منوی اصلی

«اثخان فی‌الارض» مجوز تشدید نامحدود خشونت نیست

تاریخ انتشار: 1405/07/02     
«اثخان فی‌الارض» مجوز تشدید نامحدود خشونت نیست
حجت‌الاسلام والمسلمین گرامی‌پور در نخستین پیش‌همایش هشتمین دوره کتاب سال حکومت اسلامی، با ارائه بحثی با عنوان «تبیین تفسیری و فقهی اثخان فی‌الارض در جنگ نامتقارن»، به بررسی مبانی تفسیری، فقهی، کلامی و راهبردی این مفهوم پرداخت و تأکید کرد که «اثخان فی‌الارض» را نمی‌توان یک فن رزمی، مجوزی مستقل برای تشدید نامحدود خشونت یا حتی عنوان یک سلاح تلقی کرد.

عضو هیئت علمی دانشگاه قم در ابتدای سخنان خود اظهار کرد: عنوان انتخاب‌شده برای این بحث، «تبیین تفسیری و فقهی اثخان فی‌الارض در جنگ نامتقارن» است و در این نوشتار، برشی از این مسئله که پیش‌تر مطرح نشده، بررسی می‌شود. مباحث در قالب مجموعه‌ای از نکات حقوقی ارائه شده و مبانی فقهی، کلامی و راهبرد اثخان فی‌الارض در نبرد نامتقارن مورد بررسی قرار می‌گیرد.

حجت‌الاسلام والمسلمین گرامی‌پور افزود: مدعای مرکزی و فرضیه‌های این بحث آن است که تعبیر قرآنی «اثخان فی‌الارض» را نمی‌توان یک فن رزمی، یک مجوز مستقل برای تشدید نامحدود خشونت یا حتی عنوان یک سلاح تلقی کرد. اثخان در دو آیه قرآن، یعنی آیه ۶۷ سوره انفال و آیه ۴ سوره محمد، وصف یک نتیجه عینی در میدان منازعه است.

عضو هیئت علمی دانشگاه قم توضیح داد: این نتیجه به این معناست که نیروی مهاجم چنان ناتوان شده باشد که قدرت مؤثر برای ادامه تعرض یا بازتولید فوری صحنه نبرد از او زائل شود. اگرچه درباره معنای اثخان مباحث و آرای متفاوتی وجود دارد، تحقق این نتیجه یک آستانه حقوقی ایجاد می‌کند که پیش از آن آستانه، اخذ اسیر نباید جانشین دفع خطر بالفعل شود؛ همان چیزی که در آیه ۶۷ سوره انفال آمده است.

وی ادامه داد: پس از آن، طبق آیه چهارم سوره محمد، به مرحله بعدی منتقل می‌شویم. این دو آیه ناسخ یکدیگر نیستند، بلکه تکمیل‌کننده یکدیگر محسوب می‌شوند و تعارض و تزاحمی میان آنها وجود ندارد. مفاهیم این دو آیه در یک نظام حقوقی، تکمیل‌کننده یکدیگر هستند. پیش از آن آستانه، اخذ اسیر نباید جانشین دفع بالفعل شود و پس از آن، شخصی که تحت سلطه قرار می‌گیرد و موضوع حکم اسیر می‌شود، از مقاتله بالفعل تبدیل به اسیر واجب‌الوثاق شده و فداء قرار می‌گیرد.

فقه اثخان؛ قاطعیت مقید به موضوع، تناسب، تفکیک و توقف

حجت‌الاسلام والمسلمین گرامی‌پور با بیان اینکه «فقه اثخان، فقه قاطعیت مقید به موضوع، تناسب، تفکیک و توقف است»، گفت: این مسئله نه فقه خشونت رهاشده از غایت است و نه فقه تعلل در دفع تجاوز. به عبارت دیگر، این دو آیه جلوی افراط و تفریط را می‌گیرند.

وی افزود: در معنای «اثخان فی‌الارض»، برخی آن را به معنای شدت در قتل گرفته‌اند، اما دلیلی نداریم که اثخان به معنای شدت در قتل باشد؛ بلکه قتل تنها یکی از مصادیق آن است و شاید مصداق تاریخی آن باشد که در جنگ‌های فعلی چندان مصداق پیدا نکند.

