاب لسان‌العرب آمده است: «النظر»؛ يعني تأمل‌کردن در چيزي، اندازة چيزي را درنظرداشتن و قياس‌کردن و «الناظر»؛ يعني حافظ و نگهبان و «ناظور الزرع» و... يعني حافظ و نگهبان مزرعه و باغ نخل و ... (ابن منظور، 1996م، ج3: 255 – 258).

در کتاب المنجد، «نظر» به‌معناي مشاهده‌کردن، با دقت نگاه‌کردن، رسيدگي و تفکر‌کردن، داوري‌کردن، محاکمه‌کردن، قياس‌کردن، فرمان‌دادن و نظارت‌کردن آمده است (معلوف، 1992م: 817).

همچنين، «نظارت» به‌معناي «عمل ناظر و مقام او و نيز مراقبت در اجراي امور» آمده است (معين، 1360، ج4: 4746.

مرحوم دهخدا «نظارت» را اين‌گونه معنا كرده است: «مراقبت و در تحت نظر و ديده‏باني‌داشتن كاري، نگراني، ديده‏باني به‌سوي چيزي، مباشرت، نگريستن در چيزي با تأمل، چشم‌انداختن، حكومت‌كردن بين مردم و فيصله‌دادن دعاوي ايشان، ياري‌دادن، مددكردن و نيز به‌معناي چشم، بصر، ديده، فكر، انديشه، تفكر، رويه، دقت، تأمّل، تدبّر، خيال، وهم و اعتراض» (دهخدا، 1373، ج13: 19946).

وي «ناظر» را به‌معناي «نظركننده، نگرنده، نگاه‌كننده، بيننده، شاهد و كنايه از جاسوسي، ديده‏بان و نگاهبان» مطرح نموده است (همان: 19610).

 

|162|
2ـ تعريف اصطلاحي

تا جايي که ما فحص و جست وجو کرديم، تعريفي از نظارت در علم حقوق و علوم سياسي نيافتيم؛ اما اين واژه در علوم ديگري مانند مديريت، تعريف شده است که به‌لحاظ نزديکي آن به حقوق، ما نيز آن تعريف را ذکر مي‌كنيم.

در علم مديريت، نظارت، به‌معناي «ارزيابي عملکرد كاركنان» آمده است و منظور از آن، فرآيندي است كه با آن، كار كاركنان در زمانهاي معيني، به‌طور رسمي مورد بررسي و سنجش قرار مي‌گيرد(سعادت، 1376: 214).

اگر به اين تعريف از نگاه حقوقي توجه شود، مي‌توان اين‌گونه گفت که «نظارت، به مجموعه عملياتي گفته مي‌شود كه طي آن ميزان تطابق عملکرد اشخاص با قوانين و مقررات، سنجيده مي‌شود تا از مطابقت نتايج عملکرد با هدفهاي مطلوب، اطمينان حاصل شود» (ملك افضلي اردكاني، 1382: 22).

بنابراين، نظارت در اصطلاح عبارت است از: كـوشـشـي كـه مدير يـا مـسـؤول در جـهـت يـافتن نقاط قوت و ضعف موجود در يك سازمان در زمينه¬هاي برنامه¬ريزي، مقررات و چگونگي اجراي آنها و يا ارزيابي توان افراد سازمان انجام مي دهد.

ماهيت نظارت

بحث «نظارت» در فقه عمدتاً در باب وقف آمده است و در حقوق نيز جايگاه اصلي آن در حقوق خصوصي و يا مدني مي‌باشد و از آنجا به حقوق اساسي راه يافته است. فقها و حقوقدانان، نظارت را به دو قسم كلي تقسيم مي‏كنند:

1ـ نظارت در حقوق خصوصي

نظارت در حقوق خصوصي که به آن «فقه‌المعاملات» نيز گفته مي‌شود، غالباً استطلاعي يا اطلاعي است و آن نظارتي است كه در آن، ناظر، فقط حق يا وظيفة كسب اطلاع را داشته باشد.

اگر بخواهيم در قانون اساسي جمهوري اسلامي، نهادي را نام ببريم كه طبق قانون، وظيفه‏اش اعمال نظارت‏ استطلاعي باشد، آن نهاد، «سازمان بازرسي كل كشور» است.

در قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران، آمده است: «بر اساس حق نظارت قوة قضائيه نسبت به حسن جريان امور و اجراي صحيح قوانين در دستگاه‌هاي اداري، سازماني به نام

 

|163|
«سازمان بازرسي كل كشور» زير نظر رييس قوة قضائيه تشكيل مي‌گردد. حدود اختيارات و وظايف اين سازمان را قانون تعيين مي‌كند» (قانون اساسي، اصل174).

همچنين بازرسان وزارت آموزش و پرورش كه وظيفه و حق تحقيق و تفحص در امور مدارس را دارند، نظارتشان استطلاعي است. آنان بعد از آنكه نظارت خويش را اعمال كردند، گزارشي تهيه نموده و آن را به مقامات ذي‌صلاح، ارائه مي‏كنند.

در نظارت استطلاعي، ناظر، حق صدور حكم و دستوري را ندارد و در صورت صدور، حكم و دستور او مطاع و لازم‌الاجراء نيست و اَعمال حقوقي بدون اذن و موافقت او نيز اعتبار دارد و ضمانت اجرايي براي اِعمال مستقيم نظر او وجود ندارد.

 2ـ نظارت در حقوق عمومي

نظارت در حقوق عمومي که به آن، «فقه‌النظام» نيز گفته مي‌شود، غالباً استصوابي است و در مقابل نظارت استطلاعي عنوان مي‏شود. «استصواب» در لغت به‌معناي «صواب‏ديد» است (عميد، 1364، ج1: 143).

مقصود از نظارت استصوابي، آن است كه ناظر، افزون بر كسب اطلاع، صواب‏ديد هم بنمايد؛ يعني بتواند حكم و دستور هم صادر كند و در اين صورت حكم او نيز مطاع و نافذ باشد و اَعمال حقوقي بدون اذن و موافقت او، اعتبار نداشته باشد.

 براي مثال، نظارتي كه مدير يك كارخانه يا رييس يك اداره بر عملکرد كاركنان و زيردستان خود اِعمال ‏مي‏كند، از نوع نظارت استصوابي است. به عبارت ديگر، نظارت مدير به كسب اطلاع و احياناً تهيه گزارش از عملکرد كاركنان خويش، محدود نمي‌گردد؛ بلكه نظارت وي، افزون بر اطلاع، ضمانت اجرايي نيز دارد؛ يعني در صورت لزوم، حق صدور دستور را دارد و كاركنان يا كارمندان وي نيز موظف به انجام حكم و دستور او مي‏باشند.

 همان‌گونه كه پيش از اين اشاره شد، بحث نظارت در فقه عمدتاً در باب وقف و در حقوق، در بخش حقوق خصوصي و مدني مطرح شده است. بحث نظارت استصوابي در كتب فقهي، بحثي كاملاً آشناست. به‌‏عنوان نمونه، مرحوم سيدكاظم‏ طباطبايي يزدي در كتاب «‌العروة الوثقي» در بحث نظارت بر وقف، به دو نوع‏ نظارت،‌ استصوابي و استطلاعي اشاره كرده است(طباطبايي يزدي، 1423، ج6 : 344).

 

|164|

 

از آنجا كه قانون مدني ايران، برگرفته از فقه شيعه مي‏باشد، در اين قانون نيز به اين مسأله تصريح شده است:

«واقف مي‌تواند بر متولي، ناظر قرار دهد كه اَعمال متولي به تصويب يا اطلاع او باشد» (قانون مدني، ماده 78).

از مضمون اين ماده درمي‏يابيم كه اين قانون، نظارت استصوابي را نظارتي دانسته است كه در ضمن آن، متولي (مجري) بدون اذن و تصويب ناظر، نتواند كاري را انجام دهد. به عبارت ديگر، ناظر حق ابطال و يا تنفيذ عمل را داشته باشد و در مقابل آن، نظارت استطلاعي را نظارتي دانسته كه در آن، متولي تنها وظيفه دارد اقدامات خود را به اطلاع ناظر برساند و يا ناظر، حق اطلاع‌پيداكردن از اقدامات متولي را داشته‏ باشد.

مسأله مهم ديگر، اصالت‌داشتن نظارت استصوابي در مقام شك است؛ به‌گونه‌اي كه عموم فقها و حقوقدانان معتقدند كه هرگاه واقف در وقف معلوم نكند كه مقصودش كدام‌ يك از اقسام نظارت بوده، اصل بر نظارت استصوابي است.

 نظارت عام تكويني بر انسان

اسلام همواره نسبت به نظارت بر اعمال انسان تأکيد مي‌ورزد. در قرآن و روايات، موارد فراواني وجود دارد که به موضوع نظارت بر افراد انساني مي‌پردازد. در ادامه به برخي از آنها اشاره مي‌‌‌كنيم.

قرآن کريم دربارة نظارت بر تک‌تک افراد انساني مي‌فرمايد: «آيا او (انسان) ندانست كه خداوند (همة اعمالش را) مي‌‏بيند؟!» (علق (96): 14).

توجه به اين واقعيت كه هر كاري را که انسان انجام مي‏دهد، در پيشگاه خدا است و اصولاً تمام عالَم هستي محضر خدا مي‌باشد و چيزي از اعمال و حتي نيات آدمي از او پنهان نيست، مي‏تواند بر برنامة زندگي انسان اثر زيادي بگذارد و او را از بسياري بي‌راهه‌ها باز دارد (مكارم شيرازي و ديگران، 1371، ج 27: 167).

همچنين در آيه‌اي ديگر مي‌فرمايد: «هيچ سخني‌ را انسان تلفظ نمي‌‏كند، مگر اينكه نزد آن فرشتة‌ مراقب و آماده براي‌ انجام مأموريت - و نگاشتن‌- است» (ق (50): 18). در تفسير اين آيه آمده است:

«اين آيه، روي خصوص الفاظ و سخنان انسان تكيه مي‏كند و اين به‌خاطر اهميت فوق‌العاده و نقش مؤثري است كه گفتار در زندگي انسانها دارد، تا آنجا كه گاهي يك

 

|165|
جمله، مسير اجتماعي را به‌سوي خير يا شر تغيير مي‏دهد؛ به‌خاطر اينكه بسياري از مردم، سخنان خود را جزء اعمال خويش نمي‏دانند و خود را در سخن‌گفتن آزاد مي‏بينند، درحالي‌كه مؤثرترين و خطرناكترين اعمال آدمي، همان سخنان او است. عموميت تعبير آيه، نشان مي‏دهد كه تمامي الفاظ و گفتار آدمي ثبت مي‏شود» (مكارم شيرازي و ديگران، 1371، ج22: 250).

ازاين‌رو، انسان دائماً تحت نظارت خداوند و مأموران الهي است و اين يك امر تكويني عام و فراگير است كه از علم و قدرت و حكمت الهي ناشي مي‌شود.

خداوند متعال دربارة نظارت بر پيامبر که هم منصب ابلاغ وحي را داشت و هم حاکم اسلامي بود، فرمود:

«چنانچه او - پيامبر- سخني‌ دروغ (أقاويل) بر ما مي‌‏بست، ما او را با قدرت مي‌‏گرفتيم، سپس رگ قلبش را قطع مي‌‏كرديم! و كسي‌ از شما نمي‌‏توانست مانع شود و از او حمايت كند» (الحاقه (69): 44 – 47).

