صفحه اصلی|اخبار|درس خارج فقه نظام سیاسی اسلام|تماس با ما
منو اصلی
اوقات شرعی
ورود
نام کاربری :   
کلمه عبور :   
عضویت
مؤلفه‌های سیاست خارجی در گفتمان اصولگرایی عدالتخواه
مؤلفه‌های سیاست خارجی در گفتمان اصولگرایی عدالتخواه تاریخ ثبت : 1390/12/08
طبقه بندي : فصلنامه حکومت اسلامی شماره54 ,
عنوان : مؤلفه‌های سیاست خارجی در گفتمان اصولگرایی عدالتخواه
مولف : بهرام اخوان‌ كاظمي
دریافت فایلpdf :

pdffileبرای دریافت فایل  PDF کلیک نمایید.

متن :
|39|

حكومت‌ اسلامي‌ / سال‌ چهاردهم، شماره‌ چهارم، زمستان 88


  ISLAMIC GOVERNMENT / Vol. 14, No.4, Winter 2010

مؤلفه‌های سیاست خارجی

در گفتمان اصولگرایی عدالتخواه


دريافت‌: 1/12/88  تأييد: 18/1/89

بهرام اخوان‌ كاظمي [*]

چکیده

 

در سالهاي اخير گفتمان «اصولگرايي عدالتخواه» در عرصة سیاست خارجی نمود ویژه و قابل توجهي داشته است. در نوشتار حاضر، نويسنده تلاش نموده است تا بر اساس نظام معنایی گفتمان مزبور و دالهای آن، به شناسایی مؤلفه‌های سیاست خارجی اين گفتمان بپردازد و بر اساس این نظام معنایی و توصیه‌های مقام رهبری، براي رسيدن به اهداف نظام جمهوري اسلامي ايران در دهة چهارم انقلاب اسلامی، دالهای جدید و کارآمدتری را برای گفتمان مزبور و به‌‌ویژه در عرصة سياست خارجی پیشنهاد نماید.

واژگان کلیدی

سیاست خارجی، دیپلماسی،گفتمان اصولگرایی، توحید، عدالت، استکبارستیزی، انقلاب اسلامی، مقام رهبری، دولت نهم و دهم


[*] دانشيار دانشكدة حقوق و علوم سياسي دانشگاه شيراز، .kazemi@shirazu.ac.ir

 

|40|

مقدمه

ظهور «گفتمان اصولگرایی عدالتخواه» در دولت‌های نهم و دهم، دالهای چهارگانه و مهمی همچون «عدالت‌گستري»، «مهرورزي»، «پيشرفت و تعالي مادي و معنوي» و«خدمت‌رساني» را در حوزة مسائل سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی مطرح و بر حول محور دال مركزي؛ يعني ولايت، مفصل‌بندي نموده است.

از سوی دیگر، یکی از مواضع مهم هر نظام سیاسی، تعیین سیاست خارجی مستقل و کارآمد است؛ به‌گونه‌اي که هیچ نظامي بدون برخورداری از یک سیاست خارجی مستحکم و کارساز، توانايي رسيدن به اهداف خود در حیطة سیاست داخلی را نخواهد داشت. به همین دلیل و در راستای تبیینی مدخل‌گونه از جایگاه و مؤلفه‌های سیاست خارجی دولت نهم و دهم، نوشتار حاضر به‌دنبال پاسخ‌گويي به این پرسش است که نظام معنایی گفتمان اصولگرایی عدالتخواه و دالهای آن، چه بازتاب و انعکاسی بر مؤلفه‌های سیاست خارجی دولت نهم و دهم بر جای گذاشته است و آیا می‌توان دالهای بهینه و کامل‌تری را در حوزة سیاست خارجی دولت دهم پیشنهاد داد؟

در مقام پاسخ‌گويي به این سؤال، فرضیة اين تحقیق این‌گونه قابل ارائه است که به نظر می‌رسد که نظام معنایی گفتمان اصولگرایی عدالتخواه و دالهای چهارگانة آن بر مؤلفة‌های سیاست خارجی دولت نهم و دهم واجد تأثیر بوده است؛ اما در عین حال، می‌توان دالهای بهینه و کامل‌تری را در حوزة سیاست خارجی دولت دهم پیشنهاد داد.

اين پژوهش درپي پاسخ‌دادن به سؤال مزبور و آزمودن و اختبار مدعای مذکور است.

ازاين‌رو، ابتدا لازم است که تعريف واضحي از اصطلاح سياست خارجي ارائه گردد:

1- مفهوم سیاست خارجي و ديپلماسي و رويكردهاي مطالعة آن

برخي، سياست خارجي را اين‌گونه تعريف كرده‌اند: «مجموعة خط ‌مشي‌ها، تدابير، روشها و انتخاب مواضعي که يک دولت در برخورد با امور و مسائل خارجي در چارچوب اهداف کلي حاکم بر نظام سياسي اعمال مي‌نمايد». به عبارت ديگر «سياست خارجي، بازتاب اهداف و سياست‌هاي يک دولت در صحنة روابط بين‌الملل و در ارتباط با ساير دولت‌ها، جوامع و سازمانهاي بين‌المللي، نهضت‌ها، افراد بيگانه و حوادث و اتفاقات جهاني است» (محمدی، 1377: 18).

 

|41|

 

به باور برخي ديگر از صاحب‌نظران، «سياست خارجي، عبارت است از خط‌مشي و روشي که دولت در برخورد با امور و مسائل خارج از کشور و براي حفظ حاکميت و دفاع از موجوديت و منافع خود اتخاذ مي‌نمايد» (منصوری، 1365: 11).

ابزار اجراي اين سياست، ديپلماسي است؛ زيرا سياست خارجي، خط‌مشي و برنامة رسيدن به هدفهاي داخلي و خارجي دولت را در عرصة بين‌المللي مشخص مي‌کند و ديپلماسي، طريقه و شيوة اعمال خط‌مشي‌ها و برنامه‌هاي خارجي و کيفيت اجراي آنها را برعهده دارد. در واقع ديپلماسي، روشي براي حل و فصل مسائل مربوط به روابط خارجي دولت به‌وسيلة گفت‌وگو يا هر روش مسالمت‌آميز ديگر است. همچنين اصول و بنيادهاي نظري و شيوه‌ها و راهکارهاي اجرايي، دو بخش اصلي سياستگذاري خارجي هر کشوري را تشکيل مي‌دهد.

امروزه در مطالعة سياست خارجي کشورها از الگوهاي متعددي استفاده مي‌شود؛ به‌عنوان مثال مي‌توان بر مبناي دو الگوي آرمانگرايي يا واقع‌گرايي به طراحي مدل نظري و عملي سياست خارجي پرداخت. همچنين هفت الگوي زير نيز براي مطالعه سياست خارجي قابل پيشنهاد است:

1- الگوي خصوصيات فردي رهبران و تصميم‌گيرندگان

از اين منظر، تأثير خصوصيات و روحيات رواني تصميم‌گيران و رهبران بر سياست خارجي سنجيده مي‌شود.