مسئله پژوهشی و مرزبندی بحث

وی در ادامه با اشاره به مسئله پژوهشی و مرزبندی بحث اظهار کرد: برای جلوگیری از هم‌پوشانی با سایر مباحث، بحث بر یک مسئله محدود اما بنیادی متمرکز می‌شود. نخست باید مشخص شود که اثخان در منطق قرآنی دقیقاً چه مفهومی دارد و تحقق یا عدم تحقق آن، چگونه رژیم حقوقی رفتار حکومت اسلامی را در جنگ، به‌ویژه در جنگ نامتقارن، تفکیک می‌کند.

وی ادامه داد: هرچند این امر در جنگ‌های کلاسیک تا حدودی آسان‌تر است، اما در جنگ نامتقارن، مصداق‌شناسی آن دشوارتر می‌شود. فرضیه ما این است که بسیاری از خطاهای استنباطی در درک مفهوم تفسیری و فقهی این آیات، از خلط چهار مقام پدید می‌آید؛ نخست مفهوم‌شناسی اثخان، دوم احراز موضوع خارجی، سوم مشروعیت وسیله‌ای که در برابر تهدید به کار می‌رود و چهارم آثاری که پس از تحقق غلبه بر دشمن نمودار می‌شود.

حجت‌الاسلام والمسلمین گرامی‌پور تصریح کرد: از آیه اثخان به‌تنهایی نمی‌توان مشروعیت هر وسیله جنگی را استنتاج کرد؛ چراکه این آیه اصلاً در مقام بیان چنین مسئله‌ای نیست. از طرفی، از وجوب دفع دشمن نیز نمی‌توان استمرار شدت را پس از زوال موضوع استنباط کرد.

وی جنگ نامتقارن را نیازمند این تفکیک دانست و گفت: جنگ نامتقارن صرفاً تفاوت در حجم تجهیزات یا عدم تقارن آنها نیست، بلکه واجد معیارهای مختلفی از جمله پراکندگی سازمانی، حضور بازیگران غیردولتی، اختلاط محیط عملیاتی با جمعیت غیرنظامی، جنگ شناختی، سایبری و موضوعات دیگر مرتبط با جنگ نامتقارن است.

وی افزود: این پیچیدگی‌های موجود در جنگ نامتقارن، موضوع حکم را توسعه نمی‌دهد. در برخی از نوشته‌ها، قید «فی‌الارض» به محیط اجتماعی و سیاسی توسعه داده شده است، اما به نظر نمی‌رسد که این آیه ظرفیت چنین توسعه‌ای را داشته باشد. البته این ابعاد نفی نمی‌شوند، اما برای اثبات آن هدف باید از ادله دیگری استفاده کرد. این پیچیدگی معرفتی، موضوع حکم را توسعه نمی‌دهد؛ فقط بار اثبات و ضرورت رجوع به خبره را سنگین‌تر می‌سازد.

مفهوم‌شناسی اثخان

وی در بخش دیگری از سخنان خود به ریشه لغوی و ساخت صرفی «اثخان» پرداخت و گفت: ماده «ث خ ن» در اصل بر غلظت، سنگینی و استحکام دلالت دارد. ابن فارس آن را به معنای صلابت و غلظت برمی‌گرداند و ابن منظور درباره «اثخن فی العدو» می‌گوید که این عبارت در مورد کثرت جراحت و ناتوان کردن دشمن سخن می‌گوید.

حجت‌الاسلام والمسلمین گرامی‌پور افزود: اساساً باب افعال در «اثخن» بر ایجاد همان ثخن و ناتوانی و معانی مشابه در متعلق خود دلالت دارد؛ یعنی فاعل وضعیتی را پدید می‌آورد که طرف مقابل دچار خفت، عدم تحرک و ناتوانی در میدان جنگ شود. این معنایی است که ما در نظر گرفته‌ایم.

وی دو احتیاط روش‌شناختی را در این بحث ضروری دانست و گفت: احتیاط نخست این است که تعبیر لغوی «اثخن فی العدو قتلاً» که برخی اثخان فی‌الارض را به معنای کثرت قتل در نظر گرفته‌اند، بیان مصداق غالب در جنگ‌های کهن بوده است.

وی توضیح داد: در جنگ‌های کهن نیروها رودرروی یکدیگر قرار می‌گرفتند، جنگ‌ها تن‌به‌تن بود و عمدتاً نیروهای انسانی با یکدیگر مقابله می‌کردند؛ زیرا سلاح‌هایی که بتوانند کشتار جمعی ایجاد کنند موجود نبود. بنابراین معیار اینکه دشمن ناتوان شود، کثرت قتل بود. همین که تعداد افراد نظامی کم می‌شد، نشان می‌داد که ناتوان شده‌اند.