در تفسير اين آيه گفته شده است: «اقاويل جمع است و منظور از آن در اينجا سخنان دروغين است. تَقَوُّل به‌معناي سخناني است كه انسان از خود ساخته است و حقيقتي ندارد. اگر پيامبر اسلام چنين كاري كند؛ يعني پيامبري كه خدا به او معجزه داده و دلايل حقانيت او را تأييد كرده، از طريق حق منحرف گردد، لحظه‏اي به او مهلت داده نخواهد شد؛ چرا كه ماية گمراهي و ضلالت مردم خواهد بود» (مكارم شيرازي و ديگران، 1371، ج24: 483).

نظارت بر حاکمان

اسلام نسبت به نظارت بر کساني که به‌عنوان حاکم و کارگزار حکومت محسوب مي‌شوند و در رأس امور قرار دارند، تأکيد فراواني دارد.

در اديان و مکاتب الهي هم، مردم حاکمان را تحت نظارت خويش دارند و هم حاکمان با دقت تمام بر زيردستان خويش - در رده‌هاي متوسط مديريتي و سياسي - نظارت دارند.

حضرت سليمان در حكومت بي‌نظير خويش، نظارت بر پرندگان را نيز مد نظر مي‌داشت: «و جوياي [حال] پرندگان شد و گفت: مرا چه شده است كه هدهد را نمي‌بينم؟ يا شايد از غايبان است؟» (نمل (27): 20).

 

|166|

 

همان‌گونه که ملاحظه مي‌شود غيبت يك پرنده از يك جلسه نيز از ديد حضرت سليمان مخفي نمانده است. حضرت امام رضا مي‌فرمايد: «سيرة رسول‌ خدا چنين بود كه هرگاه لشگري را اعزام مي‌كرد و اميري، آنان را فرماندهي مي‌كرد، يكي از افراد مورد اعتماد خود را نيز با آنان همراه مي‌كرد تا خبرها را به‌گونه‌اي پنهاني به آن حضرت برساند» (مجلسي، 1403ق، ج100: 61).

امير مؤمنان نيز با تدبير و سازماندهي گسترده‌اي، همة امور خُرد و كلان گسترة حكومتي خويش را زير نظر مي‌داشت و در يك برنامة وسيع، نظارت و بررسي همه‌جانبه، با اشراف بر اجزاي حكومت، به ادارة كشور مي‌پرداخت. به‌ويژه آنكه ايشان دربارة كارگزاران حكومتي، تلاش و قاطعيت بيشتري به‌كار مي‌برد تا آنان از مدار قانون و حكم خدا خارج نشوند و آن‌گونه كه اسلام طراحي كرده است به ادارة مملكت بپردازند.

شهرها و مناطقي كه در حكومت اميرالمؤمنين توسط هزار نفر از استانداران و فرمانداران امام اداره مي‌شد، امروزه حدود 50 كشور اسلامي است. اين کشورها شامل ليبي و بخش‌هايي از آفريقا تا شوروي سابق و افغانستان و از يمن تا روم مي‌باشد.

در همه‌جا مديران كشور پهناور اسلامي با نظارت مستقيم آن حضرت، حكومت مي‌كردند و اگر كوچك‌ترين خطا يا اشتباهي مرتكب مي‌شدند، توسط نيروهاي اطلاعاتي امام، گزارش شده و فوراً با عكس‌العمل امام مواجه مي‌شدند.

اصل «كنترل و نظارت» در حكومت امام علي در كشور پهناور آن روزگار، آن‌قدر دقيق و صحيح اجرا مي‌شد كه در حكومت آن حضرت، قاضي يك روزه هم وجود داشت؛ چنانكه امام به ابوالأسود دوئلي سمت قضاوت داد، اما پايان همان روزِ نخست، او را از قضاوت عزل كرد. ابوالأسود دوئلي، شب‌هنگام وارد مسجد شد و خطاب به امام علي گفت: «چرا مرا از قضاوت عزل كردي درحالي‌كه نه خيانت كرده‌ام و نه مرتكب جنايتي شده‌ام؟! امام فرمود: به من گزارش دادند چون طرفين دعوي به محكمه مي‌آيند، تو بلندتر از ايشان سخن مي‌گويي و درشتي در گفتار داري» (نوري طبرسي، 1409ق، ج17: 360).

همچنين امام در نامه‌اي به يکي از واليان خود مي‌نويسند:

«حساب کارهايت را براي من بفرست و بدان هر آينه حساب خدا، بالاتر و مهم‌تر از حساب انسانها است» (نهج البلاغه، نامة 40).

 

|167|

 

کنترل، نظارت و حسابرسي در اسلام، آن‌قدر اهميت دارد که از آن، به «تمام دين» تعبير شده است:

«آيا نمي‌داني که هر آينه دين، سرتا سر حساب و محاسبه است؟» (ابن شهر آشوب، 1376ق، ج3: 427).

بنابراين، اصل نظارت بر افراد و حاکمان در اسلام از جايگاه ويژه‌اي برخوردار است. لذا ضروري است كه اين پديدة ميمون، در مديريتِ رهبران الهي، جايگاه خويش را باز يابد و به‌طور گسترده اعمال گردد.

آثار نظارت بر حاكمان

با مطالعه‌اي اجمالي در اين مورد و بررسي جوانب آن به‌نظر مي‌رسد نظارت آثار گوناگوني دارد. در ادامه به برخي از آنها كه در حوزه‌هاي مختلف اداري و سياسي ـ اجتماعي قابل تقسيم‌بندي هستند، اشاره مي‌کنيم:

1ـ آثار نظارت بر حاکمان در حوزة اداري

يکي از آثار نظارت بر حاکمان در حوزة اداري است. اين آثار به شکل‌هاي گوناگوني ظهور مي‌يابد كه عبارتست از:

 1ـ 1ـ تسهيل دستيابي به اهداف

يکي از آثار مهم نظارت، در حوزة اداري، تسهيل در دستيابي به اهداف حکومت است. همان‌گونه که مي‌دانيم، نظارت، عمليات و برنامه را با يکديگر منطبق مي‌کند. به عبارت ديگر، با نظارت، حکومت مي‌تواند برنامه‌هاي خويش را اجرايي نموده و به هدف مورد نظر دست يابد؛ يعني براي اينكه عملکرد کارکنان و کيفيت کار و خدمات بهبود يابند، به نظارت مستمر نيازمند است؛ زيرا با نظارت مستمر و هميشگي، عمليات و برنامه با هم مقايسه شده و نقايص شناسايي گشته و سپس رفع مي‌شوند.

1ـ 2 ـ پيشگيري از موانع دستيابي به اهداف (فساد اداري)

يکي ديگر از آثار نظارت، پيشگيري از فساد اداري و کاهش تخلفات است. نقش اساسي و اصلي نظارت، نقشي پيشگيري‏کننده از تخلف است كه نظارت، اين نقش را

 

|168|
به‌خوبي ايفا مي‌کند و هم در صورت بروز تخلف، با ساز وکارهاي مناسب، به‌سرعت جلوي تخلف را مي‌گيرد و شخص متخلف را مجازات مي‌نمايد.

به‌عنوان مثال، يکي از آثار مهم نظارت، جلوگيري از سوء استفاده‌هاي مالي است. همواره دولتمردان به‌خاطر تماس با امور مالي و نيز ارتباط با افراد ثروتمند و همچنين دراختيارداشتن بيت‌المال، ممکن است وسوسه شده و در بيت‌المال مسلمانان تصرف عدواني نمايند.

اميرالمؤمنين در برخورد با يکي از کارگزارانش، به‌نام ابن ‌هرمه (ناظر بازار اهواز) که خيانتي کرده بود، به رفاعة‌‌ بن ‌شداد ‌بجلي فرماندار خود در اهواز چنين نوشت: «هنگامي كه نامه مرا خواندي، ابن ‌هرمه را از نظارت بازار بركنار دار و او را به مردم معرفي كن و به زندانش افكن و آبرويش را بريز و به همة بخش‌هاي تابع اهواز بنويس كه من اين‌گونه عقوبتي براي او معين كرده‌ام. مبادا در مجازات او غفلت يا كوتاهي كني كه نزد خدا خوار مي‌شوي و من به زشت‌ترين صورت ممكن، تو را از كار بركنار مي‌كنم؛ خدا آن روز را نياورد. چون روز جمعه رسيد، او را از زندان در آور و 35 تازيانه بزن و در بازارها بگردان. هر كس گواهي آورد (كه از او چيزي ستانده است)، او را با گواه قسم ده و مبلغ را از مال ابن ‌هرمه بردار و به صاحب آن بپرداز و دوباره او را - خوار و سرافكنده و بي‌آبرو- به زندان بازگردان و پاهايش را در بند بگذار و تنها براي نماز باز كن. فقط اگر كسي برايش خوراك يا نوشيدني يا پوشاك يا زيراندازي آورد، به او برسان. مگذار ملاقاتي داشته باشد تا مبادا راه پاسخ‌گويي به محاكمه را به او ياد دهند و به آزادشدن از زندان اميدوارش سازند و اگر دانستي كه كسي چيزي (عذري) به او آموخته است كه به مسلماني زياني مي‌رساند، او را نيز تازيانه بزن و زنداني كن تا توبه كند. شب‌ها زنداني‌ها را به فضاي باز بياور تا تفريح كنند، جز ابن ‌هرمه، مگر بترسي كه بميرد؛ در اين صورت او را نيز با ديگران به حياط زندان بياور و اگر ديدي هنوز طاقت تازيانه‌خوردن دارد، پس از30 روز، 35 تازيانه ديگر ـ به‌جز35 تازيانه نخستين ـ به او بزن. براي من بنويس كه دربارة بازار (و نظارت بر آن) چه كردي و پس از اين خائن، چه كسي را براي نظارت برگزيدي. در ضمن، حقوق ابن ‌هرمه خائن را نيز قطع كن» (المغربي، بي‌تا، ج2: 531 – 532).

 

|169|

 

اين برخورد قاطع و آموزنده، از تعاليم جاودان و احكام درخشان اسلام است در مورد پاسداري از حقوق توده‌هاي مردم، كوتاه‌كردن دست مفسدان اقتصادي، جلوگيري از ستم اهل بازار بر مردم، عقوبت ناظران خائن، حمايت از ضعيفان و كم‌در‌آمدها و رد هرگونه مسامحه در كار نظارت بر بازارها تا نسبت به حقوق مردم هيچ‌گونه خيانتي نشود و حقوق انسانهاي ناتوان پايمال نگردد.

2ـ آثار سياسي ـ اجتماعي نظارت

يکي ديگر از آثار نظارت، آثار آن در عرصة سياسي ـ اجتماعي است. هر نظام سياسي‌اي داراي دو رکن مهم مشروعيت و مقبوليت است. هر چند در حکومت‌هاي الهي، مشروعيت نظام سياسي، الهي است؛ اما مقبوليت آن مردمي است؛ يعني اگر نظامي، مشروعيت الهي داشته باشد، اما مقبوليت مردمي نداشته باشد، نمي‌تواند حکومت تشکيل دهد. به عبارت ديگر، شرط تحقق حکومت، مقبوليت مردمي آن است. در تاريخ، نمونه‌هاي فراواني وجود دارد که برخي از انبياي الهي چون مقبوليت مردمي نداشتند، موفق به تشکيل حکومت نشدند. به‌عنوان نمونه، حضرت نوح 950 سال نبوتش طول کشيد، اما قادر به تشکيل حکومت نشد؛ زيرا اقبال مردمي نسبت به دين و فرامين ايشان وجود نداشت (جمعي از نويسندگان، 1386: 76).

يكي از مهمترين شاخص‏هاي عملکرد مسؤولان در زمينة افزايش مقبوليت سياسي - اجتماعي نظام سياسي، نظارت مستمر حاکم اسلامي و مديران بر زيردستان و نيز نظارت مردم بر عملکرد حاکمان و کارگزاران است.

