صفحه اصلی|اخبار|درس خارج فقه نظام سیاسی اسلام|تماس با ما
منو اصلی
اوقات شرعی
ورود
نام کاربری :   
کلمه عبور :   
عضویت
عبادتِ برتر و اسرار آن
عبادتِ برتر و اسرار آن تاریخ ثبت : 1390/11/23
طبقه بندي : فصلنامه حکومت اسلامی شماره32 ,
عنوان : عبادتِ برتر و اسرار آن
مولف : محمود لطيفى
دریافت فایلpdf :

pdffileبرای دریافت فایل  PDF کلیک نمایید.

متن :
|157|

عبادتِ برتر
و اسرار آن

محمود لطيفى

 


پرستش عارفانه، هم سبب آفرينش است و هم آفرينندهء
ستايش، فضيلت و كرامت انسان به «عبادت» و ارزش عبادت به
«حكمت» آن است و حكمت «شعائر الهى» بى پايان . از آن
خرسنديم كه پس از بيست و پنج سال حيات مجدد نماز جمعه
وجماعت، فرصتى براى پرداختن به جايگاه آن روى داد واين
قلم توفيق يافت تا با يادآورى چند نكته، به بخشى از اسراراين
عبادتِ برتر به اشاره بپردازد:

الف. اسرار عبادات

رفتارهاى اختيارى انسان؛ اعم از دينى، عقلى، غريزى وحتى
احساسى و عاطفى، بدون استثنا تابع حكمتى در انتخاب
ومصلحتى در اقدام و عواقب و آثارى در مرحلهء تحقق و فعليت
است و فرايند اين همه ر، رفتار عقلايى و حكيمانه مى گويند.
دراين ميان، مناسك عبادى و شعائر اسلامى كه از محضر
قدس حكيم على الاطلاق براى تعالى و رشد انسان تا وصول
به مقام عالميت همهء اسماء ارائه شده، منبع و معدن تمامى
اسراروحكمت هايى است كه ممكن است در يك عمل اختيارى

 

 

|158|

قابل تصور باشد.

گرچه جلوه هايى از مصالح و حكمت هاى نهفته در مناسك عبادى، توسط پيامبران
شريعت، امينان وحى الهى و مفسران حقايق نامتناهى طرح شده است، اما عارفان اسرار
حق توانسته اند تنها به فروغهايى از اسرار عبادت هاى پر رمز و راز دين مقدس اسلام
راه يابند. فقيه محقّق و عارف واصل، حضرت امام خمينى (قدس سره) به جلوه اى از اين فروغ
دست يافته و مى گويد:

«يكى از اسرار بزرگ عبادات و رياضات شرعيه آن است كه بدن و قواى طبيعيه
وجنبهء ملك، تابع و منقاد روح گردد و ارادهء نفس در آنها كار كن شود و ملكوت
نفس بر ملك غالب شود و به طورى روح داراى سلطنت و قدرت و نفوذ امر شود
كه به مجرد اراده، بدن را به هر كار بخواهد وادار كند و از هر كار بخواهد
بازدارد.»[1]

ب . گسترهء عبادات

مؤمنانِ اهل معرفت، اعمال و رفتار اختيارىِ خود را همچون ديگر پديده هاى عالم،
همواره از دو منظر مى نگرند و به تفسير و تحليل مى پردازند:

1. گاهى به آنها از جنبهء ارتباط با حق تبارك و تعالى مى نگرند و آن اعمال را وسيله اى براى
انتساب و تقرّب به او و يا دورى و قطع رابطهء با او مى شمرند و در اين صورت ازكارهاى خود
با عناوينى چون عبادت و طاعت و يا معصيت و مخالفت ياد مى كنند.

2. و گاه كارهاى خود را از منظر مصلحت انديشى هاى عقلانى و براى دستيابى به اغراض
و آثار ويژهء مادى مطالعه نموده و آنها را متناسب با مصالح و مفاسد و حكمت و آثارى كه
برآنها مترتب است ارزيابى مى كنند. از نظر آنان تمامى پديده ها و هر آنچه را كه انسان به
اختيار خود اقدام مى كند، گرچه بيش از يك وجود ـ حقيقى يا اعتبارى ـ ندارد و جز يك بار
لباسِ وجود نپوشيده است، اما قابليت آن را دارد تا هم از جنبهء «يلى الخلقى» مورد مطالعه
قرار گيرد و پاسخگوى حكمت ها و مصالح عقل مصلحت انديش باشد و هم از جنبهء «يلى
الربّى» تنظيم كنندهء رابطهء مخلوق با خالق خود باشد.

بنابر آنچه به اختصار گذشت، اگر عملى از اعمال انسان تنها از منظر عبادت يا معصيت

 

 

|159|

مطالعه شد و جنبهء عقلانى آن مورد ملاحظه قرار نگرفت و يا اگر
تنها به مصالح و مفاسد عقلانى آن پرداخته شد و به جنبهء ربوبى آن
توجه نشد، دليل آن نمى شود كه تصور شود مناسك عبادى
جايگاهى فراتر از مصالح عقلانى دارند و هيچگاه نبايد در انديشهء
درك و دريافت حكمتها و مصالح آن تلاش كرد و يا اينكه
تحرّكات و اقدامات روزمرهء عقلانى در گستره اى به دور از امر و
نهى الهى و تنها براساس خردورزى بشرى ارزيابى مى شود و
معنى ندارد اين گونه رفتارهاى عقلانى را درون مرز دين و عبادت
محصور نمود؛ زيرا نگاه اول به تحجر اشعرى گرى مى انجامد و
نگاه دوّم به شرك و خدا انكارى مى كشد.

ج . سياست در مدرسهء عبادت

نماز يكى از بزرگترين عبادت ها در اديان ابراهيمى ـ توحيدى
است و اقامهء نماز نخستين نشانهء تحقّق حكومت صالحان
ومظلومان و سرآغاز دفتر هدايت متقيان و در اين ميان نماز
جمعه و جماعت آموزش سياست اسلام در مدرسهء عبادت
ومظهر توحيد صفوف و وحدت جامعه و نمايش قدرت اسلام
وصلابت اهل ايمان و امروزه يكى از «بزرگترين عنايات حق
تعالى بر جمهورى اسلامى ايران است».اصناف و طبقات
گوناگون مسلمانان با حضور در صفهاى متشكل و به هم پيوستهء
نمازهاى جمعه و جماعت، وحدت و يكپارچگى خود را تجربه
مى كنند و همگى متحد و متصل و دوشادوش يكديگر و در يك
صف پولادين و يك ارادهء واحد در جهت مقصدى واحد به سمت
يك قبله قيام مى كنند.