وی تأکید کرد: بنابراین «اثخن فی العدو قتلاً» بیان مصداق غالب در جنگ‌های کهن بوده، نه یک تعریف منطقی منحصر در قتل. نتیجه مقصود، شکستن قدرت مؤثر دشمن است که طبیعتاً قتل هم یکی از مصادیق آن به شمار می‌رود.

وی با اشاره به تفاوت جنگ‌های کنونی اظهار کرد: در جنگ‌های فعلی اساساً قتل معمولاً به این شکل نیست و نیروهای نظامی خیلی درگیر نمی‌شوند؛ بلکه جنگ‌های هوایی و الکترونیک در جریان است.

قید «فی‌الارض» و محدوده اثخان

حجت‌الاسلام والمسلمین گرامی‌پور در ادامه گفت: نکته دوم این است که قید «فی‌الارض» در آیه انفال نباید بدون دلیل به معنای استیلای جهانی یا سیطره سیاسی نامحدود تلقی یا توسعه داده شود. سیاق آیه در ارتباط با وضعیت عینی نبرد و تقدم اثخان بر اخذ اسیر است.

وی افزود: ترکیب «فی‌الارض» ظرف تحقق غلبه است، نه دلیل مستقلی برای توسعه‌ای که آن را مبنای غلبه اقتصادی و رسانه‌ای قرار دهیم؛ البته رسانه را شاید بتوانیم در جاهایی جزء ابزار جنگ بشماریم. اما توسعه دادن آن به همه ابعاد اجتماعی صحیح نیست و آیه ظرفیت آن را ندارد.

وی ادامه داد: در کاربردهای فقهی نیز ملاحظه می‌کنیم که اثخان، حقیقت شرعی جدیدی پیدا نکرده است. با بررسی عبارات حلبی، علامه و شیخ در ابواب مختلف، درمی‌یابیم که این ماده در معنای عرفی «از کار انداختن، ناتوان ساختن یا جراحت شدید» به کار رفته است. بنابراین عناصر حکم را باید از نظم ادله استخراج کنیم و این امر با توسعه خطابی ممکن نیست.

تحلیل قرآنی و فقهی آیات اثخان

حجت‌الاسلام والمسلمین گرامی‌پور در ادامه با اشاره به آیه ۶۷ سوره انفال اظهار کرد: این آیه بیان می‌کند که شأن نبی این نیست که اسیر بگیرد تا اینکه اثخان در زمین محقق شود. پیش‌تر اثخان را به معنای ناتوان کردن و غلبه بر دشمن توضیح دادیم. در ادامه آیه نیز آمده است که شما متاع دنیا را می‌خواهید، اما خداوند آخرت را اراده کرده است.

وی درباره آیه چهارم سوره محمد نیز گفت: زمانی که در میدان جنگ با کفار روبه‌رو می‌شوید، مرحله اول این است که گردن‌هایشان را بزنید، اما تعبیر «حتی» بیان می‌کند که این زدن گردن نیز غایت دارد؛ یعنی این‌گونه نیست که تا انتها گردن همه زده شود. «حتی إذا اثخنتموهم» یعنی این زدن ادامه دارد تا اینکه اثخان ایجاد شود.

وی افزود: وقتی اثخان ایجاد شد، آن موقع «فشدوا الوثاق»؛ یعنی آنها را ببندید. چه‌بسا اشاره به این داشته باشد که طوری ببندید که دیگر نتوانند به میدان جنگ برگردند. بعد از آن، «فإما مناً بعد وإما فداء»؛ یا منت بگذارید و آنها را آزاد کنید یا در برابر آزاد کردنشان فدیه بگیرید.

حجت‌الاسلام والمسلمین گرامی‌پور ادامه داد: هرچند در روایات جایگزین اینها، بحث قتل و استرقاق نیز مطرح است، اما در قرآن درباره قتل اسرا یا استرقاق آنها در این آیه صحبتی نشده است؛ یعنی یک دوگانه قرار داده شده که یا آزادشان کنید یا فدیه بگیرید. این محتوای تنها دو آیه‌ای است که درباره این ماده در قرآن داریم.