خخطبه‌ها و نامه‌هاي اميرالمؤمنين دربارة رعايت متقابل حقوق حاكمان و مردم، در راستاي افزايش كارامدي حکومت اسلامي و تحقق اهداف آن در جامعه است. امام علي مي‌فرمايد: «و آنگاه كه مردم حق رهبري را ادا كنند و زمامدار، حق مردم را بپردازد، حق در آن جامعه عزّت يابد و راه‏هاي دين، پديدار و نشانه‏هاي عدالت برقرار و سنّت پيامبر پايدار گردد. پس روزگار اصلاح شود و مردم در تداوم حكومت اميدوار و دشمن در آرزوهايش مأيوس مي‏گردد» (نهج البلاغه، خطبة 216).

 بدين‌سان است كه اجراي صحيح قانون، نظارت بر اجراي آن و جلوگيري از سوء استفاده از قدرت، موجب افزايش كارامدي و در نتيجه، مقبوليت نظام اسلامي است. /td>

 

|170|
ابعاد آثار سياسي

آثار نظارت بر عملکرد حاکمان و کارگزاران، در عرصة سياسي در دو بعد داخلي و خارجي قابل بررسي است. نظارت بر حاکمان و کارگزاران در عرصة سياست داخلي، موجب جلب حمايت مردم و اعتماد آنان به حکومت اسلامي، تداوم نظام اسلامي و نيز تحقق اهداف و آرمانهاي نظام اسلامي است. نظارت بر حاکمان و کارگزاران در عرصة سياست خارجي و نظام بين‌الملل، نشانة اقتدار حاکميت نظام خواهد بود.

هر حكومت و دولتي هنگام مواجهه با دشمن، در صورتي كه از مقبوليت و پايگاه اجتماعي قوي مردمي برخوردار باشد، با تكيه بر نيروي مردمي خود تأثيرات زيادي در نظام بين‌الملل خواهد داشت و از تضييع حقوق ملّت خود توسط قدرتهاي جهاني جلوگيري خواهد نمود و حاميان واقعي اين حكومت كه بقاي آن را تضمين‌كنندة منافع مادي و معنوي خويش مي‌دانند از آن پاسداري مي‌كنند.

عكس اين قضيه نيز صادق است؛ يعني هرگاه حكومت‌ها با مردم خويش در ستيز باشند و پايگاه مردمي نداشته باشند، در نهايت براي حفظ خويش از زوال و نابودي، به قدرتهاي خارجي و كساني كه در واقع، دشمن استقلال و عزت ملت‌ها هستند تكيه مي‌كنند. نمونة اين نوع حكومت‌ها در تاريخ و به‌ويژه در تاريخ معاصر فراوان است.

اجراي صحيح و خوب هر قانون، بخشي از درستي، سلامت و ارزش آن به‌شمار مي‌رود. قوانين شايسته در صورتي تأثير مثبت خواهند داشت كه توسط مجرياني شايسته و دلسوز اجرا گردند. در صورتي كه مجريان قوانين، نهادها و سازمانهاي دولتي و كارگزاران دولت به صرف استخدام و با تكيه بر قوانين استخدامي، سعي در كارشكني، كم‌كاري، نخوت‌فروشي و رشوه‌خواري داشته باشند؛ بديهي است كه قانون، قانونگذار و كل نظام را زير سؤال مي‌برند و زمينة دخالت بيگانگان را فراهم مي‌‌كنند. ازاين‌رو، توانمندي و اقتدار حكومت‌ها در گرو تقويت نظارت و كنترل است؛ به‌گونه‌اي كه مي‌توان گفت كه هر جا حكومت مقتدري يافت شود، بي‌ترديد، اقتدارش، ناشي از توجه ويژه به كنترل و نظارت است. پس بدون نظارت و كنترل، فساد به‌وجود مي‌آيد و در نتيجه باعث تزلزل دولت‌ها مي‌شود.

در يك جمع‌بندي مي‌توان گفت كه نظارت، فوايد و مزاياي زير را براي جامعه و حكومت به‌دنبال دارد:

 

|171|

 

1- ميزان سلامت و يا بيماري دستگاه و فعاليت‌ها را مشخص نموده، حاکمان را در جهت رفع بيماري و افزايش ضريب سلامت حکومت، ياري مي‌رساند؛

2- توان واحدهاي مختلف را در انجام کارها بالا مي‌برد. در واقع نظارت بهترين وسيله‌ براي افزايش انگيزش واحدهاي مختلف حکومت است؛

3- مقدار پيشرفت عمليات و فاصلة آن را تا هدف روشن مي‌نمايد. به عبارت ديگر، نظارت مي‌تواند مقياسي باشد تا پيشرفت کارها و ميزان فاصله عمليات انجام‌شده تا رسيدن به هدف مطلوب را روشن سازد؛

4- موجب زدودن بدي‌ها و رشددادن خوبي‏ها مي‌شود (آيين تنبيه و تشويق)؛

5- باعث بهبود ارتباط حسنه بين کارگزاران و کارکنان مي‌شود؛

6- موجب ارتقاي بينش کارگزاران نسبت به مسؤوليتشان مي‌شود تا کارگزاران، مسؤوليت و مديريت خود را طعمه و شکاري به‌چنگ‌آمده ندانند؛

7- باعث دقت و سرعت در کار مي‌شود؛

8- از دست‌اندازي اركان حكومتي به حقوق مردم، جلوگيري کرده، موجب افزايش اعتماد مردم به مسؤولان مي‌‌گردد؛

9- موجب بروز مقتدرانة حاکميت در عرصة بين‌المللي خواهد شد.

تأکيد فراوان اسلام بر موضوع نظارت، به‌دليل همين آثار سازندة ناشي از آن است تا قدرت کساني که در رأس امور قرار دارند همواره مهار گردد.

ساز و کارهاي نظارت

ساز و کارهاي مختلفي براي اعمال نظارت وجود دارد. انديشمندان حقوق، علوم سياسي، مديريت و جامعه‏شناسان براي نظارت، اقسامي ذكر كرده‏اند. در يک تقسيم‌بندي کلي، نظارت به دو قسم نظارت بيروني و نظارت دروني تقسيم مي‌شود كه در اين نوشتار به بحث نظارت بيروني خواهيم پرداخت.

در کتابهاي حقوقي، تعريفي از واژة نظارت بيروني ارائه نشده است، اما از مجموع مطالبي که دربارة نظارت بيروني وجود دارد، مي‌توان آن را چنين تعريف نمود: نظارت بيروني، نظارتي است كه از خارج از وجود فرد، بر وي تحميل مي‏شود.

بر اساس اين تعريف، تمام ساز و کارهاي بيروني و خارج از شخص حاکم و کارگزار که به نظارت بر رفتار وي مي‌پردازند، نظارت بيروني ناميده مي‌شوند.

 

|172|

 

يکي از سنت‌هاي ثابت الهي، نظارت کامل، دقيق و مداوم بر رفتار، اعمال و حتي نيات انسانها و بازرسي و ارزيابي آنهاست.

ببر اساس آيات متعدد قرآن، نظارت بيروني بر اعمال و رفتار انسان، تنها به خداوند متعال ختم نمي‌شود، بلکه علاوه بر ذات مقدس پروردگار، پيامبران و امامان معصوم (نساء(4): 41 – 42)، فرشتگان (ق (50): 17 – 18)، اعضاي بدن انسان (نور(24): 24) و زمين (زلزال (99): 1 – 5) نيز ناظر بر اعمال انسان هستند. ازاين‌رو، به پيامبر مي‌فرمايد: «بگو: عمل كنيد، خدا و پيامبرش و مؤمنان، اعمال شما را خواهند ديد و شما به نزد داناي نهان و آشكار، بازگردانده مي‏شويد و او از اعمالتان، آگاهتان خواهد كرد» (توبه (9): 105).

نظارت و كنترل بيروني، به شيوه‌هاي مختلفي صورت مي‌گيرد. /p>

1ـ نظارت مردم بر سيستم

نظارت، گاهي رسمي و حكومتي است كه از درون حاكميت بر آن صورت مي‌پذيردD D و گاهي غير رسمي؛ يعني نظارتي كه همة افراد جامعه در آن مشاركت مي‏كنند (ترابي، 1341: 123). اين نظارت را نظارت مردمي و عمومي مي‌ناميم. در اسلام، نظارت مردمي بر سيستم، به اشکال مختلف صورت مي‌پذيرد:

1ـ 1ـ نصيحت حاکمان و کارگزاران

يکي از شيوه‌هاي نظارت غير رسمي و عمومي، نصيحت حاکمان است.

نصيحت در لغت به‌معناي خيرخواهي است و در اصطلاح به‌معناي ارشاد به‌سوي مصالح است (ابن منظور، 1996م، ج 2: 616).

بر اساس نگرش اسلامي، يکي از پايه‌هاي مديريت و سياست اجتماع، نصيحت و خيرخواهي متقابل حکومت و مردم است. از آنجا كه مردم داور بي‌طرف و ناقد منصفي هستند، يکي از وظايف امت در راستاي بهبودبخشيدن به مديريت جامعه و حفظ انتظام آن و در مقام ارزيابي اعمال حكومت، نصيحت به ائمة مسلمين است كه يکي از شيوه‌هاي مطلوب و مؤثر براي گوشزدنمودن خطاها و انحرافات و رفع نواقص دولت دانسته شده است.

 

|173|

 

ععبارت «النصيحة لأئمة المسلمين» يك تعبير ريشه‌دار و پرسابقه است كه در روايات متعددي بر آن تأكيد شده است. سرچشمة اين عنوان به سخنراني پيامبر اكرم بر مي‌گردد كه در حجة الوداع و در مسجد خيف مطرح فرمودند و پس از آن، در بيانات ائمه: به‌عنوان يكي از مسؤوليت‌هاي امت اسلامي مورد تأكيد قرار گرفت. محدثان شيعه نيز در جوامع روايي خويش، فصلي را به اين عنوان اختصاص داده‌اند.

اميرالمؤمنين درباره نقش مردم در نصيحت حاکم اسلامي مي‌فرمايد:

«اي مردم! مرا بر شما و شما را بر من حقّي واجب شده است؛ حق شما بر من، آن است كه از خيرخواهي شما دريغ نورزم و بيت‌المال را ميان شما عادلانه تقسيم كنم و شما را آموزش دهم تا بي‌سواد و نادان نباشيد و شما را تربيت كنم تا راه و رسم زندگي را بدانيد. اما حق من بر شما اين است كه به بيعت با من وفادار باشيد و در آشكار و نهان، برايم خيرخواهي كنيد. هرگاه شما را فراخواندم، اجابت نماييد و اگر فرمان دادم، اطاعت كنيد» (نهج البلاغه، خطبة 34).

بر اساس اين بيان علوي، نصيحت و خيرخواهي مردم نسبت به حاكم، حق حاکم است و کوتاهي مردم در اين ‌باره، ظلم به حاکم اسلامي است و از آن جهت که حکومت به خود مردم تعلق دارد و بايد با مشارکت آنها اداره شود، منع از نصيحت و جلوگيري از ابراز آن، تجاوز به حق مردم تلقي مي‌شود.

1ـ 2ـ انتقاد از حاکمان و کارگزاران

يکي ديگر از راه‌هاي اعمال نظارت مردم بر سيستم، انتقاد از حاکمان و کارگزاران است. نقد و انتقاد در لغت به‌معناي جداکردن ناخالص از خالص و سره از ناسره است. چنانچه جوهري، در صحاح مي‌گويد: «نقدت الدراهم و انتقدتها، إذا أخرجت منها الزيف... و ناقدتَ فلاناً، إذا ناقشتَه في‌الأمر» (الجوهري، 1407 (1987م)، ج2: 544). پس درهم‌هاي ناخالص را از مجموعة آن جداکردن، انتقادِ درهم‌هاست و نقد کسي، به‌معناي مناقشه‌کردن با او دربارة چيزي است.