على رغم اصرار قرآن و حديث بر كشف حكمت و اسرار
جمعه و جماعت، بسيارى تلاش نموده اند تا آن را تنها از
دريچهءمناسكى ويژه بنگرند و اقامهء آن را در قالب عبادتى

 

على رغم اصرار
قرآن و حديث بر
كشف حكمت و
اسرار جمعه و
جماعت، بسيارى
تلاش نموده اند تا
آن را تنها از دريچهء
مناسكى ويژه
بنگرند و اقامهء آن
را در قالب عبادتى
فردى وشخصى و
قالبى نمايش
دهند.

 

 

 

|160|

فردى وشخصى و قالبى نمايش دهند و از همين دريچه، برگزارى نماز جماعت ـ به
ويژه درفرهنگ متشيعان عامى ـ جايگاه واقعى خود را از دست داده و آداب آن به
فراموشى سپرده شده و نماز جمعه تا پيش از پيروزى انقلاب اسلامى به مرز حرمت نيز
رسيده بود.

حضرت امام خمينى (قدس سره) كه به حق بايد او را احياگر اسلام ناب محمدى (ص) در تاريخ
غيبت كبرا تا به امروز ناميد، با دعوت شخصيت هاى بزرگى چون حضرات آيات طالقانى،
دستغيب، صدوقى، قاضى طباطبايى، مدنى و... به امامت جمعه، اين عبادت مهم و بلكه
مهم ترين عبادت اجتماعى را نيز حيات مجدّد بخشيد و در طى سخنرانى ها و احكامى كه
براى ائمهء جمعه مى نوشت، به جايگاه والاى اين فريضهء اجتماعى و حكمت تشريع آن
واسرار معنوى نهفته در آن تأكيد نمود.

د. جايگاه نماز جمعه

مرحوم فيض كاشانى در يك دسته بندى معتقد است: مفاد نصوص دينى، دلالت بر برترى
واجبات بر مستحبات دارد و در ميان واجبات، نماز از همهء آنان افضل است (زيرا ارزش هر
كارى متناسب با نيت و اراده و عزمى است كه آن را ايجاد مى كند و ارزشمندترين نيت ها
وعزم ه، خالصانه ترين و تقرب بخش ترين آنهاست) و در ميان نمازهاى واجب، نماز
پنجگانهء روزانه از ديگر آنها برتر و نماز «وُسْطى» كه به نظر ايشان نماز ظهر است، ممتازتر از
ديگر نمازها مى باشد و در روز جمعه، نماز جمعه از نماز ظهر افضل است . پس مى توان
گفت: ارزشمندترين عمل يك انسان مؤمن اقامهء نماز جمعه است.[2]

اسرار و حكمتهاى نماز جمعه

با نگاهى گذرا به برخى از اسرار و حكمت اين عبادت بزرگ مى توان دليل اين امتياز
رادريافت، گرچه فهم حقيقتِ آن را جز با حضور مداوم در اين فريضهء يگانه نمى توان
چشيد. در اينجا به برخى از اسرار اين عبادت برتر با تكيه بر احاديث اهل بيت عصمت
وطهارت (ع) اشاره مى شود:

1. نماز جمعه و ذكر الله

مهم ترين فلسفهء نماز جمعه «ذكر اللّه» است كه خداى متعال خود به آن امر فرموده است:

 

 

|161|
(يا أيّها الذين آمنوا اذا نودى َ للصلاةِ مِنْ يَومِ الْجُمُعةِ
فَاسْعَوا الى ذكر اللّه وذَرُواالبيع ...)
«اى مؤمنان، چون براى نماز جمعه ندا در داده شد، به
سوى ذكر خدا بشتابيد و داد و ستد را واگذاريد...»[3]

«ذكر» در قرآن كريم، گاهى معناى مصدرى و وصفى دارد ـ نام
خدا را بردن و بر زبان جارى كردن، به ياد خدا بودن ـ و زمانى به
شىء يا شخصى اطلاق شده است كه خود مصداق ممثل يا مجسم
ذكر خدا و سبب يادآورى خداوند است؛ (انّا نحن نزّلنا الذِّكر...).
و ذكر زبانى نيز گاه در برابر ذكر قلبى و گاه در مقابل ذكر فعلى
و عملى است؛ يعنى گاهى يك فعل از آن جهت كه يادآور خداوند
است ذكر ناميده مى شود. اگر خداوند متعال در يك جا
مى فرمايد:(... و أقم الصلاة لذكرى ...) و هدف اصلى از اقامهء نماز
را ذكر خدا و يادآورى او شمرده است، در يك آيه هم خود نماز ـ
عمل ـ را ذكر اللّه مى شمرد.

اگر ذكر الهى آتش محبت خداوندى را در قلب شعله ور سازد،
تمام محبتها را بسوزاند و دل را جلا دهد و آن را آينه دار حق نمايد
و چنان لذتى از ياد خدا و ذكر او به انسان دست دهد كه جز نام حق
نگويد و نبيند و نشنود و نشان ندهد، در چنين حالى خود او و
تمامى شؤون او ذكر اللّه مى شود.

انسان اگر در تمامى حالات و حوادث، به ياد حق تعالى باشد
وخود را در پيشگاه آن ذات مقدس حاضر ببيند، از امورى
كه خلاف رضاى او باشد خوددارى مى كند و نفس خود را از
سركشى و استكبار باز مى دارد؛ زيرا تمامى مصيبت ها و
گرفتارى ها به خاطر غفلت از ياد حق و از قدرت و عظمت جمال
و جلال او است . غفلت از خداوند كدورت قلب را افزايش داده
ونفس و شيطان را بر او چيره مى كند و بر مفاسد اعمال مى افزايد

 

اطلاق «ذكر الله»
بر نماز شريف
جمعه براى آن
است كه مؤمنان با
حضور خود در
مصلاى جمعه،
يكجا تمامى كمالات
عملى و عبادى ـ
فروع دين ـ را
متبلور مى سازند.

 

 

 

|162|
بارزترين حكمت
نهفته در اين
فريضهء الهى،
معطّر شدن فضاى
عمومى جامعه با
نسيم روح فزاى
توحيد و اخلاص و
عبوديت و
زمينه سازى براى
رشد و شكوفايى
استعدادهاى
فطرى خداپرستى
است.