2- الگوي مسؤوليت

در اين مدل، بيش از آنکه به خصوصيات فکري – عقيدتي سياستگذار توجه شود، به نوع وظايف و مسؤوليت‌هايي که به وي سپرده شده است توجه مي‌شود.

3- الگوي ساخت تشکيلاتي

اين مدل، بيشتر به ساختار و تشکيلات يک دولت و نظام سياسي و روند تصميم‌گيري در آن تشکيلات و اثراتش بر سياست خارجي توجه دارد.

4- الگوي منابع ملي

در اين مدل، عوامل و منابع ملي تأثيرگذار بر سياست خارجي، بررسي مي‌گردد که معمولاً مي‌توان وسعت کشور، موقعيت جغرافيايي، جمعيت، منابع و ثروتهاي طبيعي کشور را در زمرة اين منابع به‌شمار آورد.

5- الگوي سامانة بين‌المللي

 

|42|

 

در اين الگو، تأثير ساخت و نحوة عمل کل سامانة بين‌المللي و قدرتهاي منطقه‌اي و جهاني و فرامرزي بر سياست خارجي ملي، مورد بررسي قرار مي‌گيرد.

6- الگوي ايدئولوژي و نظام عقيدتي

در اين الگو، نظام عقيدتي حاکم بر رهبران و تصميم‌گيرندگان به‌عنوان متغير مستقل و سياست خارجي به‌عنوان متغير وابسته، مورد بحث و کنکاش واقع مي‌شود[1] .

7- الگوی گفتمانی

در الگوی نوپدید مزبور، دالها و عناصر مهم گفتمانی در سیاست خارجی به‌عنوان مبنای تحلیل، انتخاب و مورد استفاده قرار می‌گیرند.

اما الگوي مورد نظر براي مطالعة سياست خارجي جمهوری اسلامی ایران از تیرماه سال 1384 تا کنون، كدام ‌يک از اين مدلها بوده است؟

به يقين بايد پذيرفت که اگر چه در اين مطالعه، نمي‌توان از هيچ يک از اين الگوها چشم پوشيد و تمام آنها در اين حوزة بررسي، قابل ملاحظه هستند، اما مي‌توان الگوي ششم را به‌عنوان تأثيرگذارترين امر در سياست خارجي نظام جمهوری اسلامی به‌حساب آورد. به عبارت ديگر، شريعت توحيدي اسلام، بالاترين جايگاه و محوريت را در عرصة تبيين نظري و عملي سياست خارجي دولت اسلامی دارا مي‌باشد و در حقیقت گفتمانها و نظام معنایی در سیاست داخلی و خارجی دولت‌ها نیز باید بر همین مبنا، شکل گرفته، تحلیل شوند. از سوی دیگر، در این نوشتار تلاش شده است بر اساس رویکرد هفتم مؤلفه‌‌‌های سیاست خارجی در گفتمان اصولگرایی عدالت‌محور در حد توان خود تبیین شود که در حقیقت می‌توان آن را مدخلی در این باب به‌شمار آورد.

2- مفهوم گفتمان

مفهوم «گفتمان»[2] در سالهاي اخير کاربردهاي معنايي متعدد و متفاوتي داشته است که بر حسب رشته‌هاي علمي، مانند: سياست، جامعه‌شناسي، نقد ادبي، زبان‌شناسي و ...، اين معاني فرق مي‌کند. معمولاً مراد از گفتمان، متن، زبان، سخن و يک رويداد ارتباطي و صورت زباني است که بخشي از يک شبکة پيچيدة اجتماعي، سياسي و فرهنگي را تشکيل مي‌دهد و در حقيقت در موقعيت‌هاي مختلف، داراي کارکردهاي متفاوت در اين شبکه است. از سویی، مطالعة گفتمانها و گفتارهاي سياسي و اجتماعي، براي فهم

 

|43|
حدود و نحوة تحولات سياسي، اجتماعي و گستره و ميزان ارتباط اين تحولات و آتيه‌نگري آنها بسيار با اهميت است و به همين خاطر، تحليل گفتماني[3] و نظريات گفتمان، از جايگاه ارزشمند و بايسته‌اي در ميان علوم و روشهاي علمی برخوردار گشته و تقريباً با گذشت زمان بر اهميت اين حوزة مطالعاتي افزوده شده است.

بايد توجه داشت که تحليل گفتماني يا نظرية گفتمان[4] به بررسي نقش اعمال و عقايد اجتماعي معنادار در زندگي سياسي مي‌پردازد (هوارث، 1377: 156). به عبارت دیگر، شيوة تحليل گفتماني با پرداختن روشمند به نظامهاي معنايي و آرايش گفتمانها، تلاش مي‌نمايد تا باورها و انديشه‌هاي مفصل‌بندي شده، منضبط و معنادار را - که در قلمروهاي سياسي، اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي قالب‌ريزي شده، هويت‌يافته و متمايز شده‌اند - مورد شناسايي و ارزيابي قرار دهد و با استفاده از نتایج این روش علمی به بهینه‌سازی این گفتمانها و حیات سیاسی و اجتماعی جوامع مبادرت ورزد[5] .

در طول سالهای پس از انقلاب اسلامی ایران نیز گفتمانهای سیاسی متنوعي مانند گفتمان سازندگی و گفتمان اصلاح‌طلبی بروز و ظهور یافته‌اند که با روی کارآمدن دولت نهم، گفتمانی در جمهوری اسلامی و در این دولت مطرح شد كه با توجه به تأکید آن بر اصول و ارزشهای انقلابی و اسلامی و تأکید ویژه بر موضوع عدالت، می‌توان آن را «گفتمان اصولگرایی عدالتخواه» نامید.

3- پیشینة تحقیق

از مفهوم گفتمان و تحليل‌هاي گفتماني در راستاي تحليل سياست خارجي جمهوري اسلامي نيز استفاده شده است. البته در بخشي از پژوهش‌هاي مربوط به اين زمينه، بدون تمسك به الگو و نظريه‌هاي مرتبط با مطالعات گفتماني، ملاحظات امنيت ملي جمهوري اسلامي - كه برخاسته از اصول، اهداف، آرمانها و شرايط خاص دوره‌هاي حيات جمهوري اسلامي بوده است - تحت عنوان گفتمانهاي عام امنيت ملي مورد بحث واقع شده است. در واقع معاني عام گفتمان، مد نظر قرار گرفته است. به‌عنوان نمونه مي‌توان به کتاب «گفتمانهاي امنيت ملي در جمهوري اسلامي ايران»[6] اشاره كرد كه ملاحظات امنيت ملي جمهوري اسلامي ايران به ترتيب وقوع، در سه گفتمانِ بسط‌محور، حفظ‌محور و رشدمحور، مورد بررسي قرار گرفته است. البته پیش از آن نیز برخي، اين سه گفتمان را به‌عنوان گفتمانهاي حاكم بر سياست‌هاي جمهوري اسلامي

 

|44|
مطرح نموده‌اند.[7] از اين منظر، هدف از گفتمان نخست يا بسط‌محور، گسترش انقلاب و ارزشهاي آن بوده است. به اين معنا كه سياست‌هاي كشور بر اين محور شكل مي‌گرفت كه ساير مستضعفان و مسلمانان با آرمانهاي انقلاب آشنا شوند و اين آرمانها را به‌عنوان يك الگو بپذيرند. اما شرايط داخلي و خارجي كشور مانند ادامة جنگ، موضع‌گيريهاي خصمانة ساير كشورها و وضعيت اقتصادي و اجتماعي كشور، اين گفتمان را تغيير داد و آن را به گفتمان حفظ‌محور، تبديل كرد. در اين زمان، تلاشها و خط‌مشي‌ها معطوف به حفظ نظام و حفظ كشور بود و به همين دليل مي‌توان گفت كه ارجحیت منافع ملي بر آرمانهاي ايدئولوژيك مطرح می‌شد.