انتقاد و اعتراض در نظام اسلامي، با اينکه از حقوق و آزادي‌هاي شهروندان به‌شمار مي‌آيد، جنبة تکليفي هم دارد. بنابراين، مردم موظف به طرح انتقاد و اعتراض‌ مي‌باشند.

 

|174|

 

حضرت اميرالمؤمنين به‌صراحت خطاب به مردم مي‌فرمايد: «با من آن چنانكه با پادشاهان سركش سخن مي‏گويند، حرف نزنيد و چنانكه از آدمهاي خشمگين، كناره مي‏گيرند، دوري نجوييد. با ظاهرسازي با من رفتار نكنيد و گمان مبريد كه اگر حقّي به من پيشنهاد دهيد بر من گران آيد يا در پي بزرگ‌نشان‌دادن خويشم؛ زيرا كسي كه شنيدن حق يا عرضه‌شدن عدالت بر او مشكل باشد، عمل‌كردن به آن، براي او دشوارتر خواهد بود. پس، از گفتن حق، يا مشورت در عدالت خودداري نكنيد؛ زيرا خود را برتر از آنكه اشتباه كنم و از آن ايمن باشم، نمي‏دانم؛ مگر آنكه خداوند مرا حفظ فرمايد» (نهج البلاغه، خطبة 216).

حال آنكه مي‌دانيم آن حضرت، به دليل عصمت مبرا از خطا مي‌باشد؛ لکن مي‌خواهد با اين سخن، امت را به خرده‌گيري از خويش تشويق نمايد تا اين کار، در تعامل با حاکمان غير معصوم متداول گردد؛ چنانکه خطاب به مالک اشتر مي‌نويسد: «مردم تو را همان‌گونه زير نظر دارند که تو کارگزاران پيش از خود را زير نظر داشتي و همان چيزي را در مورد تو مي‌گويند که تو نسبت به آنان مي‌گفتي... و هرگاه مردم به تو بدگمان شدند، آشکارا عذر خويش را با آنان در ميان بگذار و با اين کار از بدگماني نجاتشان بده که اين کار، رياضتي براي خودسازي تو و مهرباني نسبت به شهروندان است؛ چون عذرخواهي و توضيح در مورد اقدامات و سياست‌هاي حاکم، آنان را به حق وا مي‌دارد» (همان، نامة 53).

در اين‌جا گفتار حضرت، اشاره به يك «قانون طبيعي» در جامعه دارد كه «كردار و هدف‌گيري شخصيت‌ها، چه بخواهند و چه نخواهند به‌وسيلة زبان و قلم نقادان حساب‌گر جامعه، دير يا زود منعكس خواهد گشت. اگر فرعون و فرعون‌صفتان تاريخ مي‌دانستند كه تبهكاري‌هاي آنان، پس از گذشت هزاران سال، چنان بازگو خواهد گشت كه در دوران زندگي آنان به‌وسيلة موسي و موسي‌منشان منعكس مي‌گشت، خودكشي را بر تنفس شرم‌آور در اين دنيا ترجيح مي‌دادند. ولي چه مي‌توان كرد كه انواعي از تخديرها و مستي‌ها، مغز سالم براي آنان باقي نگذاشته است» (جعفري، بي‌تا: 190).

بر اين اساس بود كه امام خميني بارها بر «ضرورت انتقاد» و «نقش مهم دقت و مراقبت مردم بر رفتار مسؤولان» تأكيد مي‌فرمودند: «انتقاد براي ساختن، براي اصلاح امور لازم است» (امام خميني، 1370، ج 14: 236)؛ «انتقادها بايد باشد؛ زيرا تا انتقاد نشود، اصلاح نمي‌شود...چون سرتاپاي انسان عيب است و بايد اين عيب‌ها را انتقاد كرد تا جامعه اصلاح شود» (همان: 259)؛ «آن روزي كه ديدند انحراف در مجلس پيدا شد،

 

|175|
انحراف از حيث قدرت‌طلبي و از حيث مال‌طلبي در كشور، در وزيرها، در رئيس‌جمهور پيدا شد، بايد جلويش را بگيرند. مردم بايد مواظب شما باشند و مواظب همه اينها باشند» (همان، ج16: 30).

ايشان بارها در بيانات خود، از مسؤوليت عمومي همگان در نظام اسلامي سخن به ميان مي‌آوردند: «همة ما مسؤوليم؛ نه مسؤول براي كار خودمان، [بلكه] مسؤول كارهاي ديگران هم هستيم. مسؤوليت من هم گردن شماست. مسؤوليت شما هم گردن من است، اگر من پايم را كج گذاشتم، شما مسؤوليد، اگر نگوييد كه چرا پايت را كج گذاشتي، بايد هجوم كنيد، نهي كنيد كه چرا؟» (همان، ج 8 : 47).

بنابراين، انتقاد، حرکتي است اصلاح‌گرانه، با قصد پالايش و زنگارزدايي و نجات حق از نفوذ باطل در حريم آن، برگرداندن طبيعت شخص و يا امري از آميختگي به ناخالصي و غش، به سوي خلوص و فطرت ناب، حضور مستمر مؤمنان در صحنه و نقد و ارزيابي مستمر نسبت به هم و به‌ويژه از ارکان و عاملان حکومت، در حال صلاح نگه‌داشتن نيک‌فطرتان و پاک‌نهادانِ پندپذير و ساقط‌نمودن يا كنترل و يا بي‌اعتبارساختن سست‌نهادان فرعون‌منش؛ امّا انتقادنكردن بي‌تفاوتي نسبت به امور جامعه و اجتماع و حاكمان، ميدان را براي عناصر بدخواه دين و دنياي مردم و پيروان خط شيطان، خالي نگاه خواهد داشت.

1ـ3ـ امر به‌معروف و نهي‌ از منکر

يکي ديگر از شيوه‌هاي اعمال نظارت غير رسمي، امر به‌معروف و نهي ‌از منکر است. امر به‌معروف و نهي‌ از منکر از احكام ضروري اسلام است كه در نصوص ديني، مورد تأكيد فراوان قرار گرفته است. در فرهنگ اسلامي، همگان نسبت به سعادتمندي ديگران، متعهد شمرده مي‌شوند. ازاين‌رو، وظيفه امر به‌معروف و نهي‌ از منكر بر دوش همه، نهاده شده است. قرآن کريم مي‌فرمايد: «شما بهترين امتي بوديد كه به‌سود انسانها آفريده شده‏اند؛ (چرا كه) امر‌ به‌معروف و نهي ‌از منكر مي‏كنيد و به خدا ايمان داريد و اگر اهل كتاب، (به چنين برنامه و آيين درخشاني) ايمان آورند، براي آنها بهتر است! (ولي تنها) عدة كمي از آنها با ايمانند و بيشتر آنها فاسقند، (و خارج از اطاعت پروردگار) » (آل عمران(3): 110). ‏َ

علامه طباطبايي در تفسير اين آيه مي‌نويسد: «معناي آيه، اين مي‏شود كه شما گروه مسلمانان، بهترين امتي هستيد كه خداي تعالي آن را براي مردم و براي هدايت مردم پديد آورده است؛ چون شما مسلمانان، همگي ايمان به خدا داريد و دو تا از فريضه‏ هاي ديني

 

|176|
خود؛ يعني امر به‌‌معروف و نهي ‌از منكر را انجام مي‏دهيد. معلوم است كه كليت و گستردگي اين شرافت بر امت اسلام، از اين جهت است كه بعضي از افرادش متصف به حقيقت ايمان و قائم به حق امر به‌معروف و نهي ‌از منكرند» (طباطبايي، 1417ق، ج4: 431).

همچنين خداوند متعال در آية ديگري نيز اين اصل مهم اسلامي را گوشزد مي‌نمايد و مردان و زنان با ايمان را متصف به اين صفات مي‌نامد: «مردان و زنان با ايمان، ولي (و يار و ياور) يكديگرند؛ امر به‌معروف و نهي‌ از منكر مي‏كنند؛ نماز را برپا مي‏دارند و زكات را مي‏پردازند و خدا و رسولش را اطاعت مي‏كنند. به‌زودي خدا آنان را مورد رحمت خويش قرار مي‏دهد. خداوند توانا و حكيم است» (توبه (9): 71).

علامه طباطبايي در تفسير اين آيه مي‌نويسد: «بعد از آن تذكر و بيان حال منافقين، اينك حال عامة مؤمنين را بيان مي‏كند و مي‏فرمايد: مردان و زنان با ايمان، اولياي يكديگرند» تا منافقين بدانند كه نقطة مقابل ايشان، مؤمنين هستند كه مردان و زنانشان با همة كثرت و پراكندگي، همه در حكم يك تن واحدند و به همين جهت بعضي از ايشان امور بعضي ديگر را عهده‏دار مي‏شوند و به همين جهت است كه هر كدام، ديگري را به معروف امر مي‏كند و از منكر نهي مي‏نمايد. آري، به‌خاطر ولايت‌داشتن ايشان در امور يكديگر است - آن‌ هم ولايتي كه تا كوچك‌ترين افراد اجتماع راه دارد - كه به خود اجازه مي‏دهند، هر يك، ديگري را به معروف وا داشته و از منكر باز بدارد» (طباطبايي، 1417ق، ج10: 349).

امر به‌معروف و نهي ‌از منکر در روايات نيز از جايگاه ممتازي برخوردار است.

حضرت امام موسي کاظم از حضرت علي نقل فرمود كه پيامبر فرمود: «قومي كه امر به‌معروف و نهي‌ از منكر نكنند، قوم بدي هستند. كساني كه آمران به معروف و ناهيان از منكر را مورد تهمت قرار دهند، بد مردماني هستند. بدند كساني كه براي خداي متعال به عدل قيام نكنند...» (الراوندي، 1377: 153 – 154).

حضرت علي در اين‌باره مي‌فرمايد: «و تمام كارهاي نيكو و جهاد در راه خدا، در برابر امر به‌معروف و نهي‌ از منكر، چونان قطره‏اي در درياي موّاج و پهناور است. امر به‌معروف و نهي ‌از منكر، نه اجلي را نزديك مي‏كند و نه از مقدار روزي مي‏كاهد. از همة اينها برتر، گفتن سخن حق در پيش روي حاكمي ستمكار است» (نهج البلاغه، حكمت 374).

 

|177|

 

از عبارت پاياني اين فراز از سخنان ارزشمند امام علي فهميده مي‌شود که حاکمان در معرض اين نظارت همگاني قرار دارند.

در قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران نيز به اين دو اصل مترقي اسلام، تصريح شده و زواياي امر به‌معروف و نهي‌ از منکر را بيان نموده است (قانون اساسي، اصل 8). بنابراين، امر به‌معروف و نهي ‌از ‌منکر، نوعي نظارت همگاني است که اسلام، تأکيد فراواني نسبت به آن دارد و بي‌توجهي به آن و ميدان‌ندادن براي طرح آن، ممکن است آثار زيانباري براي نظام اسلامي داشته باشد؛ زيرا وقتي انتقاد و امر و نهي مردمي به‌ثمر ننشيند ممكن است راههاي منفي و قهرآميزتر جاي آن را بگيرد كه قطعاً به صلاح ثبات و امنيت نظام اسلامي نخواهد بود.

1ـ4ـ زمينه‌هاي اثربخشي نظارت مردمي بر سيستم

اکنون پس از بيان نظارت مردمي و نيز نقش تعيين‌کننده و مهم مردم در حکومت اسلامي، به زمينه‌هاي لازم براي ايفاي اين نقش مي‌پردازيم:

الف ـ اهتمام حاكمان به استفاده از نظرات صاحب‌نظران

قدرت در نظام اسلامي، همواره به‌صورت اعمال نظر جمعي و بر اساس مشورت است. ازاين‌رو، شورا يکي از مفاهيم بنيادين در فرهنگ اسلامي است که نقش و کارکرد بسيار مؤثر آن در امر حکومت و ادارة جامعه به‌صراحت پذيرفته شده است.