و تذكر و يادآورى حق تعالى دل را صفا داده و جلوه گاه محبوب
سازد و روح را تصفيه نموده، از قيد اسارت هوس ها برهاند و
قلب را براى تجلّى حضرت حق پاك و پاكيزه نمايد و آنگاه كه دل
عادت به ياد محبوب خود كند، سيرتش صورت ذكر حق شود و
كلمهء طيبه «لا الهَ الاّ اللّه» صورت كامل قلب گردد. بنابراين، گرچه
ذكر حق و تذكر آن ذاتِ اقدس، از صفات قلب است اما در اثر
تكرار و توجه، ذات و سيرت قلب را دگرگون و الهى نمايد و اين
نهايت آرزوى مؤمنان و عالى ترين مرتبهء كمال انسانى است.[4]

شايد اطلاق «ذكر الله» بر نماز شريف جمعه براى آن است كه
مؤمنان با حضور خود در مصلاى جمعه، يكجا تمامى كمالات
عملى و عبادى ـ فروع دين ـ را متبلور مى سازند. هم به نماز
مى ايستند ـ نماز ـ و چون حاجيان در صحراى عرفات و مشعر
تجمع مى كنند، ـ حج ـ صفهاى جماعتشان لرزه بر اندام دشمن
مى افكند ـ جهاد ـ و دستان گرمشان غبار فقر و گرفتارى از چهرهء
برادران بر مى گيرد ـ زكات ـ و لبيك حضورشان بن بست هاى
سياسى، اجتماعى و اقتصادى را از پيش پاى حكومت بر مى دارد ـ
خمس ـ و زيباترين تصوير تولّى وتبرّى را نقش مى زنند و كدامين
امر به معروف و نهى از منكر را مؤثرتر از اين مجموعه مى توان
تصور كرد؟ و به همين خاطر، هم خود نماز ذكر اللّه است و هم
كسانى كه در گرماگرم نيمروز با گام هاى استوار و سريع روى به
سمت مصلى دارند.[5]

2. نماز جمعه و نسيم توحيد

بارزترين حكمت نهفته در اين فريضهء الهى، معطّر شدن
فضاى عمومى جامعه با نسيم روح فزاى توحيد و اخلاص و
عبوديت و زمينه سازى براى رشد و شكوفايى استعدادهاى
فطرى خداپرستى و پرواز جانهاى دربند مادّيت و محدوديت به

 

 

 

 

|163|

سمت عالم ملكوت و همراهى با فرشتگان مقرّب خداوندى است . اگر فضاى جامعه اى را
رنگ و بوى عبوديت الهى پوشش دهد، در آن فضاى عطرآگين براى تعفّن شيطان نخوت
وتكبر و خودخواهى و هوسرانى و شهوت و خشم زمينه اى نخواهد بود و اگر آهنگ حركت
يك جامعه به سمت توحيد و يگانگى حق و اخلاص نيّت در مسير آن مقصد باشد، آنگاه براى
نعره هاى جاهلانهء بشر مدرن افسار گسيخته و عاصى، همان سامريان گوساله ساز، رفاه
وثروت و لذت پاسخى نخواهى شنيد. حضرت امام رضا(ع) مى فرمايد:

«انّما جعلت الجماعة لئلا يكون الاخلاص و التوحيد و الاسلام و العبادةُ لِلّه الاّ ظاهراً
مكشوفاً مشهوراً. لاِءَنَّ فى اظهاره حجّةٌ عَلى أهل الشرق و الغرب للّه وحده ...».
[6]
«علت تشريع نماز جماعت آن است كه اسلام و توحيد و بندگى و اخلاص به
خداوند متعال در معرض ديد عموم و ظاهر و مشهور در ميان مردم باشد، تا
خداوند در برابر شرق و غرب براى توحيد خودش حجت داشته باشد...»

حركت سيل آساى مردم به سمت نماز جماعت و جمعه، يكى از مؤثرترين شيوه هاى
تبليغى براى گسترش فرهنگ توحيد و اخلاص و حضور مؤثر دين در صحنهء اجتماع است
واگر مديران فرهنگى جامعهء اسلامى و مبلغان رسمى دين به نقش تربيتى نمازهاى جماعت
و جمعه، كه هر روز و هر هفته تمامى محلات و خيابانهاى شهر را پوشش مى دهد، پى
مى بردند و آهنگ زيباى توحيد و آواى اخلاص و عبوديت را در نظم موزون گامهاى
نمازگزاران مى شنيدند، به جاى هر اقدام تبليغى ديگر، خود نيز به همراه مردم كوچه و بازار
راه مسجد و مصلى را در پيش مى گرفتند و با حضور خود در صفهاى جماعت محله و شهر،
در آهنگ توحيد و اخلاص مردم شريك مى شدند و لذّت ايمان صادقانه و مخلصانه را با تمام
وجود احساس مى كردند. اما افسوس كه عده اى در بهترين مسجد ـ بعد از مسجد الحرام ـ و
در بهترين روزها ـ جمعه = سيد الاءيام ـ اقتداى به بهترين امام را رها كرده و در پى دستيابى به
كالاى تجارى ارزان تر از نماز جمعه ـ كه ذكر اللّه است ـ مى گريزند!

3. نماز جمعه تجلى وحدت

صفهاى نماز جمعه و جماعت تجلّى وحدت صفوف و همبستگى و تشكل جامعهء
اسلامى است . اساس اسلام بر تشكّل و تأليف و وحدت است و در بسيارى از آيات
واحاديث بر اين معنا تصريح و تأكيد شده و به عنوان مهم ترين فلسفه تشريع نماز جمعه

 

 

|164|
وتأكيد بر نماز جماعت به آن توجه داده شده است . در حديثى
پيامبر گرامى اسلام مى فرمايد:
«لا صلاة لِمَن لا يصلّى فى المسجد مع المسلمين الاّ مِن
علّةٍ و لا غيبةَ الاّ لِمَن صَلّى فى بيته و رغب عن جماعتنا و
من رغب عن جماعة المسلمين سقطت عدالته و وجب
هجرانه».
[7]
«كسى كه بدون هيچ مانعى همراه مسلمانان نمازهاى
خود را در مسجد نمى خواند، نمازش قبول نيست
وغيبت كسى كه در خانه نماز مى خواند و از
جمع مسلمانان روى گردان است، جايز است و چنين
شخصى از عدالت ساقط و قطع رابطه با او
واجب است .»

و در حديثى كه در منابع اهل سنت آمده است آن حضرت
مى فرمايد:

«انَّ الشيطان ذئب الانسان كذئب الغنم يأخذ الشاة
القاصية و الناحية فايّاكم و الشّعاب و عليكم با لجماعة و
العامة و المسجد».
[8]
«همانگونه كه گرگ براى گوسفندان است شيطان نيز
گرگ انسان است . گوسفندان دور افتاده از گله، نصيب
گرگ مى شوند. پس، از شعبه شعبه شدن بپرهيزيد و
همراه مردم و جماعت و مسجد باشيد.»