وی با اشاره به آرای مفسران اهل سنت و شیعه اظهار کرد: با مراجعه به آرای مفسران اهل سنت درمی‌یابیم که عمدتاً به سمت قتل و قتل شدید گرایش یافته‌اند. اما در مفسران شیعه، امثال علامه طباطبایی، امین‌الاسلام طبرسی در مجمع‌البیان، شیخ طوسی و بزرگان دیگر، با وجود اختلافاتی در شأن نزول و تعیین مصداق، قدر مشترک این است که آیه ناظر به موقعیتی است که هنوز شوکت دشمن شکسته نشده است.

وی افزود: مادامی که شوکت دشمن شکسته نشده، آیه منع می‌کند که به سمت اسیر گرفتن برویم. در بحث جنگ، زمانی که جنگ هنوز سنگینی خود را زمین نگذاشته، دستور بر قتل است و نباید مهلت و امان داد؛ ولی وقتی سنگینی جنگ می‌نشیند، طبیعتاً شرایط فرق می‌کند. در فقه جهاد نیز بین این دو موقعیت تفصیل قائل شده‌اند.

وی خاطرنشان کرد: اهتمام زودهنگام به دنبال اسیر گرفتن و فدیه گرفتن، با غرض اصلی قتال منافات دارد و آن غرض را مخدوش می‌کند. بنابراین خداوند این تقابل را نکوهش کرده است. نکوهش خداوند در این تقابل است، نه در اصل اسیر گرفتن؛ چراکه در سوره محمد می‌فرماید وقتی سنگینی جنگ نشست، می‌توانید اسیر بگیرید.

حجت‌الاسلام والمسلمین گرامی‌پور گفت: بنابراین نکوهش مطرح‌شده در سوره انفال ناسخ سوره محمد نیست؛ برخلاف ادعای برخی که این دو آیه را ناسخ و منسوخ می‌دانند. این نکوهش ناظر به تقابل عرض دنیا با آخرت است، آن هم نه به نحو مطلق؛ چراکه در آیات بعدی آن، غنیمت گرفتن نیز ذکر می‌شود.

وی افزود: نکوهش متوجه وارونگی ترتیب غایات است؛ اینکه منفعت نزدیک دنیا را به جای دفع تهدید و امتثال تکلیف عمومی قرار دهید. از نظر اصولی، این «حتی» غایت برای جواز یا صلاحیت اخذ اسیر در وضعیت جنگی است.

وی آیه چهارم سوره محمد را نوعی تفسیر فنی‌تر برای این موضوع دانست و گفت: این آیه یک توالی چهارمرحله‌ای حقوقی را مشخص می‌کند؛ گویی تفصیلی برای آیه ۶۷ سوره انفال است. آیه چهار سوره محمد ساخت کامل‌تری ارائه می‌دهد و چهار مرحله را مشخص می‌کند: نخست، مواجهه رزمی؛ «فضرب الرقاب». دوم، استمرار قتال تا تحقق اثخان. سوم، بستن آنها، «شد وثاق»، پس از غلبه. و چهارم، مرحله بعدی؛ من یا فداء.

جنگ در اسلام دارای قواعد است

حجت‌الاسلام والمسلمین گرامی‌پور تصریح کرد: این ترتیب صرفاً نظم ادبی و آهنگین نیست، بلکه واقعاً معماری رژیم حقوقی در جنگ مسلمانان است. مسلمانان نمی‌توانند دقیقاً از همان ابزاری که دشمن استفاده می‌کند، استفاده کنند. نگاه شارع مقدس فقط به پیروزی دنیوی و قدرت مادی نیست.

وی افزود: معتقدم رژیمی که خداوند چیده، هرچند به ظاهر در جاهایی دست ما را می‌بندد و شاید فکر کنیم اگر این قواعد نبود موفق‌تر بودیم، اما اگر این احکام را به علاوه سنت‌های الهی و نصرت الهی در نظر بگیریم، در مجموع می‌بینیم که موفقیت با مسلمانان است.

وی ادامه داد: این نکته در بحث سلاح هسته‌ای نیز صادق است؛ اگر فقط قدرت دنیایی را ببینیم، شاید فتوایی که رهبر شهید به ما داده‌اند، سنگین به نظر بیاید. اما نباید فارغ از نصرت و سنت الهی جنگ‌ها را دید. باید حدود الهی را زیر پا نگذاریم.

وی با اشاره به جنگ بدر گفت: در جنگ بدر ملائکه حضور داشتند. همچنین اخیراً دست خداوند را در بحث یمن دیدیم که چگونه در برابر عربستان با خریدهای میلیارد دلاری ایستادگی کردند. همان‌طور که رهبر شهیدمان فرمودند، نگران نباشید، این ابزار جنگی ان‌شاءالله به دست رزمندگان اسلام می‌افتد.