خداوند متعال به پيامبرش دستور مي‌دهد تا با مردم مشورت نمايد: «(اي پيامبر) در کارها با آنان (مردم) مشورت کن» (آل عمران (3): 159).

شورا بارزترين مظهر همکاري براي رسيدن و دستيابي به شناخت حق و يافتن بهترين راه حل مشکلات و مسائل مهم اجتماعي است؛ زيرا در نتيجة تضارب آراء و تعامل افکار و انديشه‌ها که به‌منظور گشودن گره دشواري‌هاي گوناگون جامعه صورت مي‌گيرد، بهترين نظر و صائب‌ترين رأي، برگزيده مي‌شود و در پي آن، صلاح و فلاح جامعه در حد نسبتاً بالايي تأمين مي‌گردد. بنابراين، حاکم اسلامي بايد به سراغ مردم رفته، از درک و شعور اجتماعي آنها استفاده کند و آنان را به ارائة نظراتشان فرا خواند.

سسيرة پيامبر اکرم چنين بوده است که در مواقع حساس و براي تصميمات خطير از مردم نظرخواهي مي‌کرد و گاه در مقام اجرا، نظر آنها را بر نظر خود مقدم مي‌کرده است.

 

|178|

 

حضرت امير نيز اصحاب خود را دعوت به اظهار نظر مي‌کرد و از آنها مي‌خواست که با «نصيحت صادقانه» وي را کمک کنند. «پس مرا، با خيرخواهي خالصانه و سالم از هر گونه شك و ترديد، ياري كنيد» (نهج البلاغه، خطبة 118).

ب ـ رفع موانع ارتباطي ميان مردم و حاكمان

به‌طور طبيعي براي طرح نصيحت نزد حاکم، بايد دسترسي به او امکان‌پذير باشد تا ناصح بتواند بدون مانعي، نزد حاکم حاضر شده، خواسته‌هايش را بيان نمايد. به‌وجودآوردن چنين شرايطي نيز از وظايف زمامدار است.

حضرت علي در اين باره به قثم‌ بن عباس، فرماندار شهر مكّه فرمودند:

«در بامداد و شامگاه در يك مجلس عمومي با مردم بنشين. آنان كه پرسش‏هاي ديني دارند با فتواها آشنايشان بگردان و ناآگاه را آموزش ده و با دانشمندان به گفت وگو بپرداز. جز زبانت چيز ديگري پيام‌رسانت با مردم نباشد و جز چهره‏ات درباني وجود نداشته باشد» (نهج البلاغه، نامة 67).

ج- ايجاد فرصت براي كسب اطلاع و گزارش از وضعيت جامعه

براي آنكه مردم نسبت به انتقاد از حكومت در جهت تداوم و توسعه آن احساس مسؤوليتي داشته باشند، نخست حاكم بايد زمينة آن را فراهم نمايد.

امير مؤمنان علي مي‌فرمايد: «هيچ‌گاه خود را فراوان از مردم پنهان‌ مدار كه پنهان‌بودن رهبران، نمونه‏اي از تنگ‌خويي و كم اطّلاعي در امور جامعه مي‏باشد. نهان‌شدن از رعيّت، زمامداران را از دانستن آنچه بر آنان پوشيده است باز مي‏دارد. پس كار بزرگ، اندك و كار اندك، بزرگ جلوه مي‏كند. زيبا، زشت و زشت، زيبا مي‏نمايد و باطل به لباس حق در مي‌آيد. همانا زمامدار، آنچه را كه مردم از او پوشيده دارند نمي‏داند و حق را نيز نشانه‏اي نباشد تا با آن، راست از دروغ شناخته شود... و تو به هر حال يكي از آن دو نفر مي‏باشي: يا خود را براي جانبازي در راه حق آماده كرده‏اي كه در اين حال، نسبت به حقّ واجبي كه بايد بپردازي يا كار نيكي كه بايد انجام دهي، ترسي نداري! پس چرا خود را پنهان مي‏داري؟ و يا مردي بخيل و تنگ‌نظري كه در اين صورت نيز مردم چون تو را بنگرند، مأيوس شده از درخواست‌كردن بازمانند؛ با اينكه بسياري از نيازمندي‏هاي مردم، رنجي

 

|179|
براي تو نخواهد داشت، كه شكايت از ستم دارند يا خواستار عدالتند يا در خريد و فروش خواهان انصافند...» (همان، نامة 53).

 

در حکومت اميرالمؤمنين، مرکزي احداث شد که مردم براي دادخواهي به آنجا مراجعه مي‌کردند. آن حضرت، خانه‌اي را در مدينه به اين کار اختصاص داد و نام آن را «بيت‌المظالم» نهاد و به مردم دستور داد که شکايات و تظلمات خود را در نامه‌اي بنويسند و در آن بيندازند (شريف القرشي، 1394ق: 418).

ايشان همچنين در نامه‌اي خطاب به فرمانداران و مأموران ماليات که سپاه اسلام از حوزة مأموريت آنان مي‌گذشت، به آنان چنين متذکر شدند: «پس از ياد خدا و درود، همانا من سپاهياني فرستادم كه به خواست خدا بر شما خواهند گذشت و آنچه خدا بر آنان واجب كرده است را به ايشان سفارش كرده‌ام و بر آزارنرساندن به ديگران و پرهيز از هرگونه شرارتي تأكيد كرده‏ام و من نزد شما و هم‌پيمانان شما از آزاررساندن سپاهيان به مردم مبرا هستم (زيرا هم آنان را سفارش نموده‌ام و هم شما را آگاه كرده‌ام)، مگر آنكه گرسنگي، سربازي را ناچار گرداند و براي رفع گرسنگي، چاره‏اي جز آن نداشته باشد. پس كسي را كه دست به ستمكاري زند، كيفر كنيد و دست افراد سبك‌مغز خود را از زيان‌رساندن به لشگريان و زحمت‌دادن آنها، جز در آنچه استثنا كردم، باز داريد. من پشت سر سپاه در حركتم. شكايت‏هاي خود را به من رسانيد و در اموري كه لشگريان بر شما چيره شده‏اند كه قدرت دفع آن را جز با كمك خدا و من نداريد، به من مراجعه كنيد كه با كمك خداوند آن را بر طرف خواهم كرد. ان‌شاء‌الله» (نهج البلاغه، نامة 60).

د ـ ايجاد فضاي آزاد

فضاي مجلس زمامدار، بايد آکنده از صفا و صميميت باشد تا افراد دردمند يا ناصح و منتقد، به‌راحتي مطالب خود را مطرح کنند.

ححضرت امير، خطاب به مالک‌ اشتر فرمود: «و در مجلس عمومي با آنان بنشين و در برابر خدايي كه تو را آفريده است، فروتن باش و سربازان و ياران و نگهبانان خود را از سر راهشان دور كن تا سخنگوي آنان، بدون اضطراب در سخن‌گفتن، با تو گفت وگو كند. من از رسول خدا بارها شنيده‌ام كه مي‏فرمود: ملّتي كه حق ناتوانان را از زورمندان، بي اضطراب و بهانه‏اي باز نستاند، رستگار نخواهد شد...» (همان، نامة 53).

بنابراين، ايجاد فضاي باز بحث و گفت وگو از وظايف حاکم اسلامي است.

 

|180|
ﻫ ـ تحمل و سعة صدر

وقتي که مردم به حضور حاکم راه يافتند و در فضاي صميمي به نصيحت و انتقاد پرداختند، طبيعي است که برخي از شنيده‌ها بر حاکم سنگيني کند و بر ذائقه او تلخ باشد. در اين‌جا حاکم بايد از سرماية «سعه صدر» برخوردار باشد تا قدرت شنيدن حرفهاي مخالف را داشته باشد و تحمل خود را از دست ندهد.

حضرت امير خطاب به مالک اشتر فرمود: «پس، درشتي و سخنان ناهموار آنان را بر خود هموار كن و تنگ‌خويي و خودبزرگ‌بيني را از خود دور ساز» (همان).

وـ جذب خيرخواهان و دفع چاپلوسان

يکي ديگر از مسؤوليت‌هاي حاکم اسلامي اين است که زمينه‌اي فراهم آورد تا پرهيزگاران و راست‌گويان با وي در ارتباط باشند و متملقان و چاپلوسان از او و دستگاه حکومتي کنار زده شوند.

حضرت علي در عهدنامة مالک ‌اشتر مي‌نويسد:

«تا مي‏تواني با پرهيزگاران و راستگويان بپيوند و آنان را چنان پرورش ده كه تو را فراوان نستايند و تو را براي اعمال زشتي كه انجام نداده‏اي تشويق نكنند، كه ستايش بي‏اندازه، خودپسندي مي‏آورد و انسان را به سركشي وا مي‏دارد» (همان).

بنابراين، بر اساس اطلاق آيات و روايات، حاكم اسلامي بايد نصايح را بشنود و به رهنمودهاي نيکو، عمل کند.

اميرالمؤمنين در اين‌باره مي‌فرمايد: «نافرماني از دستور نصيحت‌كنندة مهربان، دانا و با تجربه، ماية حسرت و سرگرداني و سرانجامش پشيماني است» (همان، خطبة 35).

ز ـ اثربخشي قاطع به نظارتها

امام علي در نامه‌اي به زياد بن‌ ابيه (جانشين فرماندار بصره) فرمودند: «به‌راستي به خدا سوگند مي‏خورم، اگر به من گزارش كنند كه در اموال عمومي خيانت كردي؛ كم يا زياد، چنان بر تو سخت گيرم كه كم‌بهره شده، در هزينة عيال، درمانده و خوار و سرگردان شوي» (همان، نامة 20).

 

|181|
2ـ نظارت حاكميت بر سيستم

يکي ديگر از ساز و کارهاي نظارت، نظارت درون‌سيستمي است؛ يعني نظارت حاکم بر کارگزاران و مديران بر زيردستان. اين نوع نظارت نيز به شيوه‌هاي گوناگوني انجام مي‌پذيرد. در ادامه به برخي از آنها اشاره مي‌گردد:

الف ـ نظارت مستقيم و آشکار حاكم بر مسؤولان

نظارت مستقيم و آشکار، آن است که مدير، بدون هيچ‌گونه واسطه‌اي بر کار دستگاه‌ها و نوع فعاليت‌ها ناظر باشد. از ريزترين تا درشت‌ترين مسائل را کنترل کند و شخصاً مراحل گوناگون نظارت را بپيمايد. به بيان ديگر، نظارت مستقيم در موردي است كه فرد، به‌طور مستقيم و بدون واسطه، افراد را از كج‌روي و انحراف باز دارد.

در نظام اداري، مدير توانا كسي است كه بر تمام كارها، نظارت و اشراف داشته باشد. در اسلام، نظارت مستقيم و آشکار بر کارگزاران از جايگاه ويژه‌اي برخوردار است و پيشوايان معصوم، همواره بر اين نوع نظارت تأکيد داشته‌اند.

 حضرت علي علاوه بر اينکه خودشان نظارت مستقيم و آشکاري بر كارگزاران داشتند، همواره دربارة نظارت مستقيم مديران و کارگزاران بر زيردستان تأکيد مي‌ورزيدند. با مطالعة منابع ديني و روايي درمي‌يابيم که تلاش امام در اين ميدان، بسيار گسترده و همراه با دقت، تيزبيني، قاطعيت و جدّيت بود. حضرت، همواره مي‌كوشيد كه همة اجزاي دولت و دست‌اندركاران امور، بر محور حق حركت كنند و از چارچوب حكومت اسلامي خارج نشوند.