مرحوم فيض كاشانى در اين مورد سخنى قابل دقت دارد.
اومى گويد:

جمعه و جماعت، ركنى است عظيم در دين، مشتمل
است بر تعظيم شعائر اللّه و اطاعت امر اللّه و متابعت

 

 

|165|
پيغمبر و باز ايستادن از فحشا و منكر و برخوردن مؤمنان به يكديگر و برى
شدن از نفاق و پاك شدن از گناه و شقاق و محافظت بر اوقات صلوات و آداب آن
و مضاعف شدن اجر و ثواب آن و تأليف قلوب مؤمنان و تحصيل محبت اخوان و
تعاون ايشان در امر دين و دنيا و غير آن؛ از حكمته، و بالجمله نماز، اول روزى كه
مشروع شده، بدين نحو مشروع شده و غير اين نحو مستحسن نبوده، مگر
صاحبان اعذار را و جمعيت لفظِ (ايا نَعبُدُ وايّا نستعين) شاهد است بر اين.»[9]

همين معنا را مرحوم آيت الله طالقانى در تفسير خود با جمله اى صريح مى آورد كه:

«اصل تشريع نمازهاى يوميه به جماعت بوده و فرادا رخصت است.»[10]

و در تعليل آن معتقد است، براى رهايى از بنده، بايد با نيروى اجتماع حركت نمود؛ زيرا
مجموع مركّبِ قدرت چندتن، بيش از حاصل جمع قدرت فرد فرد همان چند تن است . و
افزايش مضاعف ثواب جماعت به حسب افزايش عدد افراد، روى همين قاعده است كه
مجموع نيروها به صورت تصاعد هندسى بالا مى رود.

نماز جمعه و جماعت، عبادتى است كه با فطرت انسانى و انس گيرندهء مؤمن هماهنگ
است . دانشمند بزرگ اخلاق، احمدبن مسكويه معتقد است: انگيزهء محبّت الهى، غريزهء انس
و الفت در طبيعت انسان است و به همين دليل بسيارى از آداب دينى و دستورات شرعى،
براى تقويت اين غريزه تشريع شده است . اينكه در شريعت اسلامى، اجتماعِ پنج وعده تأكيد
شده و نماز جماعت از فرادا برتر شمرده شده است، براى فعليت اين استعداد طبيعى است . و
در تأييد اين باور خود به وجوب حضور هفتگى تمام مردم شهر در روز مشخص و در
مسجدى بزرگ و نيز حضور ساليانهء مردم شهر و روستاهاى اطراف در دو نماز عيد ـ فطر و
اضحى ـ در مصلاّى بزرگ صحرايى براى تقويت اين انس و محبت و بالاءخره وجوب
اجتماع مسلمانان شهرهاى دوردست در سرزمين مقدس مكه در طول عمر اشاره مى كند. به
نظر ايشان، مسلمانان در پوشش اين تجمعات مكرر و متناوب بر انس و محبت به يكديگر و
خوشبختى و سعادت خود مى افزايند و به خيرات و كمالات مشترك دست مى يابند و مهر
الهى دردل آنان فزونى مى يابد و به سپاس و تكبير حقّ قيام مى كنند.[11]

اين است كه وقتى حضرت امام (قدس سره) به سخن مرحوم شهيد ثانى مى رسد كه: «بهتر است
براى علاج تفرّق خاطر در حال نماز به خانهء تنگ و تاريك روى آورد»[12] مى فرمايد:

 

 

|166|
«... و البته اينكه فرمودند بهتر آن است كه در بيت مظلم نماز كند، در غير
فرائض يوميه است، كه در جماعت مسلمين خواندن از سنن مؤكّده است .
بلكه اگر انسان به وظايف و اسرار جماعت قيام كند، رغم انف شيطان را به طورى
مى كند كه در هيچ عبادتى نمى كند و در اجتماع مؤمنين و قلوب مجتمعهء آنه،
كه دست غيبى الهى با آن است، فوايدى است روحى و معنوى كه در كمتر
عملى اتفاق آن افتد، با آنكه مصالح عمومى و اجتماعى در آن نيز ملحوظ است،
بلكه براى اهل مناجات و اصحاب قلوب، نماز در جماعت كه حفظ اعداد ركعات
را نيز محول به غير مى كنند و يكسره دل را متوجه به حق و مناجات او مى كنند،
بهتر است .»[13]

نكته اى كه براى اين قلم حل نشده، اين است كه چرا مسلمانان و به ويژه شيعيان در مقام
عمل بر آداب و توجه به اسرار نماز، كمترين عنايت را به جماعت و حضور اجتماعى
نموده اند؟! در صورتى كه بامرورى بر سيرهء پيامبر اسلام، موردى نخواهيم يافت كه ايشان
نماز را فرادا گزارده باشد و در سيرهء امامان معصوم (ع) نيز با تمام مشكلاتى كه در مواجهه و
مبارزه با خلفاى جور داشته اند، هم خودشان در نماز كسانى چون مروان و بدتر از مروان
حاضر مى شدند و هم به شيعيان تأكيد مى نمودند كه در نمازهاى جماعت مسلمانان شركت
كنند و... راوى مى گويد: در مورد نماز خواندن پشت سر بنى اميه از حضرت امام باقر سؤال
كردم، او فرمود: بخوان، ما پشت سر آنها نماز مى خوانيم. گفتم: مردم مى گويند شما تقيه
مى كنيد؟ فرمود: حسن و حسين (ع) در صف اول پشت سر مروان مى ايستادند و نماز مى خواندند و
در عين حال حسين (ع) پاى منبر او مى نشست و از آغاز منبر تا پايان او را سبّ مى كرد، آيا اين
تقيه است ؟
[14] و نكتهء قابل تأمل تر اينكه امروز نقش حضور مردم درصحنه و مشاركت
اجتماعى آنان و قدرت حاصل از اين گونه مشاركت ها از مهمترين موضوعات سياسى و
اجتماعى است و همواره اقتدار سياسى در كفّه اى قرار دارد كه توانسته باشد بيشترين آمار
مشاركت مردمى را داشته باشد. در حديثى حضرت امام باقر(ع)مى فرمايد:

«ما من عيد للمسلمين ـ أضحى و لافطر ـ الاّ و هو يجد لآل محمد(ع) فيه حزناً. قلت: و
لِم ذا؟ قال: لاءنّهم يرون حقّهم فى يَدِ غيرهم».
[15]
«هيچ عيدى ـ چه عيد قربان و چه عيد فطر ـ پيش نمى آيد، مگر اينكه اندوه اهل

 

 

|167|
بيت تجديد مى شود؛ پرسيدم: چرا چنين است ؟ فرمود: زيرا حق خود را در دست
ديگران مى بينند.»