از منظر يادشده با پايان جنگ و آغاز دورة سازندگي، مرحلة ديگري بر اساس گفتمان رشدمحور، شروع مي‌شود. در اين مرحله، اصل، توسعه، سازندگي و رشد اقتصادي است و در جهت توانمندي كشور تلاش مي‌شود. البته اين سه مرحله از لحاظ زماني كاملاً از يكديگر قابل تفكيك نيستند؛ زيرا اين گفتمانها نوعاً با يكديگر نزديكي و تداخل داشته و جمهوري اسلامي در همة مراحل در صدد بسط آرمانهاي خود بوده است، اما گاهي بروز مشكلات، اين اولويت را با ساير اولويت‌ها جابه‌جا مي‌كرده است.[8]

يكي از معدود پژوهش‌هايي كه بر اساس تحليل گفتماني و به‌ويژه نظرية گفتماني «لاكلا» و «موفه» به موضوع بررسي سياست خارجي ايران و تحولات گفتماني آن پرداخته است، كتاب «تحول گفتماني در سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران» به قلم سيدجلال دهقاني‌ فيروز‌آبادي است. در اين پژوهش، تعيين و تعريف گفتمانهاي مختلف سياست مزبور و سير تغيير و تحول آنها از طريق توضيح و توصيفِ مركز ثقل، كانون، دقايق و عناصر هر يك از آنها مورد بحث و نظر قرار گرفته است؛ از جمله اينكه در طول حيات جمهوري اسلامي ايران چه گفتمانهايي در سياست خارجي، ظهور كرده و چه تحولات گفتماني‌اي در آنها رخ داده است.

مؤلف بدون قطعي‌خواندن تقسيمات گفتماني خويش با ذكر دوره‌هاي تاريخي پس از انقلاب اسلامي به ترتيب، ظهور گفتمانهاي حاكم بر سياست خارجي را چنين ذكر مي‌كند:

1- گفتمان ملي‌گرايي ليبرال؛

2- گفتمان اسلامگرايي؛

3- گفتمان آرمانگرايي اسلامي؛

4- گفتمان مصلحت‌گرايي اسلامي؛

 

|45|

 

5- گفتمان واقع‌گرايي اسلامي؛

6- گفتمان صلح‌گرايي مردم‌سالار اسلامي (دهقاني‌ فيروزآبادي، 1384: 10).

وی تلاش نموده است تا در ادامة تحليل گفتماني سياست خارجي جمهوري اسلامي در مقالة جديدي[9] سياست‌هاي دولت نهم را نيز بررسي كند. از جمله دستاوردهاي اين مقاله، توجه به تغيير گفتمانهاي مزبور بعد از شروع به كار دولت نهم در مرداد 1384 است؛ به‌گونه‌اي كه گفتمان «عمل‌گرايي فرهنگي» يا« صلح‌گرايي مردم‌سالار» جاي خود را به «اصولگرايي عدالت‌محور» داد. دال مركزي يا متعالي يا نقطة كانوني اين گفتمان، عدالت است؛ به‌طوري كه اصول و دقايق گفتمان اصولگرايي، حول محور اين مفهوم شكل گرفته، معنا مي‌يابند. اگر چه ظهور اين گفتمان، يك گسست گفتماني در سياست خارجي ايران محسوب نمي‌شود، ولي در مفصل‌بندي مفاهيم فرعي و تدوين گزاره‌هاي اشتقاقي، از گفتمانهاي پيش از خود، متمايز و متفاوت است؛ به‌ويژه كه رويكرد و رهيافت آن به نظم و نظام بين‌الملل از ساير خرده‌گفتمانهاي اسلام‌گرايي متمايز است. چيرگي نسبي گفتمان اصولگرايي در سياست خارجي ايران، بیانگر بازگشت به گفتمان آرمان‌گرایی اوایل دهة 1360 است که وجود نوعی چرخة گفتمانی در سیاست خارجی ایران را به‌خوبي نشان مي‌دهد.

به باور وی، غلبه و حاكميت گفتمان اصولگرايي عدالت‌محور، پيامدهاي عملي و رفتاري ملموس و مشهودي نيز در پي داشته است. اتخاذ و پيگيري راهبردي شالوده‌شكن در قبال نظم و نظام بين‌الملل، سياست نگاه به شرق، تقويت همكاريهاي منطقه‌اي و اسلامي، آمريكاي لاتين‌گرايي، استفاده از نمادگرايي (سمبوليسم)، توجه به جنبش عدم تعهد، متنوع‌سازي گفت‌وگوهاي هسته‌اي فراتر از اروپا، حمايت از جنبش‌هاي رهايي‌بخش و مظلومان و مسلمانان، به‌ويژه مردم فلسطين، نمونه‌هايي از تغيير جهت‌گيري سياست خارجي جمهوري اسلامي در دوران حاكميت دولت نهم است. در حقيقت، سياست خارجي ايران در بستر گفتمان اصولگرايي، تهاجمي شده و نسبت به آمريكا و غرب به مرز تقابل رسيده است؛ تقابلي كه در پروندة هسته‌اي ايران كاملاً مشهود است (همان: 93-94).[10]

4- نظام معنايي گفتمان اصولگرايي عدالتخواه

گفتمان دولت نهم را بر اساس تأکید محوری این گفتمان بر موضوع عدالت،

 

|46|
می‌توان گفتمان اصولگرايي عدالتخواه نامید که داراي چهار دال «عدالت‌گستري»، «مهرورزي»، «پيشرفت و تعالي مادي و معنوي» و« خدمت‌رساني» مي‌باشد كه بر حول محور دال مركزي (ولايت)، مفصل‌بندي شده‌اند. در نمودار زیر، دالهای چهارگانه و نظام معنایی گفتمان اصولگرایی عدالتخواه که بر حول دال مرکزی (ولایت) مفصل‌بندی شده‌اند، نشان داده شده است:

مستندات و شواهد دال بر اين آرايش گفتماني را می‌توان در برنامه‌هاي ارائه‌شده از سوی دولت نهم، پیامها، احکام و بيانات رئيس جمهور ملاحظه کرد. دولت نهم، پس از تشکیل، برنامة تفصیلي خود را به شكل مكتوب و مدون ارائه نمود (برنامة دولت نهم، 1384). در اين برنامه، ساختار، آرايش و دالهاي گفتماني این دولت و از جمله عدالت‌گستری، قابل مشاهده است. در مقدمه اين برنامه با تأكيد بر انقلاب اسلامي و ارزشهاي آن، ولايت و رهبري الهي امام خميني1، عامل توفيق اين انقلاب و ماية تمدن‌سازي آن به‌شمار آمده و با تأكيد بر اصولگرايي انقلابي، دالهاي چهارگانة عدالت‌گستري، مهرورزي ،پيشرفت و تعالي مادي و معنوي و خدمت‌رساني، مورد اشاره قرار گرفته است. در بخش‌هايي از اين مقدمه چنين آمده است: «... هم اينك ايران اسلامي به آرامي در اين سوي، رخ مي‌نمايد تا بر نظام سلطة جهاني، خط بطلان بكشد و نور عدالت و معنويت را بپراكند... . ما توسعه به‌معناي تقليدي و شايد تحميلي

 

|47|
آن را شجاعانه بايگاني مي‌كنيم. آنچه بالندگي، شكوفايي و در عين حال سرآمدي جامعه ما را تضمين مي‌كند، تنها تعبير قرآني «تعالي» است كه در ساية حكمت، بصيرت، عدالت و حكومت مبتني بر اسلام ناب محمدي(ص) فراچنگ مي‌آيد و غايت آن سرآمدي موعود است ... اين سرآمدي، حق مسلم ملت ما است؛ زيرا ملتي كه صراط مستقيم را به بهاي خون هزاران شقايق گلگون‌كفن طي مي‌كند، با دل‌مردگي و سستي ميانه‌اي ندارد؛ او تفرقه‌ها را به وحدت مي‌رساند؛ بركت را به سفره‌ها مي‌آورد؛ نشاط را همگاني مي‌كند و رداي عدالت و عزت و محبت مي‌پوشد.

... دولت نهم بر مبناي عقلانيت ديني و در راستاي تعهد به اصول و ارزشهاي اسلامي و نوگرايي در روشها، همچنين با به‌كارگيري علوم و فنون براي تحقق كارآمدي نظام اسلامي، سعي خواهد نمود كه شعار خدمت‌رساني به مردم را تجلي بخشد» (برنامة دولت نهم، 1384: 7-9).

در برنامة مزبور، در بخش راهبردهاي كلان دولت نهم، در ذيل عنوان« ارزشها»، موارد كسب رضاي الهي از طريق عدالت‌گستري، مهرورزي ،خدمت به بندگان خدا و پيشرفت و تعالي مادي و معنوي كشور آمده است. همچنين توسعة عدالت‌محور، اقامة قسط توأم با مهرورزي، خدمت و تعالي و پيشرفت به‌عنوان زيرمجموعة هدف بنيادين اين راهبردهاي كلان ذكر شده است (همان: 11). در همين برنامه در بخش رؤوس برنامه‌هاي دولت نهم، دالهاي چهارگانة مزبور در ذيل عناوين «ارزشها» و «هدف بنيادين» مجدداً تكرار گرديده‌اند (همان: 45).

نكتة قابل توجه اينكه در اكثر احكام انتصابات صادره از سوي رئيس جمهور، اشاره به دالها يا شعارهاي چهارگانه دولت نهم، وجود دارد و در بخش انتهايي اين احكام، رئيس جمهور چنين آورده است: «اميد فراوان دارم كه در عين هماهنگي و همكاري با هيأت وزيران و انجام وظايف قانوني خويش در تحقق كامل برنامه‌هاي چهارگانه دولت، شامل عدالت‌گستري، مهرورزي، خدمت به بندگان خدا و پيشرفت و تعالي مادي و معنوي كشور توفيق يابيد». [11]

همچنين رئيس جمهور در پيامهاي مكتوب خود، همواره به شعارهاي چهارگانه دولت اشاره نموده است (احمدي‌نژاد، 11/10/1386) و در راستای ترویج این گفتمان و دالهای آن در طول 4 سال دولت نهم؛ یعنی سالهای 84 تا 87، با افتتاح سال تحصيلي، سؤال خود را از دانش‌آموزان، پيرامون شعارهاي چهارگانة دولت نهم مطرح

 

|48|
نموده است. وي در پيام دوم مهر خود به دانش‌آموزان آورده است: «و اما پرسش امسال؛ طي سه سال، سه پرسش مطرح شد؛ پرسش اول، دربارة عدالت، پرسش دوم، دربارة مهرورزي و پرسش سوم، دربارة پيشرفت و تعالي همه‌جانبة كشور و امروز دربارة خدمتگزاري است» (احمدي‌نژاد، 2/7/1387).

همچنين رئيس جمهور با اشاره به ابلاغ سياست‌هاي كلي برنامة پنجم توسعه از سوي رهبر معظم انقلاب اسلامي تصريح مي‌كند كه سياست‌هاي ابلاغي از سوي ايشان، خط شاخص و راهنمايي روشن براي يك برنامه‌ريزي ايراني و اسلامي خواهد بود. وي با اعلام پايبندي به فرامين مقام معظم رهبري، اظهار اميدواري كرد كه «اين دستورالعمل در بخش‌هاي مختلف تدوين برنامة پنجم، مورد توجه قرار گرفته و تلاش بي‌وقفه براي اجرايي‌شدن آن به عمل آيد» (احمدي‌نژاد، 25/10/1387).

وی تشخيص درست مسير حركت و ايستادگي بر اصول را ضامن تعالي و پیشرفت سريع كشور مي‌داند و معتقد است: «خط ايستادگي بر اصول، آموزة اصلي امام راحل(ره) و رمز پيروزي و بقاي انقلاب اسلامي و حاصل فداكاري ملت است و ايستادگي بر اصول با تمام مشكلات و مانع‌تراشي‌ها موجب افتخار همة ما و لازمة ادامه راه امام خميني(ره) و تبعيت از رهبري معظم انقلاب است» (احمدي‌نژاد، 5/12/1385).

او تأکید دارد که «حاكميت اسلام در ساية ولايت فقيه به‌عنوان حلقة اتصال با امام عصر(عجل الله تعالي فرجه الشريف) در ايران اسلامي برپا شده است و بايد دست در دست هم براي برپايي عدالت در داخل و نيز در عرصة جهاني حركت كنيم» (احمدي‌نژاد، 8/8/1387).