پیش از اثخان و پس از تحقق غلبه

حجت‌الاسلام والمسلمین گرامی‌پور اظهار کرد: پیش از اثخان، شخصی که بالفعل در سازمان رسمی دشمن عمل می‌کند، موضوع قواعد قتال است. البته قواعد قتال نیز مطلق نیست که هر عملکردی داشته باشیم؛ آن هم در حدود منع تعدی است، مانند اینکه مثله نکنید یا پیرها را نکشید، همان‌گونه که در روایت مسعدة بن صدقه آمده است.

وی افزود: با تحقق غلبه و قرار گرفتن دشمن در چارچوب سلطه، «شد وثاق» جای «ضرب الرقاب» را می‌گیرد. وثاق ناظر به مهار خطر فرار و بازگشت فوری به جنگ است.

وی با اشاره به روایتی درباره رفتار با زخمی‌ها گفت: در روایتی داریم که حضرت در یک جنگ دستور داد زخمی‌ها را بکشید؛ با وجود اینکه در جایی می‌فرمایند زخمی‌ها و فراری‌ها را دنبال نکنید، اما در جنگ با معاویه، حضرت دستور می‌دهند که بکشید. تحلیل این مسئله این است که چون آنها سازمان‌یافته هستند، اگر کشته نشوند دوباره برمی‌گردند. اما در مورد فتنه‌هایی که وجود داشت، سازماندهی‌شده نبودند، فریب خورده بودند و پس از جنگ به سر زندگی‌شان می‌رفتند.

وی در جمع‌بندی نسبت دو آیه گفت: جمع بین آیه ۶۷ سوره انفال و آیه چهار سوره محمد این است که نسبت این دو آیه، نسبت منع و تنظیم است. سوره انفال می‌گوید پیش از شکستن قدرت مؤثر دشمن، اسیرگیری نباید جای تکلیف اصلی را بگیرد. آیه چهار سوره محمد می‌گوید پس از تحقق آن آستانه، می‌توانید اسیر کنید و برای آن اسیر کردن نیز یک تدبیر انسانی ارائه می‌دهد.

اثخان؛ نتیجه است، نه وسیله

حجت‌الاسلام والمسلمین گرامی‌پور در ادامه با تأکید بر اینکه «اثخان نتیجه است، نه وسیله»، گفت: مهم‌ترین ثمره مفهومی این مبحث آن است که اثخان معیار نتیجه است، نه عنوان وسیله. این موضوع باید در کنار آیات دیگر و در یک نظام قرار گیرد.

وی افزود: آیه ۶۰ سوره انفال، یعنی آیه «إعداد قوه»، تکلیف آمادگی و بازدارندگی را بیان می‌کند. آیه چهارم سوره محمد، اثخان و وضعیت حاصله در قتال بالفعل را بحث می‌کند و آیه ۱۹۰ سوره بقره نیز عدم اعتداء را بیان می‌کند. این آیات باید در یک دستگاه و در کنار یکدیگر دیده شوند.

وی تصریح کرد: بنابراین اگر یک وسیله‌ای در سطح راهبردی به تضعیف دشمن کمک کند، صرف این کارآمدی، آن را مشروع نمی‌کند؛ زیرا ما قواعد قدرت را بر اساس چیزی که علوم سیاسی می‌گوید تعریف نمی‌کنیم.

وی ادامه داد: مشروعیت وسیله تابع عنوان مستقل، ضرورت، تناسب و تفکیک، قابلیت انتساب هدف، منع غدر و وفای به عهد است؛ یعنی رعایت همان گزاره‌هایی که از روایت مسعدة بن صدقه استنباط می‌شود.

تحول موضوع اثخان در جنگ نامتقارن

وی در بخش دیگری از سخنان خود به تحول موضوع اثخان در جنگ نامتقارن پرداخت و اظهار کرد: در جنگ‌های کلاسیک، نشانه‌های تحقق اثخان تا حدی محسوس بود؛ مثلاً فرمانده دشمن تسلیم می‌شد، فرار دسته‌جمعی می‌کردند، موضع خود را از دست می‌دادند یا انهدام صف و از بین رفتن آرایش نظامی آنها رخ می‌داد. اینها نشانه‌های تحقق اثخان بود.