اينكه روز جمعه عيد شمرده شده براى آن است كه مسلمانان با حضور خود در نماز
جمعه، حضور در صحنهء قدرت و پشتيبانى عينى و عملى از حاكميت دينى و دفاع از اقتدار
سياسى جامعهء اسلامى را به نمايش بگذارند و با چنين نگرشى مى توان علّت خالى ماندن
مساجد از شور نماز جماعت در سالهاى پيش از انقلاب اسلامى ـ و پس از آن ـ و نيز تبليغات
حساب شده عليه ائمهء جمعه و نماز جمعه و توطئهء ترور آنان پس از پيروزى انقلاب اسلامى
و نيز خالى شدن محتواى حضور و تشكل در نمازهاى جمعه و جماعت اكثريت كشورهاى
اسلامى را دريافت ! در خبرى آمده است:

«انّ أهل الكتابين اعطوا يَوْم الجمعة فاختلفوا فيه فصرفوا عنه و هدانا اللّه له و اخّره
لهذه الاءمّة و جعله عيداً لهم فهم أوّل الناس به سبقاً و أهل الكتابين لهم تبع».
[16]
«روز جمعه به پيروان دو كتاب ـ تورات و انجيل ـ داده شد، ولى آنان به خاطر
اختلاف ميان خود، نتوانستند از آن بهره برند و جمعه از دست آنان گرفته شد و
خداوند آن را براى مسلمانان ذخيره نمود و عيدشان قرار داد، پس در بهره مندى
از جمعه مسلمانان پيشتاز و ديگران تابعند.»

و در حديثى ديگر حج مساكين ناميده شده است.[17] حضرت امير(ع) نيز مى فرمايد:

«ثلاثَة ان أنتم خالفتم فيهنّ أئمَّتَكُم، هَلَكْتُم: جُمُعتُكُم و جهاد عدوّكم و مناسِكُكُم».[18]
«همبستگى نداشتن با رهبرى اسلام در اين سه چيز نابودى مى آورد: نماز جمعه،
جهاد با دشمن، برگزارى شكوهمندانهء حج .»

و ابوحمزه ثمالى از حضرت امام باقر(ع) نقل مى كند:

«قال لَهُ رجل: كَيفَ سميّت الجمعة؟ قال: لاءنّ اللّه عزّوجلّ جمع فيها خلقه لِوَلاية محمد(ص) و
وصيّه فى الميثاق فسمّاه يَوْمَ الجُمُعة لجمعه فيه خَلْقَه».
[19]

«شخصى پرسيد: چرا اين روز را جمعه، ناميدند؟ حضرت باقر فرمود: چون خداى متعال
مخلوقات خود را در آن روز برگرد محور ولايت پيامبر خاتم و جانشين او گردآورد و در
نشأهء ميثاق از مردم پيمان گرفت .»

 

 

|168|

اينها و بسيارى ديگر از احاديث كه به اين مضمون آمده است .
حكايت از آن دارند كه خداى متعال در پوشش عبادت يوميه و
هفتگى و ساليانه و در طول عمر، مسلمانان را به اجتماع و حضور
تأثير گذار در صحنه و تشكّل بر محور منافع جامعهء اسلامى و
ولايت الهى فرا خوانده است تا اولاً: به دليل جهت عبادى اين
اجتماعات، اهريمنانِ فرصت طلب، از اين تجمعات استفادهء
ابزارى نكرده و منافع آنها را به نفع خود مصادره ننمايند و ثانياً:
مسلمانها به حكم تكليف دينى موظف باشند در تمامى
فرصت هاى محلّى، منطقه اى و بين المللى با حضور مؤثر خود
اقتدار جامعهء اسلامى را به منصهء ظهور برسانند و بر قوت و
كارآمدى دولت اسلامى با مشاركت مداوم خود بيفزايند و ثالثاً: با
ايجاد تشكّل هاى مطمئن و مورد اعتماد، زمينهء همكارى هاى
اجتماعى در تشويق به نيكى ها و دستگيرى از مستمندان و اشاعهء
معروف و نهى از منكرات و معاصى را در جامعهء اسلامى فراهم
آورند. حضرت امام رضا(ع) در بخشى ديگر از سخن خود به اين
معنا اشاره نموده و مى فرمايد:

«انَّما جعلت الجماعة... مع ما فيه من المساعدة على البرّ و
التقوى والزّجْرِ عن كثير مِنْ مَعاصى اللّه عزّوجّل».
[20]
«... افزون بر آنچه در حكمت جماعت آمد، همكارى
در نيكى و تقوا و جلوگيرى از بسيارى از معاصى
نيزهست.»

ارزش والاى تجمع مؤمنان تا حدى است كه خداوند متعال
يكى از ساعتهاى استجابت دعا را زمانى قرار داده است كه
بيشترين لحظهء حضور و مشاركت مردم است، حضرت امام
صادق (ع) مى فرمايد:

«الساعة الّتى يُستجاب فيها الدعاءُ يَوْم الجمعه بين

 

 

|169|
فراغ الامام مِنْ الخطبة الى أَن يستوى َ النّاس ُ
فى الصُّفُوف ...»
[21]

بنابر آنچه طرح گرديد، يكى از عوامل تفرقهء مسلمانان در
تاريخ معاصر، نگاه تحريف شدهء آنان به نماز و به ويژه نماز جمعه
است كه آن را تنها از دريچهء يك عبادت شخصى فردى مى نگرند
و از جنبهء اجتماعى آن، يا بى خبرند و يا به عمد، باور نمى كنند.
حضرت رسول (ص) طى خطبه اى مى فرمايد:

«انّ اللّه تعالى فرض عليكم الجمعة فمن تركها فى حياتى
أو بعد موتى استخفافاً بها أو جُحُوداً لَها فلا جَمَعَ اللّهُ شمله
و لا بار له فى أمره ...»
[22]
«خداوند متعال نماز جمعه را بر شما واجب نموده
است . هر كس آن را در طول زندگى يا پس از مرگ من
و در اثر سبك شمردن ترك نمايد، خداوند زندگى او
را به سامان نكند و بر كارهايش بركت ندهد...»

4. نماز جمعه و امنيت روانى

يكى ديگر از حكمت هاى بسيار بارز نماز جمعه اعتماد
آفرينى و تأمين اعتبار و شخصيت اجتماعى و ايجاد امنيت روانى
در جامعهء اسلامى است . هر هفته تمامى مردم شهر در صف
متشكل و واحدى به سمت قبلهء توحيد مى نشينند و هم سو و هم
جهت به عبادت خداى يگانه مى ايستند. با يكديگر مصافحه كرده،
به بهانه هاى گوناگون گفتگو وتبادل نظر مى كنند و در فضاى مطهّر
و معطّر عبادت، خيرخواهى و مصلحت انديشى براى همديگر را
تجربه مى كنند. قداست زمان و مكان و فضا از دروغ گفتن
وريافروشى و فريب كارى و كينه توزى باز مى دارد و دل
شركت كنندگان را همچون صف هاى هماهنگ نماز، هماهنگ

يكى از عوامل
تفرقهء مسلمانان
در تاريخ معاصر،
نگاه تحريف شدهء
آنان به نماز و به
ويژه نماز جمعه
است كه آن را تنها
از دريچهء يك
عبادت شخصى
فردى مى نگرند و
از جنبهء اجتماعى
آن، يا بى خبرند و
يا به عمد، باور
نمى كنند.