رئیس جمهور با تأکید بر ضرورت حفظ دستاوردهاي انقلاب، وظيفة دولت نهم را تحقق عهد خويش با ملت در اجراي شعارهاي چهارگانه با زعامت رهبري انقلاب مي‌داند: «دنيا بايد بداند كه ايران با تمام توان، حافظ دستاوردهاي انقلاب عظيم خود خواهد بود. امروز به لطف خداوند، رهبري عزيز انقلاب اسلامي با صلابت، پرچم عزت ملت ايران را به دوش مي‌كشند و ملت نيز با آگاهي و بيداري و با اشتياق و متحد، پشت سر ايشان است ... دولت خدمتگزار در عهدي كه با شما ملت بسته است، استوار و پايدار است كه اين عهد، همان عدالت‌گستري، مهرورزي و تلاش براي پيشرفت مادي و معنوي كشور و دفاع از آرمانها و حفظ عزت و شكوه ملت ايران است» (احمدي‌نژاد، 22/11/1385).

 

|49|

 

5- بازتاب گفتمان اصولگرایی عدالتخواه در سیاست خارجی

دالهای گفتمان اصولگرایی عدالتخواه، تنها دارای نمود و محوریت در حوزة سیاست داخلی نیست، بلکه الزاماً می‌بایستی دارای انعکاس و منشأ اثر در سیاست خارجی هم باشد. به همین دلیل، ملاحظه می‌شود که برخي از دالهاي چهارگانة گفتمان اصولگرايي عدالتخواه، توسط دولت نهم و دهم در حوزة سياست خارجي نيز به‌كار رفته است. به‌عنوان مثال، رئیس جمهور «عدالت، مهرورزي، دوستي و برادري، حفظ كرامت انساني و توجه به اخلاق و معنويت» را از اصول سياست خارجي دولت نهم بر شمرده است (احمدي‌نژاد، 21/5/1387).

البته برخی اين اصول را به ‌شكل دیگری نيز تفسير كرده‌اند. مثلاً حميد مولانا از مشاورين رياست جمهوري در اين باره مي‌نويسد: «نوانديشي فضيلت‌محور و حكمت‌ آميز، عدالتخواهي و توحيدگرايي، سه محوري است كه دكتر احمدي نژاد بر آن تكيه دارد. سه‌گانه‌اي كه مي‌توان آن را جزئي از نظرية انقلاب نوين عمومي در عالم كنوني هم به‌شمار آورد»[12] (زارعی ،1387: 22-23).

به این نکته نيز باید توجه داشت که گفتمان دولت نهم و دهم در حوزة سياست خارجي،[13] داراي رويكردهاي عميق جهاني و منظرهاي جهان‌وطنانه است و حركت و بسترسازي براي حكومت جهاني حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) از اهداف عالي اين دولت به‌شمار مي‌آيد؛ به‌گونه‌اي كه بارها مورد تصريح شخص رئيس جمهور و ساير دولتمردان قرار گرفته است. به‌عنوان نمونه، رئيس جمهور معتقد است: «بدون ترديد، دست مديريت حضرت ولي عصر(عجل الله تعالي فرجه الشريف)، همواره پشت سر انقلاب اسلامي است. انسجام اسلامي، جز با دعوت به امام حق، امكانپذير نيست و همة بشريت را مي‌توان با دعوت به امام عصر(عجل الله تعالي فرجه الشريف)، متحد و منسجم كرد. جهانيان از اوضاع حاكم بر جهان امروز ناراضي و خواستار برچيده‌شدن ظلم، جنايت و برپايي عدالت هستند. با تأكيد بر نقاط مشترك در دنيا مي‌توان به وحدت و همدلي دست يافت و بددلي و كينه‌ورزيها را از بين برد... (احمدي‌نژاد، 15/12/1386). آنچه مطلوب ما است تحقق حكومت جهاني و پيشبرد سياست‌هاي مقطعي و موضعي به‌مثابة تكميل فرآيند اين حكومت جهاني است» (احمدي‌نژاد، 21/5/1387).

وی در همين راستا ابراز مي‌دارد: «تلاش براي تسريع در آباداني كشور و آماده‌شدن براي ادارة جهان و فراهم‌كردن شرايط تعالي انسانها از مهمترين مأموريت‌هاي بسيج

 

|50|
است. فرهنگ انقلاب اسلامي و بسيج، مبتني بر آموزه‌هاي اسلام ناب محمدي(ص)، تنها راه نجات و سعادت بشريت است و با توجه به بن‌بست دنياي مادي در عرصه‌هاي مختلف نظري، فرهنگي و اقتصادي، مي‌توانيم راه حل‌هاي صحيح براي ادارة درست جهان را به سرعت در اختيار بشريت قرار دهيم» (احمدي‌نژاد، 5/9/1387).

1-5- سیاست خارجی گفتمان اصولگرایی از منظر مقام معظم رهبري

گفتمان اصولگرايي عدالتخواه و دالهاي مهم و چهارگانة آن، همواره مورد تأييد ويژة مقام معظم رهبري قرار گرفته است. به‌عنوان نمونه، ایشان با ذكر خصوصيات ارزشي و انقلابي دولت نهم، برخورداري از اين ويژگي‌ها را علت قدرداني افزون‌تر خود از اين دولت اعلام نموده‌اند (آيةالله خامنه‌اي، 2/6/1387). رهبر انقلاب، ضمن تأكيد برگفتمانهاي سياسي و اجتماعي دولت نهم و دهم و بيان امتيازات و ويژگي‌هاي آن، توصيه‌هايي نيز به اين دولت داشته و نقاط ضعف آن را يادآور شده‌اند (اخوان كاظمي، 1388، ش 138: 13-33). در همین راستا، سیاست خارجی گفتمان اصولگرايي دولت نهم و دهم از منظر مقام معظم رهبري نیز مورد تأیید قرار گرفته است. با تفحص در بیانات چند سال گذشته ایشان، می‌توان موارد زیر را از منظرمعظم‌له به‌عنوان امتیازات و بایسته‌های سیاست خارجی «گفتمان اصولگرايي عدالتخواه» به حساب آورد:

اول- ايمان و هويت اسلامي و انقلابي و پايبندي به آن و تلاش در جهت برجسته و شفاف‌سازي هويت اسلامي در جهان اسلام؛

دوم- حفظ استقلال سياسي (آيةالله خامنه‌اي، 29/3/1385)؛

سوم- پايبندي به اصول و ارزشهاي انقلاب اسلامي؛ چه در قول و چه در عمل و حاكم‌نمودن فضاي اصولگرايي و ارزشهاي انقلابي؛

چهارم- عدم انفعال در برابر زياده‌خواهي استكبار و ايستادگي عزتمندانه در مقابل آن (آيةالله خامنه‌اي، 4/6/1386)؛

پنجم- انطباق شعار و گفتمان كلي دولت نهم با شعار و گفتمان امام و شعارها و گفتمانهاي انقلاب (آيةالله خامنه‌اي، 2/6/1387)؛

ششم- عدالتخواهي؛

هفتم- استكبارستيزي؛

هشتم- اعادة عزت ملي و ترك انفعال در مقابل سلطه و تجاوز و زیاده‌طلبي مستكبران؛

 

|51|

 

نهم- مقابله با زورگويي، تحميل و افزون‌طلبي قدرتهاي زورگو که يكي از مظاهر آن پافشاري بر برخورداري از فناوري هسته‌اي است؛

دهم- برخورداري از روحية تهاجم در مقابله با زورگويان بين‌المللي (همان).