اعمال نظارت مستقيم در حکومت اميرالمؤمنين به شيوه‌هاي گوناگوني صورت مي‌گرفت که در ادامه، به برخي از آنها اشاره مي‌شود:

ب ـ نظارت مستقيم در مرکز حکومت

نظارت مستقيم در مركز حكومت و هر جا كه امام شخصاً حضور مي‌داشت، به‌طور طبيعي از سوي آن حضرت انجام مي‌گرفت. ايشان از نزديك بر حسن اجراي امور اشراف كامل داشتند؛ چنانكه امام سه جنگ دوران حكومت خويش را فرماندهي كرد و به‌طور مستقيم بر حسن اجراي نبرد، نظارت دقيق داشت. در خطبة 106 نهج‌البلاغه به چنين نظارتي در جريان نبرد صفين اشاره شده است. همچنين در روايتي مي‌خوانيم:

 

|182|

 

«علي در ميان بازارها عبور مي‌کرد و کساني را که در معامله با مسلمانان کم‌فروشي مي‌کردند يا آنان را فريب مي‌دادند (غش در معامله مي‌کردند) با تازيانه‌اي که در دست داشت، مجازات مي‌کرد. اصبغ مي‌گويد: روزي به حضرت عرض کردم: اي امير مؤمنان! من جاي شما اين کار را انجام مي‌دهم. شما در منزل خود بنشينيد. امام فرمود: اي اصبغ! (با اين سخن) خير مرا نخواستي» (المغربي،‌ بي‌تا، ج2: 538).

اين نمونه و نمونه‌هاي ديگر، همگي حاکي از لزوم مباشرت و نظارت مستقيم شخص حاکم اسلامي در برخي از کارهاي مهم و جاري دولت اسلامي مي‌باشد.

ج ـ نظارت مستقيم به‌وسيلة شبکة بازرسان دولتي

امام براي مجموعة دولت خويش نيز، شبكه بازرسي و كنترل ايجاد كرده بود و بازرسان دولتي، شبانه روز در سراسر ميهن اسلامي به‌طور آشكار به كنترل امور مي‌پرداختند و نتيجة بررسي‌هاي خود را كتبي يا شفاهي به اطلاع امام مي‌رساندند.

كارگزاران نيز به‌خوبي مي‌دانستند كه عملکرد آنان از ديد بازرسان مخفي نمي‌ماند و به‌طور مستمر به مركز گزارش مي‌شود. چنين كاري به تناسب موضوع، حجم و اهميت سوژه، بيشتر به شكل انفرادي و گاهي نيز به‌صورت گروهي انجام مي‌گرفت؛ چنانكه امام به مالك‌‌ بن ‌كعب‌ ارحبي ‌(والي عين‌التمر) مأموريت داد كه با مأموران تحت امر خود، منطقة وسيعي را بازرسي كند: «اما بعد، كسي را به‌جانشيني خويش بگمار و با گروهي از همكارانت به سوي منطقة «كورة السواد» حركت كن و عملكرد كارگزاران را، از دجله و عذيب تا بهقباذات، پرسش و بررسي كن و حساب و كتاب آنها را به‌طور دقيق به انجام رسان. در اين مأموريت كه خدا به تو سپرده است، به فرمان او باش و بدان كه اعمال آدميزاد براي خودش محفوظ است و در ازاي آن پاداش مي‌گيرد. بنابراين، راستي و نيكي را پيشه كن - خدا با ما و شما به‌نيكي رفتار كند! - و در مأموريتي كه به‌ انجام مي‌رساني، راستي و درستي‌ات را به ما نشان بده. والسلام» (محمودي، 1968م، ج5: 25).

د ـ نظارت مستقيم با حسابرسي از مديران

نوع ديگر از نظارت مستقيم و آشكار، حسابرسي و گرفتن گزارش كار از مديران است. اين كار نيز به‌طور مرتب انجام مي‌گرفت و امام از اين طريق بر عملکرد آنان اشراف و اطلاع داشت. اين كار به صورت عمومي و به‌سهولت انجام مي‌شد. چنانچه برخي از

 

|183|
كارگزاران در اين امر سهل‌انگاري مي‌كردند، با واكنش سريع امام مواجه مي‌شدند. نامه امام به يزيد بن ‌قيس ‌ارحبي، گوياي اين حقيقت است: «اما بعد، تو در ارسال اموال مالياتي كوتاهي كرده‌اي. سبب اين كار بر من پوشيده است. چاره‌اي نيست جز اينكه تو را به تقواي الهي سفارش كنم و از اينكه با خيانت به مسلمانان، پاداشت را تباه سازي و جهاد خويش را بر باد دهي، تو را پرهيز مي‌دهم. بنابراين، از خدا پروا كن؛ خويشتن را از آلوده‌شدن به حرام منزه دار. راه بازخواست و نكوهش مرا بر خود ببند. احترام مسلمانان را نگه دار و به پناه‌جويان مملكت اسلامي ستم روا مدار» (همان: 13 – 14).

هم‌چنين به امام گزارش رسيد كه نعمان ‌بن ‌عجلان (والي بحرين) در فرستادن اموال بيت‌المال به مركز كوتاهي ورزيده است؛ گويا قصد خيانت دارد. امام با فرستادن نامه‌اي اين چنين او را توبيخ مي‌كند: «اما بعد، هر كسي امانت را خوار شمارد و ميل به خيانت كند و جان و آيين خود را مهذّب نسازد، خويشتن را در سراي دنيا تباه ساخته است و آنچه را در آن سرا، به‌دست خواهد آورد، تلخ‌تر، بادوام‌تر، سخت‌تر و طولاني‌تر است. ازاين‌رو، از خدا بترس، تو از قبيله شايسته‌اي نسب مي‌بري. پس اين گمان نيكو را در حق خويش پاس بدار» (همان: 16).

امام علي يكي از بازرسان را براي حسابرسي به‌سوي يكي از واليان گسيل نمود، ولي او نسبت به فرستاده امام بي‌حرمتي كرد و اجازه نداد كه مأموريتش را انجام دهد. امام پس از آگاهي از اين موضوع، در نامة شديداللحني به او نوشت: «اما بعد، تو به فرستادة من دشنام داده‌اي و او را رنجانده‌اي. همچنين، به من خبر رسيده است كه تو خود را با انواع عطرها و روغن‌هاي فراوان بخور مي‌دهي و غذاهاي رنگارنگ مي‌خوري؛ بر فراز منبر چونان راستان سخن مي‌راني و چون فرود مي‌آيي، كار اباحي‌گران مي‌كني! اگر تو چنان باشي كه گزارش داده‌اند، خويشتن را باخته‌اي و به دأب و روش من خدشه وارد كرده‌اي... تو هنگامي كه در نعمت‌هاي گردآمده از اشك و آه بيوه‌زن و يتيم غوطه‌وري، چگونه اميد داري كه خداوند پاداش شايستگان عطايت كند؟ تو را چه مي‌شد - مادرت به عزايت بنشيند! - اگر چند صباحي به‌خاطر خدا روزه مي‌گرفتي و اندكي از غذايت را به مستمندان صدقه مي‌دادي كه چنين كاري سيرة پيامبران و سنت صالحان است. خويشتن را اصلاح كن و از گناهت باز گرد و حق خداوند بر خود را ادا نما» (همان: 167).

 

|184|

 

امام علي هم خود شخصاً بر امور جاري كشور پهناور اسلامي، نظارت مستقيم داشت و هم به كارگزاران و مديران توصيه مي‌كرد كه نظارت مستقيم بر كارها داشته باشند. ايشان در چند مورد از عهدنامة مالك‌ اشتر، وي را به اين اصل مهم سفارش نموده است:

«در امور كارمندانت بينديش... . سپس رفتار كارگزاران را بررسي كن... و از همكاران نزديكت سخت مراقبت كن... . سپس در امور نويسندگان و منشيان به‌درستي بينديش... . در كار آنها (بازرگانان) بينديش... و خراج و ماليات را بررسي کن... پس، از احتكار كالا جلوگيري كن...» (نهج البلاغه، نامة 53).

ح ـ نظارت غير مستقيم و غير آشکار

نظارت غيرمستقيم، به نظارتي گفته مي‏شود كه افراد، با واسطه، به نظارت جامعه مي‏پردازند؛ مانند نويسندگان كه با نوشتن مقالات در روزنامه‏ها، از يك سو، مفاهيم اخلاقي را در جهت ممانعت از منكرات در سطح جامعه مطرح مي‏سازند و از سوي ديگر، با بيان خطرات انحرافها و كج‌روي‏ها، منحرفان را به پرهيز از اعمال زشت و ناپسند تشويق مي‏كنند (جاسبي، 1371: 8 – 10).

نظارت غير مستقيم، آن است که مدير از طريق عوامل و دستگاه‌هاي مختلف که به منزلة چشم‌هاي او مي‌باشند، کار نظارت بر سازمان را انجام مي‌دهد. او با يک يا چند واسطه که از هر جهت مورد اعتمادش هستند، گزارشهاي مثبت و منفي را مي‌گيرد و در يک جمع‌بندي کلي، وظايف نظارتي خويش را اعمال مي‌كند.

نظارت غير مستقيم به‌گونه‌هاي مختلفي انجام مي‌پذيرد که به برخي از آنها اشاره مي‌‌كنيم:

1ـ به‌کارگماردن ناظران مخفي

يکي از شيوه‌هاي اعمال نظارت غير مستقيم، استفاده از ناظران مخفي است.

امير مؤمنان چنين نظارتي را براي سلامت دولت و كارگزاران ضروري مي‌دانست و بدين‌منظور به واليان خويش نيز دستور مي‌داد كه چنين نيروهايي را در محدودة حكمراني خويش به‌كار گيرند. ايشان در مورد چنين نظارتي، به مالک اشتر مي‌فرمايد‌:

«در کارهاي کارمندان کوشش کن و چشم‌هايي (مأمورين مخفي) که داراي خصوصيت صداقت و وفاداري هستند را به‌عنوان بازرس بر آنان بگمار؛ چون بازرسي کارهاي آنان


|185|
در پنهاني، وادارشان مي‌کند تا نسبت به امانتداري در برخورد با مردم به‌نرمي رفتار نمايند» (نهج البلاغه، نامة 53).

همان‌گونه كه ملاحظه مي‌شود، هر كسي صلاحيت بازرس‌بودن را دارا نيست، بلكه بازرسان بايد داراي صفات پسنديده‌اي مانند راستگويي، وفاداري و... باشند و آنچه را كه ديده‌اند، گزارش نمايند، نه تحليل‌هاي شخصي خود را.

شبكة اطلاعاتي پنهان در حكومت علوي، به‌طور فعال عمل مي‌كرد و امام در كمترين زمان لازم، همة اطلاعات مفيد را به‌دست مي‌آورد.

امام به قُثم ‌بن ‌عباس مي‌نويسد: «پس از ياد خدا و درود، همانا مأمور اطلاعاتي من در شام (مغرب) به من اطلاع داده است...» (نهج البلاغه، نامه 33).

عبدالرحمان ‌مسيب‌ فزاري، نيروي اطلاعاتي امام در شام بود كه پس از شهادت محمد بن ‌ابي ‌بكر به‌دست نيروهاي معاويه، بلافاصله خود را به مركز رساند و امام را از نزديك در جريان حوادث قرار داد (اميني، 1397ق، ج11: 67).