 

 

 

|170|

ويكدست مى كند. مگر نه آن است كه پيامبر گرامى مى فرمايد:

«استووا تستووا قلوبكم و تماسّوا تراحموا.»[23]

«صفهاى نماز را هماهنگ كنيد تا دلهايتان هماهنگ شود و مماس با همديگر بايستيد تا با
هم مهربان باشيد»

در پاره اى از احاديث، به هنگام برشمارى اسرار اين عبادت اجتماعى، بر اين نكته تأكيد
نموده اند. حضرت صادق (ع) مى فرمايد:

«انَّما جعلت الجماعة و الاجتماع الى الصلاة لكى يعرف مَنْ يصلّى مِمَّنْ لايصلّى و من
يَحْفَظُ مواقيت الصلاةِ مِمَّنْ يضيّع و لَوْ لا ذل لَم يُمكن أحداً أن يشهد على أحد بالصلاح
لاءنّ مَنْ لم يصلّ فى جماعة فلا صلاة لَهُ بَين المسلمين».
[24]
«نماز جماعت براى آن تشريع شده تا نماز خوان از بى نماز و وقت شناس از غير
آن شناخته شود؛ زيرا اگر حضور در جماعت نباشد كسى نمى تواند به صلاح و
سداد كسى شهادت دهد، چون نماز او را نديده است ...»

و حضرت رضا در بخش ديگرى از حديث سابق مى فرمايد:

«... و ليكون شهادات النّاس بالاسلام بعضهم لبعض جائزةً ممكنةً...».
«نماز جماعت براى آن است كه شهادت مردم براى همديگر جايز و ممكن و
مستند باشد.»

و حضرت رسول (ص) مى فرمايد:

«ان سُئِلتَ عَمَّنْ لَمْ يشهد الجماعة فَقُل: لا أعرِفُه».[25]
«اگر دربارهء كسى كه به نماز جماعت حاضر نمى شود از تو سؤالى كردند، بگو: من
او را نمى شناسم .»

و باز مى فرمايد:

«من صلّى الخمس فى جماعة فظنّوا به خير».[26]
«كسى كه نماز پنج وعدهء خود را در جماعت مى خواند، به او خوش گمان باشيد.»

و شايد بتوان اين معنا را از مفهوم آيهء شريفهء: (انّ الصلاة تنهى عن الفحشاء و المنكر...) نيز

 

 

|171|

استفاده نمود؛ زيرا اگر نماز در بعد فردى و شخصى انسان را از پليدى ها و منكرات دور
مى سازد، نماز جمعه و جماعت نيز در بُعد اجتماعى به جامعه امنيّت و سلامت مى بخشد.

اعتمادسازى و ايجاد و پرورش امنيت اجتماعى در اثر هم نشينى هاى مكرّر در مسجد و
مصلا از نعمت هاى بزرگ و از اسرار پربركتى است كه ارزش و ارج آن براى بسيارى از مردم
مسلمان ناشناخته است، در صورتى كه مكتبهاى سياسى ـ اجتماعى جهان تلاش دارند تا با
ترفندهاى مختلف و تشكيل احزاب و گروهها و سازمانهاى رسمى و غيررسمى و دولتى و
غيردولتى، اين اعتماد و انسجام تعريف شده و كنترل شده را ايجاد نمايند، اما تاكنون على رغم
نياز حياتى به آن، حتى طرح تئوريك آن را نيز نتوانسته اند ارائه كنند.

5. نماز جمعه فرقان حق و باطل

از ديگر اسرار اين عبادت اجتماعى، جدا شدن صف خودى از غيرخودى و مؤمن از
منافق و افراد منضبط و قانونمند از متخلّفان و قانون شكنان است . جامعه اى مى تواند از امنيت
و آرامش برخوردار باشد كه مرز ميان دوستان و دشمنانش را دقيقاً مشخص نموده و حتى
چهره هاى دو گانه و مردد را نيز بطور دقيق شناسايى كرده باشد.

دستيابى به ملاك هاى مرزبندى و شاخصه هاى ارزيابى، بسيار پيچيده و حسّاس است؛
زيرا كار دشمن، فريب است و كار منافق، شبهه اندازى، و تبيين حق از باطل در اين ميدان،
تنها با توفيق الهى و اتكا به او ميسّر است . حضرت امام صادق (ع) در فرازى از حديث سابق
فرمود: نماز جماعت براى آن است كه نماز خوان از بى نماز و وقت شناس از بى انضباط باز
شناخته شود و در حديثى ديگر مى فرمايد:

«من خلع جماعة المسلمين قَدْرَ شِبرٍ خلع ربق الايمان مِنْ عنقه».[27]
«هر كس به اندازهء يك وجب از اجتماع اسلامى دور شود، خود را از دايرهء ايمان
خارج نموده است .»

و پيامبر(ص) مى فرمايد:

«مَنْ تَرَ ثلاث جُمَعٍ متعمّداً من غير علّةٍ طَبَع اللّهُ عَلى قلبهِ بخاتم النفاق».[28]
«هر كس سه نماز جمعه را بى دليل و عذر ترك كند، خداوند قلب او را با مهر نفاق
مهر مى زند.»

 

 

|172|

و در حديث ديگر آمده است:

«لينتهينّ أقوام عَنْ وَدْعِهِم الجمعات، أو ليختمنَّ عَلى قلوبهم ثمّ لَيَكُونَنَّ من
الغافلين».
[29]
«آن عده كه عادت به ترك نماز جمعه كرده اند، بايد از اين رفتار پرهيز كنند و گرنه
مُهر بر دل آنها زده شده و در زمرهء غافلان قرار خواهند گرفت .»

و باز مى فرمايد:

«مَنْ تر الجمعة ثلاثاً من غير عذر، فقد بنذالاسلام وراء ظهره».[30]
«هر كسى كه سه نماز جمعه را بدون عذر ترك كند، گويا اسلام را رها كرده است .»

و طى گزارشى به حضرت اميرالمؤمنين (ع) گفته شد كه عده اى از همسايگان مسجد در
نماز جماعت حاضر نمى شوند، آن حضرت فرمود:

«ليحضرنّ معنا صلاتنا جماعة أو ليتحوّلنّ عنّا و لا يجاورونا و لا نجاورهم .»[31]
«يا در نماز جماعت همراه ما باشند و يا از اين منطقه بروند و با ما همسايه نباشند
وما نيز همسايهء آنان نخواهيم بود.»