مقام معظم رهبري، از رياست دولت نهم، به‌عنوان رئيس جمهور انقلابي، متعهد، كارآمد، فعال و شجاع ياد نموده و ضمن تقدير از شجاعت ، جسارت و جرأت ايشان - چه در عرصة داخلی و چه در عرصة خارجی - ادامة حيات جمهوري اسلامي را وابسته به جرأت، جسارت و احساس توانايي و قدرت مديران و مسؤولان آن - نسبت به توان خود و مردم - مي‌دانند و روي كارآمدن «شاه سلطان حسين‌هاي ضعيف» را مساوي با اتمام كار نظام جمهوري اسلامي به حساب مي‌آورند (آيةالله خامنه‌اي، 24/9/1387).

2-5- پیشنهاد نظام معنایی جهت سیاست خارجی دولت دهم

با توجه به ارزیابی گفتمانهای مهم نظام جمهوری اسلامی و حمایت‌هاي رهبر انقلاب از گفتمان اصولگرایی عدالتخواه دولت نهم و دهم و با توجه توصیه‌های ایشان و صاحب‌نظران، نظام معنایی زیر در شروع دهة چهارم انقلاب اسلامی قابل پیشنهاد است:

بنا بر نمودار فوق، دالهای شش‌گانة عدالت، خدمت‌رسانی، علم‌گرایی و علم‌محوری، دین‌سالاری مردمی، استقلال و پیشرفت و تعالی مادی و معنوی بر حول

 

|52|
محور دال مرکزی (ولایت) مفصل‌بندی شده‌اند. دال مرکزی (ولایت) در حقیقت، دینی‌بودن و خدامداری این گفتمان و نظام سیاسی جمهوری اسلامی را نشان می‌دهد. همچنان ‌که برای جلوگیری از هرگونه شبهة تأویل مردم‌سالاری دینی به دموکراسی غربی از دال و اصطلاح صحیح‌تر؛ يعني (دین‌سالاری مردمی)[14] استفاده شده است.

از سوی دیگر، در حوزة سیاست خارجی دولت دهم و گفتمان اصولگرایی عدالتخواه - و در ذیل مفصل‌بندی پیش گفته- این آرایش و مفصل‌بندی گفتمانی قابل پیشنهاد است:

در این نمودار، به دلیل مُوَحِدبودن بخش اعظمی از دولت‌ها و ملت‌های موجود عالم و تکلیف مستمرِ دعوت توحیدی و جهان‌شمول اسلام، «توحید» به‌عنوان دال مرکزی انتخاب گردیده است؛ زیرا توحيد، مهم‌ترين مبنای سياست خارجي دولت اسلامي است و محور اصلي ديپلماسي در اسلام را تشکيل مي‌دهد. اعتقاد به يگانگي خدا زيربنا و اساس همة اديان آسماني بوده و تمام شؤون آن؛ اعم از عقايد، احکام و اخلاق بر آن استوار است. به همین دليل، مبناي قرآن کريم، دعوت به خداي يگانه بوده و تنها گناهي که قابل آمرزش نيست، شرک به خداست (نساء(4): 48).

 

|53|

 

از طرفی، دال عدالت، بیانگر عدالتخواهی و مساوات‌طلبی و نفی هرگونه تبعیض در تمام مناسبات بین‌المللی است و از سوی دیگر، دال استقلال و نفی سلطه و استکبار، بیانگر خصلت استکبارستیزی اسلام و آرمان بلند انقلاب اسلامی در تحقق آن در فراخنای گیتی است و می‌توان آن را ترجمانی از قاعدة نفی سبیل[15] دانست. در حقیقت نمودار شمارة 3 و ساير دالهای این نظام معنایی، بیانگر آن است که جمهوری اسلامی در سیاست خارجی خود، ضمن عدالت و استقلال‌خواهی و استکبارستیزی و نفی هرگونه سلطه در فضایی سرشار از صلح و همزیستی مسالمت‌آمیز، با محوریت توحید و دعوت بدان، خواهان تعاون و همکاری جهان‌شمول تمام کشورها و ملت‌ها، در مسیر پیشرفت مادی و معنوی است و برای تمام جهانیان، خواهان سعادت در سایة توحید می‌باشد.

همچنین استفاده از دال «دموکراسی» - با محوریت توحید- به‌جای سایر اصطلاحات و معادل‌هاي بومی آن، به دلیل ضرورت برخورداری از زبان و اصطلاحات جهانی برای مفاهمة لازم در عرصة بین‌المللی است.

بدیهی است، دال دموکراسی در این مفصل‌بندی، ناظر بر کلیة راهکارها و کارویژه‌هایی است که مشارکت سیاسی و آزادانه و حق رأی برابر در عرصة بین‌المللی برای کلیة کشورها، در موضوعات و تصمیم‌گیریهای جهانی را فراهم می‌کند و نافی هرگونه سلطه‌پذیری و سلطه‌خواهی و تبعیض در این عرصه است.

نتیجه‌گیری

در این نوشتار، بیان شد که بر اساس تأکید محوری گفتمان دولت نهم و دهم بر موضوع عدالت، می‌توان نظام معنایی آنان را گفتمان اصولگرايي عدالتخواه نامید که داراي چهار دال «عدالت‌گستري»، «مهرورزي»، «پيشرفت و تعالي مادي و معنوي» و«خدمت رساني» است كه بر حول محور دال مركزي (ولايت)، مفصل‌بندي شده‌اند.

نظام معنایی گفتمان اصولگرایی عدالتخواه و دالهای چهارگانة آن بر مؤلفه‌های سیاست خارجی دولت نهم و دهم، واجد تأثیر نسبی بوده است و به همین خاطر می‌توان دالهای بهینه و کامل‌تری را در حوزة سیاست خارجی دولت دهم، پیشنهاد داد. لذا نگارنده، علاوه بر پیشنهاد اصلاح و بازسازی دالهای گفتمان مزبور در عرصة داخلی (نمودار شمارة 2)، به ارائه و پیشنهاد دالهای جدید و تکمیلی (طبق نمودار شمارة 3)

 

|54|
در راستاي سیاست خارجی دولت دهم پرداخت و مؤلفه‌های اصلی آن را شامل دالهای عدالت، پیشرفت و تعالی مادی و معنوی، استقلال و ستیز با استکبار و سلطه، دموکراسی، تعاون و همکاری، صلح و همزیستی مسالمت‌آمیز دانست كه بر حول محور دال مركزي (توحید)، مفصل‌بندي شده‌اند.