با توجه به حساسيت بخش بازرسي و با در نظرگرفتن دقت در انتخاب افراد راستگو و با وفا، امام علي به اين حد اكتفا نكرده، به مالك فرمان مي‌دهند كه چند بازرس را مأمور رسيدگي به يك كارگزار قرار دهد، تا در صورتي‌كه همگي آنها خيانت يا فساد را تأييد كردند، حجت بر او تمام شود و بتواند بدون درنگ او را مجازات كند: «و از همكاران نزديكت سخت مراقبت كن و اگر يكي از آنان دست به خيانت زد و گزارش جاسوسان تو هم، آن خيانت را تأييد كرد، به همين مقدار گواهي قناعت كرده، او را با تازيانه كيفر كن و آنچه از اموال كه در اختيار دارد از او بازپس‌گير. سپس او را خوار نموده، خيانتكار بشمار و طوق بدنامي به گردنش بيفكن» (نهج البلاغه، نامه53).

نكتة جالب ديگري كه در سيستم نظارتي اسلام به چشم مي‌خورد، استفاده از پوشش امنيتي است؛ يعني افرادي با پست سازماني آشكار به خدمت مشغول بودند و در نهان، اخبار و اطلاعات لازم را به مركز گزارش مي‌دادند. به‌عنوان نمونه به دو مورد اشاره مي‌كنيم:

ابوالأسود دوئلي مدتي به‌عنوان جانشين ابن‌ عباس (والي بصره) در بصره حضور داشت و امام را در جريان كارهاي ابن ‌عباس قرار مي‌داد. امام در نامه‌اي در پاسخ وي، ضمن قدرداني از زحماتش، يادآوري كرد كه گزارشهايش به‌طور محرمانه محفوظ خواهد ماند و ابن ‌عباس از مكاتبات او باخبر نخواهد شد (محمودي، 1968م، ج5: 324).


|186|

 

همچنين شخصي به نام ابوالكنود مي‌گويد: «من از همكاران ابن‌ عباس بودم. پس از آنكه وي بيت‌المال بصره را تصاحب كرد، به محضر امام شتافتم و او را از اين جريان با خبر ساختم» (همان: 327).

با توجه به نمونه‌هاي فوق مي‌توان گفت كه لازم نيست براي امر نظارت و بازرسي، افرادي را استخدام كرد، بلكه مي‌توان از نيروهاي رسمي حكومت استفاده كرد و مدير يا كارگزار را كنترل نمود.

2ـ توجه به گزارشهاي مردمي و اعتماد به آنان

يکي ديگر از شيوه‌هاي اعمال نظارت غير مستقيم، توجه به گزارشهاي مردمي است. اميرالمؤمنين در زمان تصدي حکومت اسلامي و الهي خويش، به اين امر توجه خاصي داشته‌اند. در حکومت آن حضرت، علاوه بر بازرسي‌هاي دقيق و نظام‌يافته كه توسط نيروهاي رسمي حكومت انجام مي‌گرفت، امام از كانالهاي متعدد ديگري نيز از عملکرد كارگزاران خويش آگاه مي‌شد. مهم‌ترين آنها، ارتباطات قوي مردمي بود. مردم اگر از مسؤولان منطقه‌اي ناراضي بودند يا مشكلات خاصي برايشان بروز مي‌كرد كه به‌دست آنان گشوده نمي‌شد، به‌طور مستقيم، حضوري يا مكاتبه‌اي، با امام تماس مي‌گرفتند و از او مدد مي‌جستند. امام نيز به افكار عمومي و خواست به‌حق مردم، ارزش مي‌نهاد و به آن ترتيب اثر مي‌داد. آن حضرت نه‌تنها حاكمان، واليان و كارگزاران را به رعايت حقوق مردم، فرمان مي‌دادند، بلكه عرصة سياسي‌ - اجتماعي آن روز را پس از بيست‌و‌پنج سال خفقان و خاموشي، به عرصه‌اي زنده و گويا تبديل نمودند و جايگاه واقعي مردم در حكومت را به آنان نماياندند؛ به‌گونه‌اي كه اگر حاكم و مديري به كسي ظلم مي‌كرد و شخص ستمديده، به امام گزارش مي‌نمود، امام بلافاصله آن شخص را مؤاخذه مي‌كردند و حتي در برخي موارد عزل مي‌نمودند.

پس از شهادت امير مؤمنان علي روزي سودة همداني بنت عمارة بن اشتر بر معاويه وارد شد. معاويه گفت: «چطوري اي دختر اشتر؟ گفت: خوبم. معاويه گفت: تويي كه برادرت را با خواندن اشعاري عليه من تهييج مي‌کردي؟! سوده گفت: آري به خدا، مانند مني از حق روي نمي‌گرداند و به‌دروغ عذرخواهي نمي‌كند... . دست از يادآوري امور فراموش‌شده و تكرار گذشته بردار. معاويه گفت: هرگز، هيچ‌گاه آن موقعيت برادرت


|187|
و مصائبي كه از قوم و برادرت ديدم فراموش نخواهد شد...؛ اكنون بگو حاجتت چيست؟ سوده گفت: تو امروز زمامدار اين مردمي و خدا تو را از كار ما و حقوقي كه از ما بر عهدة تو نهاده است، بازخواست خواهد كرد. افرادي هستند كه پيوسته با تكيه به قدرت تو مزاحم ما مي‌شوند و ما را مورد ضرب و جرح قرار مي‌دهند و مانند گندم، درو و چون گاو، لگدمال مي‌كنند و بدترين شكنجه‌ها را به ما مي‌دهند و بهترين اموال ما را چپاول مي‌کنند. همين «بسر بن‌ ارطاة» از سوي تو بر ما وارد شد، مردان مرا كشت و مالم را گرفت و اگر بنا بر فرمانبرداري نبود ما هم از خود دفاع مي‌كرديم. پس او را از ديار ما عزل كن و گرنه به تو خواهيم فهماند! معاويه گفت: آيا مرا به قوم خود تهديد مي‌كني؟ تصميم دارم تو را بر شتر مست و بي‌جهاز سوار كنم و نزد او فرستم تا حكم خود را دربارة تو جاري سازد. سوده سر به زير افكند و گريست، سپس اشعاريD D را سرود. معاويه گفت: اين اشعار در وصف چه کسي است؟ گفت: علي ‌بن ‌أبي‌طالب. معاويه گفت: مگر او با تو چه كرده كه نزد تو اين مقام را يافته است؟ گفت: نزد او رفتم تا از مردي كه براي جمع‌آوري زكات، به سوي ما فرستاده بود شكايت برم؛ زيرا ميان من و آن مرد، گفت ‌وگوي مختصري رخ داده بود. هنگامي رسيدم كه آن حضرت براي نماز برخاسته بود. تا چشمش به من افتاد از نماز روگرداند و رو به من كرد و با مهر و عاطفه فرمود: آيا حاجتي داري؟ داستان را گفتم. آن حضرت گريست، سپس فرمود: خداوندا، تو بر من و آنان شاهدي كه من آنان را به ستم به خلق و ترك حق تو فرمان نداده‌ام. آن‌گاه، قطعة چيزي مانند چرم غلاف شمشير از جيب بيرون آورد و روي آن نوشت: به نام خداوند بخشندة مهربان، همانا شما را دليلي روشن از سوي پروردگارتان آمد. پس پيمانه و ترازو را عادلانه قرار دهيد و از كالاهاي مردم نكاهيد و در زمين به تبهكاري نپوييد كه اين براي شما بهتر است؛ اگر مؤمن باشيد. چون نامة مرا خواندي، مسؤوليتي را كه از سوي ما داري حفظ كن تا كسي بيايد و آن را تحويل بگيرد. والسلام

سوده گفت: اي معاويه! علي آن مأمور را به همين راحتي عزل كرد و حتي آن نامه را مهر و موم نكرد» (مجلسي، 1403ق، ج41: 120).

در اين واقعه، درسهايي است: اولاً: مردم در برابر حكومت، آن‌قدر احساس مسؤوليت مي‌كنند كه حتي كوچك‌ترين ظلم را گزارش مي‌نمايند. ثانياً: مردم بدون هيچ حاجب و مانعي و به‌راحتي با شخص اول حكومت ارتباط برقرار مي‌كنند و مشكلات را با شخص


|188|
او در ميان مي‌گذارند. ثالثاً: حضرت علي نماز را به تأخير مي‌اندازند و به كار ارباب‌ رجوع مي‌پردازند و نمي‌گويند: برو و بعداً مراجعه كن! رابعاً: با خوشرويي، مهرباني و عطوفت با رعيت برخورد مي‌كنند. خامساً: بعد از شنيدن شكايت، فرمان عزل كارگزار را صادر مي‌نمايند. سادساً: آن‌قدر به رعيت اعتماد دارند كه نامه را بدون آنكه مهر و موم شود به دست شاكي مي‌دهند و... .

هم‌چنين امير مؤمنان در نامه‌اي به يکي از کارگزارانش مي‌نويسد: «پس از ياد خدا و درود. از تو خبري رسيده است كه اگر چنان كرده باشي، پروردگار خود را به خشم آورده، امام خود را نافرماني كرده و در امانت خود خيانت نموده‏اي. به من خبر رسيده است كه كشت زمين‌ها را برداشته، آنچه را كه مي‏توانستي گرفته و آنچه در اختيار داشتي به خيانت خورده‏اي. پس هر چه زودتر حساب اموال را براي من بفرست و بدان كه حسابرسي خداوند از حسابرسي مردم سخت‏تر است. با درود» (نهج البلاغه، نامة 40).

امام علي خطاب به عبدالله ‌بن‌ عباس كه فرماندار بصره بود، نوشت: «بدرفتاري تو را با قبيلة «بني تميم» و خشونت با آنها را به من گزارش دادند. همانا «بني تميم»، مرداني نيرومندند كه هرگاه دلاوري از آنها غروب كرد، سلحشور ديگري جاي آن درخشيد و در نبرد، در جاهليّت و اسلام، كسي از آنها پيشي نگرفت... پس مدارا كن اي ابوالعباس! اميد است كه آنچه از دست و زبان تو از خوب و يا بد، جاري مي‏شود، خدا تو را بيامرزد؛ چرا كه من و تو در اين‌گونه از رفتارها شريكيم. سعي كن تا خوش‌بيني من نسبت به شما استوار باشد و نظرم دگرگون نشود» (همان، نامة 18).

در اين نامه، امام علي مي‌فرمايد به من گزارش دادند؛ يعني گزارشگر را مشخص نمي‌كند و احتمال دارد هم شامل عيون مخفي باشد و هم مردم بني‌تميم كه از خشونت عبدالله ‌بن ‌عباس به ستوه آمده بودند. آن حضرت همچنين خطاب به عمر بن ‌ابي‌‌سلمه ‌ارحبي كه در فارس ايران حكومت مي‌كرد، مرقوم فرمودند: «پس از نام خدا و درود، همانا دهقانان مركز فرمانداريت از خشونت و قساوت و تحقيركردن مردم و سنگدلي تو شكايت كردند. من دربارة آنها انديشيدم، نه آنان را شايستة نزديك‌شدن يافتم؛ زيرا مشركند و نه سزاوار قساوت و سنگدلي و بدرفتاري هستند؛ زيرا با ما هم‌پيمانند. پس در رفتار با آنان، نرمي و درشتي را به هم آميز.


|189|
رفتاري توأم با شدت و نرمش داشته باش. اعتدال و ميانه‌روي را در نزديك‌كردن يا دور‌كردن، رعايت كن» (همان، نامة 19).

در اين واقعه، دهقانان نزد آن حضرت شكايت بردند؛ يعني در واقع، تودة مردم از برخورد بد حاكم به حضرت امير گزارش دادند.