و پيامبر گرامى اسلام در حديثى جامع، كه مشابه آن نقل گرديد، مى فرمايد:

«لا غيبة الاّ لِمَنْ صَلّى فى بيته و رغب عن جماعتنا و من رغب عن جماعة المسلمين
وجب على المسلمين غيبته و سقطت بينهم عدالته و وجب هجرانه و اذا رُفع الى امام
المسلمين أنْذَرَه و حذّره فانْ حضر جماعَة المسلمين و الاّ أحرق عليه بَيْتَه».
[32]
«كسى كه نمازهايش را در خانه مى خواند، غيبتش جايز است و كسى كه از
جماعت مسلمانان رويگردان است غيبت او واجب و عدالتش ساقط و دورى از
او واجب است و هنگامى كه نزد حاكم برده شد بايد او را بترساند و از عاقبت
كارش بيم دهد ودر صورت ادامهء اين رويگردانى خانه اش را به آتش كشد.»

البته گرچه قسمت آخر حديث، همانگونه كه از متن آن پيداست ناظر به حكم حكومتى
است و دستور آتش زدن خانه تنها در اختيار حاكم اسلام است اما به طور كلى اين
تهديدهادلالت بر آن دارد كه نماز جمعه و جماعت و بلكه تمامى شعائر دينى، يك عبادت

 

 

|173|

شخصى و فردى نيست تا عدم حضور در آن تنها براى خود
خاطى ضرر داشته باشد، بلكه اين شعائر ميدان مشاركت
اجتماعى و حضور در صحنه است و شخص خاطى، به عنوان
يك فرد غير منضبط با رويگردانى از جماعت، حريم مردم را
مى شكند و باورهاى آنان را به مسخره مى گيرد و راه نفاق
مى پيمايد و اسلام در برخورد با منافق بسيار جدّى تر
ازبرخوردش با كفر است.

6. نماز جمعه دانشگاه سياست

يكى ديگر از مهم ترين حكمت هاى نماز جمعه، اسرارى
است كه در خطبه هاى اين نماز سياسى ـ عبادى نهفته است .
خطبه هاى نماز جمعه از يك سو منبرى بى هزينه و زحمت، با
تأثير ويژه و قداست و با پشتوانه اى از تقوا و عبادت و در تعامل با
روح و باور شنوندگان، در اختيار حاكم اسلامى است تا از آن منبر
به تبيين ديدگاهه، سياست ه، تذكّرات هدايتگر، مشكلات
اجرايى، آرزوها و نيازمنديهاى حاكميت بپردازد و از سوى ديگر
همان منبر، خود ميز محاكمهء حاكم است تا پاسخگوى انتظارات
ومطالبات مردم باشد. حضرت امام رضا(ع) مى فرمايد:

«انمّا جعلت الخطبة يوم الجمعة، لاءنّ الجمعة مشهد عام
فأراد أن يكون للامير سببٌ الى موعظتهم و ترغيبهم فى
الطاعة و ترهيبهم من المعصية و توقيفهم على ما أراد من
مصلحة دينهم و دنياهم و يخبرهم بماورد عليهم من
الآفاق (من الاءهوال) الّتى لهم فيها المضرّة و المنفعة... و
انّما جعلت خطبتين ليكون واحدة لثناء على اللّه والتمجيد
والتقديس للّه عزّوجلّ و الاءخرى للحوائجُ و الاعذار و
الانذار و الدعاء و لِما يُريد أن يُعلّمهم من أمره و نهيه ما
فيه الصلاح و الفساد...».
[33]
خطبه هاى نماز
جمعه منبرى
بى هزينه و زحمت،
با تأثير ويژه و
قداست در اختيار
حاكم اسلامى است
تا از آن منبر به
تبيين ديدگاهه،
سياست ه،
تذكّرات هدايتگر،
مشكلات اجرايى،
آرزوها و
نيازمنديهاى
حاكميت بپردازد.

 

 

 

|174|
«خطبه هاى نماز جمعه براى آن تشريع شده است كه چون روز جمعه روز
حضور عمومى است، لذا براى حاكم وسيله اى براى موعظه و تشويق به
فرمانبرى و هشدار از نافرمانى و آگاهى بخشى بر آنچه كه مصلحت دين ودنياى
مردم است و اطلاع رسانى از آنچه در اطراف آنها اتفاق افتاده است واز
نگرانيهايى كه مى تواند براى آنان سودمند يا زيان بخش باشد... ودوتا شدن
خطبه ها نيز براى آن است تا يكى براى سپاسگزارى به درگاه خداوند و ديگرى
براى بيان نيازمندى ها و عذرها و تذكر به بيم ها و اميدها و براى آموزش هاى
ضرورى و اوامر و نواهى و مصالح و مفاسد باشد.»

بيان يكايك مواردى كه در اين حديث پربركت آمده، نيازمند بحثى جداگانه است و ما
اكنون درصدد آن نيستيم، اما به طور كلى بايد بر اين نكته تأكيد كنيم كه خطبه هاى نماز جمعه
يك كلاس منظم و تعطيل ناشدنى آموزش عمومى، يك دانشگاه فراگير از سوى مطمئن ترين
فردى است كه خود مديريت جامعه را برعهده دارد و در هر هفته سخنهاى بسيارى دارد
تابامردم خود در ميان بگذارد و ضمن آشنا نمودن آنان با سياست هاى اجرايى شهر و كشور،
اعتماد و اتفاق مردم را پشتوانهء فعاليت هاى اجتماعى خود قرار دهد. به ويژه آنكه اين
كلاس در فضايى الهى و عبادى برگزار شده و كانون آن را عبادت خداوند تشكيل مى دهد
وهمگان رو به سوى معبود حقيقى دارند و گفتن و شنيدن هر جمله را اداى تكليف
الهى مى شمرند. نه سخن بيهوده و لغو و ناپسند بر زبان مى رانند و نه از شنيدن سخنان
گمراه كننده رنج مى برند. سرآغاز گفتار با پيام تقوا و سرانجام آن با سرود وحى الهى ـ آيات
قرآن ـ آراسته شده است . به راستى چنين تركيب توحيدى را در كدامين پرستشگاه معنوى
ويا انجمن حزبى و سياسى و يا دانشگاه علمى و اجتماعى مى توان سراغ گرفت ؟! به حق
بايدگفت آنانكه اين تدبير الهى را بر نمى تابند و ارج نمى نهند و يا در تبديل آن به
شكلى بى محتوا مى كوشند، همان به كه به دريوزگى جاهليت مدرن ليبرال دمكراسى بنشينند
و در انتظار سياستى جداى از دين و تشكيلات عمومى اى جدا از جمعه و جماعت
وصداوسيمايى جدا از وحى و عقل آسمانى و... به تماشاى فلسطين و افغانستان و عراق
سرگرم شوند!