بدیهی است گفتمان اصولگرایی عدالتخواه در طول زمان، می‌بایست با توجه به مقتضیات زمانی و مکانی- چه در حوزة سیاست داخلی و چه در حوزة سیاست خارجی - دالهای متغير لازم را اخذ و تثبیت نموده و بدین وسیله بر کارآیی، اثربخشی و به‌هنگامی خود بیفزاید و می‌بایستی دائماً با فرآیند اعمال «بازخورد» و تحقق عملکرد آسیب‌شناسی و خودانتقادی، به شناسایی معایب خود پرداخته و بر اساس شاخص مهم اهداف و آرمانهای اصیل انقلاب اسلامی و رهنمودهای رهبری و توجه عملی به دیدگاه‌های صاحب‌نظران، خود را بهسازی و ساماندهی مجدد نماید. در غیر این صورت، دچار ناکارآمدی شده و با از دست‌دادن اثربخشی، گفتمانهای سیاسی و اجتماعی مدعی بالندگی، جای آن را خواهند گرفت.

يادداشت‌ها

1. نويسنده در نوشتار دیگری بر اساس این الگو، اصول مبنايي سياست خارجي نبوي را - آن هم، نه به‌گونه‌اي حصري - استخراج و تحلیل نموده و آنها را شامل موارد زیر دانسته است:

الف- اصل توحيد؛

ب- اصل رسالت جهاني و دستيابي به امت واحده؛

ج- اصل دعوت؛

د- اصل همزيستي مسالمت‌آميز؛

هـ- اصل جهاد؛

و- اصل نفي سبيل و لزوم عزتمندي مسلمين؛

ز- اصل وفاي به عهد و تعهدات.

برای اطلاع بیشتر ر.ک: بهرام اخوان کاظمی، «اصول سياست خارجي پيامبر(ص)» ، مندرج در سیاست نبوی؛ مبانی، اصول و راهبردها، 1386: 571-597 .

2. Discourse.

3. Discourse analysis.

4 . برای اطلاع بیشتر در این باره ر.ک: دايان مک دانل، مقدمه‌اي بر نظريه‌هاي گفتمان، ترجمة حسين‌علي نوذري، 1380.

5 . همان‌طور که گفته شد، مطالعة گفتمانها و گفتارهاي سياسي و اجتماعي، براي فهم حدود و نحوة تحولات سياسي، اجتماعي و گستره و ميزان ارتباط اين تحولات و آتيه‌نگري آنها بسيار با اهميت

 

|55|
است و در این راستا، استفاده از تحليل گفتماني «ارنستو لاكلا» و «شنتال موفه» برای تحقیقات کلان‌تر مناسب‌تر بوده و از توان افزون‌تري براي اين منظور برخوردار است و خوشبختانه نگارنده در تحقيق در دست چاپ زیر، مهمترین گفتمانهای سیاسی و اجتماعی سی سال اخیر جمهوری اسلامی را بر اساس تحلیل گفتمانی «لاکلا» و «موفه»، نقد و ارزیابی نموده است و به‌دلیل پیچیدگی و گستردگی این سطح تحلیل، ترجیح داده است که مفهوم عام‌تری از تحلیل گفتمانی را در این مقاله تبیین نماید. برای اطلاع بیشتر ر.ک: بهرام اخوان کاظمی، نقد و ارزیابی گفتمانهای سیاسی و اجتماعی مطرح در ایران( از2 خرداد 1376 تا 22خرداد1388)، بی‌تا، زیر چاپ.

6 . ر.ك: سيدحسين ولي‌پور زرومي، گفتمانهاي امنيت ملي در جمهوري اسلامي ايران، زمستان 1383.

7 . دکتر عماد افروغ.

8 . ر.ك: عماد ‌افروغ، چالش‌هاي كنوني ايران، 1380: 233.

9 . ر.ک: سیدجلال دهقانی فیروزآبادی«گفتمان اصولگرایی عدالت‌محور در سیاست خارجی دولت آقای احمدی نژاد»، دو فصلنامه دانش سیاسی، شماره 5، بهار و تابستان 1386: 67-98.

10 . همچنین در این باره مراجعه به منبع زیر مفید است: نورمحمد نوروزي، تحول گفتمان سياسي و پويش الگوي رفتار سياست خارجي در ايران، پايان‌نامة دكتري، دانشگاه تهران، دانشكدة حقوق و علوم سياسي، 1382.

11 . براي نمونه ر.ک: احکام انتصابات سيدمهدي هاشمي به‌عنوان سرپرست وزارت کشور (28/2/1387)؛ علي‌احمدي به‌عنوان وزير آموزش و پرورش (7/12/86)؛ حميد بهبهاني به‌عنوان وزير راه و ترابري؛ سيدشمس‌الدين حسيني به‌عنوان وزير اقتصاد و دارايي (22/5/1387) (ر.ک: قسمت احکام و دستورالعمل‌ها، پايگاه اطلاع‌رساني رياست جمهوري اسلامي ايران : (http://www.president.ir/fa).

12 . مقدمة پروفسور حميد مولانا.

13 . براي اطلاع بيشتر از ديدگاه‌هاي رئيس جمهور در حوزة سياست خارجي، مراجعه به سه کتاب زير که توسط مرکز پژوهش و اسناد رياست جمهوري در سال 1387 چاپ و منتشر شده است، مفيد مي‌باشد:

الف- «عدل و صلح»؛ اين کتاب، شامل مجموعة سخنراني‌هاي محمود احمدي‌نژاد در چهارمين سفر وي به آمريکا با مقدمه حميد مولانا مي‌باشد.

ب- «حقيقت؛ گوهر گمشدة جهان و سياست»؛ اين کتاب، شامل پرسش و پاسخ‌هاي محمود احمدي نژاد در نشست با تعدادي از نخبگان و سازمانهاي مردم نهاد (NGO) آمريکايي است.

ج- «ديپلماسي‌نامه»؛ اين کتاب، مجموعة نامه‌هاي محمود احمدي‌نژاد به سران کشورها، مردم آمريکا، پاپ بندیکت شانزدهم، يک مادر آمريکايي و باراک اوباما، با مقدمة حميد مولانا مي‌باشد. همچنين مرکز پژوهش و اسناد رياست جمهوري در سال 1387، در راستاي تبيين سياست‌ها و گفتمانهاي دولت نهم، فصلنامة «دولت اسلامي» را تأسيس و منتشر کرده است.

14 . براي شناخت دقيق‌تر علت ترجيح و صحت بيشتر کاربرد اين اصطلاح به جاي مردم‌سالاري ديني، ر.ک: (آية الله)محمدرضا مهدوي کني، «مردم‌سالاري ديني يا دين‌سالاري مردمی؟»، پيام صادق، شمارة 44، آذر و دي 1381: 2-6.

 

|56|

 

15. يکي از اصول ارزشمند دولت اسلامي و دولت نبوي در کلية عرصه‌هاي سياسي، اقتصادي، فرهنگي و ... اصل نفي سبيل در تمام قلمروهاي داخلي و خارجي است که از نص آية «لَن يَجْعَلَ اللّهُ لِلْكَافِرِينَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ سَبِيلاً» گرفته شده است؛ يعني «خداوند، سبيل و طريقي براي کافران بر مؤمنان قرار نداده است» (نساء (4): 141).