همان‌گونه كه مي‌دانيم نظارت اداري و گماشتن عيون براي كنترل مديران و كارگزاران، مشكلاتي را به‌وجود مي‌آورد و بار سنگيني از هزينه را نيز بر عهدة حكومت خواهد گذاشت. افزون بر آن، ممكن است عيون در اثر انحرافاتي، نتوانند واقعيت‌ها را گزارش نمايند. از اين‌رو، بهترين عيوني كه نه بار هزينه‌اي دارند و نه معمولاً از گزارش واقعيات، سر باز مي‌زنند، تودة مردم هستند؛ زيرا اولاً: تودة مردم به‌طور مستقيم با حكومت در ارتباط هستند؛ يعني حاكمان، بر آنان، حكومت مي‌كنند. لذا كنترل آنان از سوي مردم و ارسال گزارشات به مقامات بالا به نفع و مماشات با كارگزاران متخلف، به زيان خودشان است. ثانياً: توجه به گزارش مردمي و اثربخشيدن به آن، موجب احساس مسؤوليت بيشتر در مردم مي‌شود و مردم را به حكومت نزديك‌تر كرده، حس اعتماد آنان را بالا مي‌برد. ثالثاً: مديران و كارگزاران نيز در برخورد با مردم از شيوه‌هاي بهتري بهره مي‌گيرند و همين امر موجب سلامت حكومت خواهد شد.

نتيجه‌گيري

در اين نوشتار سعي شده است كه ضرورت نظارت بر حکومت در اسلام و اهميت آن تبيين گردد و پس از بررسي، روشن شد که اسلام بر نظارت بر حکومت تأکيد فراواني دارد. همچنين ساز و کارهاي نظارت بر حکومت در اسلام مورد بررسي قرار گرفت و بيان شد که در اسلام، هم بر نظارت بيروني و هم بر نظارت دروني تأکيد زيادي شده است. در اين مقاله، تنها ساز و کارهاي نظارت بيروني مورد بررسي قرار گرفت و به برخي از آيات و رواياتي كه دربارة اين موضوع وارد شده‌اند، اشاره گرديد.

نظارت بر حکومت در اسلام به‌خاطر ويژگي‌هايي که دارد، کارآمدتر است؛ زيرا اولاً: اسلام علاوه بر نظارت بيروني بر نظارت دروني نيز تأکيد ويژه‌اي دارد. ثانياً: ساز و كارهاي نظارتي در اسلام، موجب افزايش ميزان محبوبيت حاكمان شده است و روابط حاكمان و شهروندان را از روابطي خشك و قانوني به روابطي تربيتي و عاطفي همراه با


|190|
رعايت موازين قانوني تبديل مي‌كند. ثالثاً: رويکرد ساز و کارهاي نظارتي در اسلام، رساندن فرد و جامعه به سعادت دنيوي و اخروي است؛ زيرا نظام حقوقي اسلام، زيرمجموعة نظام اخلاقي اسلام است.

يادداشت‌ها

. در قانون اساسي جمهوري اسلامي (اصل يکصدوپنجاه‌وششم)، يكي از موارد نظارت استصوابي، مربوط به نظارت قوه ‏قضائيه بر حُسن اجراي قوانين از طريق ديوان‌ عالي کشور ـ و نه از طريق سازمان بازرسي كل كشورـ مي‏باشد. همچنين طبق اصول مختلف قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران، نظارت شوراي نگهبان بر انتخابات مجلس خبرگان رهبري، رياست جمهوري، مجلس شوراي اسلامي و مراجعه به آراي عمومي و همه‌پرسي، نظارت بر مصوبات مجلس، نظارت بر اساسنامه‌هاي دولتي و...، نظارتي استصوابي است.

 . در قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران وظايف و اختيارات مسئوولين نظام اسلامي به‌شرح ذيل آمده است: وظايف و اختيارات رهبر (اصل يكصدودهم): نظارت بر حسن اجراي سياست‌هاي كلي نظام؛ وظايف قوة قضائيه (اصل يكصدوپنجاه‌وششم): نظارت بر حسن اجراي قوانين؛ بر اساس حق نظارت قوة قضائيه نسبت به حسن جريان امور و اجراي صحيح قوانين در دستگاه‌هاي اداري، سازماني به نام «سازمان بازرسي كل كشور» زير نظر رئيس قوه قضائيه تشكيل مي‌گردد (اصل يكصدوهفتادوچهارم).

 . در قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران، براي پيشگيري از سوء استفاده‌هاي مالي حاکم و کارگزاران اسلامي، راهکارهايي پيش‌بيني شده است كه اصول يكصدوچهل‌ودوم‌، پنجاه‌و‌سوم و پنجاه‌وپنجم از آن جمله است.

 . مصاديق اين نظارت را در قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران مي‌توان در اصول پنجاه‌وپنجم، پنجاه‌وهفتم، هفتادوششم، هفتادوهفتم، هشتادوهشتم، هشتادونهم، نودوششم، نودونهم، يكصدودهم و يكصدويازدهم ذكر كرد.

& . مرحوم كليني در كتاب الحجة از «كافي»، اين باب را گشوده است: «باب ما امر النبي بالنصيحة لائمةالمسلمين و اللزوم لجماعتهم».

 . انتقاد، ممکن است براي خيرخواهي باشد که از آن به انتقاد سازنده ياد مي‌شود و در اين معنا با نصيحت به يک معناست و ممکن است به قصد تخريب باشد که در اين‌ صورت خيرخواهانه و براي اصلاح نيست، بلکه براي تخريب طرف مقابل است. انتقاد در اين معنا به‌طور قطع با نصيحت قابل جمع نبوده و منظور ما هم نخواهد بود.

& . وي والي مكه و پسرعموي پيامبر بود. اين نامه در سال 39 هجري كه عوامل معاويه قصد توطئه در شهر مكّه را داشتند، نگاشته شده بود.

 . وي يكي از زنان شاعر عرب و داراي فصاحت و بيان بود كه به‌همراه شوهر، فرزندان و برادرش در جنگ صفين حضور داشت و با خواندن اشعاري شوهر، فرزندان و برادر خويش را


|191| بر عليه معاويه تهييج مي‌کرد.

 . صلي الله علي جسم تضمنه ـ قبر فاصبح فيه العدل مدفوناً ـ قد حالف الحق لاينبغي به بدلاً ـ فصار بالحق و الايمان مقروناً؛ درود خدا بر آن بدني كه قبري آن را در آغوش گرفته كه عدل در آن مدفون شده است. او هم‌سوگند حق بود و جز حق چيزي نمي‌جست و از همين‌رو قرين حق و ايمان بود.

منابع و مآخذ

1. قرآن کريم، ترجمة آية الله ناصر مکارم شيرازي.

2. نهج‌البلاغه، نسخة صبحي صالح، ترجمة محمد دشتي.

3. ابن شهرآشوب، مشيرالدين‌ أبي ‌عبدالله محمد بن‌‌ علي، مناقب آل ابي‌طالب، تصحيح کميته‌اي از اساتيد نجف، نجف‌اشرف، حيدريه، 1376.

4. ابن منظور، لسان العرب، تصحيح امين محمد عبدالوهاب و محمدالصادق العبيدي، بيروت، دار احياءالتراث العربي، 1996م.

5. الجوهري، إسماعيل بن حماد، الصحاح، تاج اللغة و صحاح العربية، تحقيق أحمد عبدالغفورعطار، بيروت، دارالعلم للملايين، چ1، 1407ه‍ - 1987 م.

6. الحر العاملي، محمد بن الحسن، وسائل‌الشيعة، قم، مؤسسة آل‌البيت، 1372.

7. الراوندي، فضل‌الله ‌بن ‌علي ‌الحسني، ضياء الدين أبي‌الرضا، النوادر، تحقيق رضاعلي عسکري، قم، دارالحديث، 1377.

8. الکليني، محمد بن يعقوب، الکافي، تحقيق علي‌اکبر غفاري، تهران، دارالکتب الإسلاميه، 1365.

9. النعمان المغربي، القاضي، دعائم الإسلام، آصف ‌بن علي‌اصغر فيضي، مصر، دارالمعارف، بي‌تا.

10. اميني، عبدالحسين، الغدير، بيروت، دارالكتاب‌العربي،1397.

11. ترابي، علي‏اكبر، مباني جامعه ‏شناسي، تبريز، اقبال، 1341.

12. جاسبي، عبدالله، نظارت سازماني از ديدگاه اسلام، تهران، بي‏نا، 1371.

13. جعفري، محمدتقي، حكمت اصول سياسي اسلام، تهران، بنياد نهج‌البلاغه، بي‌تا.

14. جمعي از نويسندگان زير نظر محمود فتحعلي، درآمدي بر نظام ارزشي و سياسي اسلام، قم، مؤسسه امام خميني، 1386.

15. خميني، سيدروح‌الله (امام)، صحيفة نور، تهران، سازمان مدارک فرهنگي انقلاب اسلامي، 1370.

16. ------------------------ ، ولايت فقيه، تهران، بي نا، 1379.

17. دهخدا، علي‌اکبر، لغت‌نامه، تهران، دانشگاه تهران، 1373.

18. سعادت، اسفنديار، مديريت منابع انساني، تهران، سمت، 1376.

19. شريف القرشي، باقر، حياة الإمام الحسين ‌بن ‌علي، نجف، الآداب، 1394.


|192|

20. شمس‌الدين، محمدمهدي، نظام الحکم و الإدارة في‌الإسلام، بيروت، مؤسسة‌الدولية للدراسات و النشر، 1420.

21. صدوق، محمد بن ‌علي ‌بن الحسين بابويه قمي، الأمالي، قم، مؤسسة البعثه، 1417.

22. طباطبايي يزدي، كاظم، العروة الوثقي - کتاب الوقف - تحقيق مؤسسة النشر الإسلامي، قم، مؤسسة النشر الإسلامي وابسته به جامعه مدرسين، 1423.

23. طباطبايي‌، سيدمحمدحسين، الميزان في تفسير القرآن، بيروت، مؤسسة الأعلمي للمطبوعات، 1417.

24. عميد، حسن، فرهنگ عميد، تهران، اميركبير، 1364.

25. قاضي شريعت‌پناهي، ابوالفضل، بايسته¬هاي حقوق اساسي، تهران، نشر دادگستر، 1375.

26. قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران.

27. قانون مدني جمهوري اسلامي ايران.

28. قيومي اصفهاني، جواد، صحيفة الحسين، قم، مؤسسة النشر الإسلامي، 1374.

29. مجلسي، محمدباقر، بحارالانوار، بيروت، مؤسسة ‌الوفاء، 1403.

30. محمودي، محمدباقر، نهج السعادة في مستدرك نهج‌البلاغه، بيروت، مؤسسة التضامن الفکري، 1968.

31. معلوف، لويس، المنجد في اللغه، بيروت، دارالمشرق، 1992.

32. معين، محمد، فرهنگ فارسي، تهران، چاپخانه سپهر، 1360.

33. مکارم شيرازي، ناصر و ديگران، تفسير نمونه، تهران، دارالکتب الإسلاميه، 1371.

34. ملك افضلي اردكاني، محسن، نظارت و نهادهاي نظارتي، تهران، پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي، 1382.

35. نوري طبرسي، ميرزا حسين، مستدرك‌الوسائل‌و‌مستنبط‌المسائل، بيروت، مؤسسة ‌آل‌البيت ‌لإحياء‌التراث، 1409.


تعداد نمایش : 2356 <<بازگشت
 

 فهرست مجلات فصلنامه حکومت اسلامی بصورت فایلهای PDF

 

 

 فهرست کتاب ها 

 

 

درس خارج
«فقه نظام سیاسی اسلام»
استاد: حضرت آیت‌الله محسن اراكی دام‌عزه

         کلیه حقوق برای مرکز تحقیقات علمی دبیرخانه خبرگان مجلس محفوظ است.

صفحه اصلی|اخبار|راهنمای تنظیم و ارسال مقالات|کتاب ها|فصلنامه|درباره ما