 

 

|175|

7. نماز جمعه و آداب معاشرت

از ديگر اسرار اين عبادت ممتاز، آموزش و رعايت آداب معاشرت و ارتباط مؤمنان با
يكديگر است؛ همانگونه كه پيشتر اشاره شد، نماز جمعه ذكر است و براى تذكر و يادآورى
هر چيز نياز به زمينه هاى تذكر بخش و تداعى كننده وجود دارد. برخى از اين زمينه ها را خود
انسان مى آفريند و بعضى نيازمند توفيق الهى است كه قسمتى از عوامل توفيق نيز در دست
خود انسان است . بسيارى از آداب ورود به مسجد و حضور در نماز جماعت و به ويژه نماز
جمعه، كه در احاديث آمده است، آدابى دقيق و ظريف است كه از يك سو زمينه ساز توفيق
الهى براى تداوم و كمال عبادت خداوند و از سوى ديگر رعايت حقوق برادران مؤمن و ادب
حضور در محضر آنان را مى آموزد.

مرحوم شهيد ثانى (قدس سره) پس از اشاره به اينكه ذكر خدا يكى از مهمترين اسرار نماز جمعه
است، معتقد است براى تحصيل آمادگى و زمينه سازى ذكر الهى بر استحباب غسل جمعه
تأكيد شده و به نظافت و خوشبو نمودن خود سفارش شده و به پوشيدن لباس آبرومند و
آرايش و اصلاح سر و صورت و ديگر آداب و سنن تذكر داده شده است و تو خود مى توانى
در كنار اقدام به اين آداب و اعمال، خواسته هاى بسيار و نيت هاى بيشمار داشته باشى؛ مثلاً
همراه با نيت غسل روز جمعه نيت غسل توبه و غسل ورود به مسجد نمايى و به هنگام
پوشيدن لباس خوب و معطر نمودن خود، نيت تبعيت از پيامبر و مشابهت به او و تعظيم
مسجد و احترام به مؤمنان را در نظر داشته باشى و هدفت نشاط و شادابى دوستان و
همنشينان باشد تا مبادا با ديدن لباس آلوده و بد بوى تو گرفتار غيبت شوند و به تو
بدبين گردند.[34]

اميد آن است كه با تحقق و تجلّى ولايت حقه، جمعيت متفرّق مسلمانان انسجام
ووحدت يابد و نمازهاى جمعه و جماعت بيش از پيش همچون خارى در چشم دشمنان
ومدرسه اى براى هدايت تشنه كامان و مجلس انسى براى دلدادگان معرفت الهى و در هر
روز و هر هفته ميعادگاه مؤمنان باشد. آمين يا ربّ العالمين.

 


پى نوشت ها
[1] امام خمينى(قدس سره)، چهل حديث، ص‏125، مؤسسه نشر آثار امام.

 

[2] فيض كاشانى، المحجة البيضاء في تهذيب الاحياء، جامعه مدرسين، ج‏2، ص31

 

 

|176|
[3] سوره جمعه: 9

 

[4] ر.ك.به: چهل حديث، امام خمينى، صص291-294

 

[5] در حديثى، پيامبر اسلام مى‏فرمايد: هر روز جمعه براى شما ثواب يك حج ويك عمره است، حج شما
شتاب و مبادرت به نماز جمعه و عمره شما انتظار اقامه نماز عصر پس از نماز جمعه است. ر.ك.به:
كنزالعمال. ج‏7، ص‏737، ح21173

 

[6] شيخ حرّ عاملى(قدس سره)، وسائل الشيعه، ج‏5، ص‏372، ح‏10685، چاپ اسلاميه.

 

[7] همان، ص394

 

[8] متقى هندى، كنز العمال، ج‏7، ص‏581، ح‏20355، بيروت.

 

[9] فيض كاشانى، ابواب الجنان، تحقيق سيدحسين فاطمى، مجله فقه اهل بيت، شماره‏31، ص236

 

[10] آيت الله طالقانى، پرتوى از قرآن، ج‏1، ص‏31، شركت انتشار.

 

[11] ابوعلى احمدبن محمد ابن مسكويه، تهذيب الأخلاق و تطهير الأعراق، بيروت، 1398ق، ص128

 

[12] ر. ك شهيد ثانى(قدس سره)، التنبيهات العليّة على الوظائف الصلاة القلبيه، نشر آستان قدس، 1371

 

[13] امام خمينى(قدس سره)، سرالصلاة، مؤسسه نشر آثار، ص‏32، چاپ هفتم

 

[14] محمد بن سعد: ترجمة الامام الحسين من الطبقات الكبير، تحقيق السيد عزيز الطباطبائى، ص38

 

[15] مرحوم كلينى، فروع كافى، ج‏4، ص‏170، ح‏2، چاپ اسلاميه.

 

[16] المحجة البيضاء، ج‏2، ص15

 

[17] وسائل الشيعه، ج‏5، ص17

 

[18] محدث نورى، مستدرك الوسائل، ج‏6، ص7

 

[19] محمدى رى شهرى، ميزان الحكمه، ح 9627

 

[20] وسائل الشيعه، ج‏5، ص372

 

[21] همان، ص46

 

[22] همان، ص7

 

[23] كنزالعمال، ج‏7، ص‏623، ح20575

 

[24] وسائل الشيعه، ج‏5، ص377

 

[25] المحجة البيضاء، ج‏1، ص342

 

[26] وسائل الشيعه، ج‏5، ص371

 

[27] همان، ص377

 

[28] همان، ص6

 

[29] همان.

 

[30] المحجة البيضاء، ج‏2، ص14

 

[31] وسائل الشيعه، ج‏3، ص479

 

[32] المحجة البيضاء، ج‏1، ص342

 

[33] وسائل الشيعه، ج‏5، ص39

 

[34] التنبيهات العليّه، صص187-183
تعداد نمایش : 2373 <<بازگشت
 

 فهرست مجلات فصلنامه حکومت اسلامی بصورت فایلهای PDF

 

 

 فهرست کتاب ها 

 

 

درس خارج
«فقه نظام سیاسی اسلام»
استاد: حضرت آیت‌الله محسن اراكی دام‌عزه

         کلیه حقوق برای مرکز تحقیقات علمی دبیرخانه خبرگان مجلس محفوظ است.

صفحه اصلی|اخبار|راهنمای تنظیم و ارسال مقالات|کتاب ها|فصلنامه|درباره ما