منابع و مآخذ

1. احمدی نژاد، محمود، عدل و صلح، تهران، مرکز پژوهش و اسناد رياست جمهوري، 1387.

2. ------------- ، حقيقت؛ گوهر گمشدة جهان و سياست، تهران، مرکز پژوهش و اسناد رياست جمهوري، 1387.

3. ------------ ، ديپلماسي‌نامه، تهران، مرکز پژوهش و اسناد رياست جمهوري، 1387.

4. ------------ ، «تشریح اصول سياست‌های خارجی دولت نهم در جمع سفرا» ، 21مرداد 1387، پایگاه اطلاع‌رسانی ریاست جمهوری اسلامی ایران (http://www.president.ir.fa).

5. اخوان کاظمی ،بهرام، « نقد و ارزيابي گفتمان اصول گرايي ازمنظر مقام معظم رهبری»، فصلنامة معرفت، سال هجدهم، شماره 3 (پياپي 138)، خرداد 1388.

6. ------------- ، نقد و ارزیابی گفتمانهای سیاسی و اجتماعی مطرح در ایران( از2 خرداد 1376 تا 22خرداد1388) ، تهران، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشة اسلامی(بی‌تا، زیر چاپ).

7. ------------- ، «اصول سياست خارجي پيامبر(ص)» ، مندرج در: سیاست نبوی؛ مبانی، اصول و راهبردها، تهران، انتشارات دانشگاه امام صادق7، زمستان1386.

8. ‌افروغ، عماد، چالش‌هاي كنوني ايران، تهران، حوزة هنري سازمان تبليغات اسلامي، 1380.

9. برنامة دولت نهم، تهران، دبيرخانة شوراي اطلاع‌رساني دولت، مرداد 1384.

10. بيانات مقام رهبري در ديدار با رئيس جمهوري و اعضاي هيأت دولت، 2/6/1387، پايگاه اطلاع‌رساني دفتر مقام معظم رهبري (http://www.leader.ir).

11. بيانات رهبر انقلاب اسلامي در ديدار اساتيد و دانشجويان دانشگاه علم و صنعت، 24/9/1387، پايگاه اطلاع‌رساني دفتر مقام معظم رهبري.

12. بيانات رهبر انقلاب اسلامي در ديدار مسؤولان و کارگزاران نظام جمهوري اسلامي، 29/3/1385، پايگاه اطلاع‌رساني دفتر مقام معظم رهبري.

 

|57|

13. بيانات رئيس جمهور در مراسم توديع و معارفة رؤساي قديم و جديد دفتر رئيس جمهور، 5/12/1385، پایگاه اطلاع‌رسانی ریاست جمهوری اسلامی ایران (http://www.president.ir.fa).

14. بيانات رئيس جمهور در اجتماع مردم لرستان، 8/8/1387، پايگاه اطلاع‌رساني رياست جمهوري اسلامي ايران.

15. بيانات رئيس جمهور در مراسم گراميداشت يوم‌الله 22 بهمن، 22 /11/1385، پايگاه اطلاع‌رساني رياست جمهوري اسلامي ايران.

16. بيانات رئيس جمهور در جلسة هيأت دولت با عنوان«تلاش بي‌وقفة دولت براي اجراي سياست‌هاي ابلاغي رهبري»، 25/10/1387، پايگاه اطلاع‌رساني دولت، دولت آنلاين: (http:www.dolat.ir).

17. بيانات رئيس جمهور در اجلاسية مجلس خبرگان رهبري، 15/12/1386، پایگاه اطلاع‌رسانی ریاست جمهوری اسلامی ایران.

18. بيانات رئيس جمهور در افتتاحية گردهم‌آيي رؤساي نمايندگي‌هاي جمهوري اسلامي ايران در خارج از کشور، 21/5/1387، پایگاه اطلاع‌رسانی ریاست جمهوری اسلامی ایران.

19. بيانات رئيس جمهور در جمع فرماندهان نيروي مقاومت بسيج، 5/9/1387، پایگاه اطلاع‌رسانی ریاست جمهوری اسلامی ایران.

20. پيام رئيس جمهور به همايش كارآفريني، 11/10/1386، پايگاه اطلاع‌رساني رياست جمهوري اسلامي ايران.

21. پيام رئيس جمهور به مناسبت آغاز سال تحصيلي 88-1387، 2/7/1387، پایگاه اطلاع‌رسانی ریاست جمهوری اسلامی ایران.

22. دهقاني فيروزآبادي، سيدجلال، تحول گفتماني در سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران، تهران، مؤسسة انتشاراتي روزنامه ايران ، چ1، 1384.

23. ------------------- ، «گفتمان اصولگرایی عدالت‌محور در سیاست خارجی دولت آقای احمدی نژاد»، دوفصلنامة دانش سیاسی، شمارة 5، بهار و تابستان1386.

24. زارعي، مجتبي، حکمت و ديالکتيک، (گفتارهايي در انديشه و روش دکتر محمود احمدي نژاد؛ رئيس جمهوري اسلامي ايران)، قم، نشر مجنون، 1387.

25. مک دانل، دايان، مقدمه‌اي بر نظريه‌هاي گفتمان، ترجمة حسين‌علي نوذري، تهران، فرهنگ گفتمان، 1380.

26. منصوري، جواد، نظري به سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران، تهران، اميرکبير، 1365.

 

|58|

 

27. محمدي، منوچهر، سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران؛ اصول و مسائل، تهران، نشر دادگستر، 1377.

28. مهدوي کني، محمدرضا، «مردم‌سالاري ديني يا دين‌سالاري مردمی؟» پيام صادق، شمارة 44، آذر و دي 1381.

29. نامة تشکر هيأت دولت به محضر رهبر معظم انقلاب، 11/6/1387، پايگاه اطلاع‌رساني رياست جمهوري اسلامي ايران.

30. نوروزي، نورمحمد، تحول گفتمان سياسي و پويش الگوي رفتار سياست خارجي در ايران، پايان‌نامة دكتري، دانشگاه تهران، دانشكده حقوق و علوم سياسي، 1382.

31. ولي‌پور زرومي، سيدحسين،گفتمانهاي امنيت ملي در جمهوري اسلامي ايران، تهران، پژوهشكدة مطالعات راهبردي، چ1، زمستان 1383.

32. هوارث، ديويد «نظرية گفتمان»؛ ترجمة سيدعلي‌اصغر سلطاني، فصلنامة علوم سياسي، شمارة 2، پاييز 1377.

تعداد نمایش : 5208 <<بازگشت
 

 فهرست مجلات فصلنامه حکومت اسلامی بصورت فایلهای PDF

 

 

 فهرست کتاب ها 

 

 

درس خارج
«فقه نظام سیاسی اسلام»
استاد: حضرت آیت‌الله محسن اراكی دام‌عزه

         کلیه حقوق برای مرکز تحقیقات علمی دبیرخانه خبرگان مجلس محفوظ است.

صفحه اصلی|اخبار|راهنمای تنظیم و ارسال مقالات|کتاب ها|فصلنامه|درباره ما