حجت‌الاسلام والمسلمین گرامی‌پور افزود: اما در جنگ نامتقارن، نیروهای متخاصم ممکن است اصلاً فاقد آرایش ثابت باشند؛ مثلاً هسته‌های پراکنده باشند، از ظرفیت بازتولید سریع برخوردار باشند یا خصوصیات دیگری داشته باشند.

وی تصریح کرد: بنابراین احراز اثخان را نمی‌توانیم با شمار تلفات یا تصرف جغرافیا مساوی بدانیم؛ زیرا نیروها پخش می‌شوند و به قسمت دیگری می‌روند و تا می‌آیید در آن منطقه مستقر شوید، از جهت دیگر حمله می‌کنند.

وی پیشنهاد کرد: به‌ویژه در جنگ نامتقارن، باید شاخص‌های پیشنهادی برای احراز اثخان ارائه دهیم تا مشخص شود که احراز اثخان چگونه تحقق پیدا می‌کند.

وی برخی از این شاخص‌ها را چنین برشمرد: از دست رفتن فرماندهی مؤثر، کاهش توان اجرای حمله قریب‌الوقوع، قتل یا اختلال پایدار در زنجیره تجهیز مرتبط با تجاوز، ناتوانی از سازماندهی مجدد در افق زمانی متناسب با تهدید، امکان انتقال از عملیات رزمی به کنترل و شاخص‌های دیگر.

وی در عین حال تأکید کرد: هیچ‌کدام از این شاخص‌ها نص شرعی ندارد؛ اینها ابزار موضوع‌شناختی هستند که اتفاقاً ممکن است در هر منازعه‌ای به تبع همان منازعه تفاوت کنند و ثابت نباشند.

صلاحیت تشخیص و ساختار نهادی تصمیم‌گیری

حجت‌الاسلام والمسلمین گرامی‌پور بخش دیگری از سخنان خود را به بحث صلاحیت تشخیص و ساختار نهادی تصمیم اختصاص داد و گفت: اثخان از موضوعات مرکب است که یک جزء آن فقهی و سایر اجزای آن کارشناسی است.

وی توضیح داد: فقیه حدود مفهوم و قیود رفتار را مشخص می‌کند و آثار تحقق موضوع را استنباط می‌کند؛ اما این کارشناس نظامی، اطلاعاتی، سیاسی و فناوری است که در مورد استمرار و زوال توان مؤثر ممکن است اظهار نظر کند.

عضو هیئت علمی دانشگاه قم افزود: در نهایت، ولی امر یا نهاد قانونی صالح است که تصمیم الزام‌آور عمومی را به لحاظ مصالح و مفاسد می‌تواند اثبات کند. بنابراین خلط این سه مقام، یا به فنی‌سازی بی‌ضابطه حکم شرعی منجر می‌شود یا به فقهی‌نمایی داوری صرفاً عملیاتی. هر دو آسیب نشان می‌دهد که تشخیص موضوع قابل واگذاری به غیرکارشناس نیست.

وی در ادامه به برخی دیگر از مباحث مرتبط با موضوع نشست اشاره کرد و گفت: سایر مباحث عبارتند از حکم اسیر در فقه کلاسیک امامی و در فقه معاصر، اساساً بازخوانی معاصر از من، فداء و استرقاق و اینکه استرقاق در رژیم‌های حقوقی کنونی اصلاً معنا دارد و آیا می‌توانیم چیزی به عنوان اسیر بگیریم یا خیر.

حجت‌الاسلام والمسلمین گرامی‌پور افزود: نکته دیگر، بررسی مبنای کلامی تقدم غرض الهی است که گوشه‌هایی از آن توضیح داده شد؛ مبنی بر اینکه نباید غرض دنیا را بر اراده خداوند مقدم کرد.

عضو هیئت علمی دانشگاه قم همچنین نسبت اثخان با اصول حاکم بر فقه سیاسی را از دیگر مباحث مهم دانست و گفت: در نهایت، الگوی پنج‌گانه کنترل شریعت مطرح است؛ یعنی هر تصمیمی که گرفته می‌شود، باید در یک ماتریس قرار بگیرد و آزمون شود که نتیجه چه خواهد شد و این ماتریس پنج محور دارد.

اشتراک گذاری:
نظرات
اطلاعات تماس
آدرس:  قم، ساختمان دبیرخانه مجلس خبرگان رهبری
تلفن:  02537741322
پایگاه‌های مرتبط
- پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری
- دبیرخانه مجلس خبرگان رهبری
- فصلنامه حکومت اسلامی
 
شبکه‌های اجتماعی
---